سایر منابع:
سایر خبرها
پاسخ هاشمی به سئوال سرنوشت انقلاب چه می شود؟
مصاحبه مهم و خواندنی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ سرنوشت انقلاب چه می شود؟ آیت الله هاشمی رفسنجانی پاسخ می دهد: اشتباهاتی در عملکرد می بینم ولی اصل نظام و خدمت به نظام را لازم می دانم این نظام با همه مشکلاتی که دارد، بهترین شکل حکومت در نظام های منطقه وحتی جهان است/کسی مناسب تر از آیت الله خامنه ای نبود. الان هم همین است./ممکن است شرایط به گونه ای بود که اگر مدیریت می شد، جنگ نمی شد/اشتباهاتی در عملکرد می بینم /اکثریت مردم این وضع را قبول ندارند. مردم اصول انقلاب را قبول دارند، سیاسی کاری های مجلس را قبول ندارند، ناعدالتی های قوه قضائیه را قبول ندارند. اشکالاتی به دولت داشتند و نسبت به همین دولت هم دارند/الان بعضی از مجلسی ها و دوستانشان نگران شدند. شخصی در قوه قضائیه روزنامه ها را جمع کرده و گفته که حق ندارید اسم فلانی را ببرید. گویا آقای دعایی در آن جلسه عصبانی شده بود. گفتند حق ندارید تصویر و اسم فلانی و آنهایی را که در فتنه محکوم شدند، بیاورید. گفته بودند که اگر این کار را بکنید، می بندیم. آقای دعایی بلند شد و گفت: اولاً نمی توانید این کار را بکنید و ثانیاً چرا این گونه می کنید؟/اگر ما افراطی های کشورمان را مهار نمی کردیم، بعضی ها از تکفیری ها کم نداشتند/نبریک مرگ ملک عبدالله اوج نگاه افراطی است. متاسفانه مصالح نظام و جهان اسلام را فدای کینه های خود می کنند. در آستانه یوم الله 22 بهمن و در سی و هفتمین بهار آزادی، هفته گذشته بخش اول مصاحبه اختصاصی روزنامه جمهوری اسلامی با آیت الله هاشمی رفسنجانی درباره ضرورت انقلاب و مسیری که تاکنون پیموده است در این روزنامه به چاپ رسید. بخش دوم و پایانی این مصاحبه که در جلسه ای دیگر انجام شد را این روزنامه در شماره روز یک شنبه 26 بهمن منتشر کرده که نظر به اهمیت آن از سوی جماران عینا در پی می آید: اکنون که توفیق ارائه این قسمت از مصاحبه نصیب شده است، لازم میدانیم توجه خوانندگان محترم را به این نکته جلب نمائیم که مطالب مطرح شده در این مصاحبه، انعکاس ابهامات و سئوالاتی است که این روزها در اذهان بسیاری از مردم حتی در حوزه و دانشگاه وجود دارند. در مواجهه با این قبیل سئوالات و ابهامات، یک راه اینست که از کنار آنها عبور کنیم و هیچگونه تلاشی برای پاسخ دادن به آنها و ابهام زدایی از آنها به عمل نیاوریم و راه دیگر اینست که به سراغ کسانی برویم که با تمام وجود برای پا گرفتن انقلاب اسلامی و پیروزی آن تلاش کردند، در معماری نظام حکومتی برخاسته از آن سهم قابل ملاحظه ای داشتند و در نشیب و فرازهای طی شده در بیش از سه دهه و نیم که از عمر این انقلاب و این نظام گذشته است همواره حضوری موثر داشتند. روزنامه جمهوری اسلامی، راه دوم را به این دلیل ترجیح میدهد که اطمینان دارد برای تمام این سئوال ها و ابهامات پاسخ های قانع کننده و توضیحات روشنگری وجود دارد و مسکوت گذاشتن آنها نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه بر سئوالات و ابهامات خواهد افزود. انتخاب آیت الله هاشمی رفسنجانی برای مطرح ساختن این سئوالات و ابهامات با ایشان به این دلیل است که ایشان بطور کامل از ویژگی های لازم برای ابهام زدائی و پاسخ گوئی به سئوالات برخوردارند و با اشرافی که به دلیل حضور در تمام مراحل انقلاب و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی و مسیر طی شده تا امروز داشته و دارند می توانند در این زمینه به بهترین وجه اظهارنظر کنند. این واقعیت، در همین مصاحبه کاملاً مشهود است و شما که آن را میخوانید نیز به همین نتیجه خواهید رسید. برخی نکات مهم که در مصاحبه آمده عبارتند از: * این نظام با همه مشکلاتی که دارد، بهترین شکل حکومت در نظام های منطقه وحتی جهان است * بنی صدر، معجونی بود که صد بار مستبدتر از همه کسانی است که در ذهن شماست. اصلاً در مسائل مشورت پذیر نبود. او با واسطه به امام رسانده بود که من 53 درصد رای دارم و رای شما 47 درصد است و نمی توانید به من امر کنید * آنچه من میفهمم اینست که الآن مصلحت اینست که این نظام را حفظ کنیم و راهش انتخابات در محدوده قانون و نظام است * من، عقیده جدی دارم و اگر نداشتم در این نظام کار نمی کردم. ما که اهل بیتی هستیم و ولایت داریم در این مکتب، می توانیم در کشوری مثل ایران برای گسترش دین کار کنیم * همین الآن هم با همه این عیب هائی که در ذهن شماست، در تمام منطقه مستقل ترین کشور هستیم و پیشرفت هم کردیم * نباید ضرورت انقلاب را منکر شویم و نباید موفقیت انقلاب را منکر شویم ولی نباید خود شیفته شویم و باید به عملکرد خود انتقاد داشته باشیم تا بهتر شود * اگر ما افراطی های کشورمان را مهار نمی کردیم، بعضی ها از تکفیری ها کم نداشتند. اینک توجه شما را به متن این مصاحبه جلب می نمائیم. * بسم الله الرحمن الرحیم، از جناب عالی تشکر می کنم که اجازه داده اید باعث زحمت دوباره شویم و مصاحبه را به مناسبت دهه فجر ادامه دهیم، ضمن اینکه دهه فجر را خدمت جناب عالی تبریک عرض می کنم. در جلسه گذشته بحث ها یک مقدار طولانی شد. درباره اصل ماجرای انقلاب و اینکه اصولی و درست بود و پشیمان نیستیم، صحبت شد که بیانات حضرت عالی خیلی مستوفی، مستدل و خوب بود. سوالات همان جلسه را صریح تر مطرح می کنیم. * یکی اینکه اصلاً ضرورتی داشت که ما انقلاب کنیم یا نه؟ سوال دوم اینکه آیا انقلاب مسیرش را درست رفت یا نه؟ - بله، امروز می خواهیم سوالات بیشتری مطرح کنیم و به همین دلیل قاعدتاً اگر جواب ها مختصرتر باشد، به همه سوال ها می رسیم و همه مطالبی که آقایان در نظر دارند، مطرح می شود. * بسم الله الرحمن الرحیم. من هم مجدداً از حضور حضرت عالی تشکر می کنم و به سهم خودم دهه فجر را تبریک عرض می کنم. آنچه در جلسه قبل مطرح شد، چهار محور بود. یکی ناظر به جهات ثبوتی انقلاب و ضرورت آن بود، مرحله دوم از منظر اثباتی بود که آیا شرایط اقتضا می کرد یا نه؟ منظر سوم این بود که آیا راه را درست طی کرده ایم یا نه؟ حضرت عالی هم مستوفی بحث فرمودید. یک محور دیگر مانده که من آن را با توضیحی مطرح می کنم. همان گونه که آن جلسه هم عرض کردم، معنای این سوالات لزوماً این نیست که ما هم چنین اشکالاتی داریم. محور چهارم این است که با توجه به این همه هزینه ای که تاکنون از نظر مادی و معنوی، هم برای بقا و هم برای حصول انقلاب صورت گرفته، واقعاً بین دستاوردها و هزینه هایی که شده، تناسبی برقرار هست یا نه؟ به عبارت دیگر واقعاً صرف می کرد که انقلاب صورت بگیرد؟ مخصوصاً در سال های اخیر، برخی ها با پرسش هایی مواجه شده اند و پس از مقایسه آنچه که قبل از انقلاب بوده و بعد از انقلاب شده و یا مقایسه جامعه ما و دیگر جوامع، این سوال به صورت جدی برایشان مطرح است. از این نظر آیا هزینه ها ی مادی و معنوی که تاکنون شده، در راستای اهداف انقلاب بود؟ وضعی که اینک در آن قرار داریم، وضعی که به فرض اگر انقلاب نمی شد، در ایران بود و وضع آینده در این پرسش نهفته است. چون بعضی ها می گویند: اگر انقلاب نمی شد، به هر حال کشوری بود ولو با یک رژیم نامشروع و رژیم پهلوی هم برای بقای خودش خدماتی ارایه می داد. یعنی این گونه نبود که بایستد و برای آینده کاری نکند. در وضع فعلی و از نظر اقتصاد، معیشت، فرهنگ، فساد اجتماعی و سیاسی هم مسایلی مطرح شده است. به هر حال سیستمی را طراحی کردیم که براساس آن هشت سال سرنوشت یک کشور و فرصت هایی را که خیلی ارزشمند بوده، در اختیار یک جریان یا شخصی قرار گرفت و همه گونه هم حمایت شد. این هشت سال خوب یا بد که خیلی بد بود گذشت. برای مردم مساله جایگاه روحانیت و ارزش های دینی مهم است و این دغدغه ها، در وجود کسانی است که به این انقلاب تعلق خاطر دارند و در این کشور زحمت کشیده اند. حضرت عالی و امثال حضرت عالی مبارزه کردید و زحمت کشیدید، ولی همه مردم این انقلاب را دوست دارند. الان که در یک فضای صمیمی داریم بحث می کنیم، آیا بین دستاوردهایی که داریم و هزینه هایی که شده و ذهنیتی که نسبت به دین، مذهب، حکومت دینی و دیدگاه ها و شخصیت حضرت امام، وجود دارد، تناسبی هست؟ درست است که الان بلندگو دست کسانی هست که ممکن است خودشان مسبب این وضعیت باشند و همیشه از خوبی ها می گویند و انگار هیچ عیبی نداریم. اما اینها واقعیت های اجتماعی نیست. نگرانی اصلی ما این است که اگر این روند ادامه پیدا کند، واقعاً سرنوشت این انقلاب چه می شود؟ اگر یک سرنوشت مبهم جلوی چشمان ما باشد، واقعاً می ارزید چنین انقلابی صورت بگیرد؟ ممکن است بفرمایید که همه اینها را پیش بینی نمی کردیم و بعدها در عمل اتفاق افتاد و باید از انقلاب دفاع کنیم که من این را قبول دارم. ولی اگر واقعاً شرایط مشابهی در یک کشور و در یک جامعه دیگر بوجود بیاید، آیا حضرت عالی انقلابی را که در ایران واقع شد، تجویز می فرمایید؟ هاشمی رفسنجانی - -بسم الله الرحمن الرحیم، اولاً من از کلیت انقلاب و اهداف متعالی آن دفاع می کنم. ثانیاً نمی خواهم از همه اتفاقاتی که افتاده، دفاع کنم. از همان روز اول هم نسبت به بعضی از مسایل انتقاد داشتیم. وقتی انقلاب شروع شد و ما پیروز شدیم، انتقاد داشتیم که مشخص شده و در تاریخ ثبت است. پس من این گونه فکر نمی کنم که همه آنچه را که عمل شده، درست بود. کارهای بدی هم انجام گرفته است. اولین سوال شما این است که با این هزینه هایی که دادیم، آیا می ارزید انقلاب کنیم یا نه؟ جواب این است که اولاً معلوم نیست انسان همیشه فکر کند که این هزینه ها پیش می آید و ثانیاً احتمالش داده می شد. به هر حال هر کس در هر جا انقلاب می کند، اتفاقاتی به دنبال خواهد داشت. حتی وقتی که پیامبر(ص) آمدند و دین اسلام را آوردند، ادیان دیگر بودند و مردم هم دنبال دینشان بودند. معلوم است که از این اتفاقات می افتد و این نمی شود که انسانی بیاید جامعه ای را دگرگون کند و فکر کند که همه دنبالش می آیند. حتماً عده ای مخالفت می کنند و جنگ و دعوا می شود. در تاریخ اسلام می خوانیم که پیامبر(ص) بعد از حضورشان چقدر جنگ کردند و چقدر کشته در آن زمان در آن منطقه کوچک پیش آمد! آیا می ارزید که این کار را بکنند؟ مگر خود حضرت علی(ع) که آمدند و خلافت را قبول کردند علم غیب ایشان را ندیده می گیریم جنگ جمل، جنگ نهروان و جنگ صفین پیش نیامد؟ اتفاقاً همین، سوالی بود که ده نفر از بهترین شخصیت های آن روز شیعه از حضرت علی(ع) که حالت استیضاح هم داشت، کردند و گفتند که چرا این گونه شد و چرا شما این کار را کردید؟ چرا خلافت را به دیگران واگذار کردید و الان آمدید و شرایط این گونه را تحویل گرفتید و این همه خسارت به بار آمد؟ جوابی که حضرت دادند، بسیار عقلانی و با توجه به مجموعه شرایط بود و بنا شد که آن ده نفر به نمازهای جمعه بروند و مسایل را بگویند. در همین انقلاب، ما که نمی خواستیم با کشور همسایه خود بجنگیم، ولی پیش آمد. ممکن است شرایط به گونه ای بود که اگر مدیریت می شد، جنگ نمی شد. البته شواهد و اسناد تاریخی که بعدها دیدیم، تاکید می کنند که تحمیل کردن جنگ بر ایران حتمی بود. به هر حال جنگیدیم و 8 سال خسارت های فراوان دادیم، مخصوصاً بهترین جوانان کشور را از دست دادیم. اما مقدمه ای شد برای اینکه صدام و حزب بعث از منطقه کَنده شوند. صدام و حزب بعث موجود خطرناکی بودند و ممکن بود همه منطقه را به دردسر بیندازند. اینکه الان بگوییم می ارزید یا نه؟ معنایش این است که هر کاری انسان بکند و در مسیر آن مشکلاتی پیش بیاید، این سوال پیش می آید که آیا می ارزید ما این کار را بکنیم؟ در زمان مبارزه محاسباتی می شد که با آن محاسبات، علیه رژیم پهلوی مبارزه می کردیم و به زندان می رفتیم. حتماً در مراحل مختلف، آن هم در کاری به بزرگی انقلاب اشتباهاتی شده که باید با واقع بینی اشتباهات را بگوییم. من در اصل کار و ضرورت اثرات انقلاب شکّی ندارم. نظام شاهنشاهی را برانداختیم. این را همه می پذیرند که اصلاً نظام شاهنشاهی غلط است و بشر نمی تواند با آن نظام زندگی کند. مگر نظم سلطنتی مثل انگلیس که شاه فقط الگویی برای کار و تشریفاتی است. اما حکومت سلطنتی مساله واقعاً خطرناک است و قانون آن در این شرایط دنیا اصلاً معنایی ندارد. بعد از پیروزی نظام را محکم کردیم. یعنی از روز اول درست کار کردیم تا پایه انقلاب محکم شود. در طول این 35 سال اتفاقاتی افتاد که مربوط به عملکرد است. فکر می کنم حرف های شما هم درباره عملکرد باشد. بله اشتباهاتی در عملکرد می بینم و شاید در هیچ موردی هم ساکت نبودم و خودم دنبال آن بودم و راضی هم نبودم. ولی اصل نظام و خدمت به نظام را لازم می دانم و هنوز هم لازم می دانم. این نظام با همه این مشکلاتی که دارد، بهترین شکل حکومت در نظام های منطقه ای و حتی جهان اسلام است. البته جایی مثل ایران و با این ویژگی ها و با عقاید تشیع پیدا نمی کنید. ما شیعه هستیم و نمی خواهیم مذهب خود را ندیده بگیریم. بالاخره توانستیم حکومتی در این زمان و در بهترین جای منطقه که ایران است، شکل دهیم که مردمش از اول علاقه مند به اهل بیت(ع) بودند. روشن است که اساس کار درست است. یکی یکی عملکردها را بگویید تا درباره آنها بحث کنیم. * به هر حال سیستمی درست کردیم که قانون اساسی دارد. اما گاهی گفته می شود قانون اساسی یک اصل بیشتر ندارد و آن اصل چهار است که تفسیر اصل آن را به دست فقهایی که منصوب هستند، سپردیم. فعلاً کاری به جهات شرعی و غیرشرعی آن نداریم، اما الان ضمانت اجرایی کامل این قوانین، به یک جایگاه و یک نفر بر می گردد. بحث سر مشروعیت و عدم مشروعیت نیست. بحث سر این است که بازده این نحوه سیستم و این قانونگذاری در مقایسه با نظامی که قبلاً بود، چگونه است؟ در گذشته هم قانون بود، اما التزام به قانون نبود. می دانیم که بسیاری از قوانین سابق را بعد از انقلاب تجدیدنظر کردیم و دیدیم همان قانون قبلی درست بود و دوباره برگشتیم. هاشمی رفسنجانی - شما می گویید که اگر یک نفر همه اختیارات را داشته باشد و جوابگو هم نباشد، انحراف از قانون است. اما در ساختار ما چنین نیست. سازمان ما خوب طراحی شده است. یعنی طراحی اش این گونه بود که 80 نفر از مجتهدان عادل که دارای همه شرایط هستند و مردم آنها را انتخاب کردند، در خبرگان برای انتخاب و نظارت بر رهبری حضور دارند. اولاً می خواستیم حق مردم را محفوظ نگه داریم که حفظ کردیم. چون مردم نمایندگان خبرگان را انتخاب می کنند. یعنی اینها نماینده افکار مردم هستند و مثل نمایندگان مجلس، باید افکار مردم را منعکس کنند و اگر این کار را نکنند، در مقابل مردم مسوول هستند. سازمان درستی را تنظیم کردیم تا انسانی را با آن شرایط انتخاب کنند. حتی در قانونی که همین خبرگان نوشتند، راه عزل هم آمده است. وظیفه خبرگان مشخص است. کمیسیون تحقیق درست کردند. کمیسیون تحقیق متشکل از ده نفر از فحول علماست که باید دایماً عملکرد رهبری و سازمان های مربوط به ایشان را زیرنظر بگیرند و به خبرگان گزارش بدهند. یا آنها را به خبرگان دعوت کنند که بیایند و جواب بدهند. ما الان یک بند یک صفحه ای در آیین نامه خبرگان داریم و قانون است که چگونه به این موضوع رسیدگی کنیم. اگر می گویید سازماندهی خوب نشده است، من معتقدم سازماندهی، خیلی خوب شده است. اینکه یک نفر این گونه داشته باشیم، این برای ایران و با مبانی تشیع که ما به آنها معتقد هستیم، تازگی ندارد. نظام ولایی نظر همه فقهاست. البته بعضی ها قبول ندارند و محدود به امور حسبیه می دانند. آیت الله منتظری بهترین و مفصل ترین کتاب ها را درباره ولایت فقیه نوشت. قبلاً هم گفتم در پیش نویس قانون نبود و خود آیت الله منتظری آورد. ایشان رئیس خبرگان بود و این را در دستور آورد و دفاع کردند و تصویب شد. من این را قبول دارم و اگر به مقتضیات آنچه که نوشتیم و قانون قطعی است، عمل شود، بسیار خوب است. یعنی جایی باشد که براساس عدالت، تقوا، مدیریت و همان شرط هایی که در قانون آمده، از شرایط رهبری مواظبت کند تا مقبول باشد و مردم هم او را قبول داشته باشند. این است که می گوییم فصل الخطاب و ضامن عدالت و خیلی چیزهاست و اگر انحراف پیدا شود، این مسایل هم می تواند اتفاق بیفتد. * چیزی که خیلی مهم است، این است که این تئوری پردازی ها در عمل هم درست جواب بدهد. اگر چنین تئوری پردازی هایی بشود و نظریه های خیلی خوبی مطرح شود و روی کاغذ هم بیاید و به عنوان قانون هم مطرح شود، ولی در میدان عمل این امکان وجود داشته باشد که به قوانین عمل نشود و آب از آب تکان نخورد و مملکت به یک طرف دیگر، غیر از آن طرفی که قانون در نظر گرفته، برود، در آنجا چه باید کرد؟ هاشمی رفسنجانی - - هرکار مثبتی که در دنیا بشود، احتمال انحراف در آن پیش می آید. همه کارهای اجتماعی بشر این گونه است. حتی دینی که می آید، اتفاقاتی می افتد، ظلم هایی می شود و جنگ هایی اتفاق می افتد. اگر غیر از این بود که خداوند چنین انسانی را خلق نمی کرد. یعنی همان حرف ملائکه می شد که چرا می خواهید انسان خلق کنید؟! در بشر این گونه، هرکاری کنید، این اتفاق می افتد و احتمالش هست. البته پیش بینی حراست آن هم می شود و در اینجا هم پیش بینی هم شده است. یعنی کاملاً با تجربه پیش بینی شده بود و می بایست درست عمل می شد، همان موقع برای غیر از امام(ره)، شورای پنج نفری در قانون اساسی بود. البته شاید مدیریتش ضعیف می شد، ولی اطمینانش بیشتر بود و ما هم که گرداننده بودیم، به شورا رسیدیم و سه نفر را معرفی کردیم. درست هم انتخاب کردیم. آیت الله خامنه ای، آیت الله موسوی اردبیلی و آیت الله مشکینی بودند. گفتیم اینها شورا باشند و به مجلس خبرگان آوردیم، اول موضوع رهبری فردی یا شورایی بودن مطرح شد و آیت الله خامنه ای از رهبری شورایی حمایت کردند و من هم وقت خواسته بودم که نوبت نرسید و رهبری فردی با اکثریت رای آورد. وقتی فردی رای آورد، نوبت به انتخاب فرد رسید. خودم را می گویم و شاید نظر همه کسانی که رای دادند همین باشد، که کسی مناسب تر از آیت الله خامنه ای نبود. الان هم همین است. من همین مقدار جواب سوال شما را می دهم و شما هم جواب سوال مرا بدهید که اگر فردا آیت الله خامنه ای نباشد، چه کسی را دارید که به عهده بگیرد و مثل ایشان سابقه انقلابی، اجتهاد و آشنایی با همه شرایط کشور و جهان داشته باشند، به خصوص نیروهای مسلح را خوب بشناسند. * اشکال ما همین جاست. همه ما برای سلامتی ایشان دعا می کنیم. اشکال ما همین است که خدای نخواسته اگر مشکلی برای ایشان به وجود بیاید، سرنوشت این نظام اسلامی و نظام ولایت فقیه با این قانون اساسی، می خواهد به دست چه کسی سپرده شود؟ هاشمی رفسنجانی - من می گویم کاری که کردیم، در زمان خودش کار درستی بود. اینکه به دست چه کسی می افتد، یک نگرانی برحق است. امّا اگر اشکالی هست، در عملکرد خبرگان است. اگر خبرگان به وظیفه خودشان درست عمل کنند، در صورت نبودن یک فرد مناسب حتماً می توانند شورایی کنند. چون قانون شوراشدن هم باز است. شاید در آینده بدون شورا نتوانند کار درستی انجام بدهند. البته این کار تا حدودی به مردم هم بر می گردد، چون اگر مردم نمایندگان خود را درست انتخاب کنند، می توان امیدوار بود. اتفاق بد در مجلس و هر جای دیگر که مردم بد انتخاب کنند، می افتد. در دنیا هم می افتد. اصلاً شما جایی را پیدا نمی کنید که در عبور از همه گردنه های مشکل، کاملاً درست عمل کرده باشند. * همانطور که می فرمائید نظام های سیاسی مشکلاتی در عمل پیدا می کنند. ولی در برابر مشکلاتی که پیدا می شود، سعی می کنند نظام را بازسازی کنند. الان 25 سال از بازنگری قانون اساسی گذشته است. حتماً این ساختار یک مشکلاتی دارد که در عمل خودش را نشان می دهد. من دو مثال می زنم، در همان شورای بازنگری قانون اساسی، طرحی آورده شد که به طرح توقیت معروف شد که رهبری ده ساله باشد و بعد از ده سال مجلس خبرگان بنشیند و عملکرد را بررسی کند و اگر تایید شد، تمدید کند و اگر نخواست، کس دیگری را انتخاب کند. یا طرح دیگری به نام نظارت بر عملکرد رهبری آورده شد که آن موقع تقریباً جناح چپ مخالفت کردند و به نتیجه نرسید و در قانون اساسی در همین حد تصویب شد که نظارت بر بقای شرایط باشد. یعنی نظارت در حدی باشد که بگویند شرایط در رهبری باقی است. لذا الان استدلال می کنند و می گویند که مجلس خبرگان اصلاً حق نظارت بر عملکرد ندارد و فقط نظارت بر بقای شرایط است. هاشمی رفسنجانی - این حرف ها کم لطفی به نظام و ظلم به قانون اساسی، رهبری و مقام ولایت فقیه است. * لازمه نظارت بر شرایط این است که نظارت بر عملکرد صورت بگیرد. عرضم این است که اگر آن طرح در شورای بازنگری تصویب می شد، الان دیگر کسی نمی توانست استدلال کند که با این قانون اساسی شما نمی توانید بر رهبری نظارت کنید. اگر در ساختارمان مشکلاتی می بینیم، نباید مقاومت کنیم و به دنبال بازسازی ساختار نباشیم. سوال من این است که حضرت عالی همه مشکلات را مربوط به عملکرد می دانید؟ هاشمی رفسنجانی - همه مربوط به عملکرد است. * یعنی در ساختار هیچ مشکلی نمی بینید؟ هاشمی رفسنجانی - همین را که الان شما مثال زدید، یعنی رهبری ده سال باشد، رای نیارود. خود آیت الله خامنه ای از کسانی بود که به من گفتند: من احساس خفقان می کنم که انسان بخواهد برای همیشه بماند و مردم هم هیچ چاره ای نداشته باشند. مخالف بودند و خیلی ها هم مخالف بودند و بحث کردیم. اما موقت بودن زمان رهبری رای نیاورد. در جمعی رای نیاورد که نخبه های آن روز بودند و امام آنها را انتخاب کرده بودند که این کار را بکنند. * در واقع جامعه مدرسین آن نامه را نوشت و بحث شورا تحت تاثیر قرار گرفت. هاشمی رفسنجانی - بالاخره امام آن کار را کردند. بهترین فرد هم بود که ایشان انتخاب کنند. اگر به خودمان واگذار می شد که خیلی مشکل بود. ما جایگزین امام را خوب و درست کردیم. آن را درست کردیم که مجلس خبرگان این کار را بکند و مجلس خبرگان هم کرد و قانون شد. یعنی الان قانون داریم. آیین نامه را بخوانید. اولین اشکالی که هیات تحقیق در شرایط رهبری ببیند، باید گزارش دهد. اینکه چگونه جلسه تشکیل می دهد و چکار می کند، به طور مفصل آمده است. اینهایی که این حرف را می زنند، از روی عدم آگاهی می زنند. اگر به قوانین خبرگان عمل کنیم، هیچ مشکلی نداریم و بن بستی در کار نیست. خبرگان قانونی گذراندند که هر یک سازمان های زیر نظر رهبری که از آنها خواسته شده باید در هر اجلاس گزارش بدهند و ده سوال از آنها بشود و جواب بدهند. رهبری هم اشکالی به آن نگرفتند. بعد ها دعوت کردیم که بیایند. مثلاً گفتیم که رئیس سازمان صداوسیما بیاید. بعد از مدتی گفتند که ما نمی آییم. به همه گفتیم که بیایند که هیچ کدام نیامدند. در آخر یک مورد آسان پیدا کردیم و گفتیم که رئیس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه بیاید. در ابتدا همه خوشحال می شدند، اما وقتی موعد می شد، نمی آمدند. رئیس شورای ائمه جمعه هم نیامد. خودم رئیس مجمع بودم و رفتم گزارش مجمع را دادم و گفتم که سوالات خود را مطرح کنند تا قانون اجرا شود. وقتی که اجرا شد، به آیت الله طبسی که قبلاً خوشحال شده بود و می گفت که ما هم می آییم و گزارش می دهیم، گفتیم که دفعه بعد شما بیایید. ایشان هم خواست بیاید که یک دفعه گفت: من نمی آیم و راضی نیستم. رهبری هم گفته بودند هرکسی که خودش داوطلب باشد، می تواند بیاید. * وقتی مشکل انتخابات پیش آمده بود، حضرت عالی فرمودید افغانستان یک لویی جرگه دارد که مشکلش را حل می کند. اما در داخل کشور ما هر مشکلی که پیش آمد، پیچیدگی اش بیشتر شد. نتیجه این شد که چند نفر حضرت عالی را ردّ صلاحیت کنند. یک مملکت را به دست شخصی بدهند که برای شهرداری یک شهر کوچک هم مناسب نیست. او را تایید صلاحیت و حضرت عالی را ردّ صلاحیت می کنند. هاشمی رفسنجانی - من از درستی ساختار می گویم و شما به عملکرد اشکال می گیرید. مگر قوانین قرآن آسمانی نیست؟ آیا همین الان در عمل به آنهایی که مسلم هستند، تخلف نمی شود؟ آیا در دین خودمان و بین معتقدین همه یکسان هستند؟ حرف ملائکه را به یاد آورید که به خدا می زدند. خداوند بشری ساخته که به او عقل داده و شیطان را هم در وجودش گذاشته که گاهی شیطان و گاهی عقل غلبه می کند. * فرمایش شما کاملاً درست است، ولی نکته این است که اگر به اشتباهات و سوءتدبیر ها رسیدیم، رفع کنیم و اگر بناست نظارت تقویت شود، نظارت را تقویت کنیم. هاشمی رفسنجانی - پیش بینی ها، خوب بود. ممکن است ما هم اشتباهاتی داشته باشیم. در بین روحانیون بهتر از امام نداشتیم که انقلاب کردیم. حدود 14 سال نبودند و مردم و شاگردانش مبارزه را حفظ کردند و نگه داشتند. امام که آمدند و انقلاب پیروز شد، بعد از مدتی خواستیم رئیس جمهور انتخاب کنیم. نظر ما این بود که در کنار بنی صدر، آقای بهشتی هم در انتخابات باشد. اما امام نگذاشتند و جلویمان را گرفتند. شخص امام با مصلحت بینی خودشان جلو ما را گرفتند. می خواهم بگویم شما جایی را پیدا نمی کنید که بشر اشتباه نکند و جایی هم پیدا نمی کنید که بی قانونی نشود. این اتفاق می افتد. فکر می کنم ساختار را خوب طراحی کردیم که براساس آن خوب پیش رفتیم، خوب سازماندهی کردیم و خوب از مشکلات عبور کردیم. * به مناسبت مطلبی که درباره آقای بهشتی و بنی صدر فرموده اید، موضوعی بود که امام معتقد بودند روحانیون در کار اجرایی نیایند و آن وقت می فرمودند که رئیس جمهور نشوند. وقتی بحث آیت الله خامنه ای برای ریاست جمهوری مطرح شد، خدمت شما عرض کردیم که شما با امام صحبت کنید، بلکه امام قبول کنند. شما صحبت کردید و امام از نظرشان برگشتند. سوالی که به این مناسبت می خواهم خدمت شما عرض کنم، این است که الان بعد از 35 سال که از انقلاب و این جریانات و این ریاست جمهوری ها گذشته، به نظر شما آن نظر امام که می گفتند روحانیون وارد کار اجرایی نشوند، درست بود یا کار درست همان بود که برگشتند و روحانیون وارد کار اجرایی شدند؟ کدام درست بود؟ هاشمی رفسنجانی - دومی درست بود. البته باید شرایط تبلیغات قبل از انتخابات عادلانه و مبتنی بر واقعیت ها باشد. آقای بنی صدر به خاطر مخالفتی که با نهضت آزادی و همه مبارزین و ما داشت، یکی، دو سال به همه جای کشور می رفت و سخنرانی می کرد و هر چه می خواست، می گفت و وعده می داد. مردم مشکلاتی در اقتصاد و زندگی داشتند و می دیدند او همان مشکلات را می گوید که به او رای دادند. ولی او معجونی بود که صد بار مستبدتر از همه کسانی است که در ذهن شماست. اصلاً در مسائل مشورت پذیر نبود. امام هم فهمیدند و کار به جایی رسید که او با واسطه به امام رساند که رای من در بین مردم از شما بیشتر است. رای من53 درصد و رای شما 47 درصد است. شما نمی توانید به من امر کنید. تا این مقدار جلو رفت. در جنگ وارد شد و اجازه نمی داد که نیروهای مردمی بیایند. ارتش ما تقریباً دست نخورده بود و معلوم بود که می تواند در مقابل عراق دفاع کند، اما به ارتش هم میدان نمی داد. بنی صدر اشتباهات زیادی داشت که امام به مرور متوجه شدند و فهمیدند. ما قبلاً این گونه آدم ها را بیشتر می شناختیم و با اینها سروکار داشتیم. * آن واسطه چه کسی بود؟ بنی صدر صحبت خود را چگونه به امام رساند که من 53 درصد و شما 47 درصد رای دارید؟ هاشمی رفسنجانی - این را در جلسه ای گفته بود و از آن جلسه به امام گفتند. از آقایانی که بودند، آمدند به من گفتند. فکر می کنم آقای عمید زنجانی گفته بود. دقیقاً یادم نیست. * اگر از همان نقطه ای که جناب عالی مطلب را قطع کردید، دنبال کنیم، بهتر می شود. معمولاً در نظام های سیاسی یا از قبل پیش بینی می کنند و یا اگر پیش بینی نکردند، امکان ترمیم را باز می گذارند. مثلاً در بعضی کشورها دادگاه قانون اساسی دارند که راجع به خود قانون اساسی یا راجع به عملکرد، به آن دادگاه مراجعه می کنند و می توان حتی راجع به اصل قانون اساسی یعنی اصلی که منجر به چنین مسئله ای شده، تجدیدنظر کرد. ما این را به خود مجلس خبرگان واگذار کردیم. به خصوص که مجلس خبرگان کار عجیبی هم انجام داده و آن، این است که برای صلاحیت، کاندیدهای خودش را به نهادی واگذار کرده که مجلس خبرگان باید بر آن نظارت کند. موضوع دوم این است که به نظر می رسد گذشته از خاستگاه مشروعیت نظام که ممکن است درباره آن گفت وگوهای مختلفی وجود داشته باشد، در اندیشه کسانی که در شکل گیری انقلاب مشارکت کرده اند، مسئله رضایت مردم به عنوان عنصر مقوّم انقلاب، حکومت و نظام اسلامی مطرح بود. به این معنا که اگر جامعه در نقطه ای به این رسید که با این سیستم رضایت عمومی تامین نمی شود، باید راهکاری باشد که بتواند با تصمیم گیری خود را ترمیم کند و اگر در جایی گیر کرده است، خود را از بن بست خارج نماید. نگاه شما نسبت به این مسئله چگونه است؟ آیا عنصر رضایت مردم که هم علت موجبه و هم علت مبقیه نظام لااقل در آغاز نهضت و حرکت تلقی می شد، چنان نقش تعیین کننده ای ندارد که به مردم مجال بدهد تا درباره سیستمی که نمی تواند خودش را ترسیم کند، تصمیم بگیرند؟ همچنان که خود امام در بهشت زهرا راجع به تصمیمات گذشتگان برخورد کردند. هاشمی رفسنجانی - شما سه، چهار سوال را مطرح کردید. در مورد مجلس خبرگان که این تصمیم را گرفتیم، اولاً همان موقع بحث زیادی شد که ما برای صلاحیت نامزدها چه کسی را درنظر بگیریم؟ بعضی ها گفتند که مراجع و حوزه باشند. بحث شد که مراجع چه تکلیفی دارند؟ شاید اگر ما به آنها تکلیف کنیم، آنها بگویند که انجام نمی دهیم. ثانیاً آنها چقدر می توانند در این مسائل که وارد نیستند، نظر بدهند؟ این مورد رای نیاورد. بعضی ها گفتند که اگر خودمان انتخاب کنیم، بدتر می شود و می گویند که شما خودتان صلاحیت های خودتان را تایید می کنید. هر جا به ذهن ما رسید، جواب نداد. آخرش به خود شورای نگهبان رسیدیم. گروهی مکلّف بودند که اگر حکمی صادر شود، باید انجام بدهند. این مورد رای آورد. ثانیاً ما همین حالا می توانیم این را عوض کنیم و هیچ مشکلی ندارد. یعنی همه قوانین مربوط به خبرگان مال خودش است و می تواند قانون بگذراند. بنابراین راه خروج همیشه هست. حتی راه خروج قانون اساسی را که قبلاً ننوشته بودند، نوشتیم. الان راه خروج قانون اساسی هم هست و می توانیم همه اصولی را که مردم فکر می کنند مزاحم است، حذف کنیم. یعنی این هست و راهش هم خیلی روشن است که از این راه می توانیم، انجام بدهیم. مسئله رضایت مردم، همیشه جدّی بود که رفراندوم گذاشتیم. دو، سه اصل راجع به رفراندوم هست و می توانیم مسائل مهم را با رفراندوم بگذرانیم. الان در هیچ جا بن بست نداریم. از همه اینها که بگذریم، امام(ره) مجمع تشخیص مصلحت را طراحی کردند که بتواند بر خلاف قانون اساسی و فتواهایی که علما می دهند، مصلحت را تامین کند. اصلاً در ساختار بن بست نداریم. درباره عمل، از ملائکه که بگذرید، احتمال بدی در مورد همه ممکن است. یعنی الان معصوم نداریم. چند روز بعد از پیروزی حضرت موسی(ع)، پیروانش گوساله پرست شدند که خداوند همه را قتل عام کردند. حضرت موسی(ع) با آن همه معجزات و با عبور از نیل، پیامبر مردمی بود که یک دفعه گوساله پرست شدند. حضرت عیسی پیامبری به آن خوبی، آرامی و نجیبی بود که آن روزگار را بر سرش آوردند، با حضرت ابراهیم(ع) چکار کردند؟! اصلاً کجا سراغ دارید که بشر برای یک مدت طولانی در جاده حقیقت مانده باشد؟ * اگر عملکرد افراد می تواند جوری باشد که دور قانونی را در جایی سد کند، یعنی چرخش کار قانون را در جایی سد کند، منجر به ناکارآمدی یک نظام می شود. علی القائده عملکرد بد را باید در قانون پیش بینی کرد، یعنی باید در قانون گذاری پیش بینی کرد. هاشمی رفسنجانی - ما در همه جا پیش بینی کردیم. شما بگویید که در کجا پیش بینی نشده است؟ در مورد رهبری که شخص اول مملکت است، صراحت قانونی داریم که اگر عدالتش مخدوش شود، معزول است و خودش هم حق ندارد دیگر دخالت کند. * اگر در مقام اجرا به جاهایی برخورد کند که دیگر نتواند عملی شود و روح قانونی را تحقق نبخشد، باید برای آن فکری شود. هاشمی رفسنجانی - همه اینها راه حل دارند. مثلاً سیاست های کلی که در مجمع تصویب می شوند و رهبری هم طبق قانون تایید و اعلام می کنند، اگر اجرا نشود، ما ناظر هستیم و ناظر باید جلوی این را بگیرد و متوقفش کند و اگر مجلس یا قوه قضائیه و یا دولت خطا کردند، باید جلوی آن گرفته شود. * حالا می خواهیم از طرف مثبت حرکت کنیم، به این معنا که چنین وقایعی را پشت سر داریم که برای کشور مشکل زا شده است و حتی ارکان و پایه های مقبولیت و قابل دفاع بودن نظام را مورد تزلزل قرار داده است. این دفعه به عنوان یک فرد از شما می پرسیم، فردی که قبل از انقلاب و بعد از انقلاب دنبال اهداف انقلاب بوده است. یعنی داریم با آقای هاشمی رفسنجانی صحبت می کنیم و نه با آقای هاشمی، رئیس مجلس و نه عضو شورای انقلاب و نه رئیس جمهور و نه رئیس مجمع تشخیص. در چنین وضعیتی با توجه به اینکه جناب عالی راهکارهای پیش بینی شده در سیستم را به هر دلیلی ناکافی می دانید، به عنوان یک فرد فکر می کنید آیا زمان اینکه یک فکر جدّی درباره مسیری که کشور طی می کند بشود، فرا نرسیده است؟ هاشمی رفسنجانی - همیشه باید برای بهتر کردن آینده تلاش کرد. خود من اگر به آینده کشور امیدوار نبودم، نمی آمدم نامزد شوم. در سن 80 سالگی معلوم است که میل به این کار ندارم. می خواستم بن بست را بشکنم. حدس می زدم و استخاره هم کرده بودم که نشان می داد پیش نمی روم، ولی خوب آمده بود. فکر می کنم الان وقتش فرا رسیده، چون اکثریت مردم این وضع را قبول ندارند. مردم اصول انقلاب را قبول دارند، سیاسی کاری های مجلس را قبول ندارند، ناعدالتی های قوه قضائیه را قبول ندارند. اشکالاتی به دولت داشتند و نسبت به همین دولت هم دارند. من می گویم وقت آن است که مردم اقدام کنند تا انتخابات درستی انجام شود. البته الان خیلی از شخصیت های مورد قبول مردم وارد انتخابات نمی شوند، چون احساس خطر می کنند. ولی اگر این تفکر عامه وارد میدان شود، این کار انجام می شود. منتها این گونه نخواهد بود که انسان بگوید با یک انتخابات به طرف بهشت رفتیم. چون همان ها دوباره به یک معضل جدید تبدیل می شوند. همان گونه که در اصلاح طلب ها اتفاق افتاد. ما اواخر دولت احساس کردیم که دارند کار می کنند برای اینکه یک دولت تحمیلی بیاورند. به گونه ای عمل کردیم که مردم احساس نکنند رای آنها بی تاثیر است. دولت دیگر که آمد، چه کار کرد، غیر از اینکه پایه های خودش را زد؟ یعنی به گونه ای رفتار کرد که پایه خودش را زد. فرض کنید زمان آقای روحانی را می گویم، همین امروز و پیش از شما یکی از کارخانه دارهای کشور پیش من آمد و گفت که در یکی از استان ها استانداری آوردند که به جرم اینکه من به ستاد شما کمک کردم، کارخانه ذوب آهن مرا تعطیل کرده است. یعنی تا این حد و این گونه استانداری را گذاشتند. می گفت: این شخص تا آخر دوره دولت قبل رئیس یک مجتمع صنعتی در جنوب بود و از آنجا برداشتند و اینجا گذاشتند. هر دولتی بیاید، مشکلات با شدت و ضعف خواهد بود. دوباره افرادی از دغل ها سر بر می آورند. الان این مشکل در جامعه ما هست. آنچه من می فهمم، این است که الان مصلحت است که این نظام را حفظ کنیم که راهش انتخابات در محدوده قانون و نظام است. یعنی مثل آن دفعه مردم وارد شوند. بالاخره ما فداکاری کردیم. من مطمئن شده بودم که نمی توانم. براساس استخاره می گفتم: یا رهبری به من می گوید که نرو، یا شورای نگهبان رد می کند و یا در انتخابات خراب می کنند. ولی خوب شد که این وسط ماندم. مردم هم آماده هستند. یعنی تا گفتیم، مردم آن گونه جمع شدند. افکار عمومی الان مناسب است و این می طلبد که افراد آزاده بیشتر تلاش کنند. الان بعضی از مجلسی ها و دوستانشان نگران شدند. شخصی در قوه قضائیه روزنامه ها را جمع کرده و گفته که حق ندارید اسم فلانی را ببرید. گویا آقای دعایی در آن جلسه عصبانی شده بود. گفتند حق ندارید تصویر و اسم فلانی و آنهایی را که در فتنه محکوم شدند، بیاورید. گفته بودند که اگر این کار را بکنید، می بندیم. آقای دعایی بلند شد و گفت: اولاً نمی توانید این کار را بکنید و ثانیاً چرا این گونه می کنید؟ البته این حالت را منحصر به خودمان نمی دانم. به هر جای دنیا بروید، از این چیزها هست. افغانستانی ها بعد از این همه، به اینجا رسیدند که پنج ماه برای انتخاب افرادشان گرفتار شدند. * در آنجا به نام دین عمل نمی شود. هاشمی رفسنجانی - اتفاقاً در افغانستان هم قانون اساسی اسلامی تصویب کردند. * به عنوان دین و حکومت دینی که نیست. هاشمی رفسنجانی - آنها که حکومت اسلامی شدند. الان عراقی ها چه وضعی دارند؟ آنهایی که مجاهده می کردند، به جان هم افتادند. هر جا بروید، همین است. امام موسی صدر در لبنان خیلی فعال بود. آخرش گفت: من به این نتیجه رسیدم که السّیاسیون تُجّار الدّم ، یعنی سیاسیون تجار خون هستند و از مسائل کنار کشید. * اتفاقاً نکته ای که می خواستم عرض کنم، همین است. یکی از دوستان بسیار عزیز که حضرت عالی هم می شناسید، کتابی در باب حکومت دینی نوشتند که کتاب سال جمهوری اسلامی شد. زمانی که در دبیرخانه خبرگان، مسئول مرکز تحقیقات و مجله بودم، با اعضا خدمت آیت الله خامنه ای رفتیم. من ایشان را که معرفی کردم، آیت الله خامنه ای اشاره کردند که کتابتان را گذاشتم تا بخوانم. ایشان الان مدتی است که از مدرسین حوزه هستند. همین هفته جلسه ای در قم داشتند. چون قبلاً با هم بحث کرده بودیم، اختلاف نظرهایی در این جهت داریم. به هر حال کل فقه شیعه هیچ گاه جز حرکت امام خمینی(ره) روی خوشی به انقلاب و حرکت های انقلابیون نشان نداده است. معنای تلویحی این سخن این است که این هم نتیجه نداده و اشتباه بود. این همان سوال اولی است که در آن جلسه عرض کردم که حضرت عالی می فرمایید در داخل و خارج همیشه همین طور است. بنی عباس 502 یا 503 سال حکومت کردند. کسی هم به فکر انقلاب نبوده و فقهای شیعه هم به فکر نبودند. این بحث به سوال اول برمی گردد که آیا باز هم انقلاب را به کشورهای دیگر توصیه می فرمایید؟ هاشمی رفسنجانی - درباره تکرار انقلاب، این مربوط به مردم آن کشورهاست. در مورد بخش اول صحبت های شما اوّلاً این گونه که این گفته، نیست. مگر قبل از ما علمای نجف انقلاب مشروطه را بپا نکردند؟ چطور ایشان می گوید که علمای شیعه کاری نکردند؟ فاطمی ها در مصر، ادارسه در غرب آفریقا، علویان در گیلان و مراعشه در طبرستان حکومت های محلی داشتند. * به هر حال یک آدم صاحب نظر به این نتیجه رسیده، این حرف ها برای من طلبه گران است. هاشمی رفسنجانی - این حرف انکار بدیهیات است. برای اینکه علمای نجف بودند و علمای تهران هم به آنها کمک می کردند. قاجار را مجبور کردند تا مجلس را تصویب کنند و اجازه شکل گیری مجلس را دادند. مگر اینطور نبود؟ حتی علمای بعدی که مبارزه می کردند، وقتی که پهلوی آمد، به کرمانشاه مهاجرت کردند و دیدند که در آنجا نمی شود و به ترکیه رفتند و مبارزه می کردند. چون می خواستند حکومت را درست کنند یا برگردانند. مگر قبلش جمال الدین اسدآبادی و امثال ایشان چه کار می کردند؟ اگر به گذشته برگردید، در خیلی جاها می بینید که این گونه بوده است. بعضی ها این حرف را بدون سند می گویند. * حضرت عالی دوست دارید همیشه نسبت به آینده امید بدهید. هاشمی رفسنجانی - من عقیده جدی دارم و اگر نداشتم، در این نظام کار نمی کردم. ما که اهل بیتی هستیم و ولایت داریم، در این مکتب می توانیم در کشوری مثل ایران برای گسترش دین کار کنیم. اگر درست عمل کنیم و حکومت موفقی داشته باشیم، می توانیم. همین الان هم با همه این عیب هایی که در ذهن شماست، در تمام منطقه، مستقل ترین و امن ترین کشور هستیم و پیشرفت هم کردیم. مشکل اقتصادی داریم و یا مشکل مجلس و مسائل آنها را نبینید. همین ماهواره ای که الان در مدار زمین می گردد و پیام مخابره هم می کند، دستاورد انقلاب است. کار آن را از اواخر جنگ شروع کردیم. گروهی در جهاد سازندگی کار خود را روی موشک شروع کردند. برای اینکه بتوانند پرتاب کنند. موشک 140 کیلومتری را در اواخر جنگ آزمایش کردند و خودم به آنجا رفتم و آزمایش کردم. در اینجا کسی به ما کمک نکرده است. ماهواره را ساختیم و موشک پرتاب کننده اش را هم ساختیم و دیروز هم اولین پرتاب آزمایشی را انجام دادیم. آن موقع محسن ما در کانادا بود و هنوز دکترایش تمام نشده بود. چون رشته اش به درد اینها و بدنه موشک می خورد، گفتیم که بیاید و در آنجا نماند. جوانان ما زحمت کشیدند که کارهای سوخت جامد به نتیجه رسید و کار را به اینجا رساندند. ما در موشک این همه پیشرفت کردیم که الان به راحتی می توانیم موشک های قاره پیما بسازیم. اگر مشکلات تحریم را درست نکرده بودند، با قدرت خودمان به خیلی جاها می رسیدیم. منتها فعلاً سیاسی شده است. در اکثر صنایع جای خودمان را باز کردیم. در سلول های بنیادین، در نانو و در خیلی چیزها که به ما نمی دادند، راه پیدا کردیم. خرابی های کشور را ساختیم. عراق همان گونه مانده و ما کشور را خوب ساختیم. آب ها را مهار کردیم و کارهای زیادی کردیم و نمی توانیم بگوییم که ایران یک کشور عقب افتاده به آن صورت است. اینها در همین نظام و با همین شکل پیش آمده است. اگر عاقلانه تر رفتار کنیم، بهتر می شویم. ما که با کشورهای دیگر دعوا نداریم. ما که نمی خواهیم از آنها دستور بگیریم، می خواهیم با هم تعامل کنیم، اگر تعامل کنیم و دعوا نکنیم، می توانیم. شرطش رفتار اعتدالی و معقول است. نباید افراط کنیم. از اشتباهات ما این بود که زمانی افراط کردیم. نمی گویم اشتباه نداریم. ولی این دستاوردها هم بود. البته از این اشتباهات را هر انقلابی هم خواهد داشت. برای اینکه انقلابیون بی تجربه و کم تجربه هستند و این کارها را می کنند. من فکر می کنم مجموعاً ما نباید ضرورت انقلاب را منکر شویم و نباید موفقیت انقلاب را منکر شویم. ولی نباید خودشیفته شویم و باید به عملکرد خود انتقاد داشته باشیم تا بهتر شود. * یکی از امتیازات نظام جمهوری اسلامی که ریشه در تفکر تشیع و اهل بیت دارد، این است که تفکر افراطی موجود در دنیای اسلام امروز را که الان در قالب تکفیری سر در آورده، ندارد و یک تفکر اعتدالی دارد. در انتخابات پارسال هم که اعتدال رای آورد، در واقع همان مغز اصلی تفکر تشیع و نظام جمهوری اسلامی رای آورده است. آن چیزی که الان در دنیای اسلام می گذرد، تفکر داعش و النصره و مجموعه تکفیری هاست که همه جا را تهدید می کنند. اما اهل سنت ایران اصلاً با آنان نسبتی ندارند. یکی از مسئولین امنیتی کشور به من می گفت که بیش از 90 درصد سنی ها با ما و با این تفکر هستند. این در میدان عمل است و در غیر عمل شاید جور دیگری هم باشد. می خواستم نظر جناب عالی را از نظر ریشه ای بدانم که چرا در دنیای اسلام این مسایل پیش آمده که الان دارد آبروی اسلام را می برد و مشکلات زیادی درست کرده است؟ آیا خطری از ناحیه آنها نظام جمهوری اسلامی را تهدید می کند؟ در عین حال این کارهای آنها امتیازی برای ماست و شاید دنیا الان متوجه شده باشد که آن نگاهی که به تشیع و انقلاب اسلامی داشت، غلط بوده است. خواستم جناب عالی در این باره یک مقدار توضیح بفرمایید. هاشمی رفسنجانی - یک مقدار همین گونه است که شما می گویید، اما همین هم ارزان به دست نیامد. اگر ما افراطی های کشورمان را مهار نمی کردیم، بعضی ها از تکفیری ها کم نداشتند. چون داعیه حکومت جهانی داشتیم، بعضی ها برای خودشان رسالت می دانستند که کارهای افراطی کنند. خداوند رحم کرد و جنگ آن گونه تمام شد. بعد از جنگ اعتدال را سیاست کشور قرار دادیم و ارتباطمان را با دنیا طبیعی کردیم و کشورمان را ساختیم. افکارمان را متوجه مشکلات اقتصادی ناشی از انقلاب و جنگ کردیم. البته می دانیم کسانی که مخلص هستند، خیلی چیزها را نمی پسندیدند. همان موقع هم مقالاتی را علیه سیاست خارجی می نوشتند، اما مخلصانه می نوشتند و ما هم تحمل می کردیم. من فکر می کنم دلیلی نداریم که با همه دعوا کنیم. اگر ما واقعاً به صورت یک کشور معتدل، عاقل و با همان عقلانیتی که ائمه(ع) ما گفتند، در میدان بودیم، الان با همه این کشورها ارتباط داشتیم و کار می کردیم و اینها برای ما بازار و طرف بودند. ایران این ظرفیت را دارد که به خاطر مردم، خاک و مکتب اسلام و اهل بیت(ع) است. به هر حال ما هم گرفتار افراطی ها بودیم. الان تکفیری ها بیشتر به شیعه می تازند. منتها اکثریت سنی ها با آنها همراه نمی شوند. افراطی های سنی، شیعه را واجب القتل و مهدورالدم می دانند. می توانیم با عمل به اینها نشان بدهیم که این گونه نیستیم که واقعاً هم نیستیم. * نمونه جدید کارهای افراطی آنها پیام تبریک در مرگ ملک عبدالله است. گویا ملاک آنها مخالفت با شماست. چون وقتی حضرت عالی در فوت ملک عبدالله تسلیت گفتید، آنها در نماز جمعه تبریک گفتند. هاشمی رفسنجانی - این کار اوج نگاه افراطی است. متاسفانه مصالح نظام و جهان اسلام را فدای کینه های خود می کنند. * وقتی داعشی ها و تکفیری ها احکام خودشان را اجرا می کنند و گردن می زنند و آدم می سوزانند و کارهای دیگری می کنند، استناداتی به بعضی از کتب فقهی علمای خودشان دارند. متاسفانه درست می گویند، چون چنین فتواهایی هم وجود دارد و این گونه نیست که بدون ماخذ باشد. هاشمی رفسنجانی - بله، متاسفانه در دو طرف افراطیون کارهایی می کنند که احساسات مردم را جریحه دار می کنند. * نکته اصلی این است که بالاخره روحانیت چه سنی و چه شیعه قاعدتاً باید یک غربالگری نسبت به این مسایل انجام بدهد. یعنی در فقه شیعه و سنی افکار و فتواهایی هست که باید به مقتضای شرایط، به روز شوند. مثلاً الان بعضی از انواع اعدام ها را در کشور خودمان اجرا نمی کنیم و می گوییم درست نیست. دلیل آن اقتضائات زمان و مکان است. شاید لازم باشد علمای شیعه و سنی کنار هم بنشینند و در این مساله فکر کنند و مجال را از دست تندروها بگیرند. یعنی این گونه مسایل را ابطال کنند تا دیگر این کارها را نکنند. همزمان با کنگره تکفیری ها در قم، در جلسه ای که با حضور 100 تا 150 نفراز روحانیون و به صورت همزمان برگزار شده بود، گفتم: بحث سر مناسبات انسانی با دنیاست. الان علیه تکفیری ها کنگره تشکیل می دهیم. ولی دو، سه سال قبل در 200 متر آن طرف تر از دفتر ما فتوا و نظر دادند که یک حسینیه شیعیان 12 امامی را که درویش بودند، تخریب کردند. هاشمی رفسنجانی - من قبول دارم و بارها گفتم که هر کاری را خارج از مدار عقل انجام دهیم، بازخورد خواهد داشت. پس من دو بحث با شما داشتم. یک بحث این بود که اصلاً به فکر نباشید که کسی بتواند مدینه فاضله ای درست کند و انسانی که فرشته و جن در وجودش هست، بتواند مدینه فاضله درست کند. این نمی شود. اصلاً خداوند ما را این گونه قرار داده که آزمایش بشویم و خودمان راه را پیدا کنیم. باید تلاش بکنیم و ما واقعاً تلاشمان را کردیم. الان 60 سال است که داریم تلاش می کنیم، برای اینکه به جایی که می توانیم، برسیم. خیلی ها مثل من هستند که این کار را کردند و باز هم می کنند و انتظار آن نتیجه مطلق را هم نداریم. کما اینکه قبل از ما هم هیچ وقت نشده است. کسی را بهتر از حضرت علی(ع) در تاریخ بشر می شناسیم؟ چگونه با ایشان رفتار کردند؟ به تعبیر خودشان، مردم مثل یال اسب به صورت انبوه در خانه ایشان گرفتند که نزدیک بود امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در بین مردم پایمال شوند. به این صورت ایشان را آوردند، اما چند روز بعد دیدیم که همیشه جنگ بود و آدم های متقلب و دنیا طلب آن کارها را کردند. به هر حال اگر ما نقش خود را ایفا کنیم، به جایی می رسیم و اگر کار خوب کرده باشیم، خداوند به ما نتیجه می دهد و اگر هم بد کرده باشیم، باید جزایش را ببینیم. این وضع همه ما و همه تاریخ است. من مایوس نیستم که بتوانیم از این تجربه هایی که جامعه دارد، به یک حالت اعتدال برگردیم که در کشور بوجود بیاوریم. * درباره فقه حکومتی چه می فرمایید؟ هاشمی رفسنجانی - من همان موقع ها به قم رفتم و سخنرانی کردم و گفتم که حوزه این گونه نمی تواند فتوا بدهد و شما بیایید در کنار این حوزه یک حوزه دیگر درست کنید تا طلبه هایی که به سطح اجتهاد رسیدند، وارد این مدرسه شوند و هر کسی در رشته ای خاص درس بخواند. همه رشته های علوم انسانی و رشته های طبیعی و دیگر رشته ها را داشته باشیم تا احکام حکومت اسلامی از آن حوزه در بیاید. الان در حوزه ها از رموز حکومت در همه ابعادش اطلاعات ندارند که بخواهند این کار را بکنند. آدم های خوبی هستند و در کارشان زحمت کشیده اند. ببینید از عروه تا به حال چقدر در موضوعات رساله ها از آنچه که عروه را آقا سید محمدکاظم نوشت، پیشرفت کردیم؟ از این حوزه نمی توان انتظار آن گونه داشت. باید مواد درسی حوزه درست و براساس نیازهای امروز تنظیم شود. این حوزه برای همین کارهایی که می کند، خوب است. ولی باید در کنار این، یک جور دیگر به مسایل بپردازیم. اگر توقع داریم که تمام رفتار نظام، اسلامی باشد، لازم است فقه حکومتی مثل بحث های صلات، خمس، زکات، طهارت و حج توسعه داشته باشد. * از جناب عالی تشکر می کنیم که وقتتان را به روزنامه دادید و امروز هم یک مقدار با سوال های ما اذیت شدید. هاشمی رفسنجانی - نه، مسایل اساسی کشور را باید بررسی کرد و مطمئنم شما دلسوز هستید. از اینکه شما مشکلات را با هدف رفع آنها و بهتر کردن اوضاع کشور می گویید، حقیقتاً لذت می برم. ...
فیلم: نسخه کامل برنامه 36 تلویزیون درباره حجاب را تماشا کنید
است یا بی حجابی خانم ها؟ این پرسش کننده دوباره در پاسخ گفت: بدون شک بی حجابی خانم ها بد تر است و به علاوه بی نظمی! زائری گفت: بی حجابی بد تر است؟! پس هیچ سؤال دیگری ندارم. رک بگویم، ما یک وقتی می خواهیم بیاییم اینجا من یک چیزی درباره حجاب بگویم و شعار بدهم و همه راضی شوند که اصلاً نیاز به این دعوا ها نداریم اما یک وقت است که می خواهیم مشکل رفع شود. ما که دور هم جمع شده ایم
شهرام اقبال زاده :ادبیات کودک و نوجوان جایگاه شایسته ای در آموزش و پرورش و رسانه ملی ندارد
کودکان است؟ در زمانی که دبیر و سخنگوی انجمن نویسندگان بودم، بارها در مصاحبه ها انتقادات انجمن را به وضع موجود بیان و به آموزش و پرورش، مجلس و دولت اعلام کردم که برای ارائه برنامه آماده هستیم اما دریغ از اینکه یک مرتبه از ما برای بیان برنامه ها دعوتی به عمل بیاید. حتی به خاطر دارم آقای مخبر دزفولی دبیر و سخنگوی شورای عالی انقلاب فرهنگی سال 87 در شبکه 4 اعلام کرد برای تدوین برنامه ی توسعه
پیش بینی هاشمی از توافق هسته ای
جمعیت ایران حساب می کنند و می گویند که مردم بی تفاوت نیستند. حساب جدیدی باز می کنند. از لحاظ ارزش اجتماعی، دنیا به این کار ارزش می دهد. به نظرم همه پیام هایش به خارج مثبت است. به عنوان مثال، می توان به مراسم اربعین که در عراق اتفاق افتاد، اشاره کرد. دو، سه سالی است که این مراسم انجام می شود، ولی این دفعه خیلی وسیع و دیدنی بود. نظر دنیا با دیدن این صحنه خیلی فرق کرد. در سال 81 بحث هسته ای
ناگفته های جالب از عملیات دستگیری ریگی
مصاحبه تسنیم با مسئول پرونده عبدالمالک ریگی در وزارت اطلاعات را در تشریح انجام اقدامات اطلاعاتی و رصد عبدالمالک ریگی قبل و حین دستگیری و بخشی از اعترافاتش را در ذیل می خوانید: با تشکر از اینکه این وقت را در اختیار ما قرار دادید. یکی از جذاب ترین بخش های پرونده عبدالمالک ریگی نحوه عملیات و اطلاع از پرواز وی و نحوه نشاندن این هواپیما در خاک کشورمان است. روز گذشته نیروی هوایی ارتش جزئیاتی از
امر به معروف و نهی از منکر دو فریضه ی بسیار بزرگ
امیر به زن های جوان سلام نمی کرد.گفتند: یا علی رسول خدا سلام می کند تو چرا سلام نمی کنی؟ گفت: رسول خدا سی سال از من بزرگتر بود. من سی سال جوان هستم. می ترسم به یک زن جوان سلام کنم یک جواب گرمی به من بدهد، دل علی بلرزد. گفتم: دل علی می لرزد، تو خاطرت جمع است.بعضی ها خودشان را از امیرالمؤمنین حزب اللهی تر می دانند. 4- مهمانی آمد و فرزندی مریض داشت او را به یکی از بیمارستان ها بردم نوبت
رابطه ایران و عربستان فقط با وقوع بیداری اسلامی در این کشور ترمیم می شود
رخ داد و به خاطر دارم که پیش از جنگ اولین کاری که انجام دادند وزاری اطلاع رسانی آنها در ریاض جمع شدند و طرح بایکوت ایران از نظر رسانه ای مطرح کردند البته رسانه هم به شکل امروز نبود و در واقع می خواستند انقلاب اسلامی را بدنام کنند. زمانی هم که جنگ رخ داد باید گفت قطعا جنگ تحمیلی با حمایت کامل آنها بود و غیر از حمایت تسلیحاتی حمایت های تبلیغاتی و رسانه ای به شدت از صدام هم در مواردی تندتر می رفتند
فیلم: نسخه کامل برنامه 36 تلویزیون درباره حجاب را تماشا کنید
است یا بی حجابی خانم ها؟ این پرسش کننده دوباره در پاسخ گفت: بدون شک بی حجابی خانم ها بد تر است و به علاوه بی نظمی! زائری گفت: بی حجابی بد تر است؟! پس هیچ سؤال دیگری ندارم. رک بگویم، ما یک وقتی می خواهیم بیاییم اینجا من یک چیزی درباره حجاب بگویم و شعار بدهم و همه راضی شوند که اصلاً نیاز به این دعوا ها نداریم اما یک وقت است که می خواهیم مشکل رفع شود. ما که دور هم جمع شده ایم
روایت هاشمی رفسنجانی از ارتباطات خود با آل سعود/ از بدقولی پادشاه عربستان تا ارتباط خانوادگی با امیر ...
. الان هم اگر ما شرایط را درست کنیم و آنها هم درست کنند، می توانیم برگردیم. همین آقای سلمان آن موقع امیر ریاض بود. یک مهمانی برای ما گرفت که با خضوع رفتار کرد. همه چیز برادرانه برگزار شد. همه چیز را دوستانه برای من تعریف می کرد. ولی الان مسایل زیادی با هم در یمن، بحرین، سوریه، عراق، لبنان و حتی رژیم اشغالگر قدس داریم. ما قبول نداریم که آنها با اسرائیل حالت فعلی را داشته باشند. این اختلافات هست و باید
روحانی: در عرصه علمی، مسائل سیاسی را کنار بگذاریم
سازی توانمندی های زیادی داریم . رئیس جمهور با اشاره به اینکه در سایر زمینه ها نیز توانمندی ما بسیار بالاست گفت : اکنون در داروسازی بسیاری از داروهای گران قیمت را تولید و صادر می کنیم در بیوتکنولوژی چند واکسن را در یک سال گذشته تولید کردیم و قرار ما این است که در این دولت در تولید همه واکسن های موردنیاز در بازه زمانی پنج ساله به خودکفایی برسیم البته ممکن است بخشی از زمان بعد از دولت یازدهم
گفتگو با نرگس آبیار، کارگردان فیلم شیار 143
سال بعد که مثلا عروسی فردوس (دختر الفت) است و چون الفتعبوس است آهی جان (مادرش) عصبانی می شود و رادیو را می شکند. بنابراین به قول شما مصاحبه ها نه تنها این کار کرد را دارد که مستند مانندش می کند بلکه نشان دهنده گذر زمان و اطلاع دهنده هم هست. از همه مهمتر اینکه سرباز را اینطوری وارد ماجرا می کنیم و تماشاگر برایش سوال می شود که این کیست. تا اینکه آخر فیلم متوجه می شود این کسی است که یونس را
باران کوثری: عصبانی هستیم
کمی گیج است. عین شرایط سینماست. چون دولتی بر سر کار است که مورد حمایت بیشتر سینماگران بوده، همین باعث می شود که روی مان نشود خیلی چیزی بگوئیم و این باعث می شود که همه چیز راکت باقی بماند و هی بگوئیم هیس و با سیلی صورتمان را سرخ نگه داریم که مثلا نکند برای وزیری که با او موافقیم مشکلی پیش بیاید. شرایط جامعه هم تقریبا همین طور است. به هر حال این دولت مورد قبول مردم بوده. به نظرم شعارهایش را هم تا
ما بلدیم ؛ این پیامیست که غرب بخوبی می داند
اشاره کردم و آن بازدارندگی از نوع اطلاع کوتاه است. در این نوع بازدارندگی کشور مسلح به دانش و زیرساختارهای هسته ای است ولی اقدام به ساخت بمب نمی کند؛ اما این پیام را تلویحا میرساند که اگر امنیت ملی ما را تهدید کنید قادریم تا راه نظامی را پیش بگیریم اما آن گزینه مطلوب ما نیست. گفتن این که ما بلدیم یک پیام شفاف است و غرب این را بخوبی می فهمد. مهم ترین نکته اینست که ما باید بایستیم و اعاده
روحانی:نمی توان ادعا کرد برنامه ایران غیرصلح آمیز است
ورشکست نشوند؟!!!! و جوابگوی هزینه های خودشان و سود سپرده گذاران شوند؟!!! آیا اینها در مسیر اقتصاد مقاومتی حرکت میکنند؟ آیا اینها دغدغه شما نیست که چطور موسساتی بیش از 2 برابر نرخ تورم سود به سپرده ها میدن؟؟ اگه این موسسات اینقدر پولساز و نابغه هستند ، خوب مملکت و بدید اقتصادشو اونا اداره کنند تا همه ثروتمند شویم!!!! میان حرف و عمل هزار سال فاصله است آدرسش بخشنامه های مختلف آموزش و پرورش و آموزش عالی در مورد ما افغانیها ==gt;gt;رییس جمهور گفت: دسترسی به علوم از حقوق اولیه افراد و کشورها بوده و دولت و شهروندان هیچ کشوری را نباید به بهانه های واهی از دسترسی به دانش محروم کرد. ...
زبان مادری است؛ عوض مچ گیری کمک کنید
روزی که به فرهنگستان می آیم با حیثیت و جایگاه دیگری می آیم و روزی که به مجلس می روم با حیثیت و جایگاه دیگری. نه در مجلس کار فرهنگستانی می کنم و نه در فرهنگستان کارهای مجلس را انجام می دهم. البته هر دو کار را برای یک مملکت می کنم ولی حیثیت ها فرق می کند. حالا باید پرسید که آیا همه کسانی که در دولت های گذشته بودجه گرفته اند موافق دولت بوده اند؟ اگر کسی بودجه ای از دولت گرفت دیگر نباید انتقاد کند؟ آیا
زمین بانک ملی را پس می گیریم
عدد بود ولی در چهار سال اخیر به دلیل اطلاع رسانی و اقدامات انجام شده این عدد به حدود 3000 عدد در سال رسیده است این نشان دهنده این است که دید مردم نسبت به وقف عوض شده، شاید ما نتوانسته ایم جایگاه وقف را برای مردم تبیین کنیم. مردم ما زمانی که حلاوت و شیرینی یک اقدام را بدانند آن را تجربه می کنند، مقام معظم رهبری فرمودند: اجرای امینانه نیات واقفین در دستور کار قرار گیرد، ما به خاطر این کار تمام
حاکم اسلامی در عصر غیبت با کدام مجوز حکومت می کند؟
قانون گذاری است نه فرمانروایی؛ چون فرمانروا باید در میان مردم و از جنس آنان باشد تا بتواند فرمانروایی کند؛ و خدا که جسم نیست تا در میان مردم باشد و فرمانروایی کند. گروهی از مارکسیست ها بر این عقیده اند که اگر اختلاف طبقاتی از بین برود، دیگر نیازی به حکومتِ دولت نداریم و مراد آنان از اختلاف طبقاتی یعنی همه مردم، یک نوع درآمد و یک نوع زندگی داشته باشند. سخن این گروه عملاً باطل است؛ چون
بعضی چیز ها به کروات و چفیه ربطی ندارد
آن ها را به مسائل حاشیه ای درگیر می کنند که تمام مسأله آن ها مسائل حاشیه ای شود که آخر ماه دستمزد کارمند هایشان را چگونه بدهند و پول کاغذ از کجا بیاورند. زائری تأکید کرد: در این یک سال، مقام معظم رهبری به تنهایی کارهایی کرده که وزارت ارشاد انجام نداده است. ببینید جریان کتاب من زنده ام و جشنواره مردمی فیلم عمار در جامعه چه کرده است. اگر مقام معظم رهبری را از بقیه مسئولین فرهنگی جامعه جدا
ضعفهای انقلاب منشاء ایجاد تشیع انگلیسی شد
، ناگهان با هم هم پوشانی ها و هم افزایی هایی می کنند. در واقع زیر پرچم واحدی جمع می شوند. طبیعتاً چنین اجتماعی می تواند خطر به شمار آید؟ همان طور که خودشان هم گفتند، همه لمپن های جامعه به تعبیر خودشان از گوگوش تا سروش آدم هایی که مثلاً به دلیل اینکه پدرشان قاچاقچی بوده ، با سیستم از این نوع مسائل داشته اند، یا کسانی که روابط آزاد دختر و پسر را قبول دارند و با این وضعیت مشکل دارند، یا آدم های
تشیع انگلیسی انحراف و جنایاتش از داعش خطرناک تر است
در جهان ایجاد کند و رهبر معظم انقلاب با این اقدام زیرکانه، عملا دعوت به اسلام نکردند بلکه فرمودند اسلام را از منابع خودش مطالعه کنید حتی متواضعانه تأکید کردند برای شناخت اسلام حرف من را نیز قبول نکنید، بلکه به منابع اصلی اسلام مراجعه کنید. وی با بیان اینکه آنچه تحت عنوان داعش در جهان می بینیم تنها ویترین داعش است، اظهارداشت: تعداد داعشی ها در حال افزایش است و بعد از اتفاقات موصل به 70
همگرایی مذهبی در سیره اهل بیت + جزوه
علمای تراز اولِ ما تا زمان حمله مغول (علامه حلی) همه در همین مسیر حرکت کردند. یک نوع اجماع عملی (نه به معنای دقیق اصولی)، از غیبت صغرا تا حمله مغول وجود دارد که کاشفیت از سیره اهل بیت علیه السلام هم می تواند بکند. لذا علما هم تداوم بخش این سیره بوده اند و آن حفظ امت به عنوان یکی از مواریث نبوی است. محوری که امت حول آن جمع می شود اسلام است. ولی اسلام و عمل به اسلام درجات مختلفی در جامعه
وکیل خانواده و بیمه وکالت در دستور کار دولت/ اعلام جرایم محمدرضا رحیمی
گروه های تکفیری می ایستند. هفته دوم تشریح جزئیات پرونده معاون اول دولت دهم/ پاسخ اژه ای به نامه رحیمی حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای در جمع خبرنگاران که برای توضیحات تکمیلی پرونده رحیمی در دفتر معاون اول دعوت شده بودند، گفت: چون حکم قطعی شده است می توانم جزئیات پرونده را اعلام کنم. وی افزود: این پرونده در مهرماه 1388 تشکیل شد و در آن زمان موضوع فساد
زمینه استرداد مجرمین فراهم شود/ارایه اطلاعات غلط توسط زنگنه به مجلس
روند و عملکرد وزارت نفت واکنش نشان خواهد داد. دیپلماسی دولت از عقب نشینی در برابر آمریکا حکایت می کند/ لزوم تجدید نظر در رفتار سیاسی دولت در صحنه بین المللی نماینده مجلس با اشاره به جایگزینی خوشرو به جای ابوطالبی در سازمان ملل گفت: دیپلماسی دولت حکایت از عقب نشینی در برابر آمریکا دارد و دولتمردان باید در رفتار سیاسی خود در عرصه بین المللی، اصلاحات جدی ای را ایجاد کنند.
توافق بد از نگاه هاشمی/با ملک عبداله دوستی خانوادگی داشتم
ایران حساب می کنند و می گویند که مردم بی تفاوت نیستند. حساب جدیدی باز می کنند. از لحاظ ارزش اجتماعی، دنیا به این کار ارزش می دهد. به نظرم همه پیام هایش به خارج مثبت است. به عنوان مثال، می توان به مراسم اربعین که در عراق اتفاق افتاد، اشاره کرد. دو، سه سالی است که این مراسم انجام می شود، ولی این دفعه خیلی وسیع و دیدنی بود. نظر دنیا با دیدن این صحنه خیلی فرق کرد. در سال 81 بحث هسته ای
اظهار نظر تازه مشاور ابتکار علیه هاشمی
دستگاه سنجش کیفیت هوا ندارند اما تعداد اندکی از نمایندگان مجلس صلاحیت دارند و مورد تایید شما هستند؟ مگر این تعداد اندک دستگاه سنجش کیفیت هوا دارند؟ آن موقع ساختار مجلس فرق می کرد، ساختار سازمان حفاظت محیط زیست هم متفاوت بود. * من 10 یا 20 سال قبل را نمی گویم. منظورم همین یک سال اخیر است. خب! ببینید... عزیز من! زمان آقای احمدی نژاد را می گویید یا این دولت را؟
شکار فرید زکریا در خیابان های تهران + عکس
ای نهاد ریاست جمهوری هر روز ساعت شش صبح بریده جراید را برای رئیس دولت آماده می کند. رسم تهیه وتدوین چنین بولتن های خبری در دوره حضور محمدخاتمی در نهاد ریاست جمهوری گذاشته شد. برنامه روزانه تا ساعت هشت و زمان برگزاری جلسات هیئت دولت چنین ادامه می یابد ولی صبح روز شنبه برنامه معمول انجام نشد. من در تهران هستم! سالن تشریفات نهاد همان تزئینات گذشته را حفظ کرده بود، تنها تجهیزات جدیدی به سالن اضافه شد
بررسی الگوی آرمانی سبک زندگی از دیدگاه مکتب اسلام
های ساده می پوشیدند، اما آنچه در مورد پوشش و پوشاک آن حضرت بیشتر از همه چشمگیر بود، سلیقه، نوع و انتخاب رنگ آن بود. پیامبر عرقچین سفید بر سر می گذاشتند. ایشان می فرمودند: لباس سفید بر تن کنید و مردگانتان را در آن کفن کنید؛ چراکه آن پاکیزه تر و نیکوتر است (محمدی ری شهری، 1377، ج 2، ص 774). امیرالمؤمنین علی علیه السلام نیز که خود در غایت زهد و ساده زیستی بود، هرگز سهل انگاری در آراستگی و
اظهار نظر وزیر اسبق بازرگانی درباره هدفنمدی
شود: در آن زمان بارها مراجعه کردیم که در این مورد سران محترم سه قوه را همراه و پشتیبان این طرح ضروری سازیم که در هر سه بار مراجعه ما، سران به صورت متفق که شرط اجرا بود آن را قبول و تجویز نکردند. هر بار یکی از بزرگان شرایط را برای اجرای چنین طرح هایی مقتضی نمی دید. بنابراین به حق اجرای طرح متوقف می شد. پس از این، شریعتمداری وقتی می خواهد چگونگی شروع اجرای این طرح را بررسی کند شهامت دولت
گامهای دولت برای برون رفت از اقتصاد نفتی و تحقق اقتصاد مقاومتی
دکتر علی طیب نیا وزیر امور اقتصادی و دارایی در گفت و گو با پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله العظمی خامنه ای گامهای دولت برای برون رفت از اقتصاد نفتی و تحقق اقتصاد مقاومتی را تشریح کرد. به گزارش شبکه اخبار اقتصادی و دارایی (شادا)، اقتصاد نفتی و اقتصاد دولتی، دو اشکال بزرگ اقتصاد ایران است که رهبر انقلاب در دیدار چند روز پیش خود با مردم آذربایجان بر آن تأکید کردند. از نظر ایشان اقتصاد نفتی یعنی ما نفت را که سرمایه ی ماندگار ما است و امکان ارزش افزوده ی چندین برابری در آن وجود دارد، از زیر زمین بکشیم بیرون، خام خام بفروشیم به دنیا، پولش را بگیریم و صرف امور جاری کشور بکنیم؛ خسارت از این بالاتر نمی شود. اشکالات و معایب اقتصاد نفتی را با دکتر علی طیب نیا، وزیر امور اقتصاد و دارایی به بحث گذاشتیم. به گفته وزیر امور اقتصادی و دارایی، وابستگی اقتصاد ایران به نفت پدیده ای سطحی نیست که با اقدامات و تصمیمات کوتاه مدت حل وفصل شود، بلکه مشکلی ساختاری و بنیادین است که آثار آن در همه ی ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی قابل مشاهده است. دکتر طیب نیا معتقد است حتی بخشی از تحریم ها به دلیل وابستگی اقتصاد ایران به نفت است: مسلما آنچه دشمنان ما را ترغیب کرد به اینکه تحریم ها را بر ما تحمیل کنند، همین وابستگی ما به درآمدهای نفتی بود. آن ها به خوبی شاخص های اقتصادی ما را دنبال می کنند. سهم درآمدهای نفتی در بودجه ی دولت و سهم درآمدهای نفتی در تراز پرداخت های خارجی ما را رصد می کنند. پس وقتی ببینند آسیب پذیری ما نسبت به این درآمدها بالاست، طبیعی است که فشار تحریم ها را روی همین نقطه ضعف ما متمرکز کنند. یکی از دغدغه های مهم مسئولان عالی رتبه ی نظام و به طور خاص مقام معظم رهبری، از اوایل دهه ی هفتاد و بعد از تمام شدن جنگ، کاهش وابستگی اقتصاد به نفت بوده است، اما این اتفاق هنوز آن چنان که باید رخ نداده است. به نظر شما چه عواملی موجب شده است که اقتصاد ما همچنان وابسته به نفت باقی بماند؟ وابستگی اقتصاد ایران به نفت، شکل جدیدی از وابستگی اقتصادی ایران است که از حدود دویست سال پیش آغاز شده است؛ یعنی از زمانی که در اروپا انقلاب صنعتی آغاز شد و چرخه ی تولید، تحولات شدیدی یافت. به این ترتیب، فاصله ی بین کشورهای اروپایی با سایر کشورهای جهان به لحاظ توسعه ی صنعتی افزایش پیدا کرد و وابستگی در ایران و کشورهایی که وضعیت مشابه داشتند، شکل گرفت. الگوی تولید و توزیع مصرف دچار تحولات چشمگیری شد و ویژگی اصلی آن این بود که تولید را وابسته به غرب کرد. بعد از کشف نفت و افزایش درآمدهای نفتی در ایران، به خصوص بعد از اینکه در دهه ی پنجاه قیمت نفت چندبرابر شد، وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی بیشتر هم شد و تمامی ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور را دچار تحولات جدی کرد. در واقع، وابستگی اقتصاد ایران به نفت پدیده ای سطحی نیست که با اقدامات و تصمیمات کوتاه مدت حل وفصل شود، بلکه مشکلی ساختاری و بنیادین است که آثار آن در همه ی ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی قابل مشاهده است. حل چنین عارضه ی عمیقی که در همه ی نهادها و بنیان های اقتصادی و اجتماعی کشور نهفته است، مستلزم این است که در مرحله ی اول به شناخت و درک مشترک ی نسبت به پدیده ی وابستگی به نفت دسترسی پیدا کنیم. در مرحله ی دوم، باید عزم مشترک ی بین همه ی نهادها و مسئولان کشور برای مقابله با این پدیده به وجود آید و سپس اقدام مشترک و در نهایت، نظارت مشترک بر حُسن اجرای این تصمیمات و اقدامات صورت بگیرد. در حوزه ی درک مشترک، اگرچه در سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری احکام روشن و بسیار شفافی وجود دارد و هرچند ایشان از سال ها پیش بحث ضرورت قطع وابستگی اقتصاد ایران به نفت را بیان کردند، اما به نظر می رسد هنوز در بین همه ی آحاد مردم و ارکان نظام درک مشترکی نسبت به این موضوع وجود ندارد. شاید به همین دلیل است که با تغییر دولت ها و مجلس ها، ما شاهد تغییر رویکردها به صورت جدی هستیم. به عنوان مثال، در یک برنامه، تلاش برای کاهش وابستگی به نفت تا حدودی به صورت موفق صورت می گیرد و در دولت بعدی مجدداً به صورت جدی مطرح می شود که نفت باید سر سفره ی مردم بیاید و در بودجه ی دولت هزینه شود. به این ترتیب، ما از رویکردهای اصولی، فاصله ی جدی می گیریم. این به معنای آن است که ما هنوز به درک مشترکی نسبت به ضرورت قطع وابستگی به درآمدهای نفتی و آثار و هزینه هایی که این وابستگی بر اقتصاد ایران تحمیل می کند، نرسیده ایم. همچنین نوع برخوردی که با حساب ذخیره ی ارزی طی سال های گذشته داشتیم، حاکی از این است که به درک درستی نسبت به وضعیت و جایگاه حساب ذخیره ی ارزی نرسیده ایم. حساب ذخیره ی ارزی با این هدف تشکیل و تأسیس شد که یکی از آثار سوء وابستگی به درآمد نفتی را حذف کند یا کاهش دهد و آن نوساناتی است که در درآمدهای نفتی وجود دارد. این نوسانات روی اقتصاد کشور تأثیر می گذارد و رشد اقتصادی و متغیرهای اقتصاد کلان را دچار نوسان می کند. به همین دلیل، قرار شد که حسابی با عنوان حساب ذخیره ی ارزی تشکیل شود، مازاد درآمدهای نفتی نسبت به یک سطح متوسط مطمئن به این حساب واریز شود و از محل وجوهی که در حساب ذخیره ی ارزی وجود دارد، طرح ها و پروژه های موجه بخش خصوصی تأمین مالی شود. متعاقباً صندوق توسعه ی ملی تشکیل شد و قرار شد سهم فزاینده ای از درآمدهای نفتی به این صندوق واریز شود و مجدداً منابع برای توسعه ی بخش خصوصی مورد استفاده قرار بگیرد. متأسفانه به منابع حساب ذخیره و صندوق توسعه دست اندازی های متعددی صورت گرفت. قاعدتاً اگر ما به اصول ناظر بر حساب ذخیره و صندوق توسعه پایبند بودیم در شرایط فعلی که قیمت نفت کاهش چشمگیری پیدا کرده است، منابع موجود در این حساب و صندوق می توانست پشتوانه ی خوبی باشد تا بتوانیم رشد اقتصادی خود را به طور مستمر تداوم ببخشیم. این امر حاکی از آن است که هنوز درک درستی از ماهیت وابستگی به نفت، آثار و هزینه های سوء آن و ضرورت قطع وابستگی به درآمدهای نفتی وجود ندارد. من فکر می کنم در مرحله ی اول باید این درک مشترک به وجود آید که البته محدود به دولت نیست. همه ی ارکان اعم از دولت، مجلس محترم، قوه ی قضاییه و مجمع تشخیص مصلحت باید به درک مشترکی برسند و تحت شرایطی، قطع وابستگی به نفت را به عنوان هدف اصلی و اصولی تلقی کنند. در وهله ی دوم ما باید به عزم مشترکی برسیم. معنای عزم مشترک با هدف گیری فرق می کند. درست است که در قانون برنامه یا در سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری، روی قطع وابستگی به درآمدهای نفتی هدف گذاری شده است، اما هنوز این موضوع مهم به صورت عزم ملی درنیامده است. این مسئله باید به عزم و تصمیم ملی تبدیل شود و وفاق عمومی بر سر آن حاصل شود. مسلماً قطع وابستگی به درآمدهای نفتی تصمیم ساده و راحتی نیست، بلکه تصمیم دشوار و انتخاب بسیار پیچیده و سختی است که هزینه هایی را با خود به همراه دارد. همه ی مردم و ارکان حکومت باید تصمیم جدی بگیرند که وابستگی اقتصادی کشور را به درآمدهای نفتی قطع کنند؛ با علم به اینکه در بلندمدت، منافع فراوانی برای ملت ایران به همراه دارد و در کوتاه مدت همه ی ما می دانیم دشواری هایی را ایجاد خواهد کرد. اقتصاد، عرصه ی بده وبستان است. شما هیچ سیاست درستی پیدا نمی کنید که بدون هزینه باشد. هر اقدام درستی در کنار منافعی که ایجاد می کند، هزینه هایی در بر دارد. دولت و جامعه باید خودشان را آماد ه ی برخی هزینه های قطع وابستگی به درآمدهای نفتی در کوتاه مدت بکنند تا بتوانند منافع بلندمدت آن را به دست آورند. با این توضیحات، سؤالی که پیش می آید این است که: اقتصاد وابسته به نفت چه آسیب هایی را برای جامعه و کشور به همراه خواهد داشت؟ اگر شما به گذشته ی ایران برگردید، می بینید که اقتصاد ما با چند ویژگی عمده در سطح کلان شناسایی می شود. ویژگی اول، نرخ رشد پایین اقتصادی است. طی سی وپنج سال گذشته، متوسط نرخ رشد اقتصادی در ایران، حدود سه درصد بود. اگر عامل رشد جمعیت را هم به حساب بیاورید، آن وقت خواهید دید که درآمد سرانه تقریباً ثابت بوده است و افزایش قابل ملاحظه ای نداشته است. بنابراین اولین ویژگی اقتصاد ایران سطح پایین رشد اقتصادی است. همه ی ما به خوبی می دانیم که رشد اقتصادی لازمه ی بهبود زندگی مردم، بهبود جایگاه اقتصاد ایران در عرصه ی بین المللی و لازمه ی مقابله با فقر و ناداری است. ویژگی دوم اقتصاد ایران طی سال های گذشته، نقش بسیار پایین رشد بهره وری در رشد اقتصادی ایران بوده و هست. حتی در بعضی از سال ها و دوره ها، رشد بهره وری تأثیر منفی در رشد اقتصادی ایران داشته است. در واقع، نه تنها اثر مثبت نداشته است، بلکه موجبات کاهش تولیدات کشور را هم فراهم کرده است، درحالی که در بعضی از کشورهای موفق، سهم رشد بهره وری و رشد اقتصادی بیش از دوسوم است. ویژگی سوم اقتصاد ایران، نوسانات رشد اقتصادی است. در بعضی از دوره ها و سال ها رشد اقتصادی بالاتر از سه درصد، حتی تا حدود هفت درصد هم رسیده است و در بعضی از سال ها، رشد اقتصادی در ایران منفی شده است. بنابراین نوسانات شدید رشد اقتصادی یکی دیگر از ویژگی های اقتصاد کلان ایران است. نهایتاً تورم مزمن و ساختاری، یکی دیگر از ویژگی هایی است که در سطح اقتصاد کلان ایران می توان دید. براساس تحلیل و برداشت بنده که فکر می کنم عموم اقتصاددانان هم با بنده هم نظر هستند، ریشه ی همه ی این مشکلات، در وابستگی به درآمدهای نفتی است. اگر ما تورم بالا داریم، به دلیل این است که وابستگی بودجه ی دولت به نفت از مجاری مختلف، روی منابع پایه ی پولی تأثیر می گذارد و موجب افزایش شدید نقدینگی طی سال های گذشته می شود و نهایتاً به تورم سنگین و دورقمی می انجامد. اگر رشد اقتصادی در ایران پایین است، آن هم ناشی از وابستگی به درآمدهای نفتی است. این یک تجربه ی جهانی است و تقریباً همه ی کشورهایی که درآمدهای سرشاری از محل فروش ثروت های طبیعی خود دارند، دچار مشکلی می شوند که در ادبیات اقتصادی به بیماری هلندی یا معمای فراوانی یا نکبتِ منابع، موسوم شده است. کسانی که از منابع سرشار برخوردار هستند، معمولاً رشد اقتصادی پایینی دارند. این قابل تحلیل و بررسی است که چرا و چگونه و از کدام مجاری، درآمدهای نفتی نهایتاً به رشد اقتصادی پایین می انجامد. اگر رشد اقتصادی در ایران طی دهه های گذشته دچار نوسانات شدید بوده است، دلیل آن را باید در وابستگی به درآمدهای نفتی جست وجو کرد. وقتی قیمت نفت بالا و پایین می رود و درآمدهای نفتی کشور را دچار نوسان می کند، این نوسانات در اقتصاد کلان تأثیر می گذارد و رشد اقتصادی را همپای تورم، دچار نوسانات شدید می کند. بنابراین عمده ی مشکلاتی که ما در اقتصاد کلان با آن مواجه هستیم، به ویژه رشد اقتصادی پایین و نوسانات شدید رشد اقتصادی، همگی ناشی از وابستگی به درآمدهای نفتی است. اگر ما در اقتصاد ایران، یک دولت بزرگ و یک بخش خصوصی کوچک (که نتیجه ی طبیعی آن سطح پایین بهره وری است) داریم، آن را هم باید در وابستگی به درآمدهای نفتی جست وجو کنیم. دولت درآمدهای نفتی را به طور مستمر در قالب بودجه ی خودش هزینه کرده و باعث شده است که در طول زمان بزرگ و بزرگ تر شود و ما با یک دولت بزرگ و یک بخش خصوصی نحیف و کوچک سروکار داشته باشیم. به جای اینکه اقتصاد در دست خود مردم باشد و مردم آن را اداره کنند، دولت همه ی تصمیم گیری های اقتصادی را انجام می دهد و بنگاه های بزرگ اقتصادی را مدیریت می کند. یکی از دلایل سطح پایین بهره وری در اقتصاد ایران، وابسته به همین موضوعِ اندازه ی بزرگ دولت و اندازه ی کوچک بخش خصوصی است. در عین حال، نقش و جایگاهی که دولت در اقتصاد ایران ایفا می کند، توزیع کننده ی رانت های ناشی از درآمدهای نفتی است. این مسئله در ادبیات امروز اقتصاد به دولت های رانتیر یا دولت های رانتی معروف شده است. نقش اصلی دولت در کشورهای نفتی این است که رانت های ناشی از درآمدهای نفتی را در جامعه توزیع می کند. تأثیر این موضوع در بهره وری این است که در این گونه کشورها، بخش خصوصی موفق به دنبال تولید و خلاقیت و بهره وری بیشتر و بالاتر نیست، بلکه بخش خصوصی موفق آن است که بتواند به منابع توزیع کننده ی رانت دسترسی پیدا کند. بنابراین بنگاه ها و فعالان اقتصادی به جای اینکه همه ی تلاش خود را معطوف به خلاقیت، نوآوری، استفاده از فناوری های جدید در تولید، دسترسی به بازارهای جدید و استفاده از شیوه های جدید مدیریت کنند، به دنبال برقراری رابطه با منابعی هستند که رانت ها را در کشور توزیع می کنند. اشاره کردید که همه ی اقتصاددانان ایران در مضرات اقتصاد نفتی با هم متفق القول هستند. دولت هایی که بعد از جنگ روی کار آمدند نیز روی همین موضوع اتفاق داشتند، اما با وجود این، انگار اراده ی لازم برای کاهش وابستگی بودجه به نفت وجود ندارد. چرا دولت ها چنین کاری را انجام نمی دهند؟ برداشت من این است که در دوره های کمبود درآمدهای نفتی، یعنی وقتی درآمدهای نفتی در ایران کاهش پیدا می کرد، دولت ها به ناچار و تحت اجبارهای موجود، مجبور می شدند که بحث کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی را مطرح و به دنبال آن حرکت کنند. اما هربار درآمد نفتی افزایش پیدا می کند، دولت ها نمی توانند از تمنای استفاده و دست اندازی به درآمدهای نفتی و دادن خدمات بیشتر به مردم خودداری کنند. درآمد نفتی درآمدی سهل الوصول است و به سادگی در دوران وفور درآمدهای نفتی به دست می آید. پس می توان آن را در جامعه هزینه کرد و با این کار، محبوبیت و مشروعیتی را به طور موقت به دست آورد؛ هرچند آثار و هزینه های آن در بلندمدت بر اقتصاد کشور بسیار شدید و کمرشکن است. به نظر می رسد که دولت ها نتوانسته اند در مقابل این تمنا و تمایل به هزینه کرد، به صورت موفق مقاومت کنند. البته گاهی مشاهده می شود که درک درستی هم نسبت به این پدیده وجود نداشته است. من فکر می کنم شاید امروز بهترین شرایط و زمان را داریم تا تهدیدی را که در حال حاضر با آن مواجه هستیم، به فرصت تبدیل کنیم. اولاً به لحاظ نظری در شرایط فعلی، زمینه های حصول و دستیابی به این درک مشترک مهیاتر از هر زمان دیگری است. امروز هزینه های ناشی از وابستگی به درآمدهای نفتی را به وضوح می بینیم. آنچه باعث شد تحریم ها بتواند در ایران مؤثر بیفتد و در ابتدا به رشد اقتصادی منفی و تورم سنگین بینجامد، همین وابستگی شدید اقتصاد ما به درآمدهای نفتی است. اگر در زمان وفور درآمدهای نفتی، این درآمدها را در بودجه ی دولت هزینه نمی کردیم، قطعاً زمینه ی اثرگذاری تحریم ها هم به نحو موجود در ایران فراهم نمی شد. ما این تجربه را کردیم. وابستگی اقتصاد ما به درآمدهای نفتی افزایش پیدا کرد و در همین شرایط، تحریم ها بر ما تحمیل شد و آثار سوء آن را مشاهده کردیم. به نظر می رسد الآن زمینه و فضا مناسب است. از سویی دیگر، مقام معظم رهبری سیاست های اقتصاد مقاومتی را ابلاغ کرده اند که برای همه ی ارکان حکومت لازم الاجراست. بنابراین می توان با اتکا به این سیاست ها و شناختی که برای ما فراهم شده است، برنامه ریزی منطقی و اصولی و کاربردی را برای قطع وابستگی به درآمدهای نفتی طراحی و اجرا کرد. همه ی ما می دانیم که نفت یک منبع اقتصادی محسوب می شود، اما در سال های اخیر، تبدیل به یک ابزار سیاسی جهت آوردن فشار به ایران شده است. نوساناتی که امروز می بینیم نیز شاید گویای همین موضوع باشد. رهبر انقلاب هم چند وقت پیش فرمودند اقتصاد وابسته به نفت موجب می شود که سرنوشت کشور بیافتد دست آن کسانی که سیاست گذاران کلانِ دنیای نفت و منابع زیرزمینی اند. چه کنیم که این ابزار سیاسی را از دست دشمن بگیریم؟ مسلما آنچه دشمنان ما را ترغیب کرد به اینکه تحریم ها را بر ما تحمیل کنند، همین وابستگی ما به درآمدهای نفتی بود. آن ها به خوبی شاخص های اقتصادی ما را دنبال می کنند. سهم درآمدهای نفتی در بودجه ی دولت و سهم درآمدهای نفتی در تراز پرداخت های خارجی ما را رصد می کنند. پس وقتی ببینند آسیب پذیری ما نسبت به این درآمدها بالاست، طبیعی است که فشار تحریم ها را روی همین نقطه ضعف ما متمرکز کنند. البته طی یک سال ونیم گذشته، ما در مقابله با تحریم ها و مدیریت آن ها فکر می کنم نسبتاً موفق عمل کرده ایم و توانسته ایم رشد اقتصادی منفی را به رشد اقتصادی مثبت تبدیل کنیم. ما توانسته ایم با همراهی همه ی ملت و رهنمودهای مقام معظم رهبری، تورم را هم در حد قابل ملاحظه ای مهار کنیم. این نشانه ای برای کشورهای غربی بود که تحریم ها دیگر نمی تواند مثل گذشته آثارش را بر ما تحمیل کند. من باورم بر این است که اگر کشورهای غربی سر میز مذاکره با ایران حاضر شدند و اصل حق ایران در بهره برداری از فناوری هسته ای را پذیرفتند، به خاطر رفتار انسان دوستانه یا منطقی آن ها نبود، یکی از دلایل آن مدیریت نسبتاً موفقیت آمیزی بود که در حوزه ی اقتصاد داخلی و مدیریت تحریم ها اعمال شد. اگر ما همین سیاست ها را دنبال کنیم و سیاست های ابلاغی اقتصاد مقاومتی را به شکل صحیح و درست پیگیری کنیم، قطعاً بهترین سلاح و ابزار در دست ماست تا بتوانیم در مقابل فشارهای بیگانگان مقاومت کنیم. مقام معظم رهبری اشاره فرمودند که به صرف بیان سیاست های اقتصاد مقاومتی، نتیجه ای حاصل نمی شود. ما باید برنامه ریزی عملیاتی برای اقتصاد مقاومتی داشته باشیم و این همان کاری است که ما در وزارت امور اقتصادی و دارایی سعی کردیم انجام دهیم. شما فرمودید که همه ی کشورهایی که اقتصاد رانتی دارند با مشکلات اقتصادی مواجه هستند. اما برخی کشورها در عین حالی که برخوردار از نفت یا سایر منابع این چنینی هستند، توانسته اند وابستگی خود را به نفت و سایر محصولات از بین ببرند، مثل کشور نروژ. چه سیاست هایی را پی بگیریم که در عین استفاده از نفت، وابسته ی به آن نباشیم؟ همان طور که شما اشاره کردید، کشورهایی هستند که توانسته اند آثار منفی بهره مندی از درآمدهای سرشار طبیعی را به حداقل ممکن برسانند و آن را به نعمت تبدیل کنند. نفت و منابع طبیعی در اصل یک نعمت است. آن چیزی که آن ها را به نکبت یا نقمت تبدیل می کند، شیوه ی استفاده ما از این نعمت های الهی است. اگر به نحو صحیح و درست از آن استفاده شود، طبیعی است که می تواند نتایج مثبتی به دنبال داشته باشد. کشورهای معدودی در دنیا وجود دارند که توانستند از این منابع طبیعی استفاده ی مؤثر و مفید کنند. این کشور ها معمولاً نهادهای حکومتی منسجمی دارند و قبل از اینکه از درآمد نفتی برخوردار شوند، به توسعه ی اقتصادی دسترسی پیدا کرده بودند. مطالعاتی که در سطح بین المللی صورت گرفته است، نشان می دهد کشورهایی که درآمد نفتی بالایی داشتند و در عین حال از نهادهای کیفی کارآمد برخوردار بودند، موفق بودند. بنابراین اگر ما هم می خواهیم از درآمد نفتی استفاده ی مؤثر کنیم، باید شیوه ی استفاده از آن را اصلاح کنیم و نهادهای مؤثر را در این خصوص در کشور خودمان ایجاد کنیم. یکی از این نهادها که با تدبیر مقام معظم رهبری ایجاد شده، صندوق توسعه ی ملی است. مهم این است که ما به اهداف و وظایف و مأموریت های این صندوق واقعاً وفادار باشیم و در عرصه ی عمل از آن عدول نکنیم. صندوق توسعه با این هدف ایجاد شده است که سهم فزاینده ای از درآمدهای نفتی به این صندوق واریز شود و به جای اینکه در بودجه ی دولت هزینه شود، صرف تأمین منابع لازم برای سرمایه گذاری بخش خصوصی در اقتصاد ایران شود. به هر حال، این تجربه ی کشورهای دنیاست و حتی برخی از کشورهای همسایه، نه به اندازه ی نروژ، ولی تا حدودی در این زمینه موفق بوده اند. قطعاً این موضوع در ایران هم قابل تحقق است؛ به این شرط که همه ی ما تصمیم جدی بگیریم که سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری را به درستی اجرا کنیم. برداشت من این است که مجموعه ی سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری مبتنی بر شناخت صحیح و عمیق و کامل از مشکلات اقتصاد ایران، طراحی و تنظیم شده و شامل راه حل های مناسبی برای قطع وابستگی به درآمدهای نفتی و اصلاح ساختار ایران است. آنچه مهم است این است که همه ی ارکان حکومت و مردم، همه با هم با یک تصمیم مشترک سعی کنند این سیاست ها را اجرا کنند و البته هزینه های احتمالی آن را هم در کوتاه مدت همه با هم بپذیریم. شکی نیست که سیاست های ابلاغی اقتصاد مقاومتی کارایی خود را دارد، اما برخی چنین می گویند که این سیاست ها در کوتاه مدت جواب گو نیست. این را می دانیم که اصلاح ساختار فرآیندی زمان بر است و یقینا در کوتاه مدت نمی توان به همه ی موارد آن دست یافت، ولی به هر حال ما نیز از یک زمانی باید به صورت جدی شروع کنیم. ممکن است این کار ابتدا آثار رفاهی منفی در جامعه داشته باشد، چون طبیعی است که رانتی در جامعه به صورت غیرهدفمند توزیع می شده است و حال می خواهیم این را به سمت فعالیت های اقتصادی مولد و سازنده هدایت کنیم اما این بدان معنا نیست که باید از این سیاست ها عدول کنیم. قطعاً الآن بهترین زمان برای اجرای این کار است، چون به نظر می رسد که شرایط بیرونی و درونی ما به گونه ای است که ان شاءالله اگر این سیاست ها را دنبال کنیم، هم آثار آن را در بلندمدت مشاهده می کنیم و هم در کوتاه مدت کمک می کند که بتوانیم از شرایط سخت فعلی عبور کنیم. به هر حال، ما چند واقعیت را باید بپذیریم. یک، به دلیل تحریم، میزان درآمد ما کاهش پیدا کرده و میزان صادرات نفت به تقریباً نصف دوران قبلی رسیده است. دو، همین درآمدهای محدود نفتی هم به صورت کامل برای ما قابل استفاده نیست. به دلیل تحریم، محدودیت ها و قیودی روی این درآمدها وجود دارد که نمی شود به سادگی از آن ها استفاده کرد. سوم اینکه قیمت نفت به شدت کاهش پیدا کرده است. ما در نیمه ی اول سال جاری، به طور متوسط نفت را 105 دلار فروختیم و الآن زیر پنجاه دلار است. این بدان معناست که قیمت نفت به شدت کاهش پیدا کرده است. قطعاً ما نمی توانیم روال هزینه کرد بودجه ی خودمان را مشابه سال های قبل ادامه دهیم. باید تغییری اساسی در سیاست های خودمان بدهیم و با این فشارها که من فکر می کنم با هدف به زانو درآوردن ملت ایران طراحی و تحمیل شده است، باید سعی کنیم آثار آن را به حداقل ممکن برسانیم. به نظر من، سیاست های اقتصاد مقاومتی اگر حتی سال گذشته یک انتخاب بود، امروز الزام و اجتناب ناپذیر است و حتماً باید به سمت آن ها برویم. یقیناً آثار کامل و مثبت آن را در بلند مدت می توانیم ببینیم. رهبر انقلاب هفته ی پیش هم به موضوع تحریم ها اشاره کردند و فرمودند در داخل کشور راه هایی وجود دارد که می تواند حربه ی تحریم ها را کُند کند. این راه ها در حوزه ی اقتصادی کدام است؟ تحریم ها معمولاً در دو حوزه آثار خود را ظاهر می کند: بودجه ی دولت و تجارت خارجی. در حوزه ی بودجه ی دولت، خوشبختانه میزان وابستگی بودجه ی دولت به نفت در حال حاضر، مثل دوران گذشته، رقم بالایی نیست (شاید حدود سی درصد). بنابراین می توانیم اثرات کاهش قیمت نفت و تحریم های تحمیلی را در این حوزه با چند روش مدیریت کنیم. اولاً باید سعی کنیم که هزینه های دولت را به حداقل برسانیم و کمال صرفه جویی در هزینه های دولت صورت بگیرد. اگر قرار است وابستگی بودجه ی دولت به نفت کم شود، یکی از راهکارها صرفه جویی، کوچک شدن اندازه ی دولت و برقراری انضباط مالی در دستگاه های دولتی است. متأسفانه طی سال های گذشته، در شرایطی که شعار کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی را می دادیم، به طور مرتب اندازه ی دولت را بزرگ و بزرگ تر و تعداد بی شماری کارمند برای دستگاه های دولتی استخدام کردیم. مدام شاهد تصویب قوانینی هستیم که بار مالی اضافی برای دولت ایجاد می کند. به نظرم باید جلوی همه ی این ها را بگیریم. از طرف دیگر، ظرفیت هایی برای تأمین درآمد وجود دارد که باید سعی کنیم از آن ها استفاده ی کامل را کنیم. یکی از این ظرفیت ها، مالیات است. همان طور که می دانید، در اکثر کشورهای موفق دنیا، عمده ی هزینه های دولت از محل درآمدهای مالیاتی تأمین می شود. در حوزه ی تجارت خارجی هم ما باید به سمت توسعه ی صادرات غیرنفتی برویم. خوشبختانه توفیقات قابل ملاحظه ای در این زمینه به دست آمده است. در سال جاری، فاصله ی بین صادرات کالاها و خدمات غیرنفتی با واردات، بسیار کم و محدود شده است. ما با یک حرکت می توانیم این شکاف را به طور کامل پُر کنیم. در سال 89 و 90، واردات ما حدود پنجاه میلیارد دلار بیشتر از صادرات غیرنفتی ما بود. یعنی شکاف فوق العاده وسیعی بود، ولی براساس آماری که اکنون در اختیار داریم، این فاصله در حد چند میلیارد دلار است و به نظر می رسد با سیاستی که دولت در حوزه ی صادرات غیرنفتی پیش گرفته است، ان شاءالله می توان آن را به زودی جبران و تأمین کرد. به عنوان سؤال آخر، جنابعالی دیدارهای مستمری را با رهبر انقلاب در حوزه ی مسائل اقتصادی دارید، مهم ترین دغدغه های رهبری را در این جلسات چه می دانید؟ مقام معظم رهبری با وقوفی که نسبت به مسائل اقتصادی کشور دارند و طی تمامی سال های بعد از انقلاب، تمامی فرازونشیب ها و مشکلات اقتصادی کشور را از نزدیک مشاهده کرده اند و سیاست ها و اقدامات و آثار آن را هم به خوبی از نظر گذرانده اند، درک عمیق و جامعی نسبت به مسائل اقتصادی ایران دارند. دغدغه ی ایشان این است که ما بتوانیم به رشد اقتصادی مستمر و پایداری دسترسی پیدا کنیم که متکی بر استفاده از دانش و فناوری های نوین باشد. این نکته در دستورات و بیانات ایشان تحت عنوان اقتصاد دانش بنیان به وضوح مشاهده می شود. حمایت معظم له از فناوری های جدید واقعاً کم نظیر است و تأثیر معناداری در رشد دانش نوین در ایران دارد. ما مسلماً با این گونه روش ها می توانیم مشکل پایین بودنِ سطح بهره وری را در ایران جبران کنیم. همین طور برای ایشان بحث عدالت و مردمی کردن اقتصاد از اهمیت ویژه ای برخوردار است. باید کاری کنیم که عامه ی مردم در فعالیت های اقتصادی مشارکت کنند و از همه ی توان موجود در کشور برای رشد اقتصادی و سازندگی کشور استفاده شود. مسلماً مهم ترین سرمایه ی کشور مردم هستند. هر توفیقی که در انقلاب و جنگ تحمیلی و دوران تحریم به دست آوردیم، ناشی از همدلی و همراهی مردم است که سرمایه ی عظیمی محسوب می شود. اقتصاد را هم باید به مردم واگذار کنیم. با مردمی کردن اقتصاد و مشارکت مردم در حوزه ی اقتصاد، می توان به کارایی و عدالت اجتماعی دست یافت. به هر حال، ایشان بر اقتصاد مقاومتی و دستیابی به رشد اقتصادی مستمر و پایداری تأکید می کنند که مبتنی بر افزایش بهره وری باشد و به علاوه، درون زا باشد. به این ترتیب، از همه ی امکانات و فعالیت های داخل کشور استفاده می شود، کمترین وابستگی و آسیب پذیری را نسبت به نوسانات خارجی دارد و در عین حال برون نگر است. اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی تأکید ویژه ی ایشان است و از بنده انتظار دارند که در این زمینه تلاش جدی کنم و با برنامه ریزی منظم، زمینه ی تحقق آن را فراهم کنم. ایشان به خصوص بر نقش وزیر اقتصاد و وزارت امور اقتصادی و دارایی برای تحقق سیاست اقتصاد مقاومتی، تأکید ویژه ای کردند. بنده هم مسلماً بر خودم فرض می دانم که رهنمودهای معظم له را به صورت جدی دنبال کنم. جالب است زمانی که من به این وزارتخانه آمدم، هنوز سیاست های اقتصاد مقاومتی ابلاغ نشده بود و در مجمع تشخیص در حال بررسی بود. هنگامی که من به وزارتخانه آمدم، مبالغه نیست اگر بگویم در همان دقیقه ی اول، نامه ای را تهیه کردیم و به تمامی سازمان ها و واحدهای تابعه فرستادیم. سؤالاتی را مطرح کردیم و از آن ها خواستیم اطلاعاتی را برای ما بفرستند تا برنامه ی اقتصاد مقاومتی وزارت اقتصاد را تهیه کنیم. دلیلش این است من قبل از اینکه به عنوان وزیر اقتصاد افتخار انجام وظیفه را پیدا کنم، به همراه برخی از دوستان در دانشگاه تهران عضو تیمی بودم که روی اقتصاد مقاومتی در حال مطالعه بودیم و به جمع بندی هایی رسیده بودیم. بنابراین من از همان روز اول سعی کردم بنا بر جمع بندی هایی که کردیم، برنامه ای را برای وزارت اقتصاد تهیه کنم. این افتخار را هم داشتم که در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام، در زمانی که این سیاست ها بررسی می شد، به عنوان نماینده ی دولت حضور پیدا کنم. بسیار خوشبختم که بگویم تقریباً همه ی پیشنهادهایی که ما دادیم، در مجمع مورد استقبال و پذیرش قرار گرفت. نهایتاً وقتی مقام معظم رهبری این سیاست ها را ابلاغ کردند، ما تجدیدنظر و تعدیلی در برنامه ی خودمان انجام دادیم و سعی کردیم برنامه را کاملاً با سیاست های ابلاغی ایشان تطبیق دهیم. بنابراین اولویت بنده و همه ی همکارانم در وزارت امور اقتصادی و دارایی، این است که اقتصاد مقاومتی را اجرا و عملیاتی کنیم. شما اگر در اتاق بنده یا همکارانم حضور پیدا کنید، می بینید که در همه ی آن ها نمای شماتیکی از برنامه ی راهبردی وزارتخانه وجود دارد و سیاست ها و اقدامات به طور خلاصه ذکر شده است. همه ی واحدها به صورت منظم رصد می شوند تا میزان توفیق آن ها در اجرای سیاست های مقاومتی سنجیده شود. امیدواریم خداوند بزرگ این توفیق را به همه ی ما عنایت کند که در این شرایط حساسِ تاریخی، بتوانیم این مأموریت را به نحو مؤثر و مفید انجام دهیم. روابط عمومی اداره کل امور اقتصادی و دارایی استان یزد ...
فتوای وزیرحاشیه سازدرباره ماهواره
شود و فرهنگ غرب را به عنوان یک فرهنگ توسعه یافته و مترقی بپذیرد. این نگاه پس از انقلاب اسلامی عوض شد. در طول این سال ها همه فرهیختگان و مدیران، تلاش زیادی کردند برای این که هر کدام به ذوق و سلیقه خودشان ارزش های دینی را به نحوی که دریافت کرده بودند تبیین کنند و رشد بدهند. البته باید به این نکته توجه کنیم که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با این که اسمش وزارت فرهنگ است اما معنایش این نیست که تنها