سایر خبرها
روایت طلایی از حادثه سوختگی اش
عمل شده و سعی کردم که حریق را خاموش کنم. طلایی با اذعان به این مطلب که اصول ایمنی را رعایت نکردم ادامه داد: تمام تلاش خود را برای نجات همسر و همسایگانم به کار بسته و توجهی به اصول ایمنی نداشته و از آنجایی که نمی دانستم منشاء آتش سوزی از کجا است سعی کردم حریق اجاق گاز را خاموش کنم و بعد از مدتی که موفق نشدم قصد بستن شیر گاز را داشتم که خود نیز دچار حریق شدم. وی در تشریح جزئیات
برانکو: داورهایی که به آنها اعتراض کردم محروم شدند، دیگر چه مدرکی بیاورم?!
عصر بانک ؛برانکو ایوانکوویچ در خصوص پیروزی پرسپولیس مقابل تراکتورسازی، حضورش به کمیته انضباطی، نرفتنش به کرواسی، ناراحتی طارمی از نزدن پنالتی در تبریز و ... صحبت های زیر را انجام داد: ابتدا در مورد پیروزی مقابل تراکتورسازی صحبت کنید، فکر می کردید بعد از 14 سال در تبریز تراکتورسازی را شکست بدهید؟ ما با این نیت به تبریز رفتیم، با این قصد که تراکتورسازی را شکست بدهیم. ما می
چالش سربازی و ورزشکاران: قسمت ششم؛ حسین کنعانی: بازیکنان سربازی که نتوانند به ملوان یا تراکتورسازی بروند ...
چیز است ولی در ورزش حرفه ای و از لحاظ مالی تاثیر دارد. طرفداری: آیا تاثیرات سربازی در همه رشته های ورزشی یکسان است؟ برای مثال در مقایسه کشتی و فوتبال من فوتبالیست هستم و سابقه حضور در رشته های دیگر را نداشتم و نمی دانم شرایطشان چگونه است. ولی سربازی برای ورزشکاران کمی سخت است. طرفداری: به نظر شما مهم ترین مشکل شیوه فعلی سربازی چیست؟ ما الان چندین تیم خوب لیگ
این بار لواندوفسکی در یک نیمه 4 گل زد!
نسبت فامیلی اگرچه ابتدا و بعد از زدن 4 گل توسط آنیا شایعه شد که این مهاجم زن نسبت فامیلی با روبرت لواندوفسکی دارد ولی بعد در گزارشی که بیلد نوشت مشخص شد این نسبت فقط یک تشابه فامیلی است و این دو مهاجم لهستانی هیچ ارتباط فامیلی با هم ندارند ؛ البته آنیا در گفت وگویی که با بیلد داشته از علاقه مشترکش با روبرت پرده برداشته است: خب راستش تیم مورد علاقه من هم بایرن مونیخ است. شاید باور نکنید ولی
راویان؛ چشم و گوش جنگ
گردان ها. آقای امیری مقدم، دانشجوی دانشگاه تهران یکی از همین ها بود. بعد از عملیات نصر 4و 5 که داشتیم از منطقه برمی گشتیم گفت: من دیگر نمی توانم. بهش گفتم اگر من می توانستم دو نفر را در درگیری و زمان حمله اداره کنم می رفتم به گردان رزمی اما من این جنم عملیاتی را در خودم نمی بینم. با قاطعیت و اعتماد به نفس گفت: اما من یک گردان را هم می توانم اداره کنم. در نصر 4 راوی بود اما به اعتراف مرتضی قربانی، از
کامیابی نیا: اگر می باختیم فکر کنار گذاشتن برانکو اشتباه بود
خوبی را سپری خواهد کرد. اینکه گفته می شد برانکو در صورت باخت مقابل تراکتور برکنار می شود درست بود؟ در این مورد که چیزی نشنیده بودم اما خدای ناکرده اگر این اتفاق می افتاد واقعا یک تصمیم اشتباه بود. تجربه نشان داده اگر به مربی با فهم و دانش اعتماد کنی قطعا نتیجه خواهی گرفت. کاری که سال گذشته ذوب آهن با یحیی گل محمدی کرد و دیدید توانست برخلاف نیم فصل اول که نتایج خوبی نگرفته
تیم منتخب هفته ی هفتم لیگ برتر
www.varzesh3.com به گزارش “ورزش سه”، هفته هفتم مسابقات فوتبال لیگ برتر هفته پرافت و خیزی بود که حوادث جالبی در آن رقم خورد و به ادامه صدرنشینی استقلا ل و قعرنشینی فولا دخوزستان منجر شد. ورزش سه، این نفرات را تیم منتخب هفته هفتم می داند. دروازه بان الکساندر پاشنکو(ملوان): مهار زیبای ضربه پنالتی مردان پدیده، مانع شکست تیم او شد. پاشنکو هر وقت در ملوان
شاهد عینی منا : عربستانی ها مرده ها و زنده ها را روی هم می ریختند.
ازدحام به اندازه ای بود که دیگر نه می شد یک قدم جلو رفت و نه به عقب برگشت. وضع بسیار اسفناکی به وجود آمد؛ نه آب بود و نه اکسیژن که نفس بکشیم. یعنی نیم ساعت در این حالت متوقف شده بودید؟ اگر الان اینجا حضور داشتید، متوجه می شدید که یک ربع ساعت هم نمی توان هوا را تحمل کرد. حتی در حالتی که راه می روید، اذیت می شوید؛ چه رسد به اینکه در جایی با ازدحام جمعیت ثابت بمانید؛ گویی زمان
16 راز شادی خانم های همیشه خندان
خویشتن واقعی و نداشتن اعتماد به نفس کمترین آسیب بی توجهی زنان نسبت به شادی خویش است. دنیا پر از زنانی است که نسبت به خود، آگاهی واقعی ندارند و بیشتر به جنبه های منفی وجودشان توجه دارند و دائم به این فکر می کنند که چه چیزهایی ندارند و انجام دادن چه کارهایی از عهده آنان خارج است. تحقیقات متعددی نشان داده است که اکثریت قریب به اتفاق زنان به موجب درگیری در شش دام، احساس نارضایتی و ناخشنودی از
فیلمسازی بعد از کار در معدن سخت ترین کارهاست!
بهترین خبرنگار می شوم و از خبرنگاری در ذهنم این بود که اگر می خواهد وارد جایی بشود نیاز به مجوز نداشته باشد و کسی او را کنترل نمی کند.حالا می شنوم که خیلی از مواقع سوال ها هم از قبل چک می شود. در ذهن من این بود که اگر خبرنگار می شوم به هرجا که وارد می شوم چهار ستون بدن طرف مقابل بلرزد و نتواند بفهمد که من چه سوالی می خواهم بکنم. ولی شرایط این طور نشد. من همیشه کارت خبرنگاری داشتم مثلا کارت خانه
خسرو حیدری:در به در دنبال گل زدنم که به دخترم و همسرم هدیه کنم؛نمی شود!
پاس خوب به سجاد شهباززاده و کرار دادم که فکر می کردم گل شود. هدفم این بود که گلساز باشم. البته برای گلزنی هم عطش داری. این فصل دوست دارم یک گل بزنم و آن را تقدیم به دخترم و همسرم کنم اما از شانس بد، توپ هایم گل نمی شود.(خنده) ماشالله اینقدر در استقلال گلزن خوب داریم که تا اینجا نوبت من نشده. چند شوت خوب زدم که یکی به تیر دروازه ملوان خورد. در یکی از بازی ها هم پنالتی گرفتم که بچه ها
شبی که پای خندوانه گریه کردم...
آسایشگاه بود می آمدیم. بچه نترسی بودم اما... بحث مان به دفاع مقدس کشید، مسعودی گفت: من همیشه می گویم بچه نترسی بودم اما آن قدر نترس نبودم که بتوانم به جبهه بروم. البته مسعودی توضیح داد که چرا به رغم میل باطنی اش نتوانسته برای حضور در جبهه با بچه محل هایش همراه شود. آقای جدی از جانبازان عزیز هم در این باره گفت: گلوله های جنگی واقعاً هم ترس دارد، وقتی در یک رزمایش هواپیما کمی ارتفاعش کم
جوان ترین جانباز دفاع مقدس را بشناسید
خود لباس رزم پوشیده و به جبهه ها اعزام شد. در دوران دفاع مقدس می توان جانبازانی را نیز یافت که بر اثر بمباران های هوایی دشمن به این درجه نائل شدند که شاید کم سن ترین و کودکی بیش نبوده اند، اما به این عنوان که رزمنده یا نیروی پیاده جنگی به حساب بیایند، نبوده است یا بسیاری از فرزندان فرماندهان دفاع مقدس که به همراه خانواده به اهواز مهاجرت کرده بودند، گهگاه به همراه پدر در جبهه ها حضور می
بازیکنان استقلال حیله کردند!
نقطه پنالتی را نشان داد، فقط شوکه شدم و می توانستم به تصمیم او بخندم. وقتی استقلال به گل اول رسید، در ادامه بازی تهاجمی تری از خود به نمایش گذاشت تا به تساوی برسد. درخصوص پنالتی دوم چه صحبتی داری؟ درمورد آن صحنه باید بگویم، میثم مجیدی مرا بغل کرده بود، به گونه ای که در احاطه او بودم. من فقط قصد داشتم خودم را از چنگ او در بیاورم و به همین دلیل دستم را به سمت او پرتاب کردم تا بیش
نَفرِ صَدُم
تغییر نخست وزیر را اعلام کرده ولی بیان می کنند رئیس جمهوری و مجلس نیز حق انتخاب خود را دارند. در نهایت آیت الله خامنه ای که به خاطر نارضایتی از نخست وزیر قصد ورود به انتخابات را نداشت و با حکم امام نامزد شده بود، این بار نیز با حکم امام تصمیم به معرفی موسوی به مجلس می گیرد. سه شنبه 26 شهریور و مدتی قبل از جلسه رأی اعتماد مجلس به نخست وزیر، آیت الله خامنه ای در جلسه غیرعلنی مجلس صحبت می کند و نسبت به
با اتمام پرونده هسته ای مسأله تمام نمی شود
چکیده با اتمام پرونده هسته ای مسأله تمام نمی شود : دکتر فریدون عباسی همان روزی که شهید شهریاری ترور شد، توانست از ترور جان سالم بدر ببرد و حالا به عنوان یکی از چهره های منحصربه فرد هسته ای کشور شناخته می شود؛ کسی که در جریان مذاکرات هسته ای دو سال اخیر همواره دلسوزانه به وسط میدان آمده و آبروی تخصصی و فنی خود را برای جلوگیری از وقوع فاجعه در صنعت اتمی کشور خرج کرده است ...
تبدیل تأثیرگذاری سپاه قدس به یک امر هویت بخش فرهنگی
چکیده تبدیل تأثیرگذاری سپاه قدس به یک امر هویت بخش فرهنگی : تأکید ویژه رهبر انقلاب بر مساله حمایت از فعالیت های خودجوش فرهنگی و استفاده از کلیدواژه جناح فرهنگی مؤمن، ما را بر آن داشت تا به سراغ اساتید و اندیشمندان دانشگاهی برویم و نظرشان را درباره ابعاد نظری این جریان فکری و منش فرهنگی جویا شویم. در همین زمینه به سراغ دکتر محمدهادی همایون، رئیس دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) رفتیم تا با وی درباره جزئیات و ابعاد مختلف این جریان صحبت کنیم ...
حکایت نفس هایی که درد دارند
به گزارش خبرنگار مهر ، سخت است به راحتی نفس بکشی ولی او در مقابل چشمانت نفس نفس بزند. شرمنده می شوی از نفس کشیدن در هوایی که گویی سهم او نیست. کسی که از هوا گذشت تا هوای آینده تو را داشته باشد. بغض می کنی، نفس هایت می گیرد و خوشحال می شوی، خوشحال از اینکه برای چند ثانیه همدردش شده ای، ولی این کجا و آن کجا... اینکه تو فقط برای چند ثانیه دم و بازدم نفس هایت را به بازیچه بگیری ولی او سال
ناگفته های حضور زنان در دفاع مقدس باید رونمایی شود/ ضعف عمل رسانه ملی در معرفی چهره زنان رزمنده
زن پرستار ایرانی به یاد داشته باشد. امروز خوشحالم که رفتار را با این خلبان عراقی داشتم و شاید او از ما ذهنیت خوبی داشته باشد و اکنون در کنار خانواده خودش زندگی کند. فضای معنوی جبهه، با حضور جانبازان در بیمارستان هم درک می شد در بیمارستان با وجود درد و ناله و خون و خونریزی اما نشاط و معنویت خاصی حاکم بود. بسیار از مجروحان در نمازخانه، اتاق ها و حتی راهروی بخش های بیمارستان با
روایتی مفصل از زندگی سیدحسن خمینی
/> بخشی از دوره نوجوانی سیدحسن در جبهه های جنگ سپری می شود. او در سال 1366، یعنی زمانی که 15 سال داشته است، راهی جبهه می شود. سیدحسن، هیچ گاه درباره جزئیات حضورش در مناطق جنگی سخنی نگفته است، فقط یک بار در گفت وگو با روزنامه اطلاعات خاطره ای از آن سال نقل می کند: وقتی به جبهه رفتم، 14، 15 سال داشتم؛ البته به صورت ناشناس اعزام شدم... در سال 66 به جبهه رفتم. در جریان این اعزام که با لشکر 17 به
مردمان سایه ای کیستند؟
های رادیویی را تا طلوع خورشید بیدار نگه می دارد. حدس و گمان ها ادعا شده این وجودهای سایه گون قرن هاست همراه بشر هستند. آنها به عنوان موجوداتی که ادعا می شود از ابعادی دیگر به این جهان می آیند، معمولا تحت تاثیر احساسات انسانی به انسان ها جذب می شوند؛ مخصوصا احساساتی مانند ترس، عدم اعتماد به نفس و طمع. بسیاری از شاهدان معتقدند آنها ارواح مردگان هستند، اما این پدیده هیچ ارتباطی به دنیای پس از
درنگی کوتاه با ملا علیرضا الهی
پریشان گو سر بر آورد و خوش درخشید. باید گفت می طلبد در هر گوشه ای انسانی هویت گرا و معرفت پرور بزید تا دگران بدان دل خوش بنمایند. الهی آرام و بی صدا خرقه اش را به تن پوشید و در لار نزد استادش شاگردی نمود. شاگردی با ذکاوت و با هوش فراوان که هر چه استاد گفت همه را از بر کرد. درسی که الهی از استادش فراگرفت به درد مجالس شادی و اندوه خورد. به درد مجالس رفع خصومت و خون بُری خورد. بسامد و تششعات کارهای
شهادت آرزویش بود
برادر و پدر و مادرم نرفتم که مشکلی از من حل کنند. هیچ وقت کسی وسط خانواده ما نیامد که بخواهد قضاوتی در مورد ما 2 نفر بکند. هرچند گاهی با هم بحث می کردیم اما ساعت مشخصی داشت و سر 3 ساعت تمام می شد و بیشتر ایشان اعلام اتمام بحث می کرد و با روش های مختلف مثل خرید گل یا صرف شام بیرون منزل به شکلی قضیه را فیصله می داد. من می دانستم هر بحثی که باشد درهمین 3ساعت است و بیشتر از این ادامه ندارد. مهمانی می
مهرانه مهین ترابی: عاشق اصفهان ام
به سفر بروم. من در سفر رفتن کمی لوسم و امکانات و رفاه را در دسترس می خواهم. بارها دوستانم به سفرهای کمپی رفتند، تورهای طبیعت گردی که در چادر و کیسه خواب می خوابند، اما من همراهی شان نکردم. البته شاید الان به خاطر سنم باشد، اما در عمرم هیچ وقت این کارها را نکردم. بیشتر دوست دارم وقتی مسافرت می روم در یک هتل باشم و یک رفاه نسبی را داشته باشم، چون به نظم خیلی اهمیت می دهم.
پایان کلاس سرد و تاریک بچه های مدرسه تاسک
. بعد گفت: این کمک من در مقابل کار بزرگ شما خیلی خیلی کوچک است. گفتم: ارزش کار شما از کار من خیلی خیلی بیشتر است. من پول داشتم و ساختم اما شما از نان شبت زدی و این ها را خریدی و من خجالت می کشم که بگویم کاری انجام دادم. وی همچنین می گوید: قصد دارم اگر خدا کمک کند بازهم در این استان مدرسه بسازم. دوستان زیادی در آذربایجان دارم که آنها هم علاقمند به این کار هستند. مدیر آموزش و
خلبانی که گرگ آسمان لقب گرفت +تصاویر
در سال 1360، در حالی که چند ماهی از تجاوز وحشیانه رژیم بعثی عراق به خاک کشورمان می گذشت، به دزفول برگشتم و تا سال 1366 در دزفول خدمت کردم. من جزو اولین گروهی بودم که پرواز آموزشی عملیاتی خود را در حین جنگ انجام داد. توصیف فرمانده نیروی هوایی عراق از بهرامی پناه بهرامی پناه با حضور در پایگاه هوایی دزفول، همراه با سایر تیزپروازان نیروی هوایی ارتش، در مقابل جنگنده های عراق و در
بنیاد در آینه مطبوعات
/> چهارگوشه شهر مشهد از گلزار شهدای بهشت رضا(ع) گرفته تا خواجه ربیع، جبل النور کوهسنگی و حرم مطهر آوای پاسداشت و تجدید میثاق با آرمان های شهدای انقلاب و دفاع مقدس طنین انداز بود. آیین عطرافشانی گلزار شهدا در مشهد با محوریت بهشت رضا (ع) برگزار و مورد استقبال بیش از 2000 نفر از رهروان شهدا قرار گرفت. خانواده های شهدا نیز دربین مردم که به گلزار شهدای بهشت رضا (ع) آمده بودند حضور داشتند و نگاه دلتنگانه مادر
آیا امواج وای فای برای سلامتی مضرند؟
می کرده است. او می گوید: این علائم با احساس گرمای عجیبی درون بدنم آغاز شدند و در اواسط دهه نود حالم بسیار بدتر شد. ضربان قلبم نامنظم بود و مشکل تنفس داشتم. چند سالی به علت بیماری نمی توانستم کار کنم. همه چیز را تا به حال امتحان کرده ام. از خوابیدن درون خیمه ای پارچه ای برای گرفتن جلوی تابش امواج گرفته تا رنگ کردن خانه ام با رنگی از جنس گرافیت. هنوز هم برای تولید
آخرین نفری که حاج همت را بوسید+عکس
رشادت نیز قصد سبقت از یکدیگر را داشتند و امروز هر دو به درجه رفیع جانبازی رسیده اند. در ادامه گفت و گوی صمیمی با جانباز تقی احمدی خمپاره چی تیپ 10 سیدالشهدا(ع) را از نظر می گذرانید. *** برادرانم در جبهه حضور داشتند و من نیز شوق زیادی برای رفتن داشتم. 16 ساله بودم که برای اعزام اقدام کردم. شناسنامه ام را دستکاری و امضای پدرم را نیز جعل کردم. در ابتدا به دلیل جثه ی ریزم
ناگفته هایی از جنگ به روایت یک فرمانده
پیشانی مرا بوسید و خداحافظی کرد. * ساعات اولیه عملیات، تقریبا چند گردان ما از رودخانه دویرج عبور کردند. البته با شدت گرفتن بارندگی، رودخانه گل آلود شد و پل روی رودخانه در حال فرو ریختن بود. توسط موتور سواری قبل از ویرانی پل از آن گذشتم و دستور دادم تا قبل از آمدن واحد مهندسی، هیچ اقدامی برای عبور از رودخانه نکنید چون معلوم نبود که آیا افراد می توانند با این وضعیت از رودخانه عبور کنند یا