سایر منابع:
سایر خبرها
روایت سیما از سوءتفاهمی که زیبایی اش را سوزاند
و دست های سوخته اش باندپیچی شده و هنوز باور ندارد قربانی یک سوءتفاهم و بدبینی زنانه شده است.نگاهش را از همه می دزدد گویی آن روز شوم را از جلوی دیدگانش می گذراند. بغضش را فرو می خورد و سعی می کند آرام باشد. با صدایی گرفته از روز حادثه می گوید؛ روزی که یک اشتباه و یک قرار آینده اش را زیر و رو کرد.سیما در این باره به خبرنگار شوک گفت: تا حالا پری سیما زن اسیدپاش را ندیده بودم، اما می دانستم 23 ساله و
آخوندها از مریخ نیامده اند و نامه یک دختر حزب اللهی به روحانی
خانواده ای هم که اینترنت وصل کرد ما بودیم خبرهای روز دنیا را می خواندیم، تحقیق می کردیم ، نشریه می زدیم ... از ده پونزده سالگی هم وبلاگ می زدیم و توی محیط مجازی فعال بودیم !آقای روحانی بعد تر ها همان کسانی که ویدئو داشتند رفتند ماهواره هم خریدند اما باز هم وقتی خانه شان می رفتیم توی تلوزیون همان زن و مردها بودند که با هم می خواندند و می رقصیدند البته خیلی جدید تر و آپ تو دیت تر آقای روحانی ما ماهواره
یک شب اسارت دختر جوان در بیابان!
تابناک:با دستگیری این مرد راز باندی که در پوشش مسافرکشی، دست به سرقت از زنان و دختران می زدند فاش شد. غروب یکی از روزهای خردادماه، زمانی که دختر 22 ساله ای به نام سحر از خانه شان در بندرعباس خارج شده بود تا به دیدن دوستانش برود، به عنوان مسافر سوار یک خودروی سواری شد و پس از آن دیگر کسی او را ندید. آن شب وقتی سحر به خانه بازنگشت، پدر و مادرش که نگران او شده بودند، همه جا را به دنبال وی
کسی که با او ارتباط داشتی را سوزاندم!!
زندان آزاد شد، با ارسال پیامک هایی از من تقاضا می کرد که دوباره با او ازدواج کنم اما من به او می گفتم که شوهر دارم و نباید مزاحم من شود! این در حالی بود که گ دست بردار نبود و مدام برایم پیامک می فرستاد تا این که شبی همسرم پیامک او را دید. آن شب به ر گفتم من خودم موضوع را حل می کنم که دیگر مزاحم من نشود ولی همسرم همان نیمه شب پیامکی را با گوشی من در پاسخ به او ارسال کرد و از گ خواست برای
ماجرای درخواست یک دانش آموز از امام(ره)/ مشاوره یک روحانی به شکنجه گر ساواک
دارالتبلیغ که می آمدیم نیم ساعت گعده طلبگی داشتیم. همه دور هم جمع می شدیم و سید ابوفاضل هم همه را می خنداند و شاد بودیم. این ارتباطات خیلی تاثیرات مثبتی داشت و خیلی خوب بود. * اساتید آن مدرسه را به خاطر دارید. آن مدرسه فقط خوابگاه بود. آیت الله آملی لاریجانی آنجا نماز می خواند. پدر لاریجانی ها ظهر و شب می آمد و نماز می خواند. درس آن چنانی در مدرسه نبود. بیشتر درس ها یا در حرم و
زن تاکسیرانی که خجالت می کشد کرایه بگیرد (+عکس)
راننده مرد از صبح تا ساعت 12 شب پشت فرمان کار می کنند. اعظم کوئین سه سال قبل از اینکه راننده تاکسی شود یک زن خانه دار بودکه حتی برای خرید کردن نیز بیرون نمی رفت. چه برسدکه راننده تاکسی شود و با مردم برای گرفتن کرایه چانه بزند. هرچند به گفته خودش هنوز هم برای گرفتن کرایه تاکسی خجالت می کشد. همشهری تاکسی در شماره جدید خود به سراغ این تاکسیران زن رفته است. چقدر با رانندگی
روایت یک فرمانده از فرار از ارتش شاهنشاهی تا مجروحیت در خرمشهر
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، مؤسسه فرهنگی هنری جنات فکه در سال 1377 در حالی فعالیت خود را آغاز کرد که مسائل پیرامون نهضت جهانی اسلام انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس اصلی ترین دغدغه اش به حساب می آمد. شرایط فرهنگی ایام پس از جنگ، تغییر و تحولات فکری به وجود آمد تصمیم گرفته شد از میان هیاهوهای حزبی و جناحی قدی علم شود و روایتگر جریاناتی باشد که روزگاری نه چندان دور روز و شب همه
خانه دختر ؛ خانه پدری باغیرت و متجاوز!
باشد که در قاب تصویر، مسیر کنترل دختر بودن و دختر ماندن را در پیش از ازدواج مد نظر قرار داده و اصل طرح و روش نوین اجرای آن در جامعه امروز، توسط خاله ها و مادران نسبتا مقید و با پوشش مناسب خانواده های سنتی را عامل اصلی حفظ این هنجار ترسیم می نماید. با این همه فُرم خانه دختر به نحوی است که موجب شده تا اکنون این اثر به عنوان اثری نسبتا سینمایی و البته با موضوعی کاملا سخیف بر پرده ی نقره ای
ماهی 2 میلیون شیشه می کشیدم
داشتم و فرصتی برای فروش اموال به دست نیاوردم. از چه خانه هایی سرقت می کردی؟ بیشتر خانه های ویلایی شمال شهر. هر وسیله گرانی گیر می آوردیم با دو همدستم سرقت می کردیم. کشتی ورزش پهلوان هاست، آن کجا و سرقت کجا؟ من قبلا قهرمان بودم و الان نیستم. زندگی خرج دارد و باید خرج خودم و خانواده ام را دربیاورم. چندبار تصادف کردم و بدنم پر از پلاتین است دیگر توان کار کردن نداشتم به
مرد شکاک زنش را در رختخواب کشت!!
دهد جنایت خانوادگی است و شما این قتل را مرتکب شده اید. مرد میانسال که تا آن لحظه سکوت کرده بود، بالاخره سکوتش را شکست و به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: 14 سال قبل برای کار به تهران آمدم و در یک شرکت معتبر مشغول کار شدم. چند سال بعد به دلیل معاشرت با دوستان ناباب معتاد شدم. وضع مالی ام بد نبود. همسرم را خیلی دوست داشتم و برای آن هر کاری انجام می دادم، اما بعد از مدتی به او شک کردم، رفتارش سرد شده بود
تلخی ها و شیرینی های زندگی دو عروس در یک خانه روستایی
خانواده شده بود و روز عروسی لبخند بر لبانش نقش بسته بود. او به آرزویش رسیده بود و هم با دختری که خانواده برایش در نظر گرفته بودند، ازدواج کرد و هم با دختر همسایه که از مدت ها قبل دل به او سپرده بود. دو عروس خانواده رضایی این روزها صاحب دو فرزند هستند و سال ها در کنار هم با خوبی و خوشی زندگی کرده اند. اگرچه از سه سال قبل به خاطر اختلافاتی که بر سر دعواهای بچه ها بین آنها به وجود آمده
زندگی چهار روزه مدیرعامل با جسد همکارش!
نیز به خانه هایشان رفته بودند. ساعات پایانی کار بود که او وارد اتاقم شد. می خواست با هم صحبت کنیم و اختلافاتمان را کنار بگذاریم.اختلافاتمان بر سر یک زن جوان بود. من چند سال پیش از همسرم جدا شدم و مدتی بود که با زن جوانی آشنا شده بودم. هادی نیز او را می شناخت و سعی می کرد مرا از ازدواج با او منصرف کند. وقتی متوجه شدم که خودش قصد دارد به خواستگاری این زن برود عصبانی شدم.وی افزود: آن شب وقتی بر سر
زنی بدکاره که تنها به خاطر یک عمل آمرزیده شد!
هدایت نماید. چون عابد داخل خانه ی آن زن شد دو درهم را بسوی او انداخت و گفت: برخیز. پس آن زن گفت: ای مرد، تو به ظاهری آمده ای که کسی تا حال به این شکل نزد من نیامده است، پس خواهش می کنم ماجرای خود را با من بازگو و دلیل آمدنت به این جا را؟ چون عابد ماجرای خود را برای زن نقل نمود، آن زن گفت: ای بنده ی خدا؛ ترک گناه آسان تر است از توبه کردن و بدان هر کسی قادر به توبه
ماجرای دو نامه رهبرانقلاب به خانم یحیایی
کنیم . در پاسخ شما باید بگویم متولد 1322 مشهد هستم و آغاز فعالیت سیاسی بنده هم پس از ازدواج (در هجده سالگی) بود. شروع زندگی مشترک ما در طبقه دوم منزل برادر همسرم بود و فرزند اول ما (حسن آقا) در سال 42 همان جا به دنیا آمد . فضای منزل ما از ابتدا سیاسی و دینی بود. زیرا حاج آقای رحیم پور یک فعال سیاسی مذهبی شناخته شده و هنگام ازدواج در متن مبارزات نهضت امام خمینی(ره) در آغاز دهه چهل بودند
گرفتاری زن ساده لوح در دام دلسوزی های مرد تبهکار
مرد شیک پوشی به بهانه پیدا کردن کار و دادن وام میلیونی دست به کلاهبرداری میلیونی زد. اواسط دی ماه سال جاری زن جوانی به دادسرای ناحیه 11تهران رفت و گفت از آنجا که همسرم بازنشسته یک سازمان دولتی است و حقوق ماهانه برای هزینه زندگیمان کم است تصمیم گرفتم برای خودم کاری دست و پا کنم به خاطر همین به دوستانم سپردم که اگر مراکز تولیدی نیاز به نیروی کار داشتند مرا معرفی کنند. چند وقت
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/4
بینند و با فیلم ارتباط برقرار کند. ما اکران های خارجی داشتیم و در این اکران ها نیز مخاطب همراه بوده و از کار استقبال کرده است. *شما به خاطر رابطه نزدیکی که با این خانواده طی سه سال داشتید، آیا در روند تصمیم گیری هایشان هم مؤثر بودید؟ به ویژه درباره آخرین تصمیم برزگر. - من به شدت با ازدواج مجدد عباس مخالف بودم و تا توانستم به او گفتم که این کار را نکند. حتی پلان هایی داریم که
مادر بودن زنان مسلمان بالاتر از مناصب سیاسی و اجرایی کشور است/لزوم ساخت فیلم های زنان صدر اسلام
ایرانی عنایت ویژه ای داشت و زمانی که در یک مقطع ایشان به خاطر ناراحتی از عملکرد برخی مسئولان و هشدار به مدیران غافل، دیدارهای خود را به مدت دو ماه قطع کردند و هیچ کس را به دیدار نمی پذیرفتند؛ زنانی از قم برای دیدارایشان آمدند و اصرار داشتند تا امام را نبینند باز نمی گردند که امام در اقدامی که تعجب همه را برانگیخت زنان را به حضور پذیرفتند که این اقدام امام نشان از احیاگری ایشان نسبت به نقش زن داشت.
ساپورت این بار در خانه ملت!
؟ آیا با چنین نگرشی و روشی مشکل حل می شود؟ آیا اگر ساپورت غیر قانونی شود (!) عملا قادر به اجرای این قانون هستیم و این قسم پوشاک از سطح جامعه بر چیده می شود؟ بد حجابی بد است اما دروغ و تهمت، بلیتِ یکسره به جهنم است. آیا احدی از مسئولان تا کنون به خاطر دروغ و تهمت از مجلس کارت زرد گرفته است؟به خاطر ساپورت پوشیدنِ برخی ، به وزیر کشور که یک مرد است، کارت زرد دادند. وزارت او یکی از 22 دستگاه متولی موضوع
فسادهای جنسی و اخلاقی فرح دیبا
مرد و زن نامحرم یا با هم رقصیدن آنها دیگر حیثیتی برای آن خانواده باقی نمی گذاشت. حتی فریده دیبا در مهمانی کاخ سفید از اینکه مردان و زنان یکدیگر را در حضور هم می بوسند و خیلی صمیمانه با زنان یکدیگر در حضور هم می رقصند، سخت تعجب می کرد، ولی هنوز غرق در تعجب بود که کندی هم چند دور با فرح رقصید و محمدرضا هم درحالی که دست هایش را دور کمر ژاکلین حلقه کرده بود با او رقصید. پرده دری فرح در زیر
روایت هاشمی از حصر امام و حبس رهبری
ایشان دیده. راز رفاقت ناگسستنی هاشمی و رهبری در همین جاست. پیوندی که با قلب بیاید، با جان می رود. عزیز بودن کارت پستال 40 ساله برای رهبری، چیز غریبی نیست. ماجراها دارد این رفاقت 60 ساله که کسی هنوز از آن چیز زیادی نمی داند. عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم/ با شیر اندرون شد و با جان بدر شود. آقای هاشمی هر چه از وحدت روزهای انقلاب دلشاد می شود، از تفرقه این روزها دلتنگ است. حرف وحدت آن
دیدار مولاوردی با قربانی اسیدپاشی اصفهان / تمام حرف های او در دو کلمه خلاصه می شود؛ امید و ترس
دارد. مرضیه هنوز هم نگران وضعیت مادران بارداری است که برای حیات بخشیدن به فرزندان خود روزگاری بیمار او بوده اند با این همه اما او هنوز میان حق برخورداری از یک زندگی سالم و نگرانی از بابت زندگی توام با رنج و آرزو دست و پا می زند. 23 مهر ماه ساعت 7 شب؛ خیابان مهرداد اصفهان، احساس نیاز یک راننده زن به اندکی هوای تازه و بعد مایعی سوزنده و گزنده که زندگی، روحیه، آینده و فرصت های
بولتن تئاتر ؛ مجلۀ خبری روزانۀ تئاتر و هنرهای نمایشی (16 بهمن)
برگزاری جشن تولد 80سالگی علی نصیریان پیشکسوت تئاتر و سینمای کشورمان باحضور جمعی از اهالی تئاتر و سینما، اعلام اسامی بخش صحنه ای جشنواره تئاتر دانشگاهی، افتتاح تماشاخانه تئاتر باران با حضور سیدداوود میرباقری و جمعی از اهالی تئاتر و نخستین شب اجرای نمایش سیستم گرون هلد در این تماشاخانه و در نهایت ماجرای حذف بازیگر قصر از لیست نامزدهای بازیگری زن تئاتر فجر و توضیحات خود این بازیگر جوان سرخط مهمترین اخبار تئاتر و هنرهای نمایشی را به خود اختصاص داد.
هر هفته یک ایرانی تغییر جنسیت می دهد!
، این است که تغییر جنسیت مرد به زن و باالعکس حرام نیست و همچنین خنثی، در صورت عمل جراحی، به یکی از دو جنس مرد یازن، ملحق شود، حرام نمی باشد. مباحث و مقالات ارائه شده در باب تغییر جنسیت از سال 1364 تا امروز، یک تحول فقهی، حقوقی و پزشکی در مورد این موضوع اتفاق افتاده است و مباحث و مقالات زیادی از سوی فقها در این زمینه ارائه شده است. بزرگانی همچون آیات اعلام مومن
گفت وگو با مردی که خواهر زنش را به قتل رساند!
را وسوسه کرد تا به اروپا سفر کنیم و در طول سه سال اخیر این حرف ها از سوی دایی و زن دایی همسرم مرتب تکرار می شد و همسرم مرا مجبور کرد به نروژ بروم و اقامت آن کشور را بگیرم، زمانی که قصد این کار را داشتیم همسرم به من گفت اگر طلاق بگیریم راحت تر می توانیم اقامت بگیریم و به صورت صوری از هم طلاق گرفتیم تا زمانی که اقامت کشور نروژ را بگیرم. سری نخست به ترکیه رفتم و چند روزی را آنجا ماندم ولی طاقت
شقایق، مهراب و زندگی متفاوتشان (1)
بود با کسی ازدواج کنم که مورد علاقه همه باشد و همه دوستش داشته باشند. البته نه به اندازه من (می خندد). مهراب به شدت آدم راستگو و صادقی است و به هیچ وجه شبیه به آدم های مشکوک نیست و هرکسی یک بار با مهراب برخورد داشته باشد کاملا متوجه می شود که مهراب بلد نیست دروغ بگوید یا چیزی را پنهان کند. مهراب خیلی دست و دلبار و مهربان، دوست و همراه است. در زندگی مشترک و هر ازدواجی هیچ وقت همه چیز به
وقتی همسرم دروغ می گوید...!
نامزدی و ازدواج بسیار مهم است؛ مثلا مردی که فکر می کند اگر به دیدن خانواده اش برود همسرش ناراحت می شود، گاهی مجبور می شود در این باره به همسرش چیزی نگوید. بنابراین حساسیت های دوطرف نسبت به بعضی مسائل، ناخودآگاه باعث می شود افراد نتوانند همیشه یکدیگر را در جریان کارهای خود قرار دهند. ضمن اینکه حتی این موضوع هم نمی تواند توجیه مناسبی برای دروغگویی همسران به یکدیگر باشد. شجاعت داشته باشیم
محاکمه زن هفت تیرکش!
مستندات علمی - تخصصی پلیس چاره ای جز اعتراف ندید و گفت: از مدتی قبل با یکی از پسران حبیب اختلاف داشتم به همین خاطر تصمیم به قتلش گرفتم. شب حادثه نیز با در دست داشتن اسلحه برای کشتن او به خانه شان رفتم. البته برای اینکه شناسایی نشوم نقاب زده و لباس مردانه پوشیده بودم. اما هر چه در زدم جوابم را نداد چرا که می دانست برای کشتنش آمده ام. با بلند شدن صدای فریادم ساکنان ساختمان متوجه ماجرا شدند که تصمیم
پولدارترین زن ایرانی را بشناسید + تصاویر
من چنین سوالی بپرسی و پاسخت را بگیری. اما اگر از نظر صفرها بپرسی من یک زندگی عادی دارم. مثلا اگر امروز اراده کنم ماشینم را عوض کنم شاید نتوانم این کار را کنم. ولی چیزهایی را که دارم درباره اش حرف می زنم و از کسی هم چیزی را پنهان نمی کنم. بعد از 30 سال کار کردن این طبیعی است که من و همسرم که وارث میراث پدری مان هم بوده ایم ثروتی اندوخته باشیم. ولی اضافه بر همه اینها زمانی می توانی بگویی چه کسی از
اخبار برگزیده فضای مجازی؛ داعشی ها سایت یک دانشگاه ایرانی را هک کردند / اندر حکایت پولادی / مگان 15 ...
موضوع آنقدر بد بود که می دانستم خانواده به هم می ریزد و اختلافات شدیدی بین ما به وجود می آید. من دو دختر داشتم و به خاطر سرنوشت آنها چیزی نمی گفتم تا اینکه برادرم خودش موضوع را متوجه شد و تصمیم گرفت از همسرش جدا شود. این موضوع رو شد اما به خاطر اینکه برادرم، همسرش را طلاق داده بود دیگر همه چیز تمام شد. مدتی بعد متوجه شدم همسرم با مینا ازدواج کرده است. مطرح شدن دوباره این قضیه باز هم خانواده را به
رابطه پنهانی با جنایت پایان یافت
تا اینکه برادرم خودش موضوع را متوجه شد و تصمیم گرفت از همسرش جدا شود. این موضوع رو شد اما به خاطر اینکه برادرم، همسرش را طلاق داده بود دیگر همه چیز تمام شد. مدتی بعد متوجه شدم همسرم با مینا ازدواج کرده است. مطرح شدن دوباره این قضیه باز هم خانواده را به هم می ریخت؛ برای من دیگر زندگی خودم مهم نبود بلکه بچه های خودم و بچه های برادرم مهم بودند، به خاطر همین دوباره سکوت کردم تا اینکه برادرم متوجه شد و شوهرم را به قتل رساند.