سایر منابع:
سایر خبرها
گزارش فیلم های آخر هفته تلویزیون (28 و 29 آبان)
. بیتا دوست پری است که در کار معاملات املاک است و آنها را به یک خانه قدیمی می برد که شایع شده در آن روح وجود دارد. همه چیز برای روز موعود آماده می شود و پری و لیلا و شبنم به خانه قدیمی رفته مشغول آماده کردن مقدمات برنامه می شوند. از سوی دیگر امید و سعید و آرش متوجه نقشه آنها شده و ... فیلم تلویزیونی لباسی برای خدمت به کارگردانی هادی شریعتی، جمعه 29 آبان ماه ساعت 8:00 از شبکه دو سیما پخش
حضرت فاطمه(س) با سروده عاشورایی کدام شاعر بی هوش شد؟
/> با آن همه چشم انتظاری باورش سخت است سهمت از آغوش پدر تنها سری باشد شلاق را گاهی تحمل می کند شانه اما نه وقتی شانه های لاغری باشد اما نه وقتی تازیانه دست ده نامرد دور و برِ گم گشته ی بی یاوری باشد خواهرتر از او کیست؟ او که، هر که آب آورد، چشمش به دنبال علی اصغری باشد وای از دل زینب که باید روز و شب انگار
حسین تهی: قلبم در ایران و برای ایران می تپد
تلنگر سنگینی به همه شنوندگان اش می زد. داستان تولید این اثر چه بود؟ پشت چراغ قرمز در مسیر خانه بودم. چند کودک سالم و معلول را در حال دست فروشی دیدم که سعی می کردند پول دربیاورند. صحنه های تلخ و تأسف آمیزی بود. احوالات درونی من به شدت به هم ریخت و فقط به این فکر می کردم که چرا این بچه ها الان نباید در خانه و مدرسه، کنار خانواده شان و پای تماشای برنامه کودک باشند؟ همین فکرها و تصویرها باعث شد تا زمان
سورپرایزهای سام درخشانی برای همسر جدیدش
عنوان مربی بدنسازی مشغول به کار است ولی تحصیلاتش را در رشته نقاشی تا مقطع لیسانس پشت سر گذاشته؛ بنابراین نقاشی می کند و اتفاقا جالب است بدانید که خواهر سام درخشانی هم نقاش است و به گفته سام، حالا خانه آنها تبدیل به یک گالری نقاشی شده است. این اولین و تنها گفت وگوی رسمی و عکاسی مطبوعاتی سام درخشانی و عسل امیرپور است که ایمان انصافی نازنین و گروه کاملا حرفه ای اش نیز زحمات زیادی را برای میکاپ و گریم
علامه تبریزی و "غربتی عجیب" در زادگاهش...!
قم یک سال نمی گذشت که خبر رسید مادرش مریض است. علامه جعفری به سوی تبریز حرکت کرد و این در حالی بود که ده روز پیش از رسیدن نامه، مادر او دار فانی را وداع گفته بود. در هر صورت رحلت مادر جوان، باعث شد که استاد از قم به تبریز بازگردد و بنا به پیشنهاد و سفارش آیت اللّه حاج میرزا فتاح شهیدی راهی نجف اشرف گردد. ورود به نجف علامه محمدتقی جعفری پس از ورود به نجف اشرف
روایت دختر مرحوم آیت الله خزعلی از آخرین صحبت های ایشان در نماز جمعه مشهد
تشوق و تأیید هم نمودند و حتی با احترام تا خارج شهر او را مشایعت کردند. در جواب باید گفت این جریان به این خاطر بود که چتر حمایتی امیرالمؤمنین و حسنین (علیهم السلام) بر سر کل نظام اسلامی گسترده شده بود. امام (ع) حتی فرزندان خود را برای مراقبت از خانه خلیفه زمان فرستادند، اما از آن طرف، هنگامی که ابوذر طبق وظیفه خود که حب و بغض لله و قیام برای احقاق حق و زمینه سازی برای دفاع از امام زمان بود وظیفه خود
ابوحامد می گفت، اگر "ابوسجاد" نبود فاطمیون تشکیل نمی شد/ پدرمان امام خامنه ای و برادرمان سردار سلیمانی ...
دفاع مقدس را دوست داشت ولی سنش که آن زمان حدود 12 ساله می شد اجازه نمی داد در جنگ شرکت کند ودر نبود پدر از مادر و خانواده مراقبت می کرد. دلش میخواست به جبهه برود و همیشه می گفت کاش می توانستم به ارتش بروم ولی شرایط برای مهاجرین امکان پذیر نبود. تا اینکه جنگ سوریه اتفاق افتاد. آشنایی پدر با فاطمیون چگونه آغاز شد؟ دفتر فاطمیون یک دفتر سری بود. اوایل فکر می کردیم شرکت هرمی تاسیس
بنیاد در آینه مطبوعات
و سال همسرش حاج حیدرعلی است. او به دلیل کهولت سن و بنا به درخواست خودش همه را راضی کرد که دوران نقاهت را به دلیل عارضه مفاصل در محلی بگذراند که بتوانند از او مراقبت کنند.مادر شهید می گوید: بدون ویلچر بسختی می توانم راه بروم هشت سال پیش تصمیم گرفتیم خانه مسکونی را در مطهری شمالی برای دبستان واگذار کنیم و قرار بر این شد که تا زمانی که در قید حیات هستیم، این ملک را که وقف آموزش و پرورش کرده بودیم
می خواهی پزشک بشوی یا بروی به کربلا؟
، همه خوردند. همه که سوختند، صدای خنده اش به هوا رفت. شانزده: دخترش لیلا تازه به دنیا آمده بود. بیست و پنج روز از تولدش گذشته تازه فرصت پیدا کرده بود تا برود دخترش را ببیند. کارهای جبهه مهمتر بود. هفده: بچه هایش را آورده بود اهواز. در طول ماه یک یا دو شب سر می زد منزل. آن هم آخر شب می آمد و صبح زود می رفت. دوستش گفت: زن هم حق دارد خندید و جواب داد: از روز اول شرط کردم. او هم
ناگفته های برادر زن تختی از زندگی و مرگ او
سبک توام با بذله گویی بود. بسیار شایسته. من با دوستان مجرد او زیاد بودم. آنها که با هم می رفتند من هم بودم. یک لفظ های خاصی داشت اما آدم بسیار آرام و باوقاری بود. سامان کاشی: توجه کنید، شما یک زن در دانشگاه تهران داری، مسلما نمی توانی آن ادبیات را در خانه به کار ببری. رضا توکلی: من دارم می گویم که ادبیات غیرعادی ای اصلا وجود نداشت و ادبیات ایشان خیلی هم درست بود و با همه با
پسر بی رحم پدرش را در مقابل چشمان خواهر و مادرش آتش زد + تصاویر
خانواده اظهار کرد : من و مادرم دیدیم که برادرم ,پدرم را آتش زد,ما شوکه شده بودیم و نمی دانستیم باید چه کار کنیم ,فقط با اورژانس و پلیس تماس گرفتیم. پلیس میامی در پایان خاطر نشان کرد : به علت آتش سوزی مهیبی که به وسیله بنزین راه افتاد,خانه نیز در آتش سوخت.رولینز به اتهام قتل عمد پدرش و اقدام به آتش سوزی دستگیر و بازداشت شد و پس از جمع آوری اسناد و مدارک بیشتر,پرونده وی به دادگاه قضایی ارجاع خواهد شد. - باشگاه خبر نگاران
متهم در دادگاه: نمی خواستم برادرم را بکشم
از مادر متهم خواستند درباره اینکه پسر بزرگش چگونه به دست پسرکوچکش به قتل رسیده و چرا او موضوع را پنهان کرده است توضیح دهد. این زن گفت: من از شوهرم جدا شده بودم و با فرزندانم زندگی می کردم. پسر کوچکم کمی دچار کندی رفتار بود و مشکلاتی جزئی داشت. همین هم باعث شده بود در مواجهه با دیگران خجالتی و تودار باشد. پسر بزرگم هم فکر می کرد حالا که من از پدرش جدا شده ام، او مرد خانه شده است و حق دارد هر رفتاری
علامه تبریزی و غربتی عجیب در زادگاهش/ چرا تبریزی ها علامه ترک زبان خود را فراموش کرده اند؟
از اقامت استاد محمدتقی جعفری در شهر قم یک سال نمی گذشت که خبر رسید مادرش مریض است. علامه جعفری به سوی تبریز حرکت کرد و این در حالی بود که ده روز پیش از رسیدن نامه، مادر او دار فانی را وداع گفته بود. در هر صورت رحلت مادر جوان، باعث شد که استاد از قم به تبریز بازگردد و بنا به پیشنهاد و سفارش آیت اللّه حاج میرزا فتاح شهیدی راهی نجف اشرف گردد. ورود به نجف
چرا برخی فرزندان در مقابل ازدواج والدینِ تنها مقاومت می کنند؟
مخالفم، او حق ندارد با تقاضای ازدواج پدرم مخالفت کند. دقیقا دو سال است مادرم به رحمت خدا رفته و گرچه در این سال ها من و خواهرم سعی کرده ایم شرایط زندگی پدرمان را مهیا کنیم تا او کمتر دچار زحمت شود، اما من کاملا متوجه این مطلب هستم که پدرم هر روز بیش از دیروز، در خود فرومی رود و انگیزه زندگی اش را از دست می دهد. او دم نمی زند، ولی من می دانم تنهایی او را اذیت می کند. دلم می شکند وقتی او را تنها در خانه
واقعیاتی که از نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا حرفی درباره آنها نمی شنوید
جاسوسی16 یا بیشتر از 16 سازمان اطلاعاتی آمریکا که وظیفه نظارت، گردآوری اطلاعات، فعالیت های ضد اطلاعاتی و مخفیانه را بر عهده دارند، هر ساله به قیمت 52.6 میلیارد دلار از پول مالیات دهندگان آمریکایی تمام می شود. از جمله سازمان هایی که با بودجه های سیاه (فوق محرمانه) فعالیت می کنند، سیا، سازمان امنیت ملی و وزارت دادگستری هستند. روشن است که حق حریم خصوصی ما به چشم دولت و این سازمان های جاسوسی، کمترین محل
شهید سلیمانی استعداد ها و توانش را در راه رسیدن به حق بکار گرفت
؟ سلیمانی : برادرم رضا در سال 1347 به دنیا آمد و فرزند سوم خانواده ما محسوب می شد ایشان برادر کوچک من و 5 سال از من کوچکتر بودند اما همیشه جایگاهی ویژه در خانواده داشته و مورد محبت و توجه ما بویژه مادرم بودند. رضا در دبستان ابن سینا تحصیلات ابتدایی را به اتمام رساند و در مدرسه راهنمایی امیرکبیر و پس از آن در دبیرستان دکتر شریعتی به ادامه تحصیل پرداخت که در همه مقاطع تحصیلی جزو
مریم نشیبا: آرامش را فدای زندگی می کنیم
به گزارش ستاره ها، گوینده 69 ساله رادیو طرفداران زیادی بین مردم دارد. مریم نشیبا خوش صدا، خوش صحبت و خوش چهره است. با مادر و برادرش زندگی می کند و آن قدر سرد و گرم زندگی را چشیده که درباره همه چیز می توان با او صحبت کرد. چهار برادر و دو خواهر هستند با کلی نوه که زندگی آنها را گرم می کنند. هیچ چیز در دنیا به اندازه صداقت و سالم زندگی کردن برای نشیبا مهم نیست. سال هاست در رادیو فعالیت
راهی که پیش پای این دختران روستایی است
است که طی کرده اند و آرزوهایی که در سر دارند. کژال من 16 ساله ام. خواهرم دو سال از من کوچکتر است و در بوکان زندگی می کنیم. از وقتی که مدرسه نمی روم، بیشتر در خانه می مانم. وقتی دوره راهنمایی را تمام کردم پدرم دیگر نگذاشت به مدرسه بروم. این طرف ها خیلی امن نیست. مزاحم دخترها می شوند؛ برای همین پدرم دوست ندارد ما بیرون برویم. حالا دیگر دوست دارم با کسی که دوستش دارم ازدواج کنم
نه بابا! من راستی راستی می خواهم بروم بجنگم
همسایه ها هم هستند. یکی از آنان می گوید: _ داشتم جلوی خانه ام را جارر می زدم که دیدم جوانی آمد و گفت: مادر! بدهید من جارو کنم. جارو را دادم دستش. شب که همسرم به خانه آمد، گفت: پسری با قدی متوسط و سیزده _ چهارده ساله نگذاشت جارو بزنم و خودش جارو زد ولی نمی دانم که بود؟ آقایمان هم درآمد و گفت: معلوم است دیگر، پسر حاج عباس بوده! هر روز خرید هایم را انجام می داد. از من راضی باشید
کشف راز حمله پاریس با انگشت قطع شده بمب گذار
و پلیس در حال تفتیش خانه آنها برای یافتن ردپایی از داعش است. برادر عمر به خبرگزاری AFP می گوید : آنچه برادرم انجام داد، دیوانگی محض است. من در زمان وقوع جنایت در پاریس بودم و بی خبر از این که برادرم در این ماجرا نقش دارد، فاجعه را تجربه کردم. عمر ، سه برادر و دو خواهر دیگر هم دارد و برادری که با خبرگزاری AFP گفتگو کرده است بعد از مطلع شدن از این که برادرش یکی از مسئولان
خودم را بدهکار انقلاب می دانم/خیلی ها گمان می کنند شهید شده ام/آرزو داشتم از قرآن سمفونی جهانی ...
/> اینکار توسط جراحی که از دوستان پدرم بود انجام شد. در منزل حاج آقا ابطحی. درمنزل آقای ابطحی مگر امکانات پزشکی وجود داشت؟ بله، ایشان خانواده بزرگی بودند و خانه بزرگی داشتند که برای استفاده خانواده شان امکاناتی در حد یک درمانگاه در منزل داشتند. و با مشورت دوستان پدر همه معتقد به تغییر چهره ی بنده بودند. مثلا بینی بنده عقابی شکل بود که تغییر شکل دادند یا موهایم را بلند کردند. البته
31 سال جانبازی و 51 عمل جراحی/ سیدنورالدین یک هفته داماد بود که به شهادت رسید
سال 77 به ما تحویل دادند. این خواهر شهید درباره سبک زندگی و ازدواج برادر تازه دامادش می گوید: ایشان نیز جشن عروسی برگزار نکردند و با همسر خود چند روزی به مشهد رفتند، پدرم بعد از بازگشت آنها از مشهد مهمانی کوچکی برگزار کرد که آنها به سر خانه خود بروند. خانم موسوی ادامه می دهد : بعد از گذشت چند روز که من با خانواده عازم به منزل بودیم متوجه شدیم، نورالین وسایل خود را جمع کرده و
فوت مادر شهیدبراثر کوتاهی بیمارستان! +عکس
تومان رهنش کرده ام و چند سال است منتظر وام بنیاد شهید هستم و حالا موافقتش هم آمده است اما وام را به من نمی دهند و می گویند که سن شما بالا است و فردا بمیرید نمی توانیم اقساط وام را پس بگیریم. حتی حاضر نیستند تا زمانی که زنده ام یک خانه در اختیارم بگذارند. اصلا همه علاقه این مادر مهربان این بود که یک خانه بزرگی داشته باش مثل همان موقع که پدر شهید زنده بود و مهمان داری کند اما در همان یک اتاق اجاره
زندگیم با فضای مجازی تباه شد
اما خانواده ام رد مرا پیدا کردند. حالا نمی دانم با چه رویی به صورت پدر و مادرم نگاه کنم. اصلاً نمی دانم چه طوری و به همین راحتی سرنوشتم تباه شد. من هنوز 18 سال دارم و خیلی از دوستانم درس می خوانند و در رؤیاهای جوانی شان سیر می کنند. برای خودم واقعاً متأسفم. یک بار دیگر هم فریب چرب زبانی های پسری حقه باز را خوردم. یک مرد افغان بود و می گفت: تو را به کشورم می برم و در آنجا زندگی زیبایی خواهیم
اولین گفتگوی عاشقانه سام درخشانی و همسرش +ماجرای ازدواج عجله ای آنها
، بازیگری کهنه کار و محبوب است و قطعا شناخت زیادی روی او دارید ولی بد نیست درباره همسر او بدانید که عسل امیرپور نام دارد و متولد سال 1362 است؛ او به عنوان مربی بدنسازی مشغول به کار است ولی تحصیلاتش را در رشته نقاشی تا مقطع لیسانس پشت سر گذاشته؛ بنابراین نقاشی می کند و اتفاقا جالب است بدانید که خواهر سام درخشانی هم نقاش است و به گفته سام، حالا خانه آنها تبدیل به یک گالری نقاشی شده است . این اولین و
گنج زندگی کیست؟
به گزارش شفا آنلاین ، زیرا به هر کسی بنا بر سن و سال، روحیه و علائقش کتاب هدیه می داد. علاوه براین پیش از هدیه دادن کتاب، آن را کامل می خواند. محال بود تاریخ تولد خواهر زاده، برادر زاده و اطرافیان را که با او در ارتباط بودند فراموش کند و تولدش را بدون کتاب به او تبریک بگوید هشت روز از درگذشت مادر کتابداری نوین ایران می گذرد. بانویی که برای سواد مفهومی ناب و اصیل قائل بود و در مقالاتش
همیشه مخالف ادغام آموزش پزشکی و بهداری بودم
در جبهه ها نداشتیم و باید فقط یک مراقبت های اولیه پزشکی انجام می شد و مجروح منتقل می شد. یکی از طرح های شما در زمان جنگ طرح ژنریک بود به نظرتان طرح موفقی بود؟ طرح خوبی بود که به شدت به آن نیاز داشتیم، ولی از همان روز اول به ما گفتند که نمی توانید موفق شوید چون مافیای جهودها پشت ماجرای داروست و تمام سیستم دارو دست آن ها بود. یهودها منظورم نیستند صهیونیست ها بودند که به نظر من
بشارتی: شهادت می دهم که هرگز امام(ره) موافق ایجاد ارتباط با آمریکا نبودند
کشورهایی مثل ترکمنستان، آذربایجان، گرجستان، ارمنستان، قرقیزستان، لیتونی، استونی همه اینها هم که زمانی طرفدار شرق بودند به غرب گرایش پیدا کردند. بنابراین امروز سخت ترین و حساس ترین دوران سیاسی تاریخ جهان در حال سپری شدن است. زندگی سیاسی امروز بسیار بسیار حساس تر از سال 42 است که انقلاب آغاز شد و سال 57 که انقلاب به پیروزی رسید. اما امروز کشور ما تحت هدایت های شجاعانه دقیق و بی