سایر منابع:
سایر خبرها
احمدی نژاد می گفت بروید توی کوچه ها بگردید تا امام زمان را پیدا کنید/ برخی می خواستند او را نایب پنجم ...
عرفان مخالف هستند و می گویند ما چیزی فراتر از شریعت نداریم. نظر شما چیست؟ - بیخود می گویند. ما علاوه بر شریعت، عرفان هم داریم. من گفتگو هم کرده ام. سالهاست در این فکر هستم و این کارهای اجرایی نمی گذارد. کتابی می خواهم منتشر کنم به نام عرفان اهل بیت. این را از دعاها، زیارت ها، خطبه های نهج البلاغه، کار کرده ام. این یکی از دغدغه های جدی من است. حتی به دوستان تفکیکی مشهد پیغام دادم و با
ناگفته های مادر از شهید عمادمغنیه
مرتکب اشتباه می شدند به آنان گوشزد می کردم و حتی شهید عماد پس از آنکه مستقل شد، همواره تلاش می کردم اشتباهی از او سر نزند و در واقع نوعی احترام و محبت بر روابط ما حاکم بود، زیرا فرزندم همیشه رفتار محترمانه داشت و هرگاه به او موضوعی را متذکر می شدم، با احترام می پذیرفت و خدا را شکر هیچ گاه بی احترامی و یا کوتاهی از او سر نزد و هر گاه فرصت پیدا می کرد به دیدار ما می آمد و در این مورد هیچ گاه کوتاهی
شهیدی که تاریخ شهادتش را در وصیت نامه نوشته بود
اول کمی از دوران کودکی پسرتان و فضای خانواده تان بگویید. قبل از جواب به این سؤال دوست دارم اتفاق جالبی که پیش از تولد محمدحسین رخ داد را بگویم. هنگامی که محمدحسین را باردار بودم خواب برادرم که از سادات و روحانیون است را دیدم. برادرم به خوابم آمد و گفت باید اسم فرزندت را محمد، حسین یا مهدی بگذاری. من همان لحظه از خواب بیدار شدم و به همسرم گفتم، فکر می کنم فرزندم پسر باشد و باید یکی از
شتری که در خانه همه مربیان می خوابد | حیا کن، رها کن!
لیگ برتری به خدا ما هم خانواده داریم! آنهایی که در ورزشگاه ها علیه مربیان شعار حیا کن، رها کن سر می دهند، کاش خودشان را یک بار جای سرمربی بگذارند و ببینند چه حالی به آنها دست می دهد اگر چنین شعاری را از روی سکوها بشنوند؟! این درد دل یکی از مربیان لیگ برتری است و سؤال بی جواب او را هیچ کس پاسخ نداده است! این مربی می گوید: ما هم خانواده داریم. پدر داریم، مادر داریم، پسر داریم، همسر
یک داغ دل بس است تمام قبیله را
/> شروع می کنم به یادآوری آن همه آرزویی که 30سال جمع کرده بودم و حالا می خواستم همه را زیر قبه اباعبدالله خرج کنم. از خودم و خانواده ام شروع می کنم و به دوستانم می رسم، همه را می گویم و از بین جمعیت عقب می کشم. حسین از لابه لای جمعیت بیرون می آوردم و از شلوغی جدایم می کند! نفس نفس می زنم هنوز که می گوید: برای ظهور دعا کردی؟! شهادت خواستی از آقا؟! انگار تمام دنیا روی سرم آوار می شود. خاک بر سرم
ماجرای دیدار مبلغ "مکتب تفکیک" با امام
بودند، منتها مراجع بی ادعا! به هرحال آمیرزا مهدی صبح اول آفتاب به مدرسه نواب می آید و در دیدار با آشیخ هاشم به ایشان می گوید: حاج شیخ دلت می خواهد کجا بروی؟ حاج شیخ می گوید: اگر بگویم هندوستان، پاکستان، امریکا و... من که نرفته ام و دقیقاً نمی دانم چگونه جایی است، ضمن اینکه در آنجا هم، حرف هایی می زنند که من نمی دانم درست است یا غلط؟ حاج شیخ در ادامه می گوید: دوست دارم به روستایمان و به قلعه مان بروم
رسول خطیبی: قلعه نویی مرد بزرگی است و برای همیشه در قلب من ثبت شد
ندارم. کاری هم به بازگشت تونی به تبریز ندارم اما من خودم را همواره یک تراکتوری می دانم و به این تیم تحت هر شرایطی هم علاقه مند هستم و برای موفقیت این تیم دعا می کنم. در این فصل هم برای تراکتور خیلی زحمت کشیدم و امیدوارم که این تیم در پایان فصل نیز جایگاه مناسبی داشته باشد. به هرحال من خودم را از خانواده تراکتورسازی جدا نمی دانم.
سیروان خسروی: اعتماد به نفسم را مدیون بدنسازی هستم
به آن داشتم. خیلی ها دل خوشی از تمرین پا ندارند، سیروان چطور؟ - نه، من با عشق و علاقه پاهایم را تمرین می دهم چون نقطه ضعف بدنم پاهایم است، به همین خاطر وقتی پا را تمرین می دهم احساس می کنم کار مفیدتری دارم انجام می دهم. کدام عضله را نقطه قوت بدن ات می دانی؟ - فکر می کنم سرشانه و دست هایم خوب باشد. اساسا تو ورزش بدنسازی را به خاطر شغل هنری ات
حقیقی: حق مان بود شکست بخوریم!
داشتم. 2سال خوب با کسب عنوان نایب قهرمانی در لیگ برتر و جام حذفی را پشت سر گذاشتم. اگر هواداران هم توهین می کردند به سمت آنها می رفتم و برای شان گل پرت می کردم زیرا مدیون آنها هستم. کیفیت چمن نامطلوب بود غلامی: مقابل پرسپولیس در حد و اندازه خودمان نبودیم مهاجم پدیده مشهد از عملکرد هم تیمی هایش برابر پرسپولیس راضی نیست: بازی خیلی خوبی را از سوی بازیکنان هر دو تیم شاهد بودیم
چرا به مهدی لقب شیر سامرا دادند؟
دوستان شهید مهدی نوروزی است. مادر شهید غالباً در زندگی هر شهیدی پیش زمینه ای از تربیت خانوادگی و رزق حلال وجود دارد، برای شروع از زندگی تان بگویید. ابتدای ازدواج مان وضعیت مالی مناسبی نداشتیم اما همه تلاش پدر بچه ها این بود رزقی که به خانه می آورد حلال باشد زیرا اعتقاد داشت رزق حلال روی عاقبت بچه ها تأثیر می گذارد. می گفت: تربیت بچه ها باید اهل بیتی باشد. من مادر پنج
گفتگوی متفاوت و خواندنی با یک شرخر
شروع کنیم. خانواده، بخوام خلاصه بگم، 24تا داداشیم و هفت تا خواهر از هفت تا مادر. من بچه زن هفتم بابامم. درس هم خوندی؟ دو کلاس. چرا ادامه ندادی؟ چون علاقه نداشتم، نمی کشیدم. اون زمان مثل الان نبود، کسی که درس نمی خوند سریع می فرستادنش سرِ کار، منم می رفتم دنبال گله، چوپان بودم، اینو همیشه با افتخار گفتم. چی شد که رفتی سراغ شرخری؟ موقعی که زندگی رو آدم فشار میاره، وقتی اعتیاد داری، وقتی بی پولی، دست
جشن انقلاب شکوه مند اسلامی برگزار شد+تصاویر
علاقمند به مازندران و مازندرانی عنوان نموده است. رییس اسبق فدراسیون کشتی گفت: مازندرانی ها انسانهایی مملو از محبت و عشق به ورزش هستند و همیشه متمتع و منتفع محبت مازندرانی ها هستم. بادیگارد خصوصی حضرت امام شدم وی در بخشی از خاطراتش با بیان اینکه به طور تصادفی وارد جریان انقلاب شدم بیان کرد: پس از خرید بلیط تهران پاریس نفری 4070 تومان بهمراه چند نفر دیگر راهی نوفل لوشاتو
8 میلیاردر سرشناس ایرانی را بشناسید!
آدم خوش روزی هستم. در این کشور یک بچه مسلمانم که وجوهات خود را میپردازم و یک ریال هم بدهی بیمهای و مالیاتی ندارم. در این میان همه هدایتی را با استیل آذین میشناسند، یعنی همان نامی که روی یک باشگاه دسته اولی گذاشته شد تا با هزینه 6 میلیاردی این مرد و همراهی دوست و بچه محلش، علی پروین، به لیگ برتر بیاید که این اتفاق نیفتاد. استیل آذین اولین و تنها تولیدکننده تزئینات ساختمانی است و به قول خود هدایتی
آنجا که محدودیت ها برابر اراده آدمی سر تسلیم فرود می آورد + عکس
کاری برآیم، کوتاهی نخواهم کرد. این روشندل قرآنی افزود: زمان تحصیل در مدرسه در مسابقات قرآن، احکام، تفسیر و نهج البلاغه ویژه نابینایان شرکت کرده و رتبه هایی را هم به دست آورده ام. شاهد برکت حضور کلام الهی در زندگیم هستم وی ادامه داد: به خاطر فشردگی برنامه هایم برای هر کاری وقت نمی گذارم، اما برای یادگیری قرآن با علاقه مندی و اشتیاق بسیار در کلاس ها شرکت می کنم زیرا
نقش امام را در وجود آقا در مقاطع حساس می بینیم
یا قبل تر از آن برمی گردد. این طور نبود که این دو بزرگوار، همیشه در مشهد باشند. پدر ما اهل مازندران و حضرت آقا متولد مشهد و در ایام تحصیل در قم بودند. قبل از سال 51 را خیلی خاطرم نیست، ولی حدس می زنم چندان طولانی نبود، چون آقا در دوره ای هم، در تهران تشریف داشتند. از آن به بعد، از رفت و آمدهای خانوادگی و نیز برنامه های انقلابی مشترک این سه بزرگوار، چه خاطراتی دارید؟ منظورم بیشتر مشورت
از سورپرایزی مهران مدیری تا سلفی عطاران
است. در ادامه مهرداد اسکویی که برای اهدای جوایز بخش مستند روی سن آمده بود با یادی از زاون قوکاسیان از حاضران خواهش کرد که برای او دعا کنند. او گفت: امیدوارم معاونت ارشاد نگاه ویژه ای به قوکاسیان داشته باشد. سینمای ایران بسیار به او نیاز دارد و امیدوارم با دعای شما حال قوکاسیان خوب باشد. در مراسم اختتامیه دو تقدیر هم برای حضور دو انیمیشن سینمایی در جشنواره فیلم فجر در نظر گرفته
شهادت ومفقودالاثر شدن فرزندان یک مادر
نویسنده را مجاب به انصراف از ادامه می کند، اما عظمت داستان، نمی گذارد حکایت پرپر شدن گلستان خانوادةه صدقی و داغی که بر دل این پدر و مادر پیر نشسته نادیده گرفته شود. من خودم اصالتاً یزدی هستم و همسرم؛ ابراهیم اهل ساری است. سال ها پیش، خانواده های ما برای استفاده از فضای معنوی عتبات عالیات و علمای آن جا، ایران را ترک کردند و ساکن کربلا شدند. من و همسرم هم در کربلا ازدواج کردیم. تا 50 سال بعد
گفتگویی خواندنی با یک ایرانی / زندانی آزاد شده از گوانتانامو
براندازی حکومت و قیام مردم برنامه ریزی کنند و پکتیا را تسلیم مخالفین کنند. همین گزارش غیرواقعی باعث شد، آن شب دستگیر شوم. در گوانتانامو دو بار محکمه برگزار شد. دادگاه فرمایشی که قاضی، وکیل و دادخواست و سرباز همه، خودشان بودند. من فکر می کردم چون هیچ دلیلی ندارند بلافاصله آزاد می شوم. متأسفانه یکی از مشکلات ارتش آمریکا این است که مسئولیت پذیر نیستند. یعنی زمانی که پرونده من به دست آن
از بازگشت احمدی نژاد به خبرها و جلسات پشت پرده نگرانهای هسته ای تا سوء استفاده داعش از اخبار آخرالزمان و ...
/> وی ادامه داد: احساس وظیفه اخلاقی کردم که به ورزشگاه آمدم با اینکه وقت زیارت مشهدم را از دست نمی دهم اما گفتم سری به این بازیکنان و تیم بزنم چون به من خیلی محبت کرده بودند. وقتی به ورزشگاه رسیدم نیمه اول مسابقه تمام شده بود اما ظاهرا قدمم خوب بود و پرسپولیس گل زد و پیروز شد. این مداح اهل بیت با اشاره به تلاش بازیکنان پرسپولیس برای پیروزی به فارس گفت: دوست ندارم به گونه ای تبلیغ شود که
درخشان: خط گرفته بودند تا علیه من شعار دهند
به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد مقدس ، حمید درخشان پس از پایان دیدار برابر پدیده خراسان در نشست خبری اظهار داشت: این برد را به هواداران و پیشکسوتان پرسپولیس تبریک می گویم و امیدوارم پیشکسوتان در آینده بیایند و به تیم کمک کنند. سرمربی پرسپولیس افزود: الان شرایط طوری است که همه بازیکنان دوست دارند در ترکیب 11 نفره قرار بگیرند و برای پرسپولیس بازی کنند. در بازی های قبلی امتیازات زیادی را
حدادیان:درخشان تماس گرفت و خواست پرسپولیس را دعا کنم/من و خاندانم پرسپولیسی هستیم
حدادیان بودم.او دوست خوب من است. وی ادامه داد: به ورزشگاه آمدم تا هم بازی را ببینم و هم پرسپولیس را دعا کنم.من و خاندانم پرسپولیسی هستیم و از پیروزی مقابل پدیده خوشحالیم.شنیدم علی پروین هم مسافر مشهد بوده است اما متاسفانه دیر به فرودگاه رسید و او را ندیدم. حدادیان درباره ارتباطش با استقلالی ها خاطرنشان کرد:من با استقلالی ها هم رابطه دارم.امیر قلعه نویی بچه محل من است و سابقه رفاقتم با او به 40 سال می رسد.اگر قلعه نویی سرمربی استقلال باشد دربی را نمی بینم چون به امیر هم علاقه زیادی دارم. ...
تیمی که شرایط مالی و زمین ندارد نمی تواند نتیجه بگیرد/داماش متعلق به عابدینی نیست
سپیدرود هستند، آنها تا اینجای کار از ما حمایت کرده اند البته از هواداران خود انتظار می رود در مرحله بعدی که بازی های سخت تری داریم بیشتر به ورزشگاه بیایند و از ما حمایت کنند. بازیکنان سپیدرود جوان هستند و نیاز به روحیه و حمایت دارند و ما نیز در کنار حمایت های مالی و تجهیزاتی توان خود را برای موفقیت تیم به کار می گیریم تا پاسخ محبت هواداران خود را دهیم. فارس: چرا در ابتدای
نگرانی های پیشکسوتان از خصوصی شدن استقلال و پرسپولیس
زاده را مامور می کنند تا کار را پیش ببرند اما ما متاسفانه آدم های با هویت و بزرگمان را خیلی راحت از دست می دهیم. همین آقای افشارزاده را ببینید. او در کمیته ملی المپیک بوده است. ظاهرا برای او یک تکلیف شرعی ایجاد کرده اند که او مدیرعاملی استقلال را قبول کرده است. بحث من روی یک فرد نیست. صحبت من نوع برخورد است و این که چرا از سرمایه ها استفاده نمی کنیم. من همه زندگی ام را در استقلال گذرانده ام و بعد
با انتظار در خیمه اش درآییم
دعا می کنیم، پس شما هم دعا می کنید. و ما آمین می گوییم.)) عمر و گوید: گفتم: ((آن چه فرمودی، فهمیدم، امّا چه گونه بر دعای ما آمین می گویید؟ فرمود: ((برای ما، مسافت دور و نزدیک فرقی ندارد.)) امام صادق فرموند: ((عمرو، راست گفت.)) به خوبی مشاهده می شود که موالات، دو طرفی است و از روایات به دست آمد که آن عزیز، با محبّت خروشان خود، به شعیان خود نظر دارد. مگر نه آن است که یوسف گمشده
یک قدم تا وصال یار
می گفت گوش جان سپردم و به گفته هایش دل دادم. حالت عجیبی به من دست داد. احساس کردم امام زمان را خیلی دوست دادم، یکباره مهرش در جانم ریخت و قلبم سرشار از محبت او گردید. آن روز گذشت، در پی آن سیر نفسانی و تحول روحی لهو و لعب را ترک کردم، دست از گناه برداشتم. گرد معصیت از صفحه ی دل زدودم و آرامش خاطر یافتم. اما سوز دیگری در درونم برپاگردید که پیوسته وجودم را تسخیر کرد و بسان شعله
شهیدی که سید حسن او را اولیاءالله نامید
آبادانی و حل مشکلات مردم داده بودند که تکمیل کننده پیروزی بزرگ 33 روزه خواهد شد . مادر عماد مغنیه از او پرسیده بود که آیا این همه ویرانی را می توان درست کرد ؟ عماد مغنیه گفته بود یگ نفر قرار است بیاید که کار خودش را خوب بلد است . شهید شاطری که در لبنان به نام حسام خوشنویس معروف شد و سال ها بدون هیچ مرزی در میان اهل تسنن و تشیع آذربایجان و کردستان و کشورهای افغانستان و عراق در زیر
یک ازدواج دانشجویی با مهریه 5 شاخه گل
روانشناسان بشینیم همه آنها به تشکیل نظام خانواده متعهد هستند و روابط آزاد اصلا روابط مناسبی نیست ولی من اعتقاد دارم زن و شوهر یک سری از ویژگی هاشون شبیه به هم می شود و باید بشود هرچه سن کمتر باشد آن انعطاف پذیری بیشتر است راحت تر می توانند با هم کنار بیایند. و به نظر من پسر یا دختری که در سن کم این تعهد را پذیرفته واقعا شایسته تقدیر است چون میتوانست مثل بقیه زندگی مجردی خود را ادامه بدهد.
حفظ وحدت با احمدی نژاد کار حضرت فیل بود
کرد: اینجا کار بیشتر سیاسی شد و ساواک هم مرا اخراج کرد و من به تهران آمدم در دانشگاه شهید بهشتی (ملی سابق) مشغول کار شدم چون شادگر اول دوره فوق لیسانس بودم همه جا من را می خواستند.مشاور عالی مقام معظم رهبری ادامه داد: ساواک با ادامه کار من در دانشگاه ملی هم مخالفت کرد مدتی بیکار بودم و دوباره سر کار برگشتم در دانشگاه شهید بهشتی تا در شهریور 50 دستگیر شدم و -2-3ماهی در قزل قلعه زندانی بودم وقتی که