سایر منابع:
سایر خبرها
گشت های 8 ساعته کارمندان در تلگرام، واتس آپ و لاین
کم کم با ابعاد مختلف آن آشنا می شود، خود را برای استفاده صحیح از آن آماده می کند، در مقابل وقتی کشوری از یک دانش و فناوری مهم و در عین حال جذاب و تاثیرگذار کاملاً دور بوده باشد، به محض وارد کردن آن تکنولوژی به دلیل افزایش بیش از حد تقاضا، گسترش تکنولوژی جدید با سرعت فوق العاده زیادی در مدت کوتاهی انجام می پذیرد و در عمل مانند یک شوک به جامعه است، بدون آنکه عموم مردم هنوز تمرین و آمادگی لازم برای
نیما شعبان نژاد: رفیق بی رحم من، رامبد!
گرفت. در هیچ کجای جهان چنین مساله ای رخ نمی دهد؛ مخصوصا عروسکی که بار کمدی دارد. من در مواجهه با جناب خان نقش مکمل را دارم یعنی شخصیت هایی که بازی می کنم هرچقدر بامزه یا احمق هم که باشند باید در مواجهه با او آن بخش جدی را داشته باشم. ضمن اینکه به هر حال بخشی از جاذبه جناب خان آن قدرت و جلوه بصری عروسک است. مقایسه غیرمنصفانه کار محمد بحرانی به عنوان صداپیشه جناب خان و عروسک گردان
بازیکنان دوقلوی لیگ برتر را بشناسید
خیلی ها ما را اشتباه می گیرند ولی آقافرهاد خیلی تیز است. ایشان تنها کسی بود که از همان اول من و میلاد را از هم تشخیص داد. حمید استیلی چطور؟ میلاد: آقاحمید اشتباه می گرفت اما انصافاً مدیون ایشان هستیم. خود من به عنوان بازیکن تستی سر تمرین راه آهن رفتم و آقای استیلی مرا برداشت. البته سابقه بازی در نیروی زمینی و عقاب را داشتیم... به استیلی چه گفتی که راضی شد در یک تیم لیگ
مردی که هم مراجع را راضی می کرد هم لوطی ها را
بازگشت. مرحوم آقای دکتر حسن حبیبی تعریف می کردند که ما تا قبل از آمدن حاج مهدی به نوفل لوشاتو، همینطور گرفتار تدارکات و پذیرایی از مهمان ها بودیم و نمی دانستیم باید چه کار کنیم. جمعیت می رفت و می آمد. وقتی شنیدیم حاج مهدی آمده، یک نفس راحت کشیدیم. وقتی حاج آقا به پاریس رفت، امام اداره آن ساختمان و آن مجموعه را به او سپرد. ایشان مسئول تدارکات اقامتگاه امام بودند؟ بله
گفتگوی جنجالی با امیر تتلو (2)
بتونند لباس ها، گردنبند ها و. . . ما رو داشته باشن. چون واقعا خیلی ها از ما لباس ها رو می خواستن و از روی علاقه می رفتن قلابیش رو می خریدن و ما این رو دوست نداشتیم. به منم هیچ ربطی نداره. من فقط لباس هام رو از والتون می خرم و براش هم تبلیغ می کنم. آهنگ انرژی هسته ای سفارشی بود؟ نه. ما از سال ها آهنگ قبل انرژی هسته ای رو ساخته بودیم. مردم یادشونه. عکسش هم سه سال پیش منتشر شد.
ابتهاج؛ مردی که روزگاری الگوی زندگی من بود
را انجام دادم. ابتهاج خیلی وقت شناس بود و خود را خیلی باانضباط می دانست. من سر ساعت 10 در روز موعود رفتم به اتاق او و گفتم ساعت 10 است. گفت: کار را تمام کردی؟ گفتم: بله. گفت: چطوری؟ گفتم: بلد بودم، درست کردم. هرکدام از پرونده ها را می خواهید بفرمایید تا نشان دهم. نتیجه ارزیابی تمام کارخانه ها را روی میزش گذاشتم. ... ابتهاج کوتاه آمد! از آن زمان به بعد ابتهاج به من علاقه مند شد و احترام
بازیکن پرسپولیس که حالا تومور مغزی دارد
انداز کردم که الان به مشکل نخورم. بیشترین انتظارم حمایت معنوی است و یک درخواست داشته ام که تاکنون جوابی به آن نداده اند و پیش یک نفر که می شناختم رفتم، اما در را هم باز نکردند. چه درخواستی؟ دوست دارم پروفسور سمیعی را ببینم و او مرا معاینه کند و تاکنون به خیلی ها سفارش کرده ام که مرا به او وصل کنند، اما هنوز موفق نشده ام. تنها درخواستم در حال حاضر همین است. فوتبال
بیرانوند: رفتگر بودم؛ خیلی هم راضی ام
نداشتم. جایی نداشتم که شب ها بخوابم. برای خواب حدود سه ماه خانه عمه ام بودم ولی خب بیشتر از این نمی شد آنجا ماند، چون اذیت می شدند. بعد از اینکه از خانه عمه ام بیرون آمدم به خاطر اینکه جایی برای خواب داشته باشم رفتم برای یک کارواش کار کردم. بعد از کارواش به یک پیتزافروشی می رفتم و کار می کردم. من حتی در تهران رفتگری هم کردم. همیشه و همه جا اینها را می گویم و هیچ وقت فراموش نمی کنم؛ مخصوصا رفتگری ام
برخی بازیگران با سابقه به نان شب محتاج هستند/ حوادث سوریه و عراق غمگینم می کند
ارسال می کنند؟ تا جواب دهد و احتمالا با غرور این سوال و جواب ها را در رسانه خود منتشر می کنند.. به روال عادی گفتگوی خودمان بازگردیم. از شما به عنوان مهمان در برنامه های زیادی دعوت می شود که حضور داشته باشید.... اتفاقا می خواهم درباره این قضیه یک خاطره بسیار عالی و خواندنی تعریف کنم. یک روز از انجمن بیماری های خاص با من تماس گرفتند که به یک همایش دعوت شده اید و دوست داریم به عنوان مهمان ویژه
اولین تاریخ نگار فدائیان اسلام چه کسی بود؟
خوانده است. حتی یادم هست که من با آقای محمد خامنه ای هم کلاس در سال چهارم بودیم . به هر صورت پدرم گفت برو درب را باز کن. پشت درب همان سیدی که عکسش را در روزنامه دیده بودم با همان قیافه جلوی من ایستاده بود. با یک لحن خاصی گفت: آقاجان خانه است. گفتم: بله. گفت: بگو نواب آمده است. رفتم به پدرم گفتم. ایشان هم گفت: برو درب بیرونی خانه را باز کن و او را به بالا هدایت کن و بپرس نان و چایی
ساختار سیاسی ایران و تاثیر آن بر روابط سیاسی ایران وآمریکا پس از انقلاب
؛ یک قهوه با هم خوردید؛ یک گپ دوستانه هم در کنارش با هم زدید؛ در فلان محفل بین المللی نشستید و با همدیگر یک خرده درددل کردید؛ بعد رودربایستی به وجود می آید. آن وقت، اوّلِ شروعِ تحمیلات است. بدبختی های انقلاب های دنیا و تسلّط و نفوذ آمریکا - همان طور که عرض کردم - از همین جا شروع شد. نتیجه این می شود که وقتی آن دولت - که می خواهند با او دشمنی کنند - این اشتباه را کرد و به دعوت آنها بله
حدود 10 میلیون گرسنه داریم مسئول آنها کیست؟
کار نکردن است یعنی عملاً کارمند کاری نمی کند و ما از بیت المال به او پرداخت داریم. فارس: شنیده ایم که شما با پیشنهادهای تسری هم مخالفید؟ رحماندوست: بله یکی از ظلم هایی که در بعضی از موارد توسط مجلس وضع می شود، تسرّی های بی مورد است. حتی در یک مورد درخواست تسری فوق العاده خاص سازمان های پزشکی قانونی و انتقال خون به کارمندان سازمان آموزش فنی و حرفه ای شده بود. این تسری هیچ مفهومی
شهید لاجوردی به روایت فرزندش
کار می رفتند. طبعاً به دلیل اینکه پدر در بازار مغازه داشتند، وضع مالی خوبی داشتیم، ولی زندگیمان در سطح پایین ترین قشرهای جامعه و خوراک و پوشاکمان فوق العاده ساده بود. در قضیه بیت المال، واقعاً مو را از ماست بیرون می کشیدند. گاهی که پیش ایشان می رفتیم و چای و غذا می خوردیم، دو سه برابر هزینه آن را پرداخت می کردند که یک وقت به بیت المال مدیون نمانیم! مدرسه ما سر راه کار ایشان بود
ویژه نامه میلاد امام علی بن موسی الرضا علیه السلام؛
دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمی فرمودند و می گفتند: "از پدرانم شنیدم، من قبل از تو از دنیا خواهم رفت و مرا با زهر شهید خواهند کرد و بر من ملائک زمین و آسمان خواهند گریست و در وادی غربت در کنار هارون الرشید دفن خواهم شد." اما مأمون بر این امر پافشاری نمود تا آنجاکه مخفیانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد. لذا حضرت فرمودند: "اینک که مجبورم، قبول می کنم به شرط آنکه کسی را نصب یا عزل نکنم و
بیان گوشه ای از دریای فضائل اخلاقی امام رضا(ع)
فرمود: وقت نماز فرا رسیده است . عمران که چنین انتظاری نداشت گفت: ای آقای من! ادامه بحث و پاسخ سؤال مرا قطع نکن، همانا دلم آتش گرفت. حضرت تحت تأثیر احساسات و عواطف او قرار نگرفت و با کمال قاطعیت فرمود: نماز را می خوانیم و دوباره باز می گردیم. حضرت با همراهان خود برخاسته نماز خواندند و سپس به مجلس مناظره بازگشتند و به ادامه بحث پرداختند(16). عالم آل محمد(ص) ابراهیم بن عبّاس می گوید
تحت تأثیر روح معنوی فیلم محمد رسول الله(ص) قرار گرفتم
در این کار داشته باشم، نه از روی پیش داوری بود و نه لزوماً جانبدارانه، بلکه آنچه مرا عمیقاً جذب کرد، کشف زوایای تاریک دایره شناختم بود. او درباره همکاری اش با مجیدی به یاد می آورد که این کارگردان بیشترین سعیش را کرده تا درون مایه فیلم را متوجه شود و کار را براساس آن جلو ببرد. تدوینگر فیلم محمد رسول الله(ص) می گوید: در خصوص نقشم به عنوان یک همکار و برخوردم با مجیدی، برایم مهم بود به آنچه
زایری بارانی مثل کبوتری نشست بر شانه ام/ دیدار با رهبر انقلاب لبریز از شور و شعفی وصف ناشدنی است/ چند ...
کردم که با خودم گفتم حیف است از این دیدار یادگاری نداشته باشم. از ایشان تقاضای چفیه کردم و باز هم با همان لبخند مهربان فرمودند: بله، حتما! چفیه را متبرک کردند و به من دادند. بعد رفتم و در صف ایستادم برای نماز. با چفیه ای که دستم بود و شوقی که در دلم تا بی نهایت جاری بود. *آقا فرمودند: این غزل شما بنده رو وادار می کنه برم حتما این کتاب رو از اول تا آخر بخونم... دیارباران
الهام حمیدی
. اگر قرار است گریه کنم، واقعا باید گریه کنم یا خنده... برای مثال در سریال زیر تیغ ، بیننده به واقع نقش مرا حس کرد. از خودم تعریف نمی کنم، اما خودتان دیدید که در زیر تیغ چگونه نقش را باور کردم، یا در سریال یوسف پیامبر(ع). نقش آسنات ویژگی خاصی ندارد، اما سعی کردم دیالوگ هایم را به نوعی دیگر بیان کنم یا نوع برخوردم با زلیخا . می خواهم بگویم در آن شرایط خودم را جای آسنات گذاشتم تا بیننده این نقش را باور
سیستم اقتصادی ما از سرمایه داری غربی وحشی تر است
می روندکه می پندارندازآن هادرآن جا استقبال می شود. درنتیجه،کشوربه تدریج از نیروهای توانمند، مبتکروخلاق خالی می شودومیدان دردست همین شبکه های ذی نفع و مافیایی باقی می ماند.این هاهم بنا به تعریف، افراد یا نیروهایی هستند که به فکر کشور نیستند،بلکه به فکر منافع شخصی هستند،بی آنکه برای جامعه سودآوری داشته باشد. ضمن این که وقتی این منافع را به دست آوردند،ازکشورمی روندو صحنه راخالی می کنند.بنابراین
سیمین غانم ، خواننده زن ، از زندگی شخصی و کاری اش می گوید
در بهبود شرایط داشته باشم، با کمال میل انجام می دهم ولی در غیر این صورت، همان چیزی را که می توانم عرضه می کنم و همین مرا ارضا می کند. به هرحال، ما در موسیقی محدودیت های متفاوتی داریم اما در همین چارچوب های حاکم هم با خط قرمزهای سیالی روبه رو هستیم که بیشتر از اینکه قانونی باشد، سلیقه ای است. برای مثال قرار بود در دولت جدید وضعیت موسیقی سروسامانی بگیرد، اما وضعیت مخصوصا در شهرستان ها
گلری که باعث باخت پرسپولیس شد:الگویم بوفون است
در بین دروازه بان های خارجی کدام بازیکن است؟ من بوفون را دوست دارم. من همیشه فیلم عکس العمل های دیدنی بوفون را می بینم و این موضوع خیلی به عملکردم در بازی ها کمک می کند. من قبل از هر بازی قسمتی از کلیپ های بوفون و واکنش های فوق العاده او را می بینم و واقعاً انرژی می گیرم همچنین بعضی از کلیپ های بازی این دروازه بان را در موبایلم نگه داشتم و به صورت مداوم آنها را تماشا می کنم. کار
چگونه عمران صابی پس از شکست در مناظره با امام رضا(ع) مسلمان شد
نماز عید را اقامه فرماید. امام بر اساس شرط های تعیین شده در پذیرش ولایت عهدی (چون اقامه نماز عید از مظاهر و مصادیق پذیرش حکومت به شمار می رفت) به مأمون پیام داد من را از این امر معاف کن. مأمون پیام داد که می خواهم ولایت عهدی شما تثبیت شود و از سوی دیگر مردم به فضل و برتری شما آگاه شوند. اصرار مأمون از یک سو و امتناع امام از سوی دیگر، سبب شد که حضرت به مأمون پیام داد: اگر مرا از این کار
نقاره زنی که 68 سال بدون غیبت سر کارش رفته است
یکی از خبرنگارها از من پرسید اگر نتوانم از پله ها بالا بروم چه کار می کنم؟ گفتم که پسرم مرا روی پشتش می گذارد و بالا می برد. (می خندد) روزی که اینجا نیایم روز مرگ من است. * یعنی واقعا مرخصی گرفتن برای شما این قدر سخت است؟ بله. اصلا دلم رضایت نمی دهد. از همان زمان جوانی هم عشق من این بوده که یک ساعت، یک ساعت و نیم قبل از اذان رو به گنبد حضرت بنشینم و گنبد را تماشا کنم. حتی یک
گفتم محمد! عزیزم شهادتت مبارک
از کنارم رد می شود قطار پر از عکس شهدا بود. شهید محمد کنار عکس شهدا لبخند می زد و با لبخند از من دور شد. همان لحظه بیدار شدم خوابم را برایش تعریف کردم گفت خانم تعبیر معلوم است. آخرش من شهید می شوم. پس شهید از قبل شما را آماده شهادتش کرده بود؟ بله. ایشان از همان روز خواستگاری با من شرط کرد که یک نظامی است و انجام وظایفش سختی هایی در پی دارد. قبل از اینکه شهید شود مرا برای
زلزله 3 ریشتریی در اهواز جدول را جابه جا کرد
/> صفر-یک روی ارسال شریفی در محوطه جریمه حاج صفی با ضربه سر دروازه سایپا را باز کرد. 0-2(سپاهان): باز هم حاج صفی نفوذ فوق العاده داشت و با دریبل دوطرفه مدافع سایپا را جا گذاشت و توپ را از بین پاهای دروازه بان گل کرد و دومین گلش را در این بازی زد. دقیقه حساس: دقیقه 7: در محوطه جریمه روی اشنباه نکونام،خلعتبری با شوتی سرکش دروازه سایپا را تهدید کرد. دقیقه 16
موفقیت یعنی جنگیدن برای هدف
دادکه من هم به تیم ملوان رفتم وااز سال 88 تا الان فوتبال بازی می کنم. چرا تیم ملوان را انتخاب کردی،آیا غیر از آن درشهرتان تیمی دیگری نبود؟ آنزمان در استان گیلان فقط تیم ملوان فوتبال بانوان داشت،اما دلیل این که به ملوان رفتم این بودکه ازبچگی عاشق بازی سیروس قایقران بودم و باشگاه ملوان هم تیم ریشه داروشناخته شده ای بودبنابراین تیم را انتخاب کردم. آیاغیر ملوان در تیم
خیلی زود پیشکسوت شدم
زمان حاج حسین هدایتی مالک این باشگاه بود و خیلی از ستاره ها به این تیم رفتند که به من هم پیشنهاد شد و رفتم. قبول داری که دیگر از صف ستاره ها جدا شده بودی؟ اگر اشتباه نکنم از استیل آذین به صبا رفتی و در این جور تیم ها بازی کردی؛ پیکان و داماش و... بله؛ متاسفانه فوتبال من زودتر از حد معمول به سمت و سوی افول رفت. نمی دانم شاید خودم هم مقصر بوده ام که حتما هم همین طور بوده و اگر
تفسیر امام رضا (ع) از قرآن کریم .... (تا سوره ی مریم)
ایمان نیاورده ای؟ ابراهیم گفت: چرا، امّا می خواهم دلم اطمینان یابد... مگر در دل ابراهیم تردیدی بود؟ امام رضا(ع) فرمود: هرگز! او یقین داشت، امّا از خدا می خواست که یقینش را فزونی بخشد. (المحاسن247) سوره ی آل عمران آیه ی 18 شَهِدالله انّه لا اِلهَ اِلاّ هو و الملئکة و اُولُواالعِلمِ قائما بالقِسط مرزبان قمی از امام رضا(ع) در باره ی
با برجام چه کنیم؟
ندارد می خواهم تصریح کنم که بخشی از این پول صرف فعالیت هایی خواهد شد که ما مخالف آن هستیم. اما آن ها قبل از تحریم ها مشغول این فعالیت ها بودند و درحالی که تحریم ها اجرا می شدند نیز مشغول این فعالیت ها بودند. درواقع ایران حتی در بحبوحه جنگ ایران و عراق نیز مشغول این فعالیت ها بود. واقعیت این است که ایران همیشه راهی برای تأمین مالی این تلاش ها پیداکرده است. پس برخلاف زنگ هشدارباشی که برخی به
ناطق نوری: اتوبوسی بیرون می کنیم مینی بوسی می آوریم
جناب آقای موسوی اردبیلی. من خودم آن زمان آن قدر علاقه داشتم به کار تشکیلاتی که تا اینان گفتند، من خودم بلند شدم و رفتم کانون توحید برای ثبت نام؛ یعنی در صف ایستادم. وقتی آقای عظیمی مرا دید گفت که تو هم در صف ایستاده ای؟ گفتم: بله، آمده ام تا عضو حزب بشوم که بعد عضو شورا شدیم. به نظر من الان ما هرچه داریم و هرچه می کنیم و بهره می بریم همه از برکات همان حزب است. رئیس دفتر بازرسی مقام معظم