سایر منابع:
سایر خبرها
پیغام صدام برای مذاکره را در جلسه خصوصی به امام گفتم
/> تقریبا سه تا چهار ماه بعد. رسما مانورها شروع شد و در نطق های تعیین کننده اش نسبت به ایران موضع گرفت و عمده فعالیت هایی که داشتن تحریک اعراب منطقه و هموطنان خوزستانی ما و حتی کردهای ایرانی ما بود. ادعای حاکمیت بر شط العرب و ادعای حاکمیت بر جزایر سه گانه ما یا به قول امام موسی صدر که خدا به سلامتش دارد تنبان ابوموسی که به شوخی می گفتند، داشتند. امام موسی صدر به شوخی می گفت که اینها دست از تنبان ابوموسی
ناگفته هایی از سقوط C130 حامل فرماندهان ارتش و سپاه
تهران برگردد. هر چه به آنها گفتم این کار غلط است، قبول نکردند و گفتند این دستوریست که ابلاغ شده. گفتم به هر حال این وظیفه من است که اشتباه را بگویم. بعد دلیل آوردم که اگر من با مجروحین به بوشهر بروم و هواپیما در بوشهر دچار مشکل شود و آنجا هم ظرفیت پذیرش مجروحین را نداشته باشد، مشکل به وجود می آید اما قبول نکردند. بعد از چند دقیقه مجددا گفتند ماموریت کلا کنسل شده است.
ظریف: درباره جزییات آیین نامه لغو تحریم ها در جلسه وزیران خارجه ایران و 1+5 گفت وگو می شود
توافق وین فرصتی برای کشور ایجاد شده که ما در گفت وگوها در مورد این مساله صحبت کنیم. البته در کنار آن موضوعات دوجانبه، منطقه یی و بین المللی نیز مطرح می شود. آقای رییس جمهور موضوعات مورد نظر کشور را در ارتباط با مواردی که اشاره کردم در ملاقات ها مطرح کردند و بنده نیز در ملاقات ها این بحث ها را شروع کرده و ادامه می دهم. ظریف در بخش دیگری از این گفت وگو در مورد رایزنی های فشرده خود و رییس
دو چشم صدام را در کربلای3 کور کردیم
بهشان نزدیک شدیم و به 15 متری شان رسیدیم. شهید رضا رضاییان دو تا از تانک های عراقی را زد. عراقی ها به سمت ما حرکت کردند. بچه ها دو تانک دیگرشان را زدند و عراقی ها در اولین درگیری که توسط گروه ضربت رقم خورد فرار کرد. به سمت پل مارد رفتند. ما رفتیم جلو در منطقه محمدیه به جای اینکه سنگر درست کنیم، قبر کندیم. چون اصول سنگر سازی را بلد نبودیم. اولین بار که دشمن به ما حمله کرد یک شهید دادیم. اولین شهیدمان
بنیاد در آینه مطبوعات
وجود مشکلات و اختلافات داخلی قادر به کسب پیروزی نیست. حال آنکه با فرار بنی صدر و به وجودآمدن اتحاد بین نیروهای نظامی، از تنش های داخلی کاسته و مردم به پیروزی های بیشتر دل بستند. با پیشروی ارتش متجاوز عراق در استان خوزستان، شهر خرمشهر پس از 34 روز مقاومت جانانه سقوط و آبادان محاصره و در معرض سقوط قرار گرفت. با سقوط خرمشهر، حفظ آبادان توجه فرماندهان نظامی را جلب کرد؛ چراکه با اشغال این شهر، تمام
مسن ترین پدر شهید کشور آرزوی دیدار رهبر را دارد
راهی جبهه های جنگ شدند. چهره آنها وقتی برای سوار شدن بر قطار خرمشهر با هم رقابت می کردند دیدنی بود. آن روز همسرم سعی می کرد تا کسی متوجه اشک هایش نشود و با دستان خودش آنها را از زیر قرآن به جبهه فرستاد. در ادامه بیان کرد: چند سال قبل به عارضه سکته مغزی دچار شدم و من را به بیمارستان خاتم الانبیا منتقل کردند. پزشکان از من ناامید شده بودند و گفتند تا آخر عمر باید روی صندلی چرخدار بنشینم و
فرمانده سپاه زنجان: اقتدار آمریکا با پیروزی انقلاب اسلامی ایران درهم شکست
فردای عملیات قرار بود انجام شود، اشک می ریختیم شهید رضا مکی به دلیل کم و سن و سال بودنش حتی در جمع فرمانده هان گریه می کرد اما من که بزرگتر از وی بودم خجالت می کشیدم در جمع ناراحتی خود را ابراز کنم به همین دلیل ترجیح می دادم در خلوت خود گریه کنم. یک ساعت قبل از حرکت به منطقه برای عملیات، برادر بسیجی به نام اکبر عباسی وقتی اشک و ناراحتی من را دید به پیش فرمانده رفت و گفت که حاضر است اجازه
روزهای الرشید
کارهای من عادت داشت و برای همین وقتی دایی من اصرار می کرد که احساساتی شده ام، می گفت: داداش اصرار نکن. بگذار با خیال راحت برود . دایی می گفت: ما جنگ جهانی دوم را دیده ایم. به این سادگی ها نیست. کشته شدن دارد، مفقودشدن دارد، اسارت دارد. اگر دست وپایت قطع شود، یک عمر بیچاره می شوی . اما من برایش توضیح می دادم باید بروم، وظیفه است و بالاخره هم راهی شدم. تهران بودید یا در استان های جنوبی؟
علت تماس 30 باره ظریف با معاونش؟/ مداحان مجالس ترحیم راه ورود به مجلس!/ گزینه های احمدی نژادی ها برای ...
تعویق انداختیم، البته بیش از 140 امضا برای آن جمع شده بود واگر ادامه می دادیم 90درصد نمایندگان آن را امضا می کردند. همه برایشان دعاکنیم. فرزند شهیدی که هرگز عضو خانواده شهدا نشد اینستاگرام منسوب به اسحاق جهانگیری امروز نوشت: مدیریت منابع انسانی از مواردی بوده که در چند سال اخیر در دولت قبل کاملا فراموش شده و موجب شد که بسیاری از نخبگان از کشور خارج بشوند و ضررهای زیادی متوجه
3توصیه اقتصادی عسگراولادی به دولت
ها یا طلا می شود و یا به خارج از کشور می رود. این موضوع برای صادرات ما به هیچ وجه مفید نیست، چون امروز که دلار 3500 تومان می شود، صادرکننده خیال می کند که منفعت می کند، چون قیمت کالاها در داخل کشور هم بالا می رود و تورم هم افزایش می یابد. پس صادرکننده هیچ منفعتی نمی برد، در درازمدت ضرر هم می کند. تنها صادرکنندگانی که کالای خود را قبلا فروخته اند و ارز خود را حالا می خواهند بیاورند
روایت زندگی سیدحسن از کودکی تا حضور جدی در سیاست/ خمینی ِنسل سوم
آن حال وهوای بچگی ناراحت شدم؛ اما وقتی بیرون آمدم در مسیر خانه و در ماشین، امام مرا بغل خود نشاندند و ناراحتی را از دل من در آوردند. سیدحسن، اما دوران تحصیلات ابتدایی را در نجف (مدرسه علوی) شروع می کند و در مدارس 19 دی و پارس (قم) و نیکان تهران ادامه می دهد و نهایتا این دوره را در مدرسه حبیب ابن مظاهر جماران به پایان می برد که ظاهرا انتخاب مدرسه اخیر به دلیل ملاحظات امنیتی صورت گرفته است. مقاطع
علت تماس 30 باره ظریف با معاونش؟/ مداحان مجالس ترحیم راه ورود به مجلس!/ گزینه های احمدی نژادی ها برای ...
می کردند. همه برایشان دعاکنیم. فرزند شهیدی که هرگز عضو خانواده شهدا نشد اینستاگرام منسوب به اسحاق جهانگیری امروز نوشت: مدیریت منابع انسانی از مواردی بوده که در چند سال اخیر در دولت قبل کاملا فراموش شده و موجب شد که بسیاری از نخبگان از کشور خارج بشوند و ضررهای زیادی متوجه اقتصاد و علم کشور شد. چند روز قبل در افتتاح خط3 مترو که با حضور رییس محترم جمهور انجام شد یکی از دست
سینما گرانی که جبهه بودند
همان جسارت و جسوری بچه های پشت خط، حماسه برادران خود را به تصویر می کشید. در جنوب، منطقه بستان، حین درگیری، گلوله یک بعثی خبیث به نرمه باسن رسول خورده بود. ناچار آورده شده بود به تهران. همین حادثه به جای اینکه باعث ترسش شود، اشتیاقش را برای حضور در جبهه بیشتر کرده بود. وقتی رسول با آن وضع آمد حوزه و با لحن شیرین و جذاب خود شروع به تعریف چگونگی گلوله خوردنش کرد، کسی نمی توانست نخندد و رسول خودش شلیک
انقلاب اداری ما هنوز رخ نداده است
دارد. حتی اگرمن خبره سیاسی هم باشم انتخاب کردن سی نفر از فهرست هزارو دویست نفره بسیار مشکل است چه برسد به جوان های ما که اصلا کسی از نظر سیاسی نمی شناسند. به جای اینکه من بیایم در حوزه خودم در منطقه خودم یک نفر را بخواهم انتخاب کنم بیایم برای تهران 30 نفر را انتخاب کنم یک فهرست هزار و 200 نفره کاری هست غیر معقول و ضعیف است که با آن مواجه می شوم. *این موضوعی که مطرح می کنید به آرمان های
شکست حصر آبادان؛ طلیعه آزادسازی خونین شهر
زرهی 3 و 111 و چهار گردان پیاده و پنج گردان توپخانه نشان از اهمیت استراتژیکی این منطقه برای عراق داشت. تنها راه ارتباطی آبادان بندر چوئبده در 45 کیلومتری جنوب شرقی شهر آبادان به عنوان تنها مرکز اتصال آبادان در زمان محاصره به بندری راهبردی برای تدارکات، پشتیبانی، نقل وانتقال نیرو و مهمات به آبادان و خط مقدم جبهه به حساب می آمد. پس از تصرف شهر خرمشهر و به محاصره درآمدن
خاطره ای از گریه شهید خرازی در جبهه
بعد از قبول قطع نامه در شلمچه را نیز داشتم . از چه ناحیه ای و در کدام عملیات مجروح شده اید؟ از نواحی دست، پا، سر، گردن و ریه در عملیات های محرم، والفجر 2، فاو، کربلای 4، کربلای 5، والفجر 10 و در خرمشهر مجروح شدم؛ در عملیات والفجر 10 مورد اصابت گلوله شیمیایی قرار گرفتم و از ناحیه ریه مجروح شدم . از عملیات هایی که در آن حضور داشتید کدام یک پیروزمندانه تر بود؟
فیلمسازی بعد از کار در معدن سخت ترین کارهاست!
به گزارش ستاره ها، ابوالفضل جلیلی همیشه ارتباط خوبی هم با خبرنگاران داشته است و دلیل این گفتگو تصمیم جدید او برای ساختن فیلمی در ارتباط با خبرنگاران است. ابوالفضل جلیلی هروقت فیلمی می سازد موضوعی را انتخاب میکند که خیلی معمولی است ولی از زاویه ای جدید و خاص به آن نگاه کرده..حالا قرار است فیلمی با موضوع خبرنگاران بسازید.. این زاویه جدید کجاست؟ - من همیشه از کودکی فکر می کردم که یک روزی بهترین خبرنگار می شوم و از خبرنگاری در ذهنم این بود که اگر می خواهد وا
بانویی که با سر زخمی مرگ بر صدام می گفت/ سختی های فعالیت جهادی زنان
وقتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، جنگ را به ما تحمیل کردند، اول خیلی ناراحت بودیم، به مسجد می رفتیم و گریه می کردیم تا این که وقتی به خانه یکی از اقوام در سرآسیاب (از توابع شهریار) رفتم، متوجه شدم تعدادی مجروح خوزستانی آورده اند که وضعیت خوبی ندارند، بعد از برگشت از سرآسیاب در منزل شمسی خانم (مسئول زنان جهادگر ملارد) این موضوع را با برخی از زنان ملاردی در میان گذاشتم و پس از مشورت تصمیم گرفتیم وسایل لازم برای آن ها را تا حد امکان تهیه کنیم و برایشان بفرستیم.
بروجردی؛ مردی که شناخته نشد
گفته بود: اگر بنابر ولایت است، من بر شما ولایت دارم، اینقدر از حد خودتان خارج نشوید!. همسر شهید، از یکی از آخرین دیدارهایش با محمد میگوید: به ایشان گفتم چهار سال است که در این منطقه هستیم. انشاءالله بعد از ختم جنگ به تهران برمی گردیم یا نه؟!. در جوابم گفتند: بخاطر نیاز شدید این منطقه ، تصمیم گرفته ام در کردستان بمانم کاری هم به ختم جنگ ندارم. گفتم : پس لابد باخبر شهادت شما به تهران بر
نظری پریانی: مرا از ارگ بیرون کردند
میدانستم که باید یک ساعت قبل از ملاقات، خود را به دروازه ارگ برسانیم؛ زیرا تا داخل شدن به قصر و آغاز جلسه، باتوجه به برنامه های امنیتی ای که وجود دارد، دقیق یک ساعت در بر می گیرد. بار دیگر طرف تاکید کرد که باید از ارگ خارج شوم و در دروازه دوازده منتظر باشم. من که می فهمیدم ارگ حد اقل یک اناق برای پذیرش یا مهمان خانه دارد که من تا جمع شدن دیگر مسوولان رسانه ها در آن جا باشم، گفتم که خارج
مجلس شورای اسلامی حادثه منا را بررسی کرد
: متاسفانه با مطالعه همه ابعاد قضیه، مشخص می شود که هم سهل انگاری صورت گرفته و هم بعد از حادثه به موقع خدمات رسانی صورت نگرفته است تا تبعات این فاجعه کمتر شود. وی تاکید کرد: متاسفانه دولت سعودی به جای عذرخواهی حرف هایی زده که مانند نمک پاشیدن روی زخم است. رئیس مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: دولت سعودی باید برای فریضه حج همه اقدامات لازم را انجام دهد و با مدیریت صحیح در صورت وقوع
جدال واقع گرایی و ساده لوحی
چکیده جدال واقع گرایی و ساده لوحی : وقتی مغازه اسباب بازی فروشی می بینند، هیچ چیز دیگر جلودارشان نیست؛ بچه ها زود ذوق زده می شوند! مشکلِ بدتر اینجاست که فکر می کنند همه چیز اسباب بازی است؛ حتی کارد بزرگ آشپزخانه! بچه ها ساده اند! درب خانه را راحت روی همه باز می کنند؛ اعتمادشان زود جلب می شود! با این همه وقتی کار پیچیده تر می شود که برادرِ کمی بزرگ تر هم به دفاع برخیزد و مثلاً با قیافه ای حق به جانب بپرسد مگر بازی جرم است؟! بچه ها گاهی خیال می کنند خیلی می فهمند!
برابر بزرگ جانباز انقلاب تنها با زبان اشک و چشم دل سخن گفتیم
آن مرا به بیمارستان طالقانی اهواز بردند دیگر متوجه چیزی نشدم تا اینکه خودم را روی دست مردم احساس کردم که می گفتند "این گل پر پر از کجا آمده از سفر کرب و بلا آمده" من داخل تابوت بودم چون هیچ تنفسی نداشتم همه گمان کرده بودند که من به شهادت رسیدم. با دستانم زدم به تابوت تا مردم متوجه زنده بودن من شدند، تصورش بسیار سخت است که آدم زنده باشد اما دیگران فکر کنند که او تمام کرده و من یکبار شهید شدم و زنده
آمدم بعد از 31 سال گمنامی
در منطقه را پیدا نکردم اما در این مدت احمد سه مرتبه در جبهه حضور پیدا کرد و در دو عملیاتی که در آن شرکت داشت هم مجروح شد. مدتی بعد یعنی در 15 اردیبهشت ماه 1362 راهی مناطق عملیاتی شدم و همراه با شهید در عملیات خیبر شرکت کردیم. خوب به خاطر دارم شب عملیات بود همه بچه ها در حال و هوای رفتن بودند. به گردان رفتم دیدم احمد ناراحت در کناری نشسته است. گفتم چه شده چرا ناراحتی؟ دوستانش گفتند: احمد
واکنش نمایندگان مجلس به حادثه "منا" چه بود؟+جدول
کنند و اجازه استفاده از تخت های بیمارستانی را نمی دهند.اگر عربستان اجازه خدمت رسانی تیم پزشکی ایرانی را نمی دهد باید اجازه اعزام مصدومان ایرانی به کشور هرچه سریع تر صادر شود تا هم زوار مجروح و هم اجساد به کشور منتقل شود و هم اقدامات لازم برای مجروحان صورت گیرد.برخورد نامناسب با زوار و مجروحان نشان می دهد که عربستان دوستی با ایران ندارد. مطهری علی / تهران شاید حادثه منا حکمتی
بالاترین "درجه" در دفاع مقدس چه بود؟
؛ بزرگترین کمکی که ما از جهاد گرفتیم در جنگ بود. یک بخش مهمی از جهاد سازندگی از تمام استان ها و تهران آمدند و برادری به نام آقای شهید رضوی بود که فرمانده ستاد جنگ جهاد شد، جهادی ها اول می آمدند و به داخل لشگرها می رفتند و کمک می کردند، کم کم خودشان سازمان رزمی تشکیل دادند؛ یعنی گردان های جهادی در جنگ شکل گرفت. هر گردان تعدادی لودر و بولدوزر داشت؛ امکانات مهندسی داشت؛ می توانستند
آخرین نفری که حاج همت را بوسید+عکس
کمین های پیچیده ای را با طرح روسیه استفاده کرد. ** طرح بتن آرمه عامل موفقیت توپخانه در والفجر 8 بهترین عملکرد تیپ سیدالشهدا(ع) در عملیات والفجر 8 بود. هنگامی که قصد داشتیم در مناطق جنوبی به ویژه شلمچه و خرمشهر مستقر شویم، خاک آنجا نرم بود و قبضه خمپاره با چند شلیک، نزدیک به دو متر داخل زمین گلی فرو می رفت. این مشکل باعث می شد تا شلیک دقیقی نداشته باشیم. در این عملیات از طرح
چه کسی مسئول حادثه منا است؟
مراسم عبادی تحرک و فعالیت کند. در بعد تبلیغاتی و رسانه ای: سعودی ها و حامیان غربی و عربی آن با تسلط و انحصار رسانه ها و تبلیغات جهانی و منطقه سعی کرده که عمق فاجعه و ابعاد این رخداد اندهگین را کم اهمیت جلوه دهند و سعی نموده که مسئولیت این حادثه را به گردن رفتار حاجیان و عملکرد ایرانیان در این مراسم بیندازد لذا تهران می بایستی در بعد رسانه، فرهنگی و تبلیغاتی فعالیت شدیدتری بنماید و ابعاد این حادثه اندوهبار را برملا سازد و برای افکار عمومی جهان و منطقه بی تدبیری و سند مدیریت آل سعود در این مراسم به خوبی تبیین و نشان دهد. 222 9صبح ...
ناگفته هایی از جنگ به روایت یک فرمانده
دار مجروح با راهنمایی و هدایت بسیجی مجروح نابینا می تواند به کنسروهای داخل سنگر عراقی دست یابد. خلاصه یک هفته ای به همین صورت توانسته بودند هر دو زنده بمانند اما از بد حادثه برادر بسیجی فوت کرده و شهید شده بود. درجه دار مجروح سه چهار روز با خوردن یک نوع گیاه در منطقه که ساقه شیرینی دارد بر گرسنگی اش فائق آمده بود اما ترس از نجات نیافتن او را وا داشته بود که خود را با دو پتو و چوبی که خود یا با کمک
نگاهی به کتاب "حمله ای دیگر"
استفاده می کند) برخورد می کند و ماجرایی اتفاق می افتد. در بخش دوم ، نویسنده در قطار تهران-اهواز جای گرفته است تا عازم جبهه شود. در آنجا با یک جوان بسیجی و همچنین دو نفر پزشک- که آن ها نیز مقصدشان جبهه است- ملاقات کرده و میان آن ها صحبت هایی رد و بدل می شود. سفر راوی در قطار، در سومین فصل کتاب نیز ادامه می یابد. در بخش سوم و چهارم ، بخاطر مشکلاتی که درحمل و نقل بوجود آمده است