سایر منابع:
سایر خبرها
امریکا خیال های تازه ای برای عراق دارد
مانده و اقلیم کردستان در جریان جزئیات تفاهم های نظامی و سیاسی که واشنگتن به دنبال آن است، قرار دارد و خوب می داند که سیاست واشنگتن حفظ وحدت عراق بر اساس فدرالیسم منطبق با سه اقلیم در کنار اقلیم پایتخت است که به طور سمبلیک با دو حرف CF خوانده می شود. به گفته این منابع موضوع عراق جدید بعد از داعش به اطلاع پایتخت های مهم عربی رسیده و به آنها وعده داده شده ظرف شش ماه در جهت حمایت از ایجاد
نمی گذارند ارد وغان موز برد ارد !
شما از د اعش نفت می خرید ؟ و به این ترتیب توپ را د ر زمین روسیه اند اخت ولی متأسفانه روسیه توپ را پاره کرد و اند اخت د ور. ارد وغان قبل از این توپ را د ر زمین ناتو، آمریکا، ایران، عراق و سایر کشورهای خاورمیانه اند اخته بود (شوتش قویه، همه اش هم خارج از چارچوب می زنه!) ولی هر د فعه که زنگ خانه شان را می زد ، توپ را پاره می کرد ند نامرد ها. آخر د ید هیچکس توپ را پس نمی د هد ، گفت پس من
ظریف: به تیم ملی فکر می کنم
. حالا که سرمربی تیم ملی تغییر کرده، به بازگشت فکر می کنی؟ حتما فکر می کنم. متاسفانه در این یکی، دو هفته در برخی از رسانه ها به دروغ از زبان من نوشته اند که محال است به تیم ملی برگردم یا این که نوشته اند با من تماس گرفته شده و جواب رد به مسئولان فدراسیون دادم. اصلا نه تماسی با من گرفته شده و نه صحبتی در این باره با کسی انجام دادم. پس بعد از مدتی دوری خوشبین هستی که لوزانو تو
دولت روحانی چشم امید را از خارج برنداشته
آنهایی که با دستگاه ارتباط حسنه ای دارند، برویم تا این فشار از روی آنها برداشته شود. من به خانه رفتم، حاج مرتضی حائری گفتند: "بهترین کسی که می تواند به شما کمک کند، آقای شریعتمداری است". داستان مفصل است، ساعت 9:30 صبح مجبور شدم به خانه آقای شریعتمداری بروم؛ دو، سه نفری رفتیم پیش ایشان و صحبت کردیم، به اصفهان رفتم و برگشتم و متوجه شدم آن دو نفری را که با من بودند دستگیر کرده اند،بعد نزد آقای
محسن رفیق دوست: دولت روحانی چشم امید را از خارج برنداشته/ هاشمی ساکت فتنه بود؛ به مشی او انتقاد دارم/ به ...
متوجه شدم آن دو نفری را که با من بودند دستگیر کرده اند،بعد نزد آقای شریعتمداری رفتم و به ایشان گفتم “در آن ملاقات که ما سه نفر بودیم، یعنی من، شما و شیخ قدرت زنجانی”. آن فرد قبل از انقلاب با مریضی ای که براثر درفشی بوده که از مرحوم امیرحسینی خورده بود، کشته شد. گفتم: “یا من یا شما و یا شیخ قدرت ساواکی هستیم”، حتی به یاد دارم که اول نهضت کسی بود که اسمش یادم نیست، ولی در تشکیلات مؤتلفه نفوذ کرده بود
رجب طیب اردوغان حواست را جمع کن !
پرز نشستی و هرچه که لایقش بود نثارش ساختی و حتی بلند شدی و جلسه را ترک کردی تا تحقیر کنی آن نامرد را. حالا نمی دانم که از سرِ سیاه بازیت بود یا نه ! خدا عالم است. فقط متعجبم از اینکه تو چرا امروز فراموش کرده ای آن روز را؟گویند که در مَثل مناغشه نیست. امیرالمومنین علی (ع) زبیر را از میان لشگریان جمل فرا خواند در حالی که نه زره بر تن داشت و نه شمشیر در دست وزبیر سرا پا در آهن بود وبرایش
روایت دعایی از دیدار با صدام
در دورانی که در عراق سفیر بودید،آیا ملاقاتی هم با شخص صدام حسین داشتید؟ در عراق زمانی که به عنوان سفیر انتخاب شدم، دو طیف حاکمیتی در عراق وجود داشت. یک طیف میانه رو بود که شخصیت های جهان دیده، پخته و کارآزموده ای بودند. یک طیف هم از شخصیت های تندرو و خشنی بودند که همدیگر را به سختی تحمل می کردند. من در زمان حسن البکر به عنوان سفیر انتخاب شدم. او از این انتخاب استقبال کرد و حسن نیت امام را کاملا درک می کرد و ملاقات خیلی خوبی هم با هم داشتیم. منتها طیف تندرو که عمدتا صدام و اطرافیانش بودند، مخالف این انتخاب بود. به هرحال در مسیر روابط ایران و عراق آنها طرح هایی داشتند که از مدت ها قبل برنامه ریزی کرده بودند و دنبال طرح های خودشان بودند. من 15 خرداد 58 وارد عراق شدم و در اسفند ماه 58 از عراق فراخوانده شدم و پایان مأموریت من در عراق بود. در این هشت ماه و خورده ای که من در عراق بودم، عمده ملاقات هایی که داشتم، با وزارت امور خارجه عراق بود. اولین ملاقات من البته با حسن البکر بود. جلسه مفصل و طولانی بود که نزدیک به دو ساعت طول کشید که تمام آن با حسن نیت و مثبت بود. منتها حسن البکر در عراق تحمل نشد و با کودتایی از کار خود استعفا داد و صدام حسین حاکم شد. در زمان تصدی صدام دو ملاقات تشریفاتی با صدام داشتم، اما هیچ گاه مذاکره ای با صدام نداشتم. لطفا درباره آن دو ملاقات تشریفاتی توضیح دهید؟ اعیادی بود که معمولا رؤسای جمهور به مناسبت آن نشستی را داشتند و سفرای مقیم را به حضور می پذیرفتند. ما به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران به آن ملاقات دعوت شده بودیم. در آن ملاقات تبریک گفتیم. طبیعتا من در آن ملاقات، چون اولین ملاقاتی بود که با او داشتم، درخواستی را مطرح کردم. درخواستم این بود که ایرانی های زندانی که در عراق هستند، به میمنت و مبارکی آن جشن، آزاد بشوند. ظاهرا صدام هم دستوری داده بود و تعدادی از زندانی ها آزاد شده بودند. به غیر از آن من ملاقاتی نداشتم. جز اینکه صدام از یک سفر خارجی به عراق بازآمده بود. مرسوم بود که وقتی رئیس جمهور از سفر مهمی از خارج می آید، هیأت های دیپلماتیک از رئیس جمهور استقبال می کردند. وزرات خارجه عراق هم از ما دعوت کرده بود که برای استقبال از صدام در فرودگاه حاضر شویم. من هم در صف نمایندگان سیاسی ایستاده بودم که صدام از جلوی ما رد شد و با تک تک ما دست داد و با من هم دست داد. دیگر غیر از آن ملاقاتی با صدام نداشتم. بعد از کودتا و زمانی که صدام به ریاست جمهوری رسید، شما به عنوان نمایندگی ایران در این کشور، آیا حامل پیامی به او بودید یا نه؟ یا در عرف دیپلماتیک اقدامی از جانب ایران صورت گرفت یا نه؟ مرسوم نبود که سفیر بخواهد پیامی بدهد. اگر قرار به ارائه پیام بود، اظهاراتی بود که بلندپایگان ایرانی در مناسبت هایی ابراز می کردند و در آن حد نبود ...
هشدار پیامبر (ص) درباره هفت فتنه در آخرالزمان!
را بدست او اصلاح نماید . باب 9ابو سعید خدری از حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: بعد از من فتنه هائی پیدا می شود از آن جمله فتنه بزرگان است که در آن جنگ و گریزی خواهد بود و بعد از آن فتنه هائی می شود که از آنها شدیدتر خواهد بود. نگاه فتنه ای پیدا می شود که هر چه می گویند قطع می شود؟ ادامه پیدا می کند تا اینکه هیچ خانه ای باقی نمی ماند مگر اینکه آن فتنه در آن
همسر زندانی ایرانی: آیا ارزش زندانی های ما در ترکمنستان از سیب زمینی کمتر است؟
کند. آخرین باری که با ما تماس گرفت، گفت: آن قدر درد به من فشار آورده که حاضر هستم خودکشی کنم. به او گفتم: تو را به خدا، به خاطر من، تحمل کن. بچه های من همه رفته اند سر خانه و زندگی شان، من کسی را به جز تو ندارم. خانم امینی شرایط بسیار بدی دارد و به شدت نگران وضعیت همسرش است. وی می گوید: حدود دو هفته پیش، برخی از نماینده های مجلس به خاطر این که دولت، سیب زمینی کشاورزها را نخریده اعتراض
روایت دعایی از دیدار با صدام و پاسخ به یک ادعا
حامل پیامی از طرف صدام هستم. من سال 59 دیگر مسئولتی نداشتم؛ اواخر سال 58 فراخوانده شدم و مسئولیتم تمام شد. در آن زمان مسئولیت روزنامه اطلاعات را عهده دار شده بودم. بعد هم مدعی شدند که صدام من را احضار کرده است. درحالی که گفتم من با صدام ملاقاتی نداشتم و در همان حد تشریفاتی بوده است و ملاقات شخصی با صدام نداشتم و صدام پیغامی را توسط من نفرستاده بود که من بخواهم آن را در خدمت بزرگان به امام منتقل کنم
اربعین اعجاز سیدالشهدا در قرن 21 است/ ارتباط میان اربعین و ظهور
توانند رضای خدایشان را برای معادشان به دست بیاورند. بسیاری از گناهانی که ما در روز آنها را انجام می دهیم با توجیه انجام می شود، بعد اسم آن را عقلی می گذاریم. همان کاری که قوم حضرت موسی کردند. حضرت به قوم خود فرمود شنبه ها ماهیگیری نکنید، قرآن می فرماید ماهی ها به سطح آن و به درون جوی ها می آمدندو در دسترس بودند. لذا آنها به زعم خود از عقل خودشان استفاده کردند و جلوی خانه هایشان چاله هایی کندند که
مختارنامه به چه چیزهایی بی توجهی کرد
صحنۀ کربلا، معاون پدرش بوده است. در حالیکه ازدواج کرده بود و پسری نیز به نام ابوبکر داشت. لذا حفص بر خلاف آنچه در فیلم تصویر شده، نوجوان نبوده است. در فیلم می بینیم که مادر حفص او را در حضور مختار با شمشیر می کشد. اصل ماجرا این است که بعد از آنکه سر عمر سعد را به نزد مختار آوردند حفص که در نزد او، اسیر بود گفت: دیگر، زندگی پس از پدرم ارزشی ندارد! مختار جواب داد: راست گفتی تو هم بعد از او زندگی
آیا ارزش زندانی های ما از سیب زمینی کمتر است؟
آخرین باری که همسرم از زندان با ما تماس گرفت، گفت: آن قدر درد به من فشار آورده که حاضر هستم خودکشی کنم. به او گفتم: تو را به خدا، به خاطر من، تحمل کن. بچه های من همه رفته اند سر خانه و زندگی شان، من کسی را به جز تو ندارم. به گزارش مشرق، آیا باید منتظر ورود جنازه 270 نفر زندانی ایرانی در کشور ترکمنستان باشیم؟ آیا حداقل به این فکر هستیم که تابوت این 270 زندانی که اعتصاب غذا کرده اند از
مسرور بارزانی: نقشه خاورمیانه باید تغییر کند
. وی ادامه داد؛ کردها در دوره پس از صدام فرصت خوبی یافتند. بعد از جنگ خلیج فارس در سال 1991 با کمک منطقه پرواز ممنوع کردها خودمختاری کسب کردند و با جنگ سال 2003 آمریکا علیه حکومت صدام، کردها نهادهای دموکراتیک و غنی ایجاد کردند. وی اضافه کرد که دموکراسی کردی کامل نیست اما نسبت به منطقه در مسیر خوبی قرار دارد. بارزانی همچنین تاکید کرد که کردهای عراق در جنگ با داعش نشان دادند که
گفتگو با مادر کودک هشت ساله ای که مرد شیشه ای پسرش را کشت
همیشه با خودش برده و حقیقت چیزی جز این نیست: اون روز ظهر سپهر اونجا، رو اون صندلی تکی نشسته بود و داشت کلش بازی می کرد... بهش گفتم سپهرجون می ری نون بخری؟ بدون اینکه بگه نمی رم بلند شد رفت... همیشه وقتی ازش می خواستم بره خرید، می گفت نمی رم و بارها تکرار می کرد که نمی رم، نمی رم، نمی رم. اما اون دفعه خیلی زود پول رو گرفت و رفت. 10 دقیقه بعد از رفتنش زنگ در رو زدن... بدون اینکه تو آیفون چیزی بگم در
ضربه زدن به جبهه اصولگرایی واحد، تحقق اهداف دشمن است
هستند اما این ادبیات ساخته دست نظام سلطه، اندیشکده ها و اتاق فکرهای آمریکا است که قصد دارند چنین تفکری را در داخل کشور ما رواج دهند. وی با اشاره به ضیافت افطاری احزاب با رئیس جمهور، گفت: در آن جلسه به آقای روحانی گفتم که در ابتدای پیروزی انقلاب شما با رزمندگان جبهه و جنگ بودید، اما همان زمان گروهی در تقابل با این تفکر می گفتند کسانی که در مقابل صدام هستند، عقل ندارند بنابراین همه ما را
نظر طرفداران پوتین درباره حاج قاسم/زن ایرانی در میان قربانیان کالیفرنیا/پایان محاکمه مدیرعامل سابق کیش
با نمایندگان مجلس که تعدادی از آنها روز بعد از برنامه در صحن علنی مجلس علیه من نامه امضا کردند. وی با بیان اینکه هنوز در زمان ریاست سرافراز در صدا و سیما برایش مشکل خاصی پیش نیامده است، افزود: در این مدت از من حمایت شد، شاید چون به سلامت کاری من ایمان داشتند. من در مقطعی با نمایندگان مجلس و دولت احمدی نژاد دچار چالش شدم که انتقاد کردن از آنها تابو بود ولی چون حرفم درست بود، جلو کار سیاسی و غیر
پوستر دعوت از فتنه گران به دانشگاه
و عراق به عنوان متجاوز مشخص نشده بودو به نظر می رسید قصد عراق از صلح تجدید نیرو بوده است که مؤید این امر را می توان بعد از قطعنامه 598 دانست که بار دیگر به ایران حمله کرد. نهضت آزادی که در این شرایط طرف عراق را گرفت و استمرار جنگ را از سوی ایرانیان را خلاف منطق قرآن دانست و مهندس بازرگان در سخنرانی های خود با پیش کشیدن جهاد ابتدایی و تمسک ناصحیح به قرآن ندای صلح سر می داد و از این به بعد اعضای
قلب تپنده این روزهای داعش
جویان مسلح داعش در شهر جولان می دهد انگار که مدت طولانی است سرت شهر آنان است. نماز بر همه واجب است. احکام شرع در این منطقه اجرا می شود و زنان فقط در موارد ضروری از خانه خارج می شوند. این مسئول محلی افزود، وقتی از یک مرکز ایست و بازرسی عبور می کنی می بینی که یک نقاب پوش سودانی به تو سلام می کند. در فاصله چندین متری بعد از آن با یک مرد مسلح تونسی برخورد می کنی. همه این موارد جریان دارد در
عکس/ آل سعود و پیاده روی اربعین
عزاداری در آن دوران مثل قمه زنی، خوب نبودند ولی این دلیل نمی شود که حتی روضه در مساجد و یا خانه ها یا نماز جماعت را ممنوع کند. در حقیقت رضا خان و اطرافیانش قصد داشتند با این کار به عزاداری توهین کنند و آن را کهنه گرا قلمداد کنند. رژیم برای عملی کردن این کار در اسفند ماه 1316 ه.ش طرح ممنوع بودن روضه خوانی را به عنوان بیرون کشیدن خرافات از سر مردم را به استانداری ها ابلاغ کرد. 4. ممنوعیت
جشن هم نفسی با زندگی
داشتند و نگاه شان به دنبال کسانی بود که بخشی از وجود فرزندشان زندگی دوباره ای به آنها داده بود. همه به هم نگاه می کردند و اشک می ریختند. احساس می کردم خانواده مردی که زندگی ام را مدیون او بودم در بین مردم نشسته اند اما نمی دانستم کجا هستند؟ با پایان مراسم وقتی به خانه بازگشتیم ناامید نشدم و با جست و جو در اینترنت متوجه شدم روز 15 ماه مبارک رمضان گروه زندگی روزنامه ایران با پدر و مادر فداکار این مرد
عکسی که قبل از شهادت آماده شده بود
/> * آخرین دیدارتان چه زمانی بود؟ در اوایل مرداد 67 به مرخصی آمد. فردای آن روز برای خواندن نماز جمعه از خانه خارج شد زمانی که بازگشت گفت "من باید به جبهه برگردم". گفتم "رضا جان تو که تازه آمدی کجا می خواهی بروی؟" پاسخ داد "عملیاتی در پیش است حتی اگر یک ساعتم بود که برگشته بودم، به جبهه بازمی گشتم." قبل از هر اعزامش وقتی سوال می کردم کی برمی گردی؟ می گفت "من در راه خدا رفتم هر وقت خدا
دروازه های تمدن بزرگ محمد رضا شاه!
نبود. ولی از طرفی همه بزرگان سیاسی کشور می دانستند که استعفای دکتر مصدق نمایشی می باشد و به جهت تحت فشار گذاشتن شاه صورت گرفته است. سرانجام شاه با خواسته های دکتر مصدق که انصافأ در باب واگذاری پست وزارت جنگ ، موافقت می کند و از اینجا به بعد است که دو روایت مطرح می شود ، محمد رضا در کتاب پاسخ به تاریخ که بعد از انقلاب به نگارش در آمد می گوید: مصدق از من خواست که از کشور خارج
شرلوک هلمز شخصیتی برای تمام فصول
، مفرح است، یک تفریح عالی. اما امیدوارم بندیکت فکر نکند ما رقیب هم هستیم و داریم بر سر شرلوک با هم جنگ می کنیم. من با بیل کاندون در فیلم خدایان و هیولاها همکاری کردم و با هم قرار گذاشتیم قبل از مرگ مان، حتما یک فیلم دیگر با هم کار کنیم. بالاخره یک روز تماس گرفت و گفت فیلمی که دنبالش بودیم را پیدا کردم. بعد گفت درباره شرلوک هلمز است و همینطور که تعریف کرد ماجرا جالب و جالب تر شد. فیلم هم
دنیای بی رحم شیشه
را در سطل زباله انداخته و در خیابان گذاشتم و تا صبح خوابم نمی برد و چهره مرد جوان مقابل چشمانم بود. گمان می کردم مردم او را به بیمارستان منتقل کرده و نجاتش داده اند. روز بعد پول و لباس هایم را درون ساکی گذاشته و از خانه بیرون زدم و به مادرم گفتم به مسافرت می روم. سرگردان کوچه و خیابان ها بودم از دوستانم نیز خبری نبود. بشدت احساس ترس کرده بودم. چگونه از مرگ مقتول با خبر شدی
توقع نداشتم از هواداران پرسپولیس فحش ناموسی بشنوم / در همین بازی با آنها حسابم را تسویه می کنم
ولی هر چه مصلحت تیم باشد، انجام می دهم. در این زمینه هم همان طور که گفتم تابع نظر و صلاحدید سرمربی هستم و چنانچه آقای برانکو بگوید، باز هم پنالتی می زنم. * ماجرای حمله پرسپولیس ی ها به صفحه شخصی ات در اینستاگرام چه بود؟ - (با کمی دلخوری) یک عده فحاشی کردند و... (لحظه ای سکوت می کند) * چرا ساکت شدی؟ - به هر حال فوتبال همین است. همان افرادی که روزی مرا تشویق
مجیدناظم پور: ساز عود سمبل علم و فرهنگ ملل اسلامی است
مجید ناظم پور نوازنده عود از سال 1370 نواختن عود را نزد حسن منوچهری آغاز کرد و در ادامه از محضرحسین بهروزی نیا و نیز اساتید عرب استفاده کرده است. او تاکنون با گروه های چکاوک، نوا، حلاج، باربد و نیز گروه وزیری همکاری داشته است. او همراه با گروه چکاوک سه آلبوم با نام های "شال و مینا"، "روناک" و "یار آشنا" را منتشر کرده است. از سال 2001 میلادی با تشکیل دادن گروه "ناظم پور" کنسرت هایی را در خارج از
کرار :مسببان جدایی ام از استقلال را نمی بخشم
هافبک عراقی پیشین استقلال تاکید کرد هرگز کسانی را که ناجوانمردانه سبب جدایی اش از این تیم شدند را نمی بخشد. به گزارش جی پلاس، هافبک عراقی استقلال که بالاخره پس از کش و قوس های زیادی از این تیم رفتنی شد و در گفتگویی به اتفاقاتی که در این فصل بین او و برخی مسئولان استقلال پیش آمده اشاره کرد. این گفتگو را در زیر می خوانید . داستان تو و استقلال به پایان رسید و به عراق برگشتی. به نظر می رسد از بازگشت به وطنت خوشحالی در این مورد توضیح بده. بله، ممنونم. قبل از هرچیز باید بگویم من ایران و مردمش را خیلی دوست دارم. هنوز هم سر حرفی که مدتی پیش به خبرنگاران زدم، مانده ام. همیشه گفته ام ایران کشور دوم من است. به هرحال به عراق بازگشتم. دیدن سرزمین مادری ام واقعاً لذت بخش است به ویژه وقتی 12 سال از این کشور به آن کشور و از این لیگ به آن لیگ می رفتم و کمتر در عراق و بغداد بازی کردم و فرصت چندانی برای دیدن خانواده ، اقوام، آشنایان و دوستانم، همچنین رسیدگی به کارهای عقب افتاده ام در نجف نداشتم. راستش پس از این همه دوری، می خواهم بیشتر کنار خانواده ام باشم. برای دریافت رضایت نامه ات، کل مبلغ قرارداد این فصلت را بخشیدی. از فصل گذشته هم فقط درصد کمی گرفتی. دلیل چشم پوشی ات از پولی که حقت بود و مبلغ کمی هم نبود، چیست؟ متاسفانه کسانی در مجموعه باشگاه استقلال حضور دارند که نمی خواستند من در این تیم موفق باشم. آن ها هرکاری از دستشان برمی آمد برای خراب کردن وجهه من در استقلال انجام دادند. مدام به من انگ می زدند که کرار پولکی است! جوسازی می کردند که این بازیکن بی تعصب است و تنها چیزی که برای او اهمیت دارد، پول است نه استقلال! آن ها با این سم پاشی های ناجوانمردانه و دروغ زنی، من را مقابل هواداران تیمم قرار دهند. این کار آن ها، شرم آور بود. آن ها برای من ارزشی ندارند، بلکه روی صحبت من حالا با هواداران واقعی استقلال است. من طلبم را که پول کمی هم نبود، بخشیدم و رفتم. اگر به قول آن افرادی که من را مدام مقابل شما قرار می دادند، بی تعصب و پول پرست بودم، آیا چنین کاری می کردم؟ نه! من بی تعصب نبودم. خداوند بزرگ را گواه می گیرم که برای استقلال و خشنودی هوادارانش، کم فروشی نکردم. به عشق هوادارانی که همیشه کرار، کرار می گفتند، تا آخرین ذره توانم در زمین می جنگیدم. شما مثلی دارید و می گویید:(زمستان می رود و روسیاهی می ماند به زغال) من با وجدان راحت از ایران می روم اما آن ها که چنان ناجوانمردانه به من تهمت پول پرستی زدند، می مانند تا وقتی که حقایق مثل روز روشن شود و آن روز نمی دانم آیا می توانند سرشان را بالا بیاورند و در چشمان شما نگاه کنند؟ نه! نمی توانند. من طلبم را به استقلال، تیم محبوبم بخشیدم. من یادگرفتم بخشش کار بزرگی است اما فقط می توانم پولی را که قرار بود بگیرم، ببخشم. مگر غیر از پول نقد، چیز دیگری هم از استقلال طلب داری؟ بله! من هرگز کسانی را که ناجوانمردانه کرار را مقابل هواداران قرار دادند، نمی بخشم. هرگز آن ها که خودشان خوب می دانند چکار کردند. آن ها که باعث شدند، زشت ترین دشنام ها را تحمل کنم. کسانی که باعث و بانی اهانت به عزیزترین کسانم شدند. گناه آن ها بخشودنی نیست. آن ها باعث شدند این جدایی به وجود بیاید و حالا خوشحالند. بیشتر حاشیه های تو در استقلال مربوط به مسائل مالی می شد و آیا قبول داری بخشیدن این همه پول، برای ما عجیب و دور از ذهن به نظر برسد؟ ببینید، مساله همین جاست. به نکته خوبی اشاره کردید. اصلاً دلیل ناراحتی های من پول نبود و من از دروغگویی و بدقولی های پیاپی رنجیده خاطر می شدم. کاش آن کسانی که زود درباره من قضاوت می کنند، متوجه می شدند چه سختی هایی متحمل شدم. آن هم برای بدقولی ها و دروغ گویی های پیاپی. ممکن است کمی واضح تر صحبت کنی؟ منظورت از آن ها چه کسانی است ؟ آیا مستقیم به بهرام افشارزاده، مدیرعامل استقلال اشاره می کنی؟ به هیچ وجه منظورم افشارزاده نبود و نیست. افشارزاده، مدیر بسیار خوب و توانمندی است و از آن مهم تر، او یک انسان واقعی است. کاش وقت هایی که با باشگاه به مشکل برمی خوردم، افشارزاده هم در باشگاه حضور داشت. مطمئن بودم اگر اینطور می شد، مشکلاتم لاینحل باقی نمی ماندند. زمانی که با او صحبت کردم، تمام تلاشش را به کار بست تا مشکلاتم را حل و فصل کند. کاش از ابتدای مشکلاتم فقط پیش مدیرعامل باشگاه می رفتم اما کسانی در باشگاه حضور داشتند که نمی گذاشتند من و افشارزاده یکدیگر را ببینیم. افسوس، اگر از اول افشارزاده را می دیدم، حالا مشکلاتم حل شده بود و با آرامش و بدون تنش و حاشیه در استقلال بازی می کردم. من افشارزاده و مظلومی را خیلی دوست دارم و اتفاقاً به نجف هم دعوتشان کرده ام . ممکن است روزی از آن ها اسم ببری؟ بله. به یقین این کار را روزهای آینده انجام خواهم داد و کسانی را که نمی خواستند استقلال در حضور من نتیجه بگیرد و با شیطنت های خود، چوب لای چرخ تیم می گذارند، معرفی خواهم کرد. می روم تا از یادها بروم. پیشهادهایی از چند تیم ایرانی داشتم اما از آنجا که مبلغ من به زعم آن تیم ها بالا بود، پیشنهادهای ایرانی من در حد حرف باقی ماند. دریافتی ات از استقلال چه مبلغی بود؟ همانطور که گفتم، ریالی از مطالبات امسال و پارسالم را نگرفتم و هم را به باشگاه بخشیدم. فقط پولی را که از مدیربرنامه هایم قرض گرفتم و مربوط به مالیات 4 سال پیش من در استقلال است، باید از این تیم بگیرم. مثل اینکه مدیربرنامه هایت هم مانند خودت حقوق که نگرفته هیچ، ملبغی را هم از جیبش برای تو پرداخت کرده درست است؟ بله باید از طاهر سعیدی، دوست عزیز و مدیر برنامه هایم، تشکر کنم. او از مشکلات باشگاه استقلال آگاهی داشت و همیشه من را درک می کرد. سعیدی بابت زحماتی که برای کارهای من متقبل شده، هنوز پولی نگرفته اما من از او پول قرض کردم. طاهر، مدیربرنامه های من نیست، بلکه دوست خوب و مهربان من است. به وجود چنین دوستی افتخار می کنم. کمی در مورد تیم جدیدت توضیح بده . نفت الوسط از تیم های مطرح باشگاهی در عراق است. این تیم زیر نظر وزارت نفت عراق فعالیت می کند و این فصل موفق شد سهمیه حضور در رقابت های AFC CUP را به دست آورد. حضور این تیم در رقابت آسیایی هم یکی از دلایلم برای انتخاب این تیم بود. البته اکثر تیم های عراق به من پیشنهاد داده بودند اما در نهایت تصمیم گرفتم فوتبال خود را نجف ادامه دهم. در مورد مدت و مبلغ قراردادت با نفت عراق بگو ؟ من برای یک نیم فصل در رقابت های لیگ عراق و همچنین رقابت های باشگاه های آسیا این تیم را همراهمی می کنم. درباره مبلغ قرارداد هم باید بگویم چیزی حدود یک میلیارد تومان از این تیم برای بازی در یک نیم فصل می گیرم. معینی گفته تو غده چرکین هستی.در این خصوص چه صحبتی داری ؟ واقعا این طور صحبت کردن زشت و زننده است و به نظر من تمام الفاظی که معینی به من نسبت داده بیشتر شایسته خودش است .ایشان در استقلال چه کاره است که به خودش اجازه می دهد در مورد من اینطور حرف بزند .باشگاه مدیر دارد و معینی به عنوان عضو هیات مدیره حق ندارد الفاظ زشت را به من نسبت دهد در مورد پیشنهادت از باشگاه سپاهان صحبت کن . باشگاه سپاهان با مدیر برنامه هایم برای جذب من صحبت هایی را انجام داده بود اما هنوز این امر اجرایی نشده است و با توجه به اینکه تا آخرین ساعات امشب پنجره نقل و انتقالات عراق بسته می شود به همین دلیل باشگاه سپاهان تنها تا پایان امشب فرصت دارد در مورد پیشنهاد خود اقدام کند و من هم منتظر می مانم در غیر این صورت با باشگاه نفت عراق قرارداد خود را به ثبت می رسانم. ...
با معنی ترین اس ام اس های عاشقانه سال
بودن / خودشو تو مرده ها جا زد و رفت . . . . با معنی ترین اس ام اس های عاشقانه سال - اس عاشقانه . . نفست باران است دل من تشنه ی باریدن ابر دل بی چتر مرا مهمان کن . . . . با معنی ترین اس ام اس های عاشقانه سال - اس عاشقانه . سخت ترین دو راهی ، دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است گاهی
جدا شدگان از اصولگرایی به رادیکال های اصلاح طلب خواهند پیوست - تمجید طرفداران پوتین از سردار سلیم
ایران راجع به فعالیت های هسته ای گذشته اش است(!) روزنامه آمریکایی در ادامه به اظهارات بی پایه هاشمی رفسنجانی استناد کرد و نوشت: اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور سال ها قبل ایران در ماه اکتبر در سخنانی به خبرنگاران گفت که ایران در دوران جنگ با عراق در دهه 1980 موضوع ساخت سلاح هسته ای را مورد مطالعه قرار داد اما بعدا از این فکر صرف نظر کرد. رفسنجانی گفت ما در فکر آن بودیم که این ظرفیت را پیدا کنیم