سایر خبرها
یک گفتگوی خواندنی با ناصر تقوایی و همسرش: آمار دروغ به مردم می دهند، اگر آمار فروش درست است، پس چرا هیچ ...
دهند که هنوز وقت نکرده ام بخوانم. چه کاری مهم تر از خواندن فیلم نامه کسی است که به گردن سینمای ایران حق دارد؟ باور می کنید من به خاطر اینکه همسر او هستم این حرف ها را نمی زنم. من از اینکه می دانم و همه می دانند که ناصر همیشه در کار نوشتن و خلق کردن است اما آثارش راه به جایی نمی برند، ناراحتم. از اینکه می بینم ناصر تقوایی جلوی رویم مثل شمع آب می شود و سکوتش سرشار از ناگفته هاست گریه ام گرفته. شایع
روایت موسوی تبریزی از اسدالله لاجوردی
را نگشته بودند. هنوز داخل زندان هم نبرده بودند و در اتاق های دادسرای انقلاب در اوین این مسئله پیش آمده بود. حالا آنها می گفتند که چند قرص خورده، من نمی دانم. من این حرف را قبول ندارم. اما نه خانواده لاهوتی به من شکایت کردند؛ چون قاعدتا آنها باید شکایت می کردند، نه از طرف مسئولان پیگیری شد، مثلا آقای اردبیلی که رئیس دیوان عالی کشور و رئیس شورای عالی قضائی بود، یا حاج احمدآقا، هیچ کس چیزی نگفت.
شهیدی که جوایز خلبانی آمریکا را درو کرد+عکس
: امیدوارم که همه به آرزویی که در دل دارند برسند. شب دوشنبه برای من شب فراموش نشدنی هست مورخه 13 آذر سال 1357به آن آرزویی که نهایت افتخار را داشت، رسیدم. در تمام دوران خلبانی که جهت دریافت وینگ خلبانی دوره می دیدیم همیشه فکر می کردم که از همه عقب تر هستم و این فکر باعث کار کردن بیشتر من شد که بالاخره در این روز متوجه شدم که خیر برعکس فکر من، همیشه از همه جلوتر بوده ام. تا جائی که رئیس پایگاه
از رفتار وسواسی شوهرم خسته شدم
زن جوان راهی دادگاه خانواده شد تا از شوهر وسواسی اش برای همیشه جدا شود. به گزارش مردم سالاری، چندی پیش زن جوان با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم بیماری وسواس دارد. او همیشه از من می خواهد چندین بار خانه را تمیز کنم و مرا مجبور می کند هرلحظه در حال کار کردن باشم. از وقتی با او ازدواج کرده ام یک روز خوش هم ندارم و مرتب
بزرگترین دارایی گلر پرسپولیس را بشناسید
را بدانند. حالا که اسم هوادار وسط آمد، می خواستیم بدانیم چرا در جشن 6 تایی ها شرکت نکردی؟ برخی طرفداران پرسپولیس از تو گله کردند. همین جا از همه دوستان که مرا دعوت کرده بودند، عذرخواهی می کنم. ما هفته قبل بدنسازی سنگینی پشت سر گذاشتیم و فقط یک روز برای استراحت فرصت داشتیم که خورد به دعوت پرسپولیسی ها... باور کنید آن روز را کامل خوابیدم و حتی از خانه هم خارج نشدم چون واقعاً خسته
فرار نوعروس برای ازدواج با پسرخاله
خانواده ام بدون توجه به خواست و علاقه ام، مرا به عقد پسر دیگری درآوردند. در این مدت من با همسرم صحبت کردم تا راضی شد از هم جدا شویم و حتی مخفیانه به طور توافقی جدا شدیم. من پسرخاله ام را دوستم دارم و می خواهم با حمید ازدواج کنم اما پدرم بسیار متعصب است و فقط آبرویش در طایفه مهم است. من حق انتخاب و زندگی دارم. آقای قاضی، موضوع آدم ربایی در کار نیست. من خودم با او راهی تهران شدم. در ادامه
زورگیر معروف جنوب پایتخت دستگیر شد
همراه و کیفم را که 500 هزار تومان پول نقد داشت به او بدهم. پسر زورگیر بعد از این سوار موتورسیکلت شد و به سرعت گریخت. مرد جوان دیگری در شکایت از پسر زورگیر گفت: عصر روز 12 تیر ماه امسال در بلوار ابوذر در حال حرکت بودم که تلفن همراهم زنگ خورد. لحظاتی بعد که در حال حرف زدن بودم، این متهم با موتورسیکلت جلوی مرا گرفت و با تهدید چاقو گوشی گرانقیمتم به علاوه مبلغ 200 هزار تومان پول نقدی که
از ورشکستگی مرد تاجر تا درخواست جدایی
آرزو داشتم برسم. اما درست از روزی که ازدواج کردم همه زندگی ام نابود شد. آقای قاضی این زن زندگی مرا سیاه کرد و باعث شد که من همه ثروت و کارم را از دست بدهم. او ادامه می دهد: من چند سالی بود که در استانبول کار می کردم و زندگی خوبی داشتم تا این که هفت سال پیش با همسرم در همان جا آشنا شدم. وقتی متوجه شدم که او هم ایرانی است پس از چندین جلسه آشنایی عاشقش شدم و تصمیم به ازدواج با وی گرفتم
چوپانی که پزشک شد/ دو قلوهای سفید از مادری سیاهپوست/ یتیم خانه ای با کودکان مبتلا به HIV
. مادر دوقلوها دعایی بر تکه کاغذی نوشت و به دستم داد تا آن را همیشه حفظ کنم هفته بعد به منزلشان که در یک منطقه بسیار محروم حاشیه شهر نایروبی بود رفتم. مادر دیگری برایم تعریف کرد در سن 33 سالگی صاحب 5 فرزند پسر بود که باردار شد و بعد از مدتی همسرش به بستر دائمی بیماری افتاد. می گفت از خدا پرسیدم چرا با این همه فرزند مجددا باردار شدم و حالا که چنین شدم چرا همسرم به بستر بیماری
زندانی که بشود 30 سکه به داخل آن برد، زندان نیست، کویت است!
آنها پیش آقای محمد بسته نگار باشد. در التهابات بعد از فوت ایشان که همه ما گرفتار بودیم، این نوشته ها را از خانه ما بردند و بعضی از آنها، بعدها از کتاب هایی سر در آوردند! وصیتنامه داشتند؟ قطعاً یک عالم بی وصیتنامه نمی شود، ولی من ندیدم، البته آقا رسماً اعلام کرده بود که مرا کنار شهدا دفن کنید!این مقدارش را همه می دانند! داخل پرانتز بگویم که بعد از فوت آقا، قرار بود برای ایشان گنبد
مهاجم پرسپولیس نباید بماند برود اروپا!
زمانی که سن آموزشی ام است زیر نظر قربان بردیف باشم. او مربی بسیار خوبی محسوب می شود و هرچیزی که در فوتبال اروپا دارم از بردیف است. باید از کی روش هم تشکر کنم که از من تعریف کرده و به نظرم حرف درستی است که بازیکنان جوان ایرانی باید به فوتبال اروپا بیایند. در فوتبال روسیه استعدادهای ایرانی کاملاً زیر ذره بین هستند و این صحبتی نیست که من بکنم، بلکه تمام مربیان لیگ روسیه را دیده ام که به
سرنوشت حجازی در انتظار مظلومی
قابل ملاحظه ای کاهش یافته و فوتبال زیبا و رو به جلویی به نمایش می گذارد. با تمامی این تفاسیر انتقاداتی از داخل هیأت مدیره استقلال به گوش می رسد؛ انتقاداتی که به بیرون و صفحات روزنامه ها نیز کشیده شده است. اینکه انتقادات مدیران ارشد استقلال جنبه فنی یا غیرفنی دارد، سوژه ای نیست که در این گزارش به آن بپردازیم اما برخی از این اتفاقات ما را به چند سال پیش می برد، در روزهایی که مرحوم ناصر
نقل و انتقال با رعایت حق تقدم
: سال های 48- 47، پنج سهام را از یکی از سهامداران به پیشنهاد پرویز شهریاری، ریاضی دان معروف و به واسطه آقای عبدالحسین مصحفی، که سردبیر مجله یکان بود، خریدم. با وجود اینکه تمام مراحل قانونی انتقال سهام انجام شد و دفتر و تشکیلاتی امضا شد اما از همان زمان برگه سهام من در دفتر شرکت خوارزمی ماند. سال 53 برای ادامه تحصیل به خارج از ایران رفتم و نزدیک انقلاب برگشتم. فرمانی که از سال 58 به جلسات عمومی
وطنخواه: اشتباه کردیم 6 تا زدیم غلط کردیم/به پرسپولیس مریخ 8 تا زدند / کاپیتان تیمی که 6 تا خورد شما ...
فوتبال حرف بزنند که حداقل از جوی آب پریده باشند. ول کنید ما را. اشتباه کردیم 6 تا زدیم. غلط کردیم. آقایان محترمی که می خواهید صحبت کنید، چرا این مسائل را اینقدر کش می دهید؟ در یک بازی این اتفاق افتاده و ما 6 گل زده ایم اما دیدید که چند وقت پیش جشن گرفتند و من نبودم. این یعنی که برای من دیگر مهم نیست. حالا آقای فتح ا...زاده یا X و Y می آیند حرف می زنند. آقایان حساسیت به خرج ندهید. اینها 6 گل زده اند
از وقتی که به یاد دارم، عاشق پزشکی بوده ام
شدم. من بچه پر شروشوری بودم ولی پدرم به شدت به رفت وآمد ها و رفتارهای ما حساس بود. من همیشه معتقدم که هر خانواده ای باید روش تربیتی خودش را داشته باشد و تربیت بچه ها باید در یک چهارچوب مشخص باشد. فکر می کنید دلیل این علاقه و به قول خودتان جسارت چه چیزی بود؟ نه در خانواده ما پزشکی وجود داشت، نه حتی در روستایی که بزرگ شدم و نه حتی کسی من را تشویق می کرد. وقتی الآن خودم را تحلیل
گلایه کارگردان مشدی عباد از آذری زبان ها/ صمدی: فیلمم را به جشنواره فجر امسال خواهم رساند
فولکلور آذری هستم که در سینما فعالیت می کنم و همین مسأله بایستی مورد توجه مردم آذری زبان قرار بگیرد. کارگردان فیلم سینمایی آپارتمان شماره 13 تأکید کرد: در تمامی این سال ها جلسات محتلفی با برخی از مسئولان استان و همچنین مردم آذری زبان در رابطه با تولید این فیلم انجام شد و حتی در برخی زمان ها وعده هایی برای حمایت از تولید این فیلم سینمایی نیز انجام شد اما متأسفانه همگی آن ها در حد حرف و شعار
فکر نمی کنم به خاطر خالکوبی جریمه شوم
. او مخصوصا درباره ضربات کاشته در تمرینات مرا راهنمایی کرد تا ضربات کاشته خودم را با دقت بیشتری بزنم. آیا تیم العربی در این فصل توانایی حضور در بین چهار تیم نخست لیگ ستارگان قطر را دارد و یا حتی توانایی قهرمانی؟ ما اکنون در آغاز فصل هستیم و اولین بازی خود را امروز انجام خواهیم داد. العربی باشگاه بزرگ و دیرینه ای است و سطح تیم ما از بقیه تیم ها پایین تر نیست به همین خاطر ما
جاده مهربانی پس از 323 روز هموار شد/دو تخته فرش و چند پشتی؛ این تنها توقع آینه است/جمله ای که تمام نشد
به داخل منزل وارد می شوم، خانه ای که دیگر از دیوارهای سیاه که به شب لبخند می زد و تارهای بهم تنیده عنکبوت ها، بوی نم و دود چراغ نفتی کهنه ای که هوا را سنگین و نفس کشیدن را لحظه به لحظه برای انسان دشوارتر می کرد، خبری نیست. لبخند در قاب چهره آینه خانم محو نمی شد و جای سنگین اشک هایی را که در سفر قبلی به این روستا و دیدار با خانواده اش تجربه کرده بودم گرفته بود، جای خالی کالطف الله که چند
بهزادی:پرسپولیس10 دقیقه دیگر بازی می کرد10 گل به استقلال می زد
آمدم مدافع بودم و بعد به خط حمله آمدم. من از لحاظ جسمانی قدرتمند بودم و برای همین توانستم با چند نسل فوتبال بازی کنم. * حالا به نظرتان بازیکنانی مثل سردار آزمون و مهدی طارمی می توانند در سال های آینده به رکورد گلزنی علی دایی در جهان برسند؟ - علی دایی با زحمت و تلاش به اینجا رسیده است و بازیکنان جوان برای رسیدن به او کار بسیار سختی دارند. اگر می بینید آنها به گوام گل زده اند، نباید فکر کنید که حتما می توانند گل های زیادی هم بزنند. این بازی ها، آسان بوده و گوام تیم قدری نیست و با این که این پسر بوشهری بازیکن خوبی است اما باید تلاش بسیار بیشتری برای موفقیت انجام بدهد. ...
آسمان عمارت مسعودیه با حضور ستاره های سینما درخشان شد/ چند متر مکعب عشق فاتح بی چون و چرای جوایز شد
می سازی آن چیزی نیست که دوست داشته باشی. به هر حال کسی که سرمایه اش را برای ساخت فیلمی هزینه کرده است انتظار برگشت سرمایه را دارد. به هر حال امیدوارم موضوعات تازه تر و فیلم های بهتری در سینما ببینیم. سینمای ما مدتی است درجا می زند. جوانهای با استعداد زیادی داریم که من به آینده انها خوش بین هستم. در طول تاریخ شعر در کشور ما حرف اول را می زد و حالا چند سالی است سینما جای آنرا گرفته است.
جهان آرا چه گفت که راز قاسم شکل گرفت
این حرف ها بود و کارهایی می کرد که من بو نبرم. رازداری قاسم حرف نداشت، شهید محمد جهان آرا به قاسم گفته بود که چیزی به کسی نگوید، بنابراین او حتی موضوع را از من که همراز و همدل با او بودم، مخفی می کرد. ** روزی که راز فاش شد یک روز به پول احتیاج داشتم، رفتم پیش جهان آرا و گفتم، پول لازم دارم. جهان آرا گفت: برو پیش قاسم. با تعجب گفتم: پیش قاسم؟ جهان آرا خندید و
همایون بهزادی هم قبول دارد که پرسپولیس 8 گل از استقلال خورد!
/> پیشنهاد من این است که افشارزاده یک کار را انجام دهد. اگر نمی تواند باشگاه را اداره کند برود. این پیشنهاد من است. به خودش هم رک می گویم. افشارزاده می داند که من آدم رکی هستم و منتظرم او را ببینم و این حرف ها را به او بزنم. نمی خواستم رسانه ای شود اما وقتی حتی جواب تلفن ما را هم نمی دهد مجبورم اینطوری برخورد کنم. آقای افشارزاده من یک سوال از شما دارم؛ چه طور وقتی کار دارید هر طور شده ما را پیدا می
ناگفته هایی از پرونده اختلاس 3000 میلیاردی
امام رفت و این خواسته ما را مطرح کرد ولی امام فرمودند احتیاجی به این کار نیست. * اخوی کوچک بنده داماد شهید ناطق است ولی من خودم هیچ ارتباط سببی و نسبی با این خانواده ندارم. * چند روزی گروگان مجاهدین و چریک های فدایی خلق بودم. آن زمان مجاهدین خلق هنوز فعالیت هایشان علنی بود و غیرقانونی نشده بودند. من هم تازه فرماندار نور شده بودم. شاید روز اول یا دوم حضورم در دفتر فرمانداری نور
روستای اروپایی در اطراف تهران
هستند و چه شد که به ایران آمدند و شدند رومانوی شیعه کشاورز ایرانی که به زبان ترکی هم مسلط است. قدیمی های روستا یادشان است که در زمان جوانی شان پیرمردی در زرگر بود که تمام حساب و کتاب هایش را به زبان روسی می نوشت، اما بعد از مرگ او نوشتن به زبان روسی ورافتاد؛ حالا این مردم همه شان به زبان رومانو حرف می زنند و به لاتین می نویسند. مسافرانی از فرانسه و انگلیس بچه های تحصیلکرده
مشکی رنگ عشقه رضا صادقی درشیراز با هوای بندر
، مشکی رنگ عشقه، وایسادنیا، بخند، میخوامت و موسیقی محلی بندر را برای شیرازی ها ی هنرشناس و هنردوست آورده ام. در جست وجوی یک عشق افسانه ای هستم! رضا صادقی یک اتفاق سبز در موسیقی پاپ کشورمان است! همه او را با ترانه مشکی رنگ عشقه شناختند. خیلی زود محبوبیت فراوانی پیدا کرد. آثارش ورد زبان هر کسی بود. آثار او چه به لحاظ شعر و چه ملودی و تنظیم ساده بود اما عمیق و ریشه داشت. حرف های
جلوه های فضیلت در خانواده
مطابق زحمتشان بدهید، با زبانی نرم و لیّن به وقت نیاز به تذکر، به آنان تذکر دهید، دل کسی را مرنجانید، خانه های اطراف را به قیمت بخرید، چرا که می خواهیم خانه عبادت و مرکز زیارت و محل درس و بحث علوم الهی بسازیم، مباد که ذره ای ستم به حیوان و انسانی برسد، که به ارزش عمل و قیمت کار لطمه خواهد خورد!! امیرالمومنین(ع) در نهج البلاغه فرموده: فانکم مسئولون حتی عن البقاع و البهائم. همه شما در برابر
جزییاتی از ناگفته های دکتر صالحی در کمیسیون ویژه
نزدیک پیگیری کردم. بنده نماینده ایران در آژانس انرژی اتمی بودم و سلسله مراتب را طی کردم. در آن زمان ما گزارشی را داشتیم در آژانس که فعالیت هایی را در رابطه با پولوتونیوم انجام داده بودیم، مستندسازی شده بود، روی تولید فلز پولوتونیوم کار کرده بودیم و آن را مستند سازی کرده بودیم. ما یاد گرفتیم که چگونه پولوتونیوم تولید کنیم، یاد گرفتیم که چگونه فلز اورانیوم تولید کنیم و همه آن ها مستند شد، بعد نظام
داستان قتل دو کودک در خیابان مدرس شرقی قروه
سر خود گذاشته و کنار فرزندان غرق در خونم دراز کشیده است و به اجساد خونین آنان نگاه می کند. با داد و بیداد خانواده ام را که در همسایگی مان بودند مطلع کردم و از سر و صدای ما همسایه ها و اهالی محل نیز آگاه شده و وارد منزل ما شدند و در واقع از آنچه که می دیدم متعجب و مستأصل مانده بودم. یکی از اهالی محل که شاهد ماجرا بوده و بعد از مطلع شدن از جریان به پلیس خبر می دهد چنین بیان کرد: وقتی حال
حجازی:برای همیشه از ایران خواهم رفت /حجازی بود کرار را با لگد بیرون می کرد!
و چند سال به عنوان یک دستیار در فوتبال ایران کار کرده ام. یعنی با این شرایط حق من نیست که در یک تیم در حد محلات هم کار کنم؟! هیچ وقت دوست نداشتم با ارتباط به جایی برسم. اگر دنبال این مسائل بودم استقلال دم دست بود و راحت می توانستم در این تیم کار کنم اما از پدرم یاد گرفتم تحت هر شرایطی تن به کار ندهم. * خوب چرا نمی خواهی مثل خیلی ها وارد برخی رابطه ها شوی؟ - چند بار سعی کردم
اکبر عبدی: در مورد استقلال با من کل کل نکنید
به گزارش ستاره ها، کمتر کسی می داند اما عمواکبر تا چندی پیش یعنی قبل از آن که بیماری اش او را به این حال و روز بیندازد یک پای ثابت کوهنوردی بوده. حالا ما در بین فیلمبرداری رسوایی2 گپ وگفتی با این بازیگر تمام عیار داشتیم. شنیده ایم که این روز ها نمی توانید به کوهنوردی بروید، درست است؟ - درست است. با این که آرامش کوه را خیلی دوست دارم اما تقصیر خودم نیست، بدنم دیگر من را همراهی نمی کند. شاید شما بتوانید با کلیه و پاهایم حرف بزنید، گوششان به حرف من و پزشک ها که دیگر بدهکار نیست. تنهایی کوهنوردی می کردید یا با دوستان؟ - خیلی وقت ها با دوستان و خانواده به کوه می رفتیم. ولی یک سر ...