سایر منابع:
سایر خبرها
فرجام مرگبار رابطه نامشروع میوه فروش دوره گرد
همین دلیل موضوع را با پسرعمویم در میان گذاشتم و او هم قبول کرد در کشتن فرید به من کمک کند. ابتدا هدیه با فرید تماس گرفت و او را به خانه کشاند سپس ما به او حمله کردیم و من وی را با چند ضربه چاقو کشتم. در ادامه جسد را از شهر بیرون بردم و آن را به آتش کشیدم تا شناسایی نشود. متهم دیگر پرونده نیز اظهارات پسرعمویش را تایید کرد. وقتی پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد اولیای دم مقتول
حمله مرد شرور به پلیس بازنشسته و همسرش
نجات دهد. در آن حادثه به کسی آسیب نرسید و سرانجام ماموران کلانتری 172 شهر ری به محل آمدند و متهم را دستگیر کردند.این مامور بازنشسته در ادامه گفت: بعد از تحقیقات پلیس پرونده متهم در دادگاه رسیدگی و او به حبس محکوم شد اما مدتی قبل با سپردن وثیقه آزاد تا این که هفته گذشته وقتی برای خرید نان از خانه خارج شدم ناگهان به من حمله کرد و با جسم سختی به سرم کوبید. او در حالی که به خانواده و همسرم فحاشی می کرد
زنده به گور
کنم. آن موقع بود که فهمیدم آنها یک بچه آورده اند و از او نگهداری می کنند. من هم در آن خانه بودم و مشکلی نداشتیم تا اینکه مرگ بچه اتفاق افتاد. خواهر امیر که پرونده برادرش را پیگیری می کند، درباره اینکه بچه از کجا و چگونه وارد زندگی آنها شد، توضیح می دهد: یکی از آشنایان شوهرخاله ام او را معرفی کرده و گفته بود زنی هست که بچه دارد و حاضر است ماهانه پولی بپردازد تا از بچه مراقبت کنند. خاله ام هم
گفت وگو با مادری که در دفاع از دخترش مرتکب قتل شد
پیش آمد و برای حدود نیم ساعت از خانه بیرون رفتم، وقتی برگشتم دیدم بابک روی دیوار خانه مان است. ساختمان کناری ما نیمه کاره بود و بابک با دیدن من به آنجا پرید و رفت. من نمی دانستم او در نبود من وارد خانه مان شده است، در حالی که ترسیده بودم داخل رفتم و از سارا پرسیدم بابک چه کار داشت. او هم گفت نمی داند و بابک اصلا وارد خانه نشده است. بعد از آن سرگرم خرد کردن سبزی شدم هنوز چاقو دستم بود که زنگ در به
قصد کشتن برادرم را نداشتم ، فقط از خودم دفاع کردم
زور از پدر و مادرم پول می گرفت. روز حادثه به خانه رفتم و دیدم شیشه ها خرد شده است از پدرم پرسیدم چه اتفاقی افتاده که او جواب داد ایرج دوباره آمده و دعوا راه انداخته است. خواستم با برادرم صحبت کنم پدرم اجازه نداد و گفت تو دخالت نکن. من که خیلی عصبانی شده بودم سوار بر ماشین از خانه بیرون رفتم چند ساعت بعد پدرم تلفن زد و گفت داروهایش در ماشین مانده و از من خواست آنها را برایش ببرم. وقتی دم در خانه
چرا زنان و دختران ما فریب می خورند؟ سواستفاده از زنان با تهدید به انتشار تصاویر
ترفند موفق به اخاذی از آنها می شدم. گردآوری : گروه خبر برگزیده ها www.mtcm.ir/news منبع: jamejamonline.ir مطالب پیشنهادی : مادر قاتل دستگیر شد/ کوبیدن مرگبار نوزاد بر زمین داعش نانسی عجرم موصلی ها را اعدام کرد کره شمالی و احمقانه ترین دیکتاتوری ! می خواهند لبنیات را گران کنند؟ مذاکرات اشتون با ظریف پشت درهای بسته
اگر وضعیت مصیبت بار نبود کاندیدا نمی شدم / نه شرط می گذارم و نه شرط می پذیرم
به گزارش خبرگزاری آریا، این چهره اصلاح طلب گفتگویی با روزنامه بهار انجام داده که متن آن در ادامه می آید:چهره سیاسی شما در میان مردم و جامعه بیشتر با عنوان معاونت اول دولت اصلاحات شناخته شده است، شما به عنوان کسی که احتمالا در انتخابات سال آینده خود را نامزد خواهید کرد، فکر می کنید اصلاح طلبی و نامزد جناح اصلاحات چه مزیت هایی نسبت به بقیه جناح های کشور دارد و از نظر شما اصلاحات چه معنی دارد؟ چون
شلیک مرگبار برای انتقام از دوست پولدار
برقرار کردم و این آشنایی از حدود هفت یا هشت ماه پیش آغاز شد. شب حادثه پس از رسیدن به منزل دانیال، به همراه وی و برای زدن بنزین با خودرو BMW به پمب بنزین رفته و سپس به خانه وی بازگشتیم؛ بعد از گرم کردن و خوردن مقداری غذا، {در حالی که پیش از آن تصمیم به کشتن دانیال گرفته بودم} به جلو آئینه رفته و با استفاده از موقعیت، از پشت سر به دانیال شلیک کرده و او نقش بر زمین شد.وی ادامه داد: پس از کشته شدن دانیال
زن خیانتکار نقشه قتل همسرش را طراحی کرد
17 خرداد امسال زن جوانی به نام پری با مراجعه به کلانتری 112 ابوسعید به مأموران اعلام کرد: همسرم به نام محمدرضا 42 ساله ، بی خبر از خانه خارج شده و تاکنون نیز به منزل بازنگشته است.با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع "فقدان اشخاص"، پرونده به دستور قاضی احمدی بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران، برای انجام تحقیقات تخصصی در اختیار اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت .با آغاز رسیدگی به
آخرین دفاعیات زنی که سر هوویش را با ساطور برید!
زنی که در جنایتی هولناک، سر هوویش را برید در آخرین دفاعیات خود گفت: من او را دوست داشتم و نمی خواستم دستم به خون کسی آلوده شود! این زن 34 ساله در آخرین جلسه بازپرسی، ضمن تقاضای بخشش از اولیای دم به قاضی موحدی راد گفت: من از وجود هوو در زندگی ام ناراحت بودم اما نه تنها از او نفرت نداشتم بلکه او را دوست داشتم. وی ادامه داد: من همسر دوم مردی شده بودم که همسر اولش را طلاق نداده بود! من در طبقه دوم
جنایت های هولناک دوستانه!
ورزشکار است که با ضربه چاقو به کام مرگ کشانده شده است. پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی تلاش ها برای رازگشایی از این جنایت آغاز و مشخص شد هیچ سابقه ای از خلافکاری در پرونده مقتول نیست و او با کسی دشمنی نداشته است. همین مساله معما را پیچیده تر کرد. کارآگاهان در جریان تحقیق از اعضای خانواده سعید متوجه شدند او دوستی صمیمی به نام قاسم دارد که در باشگاه با هم ورزش می کنند و معمولا با هم از آنجا خارج می
خاطرات بسیار خواندنی از دختر امام
خواستند برایشان درست کنم، آبگوشت درست نکرده ام. یک بار که حدوداً 9 - 8 ساله بودم در فصل تابستان بود و امام وضو گرفته بودند و داشتند از پله بالا می آمدند و من ظرف گوشت کوبیده دستم بود. چشمم که به آقا افتاد، بشقاب را به طرف دیوار پرت کردم و گفتم: کی گفته هر کس بزرگتر است، باید حرف، حرف او باشد؟ شما چون بزرگترید و آبگوشت دوست دارید، من هم باید آبگوشت بخورم؟ ایشان آمدند بالا و به خانم گفتند: بچه ها را
مرگ مشکوک زن جوان بعد از سزارین، این مادر چرا درگذشت؟؟؟
عزادار نشوند. بنابر این گزارش، بازپرس پرونده برای مشخص کردن میزان تقصیر و علت اصلی مرگ زن بیمار، دستور داد تیمی از متخصصان پزشکی قانونی دست به تحقیقات تخصصی بزنند و مقصر حادثه را ردیابی کنند.گردآوری : گروه خبر برگزیده ها www.mtcm.ir/news منبع: salamatnews.com مطالب پیشنهادی : ربودن دختر 8 ساله از مقابل چشمان مادر! تأیید صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران + عکس واکنش به اظهارات کولایی درباره اشتغال زنان لیست اجاره بها در مناطق مختلف تهران +جدول توضیح درباره دستبند و پابندهای الکترونیکی
کاش سرطان برود،نباشد!
کار می کرد در سالن آدم بود نسخه وشماره در دست،قیافه های رنجور،بعضی اشک در چشمان و برخی عصبی جای نشستن روی صندلی ها نبود.سالن پربود .از دستگاه نوبت گیری شماره گرفتم شماره 2521 به شماره نگاه کردم شانه هایم افتاد. از سالن بیرون آمدم در خیابان سربه آسمان بردم خدایا سرطان کی می ورد؟! کی تمام می شود؟! مادرم رادیوتراپی رفت 33 جلسه هر روز از تهران تا بیمارستان 7 تیر شهر ری و باید هر روز قیافه
او را کشتم چون همسر سابقم را صیغه کرد
، اما به خاطر دو دخترش حرفی نمی زد. اسلحه را از کجا تهیه کردی؟ چون قیمت اسلحه قاچاق در تهران گران بود به کرمانشاه رفتم و یک کلت کمری به مبلغ 700 هزار تومان خریدم. از ماجرای قتل بگو. یک سی دی عکس به دستم رسیده بود که حاوی عکس های شخصی دختر خواهرم بود. مقابل خانه خواهرم رفتم و به بهانه نشان دادن سی دی عکس ها، شوهرش علی محمد را به یک خیابان خلوت کشاندم. چند
قاتل استاد دانشگاه پای چوبه دار بخشیده شد
. وقتی تلفن از دستش افتاد، آن را قطع کردم و از او خواستم جای پول و طلاجات را بگوید. هر قدر مقاومت می کرد ضربات بیشتری می زدم. تا اینکه بی جان شد و من توانستم از جاهایی که گفته بود، 500 هزار تومان بردارم. بعد از این حادثه به قصد کشتن دختر خردسال زیر گلویش را بریدم و از خانه فرار کردم.پس از تکمیل تحقیقات پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد که قضات شعبه 113 دادگاه کیفری پس از
روزبهانی: دوست ندارم مثل تایسون شوم
بود. اولین کسی هم بودم که تنها به سفر رفتم. آن زمان ویزای من نیامده بود و بچه ها همه رفتند و من کارم شده بود گریه کردن. خیلی تلاش کردم. به خاطر اینکه وزنم را نگه دارم در خانه طناب می زدم اما همزمان گریه هم می کردم. تا صبح شد و برای من هم بلیت گرفتند. رفتم و اولین بازی ام با کاپیتان هندوستان بود. به خاطر اتفاقاتی که افتاده بود عقده ای شده بودم. آن مسابقه را 42 بر 20 بردم و شدم پرامتیاز ترین بازیکن
از گوشه و کنار زندگی و کودکی دکتر علی شریعتی
بازی های بچه گانه بردارد. با وجود اینکه او از پدرش حساب می برد و برایش احترام خاصی قائل بود، بی آنکه سخنی به مخالفت بگوید، آنچه را که خود می خواست انجام می داد. با همه این احوال با بچه های همسایه کمتر طرح دوستی می ریخت و بیشتر اوقات بیکاری اش را در خانه می گذراند.پسر عمه اش در بیان خاطراتش از او آورده است: پس از مرگ پدرم، مادرم از من و علی خواست که برای کمک به او در جمع آوری گندم به صحرا برویم. ما
خانه ی تیمی من و حسین!
بگیریم، در شهر زلزله زده ی طبس تظاهرات به راه انداختیم و حتی کار به درگیری با نیروهای امنیتی هم کشید. آن زمان افراد انقلابی زیادی برای کمک به مردم طبس به این شهر آمده بودند، ولی ایده ی برگزاری و مدیریت تظاهرات با بچه های دانشگاه فردوسی مشهد بود. تقریباً مهرماه 1357 بود که رفتیم به خانه ی دیگری که پشت آتش نشانی قرار داشت و صاحب خانه نانوا بود. پسری سیزده، چهارده ساله داشت که هر روز صبح و
حاشیه های تبرئه محمود احمدی نژاد
دفتر رییس قوه قضاییه بروم این کار را می کنم اما دست بردار نیستم. به مراسم استقبال رفتم اما به خاک سیاه نشستم. دارایی ام را از دست دادم چون کتف راستم آسیب دیده دیگر نمی توانم کار کنم من دندانساز هستم و از کار افتاده شده ام اگر برادرم نبود حالا به خاطر بدهی در زندان بودم. چقدر بدهکار هستید؟ وام 18میلیون تومانی گرفتم چون نتوانستم پرداخت کنم دوبار به آن جریمه خورد یعنی حالا به جای 18میلیون تومان باید
طلاق همسر بخاطر عمل زیبایی بینی
/> فرامرز ادامه می دهد: من با عمل جراحی بینی مخالف بودم و بارها این مساله را به میترا گفته بودم. من همسرم را همان طوری که بود دوست داشتم و نمی خواستم بینی اش را عمل کند. چندین بار سر این موضوع با هم صحبت کرده بودیم و من هر بار به او گفته بودم که تحت هیچ شرایطی راضی به انجام این عمل نخواهم شد اما میترا به حرف من اهمیتی نداد و یک روز که به خانه برگشتم متوجه شدم که همسرم به بیمارستان رفته و بدون اجازه من
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/3
اساس امیدوارم شاهد موفقیت های سینمای ایران در عرصه بین الملل باشیم. روحانیون در سینما/ عصر یخبندان به برج میلاد رسید در چهارمین روز از جشنواره فیلم فجر فیلم های دوران عاشقی ، فیه ما فیه ، بدون مرز ، عصر یخبندان ، تا آمدن احمد و داره صبح میشه برای اهالی رسانه اکران می شود. امروز چهارشنبه 15 بهمن ماه و در چهارمین روز از سی و سومین جشنواره فیلم فجر، فیلم هایی چون دوران
پدرخوانده قاتل را به اشد مجازات محکوم کنید
اعترافات پدرخوانده متین، پرونده با صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست علیه او به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. اما پیش از آنکه موعد محاکمه این مرد فرا برسد پدر و مادر متین به عنوان اولیای دم در دادسرای امور جنایی حاضر شده و رضایت خود را اعلام کردند. به این ترتیب صبح دیروز این مرد برای بررسی جنبه عمومی جرم در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. در این جلسه که به ریاست قاضی حسین اصغرزاده در شعبه 113
مامور ساواک باعث نجاتم شد/ بندکفشم مرا لو داد
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا خاطرات جالبی دارد که روحیات دختری 16 ساله را تداعی می کند به طوریکه تنها عشق به امام و انقلاب می تواند چنین جسارتی را در دختری 16 ساله شعله ور کند تا با تمام وجود به مبارزاتی چنین خطرناک دست بزند ، پس در دامان این زنان است که مردان پرورش یافته اند واز این زن آموخته اند که در مقابل ظلم و ستم سر خم نکنندو تا آخرین قطره خونشان بجنگند و تسلیم نشوند و شجاعانه از
روزی که قصه خاندان پهلوی به سر رسید/ قطار انقلاب هیچ گاه از حرکت باز نمی ایستد
/> در روزهای پیش از انقلاب دانش آموز بودم و فعالیت های انقلابی من از روستای محمد آباد جاجرم شکل گرفت، در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم و در تکاپوی شکل گیری انقلاب و مبارزه با رژیم شاهنشاهی من به همراه سایر هم سن و سالانم به آرزوی خود برای سربازی و خدمتگزاری در مسیر حرکت امام خمینی (ره) رسیدم. عاشق امام راحل بودم و به خاطر دارم در همان دوران نوجوانی ام پیام های امام (ره) توسط علما و
فرار شجاعانه یک مرد از توطئه مسلحانه
10 شبانه روز مرد زخمی که با مرگ در جدال بود، از کما خارج شد و پس از بهبودی به کارآگاهان پلیس گفت: حسابدار نمایشگاه بین المللی تهران هستم، روز 28 آذرماه سال جاری برای خرید خودرو به پارک چیتگر رفتم و در آنجا خیلی اتفاقی با دو برادر که قصد فروش خودرویشان را داشتند آشنا شدم و قرار شد خودرو را در ازای پرداخت 13 میلیون تومان بخرم. از آنجا که خودرو به نام پدرشان بود دو برادر گفتند وکالتی خودرو را به من
قتل وحشیانه زن بی گناه توسط شوهرش
پس از مدتی از هم جدا شدیم. یک روز که برای دیدن فرزندانم به خانه مریم آمدم متوجه شدم او در کیفم مواد مخدر جا سازی کرده است بر سر این موضوع درگیر شده و من او را خفه کردم.با اعتراف به این جنایت و بازسازی صحنه قتل برای متهم به اتهام قتل عمد کیفرخواست صادر شد و پرونده برای رسیدگی نهایی به شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.صبح امروز جلسه محاکمه متهم به ریاست قضای همتیار و با حضور چهار قاضی
آزادی مدیر مدرسه با دیه یک میلیاردی
محرمعلی تماس گرفتم و او را به بهانه ای به مدرسه کشاندم.مدرسه تعطیل بود به همین خاطر در انباری با او درگیر شدم. او را با شلیک گلوله کشتم و جنازه اش را پتوپیچ کردم و در صندوق عقب ماشینم گذاشتم. جسد را به جاده قزوین بردم و در گودالی که حفر کرده بودم انداختم و برای از بین بردن آثار جرم روی آن اسید ریختم. به دنبال بازسازی صحنه جرم، کیفرخواست صادر و به شعبه 113دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در نشست
خاطرات زنان مبارز و انقلابی سیستان وبلوچستان ازبهمن57
. خلاصه آن روزها سپری شد و انقلاب به پیروزی رسید. عدم شرکت در مراسم رژیم پهلوی در مدارس زهرا صیادی یکی دیگر از شیرزنان انقلاب می گوید: در زمان رژیم شاهنشاهی مردم رنج و سختی بسیاری را تحمل می کردند من هفت ساله بودم هر سال که بزرگتر می شدم، نفرتم از این رژیم بیشتر می شد سالها پشت سر هم می گذشت تا اینکه وارد دبیرستان پروین شدم به همراه دوستانم فعالیتهایی بر علیه رژیم شاهنشاهی انجام می
مادری که قربانی خشم پسر شد
پزی ریخته و باعث آتش گرفتن و در نهایت مرگ مادرش شده است. آیدین که در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی اصغر عبدالهی محاکمه شد، وقتی پشت میز محاکمه قرار گرفت ادعا کرد مادرش را به قتل نرسانده و آتش گرفتن این زن فقط یک اتفاق بوده است. اما نماینده دادستان تهران نظر دیگری دارد. او می گوید: وقتی به پلیس خبر رسید زن میانسالی به بیمارستان آورده شده که بشدت دچار سوختگی شده و این سوختگی با بنزین