سایر منابع:
سایر خبرها
اسماعیل زاده: از همه هواداران عذر می خواهم
مقاله ها پرسپولیس نیوز : افشین اسماعیل زاده گفت خبرنگاری که با او درگیر شدم به من فحش ناموسی داده بود. بازیکن پرسپولیس که طی روزهای گذشته با خبرنگاری در درفشی فر درگیر شده بود با انتشار این تصور در صفحه شخصی خودش نوشت: از همه هواداران عذرخواهی می کنم . من 2 سال اینجا هستم هیچ کس بی ادبی از من ندیده. به خدا اگر قضیه ناموسی نبود با اون خبرنگار هم دعوا نمی کردم. وی
طنز/فرهنگ دیروز.امروز.فردا
سالیان اخیر.... خیلی زود رنج شده ... بهرحال منم بودم هر کی از راه میرسید یه حرف و حدیث و متلکی بارم می کرد یا یه هل میداد مثلا" ..خب ناراحت میشدم و تو خودم می رفتم ... حالا هر چی !! خلاصه یه... یه بار هم دیدیم حرف نمی زنه این فرهنگ ناقلا ... یه داد سرش میزنیم ( مثلا" الکی ما عصبانی هستیم) : ای بابا ! این که نشد وضع ... بدم ببرنت خوب مشت و مالت بدن ؟ خوبه الان یه چک بزنم تو گوشت؟
وقتی "کافه سینما" هم غافلگیر می شود!/ "بدون حتی یک موافق": حجم عظیم کامنت های مردم در انتقاد از برنامه ...
/> -آقای قادری من چند هفته پیش تو یه کامنت گفتم بهتون اگه آقای گبرلو رو دیدی از طرف من یه چیزایی شبیه به این حرفارو بهشون بزنید بلکه بره از این برنامه حالا امیدوارم وقتی این همه کامنت رو میبینن خودشون بذارن برن و به نظر مردم احترام بذارن.ایشون شاید تو زمینه های دیگه از جمله نقد کارشون خوب باشه اما برای تولید یک برنامه ی جذاب فاقد خلاقیت کافی هستن.آقای گبرلو ازتون صمیمانه خواهش میکنم برید ازین برنامه
قدمتِ بی معنایی
بگذارد چون یک زنبور آمده است. زنبور در ظرف مربا می افتد. ادوارد درد خفیفی را در چشمانش احساس می کند. با زنبور کلنجار می رود. زنبور را می کشد و خیالش قدری راحت می شود و اضطرابش فروکش می کند. حالا همه چیز را بهتر می بیند. خدایا، اون بوته پر از گل رو نگاه کن. شقایقه. عجب قشنگه... و بعد ناگهان می گوید: اونجاست. فلورا: کی؟ ادوارد: [غمگین و آرام] کثافت لعنتی، اونجاست، اونجا، کنار در پشتی باغ. یک آن شاید
آقای مسئول؛ لطفاً یک ماه با حقوق کارگری زندگی کنید
بگذارند ببینند میشه با ماهی یک میلیون زندگی کرد ،اگه در طول ماه نه مریض بشیم که خرج دارو ودکتر بدیم نه مسافرت بریم ونه هیچ خرج دیگه ای ،فقط خورد وخوراک وکرایه خونه با این تورم ،نمیدونم مسئولین تورم رو چه جوری محاسبه می کنند که 17درصد شده، در حالیکه قیمت ها نسبت به سالهای قبل افزایش هم داشته......... * اون هایی که دارن این حقوق رو واسه ما کارگرا تعیین میکنن آیا خودشون میتونن 2 روز از ماه رو با
از کفاشیان که گنده تر نیست
؟ این خبر تلویزیون خودمونه! کفاشیان: 20 و 30 نباشه؟ خبرنگار: نه نگران نباشید قطعا درسته همین الان بچه ها اس ام اس دادن تائیدش کردن کفاشیان: می خوای زنگ بزنم به ظریف مذاکراتو خودم بگیرم دستم؟ خبرنگار: نه دیگه وارد اون حوزه نشید کفاشیان: آره دلمم رضا نمیده وارد سیاست بشم. به نظرم من ساخته شدم برای ریاست فدراسیون فوتبال، نهایتا فیفا! دادکان هم بره رئیس یوفا بشه
الکی! مثلا جامعه شناسیم!
النگو باشه، مرد هی بفروشه بزنه به یه زخمی تو زندگی. - زن باس لوس بازی های دخترونه داشته باشه. - مرد باس جوری عطسه کنه که ده تا خون اون ورتر هم بفهمن. - مرد باس لارج باشه، واسه نومزدش دوایکس لارج. - مرد باس بار عشقش آش دوغ بگیره! پاستیل چیه آخه؟! - مرد باس ابهت داشته باشه، نگاهت می کنه حساب کار بیاد دستت. - مرد باس دو سال سربازی بره
ناشنیده های جشنواره فیلم فجر 93
خونه ام، ساعت 10 شد ،هنوز داخل نرفتیم شب ششم – پردیس چهارسو دو پسر هم سن و سال دست در جیب کاپشن انتهای صف ایستاده اند،هر از چند گاهی جلوتر را سرک می کشند،چند کارگر هم در کنار جمعیت مشغول دکور چیدن یکی ازمغازه های پاساژ هستند. 20:30 اولی: اینجا خلوت بود من (ایران برگر) و (کوچه بی نام )رو نیم ساعت قبلش اومدم رفتم تو دومی: از اون شبی که (هفت) تبلیغ
10 سال گذشت/ با پیرهن سیاه، در محرم، در مسجد ارک
خواند. شب 4محرم بود که حاج آقا منصور دعا کرد خدایا مرگ ما را در محرم قرار بده همه بلند آمین گفتند من هم گفتم اما اصلش را بخواهید در دلم گفتم خدایا امسال نه! شب چهارم محرم که از روضه برگشتیم، مادرم خبر داد که یکی از اقوام به رحمت خدا رفته است. گفتم خوش به سعادتش، عزایش با امام حسین(ع) هم زمان شد. خواهرم کاملا رک و بی مقدمه از پدرم سوال کرد بابا تو چطور دلت می خواهد بمیری؟! پدر پیراهن
استاتوس های جدید واتس آپ
/> کارم رو برنامه بود . . . تو مهمونی ها تو جمع بودم . . . خوابم به موقع بود . . . تا اینکه یه از خدا بی خبری اومد گفت: واقعا گوشیت اینترنت نداره !؟!؟ *** به نظرم بهتره خانوما موقع گرفتن گواهینامه تو امتحان شهر یه عکس سه در چهار هم از سرهنگی که کارتشون را امضا کرده بگیرن بذارن تو داشبورد ماشیناشون چون آقایون خیلی می پرسن: آخه کی به
"قیمت مسکن بیش از این کاهش نمی یابد"
: وقتی برنامه وجود نداشته باشد و سیاست های انقباضی ادامه پیدا کند، فاجعه ای در بخش مسکن اتفاق می افتد که غیرقابل کنترل است. آقای ستاریان چند وقته از این حرفا میزنه.مثل اینکه واحدهاش خیلی رو دستش مونده.زهی خیل باطل!!!!رجوع کنید به دنیای اقتصاد. http://www.donya-e-eqtesad.com/news/861150/ ما میگیم نره، شما می گی بدوش. نداریم تا بخریم مگه سال 91 که خریدارا مثل مور
زندگی خرم پیرمرد و پیرزن خرم دره
، با نداری و سختی، البته من که بزرگ نکردم خدا بزرگشان کرد اما الان تنهاییم، ما مانده ایم و این خانه نصف و نیمه و گاوهایمان! او که 60سال سن دارد با آه بلندی که نشان از دل تنگ مادری برای فرزندش دارد، ادامه می دهد: بچه ها هم حق دارند، اینجا بمانند که چی بشود؟ هر جا هستند سلامت باشند، خدا پشت و پناهشان. زانو درد دارد طوری که نمی تواند زیاد راه برود و تنها در روز چند بار تا طویله
رهبری فرد:پرسپولیس را به هدایتی می دهند+عکس
بیاد تو هیئت مدیره واسه کارای اقتصادی ومذاکره با بازیکنا..اینطور خیلی خوب میشه.. انشاالله فصل بعدهم توآسیاباشیم هم تیم روئیایی ببینیم..البته جعفرپور(کافو)دف اع راستمون باشه :P خخخخ نقل قول 2015-02-15 23:43 +15 [10] کاکه سجاد خدا کنه بدنش حاج حسین . ولی بازم میگم تواین مقطع فقط افشین قطبی چون یه روانشناسه و یه مربیه که تو سطح حرفه ای مثل جی لیگ مربیگری کرده خیلی موثره .با همه
دومینوی خطا در بازار مسکن
اقتصادی رو با این اراجیف ،سخیف و سبک نکنین!؟ برای اینگونه خوشمزه بازیهاتون بی نهایت وبسایت جوک و طنز و سرگرمی وجود داره! اگر حوصله خوندن یک مقاله کارشناسی رو ندارین لطف کنین نظرات شیرینتونو واسه خودتون نگه دارین راست میگه کسی و یا روزنامه ها جرات ندارن در مورد بورس چیزی بنویسن. چرا بورس در جا میزنه؟؟؟؟ بهزاد یه دلال نا دان مثل تو هست که اسمت شهرام وشناست هم185055 درج شده که
آمریکا! فعلا 25 روز دارم، منتظرم باش!/ بر سر دنیا کلاه بگذارید!
لاستیک ماشین میخردی. مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و 3 برابر کرایه رو داریم میدیم راضی هستیم؟ ما هم مجبوریم سوار شیم! وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سواستفاده میکنی از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاتر. راننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ... مسافر که حالا کاملا دست بالا رو داشت با
اسرار ویلای گل سرخ
شکست خوردم . - این طور نیست ، این دفعه هم مثل ماجرای شبنم با چهار نفر رو به رو شدی . دیگه اجازه ندادی بهت بخندن ، هر چهارتاشون رو شکست دادی . اون آخری هم سهم من بود چون دفعه پیش از کنارت رد شدم ، این بار باید جبران می کردم . رادا هنوز زنده س . اول باید ساتی رو از اون جدا کنم . تو به جای ساتی کنار رادا بشین . من روی رادا تمرکز می کنم و یه جور ارتباط مغزی ، بین تو و اون زن برقرار می کنم