سایر منابع:
سایر خبرها
یک مسئول عالی قضایی گفت من 7 سال در زندان نبودم
به گزارش افکارخبر ، اسمش که می آید هر کسی یاد یک چیزی می افتد، یکی یاد پول و ماشین های گران و ویلاهای وسیع و سفرهای خارجی و خلاصه زندگی اعیانی؛ یکی یاد زندان و 13 سال از عمر یک انسان که پشت میله ها گذشت. یکی یاد بابک زنجانی و اعدام مه آفرید امیرخسروی می افتد و برای بعضی ها مصداق موفقیت در کسب و کار است و برای برخی دیگر نمونه زنده یک مفسد اقتصادی. اسم مَرد خبرساز دهه 80، برای خیلی ها هم
با بهنام صفوی، از 15 سالگی تا امروز
50 تا 60 درصد خودم دخیل باشم در اینکه شعر را از اول تا پایان هدایت کنیم. ولی خب از لحاظ تکنیک و قواعد ادبی و شعر کار را به کارشناس می سپارم. سادگی ترانه هایم برداشت حسی خودم باعث انتخاب یک ترانه می شود؛ یعنی بهنام صفوی دید فنی نسبت به ترانه ندارد چون اصلا من دستی در کار ادب و تکنیک ترانه ندارم ولی آن چیزی که به لحاظ حسی برداشت می کنم، آن را دوست دارم و وقتی دوستش داشته باشم
100 توصیه مهم رهبرانقلاب به هیئت های عزاداری
/> ضرورت تشکیل انجمن های ادبی شعر رشد شعر: خود پیش کسوتهای شعری به شعر بپردازند. شعر را ندهید دست آدم هایی که سررشته ای از شعر ندارند و شعر برایشان یک تفنّنِ دور از زندگی شان و دور از فهم و ذهنشان است. خود شماها دور هم بنشینید شعر بگویید. هر جا یک انجمنی هست و یک مجموعه ای دور هم جمع می شوند و می خوانند، شعر رشد پیدا می کند.( 13 /3 /89) نقش شعر: همین شعری که خودتان سروده اید و
هشتگ چیست و چه کاربردی در اینستاگرام و تلگرام دارد؟
تاکید بر حال و هوای کاربر هنگام مشاهده نامه است. هشتگ ابزار خوبی برای اعتراض به شرکت ها و سازمانهای بزرگ هم بوده است. سازمانهایی که مشتری به خودی خود، رسانه ای برای اعتراض به آنها ندارد. به این نوع از هشتگ، بشتگ Bashtag گفته می شود. مک دونالد، زمانی در شبکه های اجتماعی خواسته بود که مردم، با هشتگ McDStories# خاطرات خوب خود را از مک دونالد تعریف کنند. این کمپین فقط دو ساعت بعد از اجرا کنسل شد. چون
خلاصه کتاب مهتاب خیّن خاطرات شفاهی سردار همدانی
؟ تپه ی اول قراویز که دست بچه ای خودمان بود. از تپه دوم تا پنجم آن، دست دشمن بود و حتی با چشم غیرمسلح هم می شد روی خط الراس آن ها تردد نفرات بعثی را دید. این مطلب را من تا به امروز در چندجا گفته ام: خدا را گواه می گیرم، اولین گلوله خمپاره ی 120 م.م را که بدون محاسبه شلیک کردیم، رفت وسط بعثی های مستقر برروی تپه دوم قراویز و همه ی آن ها را تکه تک کرد. واکنش بچه ها در قبال اصابت دقیق
نمایش قدرت موشکی ایران/ صالحی در مجلس تهدید به مرگ شد /"عماد" از مرزها گذشت/ آژانس بین المللی انرژی ...
حتی یک مورد هم دست دادن با زن نامحرم را از ایشان مشاهده نکردم. بهشتی افزود: دوستان برای توجیه کارهای خودشان شهید بهشتی را سپر قرار ندهند. خرازی اخیرا طی گفتگویی با رضا رشیدپور گفته بود: مرحوم بهشتی و امام موسی صدر، کسانی بودند که اگر خانم اهل کتابی دست دراز میکرد انجا تسامح در ادله سنن میکردند و دست می دادند. ** قطع شبانه تعدادی از درختان خیابان ولیعصر
لطفاً به هیأت های عزاداری خیانت نکنید
عنصر محبت یک اصل اساسی و عمیق در جریان تشیع است. عنصری که بسیار در ترویج و تحکیم این مکتب اثرگذار بوده است. بدیهی است که این نوع عاطفه متکی به منطق و حقیقت است و نه عاطفه پوچ، سطحی و زودگذر. در مورد میزان اهمیت و توجه به این عنصر اشاره پیامبر به پاداش اش در برابر رسالت بسیار می تواند اهمیت این ماجرا را نشان می دهد.(1) با توجه به این امر بدیهی است که برگزاری جلسات هیئت ها، مدح و مرثیه برای اهل بیت یکی از نمونه های ابراز این نوع از محبت است. در مقابل این جریان، خدشه دار کردن این محبت به هر شکل و به هر صورتی، خیانت به جریان عظیم محبت اهل بیت(ع) است. توجه اهل بیت به محبت و کسانی که مدح اهل بیت را می گفته اند دلیلی بر تائید این ذوات مقدس در مورد محبت و نقش آن بوده است. در دوران ائمه اطهار(ع) شاگردان آگاه و فقهای بزرگی در خدمت امام صادق(ع)، امام باقر(ع) و ائمه دیگر شرف حضور داشتند و معارف، احکام، شرایع، اخلاقیات را نقل می کردند؛ اما در کنار همه این ها، وقتی انسان با دقت به تاریخ می نگرد، در می یابد که امثال زراره و محمدبن مسلم و بزرگانی از این قبیل در دستگاه ائمه(ع) حضور دارند؛ اما امام رضا(ع) دعبل را می نوازد، امام صادق(ع) سید حمیری را مورد توجه و محبت قرار می دهد. ایام محرم و آسیب جدی برگزاری مراسم عزاداری در ایام شهادت اهل بیت علیهم السلام یکی دیگر از نمونه های نشان دادن عشق و عاطفه به ایشان است. در ایام محرم یکی از زمان هایی است که برگزاری مراسم ها حال و هوای دیگری می گیرد. بدیهی است که شور و شدت هیجان موجود در فضای جامعه عده ای را برای جذب بیشتر مخاطب تحریک کند. نگاه به سبک عزاداری های مردم در هر دوره ای یکی از اصول مهم است. متأسفانه استفاده از ابزار عزاداری برای تخریب وجهه شیعیان یکی از موارد دم دست و نفوذپذیر است. هرسال با شروع ایام عزاداری حضرت امام حسین(ع)، بازار برگزاری مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله(ع) نظم و انسجام خاصی پیدا می کند. حال و هوایی که فضاسازی های شهری اعم از سیاه پوش شدن کوچه و خیابان ها پیدا می کنند این حال و هوا را تقویت و غنی تر هم می کند. در این ایام برگزاری جلسات عزاداری همراه با سخنرانی و مداحی ازجمله برنامه های غیرقابل حذف از این مجموعه برنامه هاست که روایت مصائب، مشکلات و روایت ماجرای شهادت حضرت اباعبدالله(ع) ویارانش قسمت اصلی ماجرا محسوب می شود. دراین بین بعضی اوقات مشاهده می شود که سخنران یا مداح مجلس اقدام به خواندن روایت ها و نقل قول های نامعتبر و حتی غیر مستند کنند. در طول تاریخ و درگذر زمان، آسیب ها، تحریف ها و آفت هایی متوجه این فرهنگ بوده است که آن را از طراوت و تازگی و پاسخ گویی کامل و مداوم به نیازهای زمان بازداشته است. این مسئله ناشی از عوامل مختلفی بوده است که مهم ترین آن فلسفه بافی های انحرافی نسبت به قیام عاشورا بوده است. شهید مطهری یکی از کسانی بوده که در برابر این تحریف ها به خصوص در مورد شهادت حضرت اباعبدالله(ع) نوشته ها و سخنرانی های روشنگرانه ای دارند و ایشان به طور صریح در برابر این نوع از انحراف ها موضع می گرفت. حتی برخی از کتاب ها را مقدمه ساز انحراف و کج روی معرفی می کرده است. استاد در مورد تحریف لفظی عاشورا، نمونه های زیادی ارائه داده اند، برای مثال در کتاب حماسه حسینی می نویسند: در همین تهران در منزل یکی از علمای بزرگ چیزی را درباره حادثه کربلا شنیدم که در عمرم نشنیده بودم. روضه خوان گفت: بعدازاین که حضرت لیلا رفت داخل خیمه و موهایش را پریشان کرد، نذر کرد که اگر خدا؛ علی اکبر را سالم به او برگرداند... از کربلا تا مدینه را ریحان بکارد! [روضه خوان] این را گفت و زد زیر آواز: (نذر علی لئن عادوا و ان رجعوا لازرعن طریق الطفت ریحانا) گشتم دیدم این طفتی که در این شعر آمده، کربلا نیست، بلکه این طفت, سرزمین مربوط به داستان لیلی و مجنون معروف است. این داستان را خود این شخص جعل کرده است. بدیهی است که این نمونه ها آسیب پذیر مجالس اهل بیت را بالاتر می برند. اما می شود که بخشی از این آسیب ها را توسط مداحان از بین برد. معلمی مداحان مداحان اهل بیت دارای جایگاه ویژه ای هستند. در این زمینه حضرت آیت الله خامنه ای، می فرمایند: با این چشم به حرفه مداحی نگاه کنید. وقتی آنجا می ایستید برای خواندن، احساس کنید که به عنوان یک مبلّغ دین، به عنوان یک پیام آور حقائق دینی، در اثرگذارترین شکل، آنجا ایستاده اید. اگر این احساس وجود داشت، آن وقت انتخاب شعر محدودیت پیدا می کند، کیفیت ادا محدودیت پیدا می کند، انسان هایی که می خواهند این مسئولیت را انجام دهند، محدودیت پیدا می کنند؛ چاره ای هم نیست. این کار را خود شما باید انجام دهید؛ کار خود مداح است. امروز اگر چنانچه بپرسند: آقا حرفه مداحی به چی احتیاج دارد؟ یکی می خواهد مداح شود، از امروز شروع کند، چه چیزی نیاز دارد؟ دو یا سه چیز را می شمارید؛ می گویید باید صدایش خوب باشد، حافظه خوبی داشته باشد، بتواند شعر یاد بگیرد؛ البته روح هم داشته باشد. انسانی با داشتن حافظه خوب و صدای خوش، می تواند مداح شود، به نظر ما این کافی نیست. شما به مداح به چشم یک معلم نگاه کنید که می خواهد چیزی را به مستمع خود تعلیم بدهد. همه شماها این صلاحیت رادارید. هیچ کس را از این دایره نباید بیرون کرد. هر که شوق این کار را دارد، بسم الله، خیلی خوب است؛ اما صلاحیتش را در خودش به وجود بیاورد. شعری که می خوانید، شعر معرفت و آموزنده باشد. فرض بفرمایید فاطمۀ زهرا(س) را که می خواهید معرفی کنید، آن چنان معرفی کنید که یک انسان مسلمان، یک زن مسلمان، یک جوان مسلمان از آن زندگی درس بگیرد؛ در دل خود نسبت به آن مجسمه قداست ، طهارت ،حکمت، معنویت و جهاد، احساس خشوع، خضوع و وابستگی کند. این، طبیعت انسان است. ما انسان ها تابع و متمایل به کمالیم. اگر بتوانیم کمال را در خودمان ایجاد کنیم، می کنیم؛ اگرنه، آن کسی که صاحب کمال است، به طور طبیعی انسان به او گرایش دارد. این کمال را در فاطمۀ زهرا(س)، در امیرالمؤمنین(ع)، در ائمه ی اطهار(ع) برای شنونده تشریح کنیم و شنونده ما در قالب شعر، در قالب کلام موزون، و به خصوص در قالب صدای خوش و آهنگ درست و خوب، این معرفت را مثل آب زلالی که می نوشد، بنوشد و به همه اجزای بدن او برسد. این کار از خیلی گویندگان، هنرمندان و معلمان برنمی آید اما از شما برمی آید، اگر این کار را انجام دهید . داشتن الگو – بایدها و نبایدها یکی از شرایط مرثیه خوانی پایندی به اصل واقعه است و برای گریاندن مستمعین نباید از هر سخن بی اساسی استفاده کرد. بلکه سوزندان قلب محبان اهل بیت(ع) به وسیله هنرنمایی در کیفیت بیان واقعه توسط مداحان باید تأمین شود. باید گفت اشک گرفتن از مردم که هدف نیست؛ هدف، آمیختن این دلِ اشک آلود که اشک را به چشم می رساند و چشم را اشک بار می کند به معارف زلال است؛ البته با هنرنمائی. در همین زمینه رهبر انقلاب نقل می کنند: ما در مشهد یک منبریِ معروفی داشتیم، خدا او را رحمت کند، مال پنجاه سال قبل است؛ مرحوم رکن الواعظین. او منبر می رفت و مردم پای منبر روضه خوانی او مثل ابر بهار گریه می کردند؛ درحالی که خودش هم بارها می گفت من اسم نیزه و خنجر نمی آورم. واقعاً هم نمی آورد؛ بنده ده ها منبر از او دیده بودم. حادثه را آن چنان هنرمندانه تصویر می کرد که مجلس را منقلب می ساخت؛ بدون اینکه بگوید کشتند ، بدون اینکه بگوید تیر زدند ، بدون اینکه بگوید شمشیر چنین زدند یا خنجر چنین زدند ؛ این ها را نمی گفت. می توان با شیوه های هنرمندانه، روضه خوانی خوب کرد و گریاند. البته این را هم به شما عرض کنم؛ اینکه آقایان مداح ها، و سابق ها روضه خوان ها که ما حالا کمتر توفیق پیدا می کنیم ببینیم، اما در مواردی از افاضات مداح ها مستفیض می شویم، اصرار می کنند که بلند گریه کنید، لزومی ندارد؛ خوب، آرام گریه کنید. وقتی می خواهند سینه بزنند، اصرار بر اینکه صدا، صدای این جمعیت نیست ؛ یا وقتی مردم می خواهند صلوات بفرستند، اصرار بر اینکه صلوات، صلوات این جمعیت نیست . شما بخواهید مردم صلوات بفرستند، ولو توی دلشان. گرم شدن مجلس به این شیوه ها، اصل نیست؛ کاری کنید که دل های مستمع را در اختیار بگیرید. دل مستمع وقتی در اختیار شما آمد، مقصود حاصل است؛ اگر آهسته هم گریه کند، باز مقصود حاصل است؛ اگر به شما توجه کرد، باز مقصود حاصل است. جلوگیری از تفرقه یکی از موارد دیگری که به نظر می رسد مداحان و مرثیه سرایان اهل بیت علیهم السلام می توانند آن را کنترل کند و به نوعی آن را مدیریت کنند مسئله تفرقه و از بین بردن فتنه است. مداحان می توانند از گسترش و ایجاد فضاهای عوامانه ای در برخی محافل مذهبی جلوگیری کنند. فضایی که موجب بدبینی و تفرقه افکنی میان شیعیان و اهل سنت می شود. تفرقه ای که زمینه ساز سوءاستفاده وهابیت و صهیونیسم می شود. یکی از آسیب های جدی در روابط شیعه و سنی که استعمار و استکبار از آن سود می برد، تحریک علما و عوام اهل سنت به وسیله برخی سخنان مجالس و اقدامات نسنجیده و غیر مرتبط با سیره اهل بیت(ع) توسط برخی افراد نادان است که علیرغم نهی و هشدار علما و بزرگان به مسیر نادرست خود ادامه می دهند. اهانت های علنی و زشت و تأسف بار به برخی صحابه و خلفا و لعن برخی همسران پیامبر نه تنها با سیره ائمه هدی و علمای بزرگ تناسبی ندارد، بلکه زمینه را برای سوءاستفاده وهابیت و تندروهای القاعده برای آتش افروزی و خشونت فراهم می سازد. اگرچه بانیان جدید جریانات برائتی که با پرچم تبری به میدان آمده اند، دارای ارتباطات واضح و عمیق با قدرت های استعماری به ویژه استعمار هستند، اما متأسفانه به علت عدم آگاهی برخی جوانان و مداحان، آن ها عملاً در میدان دشمن بازی کرده و هیزم آتش جنگ مذهبی را فراهم می آورند که فاتح نهایی آن اسراییل در منطقه است. بسیاری از گروهک های تندروی تکفیری که هم اکنون در عراق و سوریه و پاکستان و افغانستان مشغول فعالیت هستند، به منظور یارگیری و تحریک احساسات مردم، از نوارها، فیلم ها و سخنان مطرح شده در این مجالس استفاده می کنند و جواز قتل شیعیان را صادر می کنند. ................................ (1) قُل لا أَسئَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّهَ فِی القُربی (سوره شوری-23) ...
گفت و گویی جذاب با گروه کاربن
شکل دیگری می دیدیم. زمانی که بزرگ شدیم، چیزهایی را که فکر می کردیم مهم است، به دست آوردیم و از طرفی کودکی مان را از دست دادیم. به اسم بزرگ شدن، خیلی چیزها را کنار گذاشتیم؛ مثل خود کودکی مان. فرشاد ر: خیلی آگاهانه این کار را می کنیم، چون این جزیی از طبیعت آدم هاست. چیزهایی که ناخودآگاه کنار می روند به جای خود، اما از چیزهای دیگری، خودآگاه دور می شویم. زبانی که در کودکی داشتیم به وسیله آن
ریشه ها و دلایل خشونت را بشناسیم
/> "احمد شاملو" درباره این شعر سهراب چنین گفته است: "می دانید؟ زورم می آید آن عرفان نا به هنگام را باور کنم. سر آدم های بی گناه را لب جوب می برند و من دو قدم پایین تر بایستم و توصیه کنم که آب را گل نکنید! تصور می کنم یکی مان از مرحله پرت بودیم، یا من یا او!" "مهدی اخوان ثالث" بزرگ شاعر دیگر نیز سخن شاملو را تأیید می کند وقتی می گوید: "زمانه در شعرهای سهراب سپهری غایب است. آب را گل
مقتل نویسی که آوازه شهرتش همه گیر نشد
کنند. اما متاسفانه جوانان امروزی حتی یک کتاب هم نمی خوانند. معطر یکی از آداب نوکری را رعایت ادب می داند، خودش این جمله را سرلوحه کارهایش قرار داده و از جمله پیرغلامانی است که در جامعه مداحان به تواضع و ادب شهره است. به اعتقاد این خادم عمل انسان معرف شخصیت اوست. او می گوید: من هیچ وقت بدون وضو بالای منبر نرفته و روضه نخوانده ام. می گوید طبع شعر ندارد اما اغراق می کند دفترچه ای دارد که اشعارش را در
آرشیوخبر:پیش بینی اکونومیست از آینده صنعت خودرو/چالشی به نام کیفیت/میزگردی درباره مصائب و موانع تولید ...
نرود، مقدمات استیضاحش را فراهم می کنند، خب معلوم است طرف هم تحت فشار قبول می کند، چون می خواهد به اصطلاح دست از سرش بردارند. وقتی این سایت ها را بدون توجیه اقتصادی در داخل و خارج کشور احداث می کنند، خب درآمد خودروسازان آسیب می بیند و به خاطر همین است که می گویم خودروسازی باید برای خودروسازی باشد نه ابزاری در دست عناصر و شخصیت های سیاسی. در این گونه موارد، خودروسازان و وزیر صنعت باید محکم بایستند و
همه آنچه در مورد بیماری اوتیسم باید بدانید
. گاهی این کودکان برای شروع صحبت و تبادل کلامی ممکن است مشکل داشته باشند . افراد اوتیستیک معمولا در مکالمات ، یکطرفه رفتار می کنند یعنی فقط در رابطه با چیزی که خود علاقه دارند صحبت می کنند و از صحبتهای طرف دوم چیزی نمی فهمند . در بعضی از این کودکان خشونت و خود آزاری نیز مشاهده می شود. در افراد اُوتیستیک ممکن است رفتارهای زیر نیز بروز کند : 1- اصرار بر یکنواختی و مقاومت در
مصاحبه با حامی
ای نبود و پخش ضعیفی داشت. بنابراین آلبوم اولم اصلا دیده نشد و تاثیر آن چنانی نداشت. آن روزها من چون تبلیغات نداشتم، یک هفته شب تا صبح پوسترهای آلبومم را خودم می چسباندم! در حوالی میدان ولیعصر و انقلاب. از ساعت 12 شب تا 6 و 7 صبح. شاید همین تلاش ها تاثیر داشته و عامل و شانس ورود به دنیای تازه ای از موسیقی و یا آشنایی من با آهنگسازان بعدی بوده است. من همیشه می گویم یک اتفاق کوچک، یک تماس
مرد سیاست و کارهای اجرایی نبودم
خانه گذشت. همه سریک سفره می نشستیم، منتهی هرکس سرجای خودش. چیری که بیشتر از همه مشخص بود، جای پدربزرگ و مادر بزرگ بود که بالای سفره می نشستند وتا آنها نمی آمدند کسی دست به غذا نمی زد، پدربزرگم در عین اقتدار فوق العاده مهربان بودو حواسش به همه چیز بود. تمام هفت سالی که ما در این خانه بودیم در کنار پسر عمو هایم به بازی و شادی های کودکانه گذشت تا بچه ها رسیدن به سن مدرسه و رفتند
جامعه مامایی در دست اندازهای طرح تحول سلامت
به یک واحد بیمارستانی مجهز و بزرگ به نام امیرالمومنین پذیرای ماهانه 450 مادر باردار بود. این میزان بالای آمار زایمانی البته در کنار سزارین های بسیار زیاد، کار در این واحد را بشدت فرسایشی و سخت و نفسگیر کرده است. آسیب شنوایی و آرتروز در انتظار ماماها داعی با تذکر این نکته که خیلی از زایمانها بدون وجود مورد خاص یا شرایط ویژه به طرف سزارین هدایت می شوند، گفت: با این وجود این شرایط
احمدی نژاد یک استقلالی دوآتیشه است و از برد برابر پرسپولیس کیف می کرد / خیلی غلیظ می گویم پیشنهاد ...
داشته باشد؟ - این اتفاق چهره زیبای نهفته در فوتبال را نشان داد. ارزش های فراوانی با فوت هادی ظهور کرد. تمام باشگاه ها و مردم سراسر کشور از خوزستان تا اصفهان و مازندران، پیشکسوتان، هنرمندان و ورزشکاران دیگر رشته ها همه کنار هم قرار گرفتند. این زیبایی های ورزش است که همه فراموش کرده ایم. همه نباید بدی های فوتبال و ورزش را ببینیم. * اگر سیاست نبود شاید چهره ظاهری فوتبال هم
فرمانده سابق نیروی دریایی: 90 درصد مشکلات در زمان جنگ، پیش از رسیدن به هاشمی، توسط روحانی مرتفع می شد/ ...
پیش از رسیدن به آقای رفسنجانی توسط آقای روحانی مرتفع می شد. به هر صورت آقای روحانی امور را در دست گرفت و به سبب شناخت قبلی که وجود داشت که عکس های به یادگار مانده گواه بر این صمیمیت و آشنایی است و البته انتخاب آقای ترکان به عنوان مشاور، موجبات همکاری های بعدی نیز فراهم شد و سمت مشاور دریایی در کل مناطق آزاد به عهده من گذاشته شد. از آنجا بود که به دلیل ارادتی که هم به آقای ترکان و هم به آقای
گمشده ای به نام مشارکت های اجتماعی
که در تصمیم گیری های بزرگ هم سهیم می شدند و مسئولانه به میدان می آمدند، نسبت به مشکلات شهر واکنش نشان می دادند و در برابر مشکلات همشهری هایشان بی تفاوت نبودند. اما کم کم این خاطرات به همراه آخرین عکس های سفره مادربزرگ و باغ پدربزرگ، به صندوقخانه فراموشی می رود. دیگر وقتی کسی در خیابان زمین می خورد، دست یاری به سویش دراز نمی کنیم. اگر دو نفر را ببینیم که دعوا می کنند، از کنارشان بی تفاوت می گذریم و
هوخشتره از کورش چی کم تر داشت؟
حتما شما هم شنیده اید تا حرف از تاریخ دوره باستان می شود، شنونده ها صحبت دوره هوخشتره را می کنند و عصر پادشاه وزوزک و حرف ها به شوخی کشانده می شود. این اسم هوخشتره عملا برای همه یادآور دوردست بودن دوره باستان و عجیب بودن زبان های باستانی است و قابل درک ترین مثال از نبود ارتباط دوره باستان با زندگی امروز ما. اما از طرفی، همه اما سریعا به تاریخ 2500 ساله مان ارجاع می دهیم و هویت مان را از آن
یک روز در خط خوان: ما کتاب بازیم
الکترونیک بخوانند . از ابتدای ایجاد فروشگاه های بزرگ عرضه کتاب به شکل الکترونیک تا امروز، آمار رو به رشد این عرصه نشانه هایی از توجه عموم مردم به این عرصه دارد. در سال های اخیر میزان درآمد انتشارات های بزرگ دنیا در عرصه کتاب های الکترونیک گاهی نیز از عرضه کتاب ها به شکل سنتی و کاغذی پیشی گرفته است. این آمار نشان از آن دارد که تغییر بزرگی در راه است . در ایران هم چند سالی است
گفتگویی متفاوت با همسر آیت الله مهدوی کنی
تمام کردم و انگار قلبم ایستاد! چون فکر کردم ایشان در آنجا از دست رفته اند! یا مثلاً سالها قبل از آن و در دوران رژیم گذشته که درزندان بودند، ایشان در آن طرف دیوارهای زندان رنج می کشیدند و من این طرف و دل همه سربازها و مأمورها برای من و فرزندانم می سوخت! چون واقعاً پر و بال می زدیم تا شاید بتوانیم ایشان را ببینیم. *از خاطرات خوش اوایل زندگی خود نیز مواردی را بیان بفرمایید.از مسافرت ها
برنده نوبل ادبیات: از کافکا یاد گرفتم چطور ترس ایجاد کنم
فرستند می خوانم. مقالات نقدی در نوع خود جالبند. همین که می دانید کسی کتاب تان را خوانده و واکنشی نشان داده حس دلپذیری است. معمولا درک شدن و مورد تحسین قرار گرفتن بالاتر از حد توقع ما است... یک تحلیل معمولی که به سرعت نوشته شده خیلی تعیین کننده نیست. در نتیجه نویسنده نباید آن را زیادی جدی بگیرد. همه نویسندگان بدون استثنا گاهی مورد انتقاد شدید قرار می گیرند و به نظر من اگر کسی بتواند جان
چرا استاندار ساروی نداشته ایم ؟
در روستا با 5 بچه، یک زمین داشت و این زمین بعد از فوت پدر به پلاک های 500 متری و 1000 متری تقسیم شد و دیگر قابلیت کشاورزی نداشت و یا مثلاخانواده ای برای مراسم عروسی پسر یا خرید جهیزیه دختر مجبور شد زمینش را بفروشند. خب ما کشاورزی مان به مرور به اضمحلال رفت، دیگر زمین ها قابلیت کشاورزی ندارند و چون گفتیم مازندران نباید صنعتی باشد، از ایجاد صنایع تبدیلی جلوگیری کردیم. ما پرتقال را از این جا به تبریز
رفیق جدانشدنی و بی انتهای تمام انسان ها
جایگاه آن ذهن و قلب اوست، تا او را به عمل برساند، در بین دو انگشت ذوالجلال و الاکرام است، یعنی همه خطورات و نقشه راه، باذن الله تبارک و تعالی بر قلب او وارد می شود. نکته مهم اینجاست: تمام خیر، خوبی، نیکی و حال خوش اولیاء، موقعی است که این مؤمن، در دست خداست و سکینه و آرامش و همه خطورات ملکی و الهی به عنوان نقشه راه، باذن الله تبارک و تعالی بر قلب او، ورود پیدا می کند. امّا برعکس اگر شیطانی
توطئه مقلدان
ادبیات موجود شناسایی کند و مفری تدارک ببیند. اینجاست که پای ترکیباتی چون ادبیات زنان ، ادبیات دهه شصت ، ادبیات شهری و دیگر به میان می آید، آن هم با پس زمینه ای تهی از متن. این جریان برخلاف وابستگانِ ادبیات بدون تاریخ، با تاریخ بدون ادبیات مواجه اند و در مواقع لزوم در قامت منتقد جریان غالب، ظاهر می شوند و مونتاژهای بدیع و شورانگیزی بین تاریخ معاصر و ادبیات ایجاد می کنند، که دست بر قضا رویکردی انتقادی