سایر منابع:
سایر خبرها
من مادرم را کشتم!
به کارآگاهان گفت: اختلافات شدید من و مادرم بویژه در زمینه مسائل مالی ادامه داشت تا اینکه در روز جنایت، مادرم در حالی که در حال تماشای تلویزیون بودم در مقابل تلویزیون ایستاد و به بهانه نداشتن کار و ماندن من در خانه اقدام به شکستن تلویزیون کرد. در یک لحظه دیگر متوجه هیچ چیزی نشدم و زمانی متوجه موضوع شدم که گردنش در بین دستانم قرار داشت.سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس
پرویز پرستویی: هم بلال فروخته ام هم باقالی
خواندند. شرایط زندگی هم در آن زمان طوری بود که وقتی سیکل گرفتم باید سرکار می رفتم و تنها چیزی که به ذهنم می رسید، نیروی دریایی بود که البته به آن علاقمند هم بودم. اما بعد از اینکه امتحان دادم به من گفتند چون کف پای چپت صاف است، تو را استخدام نمی کنیم! بعد هم که پیش پدرم رفتم، مادرم النگوهایش را درآورد و اصرار کرد که هزینه های ادامه تحصیل من را بدهد و من ادامه تحصیل دادم. در آن زمان
ساختمان نیمه کاره و معمای قتل دختر جوان ...
خانه او و خودرواش هم کمی دورتر از آنجا پیدا شد، گفت: تلفن را از یک کارگر در اطراف میدان خریدم، در مورد ماشین هم خبر ندارم؛ این موضوع اتفاقی است. او در مورد اینکه چرا ابتدا اعتراف و بعد شیرمحمد را متهم کرده است، گفت: اعترافاتم دروغ بود. مجبور شدم دروغ بگویم. وقتی دیدم ماموران حرفم را باور کردند تصمیم گرفتم شیرمحمد را متهم کنم. در ادامه شیرمحمد در جایگاه حاضر شد. او هم اتهامش را رد کرد و گفت: من زن
مرد جوان دختر مورد علاقه خود را کشت و پیکرش را به آتش کشاند
منکر هرگونه ارتکاب قتل و ملاقات خود در چند روز گذشت با مقتول شد اما در ادامه تحقیقات و با توجه به مدارک ارائه شده از سوی کارآگاهان، وی به ناچار لب به اعتراف گشود و به کارآگاهان گفت: به هیچ عنوان قصد کشتن مونا را نداشتم. وی ادامه داد: همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد؛ در داخل پله های ساختمان بودیم که ناگهان بر سر موضوع کوچکی میان ما 2 نفر درگیری ایجاد شد و من که در یک لحظه بسیار عصبانی شده
پاسخ تکان دهنده مرجع تقلید مصدق به فاطمی!
وعرفان افزودند: اینها که مدعی عرفان هستند، حداکثر آنکه عابدند. عارف کجا بود؟! عارف یعنی کسی که بر نفس خود مسلط شده باشد. پدرم اتاقی در بالا خانه داشت که همیشه در آنجا بودو تنها می خوابید. به همین دلیل و برای رعایت کامل عدالت هم بود که مقداری پول به مادرم می داد که تنها می خوابد؛ همانگونه که مقداری می داد چون غذا می پزد یا لباس می شوید یا ... .... بعد از فوت مرحوم آقا سید ابوالحسن
از انداختن خرس به جان دختران تا قتل به وسیله ی شیرهای گرسنه
روزنامه ها، وی در حالی که با چراغ گردسوز خود بازی می کرده، ابتدا لباس ها و سپس سلولش آتش می گیرد. به ادعای روزنامه ها، با وجودی که نگهبانان برای نجات وی جان خود را به خطر انداخته بودند، نتوانستند وی را نجات دهند. هنگامی که ساواک تأسیس شد، بسیاری از افرادی که در مأموریت های کثیف شاه دست داشتند، به کار گمارده شدند. سال ها بعد، هنگامی که برای تعطیلات در تهران بودم، یکی از بدنام
پرونده عامل جنایت خیابان مدنی در دادگاه کیفری
پسر جنایتکار عصر روز 24 مهر سال گذشته با اقدام جنون آمیز خود تهران را به هم ریخت.حسین به سوی عابران حمله ور شد و 12 زن و مرد را با ضربات چاقو مجروح کرد. او سپس با فرار از محل جنایت به قم گریخت و 6 ساعت پس از جنایت ، با مراجعه به ماموران تسلیم شد. در حالیکه تحقیقات در این زمینه ادامه داشت، یکی از مجروحان که مرد 30 ساله ای بود بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد. حسین در بازجویی های اولیه مدعی
هیچ فردی به اندازه آقای احمدی نژاد با دکتر فاطمی قرابت فکری ندارد
بیماری بودم و طبیعی است که این ده روز بر من بسیار سخت گذشت.*بعد از مراجعت به انگلیس دیگر به ایران نیامدید؟ چرا تا 15 تا 16 سال قبل که مادرم در قید حیات بودند به ایران می آمدم تا اینکه دو سال بعد از انتخاب آقای احمدی نژاد در سال 86 با ایشان دیدار کردم که برای من جالب بود که ایشان چه فردی هستند که اینقدر وجهه مردمی دارند. *با توجه به اینکه دولت انگلیس سابقه دشمنی طولانی با دکتر فاطمی داشت چرا
برادرم را قصاص کنید... زنم را کشته است
بود، متهم حاضر نشد بیشتر در این باره توضیح بدهد. با توجه به مدارک موجود در پرونده و اعترافات متهم، کیفرخواست علیه او صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.روز گذشته بعد از تشکیل جلسه دادگاه ابتدا صادقی، نماینده دادستان در جایگاه حاضر شد و در دفاع از کیفرخواست گفت: متهم خرداد سال گذشته با وارد آوردن ضربه چاقو به کتف مقتول، او را به قتل رسانده و مطابق نظریه پزشکی
قتل هولناک یک زن جوان 19 ساله
پایین تر از وقوع حادثه دستگیر کردند.رضا متذکر شد: تا رسیدن اورژانس در صحنه حاضر بودم و متأسفانه مشاهده کردم که این زن جوان حتی در خودروی آمبولانس نیز بسیار زجر کشیده و دست و پایش را تکان می داد. فائزه 19 ساله با 3 ضربه چاقو جان داد رئیس پلیس آگاهی استان گلستان نیز در خصوص زوایای دیگر وقوع این حادثه، اظهار کرد: صبح روز سه شنبه و مقارن ساعت 8:45 دقیقه در پی اعلام مرکز فوریت های پلیسی 110 شهرستان
افشای راز انتقام مرگبار از برادر به جای برادر
سردار حیدر عباس زاده، در تشریح جزئیات این خبر گفت: وقوع یک مورد قتل عمد در اردیبهشت ماه سال 77 در شهر وحدتیه از توابع دشتستان به پلیس اطلاع داده شد و همزمان با آن تحقیقات برای شناسایی متهم یا متهمان به قتل نوجوان 14 ساله به هویت ر – چ آغاز شد. اما متاسفانه تحقیقات ماموران نتیجه نداشت.وی با بیان اینکه در طول این مدت رسیدگی به این پرونده و انجام تحقیق برای دستگیری متهم به قتل همچنان ادامه داشت
عامل جنایت هولناک مهریز پای چوبه دار
پسربچه را تنها در کوچه دیدم، وسوسه شده و او را ربودم. به بهانه این که می خواهم او را به هیات ببرم محمدرضا را فریب داده و دو نفری با موتور به سمت خانه ام رفتیم. او وقتی متوجه نیت من شد قصد فرار داشت که با چاقو کشتمش. جسد را در یک گونی گذاشتم و در محله دیگری رها کردم. روز بعد به خانه بازگشتم تا لباس خون آلود مقتول را از بین ببرم و لکه های خون او را پاک کنم که دستگیر شدم.با توجه به حساسیت موضوع، متهم
نزاع مرگبار چند جوان بر سر مواد مخدر
پلیس آگاهی تهران بزرگ در تشریح روند رسیدگی به پرونده گفت: کشته شدن یکی از طرف های درگیری به سرعت مسیر تحقیقات ماموران را بر شناسایی قاتل متمرکز کرد و بازجویی از سه نفر از عوامل نزاع که در محل دستگیر شده بودند را وارد مرحله تازه یی کرد. تحقیقات ماموران نشان می داد که مقتول، اشکان 24 ساله است که در جریان درگیری به دلیل اصابت ضربه مرگبار چاقو به قفسه سینه جان خود را از دست داده است. به گفته
ناگفته های جالب از مرد اعدام ایران!
تعجب بود که او وقتی یک نفر را کشته چگونه می تواند باز هم حرف از قتل بزند، خانواده یزدان پس از این اظهارات دادسرا را ترک کردند. وقتی قاتل روز بعد برای اجرای حد به دادسرا آورده شد دیگر قادر به راه رفتن نبود چرا که مطمئن بود به زودی اعدام می شود. * در طول این 6 سال آیا هیچگاه تهدید هم شده اید؟ - بله؛ چند مرتبه تهدید شدم. در یک پرونده که قاتل متواری بود زمانی که پرونده برای اجرای
مرد شیشه ای، ناباورانه خانواده اش را کشت!
ور شد و او را به باد کتک گرفت.همسرش به او گفت؛ مرا بکش و راحتم کن. او هم که دیگر عقل و هوشیاری اش را از دست داده بود با خفه کردن همسرش و وارد آوردن ضربات متعدد چاقو او را به قتل رساند.سپس با همین روش پسران خردسالش را به قتل رساند و بعد هم به بیرون از منزل رفت و با فریاد کشیدن و بر سر کوبیدن همسایه ها را از جنایت هولناکش مطلع ساخت.دقایقی بعد، ماموران در محل حادثه حاضر شدند. کسی پاسخی نمی داد. همه از
محاکمه ضاربِ علی خلیلی به اتهام قتل عمد
25 تیر ماه سال 90 علی خلیلی در جریان نهی از منکر پسر جوانی به نام احسان با ضربه های چاقوی وی مجروح شد.وی بلافاصله به بیمارستان منتقل شد که در ابتدا چند بیمارستان از پذیرش او خودداری کردند. تحقیقات در این زمینه نشان داد، متهم قصد سوار کردن دختر جوانی به زور را داشته که علی خلیلی با مشاهده این صحنه برای تذکر به سمت پسر جوان رفت اما با ضربه چاقو از ناحیه گردن مجروح شد.جانباز ناهی از منکر ساعت 19
دام سایبری تبهکار هوش سیاه برای دختران شیک پوش
اسپورتیج به دنبال من آمد و به رستوران رفتیم. بعد از خوردن شام، کمی حرف زدیم و به من ابراز علاقه کرد و پیشنهاد ازدواج داد. از آن روز به بعد ارتباط ما بیشتر شد و هر چند روز یک بار یکدیگر را در پارک یا رستوران ملاقات می کردیم. او هر روز با خودرو مدل بالایی سر قرار حاضر می شد و برایم کادوهای گرانقیمت می خرید. وی ادامه داد: مدتی گذشت و مرا به مجلس جشن دعوت کرد و خواست جواهرات گرانقیمت با خودم
هلیا کوچولو قربانی اعتیاد پدر و مادر
آمد من و شوهرم جایی برای زندگی نداشتیم. من برای ادامه زندگی به خانه مادرم رفتم و شوهرم نیز راهی خانه پدرش شد تا جایی برای زندگی پیدا کنیم. چند روز در هفته مادر من و چند روز هم مادر شوهرم از هلیا مراقبت می کرد چراکه من و شوهرم چند سالی بود که به مصرف شیشه اعتیاد داشتیم. شوهرم با موتور کار می کرد و من هم درآمدی نداشتم. مادر مقتول ادامه داد:سیما دختری هفت ساله داشت و هلیا را هم خیلی دوست داشت
کشف یک ساطور از داعشی ها در استرالیا
استفاده از یک چاقوی بزرگ به فردی آسیب رسانده و یا وی را به قتل برسانند. 'کیاد' 25 ساله و 'الکتوبی' 24 ساله روز سه شنبه به وسیله پلیس مبارزه با تروریسم استرالیا دستگیر شدند. پلیس یک ساطور، پرچم گروه تروریستی داعش و ویدیوی خانگی که در آن در خصوص یک حمله صحبت می شود از این افراد کشف کرد. پرونده این افراد برای بررسی به دادگاه محلی 'فایرفیلد' ایالت 'نیوجرسی' ارسال شده است.
ازدواج دوم به قیمت جان مرد جوان تمام شد
شرق:متهم پرونده بعد از اینکه متوجه شد شوهرخواهرش ازدواج مجدد کرده است و قصد دارد خواهرش را به قتل برساند او را با ضربات چاقو از پا درآورد. دو سال قبل صاحب بنگاهی در خیابان نواب تهران به پلیس گزارش داد مردی به دو برادر حمله کرده و یکی از آنها را به قتل رسانده است. با توجه به این گزارش ماموران به محل رفتند و متوجه شدند یکی از دو برادر که امیر نام دارد به رغم تلاش پزشکان جان باخته و برادر
داماد مهریه نداد، کشته شد
آنقدر فشار دادم که فوت کرد. نماینده دادستان ادامه داد: اظهارات این متهم مقرون به واقع است چرا که بعد از این اعترافات بود که پزشکی قانونی اعلام کرد علت مرگ فشار بر عناصر حیاتی گردن بوده و مقتول خفه شده است. متهم همچنین اعتراف کرد بعد از قتل جسد را به داخل یک گودال انداخته؛ جایی که ماموران جسد را پیدا کردند. بنابراین من به عنوان نماینده دادستان آباده درخواست دارم متهم به مجازات قانونی محکوم شود. سپس
اعتراف مرد شکاک به قتل شوهرخواهر
عصبانی شد و به من حمله کرد. اول با چوب او را زدم بعد چاقوی ضامن دارش را بیرون آورد. ما در حیاط با هم درگیر شدیم کنار شیر آب یک چاقو بود آن را برداشتم و به سمتش چند ضربه پرت کردم و او را زدم. خواهر و مادرم بیرون آمدند آنقدر عصبی شدم که خواهرم را به داخل خانه بردم به لوله گاز بستم می خواستم او را بکشم اما نتوانستم بعد جسم نیمه جان احمد را برداشتم تا به بیمارستان برسانم که در راه فوت شد. من هم یک چهار
دلیل پدر شیشه ای برای قتل پسر8ساله اش:به مادرش گفته بودم چون شیبه توست،او را می کشم
این پدر سنگدل دیگر راهی جز بیان حقیقت نداشت. پدر بی رحم در اظهاراتی که تاکنون نوشته نشده است ، گفت: نوید تمام حرکات و رفتار هایش شبیه به مادرش بود و نمی توانستم او را تحمل کنم و چندین بار نیز همسرم سابقم را تهدید کرده بودم ، که نوید را فقط به خاطر اینکه شبیه به او می باشد، خواهم کشت. این آخرین حرف هایی بود که پدر "نوید" زد و سپس به زندان رفت و پرونده وی هم اکنون در شعبه 101 دادگاه بخش آفتاب در حال رسیدگی است. 1717
قتل مرموز ر اننده وانت در جاده مالرو
اصابت چندین ضربه چاقو به پهلوی چپ و شکم کشته شده بود. پس از آن بود که قاضی حسین پور، بازپرس ویژه قتل از دادسرای امور جنایی و تیمی از عوامل تشخیص هویت پلیس آگاهی و پزشکی قانونی در محل حاضر شدند. در نخستین گام هویت مقتول به نام فریبرز شناسایی شد. روی خودرو تابلویی با عنوان تأسیساتی و فروش لوازم ساختمانی نصب شده بود. تحقیقات میدانی هم نشان داد مقتول شب قبل از حادثه با مردی قرار کاری داشته
تهدید دولت, سرقت کادوهای میلیونی و چندین حادثه دیگر
قتل 11 دی 88 در یکی از خیابان های کرج رخ داد. طبق اعترافات سارا – متهم به قتل– او وقتی با پیشنهاد بی شرمانه شوهر معتادش برای تهیه هزینه مواد مخدر روبه رو شد، با کارد به طرف همسرش فرمان حمله کرد. البته این جنایت در خانه رخ داد و فرمان برای رهایی از دست همسرش با پیکر مجروح به کوچه فرار می کند که به علت شدت جراحات روی زمین خیابان می افتد. او چند لحظه بعد نیز همان طور که در فیلم مشاهده می شود، نفس آخر
محاکمه هایی از جنس پدر کشی و برادر کشی ....
حال چون زیاد بیرون می رفتم امنیت نداشتم. پدرم اگر واقعا پدر بود از من می پرسید وقتی بیرون می روی چه می خوری و چه می پوشی؟ او حتی آدرس خانه را به من نمی داد حالا هم که من زندانی شده ام، مادرم دوباره خانه را عوض کرده تا من آدرسش را پیدا نکنم. وقتی هم به او می گویم چرا این کار را کردی بهانه می کند که مستاجر هستیم و باید مرتب خانه عوض کنیم.قضات بعد از پایان گفته های متهم وارد شور شدند و متهم را برای
کاری فراتر از دستور امام خمینی انجام ندادم
شهرهای مختلف بود تا سال 57 انقلاب به پیروزی رسید. روز عید فطرسال 1357، تظاهراتی در تهران بعد از نماز عید، اتفاق افتاده بود. نماز به امامت حجت الاسلام والمسلمین دکتر مفتح در تپه های قیطریه برگزار شد. رهبری این تظاهرات را روحانیت مبارز تهران به عهده داشت و تهران، بزرگترین تظاهرات تا آن روز را تجربه کرد. این تظاهرات نه برای تخریب زندان بود و نه با خشونت همراه بود. تظاهرکنندگان که تعداد آنها
همه همسران رؤسای جمهور ایران +عکس
مرعشی در بیان خاطراتش از ازدواج با هاشمی رفسنجانی که در سالنامه سال 92 روزنامه اعتماد بازنشر شده می نویسد: "خواستگار زیاد داشتم، هم از فامیل و هم از غریبه، اما پدرم با همه آنها مخالفت کرده بود. پدرم برای دیدن آمیرزاعلی (پدر هاشمی رفسنجانی) به نوق (یکی از بخش های شهرستان رفسنجان در کرمان ) رفته بود. بعد از بازگشت با مادرم صحبت کوتاهی کرد و پس از مدتی نیز مادرم من را صدا کرد و گفت بیا اتاق کارت دارم
قاتل: کشتم که به من تعرض نکند
به گزارش خبرنگار ما، ماموران پلیس اردبیل آذر سال گذشته در جریان قتل مردی جوان قرار گرفتند که با ضربات متعدد چاقو کشته شده بود. دوست این مرد جوان به پلیس گفت: دوستم برای چندساعت خانه ام را از من خواست من هم قبول کردم شب که شد چندبار با او تماس گرفتم اما جواب تلفن را نداد وقتی به منزل رفتم جسد غرق در خون او را دیدم و بلافاصله با پلیس تماس گرفتم. هرچند این مرد می گفت در جریان نیست که دوستش خانه را
ریشه تشیع انگلیسی، داعش و جریان سلفی در منطقه
اسلام انقلابی اتهام می زنند که معمولاً در موضع انفعالی هستید و بیشتر نقد سیاسی می کنید تا نقد معرفتی. این یکی از گره ها و مشکلات جدی فکری جامعه ماست که با رو در بایستی هم نمی شود از کنار آن گذشت. هر سال که می گذرد، جریان های رقیب شبهات و مسائل مختلف جدیدی را طرح می کنند. وضع ما چگونه است و به چه شکل باید با این جریانات مواجه شویم؟ قیاسی که می خواهم عرض کنم البته قیاس مع الفارق است، اما