سایر منابع:
سایر خبرها
اگر به رئال مادرید هم بروم شناسنامه من فولاد است
کار کرده ام را دوست دارم و کار با تونی هم دقیقا چنین حالتی دارد. * چرا در فوتبال ایران بازیکن تا گل نزند، کارش به چشم نمی آید؟ ایراد کار را در کجا می بینی؟ - به نظر من اصلا هم این مساله مهم نیست. ممکن است یک نفر افتضاح بازی کند اما گل بزند. در ایران تا یک نفر گل می زند، به به و چه چه ها شروع می شود ولی در فوتبال دنیا به اینگونه نیست. اصلا من کریس رونالدو را برای شما مثال نمی
گفتگوی تاسوعایی باشگاه خبرنگاران جوان با بازیگر نقش سقای کربلا/جزئیات فیلمبرداری صحنه شهادت حضرت عباس (ع)
که دست من نبود و اختیاری در آن نداشتم چون قد بازیگر این نقش از حد نرمال سینما باید بلندتر می بود . * برای ایفای نقش حضرت عباس (ع) چه کار کردید؟ در طول یک سال از انتخاب تا قطعی شدن قراردادم، مطالعه پژوهش کردم. سفرهایی داشتم و با افرادی صحبت کردم که به درک و شهود قلبی رسیده بودند و با دنیایی مواجه شدم که بسیار متفاوت از دانسته هایم تا آن روز بود. من با دانسته های جدیدم شروع کردم
روزبه چشمی: دایی گفت تست فنی بده، از پرسپولیس رفتم/ به خاطر استقلال به پیشنهاد آلمانی ها نه گفتم
تیم ملی جوانان را دیده بودند، می دانستم نگاه شان به من مثبت است، بعد از تمرین دوم مرا فرستادند برای قرارداد، این آغازی بزرگ در فوتبال حرفه ای ام بود، با جرأت می توانم بگویم فوتبالم را مدیون مایلی کهن هستم و او نقش بزرگی در پیشرفت من داشت. اعتماد او خیلی به من کمک کرد. خیلی زود در این تیم فیکس شدی. از هفته سوم بود که به مهره ثابت تبدیل شدم، بازی با فولاد خوزستان بود، خیلی برایم
مسلمان شدم و اسمم یوسف است
...> یعنی مسلمان شده اید؟ بله. من در سال 99 تصمیم گرفتم دین برای خودم انتخاب کنم. مسلما من اکنون چیزی را تغییر نداده ام بلکه دین اسلام را انتخاب کرده ام. پیش از آن من دینی نداشتم و با مطالعات آن را بهترین دیده ام. این تصمیمی بود که من گرفته ام و از آن راضی ام. این تصمیمی است که از باورهای درونم شکل گرفته و فکر می کنم باید در برهه ای این مساله را در نظر بگیریم که ذهن و باورهای های مان را مهم هستند. باید از ذهن و بدن مراقبت کنیم و مسلما دین در آن نقش زیادی دارد و راهنمایی مان می کند. البته من قبل از ازدواج با همسرم این تصمیم را گرفتم مسلمان شدم و خدا را شکر و از آن راضی ام. ...
این دل شده هیأت اباعبدالله(35) / ما گرفتار علمدار تو هستیم حسین
/> تمام علقمه پا شد به احترام شما هزار باده، هزاران پیاله می روئید همینکه تیر رسید و شکست جام شما همینکه ناله ی ادرک اخایتان پیچید شکست قامت طوبائی امام شما مسیر علقمه را بوی انکسار گرفت چه حس بی رمقی بود در کلام شما به حال و روز بلندای تو چه آوردند تمام علقمه پر گشته از تمامِ شما شاعر : علی اکبر
پروین: داربی مساوی می شود/ فکر نمی کنم تیم ملی به جام جهانی برود
بروم، اما وقتی این خبر را شنیدم شوک بزرگی به من دست داد و مجبور شدم به بیمارستان بروم. درگذشت "هادی نوروزی" روی من خیلی تاثیر گذاشت و باعث شد تا من به بیمارستان بروم. خدا به خانواده اش صبر بدهد. این شتری است که در خانه همه می خوابد و کاری هم از دست کسی بر نمی آید. پیشکسوت باشگاه پر سپولیس درباره اقداماتی که برای هادی نوروزی صورت گرفت نیز، توضیح داد: من مخالف برگزاری بازی یادبود برای هر
اگر ما به جای اصحاب سید الشهداء(ع) بودیم چه می کردیم؟
، می گفتند: تو دنبال ملک و حکومت هستی؛ سپس حضرت فرمودند: هَیهَاتَ بَعدَ الَّتَیَّا وَ الَّتی شما دیده اید من چگونه در سینه دشمن می رفتم؛ آیا من از مرگ می ترسم؟ لحظه های دشوار جنگ که همه شما فرار می کردید، این من بودم که مثل پروانه گرد نبی اکرم صلی الله علیه و آله می چرخیدم و از ایشان محافظت می کردم؛ بعد فرمودند: به آن خدایی که جان من در دست اوست، من با مرگ مأنوس تر از طفل به سینه مادر هستم؛ تعبیر
هیچ دروازه بانی کامل نیست
سال 2014 در رده سوم بازیکنانی قرار گرفتید که می توانستند توپ طلا را ببرند. امیدی دارید امسال این جایزه را به دست بیاورید؟ راستش نه. امسال نه جام جهانی ای در کار است و نه رقابت های یورو ؛ پس نتیجه اش این می شود که دروازه بان ها کمتر دیده می شوند... پس من با جایزه توپ طلای امسال کنار آمده ام. به دست آوردنش مأموریت غیرممکن است! در هفته های گذشته هم تیمی شما، روبرت لواندوفسکی، گل های زیادی در بایرن مونیخ و تیم ملی لهستان زده. فکر می کنید او شانسی دارد روی سکوی توپ طلا کنار مسی و رونالدو که به نظر غیرقابل کنترل می آیند، بایستد؟ به نظرم میسر شدن این موضوع هم کا ...
مظاهری: امیدوارم نظر کی روش را دوباره جلب کنم
نظر من آن صحنه مشکوک در نیمه دوم پنالتی بود اما به هر حال داور نظرش چیز دیگری بود که محترم است. دروازه بان تیم فوتبال ذوب آهن که در اردوی قبلی تیم ملی نیز حضور داشت در مورد شرایط خودش تصریح کرد: در اردوی قبلی حضور داشتم و امیدوارم بتوانم در اردوی بعدی هم حضور داشته باشم. دروازه بان های خیلی خوب در لیگ داریم و امیدوارم در آینده هم بتوانم نظر کی روش را جلب کنم. مظاهری که نزدیک
روایت دختر سوری از جنایات اخلاقی داعش
به بهشت می روی. بعد از چند روز، مریض شدم و تا 23 روز بیماریم طول کشید در این مدت پدرم حاضر نشد منو به دکتر ببره یا حتی برام دارو بگیره. بعداز خوب شدنم دوباره اجبار پدرم شروع شد و التماس های من هم فایده ای نداشت. خانه ما فقط یک خروجی داشت و فرار غیر ممکن بود. بعد از اینکه ارتش سوریه به شهر ما نوی در استان "درعا" آمد همه اون مردهای نظامی رفتند پدرمن هم همراه اونها رفت و از روستا
تشویق هانی، کمترین تشکر از زحمات 8 ساله هادی است
بیشتر و به نوعی فشار روی تیم است و همه هواداران از تیم فقط انتظار پیروزی دارند که البته توقع زیادی هم نیست اما به هر حال این موضوع کمی بازیکنان ما را با استرس مواجه می سازد و گاهاً کار ما را مشکل تر می کند. بیرون خانه از این استرس خبری نیست و راحت تر بازی می کنیم. در بازی با سیاه جامگان به نظر خیلی انگیزه داشتی! بله، من یک بازی محروم بودم و مدتی هم مصدوم به همین دلیل مقابل تیم
عربشاهی: کدام بخشش؟ 50 ضربه شلاق خوردم تا دل پیروانی خنک شود
بخورد؟! مدیر تیم ملی در پاسخ به پرسش خبرورزشی گفت: این پرونده ای که شما می گویید سال قبل بسته شد! سال قبل با ضیا و همسر ایشان صحبت کردم و گفتم من به آقا ضیا ارادت دارم و رضایت می دهم. ایشان حرفی علیه من زده بود و من هم شکایت کردم اما بعد از اینکه قانون ایشان را محکوم کرد، به احترام کسوت عربشاهی رضایت دادم و از نظر من این پرونده بسته است. به وکیلم گفتم دیگر این پرونده را پیگیری نکند. حالا
پنجعلی: حرف های رهبری فرد کذب محض است!
/> محرمی هم در گفت وگو با ما گفته آقای پنجعلی، اجازه دهید دهان من بسته بماند. گفتم که من جواب همبازی ام را نمی دهم. مجتبی محرمی را به لحاظ برخی خصوصیات اخلاقی خیلی دوست دارم و خیلی هم خوشحال شدم که به حق به عنوان بهترین مدافع چپ بعد از انقلاب فوتبال ایران انتخاب شد. بهروز رهبری فرد هم مصاحبه ای انجام داد و حرف هایی زد که می خواهیم صحت و سقم آن را از شما بپرسیم. بفرمایید. در
آقای پنجعلی! بگذار دهان ما بسته بماند
عمومحراب شاهرخی. تک بود، یک دانه بود؛ خداوند رحمتش کند. کاش یک نظر سنجی هم برای کل دفاع چپ های تاریخ انجام می شد تا من به این دو عزیز رأی بدهم. * البته ما که باور نمی کنیم کسی از خود شما بهتر بوده باشد. بگذریم؛ الان کجا هستید؟ - آنقدر ذوق زده شدم که گلویم چرک کرد! * (با تعجب) چه ربطی دارد؟! - (باز می خندد) داداش شوخی کردم! مریض هستم و سینه ام چرک کرده است. به
آتیلا پسیانی: نیاز مالی ندارم که هر نقشی را بپذیرم
کنایه های سیاسی کم نداشتید. به نظرم اجرای آن نمایش در حال وهوایی که جامعه داشت، بی حساب وکتاب نبود. هنوز هم همین عقیده را دارم. از سال 1362، در پی اجرای این متن بودم. ولی جلو اجرایش را گرفتند. ماند تا سال 1389که بالاخره موفق به اجرایش شدم. متن این کار که ترجمه دوست عزیزم رضا قیصریه بود، جنبه های نمایشی خوبی دارد. متن را دوست داشتم و اجرایش کردم. درباره این سؤال قبلی هم باید بگویم من جزء خوش
عباس غزالی: بالاخره من هم ازدواج کردم!
آن حضور نداشتم، می توانستم دست کم 4 فیلم را داشته باشم اما نپذیرفتم و بابت این مساله حتی گاهی تب می کردم. اما وقتی کارها پخش شدند خدا را شکر کردم که نپذیرفتم و دیدم اشتباه نکرده ام. من اول راه سینما نیاز به کارهایی داشتم که به بهتر شدن من کمک کنند. وقتی تحسین های جشنواره و واکنش مردم را در جشنواره نسبت به اعترافات ذهن خطرناک من دیدم خدا را بسیار شکر کردم که جواب صبرم را به خوبی گرفته ام
یادگار شهید همدانی: پدرم پیوسته در فکر جهاد و شهادت بود
، نق می زدم ، در درونم اعتراض ایجاد می شد اما خدا مرا کمک می کرد ، متوجه می شدم ، پشیمان می شدم ، توبه می کردم و از خدا طلب عفو و بخشش می کردم و مرا می پذیرفت و این اواخر هم خیلی دلم هوای رفتن کرده بود . خدا کند که در موقع جان دادن راضی باشد خدای مهربان و خودم به رحمت او امیدوار هستم نه به عملکرد خودم . از همه دوستان و آشنایان حلالیت می طلبم ، از امام و مولایم حضرت آیت الله العظمی سید
سعی کنید امسال عاشورا به نفع اسلام تمام شود
نزنم و به این ترتیب از زندان آزاد شدم. بعد هم امام جمعه به من سفارش کردند با وضعیت عادی وارد شهرضا شوید که مأموران ساواک باز بهانه ای برای دستگیریتان پیدا نکنند. از دورانی که در زندان ساواک بودید چه خاطراتی دارید؟ چه فضایی بر آنجا حاکم بود؟ از شب اول زندان ساواک خاطره جالبی دارم. من و چند نفر دیگر در یک زندان کوچک بودیم. در میان ما آقای پزشکی بود که گفت معلوم نیست چقدر ما را
علیرضا حیدری: اجازه نمی دهم با من بازی شود
روز نو : دارنده شش مدال کشتی جهان و المپیک گفت: اجازه نمی دهم با من بازی شود و رو در روی مردم قرار بگیرم. "علیرضا حیدری"، در گفت وگو با (ایسنا)، با بیان این که "من دست یا علی دادم و به فدراسیون کشتی آمدم"، افزود: طی بیست ماه گذشته در خدمت کشتی بودم وهرجا که گفتند رفتم، چرا که هدف بنده خدمت به کشتی است و مدیون کشتی هستم و باید دین خود را به کشتی ادا کنم. وی ادامه
محمد صالح علاء: بیشتر مکتوبم تا ناطق!
به موضوع نگاه می کردم. فکر کردم خیلی بیماری بی رحمانه ای است فراموشی. من اما خودم هیچ ترسی از آلزایمر ندارم. نویسنده ای وجود دارد که شما خیلی تحت تاثیر کارش بوده باشید؟ من از روز اول مدرسه شکنجه شدم. معلم نازنینی داشتیم که مداد لای انگشتم می گذاشت و من را شکنجه می کرد که باید با دست راست بنویسی. می گفت: من پدرت را می شناسم. خانواده ات را می شناسم. مردمان خوبی هستند
بایدها و نبایدهای عزاداری حسینی
دید. و اندوه و حزن پیوسته بر او غالب می شد تا روز عاشورا. آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و می فرمود، امروز روزی است که حسین (ع) شهید شده است. و همچنین شیخ صدوق از آن حضرت روایت کرده است، هر که روز عاشورا روز مصیبت و اندوه او باشد، حق تعالی روز قیامت را برای او روز شادی و سرور گرداند و دیده گانش در بهشت به نور ما روشن شود. از ریان بن شبیب روایت شده است که گفته، روز اول
فضیلت، اجر و ثواب گریه بر امام حسین(ع)/ خواص مجالس ذکر مصائب ثارالله(ع)
ریان بن شبیب روایت شده است که گفته روز اول محرم به خدمت امام رضا(ع) رسیدم حضرت فرمودند: ... ای پسر شبیب اگر بر حسین(ع) گریه کنی و آب دیده گان تو بر روی تو جاری شود حق تعالی جمیع گناهان صغیره و کبیره تو را می آمرزد خواه اندک باشد و خواه بسیار. ای پسر شبیب! اگر می خواهی خدا را ملاقات کنی در حالی که هیچ گناهی نداشته باشی حسین(ع) را زیارت کن. ای پسر شبیب! اگر می خواهی که در غرفه
راه نجات !
قشنگی می زد، می گفت روحانی است و هنوز درس می خواند، همراه او پیاده شدم، برایش اعتراف کردم به راه خطا رفته ام و پشیمانم. دستم را گرفت، گفت خداوند توبه کاران را دوست دارد، آن روز مرا همراه خودش به مسحد برد، بعد از مدتی طولانی سر به سجده گذاشتم و یک دل سیر گریه کردم. دوستی با این مرد وارسته زندگی ام را دگرگون کرد، به پیشنهاد او یک بار هم اعتکاف رفتم و از نظر روحی و روانی آرامش
ترکیب احتمالی تیم منتخب فوتبال پس از انقلاب
روز نو : برنامه پرمخاطب 90 در اقدامی جالب قصد دارد تیم فوتبال برتر ایران پس از انقلاب را مشخص و معرفی کند و برای این منظور دست به نظرسنجی زده است تا به تدریج برترین های هر پست مشخص شوند. در برنامه هایی که تاکنون روی آنتن رفته تکلیف دروازه بان و خط دفاعی مشخص شده و قرار است در برنامه های آتی نیز سایر بازیکنان منتخب مردم در پست های باقیمانده مشخص شوند. درون دروازه احمدرضا
در برنامه نود چه گذشت؟
/> خلاصه و حواشی مسابقه تراکتورسازی و فولاد پخش شد. جدول لیگ دسته اول باشگاه های کشور مرور شد که پاس بزرگ ایران با سابقه قهرمانی در آسیا در رده بیستم و آخر آن قرار داشت. تقویم نود و مرور اتفاقات نوستالژیک فوتبال مصادف با هفته جاری بخش بعدی برنامه بود. قهرمانی تیم ملی ایران در بازی های آسیای بوسان 21 مهر 81، روز جهانی نابینایان، 26 مهر 70 و قهرمانی پرسپولیس در اولین دوره جام در
سردار شهید همدانی: از امام و رهبری که نتوانستم سرباز خوبی باشم عذرخواهی می کنم
خوبی انجام ندادم و بعضی موقع ها این نفس سرکش سراغ من می آمد و مرا گول می زد، وسوسه می شدم، نق می زدم، در درونم اعتراض ایجاد می شد اما خدا مرا کمک می کرد، متوجه می شدم، پشیمان می شدم، توبه می کردم و از خدا طلب عفو و بخشش می کردم و مرا می پذیرفت و این اواخر هم خیلی دلم هوای رفتن کرده بود. خدا کند که در موقع جان دادن راضی باشد خدای مهربان و خودم به رحمت او امیدوار هستم نه به عملکرد خودم.
استقلال در هر دو نیمه تحت تاثیر تفکرات تیمی ویسی بود
قرار داشت تنها در دقایقی از بازی توانست صاحب توپ باشد اما کنترل بازی با توپ و بدون توپ در کل جریان بازی در اختیار این تیم نبود و خط هافبک این تیم توان فرار از پرس میانه میدان را نداشت و در روزی که جناح راست استقلال کاملا از کار افتاده بود و جناح چپ این تیم هم توفیق چندانی نداشت استقلال می توانست با تغییر استراتژی و رویکرد به بازی مستقیم و استفاده از دو مهاجم مرکزی اقدام به حذف خط هافبک درگیر و پر
صدرنشینان روی نوار تساوی/ صدرنشینی سرد استقلال در هفته برتری پرسپولیس+ جدول و حاشیه ها
، روح الله سیف الهی (75 مهدی زبیدی). سرمربی: عبداله ویسی شرح بازی: استقلال بازهم را ارائه یک نمایش ضعیف در بازی های خانگی خود برابر استقلال خوزستان به تساوی رسید ولی همچنان در صدر جدول باقی ماند. آبی ها در این بازی نتوانستند موقعیت زیادی روی دروازه حریف ایجاد کنند که این موضوع صدای تماشاگران این تیم را هم در آورده است. در نیمه اول دو تیم فوتبال احتیاط آمیزی را به نمایش گذاشتند
داستان اسارت 436 روزه 2 گروگان در دل پاکستان؛ به ما گفتند خودتان را از نزدیکان رهبر ایران معرفی کنید
بدترین حس برای یک پدر است. یک روز کامل با او بازی کردم که بالاخره به من گفت بابا. با گریه می گوید: خدا اسارت را برای دشمن آدم هم نیاورد حتی برای این افرادی که من را ربودند هم نیاورد. فکر نمی کردم 15ماه چشم باید انتظار همسرم باشم به سراغ همسر محمد رضا می رویم، سارا گرگیچ از روزهای اسارت همسرش می گوید: عصر 19 مرداد ساعت 17 بود هرچه شماره همراه همسرم را می گرفتم خاموش بود نگران شدم
بزرگترین اشتباه شمسایی و ماجرای فروش کفش های لاتزیو به خودی ها
فوتبال فرار کردم. *در ترکیب استقلال بودم ولی همه چیز تغییر کرد کُخ سرمربی وقت استقلال بازی من را پسندیده بود. او روز قبل از بازی با السد، دست روی شانه های من گذاشت و گفت که فردا در ترکیب هستم و در فلان پست بازی می کنم و حتی تاکتیک ها را با من مرور کرد ولی یک مرتبه تا روز مسابقه همه چیز تغییر کرد و من نیمکت نشین شدم. در بازی با الهلال هم 15 دقیقه آخر به زمین رفتم و در مسابقه سوم هم