سایر منابع:
سایر خبرها
هیأت هنر ؛ بزرگترین اتفاقِ هنریِ بدونِ پشتیبانِ دانشگاه هنر
اربعین برگزار می کردیم. حاج آقا در آنجا جمله های کلیدی بسیاری را گفتند برای مثال می گفتند که آدم به غیر از اربعین در هیچ وقت دیگری نباید کربلا بیاید چرا که حرمت این حرم فقط در اربعین درست پاس داشته می شود. من یک وقت هایی می آیم و می بینم که حرم خالی است یعنی چی؟ نمی خواهم این صحنه را ببینم پس فقط در اربعین می آیم که حرمت درست رعایت می شود. اکنون دیگر مبدا سال تحویل ما عوض شده است. آن موقع سال تحویل
تکایای قاجار هنوز نفس می کشند؟
بودم اما از وجود تکیه سادات اخوی داخل این کوچه اطلاعی نداشتم! بعد از کمی پیاده روی و عبور از میان خیابان های آجری قدیمی، نزدیک تکیه شدیم. دو مردی که لباس سیاه بر تن داشتند، پشت میز ایستاده بودند و از عزاداران امام حسین (ع) پذیرایی می کردند؛ یکی از آنها داخل استکان های کوچک شیشه ای که زیر هر کدام نعلبکی بود، چای می ریخت، نفر دیگر درون استکان قندهای حبه ای می انداخت و قاشق چای خوری برای
امروز تاسوعای حسینی "یوم العباس" است/ زیارت نامه
بریزید! مهمترین واقعه روز عاشورا شهادت سیدالشهداء حسین بن علی علیه السلام است. امام اصحاب وفادار خود را صدا می زند. بعد از شهادت یاران باوفا، امام حسین علیه السلام پیوسته به راست و چپ می نگریست و هیچ یک از اصحاب و یاران خود را ندید جز آنان که پیشانی به خاک ساییده و صدایی از آنها به گوش نمی رسید، پس ندا داد: یا مُسْلِمَ بْنَ عَقیلٍ، وَ یا هانِیَ بْنَ عُرْوَةَ، وَ یا حَبیبَ بْنَ
شمرهایی که برای امام حسین گریه کردند
بود و چون اعتقاداتشان خیلی قوی بود اینطور بروز می کرد. به حضرت عباس ارادت ویژه ای دارم در تعزیه زمان اجرای شهادت حضرت ابولفضل هنگام ضربه زدن به سر آقا و صحنه های قتلگاه واقعا احساساتی می شوم و گریه می کنم. ما شبیه خوانی شمر را می کنیم اما حسین دوست هستیم. اصلا به عشق امام حسین است که لباس شمر را می پوشیم. درست است شمر سرامام را جدا کرد اما حرمله واقعا منفورترین شخصیت کربلا
ناگفته های شهرام اسدی کارگردان فیلم روز واقعه کاش بیضایی رستاخیز و محمد رسول الله را می نوشت
پیش از انقلاب با ایشان آشنایی داشتم و نزدشان می رفتم و قصه هایی از مولانا را که تبدیل به فیلم نامه کرده بودم برای شان می خواندم. آن شب با وجودی که تقریبا دیروقت بود مرا پذیرفتند. فیلم نامه روز واقعه همراهم بود. آن را باز کردم که پر از خطوط قرمز زیر دیالوگ ها بود. گفتم این فیلم نامه حافظ آبروی امام حسین(ع) است اما نمی توانم آن را اثبات کنم. از من باور نمی کنند. فیلم نامه را برگرداند و گفت چند جایش را
محمود فرشچیان آثار عاشورایی اش را چگونه خلق کرد؟
در بیننده ایجاد می کند. محمود فرشچیان در مورد چگونگی خلق این اثر آورده است: "سه سال پیش از انقلاب، روز عاشورا، مادرم گفت "برو روضه گوش کن تا چند کلام حرف حساب بشنوی". گفتم، من حالا کاری دارم بعد خواهم رفت. رفتم اتاق، اما خودم ناراحت شدم. حال عجیبی به من دست داد، قلم را برداشتم و تابلوی "عصر عاشورا" را شروع کردم. قلم را که برداشتم همین تابلو شد که الان هست، بدون هیچ تغییری. الان که بعد
مسالهٔ بغرنج دندانپزشکی
مقاومت، دندون های جلو رو هم امتحان کردم، نمی دونم چرا اون موقع ها همکارام برام هویج و کاهو می آوردن و می خندیدن. خلاصه بعد از خراب شدن جلویی ها دیدم راهی نمونده و شکست محور مقاومت حتمی است. باید هرجور شده می رفتم. یه روز دل رو به دریا زدم و بالاخره نوبت گرفتم و رفتم. نکته جالبی که وجود داشت این بود که من همیشه فکر می کردم این خود عملیات دندان سازیه که درد داره و بعد از تموم شدن کار دیگه درد با مسکن
جنایت پس از آزادی از زندان
و پدرم کشته شد. اما برای اینکه مطمئن شوم نفس نمی کشد با دست هایم گلویش را فشار دادم. با سر و وضع خون آلود از زیرزمین بیرون آمدم و به طبقه بالا رفتم. مادرم با دیدن من جیغ کشید و فریاد زد: معلوم است چه کار می کنی؟ مادرم سر و صدا راه انداخته بود و من که می ترسیدم صدایش را کسی بشنود وی را داخل اتاق خواب زندانی کردم و با عجله به زیرزمین برگشتم و اسلحه شکاری را برداشتم و به طبقه بالا برگشتم
محمد صالح علاء: بیشتر مکتوبم تا ناطق!
زمزمه می شوند و می گوید خیلی حوصله ندارم. هی می گوید: که چی؟ که چی؟ چقدر موسیقی گوش می کنید؟ به چه موسیقی هایی علاقه دارید؟ در گذشته خیلی به دلایل خانوادگی، تربیت و دانش موسیقایی نداشتم اصلا. موسیقی من خیلی ذائقه ای بود. عاشق موسیقی مبتذل بودم چون تربیت موسیقایی نداشتم. یک روز با یک کتاب فروش در خیابان شاه آباد(جمهوری) آشنا شدم. خیلی مرد محترم و انسان عجیبی بود و
بزرگترین اشتباه شمسایی و ماجرای فروش کفش های لاتزیو به خودی ها
، سبک بازی من و رضا حیدریان را پسندید. سرمربی ایتالیا مدیر فنی تیم لاتزیو هم بود و برای همین مرا به این تیم برد. من زودتر از حیدریان به ایتالیا رفتم. بعد هم حیدریان به ایتالیا آمد و سه سالی در تیم چگانو بود. فاصله چگانو تا رُم مثل فاصله تهران تا کرج است. حتی رضا حدود 20 روز اول حضورش در ایتالیا را پیش ما زندگی کرد تا مقدمات حضورش در این تیم فراهم شود. *برای تنها کسی که خبردار می ایستم
خاطرات خواندنی از رختکن محبوب ترین پرسپولیس های تاریخ
پرسپولیس نیوز : مهرداد میناوند خاطراتی از روزهای طلایی پرسپولیس تعریف می کند که هم با نمک است و هم نشان می دهد آن روزها چه فضایی در فوتبال حاکم بود. او ابتدا یک خاطره بسیار جالب از رضا شاهرودی که رقیبش در نظرسنجی 90 برای انتخاب بهترین دفاع چپ ایران بعد از انقلاب بود تعریف می کند. او با خنده می گوید: آقا رضا بعضی وقت ها شیطنت می کرد. در دوران اوجم به تلویزیون دعوت شدم. از استانکو سرمربی
فرهنگ در رسانه
که برای اولین بار در جشنواره سیزدهم فجر به نمایش درآمد، موفق شد نظر نسبی منتقدها را جلب کند. فیلم در 11 رشته کاندیدای دریافت جایزه شد و از آن بین موفق به کسب سیمرغ بلورین به عنوان بهترین فیلم، بهترین موسیقی متن (مجید انتظامی)، بهترین صحنه آرایی (مجید میرفخرایی) و بهترین چهره پردازی (عبدالله اسکندری) شد. البته این جدا از سیمرغ بهترین فیلم در بخش فیلم های اول و دوم بود که نصیب شهرام اسدی شد. روز
جلال طالبی:می خواستند تیتر بزنند طالبی ایران را به آمریکا فروخته!
ها و خلاصه همه چیز را آتش می زدند. تمام ادارات تعطیل شده بود. من از اندونزی به آمریکا برگشتم و بعد از 6 ماه نامه ای به دستم رسید از طرف باشگاه بهمن که می خواستند سرمربی شان شوم. 150 بار گفتم چطور سرمربی تیم ملی شدم چند سالی در تیم بهمن بودم که یک روز صفایی فراهانی خواست که در فدراسیون من را ببیند. رفتم و ایشان گفتند که می خواهم عضو کمیته فنی باشی. منتهی سخت بود که در آن شرایط
وقتی قرار شد بازیکن پرسپولیس به خاطر مجتبی محرمی دستگیر شود!
روز نو : میناوند در این باره توضیح می دهد: من همان اوایل برنامه به مجتبی محرمی رای دادم چون از نظر من او بهترین بود. می توانید به عادل فردوسی پور بگوئید در بین شماره ها سرچ بدهد و نظر من را اعلام کند. پیامکش هم روی گوشی ام هست. انتخاب من مجتبی محرمی بود. او درباره محرمی خاطره جالبی دارد و تعریف می کند: وقتی من در پاس بازی می کردم، در یک مصاحبه به من گفتند الگویت کیست؟ گفتم
این دل شده هیأت اباعبدالله(34) / قرار نیست پدر جان دهد کنار پسر
/> کربلا آینه ی خیبر بود کوفیان ماتِ قلندر بودند عَمرُوَد ها همه بی سر بودند تیغ می زد به عدو جانانه مثل عباس چه استادانه ! سبک جنگاوری اش مبنا داشت به اباالفضل شباهت ها داشت درس خود، خوب و نکو پس دادش آفرین گفت به او استادش ضربه ی تیغ به فتوا می زد عوض سیلیِ زهرا می زد شاهد رنج و
چرخی که به عشق امام حسین می چرخد
هایی که از تهران می آوردم خوب نبود، دوست داشتم یک لباس درست و حسابی به مردم بدهم برای همین دست به کار شدم و چرخ خیاطی را به کار انداختم، تلاش براین بود که لباس حسابی دست مردم بدهم، برای هر لباس هشت تا دوازده دوخت روی می روم که محکم باشند. خیاط نگاهی به لباس هایش می اندازد و می گوید: "مغازمو جمع کردم، ولی چون بیشتر تعزیه و شبیه خوان ها منو می شناسن وقتی کاری دارن یا چیزی می خوان زنگ می زنن
میناوند و شاهرودی جواب ورمزیار را دادند
شاهرودی که همه به بازی عالی قبولش دارند، سال ها عضو تیم ملی بوده و اگر بدشانسی نمی آورد یا اتفاقی برایش نمی افتاد، جای من در یک جام جهانی و جام ملت ها بازی می کرد. آقای ورمزیار اما از نظر بازی ملی شرایط خوبی ندارد. من می توانم بگویم چرا مثلا دفاع چپ تیم هایی مثل تراکتورسازی یا پاس در این نظرسنجی نبودند؟ مثلا آقای رضا امری مگر کم در پاس بازی کرد؟ اگر به تداوم در یک باشگاه باشد که آنها هم به اندازه آقای
منافع ملی ایران یعنی منافع همه مظلومان جهان
بسیاری در این سال ها تجربه حضور در ساختمان محله بئرحسن و ملاقات با سفیری را داشتند که در مقام یک کارشناس خبره، از لبنان، مقاومت و تحولات منطقه برایشان سخن می گفت. حالا حدود یک ماه از فاجعه منا گذشته و هنوز سرنوشت وی در هاله ای از ابهام قرار دارد. برخی از درگذشت او حرف می زنند و برخی نیز احتمال ربودن او توسط سرویس های اطلاعاتی را مطرح می کنند اما سازمان حج ایران فعلاً نام او را در لیست مفقودین این حادثه قرار داده است. آنچه در ادامه می خوانید، مصاحبه با دکتر رکن آبادی است که به مناسبت سالگرد شهید شاطری انجام شده اما در آخر به بحث حمله انتحاری به سفارت و مسائل داخلی لبنان نیز پرداخته شده است. ...
بنیاد در آینه مطبوعات
رضوی طواف و سپس در قطعه نام آوران بهشت رضا(ع) به خاک سپرده شد. در خور ذکر است وی هفته گذشته بر اثر سکته مغزی به بیمارستان فارابی مشهد منتقل شد و سپس در بیمارستان منتصریه مشهد تحت عمل جراحی قرار گرفت و اعضای بدن وی نیز اهدا شد.خواهر این مرحوم در حاشیه مراسم تشییع وی گفت: خواهرم همیشه می گفت باید ادامه دهنده راه برادرمان باشیم و به خاطر دارم که زمانی گفته بود اهدای اعضای بدن می تواند نوعی ایثارگری باشد
دیشب در برنامه نود چه گذشت؟
حاشیه های دیشب برنامه نود را در مطلب زیر بخوانید برنامه نود دیشب بیست و هفت مهرماه با موضوع انتخاب بهترین دفاع چپ بعد از انقلاب آغاز به کار کرد. اصغر حاجیلو، رضا شاهرودی، مجتبی محرمی، مهرداد میناوند و صادق ورمزیار 5 بازیکنی هستند که نامشان در فهرست بهترین چپ پای بعد از انقلاب وجود دارد. بازیکنانی که علاقمندان فوتبال در ایران از هر یک از آنها خاطرات خوبی دارند. البته از حالا می
گروگان گرفتن دانشجویان، شگرد جدید شرکت های هرمی
شتم چاقویی زیر گلویم گذاشتند و مجبورم کردند تا با خانواده ام تماس بگیرم و درخواست 14میلیون تومان پول نقد به عنوان ضمانت استخدام کنم. من هم از ترس جانم این کار را انجام و پول را به آنها تحویل دادم. وی ادامه داد: آنها پس از آن مرا به خانه ای بردند و در آنجا زندانی کردند. حتی اجازه نمی دادند که با خانواده ام تماس بگیرم. همان روزهای نخست متوجه شدم که آنها اعضای شرکت گلدکوئیست هستند و من
اشعار شب هفتم محرم؛ حضرت علی اصغر(ع)
پا زنم تا سرفراز گردی از این ادعای من حیرت زده کنم همۀ این سپاه را احیاگرِ غدیرِ علی کربلای من بالای دست حضرت سلطان فدا شدن یعنی رسیدن به لقای خدای من حتی اگر به نیزۀ دشمن رود سرم عالم خبر شوند از این ابتلای من تا روز حشر من سند غربتت شوم برپا کنند عالم و آدم عزای من (محمود ژولیده) هَل من مُعین
میناوند: در دو اتفاق تاریخی شانس آوردم
که من در آتش نشانی زیر نظر ایشان تمرین می کردم یک روز آقا مجتبی سرتمرین ما آمد و با ما تمرین کرد، آن روز من آرزو می کردم روزی کنار ایشان بازی کنم و این برایم سقف آرزوها بود که خدا را شکر چند سال بعد تحقق یافت. دوست داشتم اول شوم اگر بگویم دوست نداشتم در این رای گیری اول شوم کاملا دروغ گفتم چرا که هر آدمی در ذات خودش تمایل به برتری دارد و من همینطور هستم، البته این اولین بار بود که نامم در این