سایر منابع:
سایر خبرها
جانبازی که در خیابان کفاشی می کند
/> آقای کمالی سه فرزند دارد. دو دختر و یک پسر. وقتی درباره خانواده اش حرف می زنیم ذوق می کند و با غرور از آنها تعریف می کند. من عاشق فیلم های جنگی هستم. میلاد هم مثل خودم است. انگار که اصلا در آن لحظه ها حضور داشته است. هرچه به او می گویم این فیلم ها را نبین برای اعصابت خوب نیست، گوش نمی دهد. به خاطر اوضاع زندگی مان، میلاد درسش را ول کرد و حالا شاگرد مکانیک است. میلاد خیلی باهوش است و معلمش
از دلتنگی های مادرانه تا شهادت مرتضی در آسمان/ روایتی از "کفش های سرگردان"
صحبتش نشدم. به انگلیسی تسلط داشت و ادامه داد: من دشمن تو هستم چطور از من پرستاری می کنی؟ . من وظیفه ام که حفظ جان او بود، را انجام دادم و بدون توجه به سخنانش از اتاق خارج شدم. امروز پس از گذشت حدود 30 سال از جنگ، خوشحالم که جنگ تمام شده و در صلح و امنیت هستیم. خوشحالم که یک زن مسلمان ایرانی هستم و توانستم در آن لحظه خاص با خودم کنار آمده و اسیر تنفر و کینه نشوم. ** مرتضی؛ در
امام گفت اهل قلم از مقاومت بنویسند و مداحان در سنگر ها بخوانند
رزمی هم می خواندند. در قطار هم که می رفتیم در بوفه ای که مال قطار بود و در سالن غذاخوری آخرهای شب آنجا را خلوت می کردیم و بچه ها می آمدند و سرود می خواندند، زیارت عاشورا می خواندند، نوحه می خواندند جبهه هم که می رفتیم، مثلاً دوتا تک خوان من داشتم که فرزند شهید بودند مهدی و محمد ورمزیار . اینها هم قرآن خوب می خواندند، هم احادیث دفاع مقدس و جبهه و جنگ و جهاد را به خوبی یاد داشتند. رفتیم لشکر 5 نصر
زنی که 7 ماه زیر تخت شوهرش می خوابید!
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس ، به نقل از خبرگزاری فارس، تاکنون گفت وگوهای زیادی را با جانبازان انجام داده ایم، در حین گفت وگو با خنده های شان خندیدیم، با بغض شان بغض کردیم و با دیدن اشک های شان گریستیم ولی هر چه خواستیم سختی های زندگی شان، آنچه را که هست، حس کنیم نتوانستیم، در ادامه مشروح گفت وگوی فارس با جانباز 70 درصد سیدمصطفی علمدار از رزمندگان دلاور لشکر ویژه 25 کربلا از نظرتان می
گزارش کامل آیین تجلیل از نویسنده دختر شینا
داشتیم و به نظرم حیف است که در مورد این شهدا کم بگذاریم و امیدوارم این سعی توشه من در آخرت شود. *اگر شهدا بخواهند همه کارها را سهل می کنند وی گفت: اگر می خواستم خودم کارهای کتاب را انجام دهم هرگز موفق نمی شدم ولی پشت این کتاب نگاه و توان شهید حضور دارد و خانم محمدی مانند شیر ما را به جلو می برد و خداوند پشت و پناه ما است. اگر شهدا بخواهند همه کارها را سهل می کنند و بیاید هم
کلید صبر به هر قفلی می خورد!
دانستم که به دلیل مشکلات جسمی اش نمی تواند مانند افراد عادی باشد اما وقتی با او صحبت کردم متوجه شدم معیارهای یک مرد خوب و دلسوز و صبور را دارد. به همین دلیل است که پیشنهاد ازدواج با او را قبول کردم . حالا مهرداد زندی و همسرش دارای یک پسر کوچک هستند. خانم زندی می گوید: همسرم پدر بسیار خوبی برای پسرمان است. با وجود مشکلاتی که خودش دارد، نه تنها کارهای خودش را انجام می دهد بلکه گاهی در غذا
تنها آرزوی پدر شهیدان جهان آرا
/> محسن 29 سال داشت و 2 سال از محمد بزرگ تر بود. در عملیات از اهواز به سمت خرمشهر می رفت که در جاده آبادان اسیر شد و دیگر نه جسدش را دیدیم نه خودش را. فقط خبردار شدیم که عراقی ها وقتی فهمیده اند برادر محمد علی است، خیلی اذیتش کرده اند. شهادت بر اثر شکنجه سیدعلی، پسر کوچکم هم 22 ساله بود که سال 1356 توسط مأموران ساواک دستگیر شد تا از طریق او بتوانند محمدعلی را پیدا کنند
همسرم می گفت شغل ما یعنی شهادت
وقتی همسرم با چند تن از همکارانش از مرز تایباد پاسداری می کردند، در حالی که کمین زده بودند تعدادی از اشرار قصد ورود به کشور را داشتند، و همسرم در درگیری با اشرار و در راه دفاع از مرزهای کشور به شهادت رسید. وی ادامه داد: من و همسرم سال 81 ازدواج کردیم و تنها فرزندمان که پسر است در سال 85 به دنیا آمد و هنوز پسرم یک سال و نیمش تمام نشده بود که همسرم به شهادت رسید. همسر شهید
گفت وگوی منتشر نشده با هادی نوروزی
تیم به من رسیده باشد. مسئولیتم واقعا زیاد است چون توقعات زیاد است. من همه تلاشم را می کنم تا بتوانم از عهده این مسئولیت بربیایم و بتوانم بهترین باشم. * می خواهیم کمی درباره زندگی خصوصیت صحبت کنیم. کی ازدواج کردی؟ خیلی ها باورشان نمی شود اما خیلی زود ازدواج کردم و از زندگیم هم راضی ام. پسر من الان 8 سالش است. یک دختر هم دارم که یک سالش است. نام فرزندانم هم هانی و هانا است
گفت وگوی منتشر نشده با هادی نوروزی +عکس
مسئولیت بربیایم و بتوانم بهترین باشم. می خواهیم کمی درباره زندگی خصوصیت صحبت کنیم. کی ازدواج کردی؟ خیلی ها باورشان نمی شود اما خیلی زود ازدواج کردم و از زندگیم هم راضی ام. پسر من الان 8 سالش است. یک دختر هم دارم که یک سالش است. نام فرزندانم هم هانی و هانا است. زمانی که ازدواج کردی چند سال داشتی؟ 21 ساله بودم که ازدواج کردم. ازدواج چقدر روی فوتبالت
گفت وگوی منتشر نشده با هادی نوروزی /آرزوی قلبی ام این است که امسال به قهرمانی برسیم+صوت
؟ خیلی ها باورشان نمی شود اما خیلی زود ازدواج کردم و از زندگیم هم راضی ام. پسر من الان 8 سالش است. یک دختر هم دارم که یک سالش است. نام فرزندانم هم هانی و هانا است. زمانی که ازدواج کردی چند سال داشتی؟ 21 ساله بودم که ازدواج کردم. ازدواج چقدر روی فوتبالت تاثیر گذاشت؟ مطمئنا تاثیرگذار است. وقتی ازدواج می کنید همه چیز شما نظم می گیرد. اینکه زود
گفتگوی منتشر نشده از کاپیتان فقید پرسپولیس/ آرزویی که نوروزی به گور برد
زیاد است. من همه تلاشم را می کنم تا بتوانم از عهده این مسئولیت بربیایم و بتوانم بهترین باشم. می خواهیم کمی درباره زندگی خصوصیت صحبت کنیم. کی ازدواج کردی؟ خیلی ها باورشان نمی شود اما خیلی زود ازدواج کردم و از زندگیم هم راضی ام. پسر من الان 8 سالش است. یک دختر هم دارم که یک سالش است. نام فرزندانم هم هانی و هانا است. زمانی که ازدواج کردی چند سال داشتی؟ 21 ساله
همسری که زندگی نمی کند اما ممنوع الخروج می کند
چیز سنتی بود اما محمد یک ازدواج ناموفق دیگر هم داشت. مدت زندگی مشترک قبلی اش تنها یک سال بود و بعد از آن، با یک فرزند پسر از زندگی مشترکش برای همیشه خداحافظی کرده بود. محمد هیچ گاه به لیلا نگفته بود که چرا از همسر سابقش جدا شده است. وقتی محمد به خواستگاری لیلا آمده بود ابتدا لیلا نمی خواست به درخواست محمد جواب مثبت دهد، حتی حاضر نبود که با او بیرون برود. اما در نهایت به اصرار پدر و مادرش اجازه می