سایر منابع:
سایر خبرها
حاشیه های خواندنی از دیدار رهبر انقلاب با جانبازان
تونیم خوبم می تونیم! همه می خندند. جانباز ادامه می دهد: بعد یه ته خمپاره توی ران من بود. این رو که در آوردن دیدن روش نوشته آلمان! بهشون گفتم حالا ما جنگ طلبیم یا شما که به عراق سلاح دادید... جانباز که خوش سر و زبان هم هست به دامادش اشاره می کند و می گوید: ایشون یه چیزی خواسته نمی دونم بگم یا نه... خود آقا می گویند: انگشتر؟! -بله -خب میدم... و از اینجا
سورپرایز رامبد جوان در خندوانه!!
عمه خود در نمایشگرهای برنامه، از نعمت وجود بزرگان در فامیل گفت و یادی هم از پدر مرحومش کرد. در همین حین جوان فضا را بدست گرفت و از مجید اخشابی خواست تا کتش را برای لحظاتی به او بدهد، سپس همان جا آن را پوشید و اما بعد از یک رفت و برگشت ، سورپرایز خندوانه برای بینندگانش آغاز شد، در این راستا رامبد اخشابی را دعوت به خواندن کرد، بعد که او بلند شد، شروع به خواندن آهنگی شاد و جذاب کرد که در
رامبد جوان: غافلگیر شدم
ایران است، ما همه با هم دوست و یک دل هستیم پس خواهش می کنم از هرگونه بی احترامی بپرهیزیم و تلاش کنیم مهر را به چشم های هم هدیه کنیم . رامبد جوان هربار در ابتدای برنامه اش مردم را به رعایت انصاف و رأی عادلانه دعوت می کند و شنیدن مواضع او بعد از حواشی اخیر جذاب است. در ادامه این گفت وگو می گوید: من این جنجال ها را به رسمیت نمی شناسم. همه، موضع من را نسبت به ساخت برنامه می دانند. ژوله یا حیایی
دانشگاه اهل البیت و شش هزار رساله علمی
حالتی به سراغ شما بیاید، چه خواهید کرد! امام باقر (علیه السّلام)، دست از دست خدمتکاران برگرفت و ایستاد و فرمود: به خدا سوگند، اگر در چنین حالتی مرگ به سراغم آید، بحق در حالت اطاعت از خداوند، به سراغم آمده است. این تلاش من خود اطاعت از خداست، زیرا با همین کارهاست که خود را از تو و دیگر مردم بی نیاز می سازم (تا دست حاجت و تمنا به کسی دراز نکنم). من زمانی از خدا بیمناک هستم که هنگام معصیت و
سود یا نیاسود
آقای یکی یدونه - یه بچه!... وقتی حسودی اش بشه، چی میشه؟! حالا اگه دختر باشه که دیگه خیلی چی میشه؟! مثلا یه عروسک! تو دست دختر همسایه. حتی اگر به پدرش نگه که برام بخر، تا آخر عمر هم که باهاش صحبت کنی، اون عروسکه تو دلش مونده. حالا اگر براش خریده باشن، چی؟ تا آخر عمر راجع بهش حرف می زنه که یه عروسکی بود چنین و چنان، بابام برام خریدش. از اون به بعد بود که طعم پدر داشتن رو چشیدم! پسرا هم
شهید همت در سپاه مظلوم بود
حجمی از کاغذها و پرونده هایی است که نشان از مشغله های فراوان او دارد. مصاحبه مان سر وقت آغاز می شود. از خاطرات کودکی و فعالیت های سیاسی شروع کردیم و به فرماندهی او بر لشکر 27 محمد رسول الله(ص) رسیدیم. در نهایت هم به روایتی ناگفته از فتنه 88 و حواشی آن رسیدیم.
پدربزرگم قاری قرآن روستایمان بود/ ساعت ها پیاده روی برای پیدا کردن یک کاست از عبدالباسط
؛ من در ابتدا این موضوع را نمی دانستم بعدا متوجه شدم، بنابراین الان به این نتیجه رسیده ام که اگر کسی ضمیر درستی داشته باشد یا حتی ضمیری ناسالم هم داشته باشد، چنانچه به قرآن رجوع کند مطمئنا قرآن جذبش خواهد کرد. وی ادامه داد: علت اینکه بچه ها در آن زمان به نسبت فعلی بیشتر جذب قرآن می شدند این بود که برای سایر هنرها در آن موقع زرق و برق وجود نداشت، شاید یکی از دلایلی که هنر اسلامی قرائت
ماجرای سلفی گرفتن "نواب صفوی" با متهم (تصاویر)
رشته کارگردانی و بازیگری بیایم و بعد از آن به توصیه پدرم که می گفت حتما یک نفر از بچه های من شغل من را ادامه بدهد و با توجه به علایقه ی خودم به سمت حقوق رفتم و درابتدا تصمیم داشتم که یک ترم بخوانم ولی خیلی علاقمند شدم و حصوص را ادامه دادم و من هنوز هم دانشجو هستم و مهر که میشود نگرانم که مدرسه ام دیر نشود.
دردی که تا استخوان امیرمحمد را می سوزاند
هایشان متوجه شدند که آنها از من این بیماری را نمی گیرند بعد از آن کم کم بچه ها مرا پذیرفتند. از امیرمحمد پرسیدم چه آرزویی داری؟ گفت: خانم از خدا می خوام خوب بشم، از خدا می خوام، خونه دار بشیم، کرایه خونه ندهیم به جاش بتونیم پماد بگیرم تا پوستم رو هر ساعت کرم بزنم تا پوستم خشک و زشت نباشه و تو مدرسه بچه ها با هم خوب باشند! او می گوید: وقتی به پوستم کرم می زنم تا نیم ساعت خوب هستم ولی دوباره پوستم
فریدون مشیری، شاعر دلاویزترین شعر جهان
. دبیرستان و بعد به دانشگاه رفتم . با این که در همه دوران کودکی ... از استخدام در ادارات و زندگی کارمندی پرهیز داشتم ولی ... در سن 18 سالگی در وزارت پست و تلگراف مشغول به کار شدم و این کار 33 سال ادامه یافت . فریدون مشیری در سن هجده سالگی همزمان با تحصیل در سال آخر دبیرستان به استخدام در اداره ی پست و تلگراف درآمد و در همین زمان بودکه شعر فردای ما از فریدون مشیری در روزنامه ایران ما به چاپ
امین حیایی تهدید کرد:اگربه این جنجال ادامه بدهند.....
اجرای امین حیایی و امیر مهدی ژوله در برنامه جمعه شب در شبکه های اجتماعی و این طرف و آن طرف غوغا به پا کرد. امین حیایی اما بی اهمیت به این جوسازی ها هدفش را شاد کردن مردم عنوان می کند و می گوید اگر قرار باشد این حاشیه ادامه پیدا کند. از شرکت در دور بعدی انصراف می دهم. باقی این ماجرا را از زبان خودش بخوانید. فضای دوقطبی که در مسابقه استندآپ کمدی خندوانه به وجود آمده را چه قدر - از قبل
طهماسبی: خدا دوستم داشت که نباختیم/ داور می توانست به من کارت زرد بدهد
کرده است. فارس: در کل خیلی ها به نتایج تراکتورسازی در لیگ برتر انتقاد می کنند. اول فصل هم گفتم. تراکتورسازی با توجه به تغییرات زیادی که داشته نیاز به زمان بیشتری دارد. در بازی های ابتدایی فقط دو بازیکن از سال پیش به میدان می رفتند. باز اکنون وضعیت بهتر شده و سه، چهار نفر از بازیکنان سابق هستند. شما فراموش نکنید با وجود اینکه بازیکنان بزرگی به تراکتورسازی آمدند خیلی از این نفرات
دختری که شانس المپیکی شدن دارد
کنید که او را کجا ببرم. اگر پیشرفت کرد هزینه اش را شما بدهید اگر هم پیشرفت نکرد من همه هزینه ها را می دهم. آنها کمپ و مربی را به ما معرفی کردند و من 50روز در مالزی تمرین کردم. مربی که در مالزی بود می گفت من در این یک ماه فقط می توانم بفهمم توان تو چقدر است و فکر نکنم پیشرفتی به دست بیاید. ولی در همان یک ماه دو ثانیه رکورد ایران و در اصل 4ثانیه رکورد خودم را جابجا کردم. بالاخره هزینه را
همسر جانبازان اعصاب و روان بیشتر از خودشان زجر می کشند
. پدرم یکی از کسانی بود که مسجد محل را راه انداخته بود و مداحی می کرد، من هم به همین واسطه مسجد زیاد می رفتم. یک هفته ای دنبال کار اسم نویسی برای جبهه بودم که بسیج اسمم را نوشت. ده پانزده روز دوره دیدم و بعد به سر پل ذهاب اعزام شدم. از همین استان همدان لشکر انصار الحسین(ع) بود که به جبهه رفتم. آن موقع تیپ و لشکری در استان وجود نداشت. باید به عنوان پدافندی اعزام می کردند که بیشتر پادگان
دکتری برای درختان بیمار شهر
از پوسیدگی نجاتش بدم. تو این خونه پیرمرد و پیرزنی زندگی می کنند که مرد خانواده نابیناست. وقتی وضعیت درخت رو سر و سامون دادم بعد از ماه ها بار درخت به ثمر نشست و توت داد. شاید باورتون نشه اما پیرمرد نابینایی که تو این خونه زندگی می کرد هر روز به تنه درخت دست می کشید، لمسش می کرد و چون حافظ قرآن بود کنار درخت دعا می خوند. پیش خودم گفتم این پیرمرد با چشم نابینا هم می دونه این درخت چقدر
گفت وگو با مردی که قاتل برادرش را بخشید: شبی نبود که به بخشش یا قصاص فکر نکنم
وجود داشت. درنهایت یک آقایی که معلم قرآن بود برای شهادت به دادگاه آمد و برای رضای خدا حقیقت را گفت. آیا این رفتار متهمان باعث شد شما به قصاص اصرار داشته باشید؟ اگر در جلسه دادگاه می گفتند اشتباهی مرتکب شده اند و عذرخواهی می کردند، احتمال اینکه ما در همان جلسه دادگاه آنها را می بخشیدیم وجود داشت اما آنها گفتند که چاقو دست خود برادرم بود. حتی قاتل یا یک نفر از بستگانش به ما
همه کودکان جهان فرزندان ما هستند
شما را با مثالی می دهم. جالب است بدانید که با همین نشانه ها و علامت ها من به آفریقا سفر کردم و به سمت آن هدایت شدم به طوری که بعد از بازگشت از این سفر نگاهم به مقوله کمک به انسان ها به صورتی تغییر کرد که حتی قادر به توصیفش نیستم. بعد از آن سفر به اینجا رسیدم که اگر نشانه و علامتی را خدا در راهم قرار می دهد حتماً درست است باید بدون تردید آن را ببینم و به آن توجه کنم. در آن سفر همه چیز مهیا بود از
اسیدپاش آزاد شد
خواستم اسید را روی دست او بپاشم تا ادب شود و دست از مزاحمت بردارد؛ اما خودش به محض روبه رو شدن با من هول شد و با پا به ظرف اسید زد که اسید روی صورت و بدن او ریخت. با آنکه نقاب به چهره داشتم مقداری از اسید روی صورت خودم هم پاشیده شد که دچار سوختگی شدم. او افزود: پدر و مادرم همه دارایی شان را فروختند و به شاکی دادند تا توانستند رضایت او را جلب کنند. من اشتباه کردم و می دانم این پشیمانی بی
رحیم صفوی: ما از جنگ نترسیدیم
، چفیه را محکم به سرم بستم و خواستم خودم را برسانم به سنگر ولی خوردم زمین چون خون که از بدن آدم میره. سرم گیج رفت و با اینکه چفیه را بسته بودم خون همینجوری می رفت و گرمایش به چشم می خورد. چهار دست و پا ما یک جوری خودم را رساندم به اولین سنگر و همانجا بی هوش شدم. ما از کار خدا سر در نیاوردیم ولی می تونم به شما بگم که بنده و امثال بنده هیچگاه از شهادت نترسیدیم. مردن و شهادت را برای خود انتخاب کردیم و همین الان هم بهترین راه عاقبت بخیری در نظر ما شهادت است.
هنر مهمترین ابزار جهانی اندیشی است
نگرانی عجیبی در چشم این دو جوان موج می زد و وقتی علت آن را جویا شدم، آن ها گفتند که ما شدیداً می ترسیم در این مذاکرات موضع تان انفعالی باشد، زیرا آبروی ما بسته به نوع چانه زنی تیم مذاکره کننده ایرانی در این دیدارهاست، آنها با توجه به اینکه هر دو تازه هم مسلمان شده بودند، می گفتند اگر شما کوتاه بیایید، دیگر آبرویی برای ما نزد جامعه سوئیسی باقی نمی ماند، همه رفتار و کردار ما گویی آیینه ای تمام نما برای
فریدون مشیری؛ شاعری میانه گرا
برای احساس و عواطف عاشقانه ی خویش از لطیف ترین و زیبا ترین واژه ها و تعبیرها بهره می جوید. فریدون مشیری درباره ی زندگی خود چنین گفته است: در سال 1320 که ایران دچار آشفتگی هایی بود و نیروهای متفقین از شمال و جنوب به کشور حمله کرده و در ایران بودند ما دوباره به تهران آمدیم و من به ادامه تحصیل مشغول شدم. دبیرستان و بعد به دانشگاه رفتم. با اینکه در همه دوران کودکی... از استخدام در ادارات و زندگی
انتقاد شدید ژوله از اهانت و هجمه اصلاح طلبان به امین حیایی
کسی یا جایی شوخی کند دست و دل همه می لرزد و باعث می شود همه دست به عصاتر راه بروند. نویسنده مرد هزارچهره ادامه می دهد: رسانه ها از انحصار در آمده اند و همه می توانند حرف بزنند و نظرشان را ابراز کنند. این خوب است اما بدی اش این است که هیچ کس تعهد و مسئولیت ندارد. مایی که سال ها روزنامه نگاری و نویسندگی کرده ایم می دانیم که برای تک تک چیزهایی که می نویسیم مسئولیم، ولی در این فضاها هر کس با اسم
خالقی: مشکلات مالی باشگاه ها باعث بیرون ماندن ملی پوشان از لیگ شده، نه قانون جذب 4 بازیکن
صریح دوستان مواجه شدیم که بودجه کافی و لازم برای جذب بازیکنان ملی پوش نداریم . شما بازی های اخیر در سه هفته لیگ را ببینید. باشگاه های تازه وارد به لیگ برتر با شایستگی و تلاش در زمین و همدلی تیمی بدون حتی یک بازیکن ملی پوش با اختلاف 2-3 گل به باشگاه های مطرح می بازند و تقریباً در همه بازی ها نتایج نزدیک، مساوی و با اختلاف گُل کم داریم. در این شرایط هم تیم ها به دنبال جذب بازیکن ملی پوش
وقتی سم بی اخلاقی تن فرهنگ را رنجور می سازد
به گزارش فرهنگ نیوز، استندآپ کمدی جمعه شب برنامه خندوانه مانند همه اجراهای گذشته با ارائه فضایی شاد و سرخوشانه از سوی شرکت کنندگان شناخته شده ای چون امیرمهدی ژوله و امین حیایی در جریان بود و هر یک براساس طراحی روایت و خلاقیت نمایشی در این مسابقه سرگرم کننده اجراهای خود را به انجام رساندند. نکته شگفت انگیز پس از اتمام این برنامه با فضای مسمومی پیش آمد که در شبکه های بی حصار مجازی رخ داد و نخستین
غافلگیری با بوی سیاست!
بعد مسابقه علیه ژوله موضع گیری های تندی کردند. بوی بد سیاست اما مهم تر از واکنش این دو رپر ایرانی، وارد شدن رقابت این دو کمدین به فاز سیاسی بود؛ جایی که ساعتی بعد از اجرای ژوله و حیایی عده ای در شبکه های اجتماعی شروع به تبلیغ علیه امین حیایی و لزوم تنبیه این بازیگر به دلیل بازی در فیلم های سیاسی کردند. انبوه پیام های مختلف با این مضمون در شبکه های اجتماعی و موبایلی دست به دست می شد
تلخوانه کردن خندوانه به سبک سبزک ها
ماهواره رو خاموش میکنن . هر بار یجوری می خوان این برنامه شاد و اجتماعی رو سیاسی کنن و ذهنیت مردم رو نسبت به این برنامه عوض کنند . یبار میگن چرا رنگ برنامه از سبز به قرمز تبدیل شده یا اینکه چرا لباس فلان مهمان سبز بود اما بعدش عوض شد و ازین جور بهانه ها . اینبار هم بازی رو با امین حیایی و امیرمهدی ژوله شروع کردن و حسابی توی روزنامه های زنجیره ای و فضای مجازی جنجال راه انداختن که به
گیر پروین به معاون شدن بازیگر مشهور سینما در پرسپولیس
پرسپولیسی هستیم و از این تیم حمایت می کنیم... چند وقته حرف نزدیم و بازم تا جایی که بشه حرفی نمی زنیم ولی وضعیت پرسپولیس تو لیگ خوب نیست... مردم دارن حرص می خورن... اگه این جوری برن جلو خیلی کار سخت می شه... آخر فصل هر یه امتیازی که الان از دست می دیم کلی به دردمون می خوره. گیر سلطان به ماجرای معاونت فرهنگی باشگاه ادامه دارد: به جای اینکه دنبال آوردن بازیگر باشن برن و کار فنی تیم رو درست
زمزمه رونق مسکن؟!
قیمت ملکه. حباب تو قیمت زمین کلنگیه یک نفر به اشتباه گفت که مردادماه معاملات بیشتر شده و همه بر پایه اون تحلیل ارائه می دهند. این در حالیه که آمار مردادماه از تیر کمتره. تازه آمار شهریور که افتضاحه افت قیمت تا قیامت ....به زودی این دلالان مسکن هستند که در خیابانهای تهران متٔل بازار بار فروشها،فریاد خواهند زد ... آی آتیش زدم به مالم به خونه و اموالم ...بیاید ببرید
طنز؛ واقعا چه انتظاری دارید؟
واقعا در زمان عسرت و تنگدستی کسی دست ما را نمی گیرد. این فقط احمدی نژاد و اطرافیانش بودند که لحظه ای ما را به خودمان واگذار نمی کردند. اما این روزها چی؟ کی سراغ ما را می گیرد؟ کی بعد از دولت روحانی آمد و یک سوژه کف دست ما گذاشت؟ با نگاهی گذرا به خبرهای دیروز پی به مظلومیت ما خواهید برد: خبر مهم اول) یک بزرگواری: کنسرت جولانگاه دشمن است. به خاطر موی سپید ایشان نمی توانیم به
کرامات امام باقر علیه السلام
، حرکتی کرد و پاسخ حضرت را داد. بعد از آن، حضرت او را نشانید و دستور داد تا شربتی مخصوص، برایش تهیّه کردند و به او خورانید. وقتی به طور کامل بهبود یافت، به حضرت عرض کرد: أشهد أنّک حجّة اللّه علی خلقه ... ، شهادت می دهم که تو حجّت خداوند بر خلق جهانی و مردم آن چه بخواهند باید در همه امور، به شما رجوع نمایند و هر که به غیر شما مراجعه کند، همانا او گمراه گشته است . پس از آن، امام