سایر خبرها
درخواست طلاق به خاطر نرفتن به رستوران مجلل!
رستوران می رود گران قیمت ترین و شیک ترین رستوران ها را انتخاب می کند، اما وقتی مرا می خواهد به رستوران ببرد سعی می کند یک جای معمولی و ارزان قیمت را پیدا کند. زن جوان ادامه داد: اگر بخواهد برای من خریدی کند دست روی ارزان ترین جنس ها می گذارد و وقتی من خودم می خواهم چیز گرانقیمتی بخرم پول نمی دهد، آقای قاضی احساس می کنم شوهرم نسبت به من بی اهمیت است برای همین درخواست طلاق و جدایی دارم. بعد از حرف های این زن قاضی شوهر وی را به دادگاه احضار کرد.
طلاق همسر بخاطر عمل زیبایی بینی
که به خانه نیامده و در این مدت چند بار برادرم پا در میانی کرد تا او را به زندگی برگرداند ولی تلاش هایش نتیجه نداشتند. چند روز پیش وقتی احضاریه دادگاه به دستم رسید تازه فهمیدم که او درخواست طلاق کرده و دیگر نمی خواهد با من زندگی کند. توقعات بیجا میترا اشک می ریخت و می گفت که فقط برای زیباتر شدن دست به عمل جراحی زده و نمی خواسته شوهرش را ناراحت کند و فرامرز، ساکت و آرام فقط به
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/3
/> - خیر من فقط می دانستم که قرار است این سه خانواده گزینش شده با محوریت زن های خانواده در فیلم حضور داشته باشند اما در پروسه تولید به مرغ عشق رسیدم که هم از لحاظ روایی و هم مفهومی می توانست به عنوان یک نخ تسبیح ارتباط دهنده بین کاراکترها باشد. پس در پلات و فیلمنامه اولیه این شیوه روایت وجود نداشت اما زمانی که متوجه شدم از لحاظ روایی حضور این مرغ عشق ها می تواند در تعریف داستان به من کمک کند سوژه ها
انگشت اتهام دختر به 2 دایی در قتل پدر
/> ساعت 11 صبح دیروز 14 بهمن ماه امسال جلسه رسیدگی به این جنایت فامیلی در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی باقری برگزار شد. ابتدا دختر قربانی پشت تریبون قرار گرفت و خواستار قصاص دایی اش شد. وی گفت: همه اعضای خانواده ام متوجه ازدواج مجدد پدرم با همسر سابق دایی ام شده بودند و دایی جواد حق کشتن پدرم را نداشت. در این مرحله دختر جوان تقاضای جدیدی از
قتل کودک 4 ساله از سوی مرد شیشه ای/ عکس
زمان تولدش در سیستم گوارشی خود داشت ، صندلی ماشین را کثیف کرده است. در حالیکه همچنان در توهم مصرف شیشه بودم ، ابتدا چند ضربه به سر و صورتش زده و سپس برای آنکه صدای گریه کردنش را قطع کنم ، گردنش را گرفته و آنقدر فشار دادم تا صدایش قطع شد . در آن زمان متوجه شدم که آتیلا دیگر نفس نمی کشد. بلافاصله خودم را به خانه رسانده و از پدر و مادرم درخواست کردم تا آتیلا را به بیمارستان برسانند و خودم نیز در خانه
پدرخوانده قاتل را به اشد مجازات محکوم کنید
را قبول ندارم. متین از دست من افتاد و قتل او غیر عمد است. وی ادامه داد: من زن و بچه داشتم که با پریسا آشنا شدم. شوهرش او را با متین که آن زمان دوماهه بود رها کرد. من هم پریسا را صیغه کردم. چند روز پیش زن و بچه ام بودم و چند روز هم به خانه ای که برای پریسا گرفته بودم می رفتم. متین بیماری پوستی اگزما داشت. بدنش چرک می کرد و زخم می شد. زخم های دردناک و بدبویی داشت و باید این زخم ها را شست وشو می
مرد جوان در دادگاه خانواده؛ همسرم خانه داری بلد نیست
آفتاب : آفتاب: چندی پیش زوج جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق دادند. مرد جوان در خصوص علت درخواست طلاق به قاضی گفت: آقای قاضی همسرم اصلا خانه داری بلد نیست و هیچ وقت نمی تواند خانه مان را درست و حسابی تمیز کند. پذیرایی کردن بلد نیست و همیشه آبروی مرا پیش تمام آشنایان و بستگانمان می برد. وی ادامه داد:هربار به خانه می آیم همه جا کثیف و نامرتب است، همیشه به او می
رابطه پنهانی با جنایت پایان یافت
با من نیست، تصمیم گرفتم از او جدا شوم و این موضوع را هم به او گفتم بعد از کمی کشمکش در دادگاه از هم جدا شدیم. فکر می کردم با رفتن همسرم آرامش به زندگی ما برگردد و من و خواهرم بتوانیم راحت باشیم اما بعد از چند ماه متوجه شدم اشتباه کرده ام. متهم در ادامه گفت: مهران، همسرسابق من را عقد کرده بود و آنها به صورت صیغه ای با هم ازدواج کرده بودند. حالا دیگر مقصر همسرسابق من نبود، این مهران بود
برگی از فساد خاندان پهلوی؛ از حضور شاه در مجلس همجنس بازی تا مشکل فاحشه سوئدی و قتل معشوقه + سند
پلیس بود ولی افراد کنجکاو علیرغم هر چیز اطراف خانه را بررسی می کردند. کسانی که جنازه را دیده اند می گویند با لباس شب نبوده بلکه لباس تابستانی به تن داشته است. گیلدا در عین حال هیچگونه نامه ای از خود بجا نگذاشته و اسراش را با خود به گور برده بود. شاید اگر گیلدا نمی مرد و در ویلای مزبور به زندگی خود ادامه می داد عشق شاه را نیز فراموش می کرد ولی مرگ اسرار آمیز زن جوان کارها را زیر رو کرد
آتش بس
ایجاد می کند. کارشناس:دکتر سعید آزادی عصر روانشناس بالینی و مشاور خانواده سؤال: 6 سال است که ازدواج کرده ام و 2 دختر 3 ساله و 5 ساله دارم. چند ماهی است که متوجه شدم شوهرم معتاد به تریاک است. مسئله اعتیاد او خیلی مرا آزار می دهد و برایم غیرقابل تحمل است. چندبار از او خواستم ترک کند اما او قبول نمی کند که معتاد است و پنهانی مصرف می کند. تصمیم دارم از او جدا شوم اما برای فرزندانم
بولتن تئاتر ؛ مجلۀ خبری روزانۀ تئاتر و هنرهای نمایشی (15 بهمن)
کنیم. تاوان آزمون و خطای وزیر ارشاد و معاون هنری را می دهیم سی و سومین دوره جشنواره تئاتر فجر یکشنبه شب به کار خود پایان داد اما هنوز انتقادات به این جشنواره تمامی ندارد و هنرمندان نسبت به آن گلایه ها و انتقاداتی دارند، به همین دلیل ما با چند تن از هنرمندان این عرصه گفتگویی داشتیم که در ادامه می خوانید. خیر الله تقیانی پور کارگردان نمایش بوقلمون و برگزیده نگارش
قتل وحشیانه زن بی گناه توسط شوهرش
کشتن همسرم را نداشتم و فقط می خواستم او را ادب کنم. بعد از طلاق نزد مریم رفتم تا بچه هایم را ببینم. در این مدتی که آنجا بودم به درخواست مریم صیغه خوانده بودیم. آن زمان من به خاطر کارم در موقعیت بدی بودم. داشتم ورشکست می شدم به همین خاطر هم دلم نمی خواست همزمان با دست خودم زندگی ام را هم خراب کنم. روزحادثه من خانه مریم بودم. صبح که راهی فرودگاه شدم متوجه دو بسته شیشه در ساکم شدم.عصبانی به خانه
آزادی مدیر مدرسه با دیه یک میلیاردی
حکم آزادی مدیر مدرسه ای که از شش سال پیش به اتهام قتل بازداشت شده است دیروز در دادگاه کیفری استان تهران صادر شد. این مرد با پرداخت دیه یک میلیاردی توانست رضایت اولیای دم را جلب کند.رسیدگی به این پرونده از سوم آذر 87 به دنبال شکایت یک زن در دستور کار افسران کلانتری 106سنایی قرار گرفت. این زن گفت: شوهرم محرمعلی تحصیلدار یک مدرسه غیرانتفاعی است. او ساعت 3 بعد از ظهر برای گرفتن طلبش از مدیر مدرسه به
ما بدهکار انقلاب هستیم
بیرون معلوم نبود. هر چند قدم یک نفر را می انداختند پایین. شب بود. من نمی دانستم کجای تهران هستم. مقداری پول خرد داشتم. سوار تاکسی شدم. دیدم در تاکسی همه خیلی راحت دارند بحث سیاسی می کنند. کسی نمی ترسد. قبلا کسی جرأت این کارها را نداشت. داشتم مات و مبهوت بهشان گوش می دادم. یکی از آنها متوجه شد من زندانی هستم. گفت: از زندان آزاد شده اید؟ گفتم: بله. گفت: می دانید چه وظیفه سنگینی دارید؟ گفتم: تا حدودی
برخی می گویند چه معنی دارد شخصیت رمان انقلاب نامش کامبیز باشد؟!
به گزارش خبرنگار مهر، نشست نقد و بررسی رمان آه با شین نوشته محمدکاظم مزینانی سه شنبه شب 14 بهمن با حضور بلقیس سلیمانی، حسین بیات و نویسنده اثر در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد. مزینانی در این برنامه گفت: اعتقاد دارم که نباید حرف بزنم چون کارم را کرده ام و رمان خودش باید از خودش دفاع کند. اما چند نکته باقی می ماند که متوجه آنها نمی شوم. عده ای می گویند چریک های فدایی را تقدیس کرده ام و
انفجار جمعیت در اکران عصر یخبندان در برج میلاد
گفت: متاسفانه به نیروهای جوان و فیلمسازان اول نیروهای حرفه ای نمی دهند چون من با فیلمبردار و صدابردار آماتور نمیتوانم کار کنم که این یک بازی از سوی برخی دوستان می بینم که سینما نیست و ادا است به همین علت بازیها دروغ و پلاکرد فیلم ها من در آوردی است. - بازیگر فیلم چ ادامه داد: امیدوارم فیلم های اول طوری باشد که من هم بتوانم سال آینده با آن ها کار کنم چون من بازیگر حرفه ای هستم و با
مادری که قربانی خشم پسر شد
عمومی جرم محاکمه می شوی. فکر می کنی چه حکمی در انتظار توست؟ با این که دادستان علیه من شکایت کرده است، اما اعضای خانواده ام مرا بخشیده اند و راضی به زندانی شدنم نیستند. پدرم در دادگاه درخواست کرد آزادم کنند و برای قضات توضیح داد که من به عمد این کار را نکردم. امیدوارم قضات شرایطم را در نظر بگیرند و با توجه به این که 2 سال است زندانی هستم، آزادم کنند. امیدوارم طوری حکم دهند که زن و فرزندم بیشتر از
عامل جنایت در یک تماس تلفنی از داخل زندان پرده از جنایت تلخ برداشت
خود را درپایان راه دید و پای چوبه دار قرارگرفت. لحظه های دلهره آور ابراهیم قبل از طلوع آفتاب بود که درحالی که پابند به پا داشتم و دستبند به دست و چشم هایم را بسته بودند به همراه مامور زندان وارد حیاط زندان شدم. من را روی یک صندلی نشاندند.وقتی چشمانم را باز کردند دیدم که در مقابل خانواده مهدی هستم .به دست و پایشان افتادم و درخواست کردم من را ببخشند. من در این چند سال به اندازه کافی
سلیمی نمین: پرونده مختومه من دوباره مطرح شده است
تاریخی بود. مشایی سناریوی تاریخ هخامنشی محوری را که انگلیسی ها در دوران رضاخان تدوین و ترویج کرده بودند، دنبال می کند که بحث نظری تاریخی است. اعتراض کردم که بحث کارشناسی است شما از چندفرد تاریخدان استعلام کنید. وقتی 24دی ماه به دادگاه رفتم متوجه شدم که همه مواردی که قبلا مختومه شده بود دوباره مطرح شده؛ یکی همین مورد احمدی نژاد و دیگری شکایت آقای جاسبی بود. اتهام من هم توهین بود درحالی که من نه
حق طلاق به شرط چاقی!؟
شدم. شوهرم از چاقی متنفرهشرط ضمن عقد دارم برای اینکه اگه از 70 کیلو بیشتر بشم منو طلاق بده!!!چشمانم گرد شده اما هنچنان خونسردی خودم حفظ می کنم... شرط ود کضمن عقد.. شرط ضمن عقد!!!همچنان خانم ایکس داره از نوع عادات غذایی و کم تحرکی و مستعد بودن ژنتیکی ش برام می گه اما من هنوز از اون شرط ضمن عقد بیرون نیامده ام..ازم میخواد که هم بهش دارو بدم.. هم رژیم غذایی هم یکساعت دستگاه لاغری موضعی ..میخواد تا
خواستگاری که خیانتی مرگبار را رغم زد
به گزارش ایران عقربه ها ساعت 2 بعدازظهر جمعه 14 بهمن ماه سال 90 را نشان می داد، ناگهان صدای جیغ زنانه ای سکوت ساختمان را شکست. این زن در حالی که گریه می کرد از همسایه ها کمک می خواست. وقتی همه به خانه وی هجوم بردند صحنه ای باورنکردنی دیدند، شوهر این زن به کام مرگ فرو رفته بود.زن جوان که ترسیده بود خیلی زود با برادرشوهرش تماس گرفت و وی را در جریان قرار داد.برادر مهدی که از شنیدن خبر مرگ برادرش
فساد اقتصادی تنیده شده در دربار شاه/ هزینه سرسام آور زنان فاحشه در کیش!
اطلاعات و بازرسی شاهنشاهی با هزاران مورد اختلاس و ارتشا در سطح مقامات عالی رتبه کشور آشنا بود که مطالبش به شرح زیر آورده می شود: در دوران مسؤولیتم در بازرسی متوجه شدم که اصولا موارد سوء استفاده و حیف و میل نهایت ندارد در دوران 13 ساله نخست وزیری هویدا همه می چاپیدند و هویدا کاملا نسبت به این وضع بی تفاوت بود؛ در صورتی که یکی از مهم ترین وظایف رئیس دولت جلوگیری از فساد و حیف و میل اموال دولتی
مردی پس از قتل 2 فرزند خردسالش به هنگام گردش،خود را به کلانتری معرقی کرد
داشت. پدر خشمگین که عریضه نویس دادگستری است در اعترافاتش گفت: مدتی است که با همسرم اختلاف پیدا کردم و چون قصد طلاق گرفتن دارم تصمیم گرفتم بچه هایم را بکشم تا در این جدایی سرنوشت آنها تیره و تار نشود. مأموران در گام نخست تحقیقات به سراغ مادر جوان رفته و متوجه شدند وی از این جنایت بی اطلاع بوده است. گفت وگو با دادستان رامهرمز ناصر غلامی دادستان رامهرمز درباره
بازداشت قماربازان 83 میلیاردی فوتبال
این که همسرش تمام دارایی خود را در این سایت ها از دست داده بود، درخواست طلاق کرد. این زن در دادخواست خود مدعی شد، شوهرم با تاکسی کار می کرد تا این که با این سایت ها آشنا شد و در ابتدا با پس انداز خود در یکی از سایت ها شرط بندی کرد و پول خوبی به دست آورد. او سپس تاکسی خود را فروخت و دوباره در سایت شرط بندی کرد و علاوه بر پس اندازش، تاکسی خود را هم از دست داد. حالا هم با کلی بدهی، بیکار شده است.
سرقت اینترنتی 7هزار شماره حساب بانکی به دست جوان 25 ساله
؟ نه. وقتی پول زیادی به خانه می بردی در باره آنها چیزی نمی پرسید؟ چرا. من می گفتم سفارش برنامه نویسی گرفته ام و این پول مربوط به پیش قرارداد آن است. در خانواده ات کسی اهل خلاف بود؟ نه. خانواده من مذهبی هستند. هیچ وقت دنبال این جور کارها نمی روند. با این که خانواده مذهبی داری چرا این کار را کردی؟ از روی کنجکاوی شروع شد و بعد هم وسوسه شدم ادامه بدهم. آن موقع فکر نمی کردم این قدر دچار مشکل شوم. گردآوری
راز عجیب یک زن در باره شوهرش که 17سال است آن را پنهان کرده
عقد قادر درآوردند.من لباس سپید عروس را نه به خاطر آرزوهای خودم بلکه برای هزار دلیلی که خانواده ام داشتند، به تن کردم و به این ترتیب تن به ازدواج با قادر دادم اما تنها سه شب از ازدواجمان می گذشت که متوجه فاجعه زندگی ام شدم. همسرم شب ادراری زیادی داشت و آن ها این موضوع را از همه پنهان کرده بودند. آن روز قادر جلویم زانو زد و در حالی که دست هایم را محکم در دستانش می فشرد با التماس از من خواست تا در
ماجرای شکنجه های ساواک
مبارزین دهه پنجاه زیر دست آنان تحمل کردند، شکنجه گرانی که عموما در اسرائیل دوره دیده بودند. باور خاطرات و شکنجه های زندانیان سیاسی دوره پهلوی سخت است، شکنجه های که بیشتر شبیه یک کابوس است تا واقعیت. پس از پیروزی انقلاب چند تن از این شکنجه گران توسط مردم انقلابی دستگیرو تحویل دادگاه شدند، این ویژه نامه بازخوانی اعترافات تعدادی از این شکنجه گران در دادگاه های تانقلاب اسلامی است.
اسناد تازه از همکاری رضا ضراب و بابک زنجانی
. حتی افرادی که پرونده زنجانی را فرصتی برای پاکسازی فساد از چند سال اخیر اقتصاد ایران می دانند، سکوت معنادار و عمیقی درباره ضراب دارند. اما در بین حلقه های بازرگانی قضیه فرق می کند و بسیاری از تجار از جمله آنهایی که تجارت نفت و انتقال پول به ایران را در دوران تحریم ها ضروری می دانند، معتقدند اقدامات غیرقانونی زنجانی و ضراب و فعالیت های انتقال پول آنها باید در دادگاه مورد بررسی قرار گیرد. گردآوری
محاکمه مرد جنایتکار به اتهام قتل برادرش
برادرم را داخل خودرو گذاشتم تا به بیمارستان منتقل کنم که در میانه راه، وی بر اثر شدت جراحات جان باخت و من نیز جسد را به داخل باغ محل حادثه بازگرداندم و متوجه شدم زن جوان نیز کشته شده است. پس از فرار از محل و شستشوی خودرو، روز بعد هنگام طرح شکایت واهی در کلانتری دستگیر شدم.با اعتراف به این جنایت پرونده برای محاکمه به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. مرد جنایتکار به زودی پای میز محاکمه قرار می گیرد.
سقوط هواپیما و ...همگی به روح پاک این دختر ایرانی تعظیم میکنیم
بخشش و بزرگواری را زمانی متوجه شدم که دیگر دخترم در کنارم نبود اما از اینکه به وصیتش عمل کردم و متوجه شدم خداوند چه نعمتی به من داده بود بسیار آرام و خوشحال هستم.انگار هنوز هم حدیثه پیش من است و صدایم می کند بابا. هنوز زنگ صدایش در گوشم است. درد نبود دخترم را راحت تحمل می کنم و به او می بالم. البته این من نیستم که به حدیثه می بالم. ما خانواده ای بسیار ساکت و تودار هستیم و با افراد زیادی رفت وآمد