نمی بیند، و لباس از وصله دوام می آورد). مادرم هم به این کار رو آورد و لباس مردم را تعمیر می کرد؛ ضمن این که لباس ما را هم خودش می دوخت که برای این که چشم نخورم، مخصوصاً یقه اش را کج می گذاشت. نبود تا ببیند که سال ها بعد پسرش عضو فراکسیون مه پیکران مجلس می شود! راست گفت شیخ اجلّ که: همه کس را عقل خویش به کمال نُماید و فرزند خویش به جمال. اولین لباس درست و حسابی را وقتی به تن کردم که وارد مدرسه شدم و
عملیات ها، احساسات اسرا در اردوگاه های جنگی، محرومیت های جنگ زدگان، بمباران ظالمانه شهرها و ... در قالب داستان کوتاه، رمان، زندگینامه داستانی، خاطرات، یادداشت، شعر، نمایشنامه و فیلمنامه از وظایف ادبیات داستانی و دراماتیک دفاع مقدس است. در دوران جنگ نویسندگان و شاعران یا از تلویزیون به جهان جبهه چشم می دوختند و شعر و داستان خلق می کردند؛ یا رزمندگان و نویسندگان بی نام و نشانی بودند که بدون آشنایی با
پیوند ادبیات کلاسیک فارسی و ادبیات معاصر بود. این شاعر بلند نام در سال 1911 در روستای قره باغ واقع در شهرستان حصار تاجیکستان در خانواده اوستا تورسون که پیشه درودگری داشتند به دنیا آمد. تورسون زاده در 9 سالگی از لطف پدر محروم می شود و این زمانی است که وی نخستین الفبای سواد را از مکتب کهنه مسجد زادگاهش فرا می گرفت و سپس برای ادامه تحصیل به شهر دوشنبه رفت. مدتی بعد به
باش! عسل مرا می خواهد. کوه الماس را. همه کندوهای عسل دنیا را، یکجا می خواهد! به همین بچگی، دو سال در زندان نامردانِ ساواک بوده. می فهمی؟ - بله آقا. دو سال سخت، با شکنجه. می دانم. - از تو خیلی سَر است؛ از هر لحاظ. - می دانم. شاید برای همین هم می خواهمش. - قَدَش، دو برابر توست. - اما من، خودش را می خواهم، نه قَدَش را. - قدش را چطور از خودش جدا می کنی؟