سایر منابع:
سایر خبرها
مرد مقاوم حرم
سال 2008در جریان یک رویارویی از ناحیه سینه مجروح شدم. نیروهای اشغالگر انگلیسی هم همسو با اقدامات نیروهای آمریکایی وارد عمل شده و بیش از 3بار به خانه من یورش بردند؛ مسئله ای که باعث شد من مجبور به مهاجرت مجدد از وطن خویش و عزیمت به سوی جمهوری اسلامی ایران شوم. در جریان این یورش ها برادر و پسر عمویم بازداشت شدند. بعد از آنکه برای ماه ها از این استان به آن استان عراق سرگردان شدم، شرایط
گرامیداشت سالروز آزادسازی سوسنگرد در همدان
سوسنگرد و قطع ارتباط کامل رزمندگان شهر با سایر جبهه ها شد به نحوی که رزمندگان اسلام در فقر کامل تجهیزات، مهمات و تدارکات بودند. وی در ادامه گفت: در حالیکه وضعیت بسیار پیچیده ای بر مدافعان شهر تحمیل شده بود و بسیاری از رزمندگان به شهادت رسیده و یا مجروح شده بودند، رزمندگان تبریزی طی تماسی با بیت شهیدمدنی، شرایط سخت شهر را به اطلاع ایشان می رسانند و از این طریق حضرت امام خمینی(ره) در جریان امور
ضرورت ساماندهی و اصلاح قوانین ایثارگران
تعظیم بشود، نه اینکه بیاییم این را ملحق کنیم و بعد با دادنِ کارت، شناسایی بشود. آقا شما کارت زرد هستی، شما کارت سفیدی، دیگری کارت فلان است، این خیلی منطقی پشتش نیست. در بحث جانبازان ویژه ما تجربه رسیدگی داریم. این ها را که پراکنده می گوییم به دلیل اهمیت قضیه است. شما مشاهده کنید همان آقای باقریان که شما زمانی به هر حال با ایشان همکار بودید،کار خوبی کرد. یک زمانی آن ابلاغ
می خواهی پزشک بشوی یا بروی به کربلا؟
کرد، رفتند انرژی اتمی آبادان. هنوز بیست و دو سالش تمام نشده بود که گفتند لشکر 17 را تشکیل دهد. شد فرمانده چند هزار رزمنده از چند استان؛ قم، مرکزی، زنجان، قزوین، سمنان. ده: خودش اول عمل می کرد، بعد به دیگران می گفت. از همه ساده تر و خاکی تر، زودتر از همه می آمد حسینیه برای نماز شب. دیر که می رسید، جا نبود. هنوز اذان صبح نگفته، صف ها نیم ساعت پیش از جماعت پر بود. یک روز که صف ها کم جمعیت
هجوم وحشیانه دشمن و آوارگی مردم بی دفاع سوسنگرد
چقدر اشتباه بوده است و آنان به ویژه در سوسنگرد، اسیر مقاومت های مردمی شدند. محمد علی (عزیز) جعفری؛ فرمانده عملیات سپاه سوسنگرد در حال توجیه شهیدان حسین بهرامی و علیرضا نوری پیش از عملیات امام علی (ع) در حالی که تقویم، چهارمین روز مهر 1359 را نشان می داد، بستان که دشمن را پشت دروازه می دید، به واسطه خیانت تعدادی از عناصر ضدانقلاب که به شهر نفوذ کرده بودند، سقوط کرد و به دست
سوسنگرد چگونه آزاد شد؟
به عنوان پایگاه و مرکز هماهنگی و هدایت عملیات تعیین کرده و به سازماندهی نیروها پرداخت. تجمع بچه ها در مسجد تا ساعت چهار صبح ادامه یافت، سپس برادران در گروه های نه نفره در نقاط شهر استقرار یافتند. دشمن در سمت غرب سوسنگرد از سمت پل سابله در محور بستان – سوسنگرد تهاجم خود را به سوی شهر آغاز کرد و به موازات این اقدامات، با کمک چهل تانک و خودرو از طرف دهلاویه – که خط مقدم نیروهای
ماجرای طرح دهکده های مقاومت شهید همدانی
سردار سعید فرجیان زاده همشهری و آشنای سال های دور و نزدیک سردار شهید "حسین همدانی" است. از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران تا این سال ها سردار فرجیان زاده در سمت های مختلف همکاری های بسیاری با این شهید داشته است. گرچه فرجیان زاده در دوران دفاع مقدس به اسارت نیروهای بعثی درآمد و سال ها در اردوگاه های عراق بود اما قبل و بعد از اسارتش همکاری نزدیکی با سردار همدانی در سپاه همدان داشت.
در شام بر اهل بیت چه گذشت؟
/> خرابه شام بعد از سخنرانی حضرت زینب (س) در مجلس جشن یزید، که وضع را بر ضد او تغییر داد، یزید خاندان امام حسین (ع) را در خرابه ای بی سقف جای داد. اهل بیت، چند روز در آن خرابه بودند و برای امام حسین (ع) و شهدای کربلا عزاداری می کردند. در یکی از شب هایی که در خرابه شام بودند، سر سیدالشهدا (علیه السلام) را در طبقی برای کودک خردسال وی آرودند و این طفل پس از ساعتی درد دل با سربریده در همان خرابه
آزادی سوسنگرد با همدلی و مقاومت
آبان 1359خورشیدی از غرب و جنوب به سوسنگرد حمله و شهر را محاصره کردند و این موضوع سه روز به طول انجامید. پس از محاصره ی سوسنگرد امام خمینی(ره) در بیست و پنجم آبان 1359 خورشیدی در پیامی فرمودند: بایستی تا فردا سوسنگرد آزاد شود. از این رو فرماندهان نظامی ایران عملیات آزادسازی را در دستور کار خویش قرار دادند. نیروهای دشمن در این منطقه، یک لشکر زرهی با سه تیپ، یک گردان نیروهای مخصوص، یک گردان پیاده
وقتی دو دستش بریده شد
شهید مفقودالاثر احمد صداقتی یکی از فرمانده گردان های لشکر 14 امام حسین(ع) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است؛ در حالی که دست های او در دو عملیات قطع شده بود، برای دادن آخرین پیام خود شاسی گوشی را با پا فشار داد و همرزمانش برای آخرین بار حرف هایش را شنیدند. مهدی مظاهری آخرین پیام این شهید را در پشت بی سیم روایت می کند: عملیات محرم بود، در کنار بی سیم فرماندهی، عده زیادی جمع شده
خاطره گویی پیشکسوتان دفاع مقدس در همدان برگزار شد
صورت انفعالی و فقط در جایگاه پدافندی عمل نموده و اندیشه ادامه پیشروی را از فکر خود خارج کرد. این رزمنده پیشکسوت دفاع مقدس گفت: مقاومت جانانه رزمندگان بومی و سایر هموطنان باعث شده بود که عبور از سوسنگرد و ادامه تهاجم به سمت شهر اهواز برای دشمن به کابوسی وحشتناک تبدیل شود. 70 درصد منطقه سوسنگرد دست برادران آذربایجان بود و بقیه رزمندگان خوزستانی ها و غیره بودند و تا آخر در مقابل دشمن ایستادگی کردند.
روایتی بی واسطه و خواندنی از فتح سوسنگرد
. اینها در روز 24 آبانماه روستای ابوحمیزه را اشغال کردند. مدافعین را زدند و مردم را کشتند. 75 نفر را در آن روستا کشتند و 42 نفر از مردم را به اسارت بردند که من یادم هست تا همین اواخر جنگ و بعد از جنگ خانواده هایشان در میان اسرا به دنبالشان بودند. آنها هیچوقت برنگشتند. سرنوشتشان معلوم نشد چون مقاومت کرده بودند. وقتی لشگر 9 زرهی عراق برای ورود به تنگه چزابه میآید، سرگردی بهنام مهدآریا در تنگه
اسلام رحمانی نگرشی تک بعدی و انحرافی به اسلام است
تلقی کنند و از این جهت اسلام رحمانی را علم می کنند. ما اگر بخواهیم تعبیر صحیح از دین و شناخت ارزش های دینی داشته باشیم، در درجه اول باید از قرآن کریم این امور را استخراج کنیم. در مرحله بعد در سیره اهل بیت(ع) و چنانچه مواردی لازم باشد که تبیین شود، با توجه به شرایط روز و مکان، این را باید علمای اعلام دین، مراجع عظام تقلید و کسانی که ما آنها را نائبان عام امام زمان(عج) می دانیم، تبیین شود و گرنه
نجات سوسنگرد در چند ساعت انجام شد+ جزئیات
به عراقی ها قوای ارتش عراق را مجبور به عقب نشینی کردند و با همکاری هوانیروز و دیگر نیروهای ارتش تعقیب عراقی ها ادامه یافت، طوری که در 10 مهر ماه سال 59 سوسنگرد دیگر در اشغال بعثی ها نبود. عراق حملات مجدد خود را از 17مهر ماه سال 59 در این منطقه از سر گرفت و چهار روز بعد در 21 مهر سال 59 شهر بستان هم به اشغال عراقی ها درآمد و در ادامه 24 آذر سوسنگرد را از سه طرف به محاصره عراقی ها درآمد
برای زنده ماندن خمیر داخل نان را خشک کرده و مصرف می کردیم
دوباره به مناطق جنگی برگشته و در عملیات بیت المقدس شرکت کردم، بعد از عملیات به مرخصی آمده و 13 روز در روستا بودم و سپس برگشتم. فارس: شما که دین خود را با تقدیم یک شهید به انقلاب ادا کردید، چرا باز هم به خط مقدم رفتید؟ وظیفه ما حفظ و حراست از مرزها و کشور است و تا آخرین قطره خون حتی اگر خانوادگی جان بدهیم، باز هم کم است. فارس: در کدام عملیات و چگونه به اسارت دشمن
ذبیح ا... در تلویزیون فرانسه/موضوعی که نباید به کسی می گفتم
بعثی قرار گرفت.پس از مجروح شدن و4 روز مقاومت،در تاریخ 59/7/12 به اسارت دشمنان در آمد.فعالیت های پرشور و انقلابی او درزندان موجب گردید که او را به همراه چند زندانی دیگر به مکان نامعلومی انتقال دادند و تا پایان دوران اسارت نام و نشانی از آنها نبود.نام این عزیزان برای همیشه جاودانه شد. / دست نوشته ای از شهید: ذبیح ا... در مطلبی که در پشت جلد قرآن یادداشت می کند می نویسد:
ماجرای شورش اسرای عراقی در گرگان چه بود؟
بود. فیلم ویدئویی تلویزیون ایران با توضیحاتی از طرف مقامات ایرانی، از جمله خلاصه ای از متن آن به زبان انگلیسی، به ما نشان داده شد. به نظر می رسد که سه مرد فوت شده در خوابگاه شماره 6 در بخش یک اردوگاه به دست اسیرانی که از قرار معلوم به جناح طرفداران دولت عراق تعلق داشته، کشته شدند و اسیر دیگری نیز به شدت مجروح شده بود. دولت [ایران] متهمان را که هفت نفر بودند و گفته می شد به قتل نیز اعتراف کرده اند
286 روز نکبت بار در کمپ منافقین/ معجزه ای که لحظه آخر ما را از صف آنها جدا کرد
شدی، آنها هم برای این که ثابت کنند حرف های شان درست و واقعی است، آنهایی را که به آنها پناهنده می شدند دوباره چند روز به جمع ما می فرستادند، با یک سری از عکس هایی که آنها در بیرون از اردوگاه می گرفتند، مثلاً عکس با خانم ها یا عکس در سلف سرویس های شان، این چیزها روی افرادی که در بند بودند و از طرفی هم توان استقامت در زندان و یا اسارت را نداشتند، تأثیر می گذاشت. این گونه تبلیغات و رفتارهای