سایر خبرها
از آشنایی با احمدی نژاد تا شهادت +تصاویر
، خانه کوچک بود اما گرم و صمیمی، ساده و پر از صدق و صفا، خانواده ای خوش مشرب و با نشاط که به گرمی از من پذیرایی کردند. همگی دور هم جمع شدیم، مادر، پدر، همسر، برادر و محدثه 11ساله و زینب چهارو نیم ساله بغض گلویم را گرفته بود، اما خودداری می کردم با خودم فکر کردم چه عشقی باعث می شود تا پدری دختران کوچکش را رها کرده و کوله بار سفری ببندد که می داند بازگشتی ندارد. سکوت را شکستیم و بعد از
پنج شنبه و جمعه چه فیلم های سینمایی از تلویزیون پخش می شود؟
دختر 15 ساله ای عراقی و کشتن همه اعضای خانواده اش بود که این خبر در همه جهان منتشر شد و با فیلمی که توسط دو نفر از سربازان آن گردان آمریکایی به نام های سالازر و مک کوی تهیه شده بود ، از این تجاوز و جنایت افشاگری شد و در نهایت یکی از سربازان ؛ سالازر به طور مشکوکی کشته شد اما دولت آمریکا برای این جنایت غیر انسانی هیچ اقدامی جهت محاکمه یا دستگیر کردن مجرمان این حادثه انجام نداد. فیلم سینمایی
تفاوت طلاق در نگاه زنان گذشته و امروز
به گزارش شهدای ایران ، سال های پیش، دختران و پسران بعد از رفتن به خانه بخت با تمام بدی ها و سختی های پیش رو می ساختند و به ندرت کسی بعد از ازدواج به طلاق فکر می کرد. آن روزها بود که خانواده ها به فرزندانشان گوشزد می کردند که با لباس سفید به خانه بخت خواهی رفت و با کفن سفید هم
قربانیان اسیدپاشی چگونه زندگی می کنند؟ + تصاویر
سال 1390 توسط برادر همسر و جاری اش، مورد حمله اسیدپاشی قرار گرفت. یثری دختر 18 ساله زیور، تنها 18 روز پس از حادثه اسیدپاشی جان خود را از دست داد؛ در حالی که زیور تا 7 ماه از فوت دختر خود بی خبر بود. به آپارتمان کوچکی در طبقه دوم یکی از مناطق جنوب غربی تهران می رویم؛ خانه ای که دو اتاق کوچک دارد و زیور با پدر و مادر سالخورده اش و دو پسر خود در آن جا زندگی می کند. *نمی خواستم با
قربانیان بیمه توسعه
شده است. به گزارش خراسان، این جوان در حالی که به شدت اشک می ریخت و عنوان می کرد تنها پناهگاه ما دستگاه قضایی است اما آن ها هم جز اجرای قانون چاره دیگری ندارند گفت: حدود 2 سال قبل ازدواج کردم اما شبی که قرار بود مراسم ازدواجمان برگزار شود، دزدان به منزلم دستبرد زدند و همه جهیزیه همسرم را که شب قبل از ازدواج به خانه ام آورده بود به یغما بردند. اگر چه مدتی قبل سارقان توسط مأموران پلیس
ماجرای اولین دیدار امام و عسگراولادی
اخوی شش ماه زودتر از من رفت. معلم مکتب، اسمش ام هانی بود و اخوی از او قرآن یاد می گرفت و در خانه به من یاد می داد و همیشه سفارش می کرد سوره هایی را که حفظ کرده ام مدام تکرار کنم یادم نرود. من دوازده سال داشتم و ایشان سیزده سال داشت که در سال 1325 همراه پدر و مادر و دو خواهر کوچکم به تهران آمدیم. آن موقع برادر بزرگ ترمان صادق، در تهران بود. بعد هم من و برادرم در بازار نزد دایی مان مرحوم
دختران به خواستگاری پسران بروند یا خیر؟
اعتماد به نفسش به سقف رسیده کنترل کرد! او ادامه می دهد: من مطمئنم بعد از ازدسرکوفت های پسر و خانواده اش در این خصوص آغاز می شود و زندگی را بر دختر زهر می کند. زهرا در پاسخ به این سوال که چرا تا به حال ازدواج نکرده نیز به شفاف می گوید: من و خانواده ام اعتقادی به شاغل بودن زن بیرون از خانه نداریم و من هم علاقه ای به آشنایی های بیرون از خانه ندارم.خواستگارهایی هم که از این طرف و
چشمه ای از فضائل امام حسن مجتبی (ع)
آغشته با چاقوی خون آلود بدست دیدند، همه چیز بیانگر آن بود که من او را کشته ام ، از کتک خوردن ترسیدم و اقرار نمودم که من کشته ام ، ولی حقیقت این است که من گوسفندی را نزدیک آن خرابه کشتم ، سپس ادرار بر من فشار آورد، در همان حال که چاقوی خون آلود در دستم بود، به آن خرابه برای تخلّی رفتم ، جنازه بخون آغشته آن مقتول را در آنجا دیدم ، در حالی که دهشت زده شده بودم ، برخاستم ، در همین هنگام این گروه به سر
کریم اهل بیت (ع) در گذر تاریخ
خواهیم کرد. و رفتند. شوهر زن که آمد و از جریان خبر یافت ، گفت : وای بر تو گوسفند مرا برای مردمی ناشناس می کشی آنگاه می گویی از قریش بودند؟ روزگاری گذشت و کار بر پیرزن سخت شد، از آن محل کوچ کرد و به مدینه عبورش افتاد. حسن بن علی (ع ) او را دید و شناخت . پیش رفت و گفت : مرا می شناسی ؟ گفت نه . گفت : من همانم که در فلان روز مهمان تو شدم . و دستور داد تا هزار گوسفند و هزار دینار زر به او دادند
گفت وگوی خواندنی با مجری چالشی صداوسیما
رساله آقای گلپایگانی را ورق می زدم و چنان عطشی به کلمات داشتم که تا شعری با آواز از تلویزیون پخش می شد تند تند می نوشتمش با هزار غلط ، حضرت مادر که نگران کودک بی عقلش بود می پرسید چرا اینها را می نویسی؟ می گفتم مادر! می نویسم که حفظ شوند ، از بین نروند . تصور کنید وقتی که در ماه های آخر دبستان کمی از خانه دور شدم و روی بساط کتاب فروش محله کتاب ها را ورق زدم، سرم گیج رفت. همه همان شعرها که من می
اعتراف به جنایت های خانوادگی
احساس می کردم از سوی او تحقیر می شوم. روز حادثه وقتی به خانه برادرم رفتم، دیدم او حال مساعدی ندارد. شهرام به حمام رفت و در آن هنگام بود که من تصمیم گرفتم انتقام خودم را بگیرم. به همین دلیل چاقویی برداشتم و به حمام رفتم. در آنجا با برادرم درگیر شدم و او را با چاقو زدم . متهم به قتل ادامه داد: بعد از اینکه از مرگ شهرام مطمئن شدم با حوله آثار خون را پاک کردم و چاقو را نیز در خیابان در سطل زباله
حواشی جشن منتقدان سینما
علیرضا خمسه به فرشته صدرعرفایی برای بازی در فیلم کوچه بی نام اهدا شد و سحر دولتشاهی برای فیلم عصر یخبندان دیپلم افتخار گرفت. خمسه قبل از خواندن نام برگزیده گفت: من از بیکاری بچه دار شدم، همسرم حامله است. در میان این همه خبر عزاداری، خبر خوبی است. از آقای قالیباف خواهش می کنم در کنار قبرستان یک زایشگاه هم بسازد! جایزه نقش مکمل مرد هم به هومن سیدی برای بازی در فیلم من دیه گو
افزایش خانواده تک نفره در ایران
در مورد تاثیر زندگی فقیرانه روی خانواده های تک والد و خانواده های دو والد انجام شود. پژوهش گران معتقدند زیان فقدان پدر در خانواده های تک والدی که زن سرپرست آن است، تنها از دست دادن درآمد مرد نیست. پدرانی که همسرشان را طلاق داده اند، از تامین معاش فرزندان خود دست می کشند و مادران را وا می دارند تا تمام بار مالی خانواده، اعم از خود و فرزندان را برعهده بگیرند، در نتیجه فشار اقتصادی باعث می
پیشنهادهای ابوسفیان به پیامبر(ص) پس از مسلمانی / احوال معاویه در شجره ملعونه اش
اختیاریم و مابقی آن را به خدا می سپاریم. در زندگی فردی اینکه مراقب باشم، همسرم را، فرزندم را، تعلیم بدهم و در مجالس خوب ببرم و تذکار بدهم، عاقبت بدی ها را تبیین کنم، اثرات مجالس بد را برای او بگویم یا بهتر، این است که انسان، خودش مستقیم، نگوید، زیرا حرف پدر و مادر خیلی اثر ندارد آن ها را در مجالس خوب، ببرد که بشنوند و برایشان، یادآوری بشود. ببرد در مجالس مواعظ، امیرالمؤمنین می فرماید: بل
سرگذشت جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
چون آشنایی با این علامت ها نداشتم نتوانستم جواب بدهم و لو رفتم که من لال نیستم. آن مرد با خشونت یقه ام را گرفت و سرم داد کشید. مدام می گفت ایرانی، ایرانی؟ من می گفتم نه، آذربایجانی، آذربایجانی! با شنیدن صدای مرد عرب 20 - 30 مرد عرب زبان که قیافه شان خوفناک بود دورم جمع شدند. آنها را در طول مسیر بارها دیده بودم، زن و بچه ای همراهشان نبود. به ترکی گفتم که می خواهم به اروپا بروم. یکی از
اعتراف زندانی فراری به قتل هولناک پیرمرد تنها
/> مرتضی30 ساله با انتقال به پلیس آگاهی در بازجویی ها به قتل مرد سالخورده اعتراف کرد. متهم به قتل گفت: سال ها پیش همسایه مقتول بودیم. با توجه به این که او تنها زندگی می کرد، گاهی به دیدنش می رفتم. چند ماه قبل با گرفتن مرخصی از زندان فرار کرده و متواری شدم. در جریان رفت و آمد های دوباره ام به خانه مقتول، وسوسه شدم اموالش را سرقت کنم. روز حادثه به عنوان مهمان به خانه او رفتم و کاسه ای
مرگ مادرمقابل چشمان دختر7ساله اش درحمام
اظهارات خود به پلیس این گونه عنوان می کند که متوفی، پرستار مادرش بوده که به همین علت این خانه را دراختیار او، همسر و دو دخترش قرار داده بودیم تا از مادرم نگهداری کند. سیدجواد حسینی، قاضی ویژه قتل عمد دادسرای مشهد که در صحنه جرم حضور داشت، در تشریح این حادثه به خبرنگار ما گفت: طبق بررسی های انجام شده هیچ گونه آثار ضرب و جرح، گاز و برق گرفتگی مشاهده نشده و احتمالا این زن به دلیل سکته قلبی جان خود را از دست داده است؛ البته تحقیقات درخصوص این پرو نده ادامه دارد.
آخرین اعترافات قاتل مرد میلیونر در شهر ساحلی
راننده استخدام کرده و کار نظافت خانه اش هم توسط یک زن انجام می شد. با توجه به این یافته ها تجسس درباره هم کسانی که به این خانه رفت و آمد داشتند آغاز شد. تعداد زیادی از آشنایان و افرادی که به نوعی با این مرد ارتباط داشته و به خانه او رفت و آمد می کردند به عنوان مظنون بازداشت شدند و تحت تحقیق قرار گرفتند اما بی گناهی همه آنها برای پلیس محرز شده و همگی آزاد شدند. در حالی که تحقیقات پلیس با بن بست روبه
اجیر کردن برادر زاده برای قتل شوهر خشن
روز نو : 16 بهمن سال 91 ماموران پلیس شهرری در جریان وقوع یک قتل قرار گرفتند که بلافاصله موضوع را در دستور کار خود قرار داده و با حضور در محل حادثه به تحقیق در این رابطه پرداختند. با حضور ماموران مشخص شد که مرد جوانی با ضربات چاقو کشته شده است و با آغاز تجسس ها همسر مقتول به ماموران گفت: شوهرم صبح زود برای خرید نان از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت. با این اظهارات ماموران به
حادثه ها
مرگ مرموز زن و شوهر کشف جسد سوخته مردی داخل خودرواش در قائمشهر، معمایی را پیش ِروی کارآگاهان جنایی استان مازندران قرار داده است. رمزگشایی از این جنایت زمانی پیچیده تر شد که بررسی های مأموران فاش کرد همسر این مرد نیز دو روز قبل به قتل رسیده است. به گزارش خبرآنلاین؛ عصر روز دوشنبه مردی که برای تفریح به اطراف رودخانه سیاهرود در ابتدای کمربندی فیروزکوه رفته بود، با صحنه عجیبی مواجه شد. صحنه
راننده جوان سرویس مدرسه به اتهام تجاوز بازداشت شد
به مرکز شهر برد. وقتی به کار راننده اعتراض کردم او ادعا کرد قصد خرید دارد و خیلی زود مرا به خانه مان می رساند، اما پس از چرخیدن در خیابان ها مرا در خودرو مورد آزار و اذیت قرار داد. او بعد از این کار مرا به خانه برد و از من خواست موضوع را به کسی نگویم. در ادامه راننده سرویس مدرسه در دفاع از خود با رد اتهام آزار و اذیت پسر 12 ساله گفت: پنج سال است به عنوان سرویس مدرسه کار می کنم. اظهارات
تشریفات ایرانی می فروشیم
زن، خانه داری، زنان کارمند، سهم زنان، کار زنان، محیط های زنانه، 60درصد ورودی دانشگاه ها و... مهم نیست کدام یک از این عناوین را می شنویم؛ همه شان ناخودآگاه چند تصویر را در ذهن مان قطار می کنند. تصویر کسی که پای اجاق گاز مزه قرمه سبزی را می چشد یا از صبح که بیدار شده پی بار گذاشتن آش رشته و مخلفاتش بوده، کارمندی که با ست اداری سرمه ای رنگ سراسیمه و مضطرب دنبال اتوبوس و تاکسی می دود که مبادا دیر
خفه کردن زن جوان با شلوار در خانه خود
قتل گزارش دادند. در ادامه تیمی از عوامل پزشکی قانونی و اکیپ حفظ صحنه جرم به همراه کاراگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ به دستور قاضی حسین پور، باپرس شعبه پنجم دادسرای ویزه امور جنایی پایتخت وارد صحنه جنایت شدند. بررسی های اولیه حکایت از این داشت که زن جوان به همراه پسر 10 ساله اش در این خانه زندگی می کرده و مدتی بود که به عقد موقت مردی به نام رضا در آمده بود. رضا در
کودک 10ساله؛ تلفن همراه زیبا را دزدیدم تا کاپشن بخرم
خاطر یک سال از تحصیل عقب ماندم. کودک مذکور که لرزش دستانش کاملا مشهود بود و از زن شاکی می خواست او را ببخشد، ادامه داد: پدرم در یک شرکت کار می کند و من برادری کوچک تر از خودم دارم اما مالک آن شرکت حقوق ماهیانه پدرم را مرتب نمی دهد به همین خاطر هم مادرم نمی توانست برای برادرم اسباب بازی و برای من کاپشن زمستانی بخرد این موضوع باعث شده بود تا پدر و مادرم دچار مشکلات مالی شوند و گاهی نیز
ریشه های استعماری تاریخ آمریکا
با موفقیت انجام یافته و برگهای آن در انگلستان خواهان یافته و به بهای غیرمنتظره ای به فروش می رفت. بزودی کاروانهای تازه ای تعداد جمعیت را به بیش از هزار نفر رسانید. سال 1619 برای آینده سرنوشت ساز بود. زیرا این سال با سه حادثه ی مهم پیوند خورده بود. دو حادثه ی اول اهمیت جمعیتی داشت. یک کشتی نود دختر را از انگلستان بهمراه آورد. مردها می توانستند به شرط پرداخت مخارج مسافرت دخترها، با ایشان
گفت و گو با کلیم الله توحدی موسیقیدان و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ کردهای خراسان/ فیض الله پیری
دولت آبادی چنین موضوعی را شنیده اند، اما گفته که کتاب به دست من نرسیده است. در نهایت نسخه ای از آن را دادم این دوست سبزواری و ظاهرا به دست آقای دولت آبادی رسیده است.آقای دولت آبادی نوشته گل محمد در 27 بهمن 1327 کشته شده و حتی تیراندازی در فرودگاه راگل محمد انجام داده بود. در صورتی که گل محمد در آخر فروردین 1326 که شاه به خراسان آمد و تصمیم می گیرد که کارش را تمام کند، کشته می شود. بنابراین در حادثه
لطفا مردها این نوشته را نخوانند!
کنم وقتی در روز روشن زنی را شکنجه دادیم و کشتیم، وقتی در بدخشان پدر و برادری دختر و خواهر جوانشان را زنده بگور کردند. وقتی سر بریدند، لب بریدند، بینی بریدند. گیسو بریدند، سینه بریدند، آلت تناسلی بریدند و زن حامله را کشتند و به مادر و خواهر و فرزند و نواسه، گاو، شتر و سگ تجاوز کردند. هیچ جای تعجب نیست! وقتی مردان از مجالس لواطت باز گشته و یا با حیوانی مجامعت کرده و یا عبادتی برای تصاحب 72 حوریه
جزئیات جنون آمیز قتل فجیع دختر 7 ساله به دست مادرش
تحقیق درباره قتل کودکی 7 ساله در جعفرآباد کرمانشاه در حالی آغاز شده است که شواهد اولیه نشان می دهد مادر این کودک مرتکب این قتل شده است. بررسی ها حاکی است این حادثه روز جمعه 8 آبان ماه روی داده و از آن زمان تا کنون تحقیقات جنایی در این باره ادامه دارد. ماجرا چه بوده است؟ بررسی این ماجرا وقتی در دستور کار پلیس قرار گرفت که مسئولان بیمارستانی در کرمانشاه برای درمان یک کودک 7 ساله
تشخیص و درمان دروغگویی کودکان
ناهنجار دامن می زنند و آن را ادامه می دهند باعث تشویق کودک به دروغ گویی می شوند و این رفتار را به او می آموزند. به عنوان مثال، کودک دوستش را کتک می زند و موقعی که آن را برای پدر یا مادر بازگو می کند از او به عنوان یک قهرمان یاد شده و مهر تایید بر کار او زده می شود. زمانی که این کودک به یک مرد یا زن بزرگسال تبدیل شد، بدون دلیل دروغ می گوید چون به انجام این عمل عادت کرده و آن را یاد گرفته
اشک شوق زن اعدامی برای آزادی 2 دخترش
رابطه من و شوهرم و رفتارش بدتر می شد که این نوع برخورد او باعث شد در تصمیمم برای قتل جدی تر شوم. شب حادثه همسرم به خانه آمد و این در حالی بود که از پنج روز قبل در تهران مشغول کار شده بود. او مدعی شد به دلیل این که حال پدرش بد شده به زنجان رفته و قرار بود به تهران برود، اما در میان راه مسیر خود را تغییر داده و به ساوجبلاغ آمده بود. متهم به قتل ادامه داد: این بهترین فرصت برای اجرای نقشه ام