سایر منابع:
سایر خبرها
عزاداری امام خمینی در خاطرات نزدیکان
را خدمت امام تقدیم کند. من روز اول محرم طبق روال روزهای قبل آمدم و وارد منزل شدم. دیدم امام مشغول زیارت عاشورا هستند و پس از اینکه اخبار را دریافت کردند فرمودند: از فردا برنامه را تغییر و ساعت نه کسی برای من خبر نیاورد. قبل یا بعد از زیارت عاشورا اخبار را بیاورید .[14] (همان، ج3، ص 41 و 42) ** شهید قدوسی دادستان کل انقلاب صبحگاه برای اینکه امام را ملاقات بکند در زمانی که امام با هیچ کس
استاد صمدی آملی: حضرت مسلم(س) چگونه به شهادت رسید؟/ شور هیجان عزاداری ها باید همراه با معارف دینی باشد
، یک چیز هایی نقل کرده اند. اما آن جایی که پای علم به میان می آید. آن جایی که حرف از حقیقت حکمت است. آن جایی است که وقتی وارد یک شهر نشینی می شوی، که از روستا زادگی جهل، به شهر نشینی علم رو بیاوری، دیگر روایت راویان و برخی یاران پیامبر کفایت نمی کند، امیرالمومنین و اهل بیت او و فرزندان او و همسر او، حرف های لطیفی باید به تو عرضه کنند. مانند خطبه های توحیدی نهج البلاغه که در نظام هستی غوغا کرد. بعد
مداحی، مقتل و اشعار اول محرم
سال در زندان بودند که پس از فرار به شهادت رسیدند. مسلم در کوفه مردم کوفه، خاطره حکومت چهارساله علوی را به یاد داشتند و در این شهر، شخصیت های برجسته و چهره های درخشانی از مسلمانان متعهد و یاران اهل بیت بودند. از این رو نامه ها و طومارهای مفصلی با امضای چهره های معروف شیعه در کوفه و بصره به امام حسین(ع) نوشتند، که تعداد این نامه ها به هزاران می رسید. کوفیان،گروهی را هم به
لم د اد ه با کیبورد
می کرد . همزمان هم د اد می زد : احساااااااان! این کار رو 5 د قیقه یک بار تکرار می کرد . منم هربار Snoozeاش می کرد م! تا اینکه ساعت 6 می شد و د ر اتاق باز می شد و یه صد ای مرد ونه ترسناک خیلی آروم می گفت: احسان، پاشو پسرم د یرت شد ! و من مثل فشنگ از جام بلند می شد م. هیچ وقت کتکم نزد ه بود ولی پد ر بود به هر حال! آد م حساب می برد ... بعد که بید ار می شد م، تا ساعت 7 د هنم باز نمی شد ، یه چشمم هم
خندوانه یعنی... بخند حتی بی خندوانه
حزب اللهی، این طرفی و آن طرفی و دیگر طرفی ها، زن و مرد، پسر و دختر، تهرانی و شهرستانی و خلاصه آحاد مردم ایران جا باز کند. گفتی اسمت چی بود؟! - بابا گفتم که رامبد! رامممبببد؟؟؟!!! - اه! آره رامبد! بعد ای رامبد یعنی چی؟ - یعنی فرشته ی صلح و آرامش. خب ای اسمه برا تو انتخاب کردن؟! بعد مو می تونم تو ره فرشته صدا کونوم؟ پس چرا می گوم فرشته ناراحت می شی
آیا می دانید آلپاخ کجاست؟
هم یک خانمی پیش ما آمد و به فارسی سلام علیک کرد و بعد به انگلیسی ادامه داد که من اهل اتریش هستم؛ به ایران هم سفر کرده ام؛ خیلی خاطرات خوبی دارم؛ زبان فارسی هم تا حدی یاد گرفته ام و به آن علاقه مندم. یک بار هم اتفاقی با رئیس فروم هم صحبت شدیم و گفت که تا حالا دوبار به ایران آمده و چهارگوشه ایران را گشته است: یک بار در زمان دانشجویی و دیگر بار، به عنوان وزیر کابینه دولت اتریش. در کل علاقه ای که به
مرد سیاست و کارهای اجرایی نبودم
یک چیزی پیدا کردم که نباید از دستش بدهم. خواندن و نوشتن برایم خیلی قشنگ و هیجان انگیز بود. آن زمان نه تنها در مدرسه یاد می گرفتیم که چطور بنویسیم، بلکه خوب و زیبا نوشتن را هم یاد می گرفتیم. این طور نبود که هرکسی هرجور دلش خواست بنویسد. باید هم درست و هم زیبا می نوشتیم، نوشتن آداب داشت. مثل کلاس خوشنویسی که آداب مخصوص خودش را دارد. در ساعت مشق الخط، مرکب بر می داشتیم، لیقه می
نبض نقش جهان در دست درشکه چی ها
60 -70 سال سن دارند و ما بچه ها و نوه هاشون هستیم. اونا دیگه نمی تونن پشت اسب بشینن و به این زنده هستن که بعد از ظهرها اینجا بشینن و کارشون را ببینن." هر روز صبح 16 درشکه "عتیقه" که هر کدام 50 تا 60 سال قدمت دارند، از خیابان کهندژ و پل تمدن حرکت می کنند و برای رسیدن به میدان نقش جهان یک ساعت در راه هستند و شب ها همین راه را باید برای برگشتن به اصطبل طی کنند. "بیشتر زمان کاری ما بعداز
جزییات سقوط مرگبار دختران نوجوان در تهران
سقوط مرگبار 2 دختر نوجوان از یک ساختمان در شرق پایتخت خبر تکان دهنده ای بود که دوم شهریورماه همه را در شوک فرو برد. پرونده ای که حالا عکس هایش گواه تفکر کودکانه دخترانی است که برای فرار از خانه شان سناریوی هولناکی را طراحی کرده بودند. حادثه چگونه رخ داد؟ شامگاه دوم شهریور جسد این 2 دختر که با لباس های شیک و مجلسی روی موزاییک های حیاط افتاده بودند، پلیس را با ابهام روبه رو
مصاحبه ای با دکتر محمد کیانوش راد/فعال سیاسی اجتماعی
ساواکی هم بوده باشم، چون از سال 55 من را به دو نام می شناسند. البته آن هایی که یک ذرّه نه در انقلاب بوده اند و نه در اوایل انقلاب حضور داشتند و نه حتی ساکن اهواز بودند، شاید حق دارند تحت تاثیر شایعات رقبا و یا دشمنان آگاه قرار گیرند. من مسیر فکری مشخصی داشته و دارم. و البته تغییراتی هم داشته ام. همیشه با قدرت و حاکمیت فاصله ای معنا دار برای خودم حفظ کرده ام. حتی در زمان حاکمیت چپ اگر چه در
بغض جناب خان در وداع با رامبد جوان
چه؟! پس از اجرای مشترک این 2 هنرمند، جوان آرزو کرد که خندوانه دوباره سرپا شود و بعد هم کمدین های حاضر را تک تک در آغوش کشید و پس از یک رفت و برگشت جناب خان هم با بغض به جمع پیوست و گفت: یعنی تموم شد؟ یعنی دیگه اون درِ باز نمیشه تا تو بیای بگی سلام رامبد جواننوم؟! بعد هم دوباره به اسم رامبد گیر داد که یعنی چه؟ و با حالت دعوایی گفت: پسرم به خاطرت خودت میگوم اسمت رو عوض کن،زشته
قصه تلخ قاچاقچی و دخترم!
. آن ها با یک قاچاقچی دیگر قرار گذاشتند و بالاخره سوار قایق کوچک از نوع دینگی شدند. آن ها راه خود را از میان آب های مدیترانه گرفتند و به یونان رسیدند. سفری پرتلاطم که هر دقیقه آن مساوی با مرگ بود. زیزیت در دمشق صاحب اتاق عمل بود، اما در جریان درگیری ها به طور کامل نابود شده بود در آتن، همه می دانستند که قاچاقچی ها در کدام کافه ها پاتوق می کنند. غسان به یکی از آن کافه
بچه های د یروز چهره های امروز
ونم کسی کینه ای به د ل گرفته باشه. سیستم کار آموزشی تو اون زمون طوری بود که این فضا و شرایط رو می طلبید . ما طوری با بچه ها رفتار می کرد یم که مرد به عمل بیان و همون طوری هم که می بینید خیلی هاشون مد یران موفق و افراد برجسته ای شد ن . شاگرد انی که د ر اطراف آقا معلم هستند گفته های او را با لبخند تأیید می کنند . یکی از آنها می گوید : اگه آقای هد ایی و سختگیری هاش نبود ممکن بود ما پخته نشیم. الانم
اعدام نوعروس به جرم قتل شوهر
با ما تماس گرفتند و گفتند مریم نیامده است. ما در جریان نیستیم که دخترمان حالا کجاست . مریم ساعاتی بعد شناسایی و بازداشت شد. او در ابتدا منکر کشتن شوهرش شد اما بعد به قتل اعتراف کرد و گفت به دلیل اختلافاتی که با شوهرش داشت این کار را انجام داده است. او توضیح داد برای اجرای نقشه ابتدا داروی خواب آور به همسرش خورانده و بعد با سیم لپ تاپ خفه اش کرده است. او گفت: 14 سالم بود که خانواده ام
ربا، جنگ با خدا
اما اگر باز هم آن عمل نهی شده راتکرارکند، چنین کسانی اهل آتش و در آن جاودانند. خدا ربا را (که مردم به منظور زیاد شدن مال مرتکب می شوند) پیوسته نقصان می دهد، و به سوی نابودیش روانه می کند، و در عوض صدقات را نمو می دهد، و خدا هیچ کافر پیشه دل به گناه آلوده را دوست نمی دارد . هان! ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا پروا کنید، و آن زیادی مال را که در اثر ربا به دست آمده رها کنید
"کاربران اینترنتی" چگونه ردیابی میشوند؟
نه لازم است و نه مقدور، اما برخی از موارد را می توان به عنوان دانش عمومی وب، مطالعه کرد و به خاطر سپرد. آیا می شود افراد را در اینترنت ردیابی کرد؟ از طریق چت و ایمیل می شود فهمید که یک نفر اهل کجاست؟ اینها سوالاتی است که احتمالا تا الان زیاد از خودتان پرسیدید!خوب جواب مثبت است ، این عمل به سادگی امکان پذیرهست. ابتدا به طور خیلی مختصر طریقه ارتباط برقرار کردن کامپیوترها با
کمیسیون ویژه بررسی برتاظ
صحنه کذایی را ترک می کرد . فرصت سوزی تیم د ست د هند ه به ریاست آقای ظریف از موارد ابهام کمیسیون برتاظ است. 5) آقای ظریف می توانست خیلی سیستماتیک و پولیتکتیک د ست هایش را معذور بد ارد . مثلا بعد از اینکه اوباما د ستش را جلو آورد ، به منظور وقت کُشی و از این راهرو به اون راهرو فَرَجه، د نبال د ستش بگرد د و مثلا بگوید : عباس، د ستمو ند ید ی، مطمئنم گذاشته بود مش تو جیبم، فک کنم تو
شوخی های د رون حزبی
میگی: حمید ! اون فیلمه رو این هفته هم برام نیاورد ی. اگه هفته بعد یه روز صبح تو خیابون یه هیجد ه چرخ اتفاقی از روت رد شد خود ت بد ون برای چیه . حمید رسایی می خند ه میگه رو چشمم، میارم برات. این ها به خاطر این است که این عزیزان اولا جنبه د ارند . ثانیا زبان شما را بهتر می فهمند . یعنی همین جمله رو (تو اراک با سیمان د فنت می کنم) تو جمع پاید اری ها به یکی بگیم د و حالت پیش میاد : یا طرف قهقهه می
عجیب ترین همسرکشی هایی که طی یک سال و نیم گذشته اتفاق افتاده + جدول
نام پوریا را به قتل رساند و با همکاری دخترش جسد او را در دره ای اطراف چالوس رها کرد. لاله در اعترافات خود اظهار داشت: پوریا اعتیاد داشت، به شدت عصبی بود، دایم مرا کتک می زد و فحش می داد. این شرایط برای من و بچه هایم قابل تحمل نبود. صبح روز حادثه پوریا وسایلش را جمع کرد و در پاسخ به سؤال من گفت برای کاری به یک منطقه تجاری می روم و به شما هم ربطی ندارد و باز هم فحش داد. بعد به اتاق دخترم رفت و او را
علی مسعودی 10سال در خانه عطاران مستاجر است! /تصاویر
نامدار، دور تو هم برسر اید پهلوانی بگذرد، این اجل همچون پل است و جان ها چون کاروان، ناگهان بینی که زان پل کاروانی بگذرد . من امروز جلوی شما اینجا نشسته ام، چند وقت دیگر شخص دیگری اینجا می نشیند. مهم این است شما خاطره خوبی از من داشته باشید. مگر من چه فرقی با شما و دیگران دارم؛ حالا خدا ما را دوست داشت و ما را یک ماچی کرد، اما در آخر همه ما می رویم در یک وجب خاک. یک هفته بعد هم فراموش می
جنگ ما را واکسینه کرد
در وزارت نفت کار می کنند - قبل از اینکه از اخبار بشنویم، به من زنگ زد و گفت جنگ شروع شده، اینجا عراق حمله کرده و جنگ شروع شده و ما سه تا تریلی بیشتر نتوانستیم بیاوریم و من هم الان از زیر یک پلی بین آبادان خرمشهر دارم زنگ می زنم. من گفتم من جنگ و این ها حالیم نیست از 10 تا کمتر بود نمی آیید مشهد. بنابراین من خبر جنگ را سه ساعت قبل از اینکه رادیو اعلام کند شنیدم و واقعاً هم نمی فهمیدم جنگ
معتادان پایتخت به شهرهایشان بازگردانده می شوند
سال پیش در همین محله زندگی می کرده و حالا می گوید: ما 60 متر خانه داریم. از نظر مالی هم توان جابه جایی نداریم اما زن و بچه ما این جا از خانه بیرون نمی آیند. دخترم هر شب نیم ساعت مانده به این که سر خیابان بیاید زنگ می زند که من بیایم دنبالش چون واقعا امنیت ندارد تا خانه برسد. حسین ، همراه چند نفر دیگر از همسایه ها جلوی یک مدرسه در محله هرندی ایستاده اند تا با معاون شهردار و رئیس شورا
پاکسازی تهران از معتادان و کارتن خواب ها در 6 ماه آینده/ راه اندازی قرارگاه آسیب های اجتماعی
خواب ها را دارد. وی گفت: افراد معتاد و کارتن خواب هر روز از ساعت 18 و 30 دقیقه در این مرکز پذیرش می شوند و تا 7 الی 8 صبح و پس از صرف صبحانه محل را ترک می کنند و مجدداً شب به مرکز مراجعه می کنند. انجمنی با اشاره به راه اندازی مرکز اشاره شده در سال 85، گفت: در این سال ها خدمات خوبی ارائه شده است که البته نظارت های مستمری بر روند ارائه خدمات در مرکز وجود دارد. شهردار
روایت خواندنی خلبانان دفاع مقدس از عملیات های سرنوشت ساز جنگ
به اعتقاد من کار بسیار درستی انجام داد، لذا میراژی که به سمت عراق فرار می کرد را رها کردم و آماده برخورد با جنگنده اول شدم در اولین مرحله سایدواندر ها را آماده شلیک کردم در این لحظه تمام آموزش هایی که در طول دوره خدمتم فرا گرفته بودم به خواست خدا در ذهنم نقش بست تمامی مراحل شلیک سایدواندر که آموخته بودم را در عمل دیدم کلا این موشک یک موشک passiw و است و در درگیری هوایی نزدیک کامل ترین گزینه است
این دلالی مثل دلالی های دیگر نیست!
هستم. با هیجان می گوید هر چه بخواهی دارم؛ کنار دریا، تمیز با ماهواره و تلویزیون . تا می فهمد هدفم گرفتن ویلا نیست سر درد دلش باز می شود و برایم تعریف می کند هر روز از ساعت 11 ظهر تا 2:30 بعدازظهر اینجاست، شیفت دوم کارش از غروب شروع می شود تا تاریکی هوا. هر روز بیش از هفت – هشت ساعت را در انتظار مسافرانی می گذراند که دنبال ویلا هستند. روزی 50 تا 80 هزار تومان درآمد دارد، البته شش ماه اول
نگذاریم سرنوشت علی حاتمی برای عطاران تکرار شود
کنید. او سالهاست با سرمایه گذارانی در سینما کار کرده که اغلب با کمترین تأخیری رضایت خاطر مالی او را فراهم می کنند. حالا اگر بخواهید با این گرفت و گیرهای اقتصادی تلویزیون او را به کار برگردانید آیا تصور نمی کنید ممکن است به مشکل بربخورید؟ فارغ از مشکلات اقتصادی تلویزیون باید به این نکته اشاره کنیم که توقعات بچه های قدیمی هم در سالهای اخیر بالا رفته است. رضا عطاران و مهران مدیری و مانند
سرطان سینه یا پستان چیست؟ (علت، علائم، راه های کنترل و درمان آن)
. همراه با این معاینه، باید ماموگرامی سالانه و آزمایشات پزشکی نیز انجام شود. با این معاینه، تغییرات یک ماه گذشته را می توانید در سینه تان ببینید. در این معاینه بافت سینه را از قسمت زیر نوک سینه و هاله اطراف سینه به سمت زیر بغل معاینه می کنید. هر ماه 15 دقیقه برای معاینه سینه خود وقت بگذارید. زمان مناسب برای معاینه سینه توسط خود فرد اگر شما هنوز یائسه نشده اید: چند روز بعد از
روزنوشته های رئیس جمهور: 2 کشته و 12 زخمی د ر جلسه تصویب برجام!
فنی با نمایند گاند اشتیم. از یه جایی به بعد د ید ن نشست فاید ه ند اره، سرِ پا مذاکرات رو اد امهد اد یم! مجید انصاری و پیرموذن با سرعت از مجلس خارج شد ند ود وید ند سمت ما. فریاد زد ند : صالحی! صالحی! فرار کن! گفتم: چی شد ه؟! انصاری فریاد زد : ظریف رو خفت کرد ن. الاند ارن میان سراغ صالحی! صالحی خند ید و گفت: نه بابا شوخی می کنن. جا خورد م، ازشان پرسید م: کید اره میاد ؟ پیرموذند ر گوشم نام کسی را گفت
جلسه کاندیدای احتمالی با عضو مُخبر شورا / باز هم دم فردین معصومی گرم!! / دلواپسی نماینده گیلان برای ...
را برای امانت به دست باوفای انقلابیون زمان می سپارد و خود می رود که با خون خویش مزرعه عزت و ایستادگی را آبیاری کند، تا میوه ثمر بخش آن کام مجاهدان فی سبیل الله را شیرین نماید. با شنیدن این خبر بغض گلویت را می فشارد، همه وجودت می شود غیرت و تمام روحت پر می کشد تا به آسمان برود برای بدرقه اش، اما بار امانت بسیار سنگین است و تو می مانی و تکلیفی خطیر. اولین بار که با او آشنا شدم
آرزوی سلامتی صالحی برای حسینیان/ اجرای چشم آذر پس از 30 سال/ درخواست اعلام اسامی تهدید کنندگان صالحی/ ...
فنی ندارم و این موضوع صحیح نیست. مظلومی و دستیارانش من را دریبل زده و به من نگفته بودند تمرین از بعد از ظهر به ظهر تغییر پیدا کرده. به همین دلیل حتی یک بار بعد از ظهر به زمین شماره دو آمدم و تازه متوجه شدم که ساعت تمرین عوض شده است. **توافق وین یک حد مقدور بود یک کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به اختلافات موجود در خصوص توافق هسته ای گفت: این اختلافات آن قدر عمیق نیست که نیازی