سایر منابع:
سایر خبرها
روایت عجیب جهادگر کرونایی از قاچاق مشروب تا نجات جان بیماران
: من خودم را سرباز این مرد می دانم. ممنون که این خبر را به من دادید و خدا را شاکرم. نیت این بنده خدا خالص بود و شک ندارم که نظرکرده خداست. آن زمان نظرنیروهای ضابط اعمال اشد مجازات برای ایشان بود و یادم می آید که هجمه سنگینی هم علیه من ایجاد شد. اما من به قولش اعتماد کردم و خوشحالم که به تعهدش پایبند مانده و حالا یکی از آدم های نیک روزگار است. دوست دارم من هم در کارهای خیرشان شریک شوم. انشاالله زودتر دیداری فراهم شود و شخصا بگویم آماده ام تا در کار خیر، او فرمانده باشد و من سربازش. انتهای پیام/ ...
هواداران هاشمی نسب را تشویق کردند، پروین با او چپ شد!
احترام حرفی نمی زنیم وگرنه ماه پشت ابر نمی ماند و مردم و هواداران همه چیز را می فهمند. یعنی پروین در تمام این سال ها نه برای شما و نه هیچ بازیکن یا پیشکسوت دیگری حرکت مثبت انجام نداده؟ این کمی بی انصافی درباره او نیست؟ اصلاً به عنوان نمونه خود من. او برای من چکار کرده؟ وقتی سال 72 به پرسپولیس آمدم، پروینی وجود نداشت و وقتی هم رفتم آری هان سرمربی بود. او نه باعث شد به پرسپولیس
عکس لورفته از دوران حاملگی بهاره رهنما در کانادا + فیلم
صحنه یک نمایش تئاتر با بازی بهاره رهنما ، و تگ کردن این هنرمند و همسر سابقش پیمان قاسمخانی دوباره سوژه رسانه ها شد به طوری که بعد از مدتی این تصویر را حذف کرد. ازدواج مجدد بهاره رهنما پس از جدایی از پیمان قاسمخانی خبر داغ بسیاری از رسانه ها شده بود که با این اتفاق دوباره بر سر زبان ها افتاد. آزاده نامداری احتمالا بدون اینکه بداند این دو نفر از هم جدا شده اند و حتی بهاره رهنما
گزارشی از حال وهوای نقاهتگاه بیماران کووید19 در مشهد/ کاشانه ای برای نقاهت
کارکنان مرکز داوطلبانه و جهادی در این مرکز حضور دارند. این نقاهتگاه از 26 اسفند با توجه به نیاز مراکز بیمارستانی شروع به کار کرده است و خدمات دهی آن همچنان ادامه دارد. من کرونا ندارم! وارد آسایشگاهی می شویم که ظرفیت پذیرش 20 بیمار را دارد. در هر اتاق دو یا سه تخت قرار داده اند و بیماران هر کدام مشغول به کاری هستند. پیرمرد روی تخت به خواب رفته است که با صدای ما بیدار می شود.
حقوق بشر آمریکایی یعنی چه؛ بچّه ی پنج ساله را دستبند می زنند! حقوق بشر اینها این است
اوّل، پروازهای نیروی هوایی بود که به ملّت روحیّه داد. بنده آن وقت نماینده ی مجلس بودم، [وقتی] رفتم در مجلس و تعداد سورتی های(7) پروازی که اینها کرده بودند گزارش دادم، همه از تعجّب دهانشان باز ماند؛ این همه حرکت، با این عظمت! خبر هم پخش شد و در سراسر کشور مردم احساس کردند. در طول زمان هم همین جور بود؛ در عملیّاتهای مختلفی که چه ارتش، چه سپاه انجام دادند -بخصوص عملیّاتهای مهمّی مثل والفجر 8 و کربلای
قصه های قرآنی (3)؛ پرسش ها و پاسخ های خواندنی از داستان حضرت آدم (ع)
، گویی همه مردم را زنده کرده است و به یقین فرستادگان ما برای آنان (بنی اسرائیل) دلایل روشنی آوردند. سپس بسیاری از آنان پس از آن در روی زمین بیش از حد به فساد و خونریزی پرداختند (63 ). مورخان و راویان اهل سنت گفته اند که آدم و حوا وقتی در زمین قرار گرفتند، خداوند اراده کرد که نسل آنها را پدید آورد و در سراسر زمین منتشر کند. پس از مدتی حوا آبستن شد و در اولین وضع حمل از او دو فرزند، یکی
گفتند برای بیمارستان داوطلب هست، شما به غسالخانه می روید؟
نگرانی شان کمتر شود. ظهیری می گوید هر روز را با تهدید مادر خانمش آغاز می کند: مادر خانم بنده با ما زندگی می کند. می داند مادرم در جریان کار من در غسالخانه نیست. مدام تماس می گیرد و می گوید می آیی خانه یا به مادرت تماس بگیرم؟ خلاصه این که همسرم مامور آرام کردن و دلداری دادن به ایشان شد. راستش حسرت رفتن به سوریه و دفاع از حرم در دلم مانده بود. خانمم به مادرش این را گفته بود و ایشان از آن روز
گفتند برای بیمارستان داوطلب هست، شما برای غسل اموات کرونایی می روید؟ + تصاویر
بیماری من را شفا داده اند. با این حال هر روز قبل از خارج شدن از خانه با مادرم تماس تصویری می گیرم. بعضی وقت ها اگر وسط روز تماس بگیرد خودم را به جایی می رسانم که بتوانم چند کلمه ای با تصویر صحبت کنم که نگرانی شان کمتر شود. ظهیری می گوید هر روز را با تهدید مادر خانمش آغاز می کند: مادر خانم بنده با ما زندگی می کند. می داند مادرم در جریان کار من در غسالخانه نیست. مدام تماس می گیرد و می
شهیدی که تاریخ ولادت و شهادتش یک روز و یک ساعت بود
می افتاد. بنده هم مانند همه آنهایی که به این سعادت نائل نشدند پاسخم به این سؤال درونی خودم منفی بود و می گفتم زود است، هنوز می توانم در جبهه ها باشم و فلان کنم و چنان کنم. من بلااستثنا از همه همرزمانم که می پرسم می گویندکه با این سؤال درونی مواجه شده اند. و همه آنهایی که شهید نشده اند گفته اند نه. من سؤالم از شهید این است که چگونه این قدر عالمانه و فوری به این سؤال درونی خودتان پاسخ دادید و
گفت وگو با طلبه ای که همسر باردارش را حین کار جهادی از دست داد
همه این مردم عزیز دعا می کنم. داغ سنگین همسر و فرزندانم باعث شد مردم بیشتر متوجه تلاش طلبه ها بشوند وی ادامه داد: خدا را شکر می کنم که این مصیبت هرچند برای بنده سنگین بود ولی باعث شد مردم بیشتر متوجه بشوند که طلبه ها چه طور با جان و دل زحمت می کشند، البته منظورم خودم نیستم من کاری نکرده ام. الگوی من حاج قاسم است، هرگز میدان جهاد را خالی نمی کنم این روحانی جوان
مناظره داغ دهراب پور، هدایت اکبری ، آشنا و احمدی کیش؛ پشت پرده استیضاح شهردار یاسوج لو رفت / سندی که ...
r/> بنده دنبال چالش نیستم اما هر جا دیدم منافع مردم در خطر است به ناچار برخوردهایی می کنم که باعث اتهام ماجراجویی و چالش زایی به خودم می شود. شروع کار ما در این شورا آغاز مبارکی برای خدمت به مردم نبود و با اختلاف شروع کردیم. عامل اختلاف ما مسأله انتخاب شهردار و وجود ایشان بوده است. هر شش نفر همکاران در انتخاب شهردار نقش داشتند ولی بنده رأی ندادم. پس از گذشت دو سال در 98 به این نتیجه رسیدم ی
بوی کافور، عطر بهارنارنج
را به سوریه ببرید. گفتند اصلا امکان حضور خانم ها نیست. وقتی که برای غسالی با من تماس گرفتند و خواستند کسی را معرفی کنم احساس کردم باید بگویم: خودم. وقتی می خواستم از همسرم اجازه بگیرم اشک می ریختم و یاد بچه هایی افتادم که زمان جنگ می خواستند از پدر و مادرشان اجازه بگیرند. همسرم گفت می دانم که این کار برای شما واجب کفایی است، اگر تجهیزات هست مشکلی نیست. ما به دعای مردم محتاجیم تا از خداوند بخواهند
هفت مرد جهادگر از یک خانه آمده اند
. لبخند از روی لبانش محو نمی شود وقتی می پرسم چطور پسرها این طور دنباله رو شما شدند؟ می گوید: به لطف خدا و چشمان پرفروغش را به همسرش می دوزد و می گوید: دلیل دیگر اینکه چون مادر خوب و مهربانی آن ها را تربیت کرده است. او همیشه کنارمان بوده و ما را تشویق کرده تا کمک حال مردم باشیم. طاهره خانم متوجه تعریف های آقا یوسف می شود و خودش را به نشنیدن می زند. درحالی که از این همه قدرشناسی همسرش بغض کرده
سوگواران خاموش
نگران خانواده برادر بودند. برادر او و همسرش کرونا داشتند. کاش مادربزرگ نمی مرد در شرایطی که کرونا مدل خاکسپاری و سوگواری را هم تحت تأثیر قرار داده است، دوست ندارند عزیزی را از دست بدهند. مادربزرگ پروین چند ماهی است که در بستر بیماری است. مدتی را در بیمارستان بستری بود و با گسترش کرونا، او را به خانه منتقل کردند. مادربزرگ بدون اکسیژن نمی تواند نفس بکشد اما پروین ترجیح می دهد او تا