سوسنگرد به بستان است به طول 30متر و عرض 6متر در جنوب شرقی شهر بستان و در محل تلاقی رود سابله و جاده سوسنگرد- بستان قرار دارد. *با آغاز جنگ و اشغال بستان در 21/7/1359 دشمن به سمت پل سابله پیش روی نمود و در 27/7/1359 توانست از آن عبور کند. *این پل تا عملیات طریق القدس(8/9/1360) در تصرف دشمن باقی ماند. در ششمین روز این عملیات(13/9/60) دشمن با بکارگیری تیپ 48 پیاده و گردان تانک
شلیک شده بود که مجبور شدند برای بیرون آوردنم درِ آمبولانس را اره کنند. در آن حادثه ترکش به شکمم اصابت کرده بود و تمام روده هایم به بیرون ریخته بود. متوجه می شوند که نبض ندارم و فکر می کنند که به شهادت رسیده ام. من را به معراج شهدا بردند و فردای آن روز که شهیدی دیگر را به آنجا می برند متوجه بخار داخل مُشَما می شوند و من را به بیمارستان پتروشیمی آبادان منتقل می کنند؛ سپس به بیمارستان مصطفی خمینی
/> بنزین آتش گرفته هنگام سوخت گیری خودروی جوز ورزتاپن هلندی چند ثانیه قبل از آتش گرفتن خودرو و افراد نزدیک محل ، مسابقات جایزه بزرگ فرمول یک هوفنهایم آلمان. 31 جولای 1994 یک افسر پلیس روسیه در حال حمل یک کودک آزاد شده از یک مدرسه تصرف شده توسط مردان و زنان نقاب دار مسلح در شهر بسلان در استان اوستیای شمالی در نزدیکی چچن. 2 سپتامبر 2004 گروهی از معترضین مصری در حال شادمانی
سالهای اولیه حکومت رضاشاه و با تقارن جنگ جهانی دوم رو به ویرانی نهاد و با ورود سربازان بیگانه به تهران برخی محلات به مانند سنگلج نابود و به محله ای ترسناک و متروکه مبدل شد. بیشتر... لحظه ترور ماهاتما گاندی گاندی چندین بار هدف سوء قصد قرار گرفت که آخرین بار آن، موفقیت آمیز بود. در 9 بهمن 1326 ناتورام قادسی وی را که در سن هفتاد و نه سالگی و میان جمعیت عازم محل عبادت بود
اصابت گلوله های توپ زیادی از دشمن قرارگرفته بود و یکی از این گلوله های توپ 3نفر از راننگان آمبولانس و مسول آنها را در جلوی درب اورژانس به شهادت رسانده بود و اینها کسانی نبودند جز شهید سیدمرتضی ملارجبی، شهید ناصرسبزی دیلمی و شهیدی که نامش را بیاد ندارم و شهید سیدمرتضی را به داخل اورژانس می آورند و برادرش که آنزمان در اورژانس خدمت می کرد می گوید این سید مرتضی است و شهید حاج قاسم خورشیدزاده (مسئول
شرکت با طرف اروپایی اشاره و پیش بینی کرد بعید است اتحادیه اروپایی مجددا شرکت های کشتیرانی ایرانی را تحریم کند . اما این امر بعید اتفاق افتاد و اتحادیه اروپا ابتدا در تاریخ 21 بهمن (10 فوریه) یک سری قواعد حقوقی جدید (تحریم بر مبنای شواهد محرمانه و غیرقابل ارائه به دادگاه!) را به ساختمان تحریم ها اضافه کرد تا مانع ترک برداشتن آنها از طریق پیگیری های حقوقی شود و دو روز بعد، شرکت ملی نفتکش
دوباره اعزام شود برای همین خودم با سرعت سوار آمبولانس شدم و به طرف منطقه به راه افتادم. وقتی به آنجا رسیدم با صحنه تکان دهنده ای روبه رو شدم. همه بچه ها شهید شده بودند و آنهایی هم که نفس می کشیدند آنقدر خون از بدن شان رفته بود که کاری از دستم برایشان ساخته نبود. هرطوری بود یکی از مجروحان را سوار آمبولانس کردم، زمانی که در حال انتقال مجروح به آمبولانس بودم یکی از رزمنده ها که از گلوله
و مقداری هم در دانشجوها بود، اما درون روشنفکرها نبود، ثقل حرکت داخل بازار بود؛ مثلاً سال 42 ، حدود 90 درصد زندانیان سیاسی، کسبه بودند اینها هم دو دسته بودند یک عده ای بالاخره محل کسب شان به راه بود درآمد داشتند یک عده نداشتند، ما چند نفر مأمور شدیم از طرف تشکیلات هیئت های موتلفه که از متمکنین کمک بگیریم و اینهایی که زندان رفتند و نان آور خانه بودند به آنها کمک کنیم که دو تا فرد شاخصش "حاج
خیلی جوان، باز هم فعالیت در مسیر انقلاب را ادامه دادید؟ بله، وقتی انقلاب پیروز شد تازه کار ما شروع شده بود. به عنوان نیروهای داوطلب و بسیجی در مسجد امام حسین(ع) خیابان آیت الله طالقانی اراک فعالیت می کردیم. دشمن که به کشورمان حمله کرد، در سال 61 به جبهه رفتم. ابتدا ما را 27 روز به آموزشی بردند و بعد از آن گفتند خرمشهر در حال آزادسازی است سریع اعزام شوید. رفتیم دارخوین تا در عملیات الی