سایر منابع:
سایر خبرها
تأثیر سنت ها بر نقاشی قهوه خانه ای
/> داستان های شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی، وقایع کربلا، قصص قرآنی و حکایت های عامیانه، موضوعات اصلی این نقاشی ها را تشکیل می دهند. نقاش این موضوع ها را مطابق با شرحی که از زبان نقّال، تعزیه خوان، مدّاح و روضه خوان می شنید و همان گونه که در ذهن مردم کوچه و بازار وجود می داشت، به تصویر می کشید (پاکباز،1380: 201). از آن جا که این نوع نقاشی اغلب در قهوه خانه به نمایش در می آمد و همان جا
همه ایمان و همه کفر...(نگاه)
ابی وقاص) را تحمل کرده بود! واکنشی از خود نشان نمی دادند... اما باز هم همان یک نفر از میان مسلمانان داوطلب شد و او علی(ع) بود، آری فقط علی(ع) است که داوطلب است و می خواهد چون همیشه به خطر، حمله کند و به مرگ هرچه نزدیک تر باشد، یورش ببرد. شاید در تحمل گستاخی و رجزخوانی سوار کهنه کار عرب از سوی رسول خدا(ص)، مصلحتی بزرگ و حکمتی سخت عمیق نهفته است و آن اینکه مردان روزگار چه آن روز و چه همیشه بینند و
اشعار شب هشتم محرم؛ حضرت علی اکبر(ع)
سوخت علی گر نیایند جوانان حرم یاری من که بَرَد خیمه تنت را جگرم سوخت علی (محمود ژولیده) قد رعنای تو چون سرو سپیدار شده کربلا محو رخ احمد مختار شده دور تا دور سرت آیینه می چرخانم بسکه گیسوی بلند تو دل آزار شده تا کمی راه روی این دل من می لرزد قد طوبایی زهراست پدیدار شده چشم بد دور از آن قد رشیدت پسرم قامتت
محمود پاک نیت: دوست دارم نقش آقا محمدخان قاجار را بازی کنم
نبرد چون ممکن است آن شخصیت یک آدم روانی، جانی و دیوانه ای باشد که نزدیکان نتوانند با او زندگی کنند و او را تحمل کنند بنابراین کات که می دهند باید همه چیز تمام شود و همین گفت و گو را من با خسرو شکیبایی خدا بیامرز داشتم که می توان این فضا را رها کرد و رفت و وارد زندگی شد و برگشت و دوباره در قالب آن شخصیت رفت و ادامه داد ولی اعتقاد او این بود که من نمی خواهم از این فضا بیرون بروم و واقعاً در آن شش ماهی
سخنرانی کامل نصرالله در شب هفتم محرم
می کند ؟ حال و روز این روح یا نفس چه خواهد بود ؟ هر نامی که دوست دارید برای آن بگذارید! به کجا رفته است ؟ کجا ساکن خواهد شد و محل اقامت این روح در کجاست؟ سرنوشت این روح چه خواهد بود؟ این یک سوال بسیار بزرگ است ! البته همین سوال فتح بابی خواهد بود برای پرسش های دیگر و این که آیا در جایی دیگر جهانی دیگری هم بعد از مرگ وجود دارد ؟ این جهان کدام است ؟ اوضاع آن جهان به چه صورت خواهد بود ؟ اوضاع ان به
فرهنگ در رسانه
تراژیک است و همه تلاش ما این بود که کمی تلخی داستان را پنهان کنیم ولی با این حال نشد چون نفس موضوع بر مبنای یک نمایش تراژیک طراحی شده بود. البته من چندان نگران تلخی این قصه نبودم چون این نمایش باید چنین حسی را ایجاد می کرد. اساسا انتظار ما از تماشای داستانی مثل دندون طلا این است که لذت تراژیک در آن نهفته باشد و احساس نوعی کاتارسیس به انسان دست بدهد. غم به نوعی انسان را سبک می کند و به معرفت و
تاریخ کربلا را می خوانیم که دیگر کربلایی تکرار نشود
و بحث امام و امّت شکل نگرفت. دیگر این که وقتی مردم، گرفتار دنیا و ما فیهای آن شدند، ابهّت دین از آن ها گرفته می شود. حسب روایت شریفه ای که پیامبر(ص) فرمودند: وَ لیَنْزِعَنَّ اللّه ُمِنْ عَدُوِّکُمُ المَهابةَ منهم ، خود خدا این هیبت را از دل مسلمان ها می گیرد و موقعی که دنیا در مقابل مسلمان ها، بزرگ جلوه کرد؛ دیگر در آن حالت هیبت نیستند و گرفتار این مصائب می شوند. در این زمینه نکاتی از
تعزیه های عصر ناصری به روایت کتاب پرسه در دارالخلافه / ماجرای شیر تکیه دولت و شیربان باشی سلطنتی
عناوین دیگری همچون تکیه همایونی دولتی، تکیه قصر، تکیه بزرگ شاهی نیز نام برده شده است، بنایی است که در عهد ناصرالدین شاه قاجار و به منظور اجرای مراسم تعزیه و برگزاری آئین های سوگواری و روضه خوانی در ایام عاشورا در طهران برپا شد. تکیه دولت نه تنها به لحاظ معماری و جنبه های تاریخی بلکه از لحاظ اجرای مراسم با شکوه تعزیه نیز دارای اهمیت خاصی بوده است. اگر بخواهیم فرهنگ محرم در ایران را
اشعار شب هفتم محرم؛ حضرت علی اصغر(ع)
/> قصه ی آب برای تو بخوانم پسرم پسر ساقی کوثر به چه کاری افتاد کشته ی طعنه ی این زخم زبانم پسرم داغ تو چون علی اکبر کمرم را تا کرد نعره خواهم زنم از دل نتوانم پسرم مادرت دیده به راه است که سیراب آیی با چه رویی تن تو خیمه رسانم چه کنم بی هوا تیر رسید و نفسم بند آمد با نگاه تو گرفته ست زبانم پسرم خون من گردن آنکس که گلوی
سرمقاله روزنامه های امروز / 28 مهر
نمایند. خروج از نظام یا برنظام در اینجا کلید می خورد. در مرحله هفتم اگر نیروهای مخالف نظام موفق به راهیابی به ارکان قدرت از طریق انتخابات نشدند، باید از طریق نافرمانی مدنی و ایجاد آشوب و شورش به براندازی مبادرت ورزند. خیلی لازم نبود کیان تاج بخش مراحل براندازی و نبرد نرم دشمن را برایمان بازخوانی کند چون در فتنه 18 تیر 78 و آشوب سال 88 و نیز روزنامه های دوران سازندگی و به
مکتب امام حسین(ع) ایثار و جانفشانی در راه خدا و دین خداست
اجازه داده شود تا در منطقه قدرت را به دست بگیرند و منطقه را تحت کنترل خود در آورند، وخلافت جعلی خود را در آن برپا کنند، این امر بزرگ ترین خطر برای اسلام به عنوان دین و رسالت و ارزش تلقی خواهد شد، البته از آن گذشته این امر برای مسلمانان هم خطرناک خواهد بود. برای تمام ملت های منطقه مسیحیان و مسلمانان و مقدسات آنها خطرناک خواهد بود، به همین دلیل ما با شناختی که از این مساله داشتیم در این نبرد
بررسی در زمانی اسطوره کیومرث در روایت های خدای نامه ها و شاهنامه ی فردوسی
، نخستین بانیان اختلاط فرهنگ ایرانی سامی بودند (امامی، 421: 1353). فردوسی در شاهنامه تنها به این مسأله اشاره می کند که کیومرث در کوهی زندگی می کرده است: چنین گفت کایین تخت و کلاه *** گیومرت اورد و او بود شاه که خود چون شد او بر جهان کدخدای *** نخستین به کوه اندروه ساخت جای (فردوسی، 1381: 21) برداشت نادرست ناشی از خوانش غلط نام های پهلوی، تشتتی را در ضبط برنامه های کیومرث
اخبار ویژه روزنامه های سه شنبه 28 مهر
جلسه خدا را شکر کردم که طرح برجام تصویب شد. گفتند که این از الطاف خفیه الهی بود که این برجام تصویب شد؛ عین عبارت ایشان بود که خدمت شما عرض می کنم. صالحی همچنین گفت: جا دارد که اینجا خاطره ای را بیان کنم. خدا بیامرزد پدرم را؛ یادم هست یک بار در عالم بچگی به یکی گفتم پدرسوخته که پدرم خیلی به ما تغیر کرد و آمد گفت چرا گفتی پدرسوخته؟ ما در خانواده ای بزرگ شدیم که حتی حق یک پدرسوخته گفتن را
فردوسی و شاهنامه در گذر تاریخ
شاهنامه ای همچون فرّخ زاد، بهرام شاه، خسروشاه و غیره را نیز می توان به عنوان تأییدی بر این امر در نظر گرفت. در این سو، هم زمان با دوره ای که سلجوقیان بزرگ در ایران با دیده ی منفی به شاهنامه می نگریستند؛ سلجوقیان روم در آناتولی به آن علاقه ی خاصی داشتند و دیوارهای کاخ های خود را با تصاویری از داستان های شاهنامه مزین کرده و نام شاهزادگان خود را هم نام شاهان و پهلوانان شاهنامه می گذاشتند ( ریاحی
بازتاب شاهنامه در زبده ی التواریخ حافظ ابرو
برجسته ی شاهنامه و اسطوره، چون رستم و اسفندیار، آرش، گیو، گودرز گشوادگان، کیخسرو و نظایر آنها، نمود. حافظ ابرو در توصیف سه گروه از شخصیت های تاریخی، این همانندسازی را انجام داده است. گروه اول، پادشاه وقت، شاهرخ میرزا و شاهزاده بایسنغر میرزا هستند. شاهرخ را در جایگاه فرمانده ی سپاه به کیخسرو در داستان جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب تشبیه می کند: بیاراست از هر سوی مهتران *** که رفتند با لشکران
استعاره مفهومی رد در شاهنامه
های زیرگروه آن را ترسیم نماید. (108) کاربرد واژه ی رد و مشتقات آن در شاهنامه نشان می دهد، کلان - استعاره ی رد در بافت حماسه خردورزیو در ذهن فردوسی ترسیم سازمان اندیشگی دینی زرتشتی است و مهم ترین حوزه های مفهومی این واژه عبارت اند از: موبد، شجاع، دلاور، هیربد زرتشت ، داور، و کارگزار دینی، پیشوا، اندیشمند زرتشتی، بزرگ، بخرد... درآمد: با وجود گذشت چند دهه از طرح نظریه استعاره
برادرکُشی در شاهنامه
های بررسی شده، به ترتیب داستان ایرج و سلم و تور، اغریرث و اسفندیار، رستم و شغاد است. درآمد شاهنامه را می توان دریایی از معارف و اخلاقیات توصیف کرد که از آن بسیار دُر و گوهرهای حکمت بیرون کشیده می شود. یکی از معارفی که فردوسی بدان توجه داشته است، بیان کردن ویژگی های منفی اشخاص و زندگی این افراد است که این خوی های منفی چه بر سر آن ها در طول زندگی درمی آورد. خوی هایی چون: آز
غزانامه ی روم از کاشفی و شاهنامه ی فردوسی
این قصه با هیچکس *** که این داستان نشنود هیچکس (492) - که خورشید را هست جا در حمل *** چو در خوشه، مریخ عالی محل (167) - بگسترد در دهر خوان کرم *** جهان را همی داد نان کرم (50) - پس آنگه کشیدند خوان کرم *** جهان را بدادند نام کرم (303) ابیات و تعابیر تکراری: - به میدان درآمد به صد شور و شر *** چو کوهی نشسته به کوهی دگر (724) - نشسته به شمشیر و تیر و تبر
شاهنامه فردوسی و نقش آن در تقویت و باز تولید هویّت ملی
اقوام هجوم آورنده به ایران نیز تحمیل شد. عوامل متعددی در تقویت، بازتولید و استمرار هویت ملی ایرانیان نقش داشته است. به طور قطع اثر حکیم توس، یکی از مهم ترین این عوامل محسوب می شود. شاهنامه منبعی بسیار غنی از میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار هویت ایرانی را از دنیای اسطوره ها و حماسه ها دید. فردوسی بی گمان در احیای هویت ملی نقش بی چون و چرایی داشته است. محتوای شاهنامه دارای
بررسی عوامل مؤثر مرگ آفرین در فرجام افراسیاب تورانی
سالی با داستان افراسیاب هماهنگی های زیادی دیده می شود. از سویی افراسیاب که در شاهنامه گونه ای اهریمن و نماد دیو خشک سالی است، تمام شخصیت های نبرد کننده با او مانند رستم، سیاوش و کی خسرو نماد خدایان باران آور و باروری هستند و از سوی دیگر میان افراسیاب به عنوان نماد و سمبل دیو خشک سالی با آیین های آب بازی و جشن تیرگان هماهنگی های بسیاری می توان برقرار ساخت. تیرگان یا تیرماسیزّه شو tirma-sizze
اشعار شب ششم محرم؛ حضرت قاسم(ع)
تنش زد نیزه از پشت هر سنگدل، یکبار آن شهزاده را کشت افتاد، روی خاک و عمو را صدا زد مانند مرغ سر بریده دست و پا زد فرزند زهرا همچنان باز شکاری آمد به بالای سرش با آه و زاری در دست گلچین، دید یاس پرپرش را می خواست، کز پیکر جدا سازد سرش را با تیغ بر او حمله، چون شیر خدا کرد دست پلید آن ستمگر را جدا کرد لشکر، برای
سلامی از الجزایر به تهران
، در حالی که ضعیف ینتقم لأنه لا یمکنه أن یحب انتقام می گیرد ، از آن رو که نمی تواند عشق ورزد الشعب الإیرانی أحب وطنه ایرانیان سرزمینشان را دوست دارند فکان قویا و نصره الله بنابراین توانمند هستند و خدا نیزآنان را یاری می رساند و آیت الله تجسدت فی إسلامه و نشانه ای از قدرت الهی در دیانت و اسلام مردم ایران تجسم یافته الذی صدح به فی کل صیحاته
مصایب نابغه ها در گودِ تهران
آن، اندیشه ساکنانش را چنان دگرگون کند که پیمان صلح و دوستی با جهان ببندند. در انتهای کتاب، ارس و ایده ذهنی او از شر باندهای گوناگونی که مدعی اصلاحات در تهران هستند و هرکدام به روش خود، شهر را از بین برده اند، خلاص می شود و آرمانشهر ذهنی خود را می سازد، ولی به دلیل پرداخت اندک و عدم ارایه هیچ تصویری از تهرانِ آباد، تحول ناگهانی ارس و توانایی های او غیر قابل باور است. قدرت اصلی نویسنده
خباز: بارها با کروبی صحبت کردم/ روحانی اصولگرای شناسنامه دار است
ایشان در قبال زحمات حزب ما ادای دین نکرد. خباز : البته چند تن از استانداران از حزب اعتماد ملی هستند اما این افراد نیز به مناسبت شایستگی خودشان بوده است چون کار آقای روحانی این است که نمی گوید تو از کدام حزب هستی بلکه می پرسد تو شایستگی داری یا خیر؟ به بنده نمی گویند چون وابسته به حزب اعتماد ملی است از وی برای حضور در دولت دعوت می کنیم بلکه کسی را انتخاب می کنند که در مجلس درست بتواند حرف
جوکرِ شوالیه تاریکی ، نابغه یا دیوانه؟
کند که چیزی به نام نجات دهنده و خدا وجود ندارد. او منبع بی نظمی است و برای نشستن روی تخت پادشاهی باید منبع عدالت را حذف کند. همان داستان سنتی نبرد خیر و شر که حالا در دنیای مُدرن روایت می شود. در نتیجه، خودِ بتمن اگر تمام دلیلِ خیزش جوکر نباشد، حتما بخشی از آن است. 8-همه چیز از یک باشگاه مشت زنی شروع شد! خب، تا اینجای کار ایده های مختلفی را از دلِ خود فیلم بیرون کشیده و برای
تحلیل شخصیت کندرو، پیشکار ضحاک، بر مبنای شاهنامه فردوسی
مورد تحلیل شخصیت انسانی گندرو از رهگذر اشتراکات اساطیری بین هند و ایران، مطلبی جامع و مانع بیان نشده و این موضوع مهم به خوبی مورد تشریح و کالبد شکافی قرار نگرفته است. 1- شخصیت انسانی گندرو در شاهنامه و ارتباط او با گندهروای هندی گندرو دو بار در شاهنامه مطرح شده است: یک بار در هیأت اژدهایی که سام آن را می کشد و افتخارات سام را نواده اش، رستم، در داستان رستم و اسفندیار بیان می
آیین های عاشورایی در روستای درازی
محرم در جهان شور دگر دارد خوانده می شود، شب دوم حرکت امام از مدینه به مکه نقل می شود و نوحه آمد محرم شد موسم غم یا نوحه های از این دست خوانده می شود، شب سوم روضه خوان داستان ورود امام به کربلا را می خواند و نوحه چون کشتی آل عبا در کربلا لنگر شکست می خوانند، شب چهارم وقایع حضرت مسلم و نوحه شد ماه عزا طالع شادی به سرآمد، شب پنجم اختصاص به دو طفلان مسلم دارد و از جور گردون غم بیشتر شد، طفلان مسلم
ریشه های نخستین نبرد رستم و افراسیاب در آیین های هند ( بر پایه ی نظریه ی اسطوره شناسی ساختاری )
به شباهت هایی دست یابیم؛ خصوصاً که طبق اساطیر ودایی، نخستین نبرد ایندره پس از به دنیا آمدن با وریتره صورت گرفته و در شاهنامه نیز مشاهده می کنیم که اولین رزم آزمایی رستم پس از بالیدن در همین نبرد مزبور از شاهنامه با افراسیاب تحقق می یابد. بنابراین جا داد که به شباهت های احتمالی این دو داستان با یکدیگر با تعمق بیشتری بنگریم. 3-1- ایندره و وریتره جهان ودایی به سه قسمت زمین، فضا و