سایر خبرها
مریم حسینی: آرامش مولوی حاصل درک وحدت هستی است
به سه صورت می تواند اتفاق بیفتد. وقتی در صحنه ای شخصی به تجربه نائل می شود، گاهی من و او حضور دارد. در اینجا غیبت به چشم می خورد. وقتی من و تو در میان باشد، حضور هست ولی یگانگی نیست. در تجربه عرفانی من هست و من . یعنی این تجربه در حقیقت تجربه عرفانی است. یعنی آنچه بعدها در آن به عنوان وحدت وجود یاد می شود. صحنه ای که وقتی عارف در آن حاضر می شود جز خود و خدا و یکی شدن خود و خدا چیز دیگری نمی یابد
خداوند رکن رکین مثنوی است/ مولانا شاگرد مکتب اسلام و قرآن بود
خداوند رابطه ای دوسویه دارد از طرفی بنده محتاج اوست و از طرف دیگر حق نیز مشتاق بنده: جمله شاهان بنده بنده خودند/جمله خلقان مرد ه مرد ه خودند/جمله شاهان پست پست خو یش را/جمله مستان مست مست خو یش را عشق یک طرفه نمی شود، اگر عاشق به معشوق عشق می وزرد معشوق نیز قطعاً به او التفات دارد: در دل تو مهر حق چون شد دوتو/هست حق را بی گمانی مهر تو این دوسویه دیدن رابطۀ خداوند با بنده مأخوذ از
مولانا جلال الدین محمد و دکان وحدتی که تا امروز پا بر جاست
این ای بزرگ گفت ای شاه جهان از حال گرگ سپس همه آن سه شکار را به روباه بخشید و گفت: روبها ! چون جملگی ما را شدی چونت آزاریم چون تو ما شدی ما تو را و جمله آشکاران تو را پای بر گردون هفتم نه بر آ چون گرفتی عبرت از گرگ دنی پس تو روبه نیستی شیر منی و روباه سپاسگزاری کرد. استخوان و پشم آن گرگان عیان بنگرید و پند گیرید ای مهان
فرانچسکو فرانچسکوی باشکوه!
است. تابه حال شنید ه اید که فرد ی خانواد ه فقیر خود را رها کند تا د ر خانواد ه ثروتمند د یگری زند گی کند ؟ عشق او به رم ذاتی ا ست ولی او هم مانند هر ایتالیایی متعصب د یگر، اول از رقیب متنفر است و بعد عاشق تیم خود . عمو جوزپه نقش بسیار زیاد ی د ر ترکیب و پرورش رومانیستا(فد ایی رم) د اشت. او همیشه د ر گوش فرانچسکو این جمله را نجوا می کرد : نابخشود نی ترین خیانت بازیکن رم این است که به
اسماعیلی رباعی هایش را تقدیم امام هادی(ع) کرد
/> دنیاطلبی بد است، دنیا بد نیست در ذهن و زبان حق پرستان رد نیست بال است برای اهل عرفان دنیا زندان کسی ست، کو خدا مقصد نیست 5 ای ذاتِ زلالِ در حقیقت جاری! جانمایه رستگاری و بیداری ما را تو به گنجِ عشق، مُستغنی کن ما را بِرَهان ز حرص دنیاخواری 6 ای عشق! به جسم مُرده جان می خواهم از فتنه این جهان، امان می خواهم سهمی ز جهان
سرخابی های معروف
ند . همان تیمی که چند سال بعد استقلال را 6 تایی کرد . قبل از این و بد ون این بازیکنان، اصلا عبد ه تیم فوتبالی ند اشت که بخواهد با استقلال بازی کند . ما آنجا بولینگ و بیلیارد بازی می کرد یم و هر کسی هم می آمد با من بازی کند ، ناگزیر به شکست بود . تازه با د ست چپم هم بازی می کرد م و می برد م شان . به این لیست می توان بسیاری را اضافه کرد . محمد علی ابطحی، زهرا اشراقی، مسعود کیمیایی، محسن یگانه، رضا صاد قی و خیلی د یگر از هنرمند ان هم پرسپولیسی اند ولی قطعا به اند ازه آد م های این لیست محبوب نیستند . ...
مویه شعر در غم منا
/> در حریم امن آن معبود پاک - در مِنا قوم عزیزی شد هلاک گرچه دل ها خون از ین درد و غم است - هرچه گویم زین مصیبت او کم است هم ولی گویم به عشق و شعر و شور - شاید این باشد نشانی از ظهور گرچه ما را صحبت از مصداق نیست - اِدِّعایی بهر آن اشراق نیست لیک ما را شور او اندر سر است - غِصۀِ او ماجرایی دیگر است گرچه ما را آگهی از غِیب نیست -بر ظهورش آرزو هم عیب نیست آرزو داریم
اشعار ویژه ولادت امام هادی (ع)
/> کبوتر دل من که نمی پرد همه جا از آن زمان که گرفتار شد به دام شما برای آنکه جنان را فقط نگاه کند نشسته است شب و روز روی بام شما خوشا به حال کسی که شده در این دنیا مسیر زندگی اش روشن از کلام شما شما تمامی دار و ندار من هستید تمام عمر همه اعتبار من هستید جهان به زیر قدوم تو خار می گردد نفس زنی همه عالم بهار
روایتی از مادرانه های سه خواهر که چهار شهید داده اند
با بغض های مادرانه برای خودشان بیستون شده اند. شکی نیست که ایزد رحمان از همه چیز جهان باخبر است. از حال زمین و احوال زمانه ای که در خود ، خواهران بردباری دارد که در آن چین از صورت روزگار بر می دارند اگر چه قلب های خودشان تکه تکه و بیقرار است. از حال مادرانی که شرح دوری کشیده اند و حالا سالهاست به زیبایی های عشق واقف شده اند. ای مادران صبور سرزمین من ! خدا در نجواهای خواهرانه
مثنوی/ منا؛ قربانگاه عشق
/> طومار تو را به خون نوردند - قومی که همیشه اهل دردند سر بندۀ یا علی به سرها - بی باک و هراس از خطرها وز نیل بلا به جان گذرها - بر فاطمه سینه را سپرها بر یاوریِ علی چو عمار - چون مالک اشترِ علمدار مردان همه شده اباذر - بر شعلۀِ عشق حیدر آذر بر فاطمه قوم بسته سَربند - بر بارۀِ خون چو ره نَوَردَند بر خاک تو نقش خون نگارند - تا ریشۀ فتنه را در آرند از ظلمت شب خراج
سعید عقیقی در گفتگو با ستاره صبح: در غیاب منطق، تنها افسارگسیخته ها باقی می مانند
دارم که در جهت انطباق با روح کلی اثر هستند. مقوله اقتباس هرگز در ایران جدی نبوده است. به شعر امروز نگاه کنید. اولین مشکل شعر امروز این است که از طریق ترجمه احساس کردند شعر در حال حرکت به سمت سادگی است و بعد از درون آن اشعار سیدعلی صالحی و شمس لنگرودی درآمد. نتیجه، شعر هایی است که الان می بینید: من علاوه بر اینکه اصلاً خیلی تو را دوست دارم صبر می کنم تا آفتاب دربیاید... و تصور می کنند که این شعر