سایر منابع:
سایر خبرها
جهانبخش: دغدغه کی روش برای برداشتن گام های مثبت است، باید امکانات فراهم شود
هماهنگی مان کامل نبود. با این حال خودم هم قبول دارم که می توانستم در کارهای هجومی بهتر عمل کنم و پررنگ تر باشم. در بازی با عراق هم که وارد زمین شدم، هدف مان بیشتر کنترل بازی بود و من هم تمام تلاشم را کردم که مؤثر باشم. هر بازیکنی حتی بعد از بهترین بازی اش هم نباید از خودش راضی باشد چون مطمئناً می تواند بهتر باشد. من از این راضی هستم که تیم ملی در جام ملت ها به لحاظ تیمی خوب بود و وقتی مردم
آیت الله مقتدایی: 22بهمن 57 روزی پر از تلاش و هیجان بود
جامعه روحانیت مبارز روز 22بهمن سال 1357من در مدرسه رفاه حضور داشتم و با لباس مبدل پشت دوربین مداربسته مستقر شدم و اوضاع را رصد می کردم و گوش به فرمان امام(ره) بودم. اوج فعالیت های انقلابی بود و روز بسیار پرهیاهو و پر تنشی بود. رژیم ستم شاهی حکومت نظامی اعلام کرده بود و وضعیت بسیار خطرناکی را برای مردم ایجاد کرده و خط و نشان های زیادی رژیم برای مردم کشیده بود و همه منتظر فرمان امام(ره) بودند
به نام اعتدال علی(ع) را خانه نشین کردند
کنار بیاید و از آنها یارگیری کند و الان هم وسط کارگزارانی ها و مشارکتی ها افتاده است. اما ایشان باید مراقب برخی از نیروهای خودش باشد تا به نام اعتدال ضدانقلابی عمل نکنند. چندی پیش من یک سخنرانی داشتم در تبریز در یادبود شهید نواب. پیش از این مراسم یک روحانی به بنده اطلاع داد که یکی از مسئولین اصلی در تبریز سخنرانی کرده و گفته از افتخارهای تبریز یکی کسروی است و دیگری تقی زاده! من ناراحت شدم
ناگفته های مرادی کرمانی/ حالا نوبت ادبیات است که از سینما بیاموزد
. به گویندگی در رادیو هم بسیار علاقه داشتم، و لی چون در توانم نبود، نویسندۀ داستان های رادیویی شدم.) شاید هم وقتی نویسنده شدم که به تهران آمدم. وقتی به مجلۀ خوشه که آن زمان در خیابان صفی علیشاه بود و شاملو هم سردبیرش بود، رفتم و داستانی به او دادم. او هم خواند و گفت: خوب است، چاپ می شود. (نام این داستان کوچۀ ما خوشبخت است بود که در سال 1347 در مجلۀ خوشه و سپس در مجموعه داستان معصومه چاپ شد.)
کیارستمی به مرادی کرمانی چه می گوید؟
برای ملخ ها و آسمان می نوشتم؟ یا بعدتر که به کرمان آمدم و نویسندۀ روزنامه شدم؟ (همین جا بگویم که مدتی در کرمان روزنامه نگاری کردم. به گویندگی در رادیو هم بسیار علاقه داشتم، و لی چون در توانم نبود نویسندۀ داستان های رادیویی شدم.) شاید هم وقتی نویسنده شدم که به تهران آمدم. وقتی به مجلۀ خوشه که آن زمان در خیابان صفی علیشاه بود و شاملو هم سردبیرش بود، رفتم و داستانی به او دادم. او هم خواند
ناگفته های مرادی کرمانی/ حالا نوبت ادبیات است که از سینما بیاموزد
. به گویندگی در رادیو هم بسیار علاقه داشتم، و لی چون در توانم نبود، نویسندۀ داستان های رادیویی شدم.) شاید هم وقتی نویسنده شدم که به تهران آمدم. وقتی به مجلۀ خوشه که آن زمان در خیابان صفی علیشاه بود و شاملو هم سردبیرش بود، رفتم و داستانی به او دادم. او هم خواند و گفت: خوب است، چاپ می شود. (نام این داستان کوچۀ ما خوشبخت است بود که در سال 1347 در مجلۀ خوشه و سپس در مجموعه داستان معصومه چاپ شد.)
ماجرای درخواست یک دانش آموز از امام(ره)
در یزد مورد توجه مردم است. علت این که من قم به دنیا آمدم این است که مرحوم پدرم برای ادامه تحصیلات دینی به این شهر آمد و تا شاگردی مرحوم آیت الله بروجردی هم پیش رفت. بعد هم که به درس آیت الله گپایگانی رفتند. ایشان همان زمان مُبَلِغ بود و آخر هفته را به تهران می آمد و در ایام تبلیغی ماه های رمضان، محرم و صفر به شهرهای مختلف به خصوص یزد و کرمان سفر می کرد. مادرم هم از سادات چاووش قم است و
غفاری: استقلال ایران نتیجه تحقق شعارهای دوران انقلاب اسلامی است
دفاع مقدس، "مصطفی مشایخی" از مبارزان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و مدیرکل سابق ارشاد استان مرکزی، "غلامرضا غفاری" مبارز انقلابی و رزمنده مجاهد جنگ تحمیلی و "اشرف جواهری" فعال انقلابی و نیز مشاور امور بانوان و خانواده نماینده ولی فقیه در استان مرکزی حضور داشتند . متن گفت و گوی تفصیلی "غلامرضا غفاری" از مبارزان دوران انقلاب اسلامی و رزمندگان 8سال دفاع مقدس استان مرکزی در زیر می آید :
روایت مرد بی گناه از اتهام قتل زنی که زنده است
دم در دادگاه حاضر نشده بودند متهم در جایگاه ایستاد و گفت: اتهام قتل را قبول ندارم من زنم را نکشتم و او زنده است. محمد گفت: سال 81 بود که همسرم مرضیه گم شد. من سرکار بودم، وقتی به خانه آمدم، خواهرزنم زهرا که در آن زمان کوچک بود با گریه به من گفت خواهرش لباس هایش را برداشته و خانه را ترک کرده است. چندسالی بود که همسایه ها پشت سر همسرم حرف می زدند. اوایل فکر می کردم حرف مردم بی اساس است و مرتب خانه
پدر صنعت ایران چرا موفق شد؟/ راهی به طول 60 سال
دولت وقت دعوت شد و در همین دوره پایه گذاری برق نوین مملکت بعد از مرحوم امین الضرب انجام گرفت. مرحوم پدرم با خواسته دولت و همکاری چکوسلواکی کارخانه برق 6 هزار کیلو واتی "اشگودا" را تاسیس کرد و برای شبکه اش در تهران زحمات زیادی کشید. دکل های برق و کابل کشی برای بخش خانگی از همان سال آغاز شد. مردم آن زمان که چنین چیزی ندیده بودند علیه او شکایت کردند به طوری که 400 اعلام جرم علیه محمود خلیلی
من دیه گو مارادونا هستم ، حال تماشاگران را بهتر کرد
. اوایل تابستان امسال وقتی داشتم فیلمنامه خمسه خمسه را می نوشتم، محمد پیرهادی تماس گرفت و گفت اگر طرح یا داستانی با زمینه جاسوسی و درباره ترور دانشمندان هسته ای دارم یا می توانم بنویسم بگویم تا شاید بتوانیم با هم کار کنیم. من که بعد از روز شیطان فیلم جاسوسی نساخته بودم و دلم لک زده بود، فورا بله را گفتم و مشغول جستجو در طرح ها و خلاصه داستان هایی شدم که از سال ها پیش در ذهن داشتم. یک طرح
روایت سیما از سوءتفاهمی که زیبایی اش را سوزاند
شوهرش ازدواج کنم اما این حرف ها یک شایعه بیشتر نبود که هنوز نمی دانم منشأ آن کجاست؟! حتی عباس از من کوچکتر بود و 23 سال داشت. پری سیما هربار که زنگ می زد تهدیدم می کرد مرا خواهد کشت. از صحبت های بی پایه و اساسش خسته شده بودم. همیشه تلفن را قطع می کردم یا مادر و برادرم با او صحبت می کردند تا او را از این اشتباه درآورند ولی او گوشش بدهکار نبود.سیما ادامه داد: من نامزد داشتم و پری سیما از این ماجرا
دستبرد زن نامرئی به خانه های جنوب تهران
تمامی اعضای خانواده در مسافرت شهرستان بودیم و زمانی متوجه سرقت شدم که مأموران آگاهی به در منزل مراجعه کردند . آن زمان بود که با بررسی دقیق اموال باارزش داخل خانه متوجه سرقت هشت عدد کارت هدیه بانک با مبالغ مختلف ، چندین عدد سکه طلا ، یک رشته زنجیر طلا و حدود 600 هزار تومان وجه نقد شدم .سرهنگ کارآگاه داوود فرد رئیس پایگاه هفتم پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اشاره به اعتیاد شدید متهم به مصرف موادمخدر از نوع
عامل اصلی ماندگاری انقلاب، توجه به اسلام ناب محمدی است
آیت الله مدنی احساس کردم حضرت امام را دیده ام. از طریق دامادشان به منزل ایشان راه پیدا کردم و بودن در حضور ایشان یکی از خاطرات جذاب و ماندنی آن دوران است. یکی دیگر از خاطراتی که در ارتباط آیت اللله مدنی دارم این است که نیروهای انقلابی در کازرون کتابفروشی مذهبی راه انداخته بودند و کتاب هایی تحت عنوان تفسیر قرآن از تهران برای این کتابفروشی می رسید که مطالبش شک برانگیز بود. من
زن تاکسیرانی که خجالت می کشد کرایه بگیرد (+عکس)
راننده مرد از صبح تا ساعت 12 شب پشت فرمان کار می کنند. اعظم کوئین سه سال قبل از اینکه راننده تاکسی شود یک زن خانه دار بودکه حتی برای خرید کردن نیز بیرون نمی رفت. چه برسدکه راننده تاکسی شود و با مردم برای گرفتن کرایه چانه بزند. هرچند به گفته خودش هنوز هم برای گرفتن کرایه تاکسی خجالت می کشد. همشهری تاکسی در شماره جدید خود به سراغ این تاکسیران زن رفته است. چقدر با رانندگی
روایت یک فرمانده از فرار از ارتش شاهنشاهی تا مجروحیت در خرمشهر
دوم مدرسه به باغ پشتی پریدیم و فرار کردیم. از آن به بعد روحیه مخالفت با رژیم شاه در من تقویت شد. پدرم همیشه آرزو داشت من افسر بشوم. به همین خاطر بعد از اتمام دبیرستان به دانشکده افسری رفتم و مشغول شدم. حدوداً 18 سال داشتم که جریان های انقلاب جدی تر شد. اواخر تحصیلم در دانشکده افسری، مصادف بود با شروع تظاهرات ها و مبارزات مردمی. در 17 شهریور 57 طبق روال همیشگی با مینی بوس از ورامین به
اظهارات مشاور احمدی نژاد درباره رفع حصر و مشایی
?? سه سال به زندان افتاد و همه اموالش از جمله چاپخانه اش ضبط شد. بعد از زندان هم فعالیت های سیاسی و مطبوعاتی را کنار گذاشت. من هم از زمان دانش آموزی تا حضور در دانشگاه با نشریات مختلف از روزنامه های دیواری تا نشریات دانش آموزی و دانشجویی همکاری می کردم.از سال 73 با روزنامه کیهان همکاری داشتم و به این نشریه مقاله می دادم، بعد از سال 84 هم دو سال عضو تحریریه گروه سیاسی روزنامه کیهان و سرمقاله نویس این
گپی با مدافعی که در جام ملت ها پدیده شد
ملی ام را پشت سر گذاشتم دوست داشتم ابتدا به تیم ملی کمک کنم و در وهله دوم بتوانم خودم را نشان دهم. با وجود این که فقط در تمرینات در دفاع میانی بازی کرده بودم خوشحال شدم که بعد از بازی کی روش از من راضی بود، صحبت های کی روش به من اعتماد به نفس بیشتری داد. ازدواج نکرده ای؟ من تازه بیست و دو ساله هستم و برنامه هایی برای آینده فوتبالم دارم که امیدوارم بتوانم به آنها برسم.
مرد شکاک زنش را در رختخواب کشت!!
پرسش ماموری که پشت خط بود، آدرس خانه ای را داد و تماس قطع شد. بهروز، نگاهی به خواهر سه ساله اش انداخت که کنار بدن بی جان مادر گریه می کرد. در اتاقی دیگر پدر بی صبرانه، در اتاق راه می رفت. دقایقی بعد، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران و بازپرس جنایی وارد خانه شده و با جسد زن جوان روبه رو شدند. در حالی که پسر خانواده مدعی بود جنایت توسط خواهرش رخ داده، کارآگاهان جنایی به بررسی صحنه جرم پرداختند
تلخی ها و شیرینی های زندگی دو عروس در یک خانه روستایی
آن روزها این گونه یاد کرد: 16 سالم بود و در خاتون آباد تهران در کارگاه رنگ کاری مبل کار می کردم. تنها مشکلی که داشتم دوری از خانواده بود. در روستای دهمیان که در اطراف سبزوار است، زندگی می کنیم. مدتی بود که پدر و مادرم اصرار داشتند تا ازدواج کنم، اما نمی پذیرفتم تا اینکه وقتی یکبار به روستا بازگشتم، آنها تصمیم گرفتند تا دخترعمه ام را به عقد من در بیاورند. وقتی از تصمیم خانواده آگاه شدم
جزییات تازه از نشست جنجالی احمدی نژاد
ها مورد اعتراض قرار گرفتم اما بدانید اگر آنها را در کابینه نمی آوردم همان اول دولت نهم ریشه کن می کردند و کسی هم نمی فهمید حرفهای دولت چیست... * سال 88 خیلی ها خودشان را آماده کرده بودند که به طرف مقابل تبریک بگویند. * ده درصد از صندوقهای تهران را بازشماری کردند و هشت هزار رای به آرای من اضافه شد! * برای انتخابات ریاست جمهوری بعد برنامه ریزی کرده اند و به مانعی بزرگ رسیده اند که ارتباط دولت با مردم
اسرائیل افراد حماس را دم در خانه شان ترور می کند
گلوله به گردن، سینه، شکم و دو ساق پایش می خورد و در جا به قتل می رسد. خانم حاجیه صبحیه القواسمی که شاهد ترور همسرش حاج عمر القواسمی بوده ماجرا را این گونه توضیح می دهد: در حالی که داشتم نماز می خواندم، هنگامی که از رکوع بلند شدم صدایی شنیدم، متوجه شدم که سربازان اشغالگر در را شکستند، مستقیما وارد اتاق خواب شدند و در حالی که همسرم روی تخت خواب بود او را به رگبار بستند و کشتند.
ماجرای دو نامه رهبرانقلاب به خانم یحیایی
بودند و متون نهج البلاغه و اعلامیه های امام(ره) را توزیع می کردند. همین امیرپرویز پویان که بعدها رهبر چریک های فدایی کمونیست شد، آن موقع در نیمه شعبان برای امام زمان(عج) مقاله می خواند. اخوی دیگر حاج آقا (مهندس محسن رحیم پور) عضو حزب ملل اسلامی بود. ایشان در سال 43 دانشجوی پلی تکنیک (امیر کبیر تهران) بود. این گروه مسلح چریکی با شعار اتحاد جماهیر اسلامی قبل از ترور خانواده سلطنتی، در کوه های دارآباد
توفیقی: مخالفان به جز سال 88 چیزی ندارند
وجود ندارد. به طور واضح تر بنده در 36 سال گذشته بعد از انقلاب منهای یک دوره کوتاه در زمان تحصیل در دوره دکترا تماما در فعالیت های مدیریتی در زمینه آموزش عالی بودم چه در دانشگاه و چه در ستاد وزارت علوم. در سخت ترین شرایط و در سخت ترین تصمیم گیری های علمی و سیاسی در دانشگاه ها حضور داشتم . بله این سوال جالبی است که چرا تنها بحث سال 88 مطرح می شود؟! به نظر من به این دلیل که غیر از آن هیچ مستمسکی وجود
مجازات مرگ در پایان یک رابطه پنهانی
: دو ماه پیش متوجه آشنایی خواهرم با یکی از همکارانش شدم که فاطمه ادعا کرد قرار است با وی ازدواج کند اما بعد از چند روز گفت که به خواستگاری پسرجوان جواب منفی داده و رابطه مان قطع شده است. کارآگاهان با این سرنخ محمود را دستگیر کردند. وی گفت: روز حادثه فاطمه اصرار داشت که همسرم را طلاق بدهم تا با هم ازدواج کنیم و تهدید کرد که اگر این کار را نکنم آبرویم را در محل کار و پیش خانواده ام می برد
ظریف از متر کردن بازار تهران تا توافق ژنو
به نوشتن و این کارها بگذرانم... چرا اواخر؟ احساس می کردم دوران بازنشستگی را آنجا بگذرانم (با خنده). البته این بازنشستگی قدری زودرس بود و سال های اول و دومش کمی مشکل بود. سال های بعد از بازگشت از نیویورک را می گویم. آن هم برای کسی که عادت داشت هر روز، ساعت هفت صبح سر کار برود و تا ساعت 8 و 9 شب محل کارش را ترک نکند. چنین آدمی باید حداکثر در هفته دو یا سه ساعت کلاس می رفت و بقیه اش را به روش دیگری
شوهرم باید نصف حقوقش را به من بدهد
تصمیم به جدایی گرفتیم. در این لحظه زن رشته کلام را در دست می گیرد و می گوید: آقای قاضی این حق من است که بخواهم همسرم نصف حقوقش را به من بدهد. من دوست ندارم از شوهرم پول تو جیبی بگیرم و هر بار به پول نیاز داشتم دستم را جلوی او دراز کنم. می خواهم همه چیز نصف نصف باشد تا هیچ کدام با هم دعوایمان نشود. اما شوهرم خسیس بازی در می آورد و اجازه نمی دهد نصف حقوقش را من برای خودم بردارم. به او می
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/4
گروه سینما و تلویزیون، در آستانه برگزاری پنجمین روز جشنواره فیلم فجر، نگاهی انداخته ایم به مهمترین رویدادهای چهارمین روز جشنواره و به آنچه در این روز به وقوع پیوست خواهیم پرداخت. به گزارش بولتن نیوز ، آغاز داوری های جشنواره با برگزاری جلسه معارفه هیات داوران بخش سودای سیمرغ، نگاهی به برنامه روز پنجم جشنواره فیلم فجر، نشست رسانه ای فیلم های سینمایی تا آمدن احمد ، بدون مرز ، تا آمدن احمد ، داره صبح ، شکاف ، عصر یخبندان ، حواشی اکران مزار شریف به کارگردانی حسن برزیده و ناتمام ماندن اکران فیلم در سینماهای آزادی و فلسطین و توضیحات مدیر سینما آزادی در این خصوص، گزارشی از اکران رخ دیوانه به کارگردانی ابوالحسن داوودی در روز پنجم جشنواره، اظهار رضایت از حضور داره صبح میشه در بخش هنر و تجربه ، گفت و گویی صمیمی با پرویز پرستویی در آستانه اکران فیلم دو به تهیه کنندگی و بازی او، پاسخ صریح کیوان کثیریان به دلواپسان، حضور عباس کیارستمی در اکران بهمن ، گفت و گویی صمیمی با سعید راد بازیگر پیکسوت سینما، صحبت های اخیر کارکردان مستند من می خوام شاه بشم اظهارات خسرو سینایی درباره سینما، مزار شریف ، روباه"، طعم شیرین خیال از چرخه آرای مر ...
اکران محمد (ص) در جشنواره سی و سوم منتفی شد
تئاتر و سینمای ایران در آیینی چهارشنبه شب با حضور شماری از هنرمندان کشور80 سالگی خود را جشن گرفت و از کسانی که در این مدت وی را در موفقیت هایش یاری کرده اند قدردانی کرد. نصیریان در این مراسم که به همت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در موزه هنرهای دینی امام علی (ع) برگزارشد گفت: اول از لطف خداوند و بعد از لطف همه همراهان و یاران خودم در این 80 سال بی نهایت سپاسگزارم و من با بودن شما
نصیریان: هرگز بر سر ملت منت ندارم
/> همچنین در این برنامه، هوشنگ مرادی کرمانی، داستان نویس پیشکسوتی که در سال های جوانی اش در نمایشی از علی نصیریان بازی کرده است ، در سخنانی گفت: هر هنرمند، دو شخصیت انسانی و هنری دارد . او با بیان خاطره ای از سال 1343 که به تنهایی از کرمان به تهران آمده بود ، یادآوری کرد: تنها و بی پول بودم و فقط به عشق به تئاتر آمده بودم. بعد از انجام چند مصاحبه توسط علی نصیریان و محمدعلی کشاورز به اداره ی