سایر خبرها
معمای شاه باز هم حاشیه آفرید!
به گزارش آخرین نیوز به نقل از خبرآنلاین، متن یادداشتی اعتراضی هما گل گلاب به شرح زیر است: به نام خداوند جان و خرد دور از تو اندیشه بدان پاینده مانی و جاودان چندی پیش، به همت هنرمندان ایرانی و به بهانه مجموعه تلویزیونی موسوم به معمای شاه ، در قسمت نهم این مجموعه شاهد بازاجرایی سرودی ای ایران ، سروده پدرم دکتر حسین گل گلاب و ساخته زنده یاد روح الله خالقی بودم. با
پستم جوری است که باید مثل بوکسورها باشم | بعضی وقت ها فکر می کنم وسط هستم ! | کی روش نیاز به تعریف کسی ...
را دعوت نکرده بودند. عده ای می گویند من را یادشان رفته بود ولی دو سال در لیگ برتر بازی کردم. پدیده لیگ ایران شدم. از نونهالان در تیم ملی بودم. امکان ندارد من را یادشان برود یا نادیده بگیرند. فکر می کنم طرز فکرهایی بود که شاید من نباشم بهتر است یا بازیکن بهتر از من داشتند. به هر حال سلیقه مربی با مربی فرق دارد. شاید هم خبر نداشتند وضعیت من چطوری است و در چه سطحی بازی می کنم. شاید هم نمی خواستند مثل
این بانوی معلول، راننده آژانس بود + عکس
شیک بودن و آراستگی خیلی اهمیت می دهم. نباید طوری ظاهر شوم که کسی احساس ترحم کند. هیچ دلیلی برای دلسوزی دیگران نمی بیند: یک دفعه وارد بانک شدم، آقایی از کنار من رد شد، زیر لب گفت خدا رو شکر. گفتم چرا به من رسیدی یاد خدا افتادی؟ مرد سوالش را بی پاسخ نمی گذارد: خدا را به خاطر سالم بودنم شکر کردم. او مثل همیشه بی جواب از کنار پاسخ مرد نگذشت: گفتم چرا خدا را به خاطر توانایی های من شکر نمی کنی؟ چرا نمی
مار و پله بازی کمند امیر سلیمانی/عکس جالب علی دایی/پشت صحنه مهناز افشار
کودکی و بازیاش برگردین خیلی دلچسبه. احمد مهران فر از نقش خودش در فیلم زاپاس گفته تا اکران آن در جشنواره امسال و دعوت مردم برای تماشای آن. وی نوشت: زاپاس هم تموم شد اگه تونستین تو جشنواره ببینینش شاید دوستش داشتید ممنون از گروه دوست داشتنی زاپاس ممنون از برزو نیک نژاد عزیز که زاپاس رو نوشت و کارگردانی کرد و ممنون از مردم
حکایت عاشقی از حلبچه تا تهران
واقعی است؟ - قصه حکایت عاشقی را از دل واقعیت گرفتم. خودم دوران دفاع مقدس را از نزدیک لمس کرده ام و پدرم یکی از افراد کمپ های هلال احمر در زمان جنگ تحمیلی بود. س**فکر می کنید حکایت عاشقی چقدر واقعیت جنگ و بمباران حلبچه را به تصویر کشیده است؟ -قطعا تا نشان دادن آنچه در حلبچه اتفاق افتاد ما فاصله داشتیم و با هر فیلم فقط می توان گوشه ای از اتفاقات و رشادت های مردم ما را در هشت سال
ردپای نفوذ در اظهارات اخیر برخی از مسئولان مشهود است
ریپورتر در خاطراتش می نویسد وقتی من به عنوان مأمور MI6 جایگزین پدرم شدم، همیشه هاله و لایه ای از حمایت ها را در زندگی ام احساس می کردم، اما کسی را نمی دیدم، هر جا به مشکل می خوردم، مشکلاتم رفع می شد، سال ها بعد، فقط توانستم حامی مالی خود را بشناسم که هر وقت پول می خواستم به طریقی به من پول می رساند و آن فرد دایی من بود، ولی بقیه را نشناختم. مثال خیلی ملموس و قابل فهمش داستان منافقین و خانه تیمی ها
پیامک های دریافتی 1394/10/21
معلمین رسیدگی فرمایید 1983...0912: معتادها را رها کنید، دست فروشهای مواد مخدر را باید دستگیر و مجازات کرد 7178...0936: با سلام مشکل دیپلم ما که ب تعداد485 نفر است از سال 1389تا کنون حل نشده و ب ما که دوره دانشگاهی گذراندیم مدرک نمیدن 4012...0913: باسلام ماجمعی از روستاییان کشاورز هستیم تقاضاداریم گزارشی درباره ی مطالباتمان ازبیمه باغات تهیه فرمایید 5003
خاطرات خواندنی حجت الاسلام قرائتی
مسلمانی پرسیدم: شما چطور مسلمان شدید؟ گفت: در یکی از جاده های الجزایر در حال سفر بودم، کنار جاده، مردی را دیدم که خم و راست می شود. ماشین را نگه داشتم و از او پرسیدم چه می کنی؟ گفت: من مسلمانم و این مراسم دینی من است. گفتم: آخر در بیابان آن هم تنها. گفت: خدا همه جا هست. همین ماجرا جرقّه ای شد تا من دربارۀ اسلام تحقیق کنم و خداوند لطف کرد و مسلمان شدم. *نظم دقیق شهید بهشتی در زمان طاغوت
منصوریان: مخالفتم با رفتن بیرانوند به خاطر استقلالی ها نبود/ او آماده حضور در پرسپولیس نیست
برای من نبود. قبل از هر چیزی منافع باشگاه و خود بازیکن برای من مهم است. در حال حاضر هم فکر می کنم صلاح این بازیکن نرفتن است. آندو از ام صلال جدا شد و برخی ها گمانه زنی کردند که به خاطر رابطه نزدیک تو با او، آندو هم می تواند گزینه نفت باشد. پارسال آندو گزینه جدی ما بود و خیلی هم به فوتبالش اعتقاد دارم و کاپیتان تیم ملی برای هر تیمی می تواند نعمت باشد اما حالا تماسی با او نداشته
بزن بریم!
، مادرم در اتاق رو باز می کرد، متوجه می شد که تخت خالیه و بچه اش نیست! من هم نیم ساعت بعد زنگ می زدم و می گفتم که من ترکیه ام، چیزی نمی خوای سر راه بگیرم؟! ولی خب همه این ها خواب و خیال بود و من اصلا سربازی نرفتم که بتونم گذرنامه بگیرم. تازه اگر رفته بودم و گذرنامه داشتم، پول نداشتم که سریع شال و کلاه کنم و برم خارج که اگر پول داشتم، متاسفانه چمدون مناسب نداشتم. برای همین سعی کردم که پیامک ها رو فراموش کنم و با فکر کردن به جزیره کیش، خواب اون جا رو ببینم!
سرنوشت زنی که در خیابان عاشق همسرش شد
دیگری نمی توانستم فکر کنم. من و رامین در راه مدرسه با هم آشنا شدیم و یک سال پس از این دوستی خیابانی، در حالی که 20ساله بودم، به خانواده ام گفتم که تصمیم دارم با وی ازدواج کنم. مخالفت خانواده باعث شد تا تصمیم به خودکشی بگیرم. این تصمیم نادرست منجر شد که خانواده ام با درخواست من موافقت کند. به این ترتیب به عقد پسر مورد علاقه ام در آمدم، اما از همان روزهای اول دوران نامزدی متوجه شدم رامین تعادل
داستان تلخ زنی که عضو داعش شد
حضور داشته است و پس از آن بازگشته تا داستانش را روایت کند. او در اولین مصاحبه اش درباره این سفر گفت که این تجربه اش مانند سفر به جهنم بود که هیچ بازگشتی ندارد: من احساس گناه می کردم. از خودم پرسیده ام چگونه می توانم با کاری که انجام داده ام یعنی بردن پسرم به سوریه زندگی کنم. من از کسانی که من را مسخ کردند و از ساده لوحی، نقاط ضعف و ناامنی ام سوء استفاده کردند، تنفر داشتم، من از خودم متنفر بودم.
تیتر استادان ارتباطات برای فریدون صدیقی
دفتر تحریریه یقیه همه را بگیرد. به یاد دارم سال های پیش یک روز که اواخر هفته بود به دفتر تحریریه رفتم و جالب است که او به من گفت شلوارت را دربیار! که من ناگهان متعجب شدم و وقتی سوال کردم به من گفت: دفتر تحریریه را بشور. آن روز دفتر تحریریه را تمیز کردم تی کشیدیم و همه کارها را کردم و فقط خودش ظرف شست. زمانی هم که گلایه کردم تنها در یک جمله به من گفت: زر نزن کارت را بکن و حتی به یاد دارم این حرفش را
راه های پس گرفتن پول در خرید ناموفق اینترنتی
جلوی پای ام گذاشتند: خب پول تان را تشریف ببرید از جایی که خرید کردید پس بگیرید! از بهت و تعجب هولناکی که بر من مستولی شده بود بگذریم؛ بر خودم مسلط شدم و گفتم: استاد! برادر! این راه حل منطقی نیست؛ اولا خطای سیستم شما بوده و چون یک روز بعد از کارت کشیدن من پول به سحاب فروشنده واریز شده برای اثبات قضیه باید فروشنده صورتحساب بگیرد که بعید است به خاطر 30 هزار تومان خودش را به زحمت بیندازد. ضمنا
جزئیات منتشر نشده از ترور "شهید هسته ای"
او گفتم که با مادر می خواهیم به روستای اجدادی مان که بسیار فضای زیبایی داشت برویم، فضای آنجا حالت پاییزی داشت، داریوش یک باره گفت که اینجا هم مانند آدم ها است، فضای سبزی به سمت زردی و پاییزی می رود، وقتی آدم ها از دنیا می روند دیگر برنمی گردند، سال دیگر که به اینجا بیاییم بازهم سبز است، این را گفت و البته آن زمان مقارن شده بود با مراسم تشییع برادر دوست داریوش که در تصادفی فوت کرده بود، پسرعمویم
تفاوت دیدگاه شهید بهشتی و مهندس بازرگان به روایت سردار رحیم صفوی
و بدون تکلیف ایشان مبادا دست به اقدامی بزنید. همان زمان بنده به ملاقات مهندس مهدی #بازرگان که در خیابان شاه رضا(انقلاب ) تهران دفتر مهندسی داشت رفتم و بعد از گرفتن وقت ملاقات همان نظر را از ایشان جویا شدم و مصلحت کار را پرسیدم ، آقای بازرگان در جواب بنده گفت : این خیالات باطل است . عملیات #مسلحانه ، جهاد، مبارزه ، این ها چیست که شما مطرح می کنید. شما بروید معلم شوید و چهار نفر دانش
گلایه های خسرو سینایی از فیلمسازان جوان
اجزا آن توجه داشت. برای ما مهم بود که حرفی را حتی به صورت نمادین بگوییم اما آن حرف منتقل شود، مثل همان کلاغ بالای منار مسجد اصفهان که در فیلم پرستش دیده اید. با وجود همه این ها واقع بینانه نیست که بگویم این عادت ها خوب یا بد هستند، فقط می توانم بگویم من این طور نیستم و به خودم اجازه می دهم که انتخاب کنم. ماندگاری بسیاری از فیلم هایی که دیده ایم یا کتاب هایی که خوانده ایم، بخش
توضیحات فرمانداری تهران درباره علل رد صلاحیت رسایی/ نظر رهبری درباره اصولگرایی و اصلاح طلبی/ تهدید عارف ...
انجام دادند، خیلی مدیون ماشدند. تکاوران نیروی دریایی در خرمشهر 103 نفر شهید و 290 نفر جانباز دادند. جانبازان ما از 10 درصد مجروحیت تا 5/92 درصد را متحمل شدند. نمونه بارز و زنده این جانبازان فرمانده نیرو دریایی، دریادار حبیب سیاری است که از مدافعان دلاور خرمشهر بود. مجروحیت ایشان 75 درصد است. جانبازی داشتیم که سال گذشته با 93درصد مجروحیت شهید شد. بنده نیز 34 درصد جانباز هستم. من 8 بار زخمی شدم ولی
زندگی سوئدی غزل صارمی!
ذائقه ای متنوع و تربیت پذیر داشته باشد. مثلا من از بو و مزه شیر خوشم نمی آمد اما خودم را مجاب کردم که شیر را در برنامه غذایی ام قرار دهم و از منبع غنی کلسیم شیر صرفا به خاطر اینکه آن را دوست ندارم، محروم نشوم. میوه و سبزیجات نیز در برنامه غذایی من و خانواده ام جایگاهی محکم دارند به طوری که من از خرید میوه و سبزیجات بیشتر از لباس، کیف و کفش لذت می برم.(می خندد) این لطف پدر و مادرم بوده که من
سائلی که امام آبرویش را حفظ کرد
دارد، خرجی راه را به من بده تا به وطنم برسم ، خداوند مرا از نعمتهایش برخوردار نموده است ، وقتی به وطن رسیدم ، آنچه به من داده ای معادل آن ، از جانب شما صدقه می دهم ، چون خودم مستحق صدقه نیستم . امام رضا به او فرمود: بنشین ، خدا به تو لطف کند،سپس امام رو به مردم کرد، و به پاسخ سؤالهای آنها پرداخت . سپس مردم همه رفتند، و تنها آن مرد مسافر، و من و سلیمان جعفری و خثیمه در خدمت
عکس/ چادر سر کردن بهنوش بختیاری در حرم امام رضا(ع)
بهنوش بختیاری بازیگر کشورمان تصویری از حضورش در حرم امام رضا(ع) را در صفحه شخصی اینستاگرامش منتشر کرد. بختیاری با انتشار تصویر زیر نوشت: قربونت برم امام رضا که به یه روز نکشید مراد دلم رو دادی، برای همه انسانها و همه دوستا و خانوادم دعای خیر میکنم و همینجا تشکر میکنم از خواهر وبرادر نازنینی مثل سارا و آقارضا منجزی که باعث وبانی این سفر شدن، شاید اگه به خودم بود حال رفتن نداشتم ولی سارا
علیخانی: زیر عمامه آیت الله مصباح نزدم!
کارها نبوده ایم. این طوری که نمی شود. به همین دلیل در صحبتی هم که درباره آقای هاشمی رفسنجانی کردم گفتم اگر بنا بود امربه معروف و نهی از منکر فیزیکی بکنیم باور کن خاتمی و تو را می زدیم تکه پاره می کردیم. برآیند کلام طی چند ماه اخیر آنقدر تکذیب و تایید، آنقدر ادعا و خاطره و آنقدر مصاحبه و تذکر خوانده و شنیده ایم که برای پذیرفتن مبرهن ترین مسائل نیز باید احتیاط نماییم اما در این مصاحبه که
مزدی در عملیات کربلای 5 !
دیدم و خودم دست و پایش را جمع کردم. پدر شهید که در مقر دیگری بود از شهادت حسین خبر نداشت. به ایشان گفتم بیا برویم گناباد بعد از چند وقت دوباره برمی گردیم. پدر شهید گفت: سید حسین شهید شده چون آخر شب ها به من سر می زد و الان سه شب است که از او بی خبر هستم. من سکوت کردم و سرم را پایین انداختم. مثل عاشقی بود که در مقابل معشوق به التماس ایستاده در گردان اخلاص تیپ امام رضا(ع) مشغول
پنجمین توپ طلا برای لیونل مسی
خبرنگاران بود و گفت: توپ طلا جایزه خاص و ویژه ای محسوب می شود. شما در طول سال سخت تلاش می کنید تا در نهایت به افتخارات مهمی برسید. نه تنها جوایز تیمی بلکه جوایز فردی هم در پایان سال برای شما مهم هستند. توپ طلا جایزه زیبایی است و خوشحالم که باز هم برای رسیدن به آن نامزد شدم. این هشتمین بار است که من اینجا هستم و قطعا برای من افتخار بزرگی است که یک سال دیگر خودم را در سطحی نگه دارم که در بین نامزدهای
شهاب حسینی: اگر دبیر جشنواره فجر زودتر عذرخواهی کرده بود استعفایم را پس می گرفتم
درصد در آن مشارکت دارد و فیلم بعدی خورشید نیمه شب است که همه هزینه های آن را برعهده گرفته است. وی افزود برادرم خسرو در بخش نگاه نو جشنواره حضور دارد و امید زیادی به موفقیت این فیلم می رود بخصوص آنکه ناصر هاشمی پس از سالها دوری از بازیگری بعنوان نقش اصلی آن ایفای نقش کرده و بنده افتخار داشتم در کنار وی و پیمان قاضیانی در این فیلم به بازی بپردازم. حسینی ادامه داد: همچنین فیلم
فرهنگی که تولید می کنیم در جهان دیده نمی شود
رضوان ابوترابی: شنبه ساعت 10 صبح، هوا بارانی است و من قرار ملاقات با کسی را دارم که سال ها است عشق را برایمان ترجمه می کند. پله ها را بالا می روم تا برسم به دفتر کار احمد پوری، که می گوید: دفتر آدم های فقیر آسانسور ندارد. نوشیدن چای تازه دم و شروع گفت وگوی من با مردی که خوب می داند، چرا موهایش سفید شده اند. در ادامه این گفت وگو را می خوانیم: *** احمد پوری کیست؟ یک نفر که مثل همه
خاطرات شهیدعبدالمهدی کاظمی جمع آوری می شود
/> وی افزود: در سال 1380 به من گفت می خواهد به مشهد مقدس برود و خداحافظی کرد. من در آن موقع وضع مالی مناسبی نداشتم و کارخانه ای که در آن کار می کردم تعطیل شده بود. پس از مدتی یکی از همسایه ها به من گفت چرا برای پسرت که از مکه می آید گوسفند قربانی نمی کنی؟ بعد متوجه شدم که به مکه رفته بوده است. وقتی از او پرسیدم چرا به من نگفتی که به مکه می روی؟ جواب داد، نمی خواستم در این وضعیت مالی برایم گوسفند
مواضع هاشمی عدول از خط امام است/ ولایتی خود را اصول گرا نمی دانست
این رقابت پیش آمد، مردم نشان دادند به ایشان اقبال ندارند. البته خودم نظری دارم که دوران ریاست جمهوری در ایران بیش از دو دور محال است و مردم به هر حال روی سلیقه ای که دارند می خواهند تجربه جدیدی داشته باشند. نه خاتمی و نه هاشمی دو باره انتخاب می شدند و نه اگر احمدی نژاد بخواهد دو باره کاندید شود انتخاب خواهد شد. مردم به دنبال تجربه جدید هستند و می گویند یک نفر که هشت سال سر کار بوده، هر آنچه را که
عکاسی که تیرباران شد/ اسکناس های ابریشم چی در اردوگاه
اند و حتی در صورت مقاومت می توانید درگیر شوید. همه با فریاد عراقی ها به اتاق های خویش رفتیم، آمار که تمام شد، متوجه شدم یکی از همان کسان با یکی از اسرا سخت مشغول صحبت است، یکی را فرستادم تا به او گوش زد کند اما او زیر بار نرفت برای بار دوم خودم رفتم یقه او را گرفتم به دیوار کوباندم و گفتم: مگر نشنیدی؟ خودت می خواهی بری، برو اما کس دیگری را نمی توانی فریب دهی، اگر ادامه دهی شب را به صبح
هنرجوی تئاتر به جای صحنه، پای چوبه دار می رود
مشغول تماشای تئاتر شد. در طول اجرای نمایش بین ما حرف هایی درباره نمایش رد و بدل شد. در جواب سوالات پیرمرد در مورد خودم گفتم هنرجوی تئاتر بودم و علاقه زیادی به بازیگری دارم. پیرمرد به من گفت یکی از دوستانش به دنبال یک جوان می گردد و حقوق خوبی هم پرداخت می کند. با این صحبت ها و اتمام نمایش خیابانی، همراه پیرمرد در پیاده روهای اطراف تالار قدم زدیم و به پیشنهاد وی سوار خودرویش شدم. در طول مسیر وی گفت