سایر خبرها
روایت یک مادر از شهادت و مفقودالاثر شدن 5 فرزند جوانش توسط رژیم بعث
. هروقت دلم برای شان شور می زد، می نشست و کلی برایم حرف می زد. می گفتم: مادر، من طاقت ندارم اذیت شدن شما را ببینم. تو را به خدا احتیاط کنید. چند وقتی می شد که حزب بعث چندتا از دوستان شان را گرفته بود. دختر ها هم مدام می رفتند و به خانواده های آن ها سر می زدند. چند وقتی هم می شد که به خانواده هایی که حزب بعث سرپرست های شان را دستگیر کرده بود، سر می زدند و تا آن جا که در توان داشتند نیازهای مالی آن
هکر 12 ساله از معلمش انتقام گرفت
دارد.ماموران فتا احتمال دادند ممکن است این کودک چنین کاری را انجام داده باشد بنابراین پسر دوازده ساله را به پلیس فتا فراخوانده و او اظهارات متناقضی را بیان کرد، اما زمانی که در مواجهه حضوری با معلم خود شاکی قرار گرفت به ناچار اعتراف کرد.پسر دانش آموز به ماموران گفت: معلمم همیشه طوری رفتار می کرد که گویی به رایانه تسلط کامل دارد. او نمی خواست قبول کند من با سن کمی که دارم در رایانه و اینترنت، تبحر
احمق ترین دزدان جهان
پلیس به همراه صاحب مغازه در محل مورد نظر حاضر شدند. یکی از مامورها پیش از اینکه در مغازه باز شود، نور چراغ قوه اش را از شیشه ویترین به داخل انداخت و ناگهان صورت مردی را دید که مخفیانه خم شده و در حال نگاه کردن به بیرون و افرادی است که دور مغازه جمع شده اند. دزد با دیدن ماموران از در پشتی مغازه پا به فرار گذاشت و مستقیم به طرف سالن برگزاری مراسم تشییع رفت و در تابوتی که آنجا بود، دراز کشید و خودش را
نجات پسر اعدامی از چوبه دار
به واحد اجرای احکام دادسرای ناحیه 27 تهران ارسال شد.در حالیکه دلاور در یک قدمی چوبه دار قرار داشت اولیای دم حاضر به رضایت شدند. با رضایت اولیای دم پرونده برای رسیدگی به جنبه عمومی جرم به دادگاه بازگشت.مرد جوان صبح امروز دوباره در شعبه 113 دادگاه کیفری پای میز محاکمه قرار گرفت و در دفاع از خود گفت: زمان درگیری هوا تاریک بود، برق هم رفته بود و نمی دانم چه کسی ضربه منجر به فوت را به سر محمدرضا زده و من بی گناهم.با آخرین دفاعیات متهم و وکیل او، قضات دادگاه برای صدور حکم قانونی وارد شور شدند.
دور زدن 20 میلیون تومانی عاشق تقلبی!
پای دختر و فروشنده به عنوان متهم و شاکی به کلانتری باز می شود. دختر در بازپرسی ها ماجرا را برای بازپرس تعریف می کند، خانواده دختر نگران و از همه جا بی خبر به دادسرا می آیند و به هر حال دختر با قید کفالت آزاد می شود، دختر قیافه پسر را چهره نگاری می کند و پسر تحت تعقیب قضایی قرار می گیرد تا معلوم شود اصلا تلفن همراه ایرانسل او به نام خودش است یا نه. تحقیقات قضایی درباره این پرونده همچنان ادامه دارد.
عاملان آتش زدن دختر دانش آموز پای میز محاکمه
دوستان فتانه نیز مشخص شد چندی قبل پسر جوانی در مسیر مدرسه از فتانه خواستگاری کرده بود. خواستگار کینه جو وقتی با جواب رد دختر دانش آموز روبرو شد فتانه را به مرگ تهدید کرده بود. با کشف این سرنخ ماموران سه پسر جوان را دستگیر کردند که آنها در تمام مراحل بازجویی ها منکر قتل شدند.بازپرس جنایی رباط کریم نیز با توجه به دلایل موجود در پرونده برای چهار متهم به نام های محمد، روح الله ، شهرام و محمدرضا قرار
جنازه زنم را در جنگل انداختم چون عاشق شمال بود
به نام معصومه را پس از ساعت ها شکنجه و بستن دست و پای او با زنجیر، کشت و دختر و پسر نوجوانش را به مسافرت اجباری فرستاد تا راز این جنایت فاش نشود. سه ماه بعد، دختر این مرد که از شکنجه های او خسته شده بود از خانه گریخت و به اداره آگاهی رفت و از پدر شکنجه گرش شکایت کرد. با شکایت این دختر و کشف فیلم 100 ساعته شکنجه معصومه به دست شوهرش، راز این جنایت فاش و بقایای جنازه زن میانسال در جنگل های
تبرئه از اتهام 20سال قتل و تجاوز
آفتاب : آفتاب: جسد به پزشکی قانونی انتقال یافت و تحقیقات ماموران ادامه یافت. در گزارش متخصصان پزشکی قانونی عنوان شد لیلا به دلیل ضربه مغزی جانش را از دست داده است اما نکته ای نشان می داد ضربه به عمد به سر مقتول وارد شده و آثار تجاوز روی بدن مقتول بود. پزشکان تایید کردند این دختر مورد آزار جنسی قرار گرفته است. 19روز بعد از آغاز تحقیقات اطلاعات محلی جمع آوری و مشخص شد پنج مرد جوان روز حادثه
این جرم ها غیر قابل گذشت است
جرایم غیرقابل گذشت، جرایمی است که تعقیب آنها به شکایت شاکی خصوصی نیاز ندارد و اگر شاکی نیز اعلام رضایت کند، مراجع قضایی نمی توانند به استناد رضایت شاکی، امر تعقیب و محاکمه و اجرای حکم را متوقف کنند.برای نمونه بزه هایی همچون خیانت در امانت، کلاهبرداری، قتل عمدی و سرقت از جمله بزه های غیرقابل گذشت است.ناگفته نماند در جرایم غیرقابل گذشت، رضایت شاکی از مواردی است که دادگاه می تواند مطابق آن مجازات
قاتل مادر شوهر و عروس در صحنه جنایت
شدند.قربانیان بی گناه این جنایت، زنی 85 ساله و عروس 53 ساله اش بودند که با اصابت ضربات جسمی سخت به قتل رسیده و عامل یا عاملان جنایت، بعد از سرقت طلاها و پول های آنها متواری شده بودند.از همان زمان، تحقیقات برای شناسایی سارق جنایتکار آغاز شد و ماموران با توجه به شواهدی که در محل جنایت بود، به این نتیجه رسیدند که عامل جنایت، یک نفر بوده است. چند روز بعد، ماموران متوجه شدند در همسایگی
عاملان قتل پای میز محاکمه
پلیسی ادامه داشت برادر حسین به ماموران مراجعه کرد و گفت : یکی از دوستانم امروز به من مراجعه کرد و مدعی شد زنی به نام مهناز از سرنوشت برادرم باخبر است.با کشف این سرنخ شناسایی زن جوان در دستور کار پلیس قرار گرفت. ماموران با تجسس های گسترده مهناز را در تهران شناسایی کرده و او را برای تحقیقات به اداره آگاهی منتقل کردند.زن جوان در بازجویی ها منکر هرگونه اطلاعی از سرنوشت حسن شد اما در ادامه لب به اعتراف
قتل پسر جوان به دلیل رابطه با زن متاهل!
دهد یک پسر است. یک ساعت بعد دوباره زنگ زد. گوشی را روشن کردم اما حرف نزدم پسر جوان قطع کرد. دوباره پیامک داد که فردا در میدان آزادگان منتظرم. من هم جواب دادم می آیم. متهم به قتل ادامه داد: صبح که داشتم سرکار می رفتم یک پنجه بوکس با خودم برداشتم تا اگر درگیری ایجاد شد، بتوانم از خودم دفاع کنم اما بعد پشیمان شدم و سر قرار نرفتم. دوباره پیامک داد که چرا نیامدی، گفتم با خواهرم در میان جاده هستم. گفت
جلوی بخشش به این شکل خطرناک را بگیرید!
26 فروردین ماه، جوان مازندرانی تا مرز قصاص رفت و درست چند لحظه قبل از آنکه طناب دور گردنش محکم شود، با بخشش اولیای دم از مرگ نجات پیدا کرد. موج رسانه ای این بخشش که به خبرگزاری های خارجی هم رسید، با واکنش های همدلانه ای در جامعه همراه بود که نه به اعدام اولیای دم را تحسین می کرد. بخشش هایی که 6 بار دیگر در گوشه و کنار ایران تکرار شد و البته دو مورد مشابه و قابل تامل در آنها شانس بیشتری برای رسانه
تایید حکم قصاص قاضی سابق دادگستری به اتهام قتل همسر سوم
هنگامی که از خانه خارج می شد، در خانه را قفل می کرد و دو همسر سابق وی نیز در طول زندگی با او بارها از سوی شوهرشان تهدید به قتل شده اند.همچنین پلیس در بازرسی از خانه متهم، دوربین های مداربسته ای کشف کرد که در آن متهم با ثبت تصاویر، رفتارهای لحظه به لحظه همسرش را در خانه مورد کنترل قرار می داد. اما تصاویر صحنه مرگ زن جوان به طور کامل از حافظه این دوربین ها پاک شده بود.با گزارش کارشناسان پزشکی قانونی و
جواهرفروش سرشناس دستگیر شد همراه با عکس وی!!
مخفیگاه خواستگار قلابی، وی چاره ای جز اعتراف به سرقت و کلاهبرداری های سریالی نداشت. این پسر جوان که بیکار است، در بازجویی ها گفت: بعد از شناسایی دختران دم بخت در وایبر و تانگو خودم را با نام فامیل یکی از جواهرفروشان معتبر معرفی می کردم و با آنها طرح دوستی می ریختم و پیشنهاد ازدواج می دادم. برای اینکه آنها را فریب دهم خودروهای مدل بالا از دوستان و آشنایانم برای چند ساعت به صورت امانت می گرفتم و به محل
دستگیری عوامل وحشت آفرینی در مترو
مستقر در مترو به آنها حمله کرده و قصد جانشان را داشته است که در همین موقع دو جوان دیگر نیز در حالی که یکی از آنها یک قلاده سگ همراه داشته، وارد ایستگاه مترو شده و راه را بر کارکنان و مسافران بسته اند. در ادامه مرد مهاجم با رها کردن سگ در محوطه ایستگاه باعث رعب و وحشت مسافران شده و سپس به سمت دختر جوانی حمله کرده که ماموران با وی درگیر شده و دختر مسافر را نجات داده اند. در حالی که تحقیقات در این
عروس نوجوان: 5 سال است که می گویم شوهرم را نکشته ام
دارم.در ادامه فرشید رفوگران در جایگاه قرار گرفت و گفت: ادعای موکل من به درستی مورد تحقیق قرار نگرفته و اینکه آیا سم یا دارویی در بدن مقتول وجود داشت یا نه بررسی نشده است ضمن اینکه موکلم در چند مرحله اظهارات ضدونقیض داشته و این نشان می دهد او در بازجویی ها واقعیت را نگفته است. ضمن اینکه از نگهبان مسجد که رفت وآمدها را کنترل می کرده نیز تحقیق نشده و ادعای موکل من در دادگاه نیز مورد بررسی قرار نگرفته است
30 فلیم سینمایی، تلویزیونی و انیمیشین در آخر هفته
می رود. قصه مادری را روایت می کندکه برای ادامه تحصیل به خارج ازکشور می رود و در این بین همسر او که از مهندسان پالایشگاه لاوان است طی حادثه ای فوت می کند. زن پس از بازگشت به دلیل ناراحتی های روحی ناشی از مرگ همسر تصمیم می گیرد، در این پالایشگاه مشغول به کارشود. بعد از گذشت چند سال پالایشگاه اراک دچار یک مشکل حیاتی می شود و او برای کمک به حل مشکل عازم این پالایشگاه می شود. در آنجا فرزندش
داستان زندگی زنی که در 17 سالگی شوهرش را کشت
. گفتم خانم بهتر است ببخشی آنطور که متوجه شده ام متهم، عروست است ونوه ای از او داری. قبول نکرد. گفت می خواهد حکم را اجرا کند. برای چنددقیقه ای اجازه دادم راضیه با مادرشوهرش صحبت کند. صحبت هایی که می کردند، نشان می داد اختلاف بین راضیه و شوهرش چیز پنهانی نبود و مادرشوهرش هم در جریان آن قرار داشت. دختر جوان التماس می کرد. می گفت تو که می دانی دوستش نداشتم، تو که می دانی اذیتم می کرد، تو که می دانی کتکم
شکار پسران پولدار در واتس آپ
به گزارش سیتنا، چندی پیش پسر جوانی با مراجعه به پلیس از یک دختر جوان شکایت کرد. او به ماموران گفت: یک ماه پیش در یک گروه در واتس آپ با دختر جوانی به نام مهسا آشنا شدم. من و مهسا پس از آشنایی در واتس آپ با یکدیگر قرار ملاقات گذاشتیم. ما چندباری با هم بیرون رفتیم. در آن مدت مهسا خیلی خوب و متین رفتار می کرد و آن قدر چرب زبانی کرد که من به او اعتماد کردم. به پیشنهاد خود مهسا به خانه ما
حفظ قرآن، شرط بخشش قاتل والدین
و بیدار شدم. در خانه دنبال منشأ بو گشتم تا اینکه به اتاق پدر و مادرم رسیدم. هرچه آنها را صدا زدم بیدار نشدند. من هم سریع برادرم را خبر کردم. ماموران در ادامه تحقیقات فهمیدند این زوج پسر دیگری به نام مهرزاد دارند که زمان حادثه در خانه نبوده. مهرزاد وقتی تحت بازجویی قرار گرفت، گفت: من شب از خانه خارج شدم و با یکی از دوستانم به پارک محل رفتم تا در آنجا ورزش کنم. بعد از اینکه برگشتم متوجه
پرستاران هفت تیر بدست
دستگیر می شود.با دستگیری متهم "امیر . الف" 38 ساله و کشف یک قبضه اسلحه کمری از وی، پرونده سرقت مسلحانه تشکیل و به دستور قاضی جمشیدی، بازپرس شعبه 12 دادسرای ناحیه تهران، متهم برای نجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.با ارجاع پرونده به اداره یکم پلیس آگاهی، کارآگاهان در تحقیقات خود اطلاع پیدا کردند متهم "امیر . الف" به همراه متهم متواری پرونده به نام "احسان . م" 24
محاکمه عموهای اسیدپاش امروز در دادگاه کیفری
خانواده زنده مانداما دختر جوانش به نام یثری که قرار بود تا چند روز دیگر به خانه بخت برود، تسلیم مرگ شد. به این ترتیب جستجو ها برای دستگیری عامل حادثه ادامه یافت تا این که عموی مقتول به نام یادگار به عنوان تنها مظنون پرونده بازداشت شد. اعتراف به متهم بودن برادر متهم با انتقال به پلیس آگاهی ایلام در بازجویی نقش خود را در اسیدپاشی انکار و برادر دیگرش اسفندیار را عامل آن
سارق طلافروشی در نیشابور دستگیر شد
کمکی دیگر در محل حاضر و با محاصره مغازه و اتخاد تمهیدات پلیسی با شماره تلفن مالک مغازه تماس برقرار می کنند. فرمانده انتظامی نیشابور ادامه داد: با حضور مالک قفل گشوده و با ورود به مغازه متهم که یک جوان 25 ساله بود با سرعت عمل پلیس دستگیر و با بررسی های به عمل آمده مشخص شد که وی از طریق کانال کولر وارد مغازه شده است. حسینی با ابراز تاسف از رعایت نکردن استاندارد و توصیه های پلیس
هلیا کوچولو قربانی اعتیاد پدر و مادر
زن جوانی که متهم است دو سال قبل کودک 20 ماهه خواهرشوهرش را به قتل رسانده بود، بعد از نجات از مجازات قصاص در جلسه دادگاه باردیگر حادثه را شرح داد. به گزارش جوان، اردیبهشت ماه سال 91 بود که مأموران پلیس تهران از مرگ مشکوک نوزاد 20 ماهه ای به نام هلیا در بیمارستان رسول اکرم با خبر شدند و دست به تحقیق زدند. بررسی ها نشان داد که کودک، چند روز قبل بر اثر اصابت جسم سخت به سرش به
سارق حرفه ای در لاین دختران را شکار می کرد
لاین ادامه دادم و توانستم اعتمادش را به خود جلب کنم. بعد طبق نقشه مان، شاکی را به بهانه تفریح به خارج از شهر بردم که پسرعمه ام به آنجا آمد و پس از تهدید ساختگی اموال دختر جوان ر ا به سرقت برد. از اموال دزدی فقط 200 هزار تومان نصیب من شد و بقیه نزد پسرعمه ام ماند. با ثبت اظهارات متهم، دیگر همدست وی نیز تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و دو روز پیش در خانه اش دستگیر و در بازرسی از آنجا بخشی از اموال
بولتن موسیقی ؛ مجلۀ خبری روزانۀ موسیقی (23بهمن)
مشخص و هدفمند بیان می کنند. فیلم می تواند قصه گو نباشد با این وجود مفهوم زیبا و عمیقی را بیان کند اما فیلمی که نه قصه دارد نه مفهوم خاص، به نظرم در ظرف سینما قرار نمی گیرد. اینگونه فیلمسازی را آفتی برای سینما می دانم که چند سالی است در سینمای ایران باب شده و در جشنواه سی و سوم هم بخشی از فیلم ها دارای چنین خصوصیتی بودند. او در ادامه افزود: در میان فیلم های جشنواره سی و سوم که قصه گو
محکومیت مرد دامپزشک به اتهام قتل نوزاد 2 ماهه
در این پرونده سعید متهم است 20 بهمن ماه سال 89 با سم سیانور دختر دو ماهه خود را با سم سیانور به قتل رسانده است.با تکمیل تحقیقات پرونده برای محاکمه به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و همزمان مادر رؤیا با مراجعه به دادگاه به عنوان اولیای دم رضایت خود را اعلام کرد.هفته گذشته جلسه محاکمه مرد فرزند کش در شعبه 74 و به ریاست قاضی اصغر عبداللهی برگزار شد.در ابتدای این جلسه نماینده دادستان با
قاتل :دخترم را با چاقو کشتم و بعد با بنزین آتش زدم
، هویت این دختر جوان آشکار شد و ماموران تحقیقات از خانواده وی را آغاز کردند که در این بین کارآگاهان مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی به رفتار و وجود تناقض در گفتار پدر این دختر مشکوک شده و وی را بازداشت کردند، پس از بازداشت متهم و انتقال وی به مقر پلیس آگاهی، وی ابتدا هرگونه ارتکاب قتل یا دست داشتن در آن را تکذیب کرد و مدعی شد که از سرنوشت دخترش بی خبر بوده اما پس از مواجهه با ادله پلیسی و شواهد موجود
هادی غفاری: حمید روحانی کجای انقلاب بوده؟
صنایع سنگین رای ندهند. در روز رای اعتماد، نبوی خطاب به نمایندگان گفت که به جز 4 نفری( شیبانی، دعایی، خانم رجایی و غفاری) که از من ماشین نگرفتند، بیاید اینجا و به همه اعلام کند که او هم از وزارت صنایع ماشین نگرفته است. خودتان از من ماشین گرفتید و بعد مرا متهم می کنید؟ این جمله باعث شد نبوی رای بیاورد، رای خوبی هم بیاورد. یکبار دیگر هم غرضی تعداد تلفن هایی که به نمایندگان مجلس واگذار کرده