سایر منابع:
سایر خبرها
اسیدپاشی مرد غریبه عاقبت رابطه پنهانی
مغازه ام را تعطیل کردم و داشتم به سمت خانه می رفتم که دو نفر با موتور جلویم پیچیدند و مرا از ماشین پیاده کردند. یکی از آنها اسید را روی صورتم ریخت و رفت. من با هیچ کس درگیری ندارم و اصلا هم نمی دانم چرا چنین کاری با من کردند. بهروز در ادامه تحقیقات مدعی شد با همسرش مشکل دارد و ممکن است او این کار را کرده باشد. وقتی ماموران سراغ همسر بهروز رفتند، او ادعا کرد اطلاعی از اینکه چه کسی به صورت همسرش
مادر روانی دوقلوی چهارده ماهه اش را کشت
آگاهی در محل جنایت حاضر شد.با حضور بازپرس و کارآگاهان جنایی، دستور بازداشت زن قاتل در صحنه حادثه صادر شد و او برای تحقیقات به پلیس آگاهی و اجساد دو فرزندش به پزشکی قانونی منتقل شد.پدر دو کودک در اظهارات اولیه به بازپرس پرونده گفت: من و همسرم هیچ مشکلی نداشتیم و نمی دانم او با چه انگیزه ای دست به این جنایت زده است. همسرم پس از زایمان دوقلوها از نظر روحی بیمار شده و تحت درمان پزشک بود. عصر روز حادثه
قاتل با پیام تسلیت به خانه مقتول آمد!
این جنایت صبح روز پنج شنبه 19 اردیبهشت ماه در یکی از واحدهای ساختمان مسکونی پنج طبقه ای در خیابان فرجام، خیابان حیدر خانی رخ داد. اهالی ساختمان بعد از دیدن شعله های آتش و دود که از خانه همسایه زبانه می کشید، پلیس و آتش نشانان را با خبر کردند. مأموران پلیس در محل حادثه دریافتند آتش نشانان همزمان با مهار آتش، پیکر نیمه جان زن سالمندی را که مچ دست راستش بریده بود از داخل آتش خارج و به بیمارستان
دلم برای زنانگی هایم تنگ شده
ساخته نشده ام، اما افسوس که ناآگاهانه مدت هاست به مرد بودنم افتخار می کنم! فراموش کرده ام زن بودن اوج افتخار است، صبرم، عواطفم، هنرم ارزشمندتر از چیزهایی است که به دست آورده ام! دلم برای نوه هایم می سوزد، چه کسی می خواهد به دخترانم مادر بودن را بیاموزد؟ خانه ها بی مادر شده اند! مردان دیگر نگران هزینه های زندگی نیستند! نگران خرید، دیر رسیدن بچه ها، آینده خانواده و... نیستند! به
سه روایت از ماجرای یک قتل
را دزدیده اند. طبق معمول به کلانتری رفتم چون هر وقت شوهرم گم می شد او را در کلانتری پیدا می کردم. از سر عادت به کلانتری رفتم. گفتند او بازداشت نشده و گفتند به اداره آگاهی بروم. مدتی بعد هم هوشنگ به من گفت شوهرم را دیده است و گفت پول لازم دارم. من هم خانه شوهرم را فروختم و پول را به آنها دادم تا شوهرم را به خانه برگردانند. نمی دانستم قتلی اتفاق افتاده است. وضعیتی که حالا دارم بهتر از قبل نیست. کار می کنم تا خرجی بچه ها را بدهم. دخترانم بزرگ شده اند و از من توقعاتی دارند که نمی توانم برآورده کنم.
متهمان پس از قتل، اجساد قربانیان را در زمین کشاورزی دفن کردند
2 جنایت برای وصول طلب می شود الان به خانه ای که سهراب خریده است بیایی! قاسم این جمله را گفت و بدون آن که منتظر دوستش شود، آدرس را گفت و تماس قطع شد. کامران به راه افتاد و اولین زنگ را که زد در خانه باز شد، سهراب مقابل در ورودی سالن منتظرش بود، اما خبری از دوستش نبود. وارد شد و ناگهان با مشاهده صحنه ای، در جایش ماند، قاسم دست و پا بسته در گوشه ای افتاده بود. برگشت نگاهش با
افزایش حقوق نظافتچی، بهانه قتل پیرزن
به گزارش سرویس حوادث خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در سوم آبان ماه سالجاری، مأموران کلانتری 121 سلیمانیه از طریق مرکز فوریت های پلیسی 110 در جریان خبر کشف جسد متعلق خانم 57 ساله ای در خانه ای ویلایی در خیابان نبردشمالی قرار گرفتند که با حضور مأموران در محل و انجام تحقیقات مشخص شد که همسر این زن با مراجعه به منزل و ورود به محوطه داخل ساختمان، با توجه به قرار داشتن کلید در پشت در منزل که نشان
کیف قاپ عاشق خروس در بند مردم
دستش را داخل خودرو آورد و گردنبندم را که 25 میلیون تومان قیمت داشت قاپید و فرار کرد. من با داد و فریاد از مردم کمک خواستم اما کسی نبود که به فریادم برسد و آنها موفق به فرار شدند. کیف قاپی از زن جوان در بازار شاکی دیگری وقتی با متهم روبه رو شد با شناسایی وی گفت: دو موتورسوار حوالی بازار کیف مرا قاپیدند و فرار کردند. من برای خرید به بازار آمده بودم که نرسیده به بازار متهم که ترک
هتک حرمت زائر امام حسین در فرودگاه نجف
علی رغم آنکه همه گونه توهین و بی حرمتی به ما شده بود برای جلوگیری از ایجاد دردسر برای هموطن بازداشت شده امان حاضر به عذرخواهی شدیم تا قائله ختم شود، اما ژنرال عراقی که شمایلش به بعثی های زمان جنگ می ماند حاضر به این امر نشد و می گفت باید گذرنامه او را تحویل بدهید. در همین حال یکی از فرزندان شهید حکیم وارد فرودگاه شد. وی که گویی قبلا از موضوع مطلع شده بود به همراه مقام کنسولگری پیگیر
لبخند به زندگی پای چوبه دار
او را هم بکشم؛ به همین دلیل به خانه اش رفتم و به دروغ گفتم مسعود تعدادی لوازم رایانه ای به من داده تا به منزلش ببرم. مریم در را باز کرد و وقتی داخل رفتیم دوباره دوستم او را گرفت و من زن جوان را خفه کردم، بعد هم اجساد را در محل های خلوت انداختیم. کارآگاهان در ادامه همدست سیروس را نیز بازداشت کردند. متهم اصلی بعد از محاکمه به درخواست اولیای دم مقتولان به دو بار قصاص و همدستش نیز به حبس محکوم شد
روایت مرد بی گناه از اتهام قتل زنی که زنده است
اشتباه بازداشت شده است. سپس فرزندان مقتول با دیدن عکس و فیلم موجود در پرونده گفتند جسد متعلق به مادرشان نیست اما فیلم و عکس متعلق به مادرشان است. دو فرزند مقتول گفتند حتی با مادرشان در افغانستان صحبت نیز کرده اند. در پایان جلسه دادگاه، هیات قضات با توجه به آنچه بر این مرد گذشته بود به او پیشنهاد دادند داستان زندگی اش را بنویسد و آن را به صورت کتاب چاپ کند و درنهایت او را از اتهام قتل به طور کامل تبرئه کردند و محمد آزاد شد.
دزدان، طعمه های خود را از آگهی روزنامه ها انتخاب می کردند
و تهدید به قتل، دست و پای مرا بستند و سپس اقدام به سرقت طلاجات و وجه نقد موجود و لوازم باارزش منزل کرده و از آنجا فرار کردند. با دستور بازپرس قندی زاده و ارجاع این پرونده به اداره پنجم پلیس آگاهی، کارآگاهان مبارزه با سرقت های به عنف تحقیقات اولیه خود را جهت شناسایی و دستگیری متهمان از زن شاکی آغاز کردند. حدود یک هفته بعد زن دیگری با مراجعه به دادسرای جنایی تهران اظهارات
دستگیری مادر کودک آزار در شهریار
کند. او همیشه کودکش را کتک می زند و بارها صدای گریه های حسین را شنیده اند و مادر این کودک ساعت های طولانی فرزندش را در خانه حبس می کند و جان این کودک در خطر است.هنگام تحقیق ماموران، زن چهل ساله ای هراسان وارد مجتمع شد، اما با دیدن ماموران قصد فرار داشت که همسایه ها او را مادر کودک معرفی کردند.ماموران انتظامی با گرفتن کلید خانه از مادر کودک وارد خانه شدند و در بازرسی از خانه پسر 10 ساله را که دست و
روایت سیما از سوءتفاهمی که زیبایی اش را سوزاند
هیچ کس کمکم نکرد حتی کسی نبود اسید را با آب بشوید آن قدر فریاد زدم تا اینکه عباس مرا در چادری پیچید و به بیمارستان رساند و در همان جا وقتی پلیس از او پرسید چه کسی اسید را پاشیده است او همسرش را معرفی کرد و خودش نیز بازداشت شد.دختر 25 ساله با بغض گفت: یک سوءتفاهم و شک همه زندگی ام را تباه کرد. من هیچ گناهی نکرده بودم ولی آبرویم را در شهرمان از دست دادم و نمی دانم آن ها چطور ناحق راجع به من قضاوت می
دستگیری عاملان جنایت دلال سنگ های قیمتی+عکس
پایان این خبر گفت: با صدور قرار بازداشت موقت از سوی مقام قضایی، هر سه متهم پرونده جهت انجام تحقیقات و مشخص شدن نقش و مشارکت هر یک از متهمان در جنایت در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار دارند و تحقیقات تخصصی از متهمان در دستور کارآگاهان ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.
قتل شوهر پس از فاش شدن رابطه پنهانی
به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد. متهمان در این شعبه محاکمه شدند و در پایان نیز هیات قضایی به هرمز قصاص و به زن جوان نیز حکم زندان صادر کردند. با اعتراض اولیای دم مبنی بر اینکه زن جوان نیز در قتل شوهرش مشارکت داشته است پرونده به شعبه 16 دیوان عالی کشور ارجاع شد. قضات این شعبه نیز پس از بررسی پرونده، حکم قصاص هرمز را تایید کرده ولی حکم زندان زن جوان را رد کردند. آنها اعتراض اولیای دم را وارد دانسته و هردو متهم را مستحق قصاص دانستند. بنابراین پرونده برای رسیدگی به جرم زن جوان بار دیگر به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد. اخبار حوادث - باشگاه خبرنگاران ...
یک شب اسارت دختر جوان در بیابان!
/> با این اطلاعات، ماموران راننده جوان را دستگیر کردند و در بازجویی از او متوجه شدند که وی عضو باند 10 نفره ای است که بعد از سوار کردن مسافران به خودروی خود، دست به سرقت از آنها می زنند. سرهنگ قطب زاده، رئیس پلیس آگاهی استان هرمزگان، در تشریح این خبر گفت: با دستگیری متهم اصلی پرونده، او اعتراف کرد که تا کنون با همدستی دوستانش از 4 زن و دختر که به عنوان مسافر سوار خودروی آنها شده بودند
کسی که با او ارتباط داشتی را سوزاندم!!
مردی که شوهر سابق زن صیغه ای اش را با یک پیامک صوری به محل قرار کشانده و پس از کتک کاری او با 3تن از دوستانش، پیکر نیمه جان وی را در یک خانه متروکه به آتش کشیده بود، در اعترافاتی تکان دهنده از راز این جنایت پرده برداشت و گفت: از ارتکاب قتل پشیمان نیستم! عصر بیست و چهارم فروردین، چوپانی در تماس با پلیس 110، از وجود جسد سوخته مردی داخل یک خانه متروکه در بالای تپه معروف به حصار از توابع
عروس 16 ساله مشهدی شب عروسی از آرایشگاه فرار کرد
شدم و بدون آن که برنامه مشخصی داشته باشم به تهران رفتم.ساعت حدود 9:30 صبح بود که در یکی از پارک های نزدیک پایانه مسافربری تهران قدم می زدم . دقایقی بعد من با پسرجوانی به نام پدرام آشنا شدم . او وقتی فهمید فراری هستم مرا همراه خود به خانه ای برد اما هنوزیک ساعت نگذشته بود که متوجه انحرافات اعتقادی این پسر جوان شدم . او شیطان پرست بود و با حرف هایی که می زد می خواست مرا هم به دام بیندازد.دوباره فرار
چگونه عالم بزرگ جهان عرب عاشق این دختر شد؟ (+عکس )
داستان ها وجود داشت این بود که اولا سن من و شیخ خیلی با یکدیگر اختلاف داشت و نکته دوم اینکه او زن و بچه داشت، برای همین چنین عشق عمیقی که پنج سال در خفا مانده بود مرا به فکر فرو برده و حیران کرده بود. با پیشنهاد او برای ازدواج چگونه برخورد کردی؟ پاسخت مستقیم بود یا آن را به خانواده ات واگذار کردی؟! از یک طرف در حیرت و سرگردانی به سر می بردم، از طرف دیگر هم شیخ مرا رها نمی کرد و از هیچ
جزیره خضرا در ترازوی نقد
می کند. شیخ جعفر کاشف الغطاء در کتاب الحق المبین فی تصویب المجتهدین و تخطئۀ جهال الاخباریین که آن را برای فرزندش نوشت، می گوید: یکی از مشکلات اخباری ها، اعتماد بر همه روایات است، تا جایی که بعضی از فضلای آنان، در کتابی مهجور و جعلی، قصه ای از یکی از داستان سرایان دیده اند بدین مضمون که: جزیره ای به نام جزیره خضرا وجود دارد و در آن، برای امام زمان و فرزندان او خانه هایی است. پس
آزار دختر جوان توسط دو زورگیر+عکس
مشرق: زورگیران معتاد بعد از اینکه دختر جوانی را به عنوان مسافر سوار خودروشان کردند، او را به منطقه ای خلوت بردند و مورد آزار جنسی قرار دادند. دختر جوانی نخستین روز مرداد ماه به دادسرای جنایی تهران رفت و علیه سه مرد و یک زن پرایدسوار به اتهام زورگیری و آزار و اذیت شکایت کرد. پس از تشکیل این پرونده کارآگاهان پلیس آگاهی موظف شدند متهمان را شناسایی و دستگیر کنند. شاکی ماجرا را این طور شرح داد: ساعت
امام خمینی(ره) از مصادیق آمنوا و عملوا الصالحات بود
می خواهی، خانه می خواهی، باغ می خواهی، چه می خواهی؟ هرچه می خواهی به تو می دهیم. دست از پیغمبری بردار. فرمود: اگر ماه را در دست راستم بگذارید. خورشید را دست چپ من بگذارید. من دست برنخواهم داشت. انسان وقتی به یقین رسید نباید بگوید... حقوقش تأخیر بیافتد. خوب شود. بد شود. تحریم اقتصادی شود. امام حسین گفت: زیر سم اسب می روم، زیر بار زور نمی روم. سرم به نی می رود ولی جلوی ناکس خم نمی کنم. همه چیز مرا
تعرض به زنان توسط چهار پراید سوار
از بازداشت، اعتراف کردند پنج زن را مورد آزار جنسی قرار داده اند. اکبر، متهم ردیف اول این پرونده در جریان باز جویی ها گفت: من و دوستانم مدتی بود که زنان را به عنوان مسافر سوار ماشین می کردیم و در راه اموال آنها را می دزدیدیم و آنان را مورد آزار قرار می دادیم. در آخرین مورد، زنی را سوار ماشین کردیم و وقتی خواستیم او را مورد آزار قرار دهیم مقاومت کرد. او فریاد می زد و سعی داشت توجه رانندگان عبوری را
ماهی 2 میلیون شیشه می کشیدم
زنان سالخورده سرقت کنند و سراغ زن های جوان نروند. چون در آن صورت زودتر دستگیر می شدیم. نقشه این سرقت ها از کجا به ذهنت رسید؟ یکی از بچه محل هایمان که از این روش استفاده می کرد، آن را به ما یاد داد. البته خود او چند ماه قبل توسط پلیس دستگیر شد. شنیدم با سپردن سند آزاد شده و الان فراری است و کسی از او خبری ندارد. مناطق خاصی برای سرقت می رفتید؟ سرقت ها را در نازی
زن تنها قربانی دزدان مسلح
گروه اجتماعی تیتریک به نقل از قطره، به دنبال شکایت خانمی مبنی بر اینکه 4نفر با ورود به منزل وی، او را به وسیله سلاح تهدید کرده و پس از سرقت طلا و تجاوز به عنف متواری شدند، رسیدگی به این پرونده شروع شد. علیرضا باوی ادامه داد: با توجه به اهمیت موضوع، تحقیقات پلیس امنیت و اطلاعات و همچنین پلیس آگاهی برای شناسایی و دستگیری سارقان شروع شد و با تلاش شبانه روزی آنها متهمان دستگیر و به دادسرای عمومی و انقلاب خرمشهر اعزام شدند. وی گفت: متهمان پس از اقرار صریح به جرم، با قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند تا پرونده آنها در دادگاه رسیدگی شود. ...
مرد شکاک زنش را در رختخواب کشت!!
پرسش ماموری که پشت خط بود، آدرس خانه ای را داد و تماس قطع شد. بهروز، نگاهی به خواهر سه ساله اش انداخت که کنار بدن بی جان مادر گریه می کرد. در اتاقی دیگر پدر بی صبرانه، در اتاق راه می رفت. دقایقی بعد، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران و بازپرس جنایی وارد خانه شده و با جسد زن جوان روبه رو شدند. در حالی که پسر خانواده مدعی بود جنایت توسط خواهرش رخ داده، کارآگاهان جنایی به بررسی صحنه جرم پرداختند
زندگی چهار روزه مدیرعامل با جسد همکارش!
نیز به خانه هایشان رفته بودند. ساعات پایانی کار بود که او وارد اتاقم شد. می خواست با هم صحبت کنیم و اختلافاتمان را کنار بگذاریم.اختلافاتمان بر سر یک زن جوان بود. من چند سال پیش از همسرم جدا شدم و مدتی بود که با زن جوانی آشنا شده بودم. هادی نیز او را می شناخت و سعی می کرد مرا از ازدواج با او منصرف کند. وقتی متوجه شدم که خودش قصد دارد به خواستگاری این زن برود عصبانی شدم.وی افزود: آن شب وقتی بر سر
زنی بدکاره که تنها به خاطر یک عمل آمرزیده شد!
: به داخل شهر برو و آدرس خانه ی فلان فاحشه را بپرس و دو درهم به او بده و با او زنا کن! عابد گفت: دو درهم از کجا بیاورم؟ من نمی دانم دو درهم چیست، چرا که هرگز مشغول به دنیا نشده ام. پس شیطان دو درهم به او داد و عابد با آن لباس ها که مخصوص عبادت بود راهی شهر گردید و نشانی خانه ی آن فاحشه را جویا شد. پس مردم به او نشان دادند در حالی که گمان می گردند آن عابد آمده است تا آن زن را
ماجرای دو نامه رهبرانقلاب به خانم یحیایی
، بیا خانه و به شهربانی نرو. در ماشین، اعلامیه های امام(ره) وکتاب تشیع سرخ دکتر شریعتی بود و دیگر صلاح نبود که خودم به شهربانی بروم. سر چهارراه ایستاده بودیم، آقایی که بعد فهمیدم از مبارزان و دوستان حاج آقاست مرا شناخت، ترمز زد و گفت: خانم رحیم پور سریع بیایید برویم. گفتم: من رحیم پور نیستم، اشتباه گرفتی. گفت: من دوست حاج آقا هستم. الان بازداشت می شوید. من با تردید نشستم و دستم به دستگیره بود که اگر