و زمان، پیوسته حس کنجکاوی مخاطبانش را به گونه ای تحریک کند که حاضر شوند با او به ورای آنچه همیشه دم دست شان قرار داشته، سفر کنند. با این حال به نظر من، نولان این بار پای در سفری نهاده که نمی توان دست خالی با او همراه شد. غرولندهای منتقدان او نیز بیش از هر چیزی حاکی از دستان خالی شان است. اما مگر این سفر چگونه سفری است؟ برای پاسخ به این پرسش ناگزیرم اندکی به زبان اهل فلسفه سخن بگویم. دلیل این ماجرا
پاره ای از ویژگی های تاریخی است. واژه کلام به دلیل ویژگی ها و گذر تاریخی ابتدا در کنار فلسفه قرار گرفته و سپس نحله های مختلفی از آم شکل گرفته است و در فهم امروزی جامعه ما کلام معنای حقیقی خود را ندارد و با ارزش داوری ها و ذهنیت هایی همراه است وگرنه اگر قرار باشد یک نام سنتی و تاریخی برای الهیات اسلامی بگذاریم آن “کلام” است. دوم اینکه؛ قلمرو، دامنه و کارکرد الهیات نوینی که محل بحث است بسیار
فرهنگ امروز/ سید سلمان صفوی در نوشتار حاضر برخی نسبت ها و رابطه میان موسیقی، عرفان و ادبیات عرفانی از منظر آنتولوژیک، اپیستمولوژیک و کاربرد تبیین سپس به جایگاه استاد شجریان در موسیقی مینوی اشارت می شود. اندیشه ها و احوالات عرفای ما در ادبیات عرفانی و آثار بزرگانی چون سنایی، عطار و مولانا تجلی یافته است. از جنبه آنتولوژیک موسیقی عرفانی تجلی جمال و نغمه ای الهی است که در عالم ناسوت بنا
زیباتر شدن قرائت،مجبور می شود در جایی وقف کند که برای وقف مناسب نیست،صوتش را به گونه ای در می آورد و اجرا می کند که شنونده متوجّه می شود که جمله تمام نشده و مطلب هنوز ادامه دارد؛یعنی ضعف و نامناسب بودن محل وقف را با لحن و نغمه مناسب، جبران می کند. آشنایی با صوت اکبرالقراء جهان اسلام صوت،هدیه ای است الهی که خداوند آن را در وجود انسان به ودیعه گذارده است و بدین جهت نمی توان آن را
بودند، چشم و بینایی نقش مهمی را در شناخت و علم ایفا کردند. به گونه ای که الگوی تبیینی برای فهم شناخت شدند. این نقش به اندازه ای پررنگ است که به جرأت می توان گفت که بسیاری از مسائل مربوط به بینایی و رویت، مبدل شدند به مسائل شناخت و آثار خود را در اندیشه فلسفی باب هستی شناسی، انسان شناسی، خدا شناسی و زیبا شناسی به جای گذاشتند. او ادامه داد: اینکه بینایی بقیه حواس را تحت الشعاع خود قرار داده
شما قدرت فرق حق و باطل را می دهد و از نظر حکمت نظری، شناخت جهان و انسان و شناخت کیفیت بهره برداری از جهان به انسان حکمت می دهد. در جای دیگر قرآن درباره افرادی که اهل تحقیق هستند و نظریه پردازی می کنند، اما در عمل کوتاهی می کنند، می گوید: اگر علم پیدا کردید بازوی عمل را ضعیف نکنید . وی در رابطه با جدایی مرز علم و اراده گفت: اراده از سنخ عقل عملی است و علم برای عقل نظری است. فلسفه دین این
مقدمات صرف کنیم این چه فایده ای دارد. یک وقت من به مرحوم امام (ره) عرض کردم که می گویند توغل در فلسفه ذهن انسان را مخدوش می کند و عرفیت انسان را از بین می برد و برای فقه مضر است، ایشان فرمودند: تعمق در اصول این خاصیت را دارد برای اینکه مسائل فلسفه ربطی به فقه ندارد، مثل اینکه تعمق در مسائل ریاضی لطمه ای به فقه نمی زند، اما چون اصول به فقه مربوط می شود اگر کسی خیلی در این مقدمات بماند و