سایر منابع:
سایر خبرها
تاثیر قصه بر رفتار کودکان
حدیث نازاریان / میرملاس : قصه ناب ترین و خالص ترین بخش ادبیات است،چرا که فرد را به دورانی پیش از پیدایش تفاسیر و تعابیر امروزی می برد . قصه ها شادند، سرگرم کننده اند،نمایشی انداما فراتر از همه معرفت را به شکلی دلپذیرمنتقل میکنند.تقریبا همه ی این قصه ها به بایگانی نهانی قلب [...] حدیث نازاریان / میرملاس : قصه ناب ترین و خالص ترین بخش ادبیات است،چرا که فرد را به دورانی پیش از پیدایش تفاسیر و تعابیر امروزی می برد . قصه ها شادند، سرگرم کننده اند،نمایشی انداما فراتر از همه معرفت را به شکلی دلپذیرمنتقل میکنند.تقریبا همه ی این قصه ها به بایگانی نهانی قلب انسان تعلق دارند،نام سراینده شان از یاد رفته،اما پیامش هنوز وجود دارد.بگذارید با طلسمی چهار کلمه ای،از میان سنت ها و افسانه های قاره ها بگذریم.چهار کلمه ای که در کودکی شنیدهایم و هرگز از یاد نخواهیم برد،یکی بود،یکی نبود..... شاید نخستین قصه،قصه آدم و حوا باشد که با فریب شیطان از بهشت خدا رانده شدند.شاید حضرت آدم به عنوان اولین قصه گو،بارها قصه رانده شدن خویش را از بهشت را برای فرزندانش تعریف کرده باشد تا عبرت بگیرند و فریب نخورند.هرچه باشد قصه اززمانی متولد شده است که انسان به وجود آمده و تا زمانی که انسان هست،قصه هم خواهد بود.علاقه به قصه را خداوند در نهاد انسان نهاده است،زیرا خداوندی که از زیر و بم آفریده خود دقیقا آگاه است،در تمام کتابهای آسمانی به زبان قصه سخن گفته است.اهمیت زبان قصه در آخرین معجزه حضرت حق تا بدانجاست که حضرت علی (ع)،گاه در فرموده های خویش قرآن را تمام قصه خوانده اند. به عبارت دیگر،یکی از رویکردهای مهم کتابهای مقدس انجیل و قرآن برای آموزش شیوه های درست زندگی و کشف حقایق استفاده از استعاره ها،حکایت هاو قصه های اقوام و مردمان مختلف است به همین دلیل همواره یکی از عمده ترین و رایج ترین راه های انتقال تجربه و سرگرمی،قصه گویی و گوش سپردن به قصه ها بوده است. مردان و زنان خردمند در روستاها قرن ها از تمثیل و قصه استفاده کرده اند تا به سوالی پاسخ گویند یا موضوع پیچیده ای را توضیح دهند.این بخشی از فرهنگ شفاهی بود و سالمندان با قصه گفتن میتوانستند خرد و حکمت خود را در اختیار دیگران بگذارند .قصه های آنها از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است .قصه یا داستان به نوشته ای گفته میشود که فکر نویسنده ی آن در قالب حکایتی به خواننده عرضه میشود، خواه داستان جنبه ی تخیلی و غیر واقعی داشته باشد خواه واقعیات زندگی با جامه ی تخیل مزین شده ، قصه ابزار بسیار مناسبی برای کمک به رشد کودک است که در صورت غفلت، ضربه های جبران ناپذیری از این راه متوجه کودک خواهد شد. کودکان با شنیدن قصه های نامناسب، جوانانی بیاراده، ترسو و ضعیف النفس خواهند شد. در مقابل قصه های مناسب میتوانند افرادی مسئول، شجاع و با اراده پرورش دهند. قصه میتواند به ایجاد تغییراتی در نگرش نسبت به خود منجر شود؛ زیرا آگاهی نسبت به تجربه های خوشایند و ناخوشایند دیگران، باعث رهایی از درد و رنج و افزایش امید میشود. در دنیای پست مدرن قصه و داستان فضای آزادی برای عمل کردن به حساب می آیند؛ به همان سادگی که داستان فرصتی برای ابتکار عمل دوباره فراهم می آورد، قصه گو نکاتی را در مییابد که در تجربه های شخصی او، در پیوند داستانش با داستان های دیگران و نیز در پیوند داستانش با داستان های بزرگتری از فرهنگ و انسانیت ریشه دارد، درک اینکه همه ما شخصیت هایی در داستان یکدیگر هستیم و این داستان ها ما را در عمل پیش میبرند قصه گویی هنر گوش دادن را تقویت میکند و چنانچه قصه ای که برای کودکان نقل میشود ارزش شنیدن داشته باشد، آنان مشتاق یادگیری کلیدهایی میشوند که نمادها برای آنها می گشایند و معنا می کنند. کودک کاملاً با شخصیت ها و حوادث مستقل قصه همراه میشود و آنها را با دیگر موقعیت های زندگی روزمره خود همسان می پندارد. شنیدن قصه امکان تصویرسازی را برای کودک فراهم میسازد. کودک با شنیدن قصه، صحنه ها، اعمال و شخصیت های آن را خلق میکند و این توانایی بر رشد شناختی و اجتماعی کودک تاثیرمثبتی دارد در میان فیلسوفان باستان، افلاطون نخستین اندیشمندی است که بر اهمیت قصه برای کودکان و نوجوانان در کتاب مشهور خود̎ جمهوری̎ تاکید کرده است. رویکردهای داستانی در روانشناسی تاکنون بر چند محور زیر متمرکز بودهاند: 1. استفاده از قصه به مثابه یک فن درمانی در روان درمانی فردی و خانوادگی 2. استفاده از قصه در جایگاه ابزار تشخیصی 3. استفاده از قصه در حکم روشی برای پرورش توانایی های کودکان بر همین اساس، نوشته حاضر قصه گویی را به عنوان روشی برای درمان مشکلات رفتاری کودکان مد نظر قرار داده است. ناخن جویدن ناخن جویدن عادتی است که بسیاری از بچه ها دارند و گاهی اوقات تا آخر عمر ادامه می یابد. در اغلب موارد، ناخن جویدن ، واکنشی است در مقابل تنش. در مواقع تنش زا ،هم بچه ها و هم بزرگسالان دستشان را به دهانشان می برند یا به صورت خود دست می زنند. این واکنش به یاد آورنده ی پستان مادر و ارتباط آن با احساس آرامش و امنیت است. ناخن جویدن یکی از رفتارهای ” دست به دهانی ” است که انسان را آرام می سازد. ممکن است کودک در مدرسه یا حتی به خاطر واقعه ی خاصی مثلا جشن تولدی که در پیش است، یا احساس کمرویی در جمع افراد نا آشنا،نگران و مضطرب باشد. وقتی بچه ها مشکلی را به شکلی منفی ابراز می کنند، والدین بایستی صبور باشند. وظیفه ی شما به عنوان والدین این است که اطمینان حاصل کنید که استعدادهای بالقوه ی فرزندتان به حداکثر شکوفایی خود می رسند. اگر گیاهی آنطور که باید و شاید رشد نکند، باغبان آن را به خاطر ماهیت بدش سرزنش نمی کند. باغبان به خوبی می داند که چیزی در محیط وجود دارد که مانع رشد مناسب گیاه شده است. بنابراین ، لازم است زمانی که با چنین مشکلات رفتاری مواجه می شویم قابلیت سازندگی خود را به یاد بیاوریم. قصه خرگوش کوچولو روزی روزگاری ، باغی بود با گل ها و گیاهان زیبا. باغبان از کار و زحمتی که در باغ کشیده بود، خشنود و راضی بود. گیاهان باغ قشنگ بودند و همه نوع رنگ و شکلی در آنها دیده می شد. برگ ها و شاخه ها به شکل طبیعی خود بودند. باغبان می دانست که چه موقع باید شاخه های کوچک خشکیده را بچیند. او آنها را هر هفته با یک قیچی باغبانی می چید تا ظاهر گیاهان هم سالم و بی نقص باشد. روزی خرگوش کوچولویی با دندان های بلند سفید به باغ آمد. خرگوش کوچولو خیلی کوچک بود و چیزی درباره ی باغبانی نمی دانست. نمی دانست که باید گل ها و گیاهان را به حال خودشان بگذارد تا درست رشد کنند. می دانید، او هنوز کوچکتر از آن بود که بداند بعضی از گیاهان را نباید گاز زد. بنابراین شروع کرد به گاز زدن و جویدن اولین شاخه ای که دید. ملچ ملوچ، ملچ ملوچ . جویدن برگ ها و شاخه ها به او احساس خوبی می داد. همین که یکی از گل ها را می جوید به سراغ دیگری می رفت. ملچ ملوچ ، ملچ ملوچ . دست کم ده ردیف از گیاهان باغ را جوید. روز بعد، باغبان از خانه بیرون آمد تا برود و باغ را ببیند. باغبان همیشه خوشحال بود ، زیرا باغ و گیاهان قشنگش را دوست می داشت. هر روز به آنها نگاه می کرد. آنها را تمیز نگه می داشت و می شست. این کار برای سالم و زیبا نگه داشتن گل ها لازم بود. علاوه بر این ، می دانست که هر کس به دیدن باغ بیاید ، مثل او از دیدن گیاهان زیبا لذت خواهد برد. اما آن روز، وقتی که باغبان به داخل باغ قدم گذاشت ، ناراحت شد چون دید که کسی هر ده تا ردیف گیاهان را جویده و خورده است. نوک آنها خیلی کوتاه شده بود و ظاهر گل ها و سبزه ها را زشت و ناقص کرده بود. وقتی که بازدید کنندگان هم برای دیدن گل ها به باغ امدند خیلی ناراحت شدند. آنها آمده بودند تا گیاهان زیبا را ببینند ، اما همه گیاهان زشت و جویده شده بودند. خرگوش کوچولو که همان اطراف بود متوجه شد که باغبان خوشحال نیست. رفت و در کنار او نشست و پرسید :” چرا ناراحتی؟ ” باغبان گفت : ” یک نفر گیاهان زیبای مرا جویده است.” خرگوش کوچولو سرش را پایین انداخت و به آهستگی گفت : ” متاسفم آقای باغبان. من بودم که گیاهان شما را جویدم.” باغبان با ناراحتی گفت :” اما آنها گل های زیبایی بودند. نگاه کن حالا چقدر زشت شده اند.” خرگوش کوچولو به نوک گیاهان آن ده ردیف نگاه کرد و دید که دیگر زیبا به نظر نمی رسند. خرگوش کوچولو گفت : ” متاسفم آقای باغبان. بعضی وقت ها نمی توانم جلوی خودم را بگیرم. حتما باید چیزی را بجوم و این ده ردیف گیاهان باغ دم دستم هستند. چکار می توانم بکنم ؟ “ باغبان بلند شد و خرگوش کوچولو را به گوشه ای از باغ برد و گفت : “نگاه کن، من این گوشه ی باغ هویج کاشته ام. هر وقت احساس کردی دلت می خواهد چیزی را گاز بزنی و بجوی، می توانی این هویج ها را بجوی.” خرگوش کوچولو سرش را تکان داد. باغبان گفت : ” اما آن گیاهان را به حال خودشان بگذار تا رشد کنند.” خرگوش کوچولو گفت : ” آیا می توانم برای آن سبزی های بیچاره ای که جویده ام کاری بکنم؟.” باغبان لبخندی زد و گفت : ” بله می توانی.تو می توانی مراقب آن ده ردیف گیاه باشی و هر وقت به اندازه کافی بزرگ شدند به من بگویی تا آنها را با قیچی باغبانی بچینم و مرتب کنم. تو به من نشانشان می دهی و من آنها را می چینم. بعدها که کمی بزرگتر شدی به تو یاد می دهم چگونه خودت این کار را انجام بدهی.” خرگوش کوچولو خیلی هیجان زده شد و باغبان را در آغوش گرفت. باغبان لبخندی زد و یک هویج آبدار به او داد. خرگوش کوچولو از باغبان تشکر کرد و با دندان های سفید بزرگش گاز بزرگی به هویج زد. ملچ ملوچ ، ملچ ملوچ. درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
رونالدو: من بهترین بازیکن جهانم، حتی خیلی بالاتر از لیونل مسی
بازی های خیلی مهم را تماشا می کنم. چون تماشای همه بازی ها خیلی وقت زیادی می گیرد. باید یا روزها تمرین کنم یا بازی انجام دهم. مصاحبه هم دارم و باید در برنامه های تبلیغاتی حاضر شوم. غیر از این باید با پسرم هم بازی کنم. شنا کنم یا خرید بروم. *نظرتان در مورد بزرگ ترین نقطه ضعف خود چیست؟ خیلی نقطه ضعف دارم که همه هم می دانند. مثلا بعد از باخت ها، مسلما خیلی عصبانی هستم. این جزو رفتارم است. هر کسی مرا بشناسد، این نکته را خوب می داند. ترجمه: محمدرضا سروش
برای ستاره شدن در سینما شاید خانه مجردی بیشتر به کار می آید/ سریال دلنوازان یک تنه فارسی وان را له کرد/ ...
داشتنی هستی و می توانی در فروش فیلم نقش بسزایی داشته باشی. حرف غیر عادی نمی زنم،9 سال برند مطرح استخری در تلویزیون را دارم در نظرم می گیرم. به نظر من، زمان این بهره برداری، همان 6-5 سال پیش، بعد از دلنوازان و فاصله ها بود. **** وقتی خمیره بازیگری، شکل می گیرد و چهارتا طرفدار پیدا می کند، آنقدر از او کار می کشند و آنقدر از او پول در می آورند که بازیگر مورد نظر ممکن است خودش
برایتنر: دایی یک گلزن تمام عیار بود/ هاشمیان فوق العاده بود و از بازی کریمی لذت می بردم
در فینال سال 1999 در بازی بایرن و منچستر دایی می توانست بازی کند و شاید هم گل بزند و ایرانی ها خیلی علاقمند بودند که او بازی کند، گفت: در آن زمان من هم آرزو می کردم که دایی در آن دیدار بازی کند. پل برایتنر در واکنش به این سؤال که شما در دو فینال جام جهانی گل زده اید نظرتان در این باره چیست، گفت: حس قهرمان شدن در جام جهانی غیرقابل وصف است بزرگترین لحظه در دوره بازیگری من آن پنالتی نبود
ضمانتی برای اجابت دعای عاقبت به خیری
دارد. آقا جان! شما که می دانید، شما که عین الله النّاظره هستید و اوضاع من بیچاره را می بینید، امّا چون بناست که به شما عرضه شود، بیان می کنم، آقا جان! وضعم خراب است، به دادم برس. آقا را قسم بده، بگو: آقا! به جان مادرت نرجس خاتون(س) به دادم برس. *امام زمان(عج) کدام کار را از جوانان خیلی می پسندند؟ این شب ها هم چون آقا مصیبت زده هستند، بعد از سلامت، یک چیزی هم بگو، بگو: آجرک
رهبر انقلاب مانیفست رابطه با استکبار را به بهانه برجام صادر کردند/ اصغر زاده از طرف خودش عذرخواهی کرد نه ...
از این کار بودند، نکته دیگری که در این زمینه حائز اهمیت است بحث رقابت گروهک ها در آن مقطع زمانی است، گروه های مسلحانه که هم سازمان منافقین و هم گروه های چپ گرا بودند دچار بحران های زیادی بودند و تصفیه های زیادی در آن ها انجام شده بود. فارس: فکر می کنم اوج این مسائل از سال 54 به بعد بود؟ ضرغامی: بله؛ از سال 54 به بعد که سازمان منافقین به یک مجموعه مارکسیستی استحاله شد، چریک
سرگذشت جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
یونان بروم. موضوع را با یکی از دوستانم در میان گذاشتم و قرار شد او هم مرا در این سفر همراهی کند. سه هزار دلار ردیف کردم و به شریکم گفتم که می خواهم به آلمان بروم و اگر برنگشتم حق شراکتم را بدهد به خانواده ام. بعد از اینکه ساک و وسایلم را جمع و جور کردم راهی شدم به سوی استانبول. شهری زیبا و البته خیلی شلوغ، خیابان های استانبول پر از مسافران ایرانی، افغانی و سوریه ای بود. چند
معاون خبرگزاری فارس: مشکل احمدی نژاد اطرافیان او بودند که آقای زیبا کلام از آنها دفاع کرد
هایم نیز گفتم که دیوار آمریکا ستیزی ترک برداشته و در عمل هم آنچه درباره سوریه صورت می گیرد و اینکه از ایران هم دعوت شده تا در کنفرانس مربوط به سوریه شرکت کند نشان می دهد که ما در عرصه تنش زدایی سیاست خارجی قدم برمی دارد. وی با تاکید بر این که هیچ اقتصاد دولتی در دنیا نتوانسته موفق عمل کند که ما این طور باشیم، افزود: ترکیه در سال میلادی گذشته 150 بیلیارد دلار صادرات داشته، کشوری که نه
چرا بعضی ها از خواستگاری و ازدواج پشیمان می شوند؟
پدرم را مقصر می دانم. همه اش به خاطر سخت گیریهای او بود. الان اصلا حال خوبی ندارم نه شوهرم را دوست دارم نه زندگیم را اما دلم نمی خواهد به شوهرم خیانت کنم، چون با پول او دانشگاه رفتم. طلاق هم نمی توانم بگیرم نه راه پس دارم نه پیش شما را بخدا بگوئید چیکار کنم؟ علی علیه السلام: " ای بندگان خدا از سرایی کوچ کنید که سرانجام آن نابودی است مبادا آرزوها بر شما چیره گردد. مپندارید که عمر طولانی
جهرمی: اختلاسی در کار نبود / دروغ "بابک زنجانی" فاش شد
هایتان شروع می کنم. شما خیلی جوان بودید که استاندار شدید. بله، 23 سالم نشده بود که برای استانداری انتخاب شدم، ولی قبلش فرماندار نور و آمل و معاون سیاسی- اجتماعی استان مرکزی که آن زمان، قم زیرمجموعه این استان بود، طی دو سال و اندی مسوولیت داشتم. با توجه به سنی که داشتید، مسوولیت های بزرگی به شما واگذار می شد. البته گفته می شود که شما در همان دوره دیپلم هم نداشتید. نخستین بار است
ماجرای جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
ماه پیش که در اخبار دیدم آوارگان و مهاجران سوری از طریق ترکیه به اروپا می روند تصمیم گرفتم که خودم را به منطقه ادرنه - شهرمرزی نزدیک به یونان- برسانم و همراه آنان به یونان بروم. موضوع را با یکی از دوستانم درمیان گذاشتم و قرار شد او هم مرا در این سفر همراهی کند. 3هزار دلار ردیف کردم و به شریکم گفتم که می خواهم به آلمان بروم و اگر برنگشتم حق شراکتم را بدهد به خانواده ام. بعد از
سفر به زیباترین شهر فرانسه(عکس)
اینترنتی این سفارتخانه انجام می گیرد. در زمان تعیین شده باید به همراه مدارک لازم در سفارتخانه فرانسه واقع در خیابان نوفل لوشاتو حاضر شوید. شما می توانید برای سفر به این شهر از خطوط هواپیمایی لوفت هانزا یا ترکیش استفاده کنید. سومین شهر فرانسه را از یاد نبریم دیدار از دو چهره زیبای لیون در محل تلاقی دو رودخانه زیبا در میانه هایش هر لیون،بزرگ ترین پروژه توسعه شهری در
جوان ایرانی که در مرز یونان گرفتار داعش شد
دیدم آوارگان و مهاجران سوری از طریق ترکیه به اروپا می روند تصمیم گرفتم که خودم را به منطقه ادرنه - شهرمرزی نزدیک به یونان- برسانم و همراه آنان به یونان بروم. موضوع را با یکی از دوستانم درمیان گذاشتم و قرار شد او هم مرا در این سفر همراهی کند. 3هزار دلار ردیف کردم و به شریکم گفتم که می خواهم به آلمان بروم و اگر برنگشتم حق شراکتم را بدهد به خانواده ام. بعد از اینکه ساک و وسایلم
سرگذشت جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
- برسانم و همراه آنان به یونان بروم. موضوع را با یکی از دوستانم در میان گذاشتم و قرار شد او هم مرا در این سفر همراهی کند. سه هزار دلار ردیف کردم و به شریکم گفتم که می خواهم به آلمان بروم و اگر برنگشتم حق شراکتم را بدهد به خانواده ام. بعد از اینکه ساک و وسایلم را جمع و جور کردم راهی شدم به سوی استانبول. شهری زیبا و البته خیلی شلوغ، خیابان های استانبول پر از مسافران ایرانی، افغانی و سوریه ای
سرگذشت جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
یونان - برسانم و همراه آنان به یونان بروم. موضوع را با یکی از دوستانم در میان گذاشتم و قرار شد او هم مرا در این سفر همراهی کند. سه هزار دلار ردیف کردم و به شریکم گفتم که می خواهم به آلمان بروم و اگر برنگشتم حق شراکتم را بدهد به خانواده ام. بعد از اینکه ساک و وسایلم را جمع و جور کردم راهی شدم به سوی استانبول. شهری زیبا و البته خیلی شلوغ، خیابان های استانبول پر از مسافران ایرانی، افغانی و
اگر تمام فرزندانم پسر بود به جبهه می فرستادم
دفاع پرس: دستانش می لرزید و به سختی راه می رفت؛ می گفت چند بار عمل جراحی کرده ام. برعکس ظاهر پیر و شکسته اش، در میان صحبت هایمان او را زنی قوی و شجاع شناختم. دو فرزند، داماد و برادرهمسرش به شهادت رسیدند. در طول مصاحبه گریه یا شکایتی نکرد و بالعکس با شوخی و خنده مقاومت خود را اثبات می کرد. او 32 سال است که مادر شهید است. در ادامه گفت و گوی صمیمانه خبرنگار ما با محترم عباس زاده مادر
سعودی ها باید مسئولیت امنیت حج را بپذیرند/وضعیت غرامت جانباختگان
زیر پای بقیه بودند، نیروهای سعودی فقط محل حادثه را قفل کرده و از ورود نیروهای امدادگر به محل حادثه جلوگیری کرده بودند. وی در پاسخ به این سئوال که برخی معتقدند این حادثه یک تقدیر از قبل مشخص شده بوده که نمی شد از بروز آن جلوگیری کرد، گفت: به نظر من این حرف خنده داری است. شما نمی توانید همه چیز را به خداوند قادر نسبت دهید. چون مجموعه ای از کارها بود که این وضعیت را رقم زد و البته سوءمدیریت
بهروز افخمی: در هفت بی طرف نیستم
در حال حاضر اینطور نیست که حساب کنم در تولید خلاقه برنامه از کمک او حتما بهره ببرم ضمن اینکه گفتم جاهایی کمک می کند. شما چون یکسال در برنامه هفت برای خودتان زمان گذاشته اید دوست دارید بعد از شما چه کسی هفت بعدی ادامه دهد؟ از الان روی گزینه هایی کار می کنید؟ تا دو سه ماه کار نکنم نمی توانم با اطمینان به شما بگویم که این کسی است که می توانم روی او حساب کنم، الان برای گفتن آن زود است. انتهای پیام/
بابک زنجانی: نه دلال نفتی ام، نه رانتخوار / ناگفته هایی از تامین اجتماعی و بابک زنجانی
زمان نیاز بود. با توجه به نیاز مالی شرکت هنگ کنگی بر این اساس من مبلغ 240 میلیون دلار و یک میلیارد و 200 میلیون یورو وام در اختیار این شرکت قرار دادم تا مشکلاتش را حل کند تا بعد از 50 روز که ال سی نقد شد از محل آن بازپرداخت انجام شود. یعنی شما کمک کردید که شرکت فروشنده نفت برای دریافت منابع دچار مشکل نشود، آیا ال سی در زمان مقرر نقد شد؟ بله، شرکت این منابع را برای خرید دارو و غذا و
نماز جماعت مختلط با امام جماعت زن+عکس / نحوه پرداخت وام 25 میلیون تومانی خودرو / سرگذشت جوان ایرانی که ...
آماده ام. کار را به شریکش می سپارد و می آید. اصرار می کند که به کافه ای برویم تا راحت تر گپ بزنیم اما دوست دارم قدم زنان برایم تعریف کند. این طور راحت ترم و کسی هم به حرفمان گوش نمی کند. می خواهم از همان ابتدای تصمیم گیری برای مهاجرت تا بازگشتش به خانه را تعریف کند: مهاجرتی خطرناک همراه با پناهجویان سوری دایی ام در آلمان زندگی می کند، حدود 28 سالی می شود. هر وقت می
کنایه روحانی به وزیرخارجه عربستان/ چهار فتنه به روایت فرمانده سپاه/ نمازجماعت مختلط با امام جماعت زن/ سه ...
مخاطبان مهم و قابل توجه باشد، در اختیار مخاطبان قرار می گیرد و اینک رصدخانه تابناک را می بینید. امام خطاب به محمد هاشمی: ابتذال را به اوج رسانده ای محمد هاشمی به خبرآنلاین گفت: در سال 64 یا 65 نمازجمعه را از رادیو پخش مستقیم می کردیم. معمولا قبل از ساعت دو نمازجمعه تمام می شد. در خبر ساعت دو در رادیو مفصل درباره نمازجمعه صحبت می کردیم. در تلویزیون ساعت هشت شب خبر بود و مفصل به
مجلسی که کانون اکثریت جامعه است، سر ماجرای بابک زنجانی دچار تنش شد
و قوتهای شما در سیاست و اقتصاد نبود. از سیاست شروع کنیم. شما سال 88 به مردم گفتید بیایید به احمدی نژاد رای دهید. شش ماه بعد او را دقیقاً خائن به کشور خواندید. این چطور سیاستمداری است که یک روز به ملت میگوید بیا به فلان فرد رای بده؛ شش ماه بعد اینطور رای ملت را به باد میدهد؟ شما اول بگویید من کی از احمدی نژاد حمایت کردم؟ در انتخابات سال 1388 شما کجا دیدید که گفته باشم به آقای احمدی نژاد رای
ازدواج یعنی شریک همه جانبه ؛نه فقط عاشقی!!
دهد. هنوز بعد از چند ماه جدایی، رد پای سال های سختی که گذرانده در حرف ها و آه هایش پیداست. هفت سال از بهترین روزهای جوانی اش به پای علاقه ای گذاشته شد که بدون هیچ گونه منطق و دلیل درستی به وجود آمد. همان داستان تکراری عشق در یک نگاه! ازدواج یعنی انتخاب یک شریک همه جانبه! شما اگر قرار باشد چند میلیون پول را با کسی شریک شوید تا کار اقتصادی بکنید، آیا بدون فکر و منطق پیش می روید
تحریم های جدید آمریکا علیه چند شرکت ایرانی ( بابک زنجانی ، مجموعه شرکت هایش و بانکی در مالزی)/ رقیب من ...
مردم را می شناسم و حرف آنها را می زنم. من اگر سواد داشتم بزرگتر از این ها را هم مغلوب می کردم. ما: با توجه به اینکه کاندیدای ریاست جمهوری هستید می خواهم نظر شما را درباره روسای جمهور قبلی بدانم؟ او: بعضی از کارهای احمدی نژاد را دوست ندارم. اینکه برای تشییع جنازه یک نفر می رود آن سر دنیا بعد به مردم زلزله زده ورزقان و بوشهر سر نمی زند خیلی زشت است. اصلا خیلی از کارهای احمدی نژاد به
در احوالات آیت الله خزعلی و عالمان ربانی قزوینی و الهیان
بنده باشم و حضرتعالی و دوست دارم در آن جلسه، شما از چیزهایی که با دو چشم خود دیده اید و نه چیزهایی که در روایات شنیده اید، برایم بگویید. تا اینکه عصر شنبه ای ایشان به منزل ما آمدند و من طلبه ای بودم و نامی نداشتم و منزل ما نیز خلوت بود. هرچند که ایشان معروف بودند و منزلشان پر رفت و آمد بود، بالاخره ایشان تشریف آوردند منزل ما و صحبت-های ایشان برای من به قدری نافذ و نافع بود که وقتی ایشان تشریف بردند
فریاد نگرانی هنرمند؛ گفت وگو با حمیدرضا آذرنگ، کارگردان نمایش هتلی ها
شاهد تئاتری بودیم که برای خودش شکل و رسمی داشت. اینها چه علتی دارد؟ ما موظف به هشداردادن به همدیگر هستیم. همان طور که در 20 سال گذشته آدم ها تنهاتر شده اند، و ما این را در هتلی ها گوشزد می کنیم؛ این هشدار است که داریم فریادش می زنیم. بنابراین معتقدم که غالب آدم هایی که در عرصه هنر برجسته شده اند دغدغه اجتماعی روزشان را داشته اند با آنکه در زمان خودشان کمتر موردمحبت واقع شده اند. این رسالتی
ویژه های خبری
سال 84، شما واسطه آقای احمدی نژاد و ایشان بودید و پیغامی را از سوی آقای احمدی نژاد برای پدرتان بردید؟ بله. من به دلیل کار مترو پیش آقای احمدی نژاد رفته بودم. آن موقع هر دو برای ریاست جمهوری اعلام کاندیداتوری کرده بودند. ایشان از من سوال کرد: برای چه حاج آقا آمدند؟ البته با قصد دلسوزی که ایشان پا به سن گذاشته اند و در این کار اذیت می شوند. گفتند: حتی حاضرند به خاطر ایشان کنار
دختر مهناز افشار/روز برفی ویشکا آسایش/سلفی حنیف عمران زاده/بدنسازی عابدزاده+تصاویر
حال میده رامبد جوان بعد از پایان سری دوم خندوانه با عکسی بدون شرح در اتاق گریم صفحه اینستاگرام خود را بروز کرد. آخرین پست صفحه اینستاگرام علی لهراسبی به سلفی پاییزی این هنرمند اختصاص دارد. الان... من و هوایی که عاشقشم من پاییز و دوست دارم... مهناز افشار با انتشار عکسی از دستان نازنین دخترش صفحه اینستاگرام خود را بروز کرد و برای همه
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (183)
نوشته ها را در اختیار شما قرار دهیم که امیدواریم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد. ****** 1. استادهای دانشگاه رو بردن تو هواپیما از بلندگو اعلام کردن که این هواپیما ساخت دانشجوهای شماست. همه اساتید فرار کردن جز یه استاد. پرسیدن چرا نشستی؟ استاد گفت اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای منه شک دارم پرواز کنه تازه اگه روشن شه! 2. من با اونی که عکس بچه می ذاره می نویسه یواش
کورش تهامی و همسرش چگونه آشنا شدند؟
است پونه یزدانی: تفریحات مشترک ما زیاد است؛ سفر، سینما، خرید، پیاده روی و البته رستوران و. . . کورش تهامی: ما واقعا به سفر خیلی علاقه داریم و برای سفرهای مان هم بسیار برنامه ریزی می کنیم که البته تقریبا همه این برنامه ریزی ها توسط همسر عزیزم انجام می شود. ما طی سال و به فراخور فرصت ها و زمان های فراغت، برای سفر برنامه می چینیم. به نظر ما سفر باعث می شود آدم ها بهتر خودشان را