سایر منابع:
سایر خبرها
توصیه های فرماندهی انتظامی آذربایجان شرقی به هیئات عزاداری
فرماندهی انتظامی استان آذربایجان شرقی طی اطلاعیه ای به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم توصیه هایی را به هیئات عزاداری بیان کرد. فرماندهی انتظامی استان آذربایجان شرقی طی اطلاعیه ای فرارسیدن ایام سوگواری و عزاداری حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) و یاران باوفایش را به محضر حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله خامنه ای و کارکنان خدوم انتظامی و مردم شهیدپرور
هیأت ها چگونه می توانند در مقابل نفوذ فرهنگی سد ایجاد کنند؟
هم آمده است: و بَذَلَ مُهجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَهِ وَ حِیرَة الضَّلالَه خونش را بهای بیداری و نجات ما کرد. سومین مؤلفه، همین شور و به تعبیر امام خمینی رحمه الله علیه هیاهوست. حضرت امام رحمه الله علیه می فرمودند: هر مکتبی که پایش سینه زن نباشد، نمی ماند. این شور و هیاهو خودش جذابیت هدفمند خاصی را به دنبال دارد. این اوج عاطفه است که انسان از غم عزیزش بر سر و
آیت الله شیرازی از نخستین حامیان امام خمینی در نجف بود
به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا ، آغازین روز از محرم هرسال، یادآور سالروز ارتحال مرجع والامقام شیعه، مرحوم آیت الله سید عبدالله موسوی شیرازی است؛ جوان در تکریم این عالم ربانی و مجاهد، با نواده ارجمند ایشان، جناب حجت الاسلام سید صادق موسوی شیرازی گفت وشنودی انجام داده است که درپی می آید. تاریخچه آشنایی مرحوم آیت الله سید عبدالله شیرازی با امام خمینی(ره) به کدام دوره تاریخی باز می گردد؟ شناخت ایشان از ام
بسته پیشنهادی برای مطالعه در ایام محرم
جامعه اسلامی دورمانده از تربیت حقیقی اسلامی بعد از رحلت نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) چه مسائل و مصائبی را برای میراث ارزشمند آن حضرت یعنی دین و آل طاهرش(علیه السلام) ایجاد کرد. شهیدان جاوید و دوزخیان جاوید/ نوشته مرضیه محمدزاده/ انتشارات بصیرت/ 373 صفحه بخش شهیدان جاوید: این کتاب به بررسی شخصیت و نسب شناسی افرادی پرداخته که در قیام کربلا و راه یاری امام حسین(علیه
شیطان دست نوشته هایش را بر جام می نویسد
پیامبر دچار اینچنین وارونگی بشود؟! وضعیت جامعه چگونه می تواند به این درجه از سقوط برسد که مردم مدعی مسلمانی و ایمان، امام زمان خودشان را اینگونه و با این وضعیت فجیع به شهادت برسانند! این مصداق وارونگی است. حدیث معتبر از پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) داریم که "مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف إمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیتَةً جاهِلِیةً"، کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. در
شاخصه های مرگ اندیشی در نهضت امام حسین(ع)
بیدارکننده خود را گذاشت، و فریاد انتقام از یکی از زنان سربازان دشمن که از قبیله بکر بن وائل بود سر داده شد. و با فریاد یالثارات رسول اللَّه مردم را به گرفتن انتقام از قاتلان امام حسین علیه السلام تشویق کرد و در پی آن قیام های متعدّدی رخ داد تا بالاخره حکومت بنی امیّه را سرنگون ساخت( سوگنامه آل محمد، ص 533). [45] اهداف قیام حسینی ؛ ص79. [46] انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی؛ 219. [47] انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی ؛ ص29. [48] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص474. [49] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج 2 ؛ ص218. ...
سیر تاریخی عزاداری محرم در ایران از آل بویه تا امروز
شهادت او چون عزادارانی که تازه عزیزی از دست داده باشند گریه و زاری می کنند. حضرت زینب در کربلا و کوفه و شام، ام السلمه همسر پیامبر در مدینه، جابر بن عبد الله انصاری در کربلا و آل بویه در ری اولین کسانی بودند که سنت عزاداری برای امام را در نقاط مختلف مرسوم کردند، پس از آنها عزای حسین هر روز و هر سال پر رونق تر، فراگیرتر و حزن انگیزتر شده و انگار نه انگار که از آن تاریخ 1332 سال خورشیدی گذشته است
آیا کسانی که امام حسین را به شهادت رساندند بی دین بودند؟
نداشته باشد. رسول خدا(صل الله علیه و آله) فرمودند: مَنْ أَکَلَ لُقْمَةَ حَرَامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِینَ لَیْلَة ( بحارالانوار/81/258/باب16) اگر کسی یک لقمة حرام بخورد، نمازش تا چهل روز قبول نمی شود. خوارزمی در تاریخ می نویسد، که امام حسین (ع) در روز عاشورا دو مرتبه سخنرانی کردند. مرتبه دوم تا خواستند شروع به سخنرانی کنند، لشکر شروع به جار و جنجال و های و هوی کردند، تا به
حجت الاسلام علوی تهرانی : هدایت و رستگاری برای کیست؟+گزارش صوت و عکس
وارث: مراسم شب چهارم محرم با سخنرانی حجت الاسلام علوی تهرانی و مداحی حاج حسن خلج و دیگر ذاکرین اهل بیت علیهم السلام در مسجد حضرت امیر علیه السلام برگزار شد. در ادامۀ خبر متن سخنرانی حجت الاسلام علوی تهرانی را می خوانید: بحث ما پیرامون اجزا و پایه های تشکیل دهنده ایمان است. ما همگی به سمت صراط مستقیم می خواهیم برویم و بستر رفتن به سوی صراط مستقیم هم فراهم است، در سوره مبارکه
اشعار شب پنجم محرم؛ حضرت عبدالله بن حسن(ع)
گروه دین مشرق- به مناسبت برگزاری سوگواری سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)، 40 قطعه شعر از شاعران آئینی برجسته و به نام کشور را با موضوع "حضرت عبدالله بن حسن(علیه السلام)"، به محبان آل الله (علیهم السلام) تقدیم می نماید. هرکه خواهد بخدا بندگی آغاز کند باید عبداللَهی احساس خود ابراز کند کیست این طفل که در کودکی اعجاز کند قدرت فاطمی اش بُرده به بابا
سفارش آیت الله العظمی بهجت(ره)در خصوص زیارت عاشورا
عبادات و زیارت عاشورا باشد. یکی از بزرگان هم نقل می کردند روزی به قبرستان وادی السلام رفتم، در مقام حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)دیدم پیرمردی نورانی، مشغول زیارت عاشورا است و از حالات او معلوم شد که زائر است. نزدیک او رفتم؛حالت کشف برای من نمودار شد و حرم امام حسین(علیه السلام) و زائران آن حضرت را که مشغول رفت و آمد و زیارت بودند، مشاهده کردم!)). پایگاه خبری پلیس قم
حجت الاسلام ناصری پور : دوست داشتن ابا عبدالله(ع)به تنهایی کافی نیست+ گزارش تصویری
بود. خیلی ها آمدند. چهره های مختلفی در طول این 23 سال طرفدار اسلام شدند. اما به محض اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفتند حقیقت درونی شان را به همه نشان دادند. اگر از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تا عاشورا حساب کنیم، نقل قول امام سجاد علیه السلام است که می فرمایند: تمام مردم به علت خاموشی عقلشان به ما اهل بیت علیهم السلام ادبار (پشت کردن)داشتند. وقایع عاشورا
حجت الاسلام مومنی: شرط قبولی عبادات چیست؟
اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَا سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَته. 1 "حضرت امام حسین علیه السّلام در میان اصحاب خود فرمود: اصحاب من! خداوند مردم را آفرید تا او را بشناسند، وقتی شناختند او را می پرستند، وقتی او را پرستیدند از پرستش دیگران دست
انقلابی ترین زیارت ها
دعاهایی بوده که از جانب امام زمان(عج) به دست مردم رسیده است که زیارت آل یاسین یا دعای افتتاح نیز از این جمله به حساب می آیند. زیارت ناحیه مقدسه هم یکی دیگر از توقیعات حضرت است. این زیارت به شکل نامه ای از امام زمان(عج) به یکی از بزرگان دین رسیده و سپس راویان احادیث آن را نقل کرده اند. آنچه در منابع دیده می شود این است که راویان، این زیارت را به شیخ مفید و سید مرتضی رسانده اند. سپس به دست ابن
چرا امام حسین(ع) در آغاز حرکت، از مدینه به مکّه رفتند؟
یکی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. با فرا رسیدن ایام عزای حسینی (ع) و همچنین برنامه سخت دشمنان اهل بیت (ع) برای شبهه افکنی و کم اثر جلوه دادن قیام عاشورا ، برآن شدیم تا به تعدادی از سؤالات و شبهات مختلف در سلسله پرسش هایی عاشورایی پاسخ دهیم .یکی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. قیام امام حسین (ع) به عنوان نقطه عطفی در تاریخ شیعه و اسلام محسوب می شود. زیرا این حرکت باعث حفظ اسلام واقعی از انحرافات ایجاد شده در زمان بعد از رسول خدا (ص) می باشد. ماجرای بیعت یزد از امام حسین در نیمه دوم ماه رجب سال 60 هجری، یزید در نامه خود به ولید بن عتبه (فرماندار مدینه) خواسته بود که حتماً از چند نفر مخالف خود که یکی از آنها امام حسین(ع) بود، بیعت گرفته شود و بدون بیعت رها نشوند.(1) اما بعد فخذ حسیناً و عبداللَّه بن عمر و عبداللَّه بن الزبیر بالبیعه اخذاً شدیداً لیست فیه رخصه حتی یبایعوا و السلام . ولید بن عتبه (فرماندار مدینه) وقتی دستور یافت تا از امام حسین (علیه السلام) برای یزید بیعت بگیرد. حضرت فرمود ... یزید فردی است شرابخوار و فاسق که به ناحق خون می ریزد و اشاعه دهنده فساد است و دستش به خون افراد بی گناه آلوده گردیده و شخصیتی همچون من با چنین مرد فاسدی بیعت نمی کند. ولید گرچه با خوی مسالمت جویانه خود حاضر به آغشته کردن دست خود به خون امام حسین(ع) نبود؛ (2) اما در مدینه افراد باند اموی به ویژه مروان بن حکم که ولید در موارد سخت و از جمله این مورد با او مشورت می کرد ،- او را به شدّت تحت فشار قرار می دادند تا خون امام(ع) را بریزد؛ چنان که در همان آغاز وصول نامه، وقتی ولید با مروان مشورت کرد، مروان گفت: نظر من آن است که در همین لحظه به دنبال این چند نفر فرستاده و آنان را ملزم به بیعت و اطاعت از یزید کنی و اگر مخالفت کردند، قبل از آنکه از مرگ معاویه مطلع شوند، سرهای آنها را از تن جدا کنی؛ زیرا اگر آنان از مرگ معاویه با خبر شوند، هر کدام به طرفی رفته و اظهار مخالفت کرده و مردم را به سوی خود دعوت می کنند.(2) وقتی مروان بن حکم بیعت با یزید را از حضرت درخواست کرد امام حسین(علیه السلام) فرمود: ای دشمن خدا! دور شو، من از رسول خدا شنیدم که فرمود : خلافت بر فرزندان ابوسفیان حرام است. اگر معاویه را بر فراز منبر من دیدید او را بکشید. و امت او چنین دیدند و عمل نکردند و اینک خداوند آنان را به یزید فاسق گرفتار کرده است . امام حسین(علیه السلام) در شب 28 رجب سال 60 هجری همراه با بیشتر خاندان خویش و بعضی یاران، پس از وداع با جدش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از مدینه به طرف مکه حرکت کرد . بنابراین، امام حسین(ع) با توجه به نامناسب بودن شرایط مدینه برای اظهار مخالفت علنی و قیام و نیز در خطر بودن جان خود در این شهر بدون امکان حرکتی مؤثر، تصمیم به ترک آن گرفت و از آیه ای که در هنگام خروج از مدینه قرائت کرد، این نکته – که ترک این شهر به علّت عدم احساس امنیت بوده است – آشکار می شود. فخرج منها خائفاً یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین قصص (28)، آیه 21٫؛ موسی از شهر خارج شد، در حالی که ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه ای عرض کرد: پروردگارا! مرا از این قوم ظالم نجات بده . دلایل انتخاب سفرامام به مکه : هنوز مردم شهرهای مختلف از مرگ معاویه مطلع نشده بودند و تلاش های جدی مخالفان برای اظهار مخالفت با یزید آغاز نشده بود. هنوز امام حسین(ع) دعوتی از شهرهای دیگر و از جمله کوفه نداشت. امام(ع) باید مکانی را برای هجرت خود انتخاب می کرد که بتواند آزادانه و در کمال امنیّت در آنجا دیدگاه های خود را ابراز کند. طبق آیه صریح قرآن و من دخله کان آمناً آل عمران (3)، آیه 97٫ مکه حرم امن الهی بود. با توجه به سرازیر شدن مسلمانان از سرتاسر مملکت اسلامی برای انجام اعمال عمره و همچنین نزدیک شدن ایام حج تمتع و حضور مردم برای انجام مناسک حج ، امام حسین(ع) به خوبی می توانست با گروه های مختلف دیدار کرده و علّت مخالفت خود با دستگاه اموی و یزید را برای آنها تبیین کند و نیز گوشه هایی از معارف اسلامی را برای آنها بیان نماید. در ضمن با گروه های مختلف شهرهای اسلامی از جمله کوفه و بصره در ارتباط باشد. و در آخر امام حسین(علیه السلام) هدف خروج از مدینه را در وصیتنامه اش چنین بیان می کند : ... و جز این نیست که برای اصلاح در میان امت جدم خارج شدم. می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کرده و به راه و روش جدم (رسول خدا) و پدرم علی (علیه السلام) رفتار نمایم . کسی که به سوی خدا دعوت کند عمل نیک انجام دهد و بگوید از مسلمانان هستم، از خدا و رسولش جدا نمی شود ... اگر در نوشتن نامه ات خیر مرا آرزو کرده ای، خدا پاداش تو را بدهد . امام(ع) شب جمعه سوم شعبان سال 60 ق وارد مکّه شد و تا هشتم ذی حجه همان سال، در این شهر به فعالیت مشغول بود.(4) ....................................................................................... پی نوشت: 1) وقعه الطف، ص 75: 2) ابن اعتم، الفتوح، ج 5، ص 12؛ وقعه الطف، ص 81٫ 3)وقعه الطف، ص 77٫ 4) همان، ص 88: فاقبل اهلها یختلفون الیه و یأتونه و من کان بها من المعتمرین و اهل الآفاق . ...
حجت الاسلام آقا تهرانی :حتی پنج دقیقه از عمر خود را تلف نکنید، حُر با پنج دقیقه تفکر به آن مقامات رسید+ ...
/> ملائکه بر غیر معصومان نیز نازل می شود تنزیل ملائکه را برای غیر ائمه اطهار علیهم السلام ممکن است البته سطح نزول ملائکه برای همه آنها یکسان نیست؛ در سطحی که برای حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام ملائکه نازل می شدند امروز تنها امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف در آن سطح است. از شخصیت های برجسته ای که ملائکه بر او نازل شده اند حضرت مریم است ، او یک انسان شریف خود ساخته بود به همین
بایدها و نبایدهای سخنرانی در ماه محرّم
امور بپردازد، مگر آن که صلاحیت و زمینة این کار را در خود ایجاد کرده باشد و در غیر این صورت باید امور را به خداوند متعال ارجاع دهد. چنان که قرآن کریم می فرماید: والراسخون فی العلم یقولون آمنّا به کلٌ من عند ربنا (و ثابت قدمان در دانش می گویند: به آن ایمان آوردیم که همه از جانب پروردگار ماست. آل عمران / 7 ). یازدهم، این که سخنران، اجتناب کند از تشکیک در امور و مفاهیمی که عموم مردم بر صحت
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
تصاویر دیده نشده از حاج حسین همدانی
از 35 سال پوشیدن لباس پاسداری از نهضت حسینی، سرانجام روز پنجشنبه 16 مهر 1394 شمسی، در میدانِ دفاع از حرمِ بانوی مقاومت ، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)، مزدِ خوبان را دریافت کرد و پای بر بساط عندربهم یرزقون نهاد. تصاویری که پیش رو دارید، یکی مربوط می شود به ابتدای دهه 1350 شمسی و روزهای خدمت سربازی در تیپ 55 هوابرد شیراز و دیگر به اواخر همان دهه. هدیه به روحِ بلندپروازش صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
در این عکس تنها سید حسن نصرالله شهید نشده
به شهادت رسیده اند. شهید سالم محمد عبود روز سی ام آذرماه 1374 شمسی (برابر با 28 رجب) در نبرد با ارتش صهیونیستی، بال در بال ملائک گشود. محمد قانصو (با نام نظامی ساجد الدویر ) 12 سال بعد، در جریان جنگ 33 روزه حزب الله و ارتش صهیونیست پنجه بر بام عرش گرفت و 9 سال بعد هم حاج ماهر در جبهه ی نبرد با اسلام آمریکایی به آنان پیوست. روح مان با یادشان شاد هدیه به ارواح بلندپروازشان صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
هراس وهابی ها از مراسم شیرخوارگان حسینی
السلام ؛ یا حسین علیه السلام و...بر پیشانی کودکانشان بسته بودند. شیرخوارگان حسینی با سربندهای یا صاحب الزمان آمده بودند و مادران آن ها را نذر قیام جهانی حضرت صاحب عجل الله تعالی فرجه الشریف می کرند، به این امید که در رکاب منجی عالم بشریت حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف حاضر شوند. می ترسند از اینکه علی اصغر جهانی شود با اینکه همایش شیرخوارگان حسینی تنها یک مجلس
نوجوانان و جوانان در کانون قائم کوچکسرا آموزش مداحی می بینند
1394/7/26 - 12:10 494719 رحیم نظری، مدیر مسؤل کانون فرهنگی هنری قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) کوچکسرا شهرستان قائم شهر امروز(26مهر) درگفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان ضمن تشریح فعالیت های این کانون ویژه ایام سوگواری و عزاداری حضرت ابا عبدالله الحسین(علیه السلام)، اظهار داشت: مرثیه سرایی، مداحی و سینه زنی، قرائت قرآن، برگزاری نماز جماعت، نوحه خوانی، از جمله برنامه های این کانون در
باید اهداف قیام امام حسین(علیه السلام) را بشناسیم
1394/7/26 - 11:36 494614 به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از بندر آستارا، حجت الاسلام کریم زایری، مدیر برنامه ریزی فرهنگی و اجتماعی معاونت تهذیب حوزه های علمیه کشور شب گذشته(25 مهر) در جمع عزاداران حسینی مسجد حضرت مهدی موعود( عجل الله تعالی فرجه الشریف) محله خشکه دهنه این شهرستان با تسلیت ماه پیروزی خون بر شمشیر، گفت : ماه محرم یادآور حادثه عظیم کربلا و جانفشانی های امام حسین(علیه
چرا مرده را کفن ودفن می کنند؟
به گزارش شیعه نیوز ، مرگ به عنوان دروازه ورود انسان به عالم آخرت، با مسائل و احکامی همراه است که از سویی، تکلیف بازماندگان و از سویی تکریم و آرامش رفتگان است. در این گزارش کوتاه، بخش هایی از آداب و احکام مرتبط با مرگ را در احادیث عالم آل محمد(صلی الله علیه وآله) بررسی می کنیم. دلیل غسل دادن و کفن کردن میّت امام رضا(علیه السلام) می فرمایند: دلیل غسل دادن به مردگان این است که
خواص درمانی عسل در کلام امام رضا علیه السلام
که می خواهد در همه ی زمستان از سرماخوردگی دور بماند ، هر روز ، سه لقمه شهد (عسل) بخورد. و در روایتی دیگر آن را درمان دردها برشمرده اند. عن الامام الرضا علیه السلام: پیامبراکرم صل الله علیه و آله و سلم فرمودند : خداوند برکت را در عسل قرار داده است . درمان دردها ، در آن است و هفتاد پیامبر دوام سودمندی آن را از خداوند خواسته اند. در حدیثی دیگر به نقل ار امام کاظم علیه السلام
عاشورا، چگونه به انحراف کشیده می شود؟
نویسان سنی، از عبور خاندان امام حسین علیه السلام توسط لشکر یزید از مسیر قتلگاه را یادآور می شود و ذکر مصیبت حضرت سید الشهدا توسط خواهرشان را می گوید (عزاداری امام حسین در میان اهل سنت، عبدالمجید ناصری، مجله ادیان، مذاهب و عرفان، اردیبهشت 83، شماره 77، ص 80) در زمان متوکل عباسی که شیعه در خفقان شدید به سر می برد و کربلا تخریب شده بود، حادثه کربلا توسط مورخان و نویسندگان اهل سنت بازگو می شده
توصیه های فرماندهی انتظامی آذربایجان شرقی به هیئات عزاداری
1394/7/26 - 09:21 494620 به گزارش خبرگزاری شبستان از تبریز، فرماندهی انتظامی استان آذربایجان شرقی طی اطلاعیه ای فرارسیدن ایام سوگواری و عزاداری حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) و یاران باوفایش را به محضر حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله خامنه ای و کارکنان خدوم انتظامی و مردم شهیدپرور استان تسلیت گفت و اطلاعیه ای را صادر کرد. در این
حجت الاسلام شریف: راه های مبارزه با شبهه
یعنی، کسی از بین خودمان کارمان را خراب کند غرب فقط پول این جنگ را پرداخت می کند. اگر می بینید شخصی آمده و می گوید من باب الله هستم که سید علی محمد باب 7 بود و بعد کم کم می گوید من امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستم. آیا این فرد انگلیسی بود؟ آمده بود و فارسی یاد گرفته بود؟ خیر او یکی از خود ما بود از کشور خود ما که انگلیسی ها او را اجیر کرده بودند. یکسری از عرفان ها را ما در کشور خودمان
چگونه برای حسین بن علی(ع) گریه کنیم؟
دل آدمیان برای حسین بر آمده است، مقدس تر از ھمه این ھا بوده است. اگر چه در موقع دعا خوب دعا می کردیم، یا مریض ھایمان را دعا می کردیم. درست ھم است که مریض ھا را دعا می کنیم و برای گشایش کارھای دنیوی دعا می کنیم. این ھا صحیح است، اما دقت کنید، درست مثل این که وقتی گفتید السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، نماز که تمام شد، برای برطرف شدن مشکلات دعا می کنید. اما اھدنا الصراط المستقیم صفر بانکی نیست که
راز شش گوشه بودن ضریح امام حسین (ع) + تصاویر
به قدرت رسیدن رژیم بعث در عراق، این روند متوقف شد.به طوریکه در دوران دفاع مقدس، دیدن حتی تصویری از ضریح 6گوشه امام حسین تبدیل به آرزویی برای هموطنان ما شده بود.آن زمان حتی کسی تصور نمی کرد که روزی افتخار ساختن ضریح جدید امام حسین (علیه السلام) نصیب ایرانیان شود. با الطاف الهی و ائمه اطهار، پس از سقوط رژیم بعث و تشکیل ستاد بازسازی عتبات عالیات، زمینه برای مشارکت مردم در ساخت این ضریح