سایر منابع:
سایر خبرها
گزارش دوم توکلی از بررسی برجام در مجلس
فراکسیون اصولگرایان و رهروان ولایت که از یک اردوگاه سیاسی محسوب می شوند توافق می کنند که از اولی آقایان زاکانی، زارعی و بذرپاش و از دومی آقایان جلالی، بروجردی و حقیقت پور با هم بنشینند و روی طرح پیش نویس کار کنند و متن مورد وفاق را همه امضاء و دفاع کنند. من بعد از هماهنگی با دکتر زاکانی روز پنجشنبه به جلسه شش نفره مذکور رفتم و گفتم من خودم را دعوت کرده ام! اعضای جلسه به احترام موی سفیدم استقبال
آموزش جنسی، فساد نیست!
تفاهمنامه نمی نگرند. برای همه آنها یک چالش، معنای واحدی ندارد؛ مسئله برای برخی چالش بوده و برای برخی نبوده است. وقتی تفاهم نظری و فکری بین سیاستگزاران و تصمیم سازان کشور وجود نداشته باشد عملا یک برنامه در حوزه سلامت نمی تواند به اجرا دربیاید و من فکر می کنم این هم اتفاقی بود که برای همان تفاهمنامه ICPD پیش آمد. هفته نامه تجارت فردا - فاطمه عبدالعلی پور ارسال شده در تاریخ شنبه
زهرا عاملی: اگر قرار بود همسرم پارتی بازی کند، ممنوع التصویری چهار ساله من را حل می کرد
کنم. همه چیز به پخش سریال معمای شاه و بازخوردهای آن بستگی دارد. منتقدان باید کار من را ببینند و نظر بدهند که آیا برای بازیگری مناسب هستم یا نه. اعتقاد دارم که هر فرد باید در زمینه ای فعالیت کند که در آن خوب باشد و استانداردها را رعایت کند. در غیر این صورت، می توانم بگویم که اگر همان شاعر بمانم، برایم کفایت می کند. اگر به انتخاب خودم باشد، دوست دارم بازیگری را ادامه بدهم اما نه به هر قیمتی؛ فقط به
"دختران دوومیدانی" از نامهربانی ها می گویند
رقابت انتخابی دیگر شرکت کنی و فلان ورودی تعیین شده را کسب کنی. در یکی از مسابقه هایی که به همراه الناز کمپانی اعزام شده بودم او به قدری استرس داشت که انگار در خلاء بود. الناز تا آن زمان اصلا رقیب خارجی ندیده بود. کمپانی: در همه مسابقه ها که می خواهند من را اعزام کنند می گویند اگر جزو نفرات اول تا سوم قرار می گیری تو را می بریم در غیراینصورت اعزام نمی شوی. تا الان من در عمرم مسابقه مهم
علاقه کمدین خندوانه به بادیگارد شدن
هست و ما رو گیر بندازه که آخر هم موفق نشد. نوستالژی علی مسعودی؟ من چیزی که خیلی دوست داشتم و دارم خلوتی خیابون بین ساعت یک تا سه ظهر توی مشهد بود که همه از سر کار می آمدن خونه و همه جا خلوت می شد و راس ساعت 9 شب که همه خانواده دور هم شام می خوردند. من و دوستانم با وجود اینکه همیشه همدیگر و می دیدیم ولی باز بعضی شب ها دور هم جمع می شویم چیزی که الان وجود نداره و خیلی کمرنگ شده یا
درگذشت یک هنرمند حین اجرای تعزیه
مسلمان شدن مالک اشتر شبیه پیغمبر را می خواند که پس از اجرای مقدمه تعزیه به پشت صحنه رفت و در اثر سکته قلبی جان به جان آفرین سپرد. هاشمی مسئول دفتر انجمن تعزیه شیروان نیز درباره این هنرمند گفت: حاج غریب مهدی پور به آرزویش رسید. او بارها و بارها به خودم گفته بود که " آرزو دارم در همین لباس تعزیه از دنیا بروم". وی افزود: دیشب در اختتامیه گفتم، از سوگواره تعزیه ما هیچکس خبر نداشت
بدنه دولت اقتصاد مقاومتی را نپذیرفته است/ کارت اعتباری 10 میلیونی تورم زا است
کردند سوسیالیست یعنی فقر. من خودم به یکی از کشورهای سوسیالیست کمونیستی سفرکرده بودم. مرحوم نوید هم همراه من بود. در اینسفر یک عدد شیراز سوپرمارکتی در این کشور برداشتم، آقای نوید 2 عدد شیر برداشت، پلیس آمد و یک شیر را از دست وی گرفت، گفت این شیرمال همه ملت است و تو حق داری فقط 1 عدد شیر برداری. آقای نوید گفت من یک شیر می خواهم برای همسرم ببرم، پلیس پاسخ داد که همسرتان خودش باید بیاید این شیر را ببرد
حمایت بنیاد فارابی از 72 فیلم نامه و فیلم سینمایی
)؛ وارونگی (تهیه کننده و کارگردان: بهنام بهزادی/ اجتماعی خانوادگی)؛ هم نام (کارگردان: کیوان علی محمدی، امید بنکدار، تهیه کننده: کیوان علی محمدی/ اجتماعی خانوادگی)؛ یک روز معمولی (کارگردان: نادر مقدس، افسانه منادی/ اجتماعی) نیز با حمایت مالی روبرو شد. مشارکت در ساخت: بهشت از جنوب شرقی (کارگردان: احمد کاوری تهیه کننده: ابراهیم اصغری/پایداری شهدای وحدت)؛ پرونده ای برای سارا (کارگردان
عسگراولادی: بدنه دولت اقتصاد مقاومتی را نپذیرفته/ دولت باید پاسخگوی امیدهای مردم باشد/ کارت اعتباری 10 ...
درمانی برای مدت کوتاهی جواب می دهد؛ اما پس از مدتی دیگر جواب نمی دهد چون مردم فهمیده اند. الآن این اینترنت در کوچک ترین دِه و روستا وجود دارد . آنچه رئیس جمهور از مجموع مسائل می داند، به خدا قسم آن بچه روستایی هم می داند. چون این دستگاه جلوی رویش است و سواد دارد و مطالب را می خواند. من خودم شب ها از ساعت 10 تا 11 شب پای اینترنت، تلگرام و غیره هستم؛ بنابراین یک ساعت از وقتم را صرف همین امر می کنم
در راهروهای دادگاه خانواده از چه حرف می زنند؟
مادرشوهر دخترم نمی گذارد که ازدواج کنند. درخواست طلاق داده و گفته دخترت بزرگ نشده. گفته دخترت بچه است و لازم نکرده با پسرم ازدواج کند. پسر هم به حرف مادرش گوش داده و درخواست طلاق داده اند. حالا آمده ام این جا ببینم چه کاری می شود کرد. حرفش که تمام می شود، آدم های دوروبر شروع می کنند به راه نشان دادن. مهریه اش را بگذار اجرا، بیچاره شون کن. شهر هرت که نیست، یک روز دختر مردم رو عقد کنن و فردا بگن نمی
دوست ندارم دخترم وقتی بزرگ شد سریال های ماهواره ای ببیند
کنیم؟ البته خیلی از ابزارهای نمایشی را هم نداریم و حتی اجازه استفاده از هر ابزاری را هم نداریم اما همیشه توانسته ایم و باز هم می توانیم. مثلا دیالوگی که من، در سریال فاصله ها خطاب به پدرم می گویم که مگر معنای دوستی هر دختر و پسری، ازدواج است؟ در آنونس سریال هم پخش شد، مگر چنین چیزی در تلویزیون ما تا آنزمان وجود داشت؟ ****الان خود من یک دختر دو ساله دارم، وقتی بزرگ تر شد دوست
ماندیم و درجا زدیم زبان فارسی محدود ماند
جنگیدند و گرجی ها نیز اوستیا و آبخازیا را به روس ها دادند و حالا هم کریمه را به روسیه پیوند زدند. چه سالی وارد دانشگاه شدید؟ در سال 1344 به دانشگاه رفتم. پس از آن به سربازی و بعد هم به معلمی در شاهی آن زمان و قائمشهر اکنون. خوانده ام که دوران سربازی، نقطه عطفی در زندگی شما بوده است. دوست دارم آن را از زبان خودتان بشنوم. در دو سالی که سربازی بودم، با کسانی برخورد کردم که
پرواز همای: دیگر همای آن سال ها نیستم
بعد هم همان جایگاه را خواهید داشت؟ من همیشه ایران بوده ام وخارج ازایران زندگی نکرده ام. در این هشت سال که ممنوع از فعالیت بودم نیز درهمه جای دنیا اجرای کنسرت داشتم. به شخصه در این مدت کوتاه به خاطر اشتباهات خودم ممنوع از کار شدم اما حق من است که در ایران اجرای کنسرت داشته باشم و زندگی کنم. هر جای دنیا هم باشم شک ندارم که آن استقبال گذشته را خواهم داشت به این علت که هر وقت
یک حجت الاسلام برای این فیلم تبلیغ می کند!
: هرگز در این سال ها بیکار مطلق نبودم. امتیاز اقتباس سینمایی این رمان را سال 85 از نویسنده آن خانم پرینوش صنیعی گرفتم. می خواستم همان زمان ساخت فیلم را آغاز کنم و به تعدادی تهیه کننده بنام بخش خصوصی مراجعه کردم اما با توجه به اینکه آن روزها بورس فیلم های مثلث عشقی بود، آن ها با احترام تمام نپذیرفتند که با یکدیگر همکاری کنیم. همه از فیلمنامه تعریف کردند اما می گفتند ساخت فیلم را به زمانی دیگر موکول
زنگنه: زنجانی 7هزار میلیارد پول کشور را خورد / تفاوت ها و شباهت های زنجانی و مرتضوی
: برخی از پروژه ها چند سال طول می کشد و اگر در این زمان پیمانکار تنها با یک نفر طرف باشد امکان ایجاد فساد وجود دارد بنابراین هر چند ماه یکبار امکان دسترسی همه پیمانکاران به خودم را فراهم کرده ام. زنگنه همچنین با اشاره به اقدامات وزارت نفت در زمینه جلوگیری از قاچاق فرآورده های نفتی و کاهش میزان قاچاق در سال جاری، گفت: در مورد تخصیص خوراک به متقاضیان نیز ما فراخوان عمومی می دهیم و سعی می کنیم برای
هر چیز به جای خود
مسخره اش می کردند؛ حالا همه ی آنها باید وسایلشان را جمع می کردند و از آنجا می رفتند، چون آن مرد که حالا وضع بسیار خوبی هم پیدا کرده بود آن خانه را خریده بود. آن فروشنده که حالا برای خودش یک تاجر بسیار بزرگ شده بود در تمام طول آن سال ها، دست از تلاش و کوشش برنداشته بود تا توانسته بود به موفقیت زیادی برسد و وضع مالی اش خوب شود. او دستور داد که کسی از این به بعد حق ندارد در این خانه قمار کند
محجوب: تا الان باید برای مرتضوی کیفرخواست صادر می شد /رویانیان: محال است با احمدی نژاد کار کنم!
شدم. علی دایی به من گفت شما به آقای زنجانی زنگ زده ای؟ گفتم زنجانی دیگر کیست؟ -امام حسینی- نمی شناختمش، با اینکه همه می شناختندش اما من نمی شناختم چون توی وادی خودم بودم. دایی گفت مالک راه آهن است. گفتم شماره اش را داری؟ گفت آره. زنگ زدم گفتم من رویانیانم، گفت: به! نوکرتم! خیلی دوست دارم! گفتم آقای زنجانی علی دایی را به من می دهی؟ گفت آره راه آهن را هم به تو می دهم! تو بخواهی حل است. من هم
در خیالم بود که یک روز کارگردان شوم/کار خبر در کشور ما حرفه ای نیست/در کار خبر به شدت خودخواهم
نمی کند. من آدم خودخواهی هستم. یعنی هر برنامه ای که خودم ببندم را دوست دارم. الان شما خبر بنویسید، می خواهم دوباره آن را از نو بنویسم. این خودخواهی باعث می شود، الان هم که صرفا را می بینم، بگویم نه اینجا را باید اینجوری می نوشتی یا باید فلان کار را می کردی. از نظرش درباره صرفا این روزها با اجرای نجف زاده، به چند جمله ای اکتفا می کند. کامران تم و سبکی دارد که با من متفاوت است ما از نظر
زیر درخت بید
ی عشق آن دو شیرینی را برای همه ی بچه هایی که آنجا جمع شده بودند تعریف کردند اما یکی از آن بچه ها با بی رحمی تمام آدمک زنجفیلی دختر را که دو تکه بود خورد. پس وقتی بچه ها فهمیدند که او این کار را کرده است مجبور شدند که آدمک پسر را هم بخورند تا از تنهایی زجر نکشد. کونود و یوهنا اکثر مواقع با هم بازی می کردند. و هنوز هم درختان آقطی و بید را دوست داشتند و زیر آن می رفتند. کونود خیلی شعر می دانست
دغدغه های مردم و سوت بلبلی دلواپسان! / ناگفته های مردی که اولین دسته چک را به بابک زنجانی داد
زرنگی بود و اهل زد و بند اما نه دیگر این گونه. می گفتند در کیش و تهران در کار خرید ملک رفته است. یادم می آید زمانی که به آلمان برای گرفتن تسهیلات بانکی برای خرید کشتی رفته بودیم (چون من بعد از بازنشستگی ام به دنبال فعالیت تجاری بودم) در راه برگشت به او گفتم دوست من در کشتیرانی است می توانی به ما در کارهای تجاری کمک کنی؟ گفت: دو تا سه ماه دیگر به دوبی می خواهم بروم آنجا دوستی دارم که می تواند به
خلاقیت از مهم ترین عوامل یک تنظیم درست است
صدای خودم منتشر خواهم کرد. اگر استقبال خوب باشد، به فکر تولید آلبوم هستم. البته این آلبوم هم با کلام و هم بی کلام است. آلبوم رزومه کاری یک هنرمند است. آرزو دارم قطعه ای بسازم که از من یادگار بماند. سوپرایز های مختلف هم دارم که کم کم اعلام می کنم. - قطعه ای با نام بانو با صدای علیرضا میرآقا را تنظیم کرده اید، داستان این قطعه را تعریف می کنید. 10 سال است که علیرضا میرآقا دوست
قوطی فندک
مردم می توانستند با او درباره ی پادشاه و شاهزاده خانم زیبا حرف ها بزنند. سرباز که درباره ی زیبایی شاهزاده خانم خیلی حرف ها از زبان مردم شنیده بود گفت: من خیلی دوست دارم که این شاهزاده خانمو ببینم. مردم برای او تعریف کردند: هیچ کس نمی تواند او را ببیند چون دور قصر اونا دیوارهای بسیار محکم و بلندی کشیدن که هیچ کس نمی تواند وارد اون بشود. پادشاه دوست ندارد که کسی دخترش را ببیند چون پیش
علی لهراسبی: باید یک اتفاق جدید در موسیقی پاپ بیفتد
، همه ما مجبور می شویم به همان سمت برویم. اما اگر یک رسانه وجود داشته باشد، خودمان می توانیم نوآوری کنیم و موزیکی که دوست داریم را ارائه کنیم. مطمئن باشید در این صورت اتفاقات عجیب و غریبی خواهد افتاد. البته همین الان هم خیلی نسبت به گذشته بهتر شده اما اگر این اتفاق بیفتد، مطمئن باشید که سطح توقع مردم بالاتر می رود و ما هم مجبور به تولید آثار بهتر می شویم. * با این حساب، در حال حاضر که
شاهزاده روم ،امضای شرقی دارد؛ راه بومی سازی کاراکترهای انیمیشن را آغاز کردیم
دوم هم بخش عراق انیمیشن شبیه تصاویری شده است که انیمیشن های خارجی مثلا از بغداد تصویر می کنند؟ محمدیان: بالاخره برای مخاطب حس نوستالوژیک دارد. برای مثال بدن بزرگ با صورت کشیده بارها و بارها در انیمیشن های مختلف دیده ایم. با این کار ما خودمان را در معرض مقایسه با کارهای خارجی قرار می دهیم. از طرف دیگر این را هم دوست داشتیم که استایل خودمان را داشته باشیم. البته مشکلاتی هم بر سر راه ما بود
فهرست 73 پروژه سینمایی که از فارابی کمک مالی و فنی گرفته اند
نادری)، ماهی خانم و دریا (زهره حاتمی)، محکومین بهشت (مسعود میمی)، نامیرا (صادق کرمیار) و وقتی موسی گریست (محمدرضا گوهری) از جمله آثار مورد حمایت قرار گرفته در بخش تحقیق و نگارش هستند. ب- پشتیبانی فنی (اجاره تجهیزات) بنیاد سینمایی فارابی در حوزه پشتیبانی فنی که شامل اجاره تجهیزات می شود 57 درصد از تجهیزات فیلم های سینمایی دارای مجوز ساخت را در سال گذشته مورد حمایت و پشتیبانی فنی
پسر 17 ساله ای که دیپلم نگرفته و هیجان گلزنی به پرسپولیس
؟ آقای فردوسی پور لطف کردند و من را به برنامه شان دعوت کردند و اتفاقا برایم خیلی مهم بود رفتن به استودیوی 90 . باعث شد تا انگیزه ام بیشتر شود . خیلی دوست دارم که بتوانم جواب این همه محبت و لطفی که کادرفنی ، باشگاه ذوب آهن و همبازی ها و خانواده ام داشته اند را تلافی کنم و بتوانم به بالاترین سطح فوتبالی ام برسم. راستش می دانم که مغرور نمی شوم و هر روز با انگیزه تر از روزهای قبلم تلاش می کنم ، چون می
لازمه هر عشقی خطر کردن است
آموختم و هم نقاشی... امر نیمه کاره را دوست نمی دارم و از همین رو با وجود اینکه هنر برایم جذبه ای صدچندان داشت؛ پزشکی را به اتمام رساندم. همچنان پزشکی را رشته ای مقدس می دانم و دوستان پزشکم را ارج می نهم، اما من برای کار در این رشته آفریده نشده بودم. سالها نقاشی می کردم و ویدئو می ساختم و برای خودم می نوشتم؛ اما در میان تمامی شاخه های هنر، هنر اجرا برای من معنای دیگری یافت؛ معنایی شخصی تر و در
پیغمبرخوان تعزیه شیروان هنگام اجرای تعزیه از دنیا رفت
اجرای مقدمه تعزیه به پشت صحنه رفت و در اثر سکته قلبی جان به جان آفرین سپرد. هاشمی مسئول دفتر انجمن تعزیه شیروان نیز درباره این هنرمند گفت: حاج غریب مهدی پور به آرزویش رسید. او بارها و بارها به خودم گفته بود که آرزو دارم در همین لباس تعزیه از دنیا بروم. مراسم خاکسپاری حاج غریب مهدی پور ساعت 14 امروز جمعه 15 آبان ماه در امامزاده حمزه رضا شهرستان زیارت انجام شد و مجلس ختم روز شنبه در زادگاهش حسین آباد برگزار خواهد شد.
هانس شیرین عقل
به من بده. من هم می خواهم ازدواج کنم. مطمئنم که اون دختره از خدا می خواهد که با من ازدواج کند. پدر یک مقدار به او خندید و گفت: آخر بچه تو چه چیز داری که او با تو ازدواج کند؟ نه ظاهر درست و حسابی داری، نه چیزی متوجه می شوی و نه می توانی خوب حرف بزنی. او به کدام صفت تو دل خوش باشد. نه... من به تو اسب نمی دم! هانس گفت: اشکال ندارد. من خودم یک بز دارم که سوار همان می شوم و می روم قصر.
آمریکا تغییر نکرده اما عده ای فاسد شدند/ راه شناسایی خط نفوذ بررسی دقیق و علمی اسناد لانه جاسوسی است
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در اصفهان ، حسن رحیم پور ازغدی شب گذشته در مسجد سید اصفهان در همایش برائت از شیطان بزرگ، با اشاره به روز 13 آبان و تسخیر لانه جاسوسی گفت: زمانی که دانشجویان در روز 13 آبان توسط رژیم شاهنشاهی به خاک و خون کشیده شدند هیچ کس از حقوق بشر حرفی نزد اما بعد از انقلاب زمانی که می خواستند چند نفر از جنایتکاران را اعدام کنند فریاد حقوق بشر برخی بلند شد. غرب به تعهدات خود در برجام عمل نخواهد کرد/ شیوه غرب دروغگویی است عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با