سایر منابع:
سایر خبرها
بازگشت آقای خاص کشتی فرنگی به تشک کشتی
اکنون مدیریت خانه کشتی شهید رضایی مجد را بر عهده دارد به سالن آموزش این مکان ورزشی رفت و به حاضران آموزش داد. خانه کشتی شهید رضایی مجد در تقاطع خیابان های شوش و وحدت اسلامی، ضلع شمال غربی واقع شده و چیزی حدود 6 هزار و 390 مترمربع بنا دارد. ساختمان این مجموعه 5 طبقه و شامل 2 طبقه زیرزمین است که همه فضا و امکانات ویژه ورزش کشتی در آن دیده شده است. این خانه کشتی به یک مجموعه کامل ورزشی از سالن تمرینات تا سالن مسابقات، باشگاه بدنسازی، استخر و سونا و اتاق های استراحت مجهز است که می توان از آن برای برگزاری اردوهای ورزشی نیز استفاده کرد. انتهای پیام/ ...
دو خانه قاجاری شیراز در حال مرمت
طبقات به وسیلة یک زیرزمین که به عنوان انبار استفاده می شده، به هم متصل می شوند. در ضلع شمال شرقی بیرونی، بنای مطبخ خانه و حمام قرار دارد. کل ساختمان به صورت یک طبقه و در قسمتی دو طبقه با آجر و ملاط ماسه آهکی ساخته شده است. این بنا متعلق به قوام الدین ملقب به فروغ الملک که یکی از بستگان قوام شیرازی بوده که در سال 1210 هجری قمری برای سکونت وی احداث شده است. این خانه در تاریخ 30/03/1377 با
بازدید از اولین بانک ایران به صرف دیزی! + تصاویر
گذر از خیابان های قدیم تهران و مقایسه آن با تهران امروز مجالی برای تامل در شیوه و سبک زندگی است یک روز گرم تابستان که خسته در پیچ و خم بازار میرفتم حوالی خیابان پانزده خرداد نگاهم به تابلوی افتاد که روی آن نوشته بود بازارچه عودلاجان، یاد درس جغرافی و معرفی محله های قدیمی تهران افتادم، حال و هوای بازارچه شکل قدیمش را حفظ کرده بود، فقط قسمت هایی از سقف بازارچه تخریب شده بود و کسبه از این
فرو ریختن خاطره
و انتقال های بعدی، سینما به دکتر آذین واگذار می شود و در سال 1339 سینما دوباره به طالقانی و در ادامه به ناصر مجدبیگدلی و شخصی به نام رئیس دانا اجاره داده می شود و از تابستان 1339 با نام فلور به فعالیت ادامه می دهد. مدیریت سینما در اردیبهشت 1356 با تعمیرات جزئی که انجام می شود به لیلا مجدبیگدلی واگذار شده است ، این سینما با درجه کیفی دو به فعالیتش ادامه می دهد و در اوایل دهه 60 به گل تغییر نام می
به وقت تبریز
میکنند و اگر حوض در خانه باشد، به درد می خورد. حوض! نوستالوژی خانه های قدیم! زمانی که خانه ای بی حیاط نبود و حیاطی بی حوض! زیر زمین ساختمان سالن دیگری است که المان هایی از سنت ها و صنایع دستی مردم تبریز به نمایش گذاشته شده اند. اما شکوه فرهنگ و هنر تبریز را در طبقه ی بالا می توان دید؛ تالار فرش! فرش دستباف تبریز که رج به رج آن راعشق بافته و زیبایی گره زده است. فرش هایی در این سالن
فرصت 2ساعته برای تخریب سینمای 50 ساله
سینما بود، اگرچه رنگ ورورفته و سرد. سرنوشت سینما در نوع خود غم انگیز است. یکشنبه صبح، ناگهان این بنای 50ساله فروریخت و صدای افتادن سقف فلزی شیروانی اش، محله امیریه را تکانی حسابی داد. شب نشده، مسئولان شهرداری به صاحب بنا خبر دادند که دیگر نمی توانند مسئولیت سینما را برعهده داشته باشند و مسئولان این بنا، اجازه دادند شهرداری ماشین هایش را به جان مخروبه فلور انداخت و کار را یک سره کرد. حالا سینما فلور رفته است دیگر و جایش سر چهارراه معزالسلطان خالیست.
سینما فلور تخریب شد /عکس
طبقه بود که طبقه ی بالایی آن سالن نمایش فیلم بود و سالن انتظار در طبقه ی همکف قرار داشت. زیر سالن سینما 8 دهنه مغازه و یک باشگاه ورزشی وجود دارد که سرقفلی آنها سال ها پیش به اشخاص دیگری واگذار شده و از مالکیت صاحب سینما خارج شده اند. با تخریب سالن سینما، حالا این مغازه ها بطور کل زیر آوار مانده اند و مالکان آنها منتظر برداشته شدن آوار برای بازگشایی مغازه هایشان هستند. یکی از
فلور تخریب شد
هر عابری که این روزها از مقابل سینما فلور در محله ی امیریه ی تهران عبور می کند با دیدن تلّی از آوار، اولین سؤالی که از تماشاچی های این واقعه می پرسد این است که خراب شد یا خرابش کردند؟ به گزارش پایگاه خبری تیک (Tik.ir) 7 صبح شنبه ( 8 شهریور)، بخشی از سقف سینمای کهن سال فلور فرو ریخت و این اتفاق بهانه ای برای تخریب این سالن سینما شد. سینمای 78 ساله فلور که چند روز پیش، بخشی از
بناهای متروکه؛ فراموش شدگان شهری
دلیل سال هاست پویایی شان را از دست داده و رها شده اند و حالا هم خاک فرسودگی و کهنگی رویشان نشسته، هم به تهدیدی برای ایمنی رهگذران و بناهای همسایه شان تبدیل شده و هم امنیت محله را زیر سؤال برده اند. بیشتر این املاک پاتوق خوبی برای معتادان و موادفروشان و کارتن خواب ها شده اند. تعدادی از این بناها به دلیل بی توجهی مالکشان به این روز افتاده اند، یا مالک اصلی فوت کرده و ورثه به توافقی برای
چکیده سخنان منتقد "کافه سینما" در مورد تریلر دهه هفتادی "عقرب" (با بازی برت لنکستر و آلن دلون) و ویژگی ...
که در اروپا در واکنش به رفتار طبقه اشراف، کمپانی هایی ایجاد شدند که سعی می کردند فیلم هایی باشکوه تر یا اقتباس های ادبی از کتب مشهور کلاسیک خلق کنند و این گونه طبقه بالای اقتصادی را جذب سینما کنند. نتیجه این شد که بسیاری از این کمپانی ها به دلایل مختلف بعد از چند سال ورشکست شدند. اما در آمریکا همان رویکرد اولیه ادامه یافت. سالن های سینما به تدریج باشکوه تر شدند اما هدف گذاری روی طبقه متوسط و
صحبت های کامکاری در مورد خانه تئاتر و بازیگر سودجوی تئاتر
وجود دارد؛ اما چیزی که این سال ها در مناقشات هنر تئاتر در ایران بیشتر به چشم می آید تقابل سبک های هنری نیست بلکه تقابل و تعارض های طبقاتی است که در تولید و محتوای آثار هنری رخ نشان می دهد. جریان اصلی که تئاتر را تحت الشعاع قرار می دهد این است که تئاتر یک طبقه ای با درخواست های خاص خودش به وفور امکان تولید دارد چون پشتوانه مالی لازم را دارد و از تئاترش حمایت کند؛ حتی شده با اسپانسر و
برای این که راحت تر زندگی کنم کارهایی کردم که دوست نداشتم/البته کم فروشی هم نکردم/واقعیت هایی در مورد ...
این که کار تمام شد چه بسا ما در کارهای دیگر هم حضور داشتیم اما مثل آن ده سال، به چشم نمی آمدیم؛ در همان زمان مجموعه محله برو و بیا را هم تقریبا به این شکل کار می کردند یا سریال سلطان و شبان که کوچه خیابان های تهران در زمان پخش اش خالی می شد؛ اما الآن دیگر همچین کارهایی که مردم را به خانه بکشاند وجود ندارد؛ البته کارهای خوب هم هست اما مثل سابق توجه عامه مردم را به خود جلب نمی کند. دلیل
شرایط سخت فرزند خواندگی آدم را پشیمان می کند
و انصراف دادند. یکی از دوستانمان گفته بود، برای این که بتوانیم فرزندی داشته باشیم باید یک سند ملکی یا مغازه ای به نام بچه کنید. خب واقعیت این است که این کار در توان ما نیست و ما جزو قشر متوسط جامعه هستیم و تازه یک خانه کوچک خریده ایم. شنیدن همین یک شرط هم باعث شد که کمی دودل شویم و باز بیشتر روی این قضیه فکر کنیم. البته کامل منصرف نشدیم و می خواهیم خودمان وارد کار شویم و ببینیم این شرایطی که از