سایر منابع:
سایر خبرها
روایتی کم نظیر از یک تخریب چی + تصاویر
چون دست به تحرکاتی زدند، دشمن متوجه حضور نیروهای ما در میدان مین شد و آنجا را هدف گرفت. * آتش سنگین دشمن در میدان مین با شروع آتش سنگین دشمن، مجروح شدم، این سومین دفعه ای بود که مورد اصابت ترکش دشمن قرار می گرفتم و این بار از ناحیه کتف، انفجاری که در نزدیکی من صورت گرفت، باعث شد از حالت عادی خارج شوم و گنگی به من دست بدهد، دیگر چیزی را نفهمیدم، بعد از بهبودی نسبی، بچه ها برایم
پیشینه حق رأی زنان در مجلس شورای ملی (1290 1341)
اینجا به طور عموم مرد و زن را در اکتساب فواید مساوی دانسته. در تفسیر مجمع البیان طبرسی رحمه الله در شأن نزول آیه گوید: نماینده زنان حضور رسول خدا (ص) آمد و عرض کرد: آیا پروردگار مردان و زنان یکی نیست و تو بر ما همه از زن و مرد فرستاده او نیستی؟ ما را چه رسیده که خداوند در قرآن نام مردان را می برد و نام ما را نمی برد. ما می ترسیم که خیری نداشته باشیم و نیازی به ما نباشد و این آیه نازل شد
گلاره عباسی، یک شکموی تمام عیار!
آشنایی ام با گلاره به سال ها قبل بر می گردد و همیشه می دانستم که در اوج خستگی هم می خنده رو و خوشرو است. باید اعتراف کنم اصلا نمی دانستم گلاره تا این حد به غذا و رستوران اهمیت می دهد و (بین خودمان باشد) خیلی شکمو است و با هیچ گونه رژیم غذایی میانه ای ندارد. مصاحبه جالب گلاره که بخوانید متوجه می شوید که آشپزی بلد نیست و یک شکموی تمام عیار است. خواهرم بهار متخصص تغذیه است
اکبر عبدی: در مورد استقلال با من کل کل نکنید!
، کلاه و عینک در تاکسی نشسته بودم. آقایی کنارم نشست و از ونک تا چهارراه ولیعصر با آب و تاب تعریف می کرد که همین الان جلوی درِ تلویزیون تشییع جنازه اکبر عبدی بود و قیامتی از جمعیت به پا شده بود و من هم رفتم و زیر تابوتش را گرفتم. مرد خوبی بود بنده خدا! در تاکسی هم همه داشتند افسوس می خوردند و خدا بیامرز می گفتند. خلاصه این آقا گفت و گفت تا به مقصد رسید و خواست پیاده شود، من عینکم را برداشتم و گفتم آن
متن کامل سخنان جلیلی در کمیسیون برجام
قطعنامه صادر کردند. این را باید از طرف مقابل سؤال کرد که پس تو دنبال بهانه هستی. تو که می گفتی شش مسأله باقی مانده بیشتر نمانده. اینها حل شد. همان روزی که حل شدند تو داری قطعنامه صادر می کنی. در بحث بیانیه تهران هم همین است. یک از چیزهایی که آنها دنبال می کردند و دنبالش بودند این بود که قطعنامه هایشان با اجماع باشد. برای چی ترکیه و برزیل را به سراغ ما فرستادند. اصلاً این قطعنامه شان
آرزوها و تجربه های خبرنگارهای برتر
خال خالی! اگر قرا باشد با این 10 نفرخبرنگار افتخاری یک تیم فوتبال راه بیندازیم، آتوسا درویشی می شود جوان ترین عضو تیم با 15 سال سن. شاید به خاطر همین است که 15 تابلو نقاشی اش هم به در و دیوار خانه شان آویزان است. حالا که تو یک نقاش هستی، دنیا را چه رنگی می بینی؟ آبی یا فیروزه ای! این رنگ ها به من آرامش می دهند. رنگ دیوارهای اتاقم هم آبی است. و
پیرمرد هفتاد ساله: وظیفه من خنداندن مردم است! + عکس
پیرمرد و دوچرخه هیجان انگیزش با او چه برخوردی دارند؛ اکثر مردم دوست دارن یعنی از صد، نودشون حال می کنه یعنی از هزارتا یکی دو تا فقط دست می ندازن و مسخره ام می کنن که خدا شاهده اونم ناراحت نمی شم. می گم اونا مثل بچه های خودم؛ عیبی نداره! مثلا چند وقت پیش یکیشون تو خیابون داد زد حاجی معتاد نیستی؟ احیانا چیزی زدی؟ منم بهش گفتم آخه آدم حسابی آدم معتاد می تونه از صبح تا شب آنقدر رکاب بزنه!؟ ولی بیشترشون
غواص ها بوی نعنا می دهند
گذشت سال ها از دوران دفاع مقدس و حماسه فراموش نشدنی شهدا و رزمندگان قلم به دستش گرفته و غواص های عملیات کربلای 4 را دست مایه داستان خود در حوزه خاطره نگاری جنگ تحمیلی قرار داده است. قسمتی از این کتاب را می خوانید : هنوز گرد و غبار تویوتا ننشسته بود روی زمین که سر و کله سه نفر پیدا شد، سوار بر موتور تریل، خاک آلود و حتی خسته. نفر جلویی موتور را زد روی جک و چفیه خاکی را از روی صورتش
پیکر شیخ محمد که آمد، فقط گفتم خوش آمدی
گروه جهاد و مقاومت مشرق - بگویید به خاطر آزادی تو، هزاران خمپاره دشمن، سینه پدرت را نشانه رفته اند، بگویید خون پدرت بر تمام مرزهای غرب و جنوب کشورش، پریشان شده است. بگویید موشک های دشمن، انگشتان پدرت را در سومار، دست های پدرت را در میمک، پاهای پدرت را در موسیان، سینه پدرت را در شلمچه، چشمان پدرت را در هویزه، حنجره پدرت را در ارتفاعات الله اکبر، خون پدرت را در رودخانه بهمن شیر و قلب پدرت را در
خاطرات سفر به سن پترزبورگ و مسکو
دیدنی می شوند. و بماند که ما با چه تکاپویی از زمان دقیق باز شدن پلها و بهترین موقعیتی مکانی برای دیدن پلها سر در آوردیم و باز بخت یارمان بود که در اتوبوسی که به قصد رودخانه نوا سوار شدیم با راننده خوش صحبت تاجیک برخوردیم که کما بیش راهنمایی او ارزنده و در عین حال به خاطر همان تفاوت های گویشی خنده آور بود. از قریب به 340 پل این شهر22 پل آن متحرک و یا به تعبیری " مشابه چنین صحنه ای را، اما نه با این
ز بس حاجی افتاد در آن انجمن / نه احرام ماند و نه دیگر کفن
نقاط قونسول گری هم قُول کشیده حالا بدبختانه به ضمیمۀ هزارها لیره و برات و اسباب به دست حربی ها افتاده، بی تذکره مانده، مأمورین تذکره را نمی توان متقاعد کرد دوباره مطالبة تذکره و پول می کنند، عوض آن که مطالبة حقوق ضایعۀ ایشان را بکند. بس تجربه کردیم در این دیر مکافات با دردکشان هر که درافتاد ورافتاد خاتمه این فتنه جویی و فسادطلبی و ایذاء بشری همان خزی دنیا و آخرت است که بحمدالله
حمله شدید شجونی به روحانی و اصلاح طلبان/ نعمت زاده چهره و قهرمان ملی شد!/شوخی های هلیکوپتری اعضای ...
نه اصولگرا. او که آخرین دعای ختم مجلس اش را به این سخنان وصل کرده بود گفت: بنده در انتخابات ریاست جمهوری گذشته اسم نیاوردم چون دلخور بودم از دست اصولگراها؛ مشی ما با اصولگرا ها بیشتر توافق دارد ولی خیلی ازشون گلایه داریم. بابا چهار تا هستید یکی تون بیاد! اینکه یه چیز روشنی است. اینکه همه فکر می کنید منجی بشریت هستید خیلی بده! اینکه همه احساس می کنید الان اگر شما مسئولیت را قبول نکنید بقیه نمی تونن