سایر منابع:
سایر خبرها
چرا زیبا نمی شوم؟!
بخواهد از این برجسته ترشان کند. گونه ها یش را هم برجسته کرده که با ترکیب بینی بسیار کوچک عمل شده اش، روی هم رفته قیافه عروسکی به دختر داده است. حتماً خودش دوست داشته که قیافه اش اینطوری باشد؛ با این حال هنوز راضی نیست. گهگاه دستش به سمت لب ها می رود و بعد انگار که کار مخفیانه ای انجام داده باشد، فوری دست را پایین می آورد. حرف زدن با آدم هایی که در سالن انتظار کلینیک زیبایی نشسته اند، کار سختی نیست
آخرین نفری که حاج همت را بوسید+عکس
قبول نمی کردند؛ اما از آنجایی که مسئول اعزام مرحوم چیذری بود و با من و برادرانم آشنا بود، اسمم را در لیست اعزام نوشت. در سال 61 ابتدا برای گذراندن دوره آموزشی به پادگان امام حسین(ع) رفتیم. دوره آموزشی فشرده و 35 روزه برگزار شد. آنجا اعلام کردند که این گروه به کردستان خواهد رفت. من که به قصد جبهه رفته بودم، از این موضوع ناراحت شدم. فردای آن روز اعلام کردند که 15 نفر امدادگر ویژه برای
بازگشت کیومرث پوراحمد، محمدعلی طالبی و کامبوزیا پرتوی به سینمای کودک
کارگردانی دارد و حتی اجراهای زیادی را در کشورهای دیگر تجربه کرده بود. من هم خودم از سن 26 سالگی و وقتی جوان بودم، وارد سینما شدم و احساس کردم که خودم هم باید از جوانترها حمایت کنم. وی در پاسخ به این سوال وحید نیکخواه آزاد که آیا فعالیت تهیه کنندگی را ادامه خواهد داد یا نه، بیان کرد: به عنوان کسی که می خواهم از جوانان حمایت کنم، دوست دارم تهیه کننده کارگردانان جوان باشم. می خواستم ردپای فیلمم
خمینی ِنسل سوم
هم درباره خاطرات خود از جنگ سخن گفته که منتشر نشده است. او می گوید: یک بار خدمت امام رسیدم. امام یک عادت داشت، با کسی روبوسی نمی کرد. من یک بار با امام روبوسی کردم. آن هم ایشان صورت من را جلو کشید و بوسید و وقتی بود که از منطقه برگشته بودم. خودم هم یک مقدار اِبا داشتم، چون یک ذره شیمیایی شده بودم و نمی خواستم جلو بروم؛ اما ایشان به زور دست شان را انداختند گردن من و من را جلو کشیدند و بوسیدند . حسن
هنوز مشغول آواربرداری هستیم
می دانید که یک نفر از داخل مجموعه استفاده کردیم. نگاه من به داخل است. یعنی فکر می کنم اگرچه ما اینجا در بخش نیروی انسانی، غیرمتخصص زیاد داریم و آدم های بی کار هم زیاد داریم ولی باید هنر این را داشته باشیم که از همه اینها کار بکشیم. من فعلا مشکلی با معاونین ندارم. مشکل نداشتن به معنای این نیست که نسبت به کار برخی از آنها انتقاد نداشته باشم، انتقاد هم دارم؛ هنوز به حدی نرسیدیم که بخواهیم دست به
قاتل: زنم دیر به خانه آمد، او را کشتم!
از خودم دارم که همگی ازدواج کرده اند و تنها من بودم که با مادرم زندگی می کردم و در کارگاه صنعتی پدرم که به خانواده ارث رسیده بود مشغول کار بودم و شکر خدا از نظر مالی مشکل خاصی نداشتیم و به قول معروف دستمان به دهانمان می رسید. خانواده ات با ازدواج تو و پریسا موافق نبودند؟ ابتدا موافق بودند، ولی بعد از گذشت مدتی دیگر رفتارهای پریسا برایشان قابل تحمل نبود، هرچند از ابتدا هم چون
داستانی از یک روحانی جوان با هفت دختر دانشجو!
زیر چادر باشم اصلا وقتی چادری ها را می بینم حالم به هم می خورد و دلم می خواهد دختران چادری را خفه کنم. گفتم: به فرض که حق با شما است ولی خود شما هم اگر یک روحانی را با دختران مانتویی ببینی در بازار تعجب نمی کنی؟ اصلا برای تو قابل تصور است یک روحانی مسوول دختران بی چادری باشد؟ گفت: قبول دارم ولی سخت است چادر پوشیدن! گفتم: حالا شما یکبار امتحان کنید یکبار که ضرر ندارد تا بعد از
مصاحبه با فیل اسپنسر، مدیر برند اکس باکس در رابطه با آینده بازی های این پلتفرم [قسمت دوم]
، بیش تر بازی های Co-Op از طریق لایو به وقوع می پیوندند. این موضوع حقیقت دارد؟ خب، مشخصا ما اطلاعاتی از دستگاه هایی که به اینترنت متصل نمی شوند، نداریم؛ اما بله. وقتی به جاهایی که بازی های چند نفره در آن ها رخ می دهند نگاه می کنید، لایو بهترین آن هاست چرا که کار با آن بسیار ساده است. نیازی نیست که کسی در خانه تان باشد. من عاشق نوستالژی هایی هستم که در آن، دو نقر روی میل می نشستند و هیلو
گفتند بازی موتوری را هک کردیم؛ حلال کنید!
موتوری هستید و ساعت های زیادی مشغول این بازی شده اید؛ این مصاحبه را از دست ندهید. دوست داشتیم موتوری نوستالژیک باشد فکر ساخت بازی موتوری از 6 ماه پیش شروع شد و ابراهیم مسجدیان نفر اول گروه گلیم گیمز تصمیم گرفت بعد از ساخت کلی بازی رایانه ای مختلف یک بازی موبایلی درآمدزا و کاملا ایرانی بسازد تا مخاطب داخلی بتواند به راحتی با آن ارتباط برقرار کند. برای همین گروهش را چید و ساخت این
فرج پوری: آهنگسازان دنبال پُز روشنفکری اند/مشکاتیان برای عامه مردم آهنگ می ساخت
حسن کامکار آموزش دیدم و بعد از سه سال وارد ارکستر فرهنگ و هنر شهر سنندج شدم و در این گروه ویولن می زدم. همچنین در فرهنگ و هنر سنندج فعالیت حرفه ای داشتم .زمانی که به تهران آمدم 19 سالم بود با ساز کمانچه آشنا شدم؛ البته قبل از آن با ساز کمانچه آشنا بودم . فعالیت حرفه ای و همچنین آموزش ردیف برای ساز کمانچه را زمانی که به تهران آمدم و فعالیتم در کانون فرهنگی چاووش و گروه شیدا زیر نظر محمدرضا لطفی
مروری بر دنیای بازی های ویدیویی در هفته ای که گذشت [28 شهریور الی 4 مهر]
دنیای بازی های ویدیویی گستردگی خاص خود را دارد و کمتر پیش آمده که در دیجیاتو بتوانیم از گوشه به گوشه ی این دنیای خوش رنگ و جذاب برای تان بگوییم. تمرکز بیشتری روی اخبار مهم، کنفرانس ها و اتفاقات جریان ساز داشتیم اما این بار به گونه ای متفاوت، دنیای بازی را در می نوردیم. از گوشه کنار این صنعت جذاب اخبار متنوعی هر روز می شنویم که شاید کمتر فرصتی پیش آید در مورد آن ها صحبت کنیم. شرکت های
آکادمی خنده رامبد جوان!
مردم به کمدین می خندند تا به آن چیزی که نوشته شده است. اینها دست به دست هم داد که من شوخی حضوری به این شکل استندآپ را به انواع و اقسام خنداندن ترجیح بدهم. یک روز از من دعوت شد که در انجمن ام اس حضور داشته باشم. برای همین یک متنی را آماده کرده بودم تا بروم برای بیماران بخوانم؛ بعد از آن یک روز رامبد به یکی از همکاران ما گفته بود می خواهم ام اسی ها را دعوت کنم به برنامه ام بیایند. این دوست ما
فریبا نادری
: مرحوم مسعود رسام بازیگوش و شیطون فریبا نادری می گوید: در سال 1363 متولد شدم، از بچگی عاشق بازیگری بودم و بزرگ ترین آرزویم این بود که جای قهرمان فیلم هایی که دوستشان دارم، قرار بگیرم، اما پدر و مادرم مخالف بودند و سختگیری می کردند تا من به درس و مشقم بیشتر توجه داشته باشم. در دوران کودکی بسیار شیطون و بازیگوش بودم، از آنجایی که با برادرم حمید رابطه بسیار خوبی داشتم، تمام
گفت و گو با بدل کار ایرانی پروژه جیمز باند
و هیجان زیاد نسبت به نوع کارم است. کارم تمام زندگی ام است. تمام افراد گروهمان که با هم فعالیت می کنیم، عاشق این کار هستیم. فاتیح اوگورلو: ایران بدل کارانی خوش ذوق دارد فاتیح اوگورلو، بدل کار ترکیه ای فیلم های هالیوود که پیش از این بدل بازیگرانی هم چون کریستین بل، اسکات آتکینز و راسل کرو بوده است، این بار تصمیم گرفته است به ایران بیاید و تجربه چپ کردن یک ماشین را به همراه گروه ایرانی
روایتِ عکس هایی که قصه دارند و عکس هایی که ساختگی اند
جزوی از آن گروه بودم. همواره سعی می کردم به خط مقدم برسم. نمی توانستم قبول کنم در توپ خانه و یا در قرارگاه بمانم. چون عکاس خبری هم بودم مجبور بودم هم عکس خبری بگیرم که صفحه اول منتشر شود و هم عکس های دلخواه خودم را در منطقه می انداختم. روز اول در قرارگاه ها مستقر شدیم. رمز عملیات شب گفته شد و بچه ها به خط زدند. من اجازه گرفتم که در سوله فرماندهی باشم. گرمای منطقه بالای 50 درجه و واقعا هلاک
ثبت اجاره نامه های صوری برای فرار از مالیات!
تورم که فرمودی عزیز درسال 91 آپارتمان یک ملیون متری شد سه ملیون این مربوط به تقاضا بوده ؟ یا به نرخ تورم مغز گردوئی شما ؟ آیا مسکن با دلار ساخته شده که با نرخ دلار فروش برود ؟ در جوابیه قبلی گفتم که ملکی دارم به اجاره داده ام , بیخانه نیستم و اگر بودم ملالی نبود همچون ماشین که هست استفاده می شود و اگر نبود هزار وسیله دیگر اما اشاره شما به بیخانگی نشان از ذوق هزارباره تان جهت داشتن ملک است و
شیری: نفت واقعا برنامه داشت و سرتر از استقلال بازی کرد
استقلال حمله کند در همین خستگی ناشی از بازی با الاهلی دانست. واقعا هوای آنجا وحشتناک بود و روز بازی ما 81 درصد رطوبت اعلام کردند. در آن بازی چون یک مقدار بعد ملی هم داشت بچه ها از جان مایه گذاشتند. برعکس بازی های گذشته زیاد در این بازی نفوذ نکردی؟ در ترکیب نیمه اول سیستم در نظر گرفته شده طوری بود که اجازه نفوذ به گوشه ها زیاد داده نشده بود اما در نیمه دوم با تغییر سیستم توانستم
روبرتو کارلوس: عادل دوست داشت مو داشته باشم!
خوبی نداشت و آن نتیجه هفت بر یک اتفاق افتاد. یک تراژدی واقعی بود، درست است؟ فراتر از فاجعه بود. من احساس می کردم خانواده ام را از دست داده ام. برای برزیل شب تلخی بود و روز پس از آن سیاه بود. برزیلی ها همه خجالت زده بودند. شاید همان روز بود که بازیکنان نسل جدید برزیل فهمیدند فوتبال در برزیل تا چه اندازه مهم است. احتمالا باید مارکو اکتاویو سرمربی سابق تیم ملی فوتبال
مهرانه مهین ترابی: عاشق اصفهان ام
انجام دهد، اما من تنهایی انجام نمی دهم، بنابراین هر وقت دوستی پیشنهاد دهد یا من وقت داشته باشم و با دوستانم تماس بگیرم این کار را انجام می دهم. مثلا دیشب به بام تهران رفتم و یک ساعتی پیاده روی کردم. در هفته فکر کنم حدود دو، سه بار این اتفاق می افتد اما به عنوان مثال اینکه بخواهم بروم باشگاه مثلا بدنسازی این کار را انجام نمی دهم، چون با کارهای کادربندی شده اصولا راحت نیستم. در برهه ای از
عکس روز/ راهی طولانی ...
طور مدوام سنجیده می شدند. به عنوان مثال درهنگام ماموریتمان آتیلا به پسر جوانی که زیر دست و پا در حال له شدن بود کمک کرد این در حالی است که شاید برخی می گویند این کار فراتر از مرزهای حرفه ای خبرنگاری است. من و آتیلا نیمه شب وارد مرکز ساماندهی روزکه شدیم. سکوت همه جا را فرا گرفته بود. صدها نفر در کیسه خواب هایشان در فضای باز زیر نور ستارگان خوابیده بودند. مرکز ساماندهی روزکه 8 سپتامبر
بانوی نیجریه ای در سفر به مشهد از عنایات امام هشتم(ع) می گوید
هایی از حضرت دیدم که من را متحول کرد. این بود که بعد از بازگشت به نیجریه تصمیم گرفتم یک انجمن خیریه درست کنم که به مردم کمک کند و نام آن را امام رضا(ع) بگذارم. • چند سال است این انجمن را دایر کرده اید؟ این انجمن به مدت 4 سال است که در شهر کدونا نیجریه دایر است. • در مورد فعالیت این انجمن بیشتر توضیح بدهید. خب ما در این انجمن سعی می کنیم کمک هایی را چه از
مادری که می خواهد در المپیک تاریخ ساز شود
که مدال گرفتم. همان رقابت ها به من خیلی کمک کرد تا سرآغازی برای موفقیت های بعدی باشد. در آلمان سلاحم را تعویض کردم بعد از آن در همان فروردین ماه در جام جهانی کره جنوبی شرکت کردم و تنها با 3 دهم اختلاف حضور در فینال را از دست دادم. بعد از کره هم می توانستیم در جام جهانی آمریکا شرکت کنیم که به دلیل مشکلات مالی فدراسیون این اتفاق نیفتاد. در آمریکا می توانستیم کارهای بزرگی انجام
نمونه و مظهر غضب خدا در برابر دشمنان خدا و اسلام
شهید مهدی باکری سال 1333 در میاندوآب به دنیا آمد ؛ شهری سردسیر در آذربایجان غربی که آب و هوای سردش مردمی را که در آن زندگی می کنند محکم و پرصلابت بار آورده است . در همان دوران کودکی مادرش را از دست داد و دور از دامن محبت او بزرگ شد . خانواده اش همگی مذهبی بودند و برادر بزرگش علی در یک گروه مخفی علیه رژیم شاه مبارزه می کرد . مهدی سال آخر دبیرستان بود که نیروهای ساواک برادرش علی را در یک درگیری به
پزشکی که برای بیماران موسیقی تجویز می کند
تجویزشده این نسخه است. نسخه ای که به دلیل متفاوت بودن، بارها در شبکه های مجازی دست به دست شد و مورد استقبال مردم و به خصوص کسانی که از حجم داروهای تلنبارشده در خانه خسته شده اند، قرار گرفت. قصه نسخه عجیب وغریب را که از پزشک آن جویا می شوم، اول می خندد و بعد می گوید: خب قطعا این یک نسخه پزشکی نیست. قصه از جایی شروع می شود که با تعدادی از دوستان در یک گروه خصوصی تلگرام
جادویی که یک کشور را نجات داد +عکس
خانواده ای مسیحی متولد و بزرگ شده است، اما همه چیز به ناگهان تغییر کرد؛ آن هم در خواب. او می گوید: یک شب ارزیلی دانتور به خوابم آمد، او روح و حس عشق و اشتراک بود و من آن حالت را هنوز هم در خودم دارم. ارزیلی دانتور در آیین وودوو پوتو میتان یا اتاق ملاقات با ارواح! ژان ژوسف سپس ما را پشت یک ساختمان برد تا مراسمی را برایمان اجرا کند. سپس وارد اتاقی شدیم که ژان ژوسف در
بیوگرافی حمید گلی بازیگر برنامه فیتیله
ادبیات بود. ما آنجا یک گروه بودیم زیر نظر اساتیدی چون آقای علیرضا خمسه... بعد آقای مسلمی در یک دوره ای آنجا بودند و من هم آنجا قبول شدم. ما یک تایمی با هم کار کردیم که شامل همان تئاتری بود که خدمت تان عرض کردم به نام اردوی کوچولوها . ما دو نفر با هم بودیم بعد از سال 70 که تقریبا همه ما از خدمت سربازی برگشتیم و دوباره رجعت کردیم به گذشته تا فعال شویم. • به شهرت فکر نمی کردیم زمانی
دانشگاه از نقد خالی شده است
استادان دانشگاه از جمله استادان زرین کوب ، ملکشاهی ، آریان پور و الهی قمشه ای بهره جسته است. او هجرتش از حوزه به دانشگاه را چنین توصیف می کند: تا یک سال خواب های پریشان می دیدم که از اردوگاه حق به لشگر شاه در دانشگاه پیوسته ام چون آن زمان دانشگاه را متعلق به شاه می دانستیم . دکتر سید یحیی یثربی، خاطرات فراوانی از آن سال ها دارد. گروه اندیشه ایران، با انگیزه مرور سال های دانشجویی او به گفت وگویی
در جست و جوی یک روایت افشاگرانه
با زنی به نام سلما (مهتاب کرامتی) روبه رو می شود. در جاده هر بار با تهدیدی مواجه می شود، چه از طرف طالبان و چه از طرف آدم های عادی، اما به سختی جان سالم به در می برد. بعد از 19 روز به خاک ایران می رسد و قضیه ترور دیپلمات ها را افشا می کند. مجامع بین المللی نیز وارد عمل شده و از درگیری های بیشتر چه در افغانستان و چه از طرف کشورهای دیگر جلوگیری می کنند. لابه لای تعریف این ماجرا مشخص می شود که هم
از نگاه کردن به خسرو شکیبایی لذت می بردم/ مادر اکبر عبدی او را گلوله نمک آفرید
مقدسی نتوانستیم بسیاری از اتفاق ها را به تصویر بکشیم؟ در مقوله فیلم سازی همواره قوانینی وجود دارد که باید آن ها را رعایت کرد از طرفی در همه جای دنیا سیاستمداران اجازه نمی دهند فیلم سازان تمام آنچه را که نسبت به یک موضوع وجود دارد نشان دهند. این ها خود باعث می شود فیلم های دفاع مقدسی آنچه را که باید نتوانند نشان دهند تا جوانانی که جنگ را ندیده اند آن را بهتر لمس کنند. بعد از سی و سال
چرا مهریه ام را 14 سکه گذاشتم؟
اهرمی به نام مهریه در دست دارم؛ دومی وجه مالی مهری است که بیشتر بعد از حیات همسر و در زمان جدایی کارکرد پیدا می کند. شاید وقتی من این کار را کردم، احساس نیاز مالی نداشتم و می دانستم از نظر اجتماعی از طرف خانواده ام تضمین هستم و از نظر اقتصادی روی پای خودم هستم؛ لذا این کار قابل توصیه نیست و بنابر شرایط متفاوت خواهد شد، ولی توصیه ام این است که مقداری را مهریه قرار بدهید که همسرتان توان پرداخت داشته