سایر منابع:
سایر خبرها
چهره ها در شبکه های اجتماعی (تصاویر)
شیوا ابراهیمی در کنار پدر و مادر عزیزش در داخل ماشین. شیوا برخلاف برخی عزیزانِ دیگر، تصویر پدر و مادر را فدای حضور کامل خودش در عکس نکرده است! علی معلم در کنار بنای معروف کلوسئوم در رم. محمد جان، حالا که یکی دیگه کنارته، تموم سهم ما سلفی و احوال پرسی هاته؟! حامد جان می شود آن قسمت کارهای خوب را یک مقدار بیشتر برایمان تشریح کنی؟ ممنون میشویم. سپیده علایی
دادگاه مجری فارسی وان/عکس مدرسه شبنم فرشاد جو/نوستالژی سحر جعفری جوزانی/سلفی بهنوش بختاری
بیشتر هرچیزی دوست دارم. یه سری دوستان که بعد بازی عنوان کردن من به عمد نخواستم توپ مهدی رو بگیرم لطفا یک بار دیگه صحنه ی گل رو ببنین و بعد منو متهم کنن به خیانت کاری، من تو هر تیمی بودم با جون و دل براش بازی کردم و الانم که تو ملوان هستم با تمام وجودم اینکارو میکنم و خدا خودش شاهده. اگه مهدی هم از من تشکر کرده بخاطر حرفهای بعد اخراجشه که رفتم بهش گفتم حق نداری مصاحبه جنجالی
اولین گفتگو با حبیب پس از بازگشت به ایران (1)
کشور غریب آورده ام و آنها بعد من می خواهند چه کار کنند. آنقدر حرکت و آنقدر تلاش کردم تا کم کم حالم بهتر شد؛ تا جایی که بعد چند سال به قدری استقامت بدنی ام بالا رفت که مدام کوه می رفتم و درحالی که همراهانم هنوز پایین بودند من نوک قله بودم. خواستن توانستن است. تمام این اتفاقات زمانی برای تان پیش آمد که از یک صندلی افتادید؟ چه کسی باور می کند با قفسه سینه از روی صندلی به پایین
7 خاطره خواندنی رهبر انقلاب ازدوران دفاع مقدس
بعد از سخنرانی، دیدم خانمی به اطرافیان اصرار می ورزد که با من صحبت کند. خانم جلو آمد و گفت: پسر من در دست بعثی ها اسیر بود و همین چند روز قبل به من خبر دادند که او زیر شکنجه کشته شده است، شما از قول من به امام سلام برسانید و بگویید: پسر من فدای شما؛ من ناراحت نیستم. به گزارش صدای ایران، به مناسبت هفته دفاع مقدس، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای هفت خاطره
سه چهره پنهان استاد محمدرضا شجریان
. شجریان در دهه 50 بعد از آشنایی با چند چهره مطرح موسیقی ایران از جمله نورعلی خان برومند و عبدالله دوامی توانست با محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و جلال ذوالفنون آشنا شود که کمی بعد از او وارد کار شده بودند و برای خودشان اسم و رسمی داشتند. همه این جوانان کشفهای هوشنگ ابتهاج بودند. شجریان در کنار آنها و چند نفر دیگر از جمله داوود گنجهای و ناصر فرهنگفر مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را به سرپرستی
به همسرتان بگویید که چقدر دوستش دارید
یکی از عشق های زندگی رقیب و حساسیت نتراشید. نه اینکه شما چند عشق داشته باشید و شلوارتان چند تا شده باشد؛ به هرحال، پدر و مادر و خواهر و برادر و فرزند هم عشق های زندگی هستند دیگر. جلوی مادرتان بگویید که هیچ کس را بیشتر از او دوست ندارید و جلوی همسرتان هم همین را بگویید. دروغ که نیست؛ یعنی شما هیچ مادری را بیشتر از مادر خودتان و هیچ زنی را بیشتر از زن خودتان دوست ندارید. خط قرمز مال
حمیدرضا آذرنگ: در بازیگری همیشه وحشت دارم!
طلا . ماجرا دقیقا چه بود؟ - قبل از یلدا من تئاتر خنکای ختم خاطره را برای جشنواره فجر روی صحنه داشتم و آقای میرباقری هم داور بودند. جالب است که هنوز هم با یادآوری تمام نکات و جزییات گاهی با من در خصوص آن نمایش حرف می زند. خاطرم هست روز اختتامیه وقتی مراسم تمام شد، در حال سوار شدن به تاکسی بودند، می خواستم از ایشان تشکری بکنم. جلو که رفتم و سلام کردم همانجا به من گفتند من با تو خیلی کار
زنان بد سرپرست و معادله مجهول سرپرستی
/> زنان بدسرپرست شوهرش چند سالی است به علت تصادف خانه نشین شده و حالا این زن صبح ها مجبور است در قامت مرد و شب ها در قالبی زنانه نقش ایفا کند. فاصله این زن بااینکه تا کمیته امداد تنها ده ها متر است اما می گوید: فاصله ما با این نهاد ازنظر قانون بسیار زیاد است. وی ادامه می دهد: برای دریافت کمک به کمیته امداد تاکنون مراجعه داشتم اما به دلیل اینکه شوهرم هنوز در قید حیات است
رابطه جنسی برای خانم ها بعد از 40 سالگی بهتر می شود؟!
ممکن است همیشه نتوانند از طریق رابطه جنسی به ارگاسم برسند و از این مسئله ناراحت نمی شوند. به نظر متخصصان اکثر خانم ها دهه 30 سالگی را با بارداری یا نگهداری از کودکان می گذرانند که هر دو واقعا استرس زا هستند و در این دهه بیشتر باید مادر باشند، تا این که به لذت از رابطه جنسی فکر کنند. در واقع بزرگترین قاتل میل جنسی، کودکان نوپایی هستند که همیشه پشت در اتاق شما پرسه می زنند. اما در دهه 40 سالگی دیگر لازم نیست به خاطر کودکان نیمه شب یا صبح زود از خواب بیدار شوید و می توانید انرژی تان را برای کارهای جذاب تر و شخصی تر مثل رابطه جنسی ذخیره کنید. ...
جادویی که یک کشور را نجات داد
/> بعد چه شد؟ داشتم می گفتم. در هائیتی بودم. کشوری که آیین وودوو یکی از دو دین رسمی کشور محسوب می شود. اگر از صحنه سازی های اشتباه هالیوودی بگذریم، آیین وودووی هائیتی یک ثمره بسیار شیرین داشته است: انقلاب هائیتی که حاصل شورش بردگان در مستعمره سن-دومینگ فرانسه ی ناپلئون بود و منجر به الغای برده داری و تأسیس دولت مستقل هائیتی در سال 1804 میلادی شد. حالا هم شرایط همان است. بسیاری از
نحوه شهادت حضرت مسلم(ع) به روایت علامه مجلسی
از اولاد ابوطالب است، در واقعه طف بعد از علی اکبر و مادر او رقیه دختر امیرالمومنین (ع) است. دوم محمد و مادر ام ولد است و بعد از عبدالله در کربلا شهید گشت. و دو تن دیگر از فرزندان مسلم به روایت قدیم محمد و ابراهیم است که مادر ایشان از اولاد جعفر طیار می باشد، و کیفیت حبس و شهادت ایشان بعد از این به شرح خواهد رفت. فرزند پنجم دخترکی 13 ساله به روایت اعثم کوفی و او با دختران امام حسین (ع) در سفر کربلا
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (170)
توامتحان! اصغر 13 ساله است سن برادرش احمد یکششم سینوس زاویه دست چپ برادرش است. الف ) اگر اصغر نصف پولش را خرج کند احمد چند شکلات دارد؟ ب ) مادر جعفر را رسم کنید! 9. فقط یه ایرانی میتونه تو ترافیک و بدبختی بره شمال تو پارک بخوابه، نیمرو و چای کیسه ای بخوره، یه هفته حموم نره و فک کنه تفریح کرده. 10. Last seen at 7:00 . از امروز صبح در سراسر کشور
اعمال روز عرفه
و فراوان گریه می کرد. در پایان نزد او رفتم و گفتم: وقوف و عبادت هیچ کس را مثل تو ندیدم. گفت به خدا سوگند، فقط برای برادران مؤمن دعا کردم، زیرا از امام موسی کاظم(ع) شنیدم که فرمود: هر کس برای برادران مؤمن خود دعا کند، از عرش ندا می رسد که صدهزار برابر آن برای خود تو خواهد بود و من نخواستم از صد هزار برابر دعای فرشتگان که یقیناً مستجاب است، دست بردارم و برای خودم دعا کنم که نمی دانم مستجاب خواهد شد
تشکر و قدردانی بیت آیت الله خزعلی از رهبر معظم انقلاب
...، تدفین، ترحیم و نماز باشکوه جمعه مشهد ما را یاری نمودند بهترین دعاها را تقدیم نمائیم. باشد که دعای خیر ما با آمین وجود گرامی رهبر عزیزمان قرین استجابت گردد. با ارادت و امتنان مجدد خانواده مرحوم آیت الله خزعلی همسر، دختران و پسران داغدار (روز عرفه) اول مهرماه 94 درس بزرگ دختر به مادر (+عکس) دو کمدین مشهور در زمان کودکی(+عکس) سگی خاص که رانندگی می کند(+عکس) خودکشی دسته جمعی خانواده ثروتمند آمریکایی (+عکس) لطفا برای دیدن خبرهای متنوع وبسایت خانواده ایرانی کلیک کنید ...
علی مسعودی: ننه ام را به خندوانه می آورم!
زیادی به امام رضا(ع) داریم. من در تمام نوشته هایم ابتدا می نویسم به نام خدا و بعد گوشه سمت راست را با یا ضامن آهو تمام می کنم. در اصل یک جور امضایم است. خودم 14سال پیش در شرایط خیلی بدی بودم در اوج ناامیدی رفتم پشت پنجره فولاد امام رضا(ع) دستم را نزدم به پنجره فولاد، بلکه پشتم را چسباندم و احساس کردم امام رضا(ع) باید پشتم باشد، مثل پدری که از بچه اش حمایت می کند. از همانجا هم گفتم یا امام رضا(ع) من
خاطرات خبرنگاران از اولین روز مدرسه
خشنودی بود و بسیار خوش اخلاق و مهربان، که باعث شد همیشه تصویر زیبایی از درس و مدرسه در ذهن من بماند. برای جشن شکوفه ها مدرسه ما را به پارک برد و از همان اول خاطره خوبی در ذهنمان شکل گرفت. * آخر ساعت اولین روز مدرسه به زور از مدرسه بیرون آمدم بهاره دهقان زاده: روز قبل از مدرسه، نیمه شب از خواب بیدار شدم کفش و کیف و روپوش مدرسه ام را امتحان کردم و روز بعد همه خانواده مرا بدرقه
راز عکس شهیدی که در اتاق رهبر انقلاب نصب شده بود!
کوته بین که حافظه تاریخی خود را تعطیل کرده اند و یا آنقدر خوش بین هستند که فکر می کنند شیطان بزرگ تغییر ماهیت داده است. شهید محمد رسول رضایی در 19/4/53 در اسد آباد همدان متولد شد و در حالی که به عنوان بزرگترین فرزند خانواده کمک حال پدر و مادر بود و دانش آموز 13 ساله مدرسه راهنمائی امیرکبیر اسدآباد به حساب می آمد؛ با دستکاری در شناسنامه اش عازم جبهه های حق علیه باطل شد و در بار دوم اعزام
حرمسرای شاهان قاجار چگونه پر از زن می شد+تصاویر
راس شاهان قاجار است. ماجراهای زیادی از نوع انتخاب های ناصرالدین شاه، وجود دارد که به داستان می ماند اما واقعیت این است که بارها اتفاق افتاده بود که شاه به گشت و گذار می رفت، در بین راه دختری دیده و می پسندید و دختر وارد حرمسرای شاه می شد. امینه اقدس یکی از زنان قدرتمند شاه، در سفر به نواحی کردستان، به عنوان کنیز خریداری شده و بعد از آن به عنوان یکی از زنان قدر حرمسرا شناخته می شود. در
از بله عروس تا بله شهادت
شرکت نفت مشهد راننده بود. مدتی بود که از آغاز جنگ می گذشت و فرمان آقا (امام خمینی (ره)) را که از رادیو و تلویزیون می شنید حال و هوای جبهه وجودش را فرا گرفت. از طرفی احمد گواهینامه پایه یک داشت و جبهه هم به راننده ماشین های سنگین نیاز پیدا کرده بود. به او گفتم، احمد ما این جا زائر و مهاجر هستیم اما او حرف دیگری به من می زد. می گفت مادرجان ما مسلمان هستیم و الان هم اسلام به کمک ما نیاز دارد .
فضیلت روز عرفه
بخشیدم! تغییر شقاوت به سعادت شیخ عباس قمی نقل نموده که امام زین العابدین علیه السلام در روز عرفه صدای سائلی را شنید که از مردم درخواست کمک می کرد. حضرت خطاب به او فرمودند: وای بر تو! در این روز از غیر خدا سؤال و طلب کمک می کنی، حال آنکه در این روز برای بچّه هایی که در شکم مادر هستند نیز امید فضل خدا می رود که آنها سعید گردند! از روایات فوق، به خوبی اهمیت و جایگاه
قرص که می خورم، می آیم رو فرکانس انسان های معمولی!
من چرا نرفتم و ماندم.... بعد از چند دقیقه از دوران درمان او می پرسیم و ارتباط کادر بیمارستان با او چگونه بوده، می گوید: برای درمان مدتی رفتم آلمان، من دست کشیدم ولی شلمچه از من دست نکشید! 5 سال در یک اتاقک شیشه ای در آلمان ماندم، بعد 5 سال که از اتاقک اومدم بیرون به همسرم گفتم مرا کنار بالکن ببرد تا از هوای بیرون تنفس کنم، کنار بالکن نفس تازه ای کشیدم اما اشک چشام سرآزیر شد، همسرم پرسید چه شده
ماجرای بازداشت حبیب در گیلان تا راز مجوز سه روزه از دولت احمدی نژاد!
برگردید خوشحال می شویم وی ادامه می دهد: مشایی خواستند مرا ببینند و گفتند اینجا وطن شماست و اگر برگردید خوشحال می شویم. برخوردشان خیلی خوب بود. وقتی فهمیدند تا سال 62 ایران بودم برایشان جالب بود . سمیر زند زیر قولش زد حبیب که طی حضور در ایران قطعه ای دوصدایی با عنوان محکوم را با حسین خزعلی فرزند آیت ا.. خزعلی که با نام هنری سمیر زند فعالیت می کند خوانده است خاطره خوشی از
امام زمان(عج) در روز عرفه کجاست؟
صبح بیدار ماندم تا آنکه نیمه های شب بود که دیدم سیّد بزرگواری که شال سبز به سر دارد، به در خیمه ام آمد و مرا به اسم صدا زد و گفت: حاج محمّد علی سلامٌ علیکم! من جواب دادم و از جا برخاستم. او وارد خیمه شد و پس از چند لحظه جمعی از جوان ها مانند خدمتگزار به محضرش رسیدند، من ابتدا مقداری از آنها ترسیدم ولی پس از چند جمله که با آن آقا حرف زدم محبّت او در دلم جای گرفت و به آنها اعتماد کردم
ناگفته های اولین مجری نابینای تلویزیون (+عکس)
دزفول رفت و دوم و سوم ابتدایی را در این شهر به مدرسه رفت. کلاس سوم ابتدایی بود که پدرش در جمعه خونین حجاج در مکه به شهادت رسید تا از وجود پدر محروم شود و لحظه مصاحبه درست سالگرد دقیق این اتفاق است. بعد از آن به دلیل یک بیماری ژنتیکی در 10 سالگی نور چشمانش رو به افول رفت و نابینا شد. بنابراین مجبور بود از چهارم ابتدایی برای ادامه تحصیل از مدرسه عادی به مدرسه نابینایان برود و خط بریل را یاد بگیرد: من
از توهین به روستاییان توسط پدر تا بی شرف خواندن ملت از سوی دایی ! + تصاویر
اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ *وی در همایش بزرگداشت بانوی انقلاب اسلامی به مسائل پایان جنگ پرداخت و با انتساب مواضع جدیدی به حضرت امام (ره) گفت: امام(ره) دو سه ماه بعد از پذیرش قطعنامه 598 گفتند جام زهر برای من شیرین شد. *هاشمی که نقل خواب ها و خاطراتش جنجال های زیادی برپا کرده است
جواب جالب امام به بعثی ها
به شما سلام رساندند و فرمودند: ما سال های سال با هم کار و زندگی کرده ایم لذا مایل نیستم چیزی را از شما مخفی کنم! تصمیم دارم از عراق به کویت بروم و از آنجا به کشور دیگری خواهم رفت. بروید و ترتیب این سفرها را بدهید. هجرت امام از نجف بسیار برای ما سنگین بود. انگار آسمان روی سر ما خراب شد!هرگز تصورش را هم نمی کردیم امام بخواهند از نجف بروند. بعد بحث شد حالا که تصمیم به هجرت گرفته اند، چرا
مجلس عروسی در مسجد +عکس
تا کم کم ماجرای شاغل بودن همسرش را با خانواده درمیان بگذارد. گفته بودم بالاخره باید با خانواده مطرح کنی. شاید بتوانم برای یک هفته مرخصی بگیرم، ولی چون قرار است به کارم ادامه دهم باید خانواده اطلاع داشته باشند. یک جلسه خواستگاری رسمی مادر و خواهرش به خانه ما آمدند و مرا دیدند و در جلسه بعد مهریه یک سفر حج تعیین شد و قرار شد روز عید قربان عقد و روز عید غدیر هم عروسی باشد. روز عید قربان
دولت سعودی باید به صدها چرا پاسخ دهد تا به "بی کفایتی" آنها بسنده کنیم
دوشنبه به حج اعزام شدند و جمعه هم به شهادت رسیدند. * تسنیم: شما از چه طریق مطلع شدید؟ بعد از حادثه سقوط جرثقیل در مکه، من خیلی نگران شدم. چون تا قبل از آن ما مرتب به صورت تلفنی یا با پیامک با هم در ارتباط بودیم ولی بعد از حادثه، تلفن همراه ایشان خاموش شد. در ابتدا فکر کردم خطوط تلفن به خاطر حادثه دچار مشکل شده و باید صبر کنم تا جواب بدهند. اما وقتی تا صبح جمعه هیچ خبری از ایشان نشد
خاطراتی که زیر خاک های خرمشهر دفن شدند
نگذاشت. حتی محل گلوله بازی کردنمان با خاک یکسان شد. خاطراتم زیر خاک های خرمشهر دفن شدند. جنگ همه چیز ِ ما را گرفت، گذشته مان را شخم زد. بعد از شادگان دوباره رفتید جنگ؟ بله. 16 ساله بودم که وارد بسیج شدم و دوباره به منطقه محرزی خرمشهر اعزام شدم. به هر هشت نفر یک اسلحه می دادند با یک خشاب و یک نارنجک چهل تکه و قسممان می دادند که به هیچ وجه تیراندازی نکنید مگر اینکه مطمئن باشید یک
معضلی به نام دانشجوی خوابگاهی/حکایت وام ازدواجی که لیلی و مجنون گرفتند
شعبان (میلاد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف) مردم یه سنتی دارند که میرن کوهنوردی (یه کوهی بنام بُنیز) جوری که توی اون روز وقتی از دور به اون کوه نگاه می کنی سیل جمعیت رو مثل کلونی مورچه ها می بینی. یادمه بچه بودم؛ با خانواده رفتیم بنیز و از قضا من توی اون جمعیت خیلی زیاد گم شدم! چون خیلی گریه می کردم، چندتا سرباز که اونجا گشت می زدن متوجه من شدن و منو (یادم نیست چطوری) بردن پیش خانواده. آقا چشمتون روز بد نبینه، یَک کتک جانانه هم اون روز خوردیم که مزه اش هنوز که هنوزه بعد از بیست سال زیر دندونمون هست ...