سایر خبرها
آیا امام موسی صدر از فقه عبور کرده بود؟ / خواننده ای که دیگر آواز نخواند و روز ولادت پیامبر محجبه شد
آسان کردند. از همان زمان کار من شروع شد و در ابتدا با 10 دختر در موسسه ای که آقای صدر ایجاد کردند، کار آموزش خیاطی، گلسازی و خانه داری را آغاز کردیم. همه با هم کار می کردیم تا آنجا تبدیل به موسسه بزرگی شد و همان موسسه ای که 10 دختر داشت، امروز بیشتر از 2000 دختر دارد. اوایل کار موسسه، پدران می ترسیدند که دخترانشان را به ما بسپارند، به دلیل این که خیلی محافظ بودند و از شهر دور بوده و در
پایان گروگانگیری خانوادگی6ساعته
روزنامه ایران نوشت: ساعت 11 صبح 15 دی ماه سال جاری مأموران کلانتری 106 نامجو در تماس همسایگان یک خانواده با پلیس 110 از وقوع یک گروگانگیری در محله نامجو مطلع شدند.با توجه به حساسیت موضوع بسرعت سرکلانتری در جریان قرار گرفت و تیم های آتش نشانی و اورژانس نیز به محل اعزام شدند که در بررسی های پلیسی مشخص شد پدر خانواده همسر و 2 بچه اش را به گروگان گرفته است.این پدر خشمگین فریادزنان تهدید می
33 فیلم سینمایی، تلویزیونی و انیمیشن در آخرهفته
سال 2004 کانادا و آمریکا، پنجشنبه 18دی ماه ساعت 15 از شبکه چهار سیما بازپخش می شود. داستان این فیلم با بازی وال کیلمر وکریستین اسلیتر از این قرار است که: یک تیم حرفه ای از افسران جوان برای آموزش های بیشتر و یک رقابت نظامی به یک جزیره منتقل می شوند. آنها با دنیای بیرون ارتباطی ندارند. اما ناگهان یکی از آنها به طرز مشکوکی کشته می شود، آنها به یکدیگر شک می کنند و هر کدام تلاش می کند جان
ناشنیده هایی از زندگی خصوصی ظریف
و انقلابی، برای ازدواج معرفی کرد. * و این اولین مراسم خواستگاری برای شما بود؟ - بله؛ اولین و آخرین. اقامت بنده در ایران سه هفته به طول انجامید. در ماه مبارک رمضان بود که روزی خواهرم آنها را به خانه خود دعوت کرد. دو خانم جوان آمدند، اما من دقت نکردم و حتی متوجه نشدم منظورشان کدام یک از آنهاست. مادر و پدرم هنوز در تهران بودند. بنابراین با اجازه آنها همراه خواهر و شوهر خواهرم به
نامی جاودان در تاریخ ایران
دی ماه سال 1230 شمسی، متن فرمان قتل را میرزا سعید خان عشلقی تحریر کرد. او که هنگام سفر امیر به همراه ناصرالدین شاه برای به تخت نشستن بعد درگذشت محمدشاه در شهر زنجان، عریضه ای را برای امیر نگاشته بود، به خاطر خط خوشش مورد توجه امیر قرار گرفت و با او به تهران آمد و این فرمان را نگاشت تا بعدها به عنوان وزیر امور خارجه ایران، میرزا سعیدخان انصاری، مؤتمن الملک لقب گیرد و هنگام مرگش، صدها پاکت سفرا و
روش هولناک دختر 19 ساله برای کشتن یک کودک بی گناه + عکس
مادر کودکان و دو کودک دیگرش را با خود برد و کنت 5ساله را به پرستارش که همان دختر خاله مقتول نیز بود سپرد. این دختر دیوانه در اقدامی جنون آمیز پس از ضرب و شتم ،کودک بیهوش شده را خفه و جسدش را به دریاچه ای دورتر از خانه انداخت. پرستار روان پریش برای پنهان کردن این جنایت با پلیس تماس گرفت و ادعا کرد دو مرد نقاب دار "کنت " را ربوده اند و صحنه آدم ربایی را پیش روی ماموران قرار داد
آخرین پیش بینی ها از برندگان جوایز گولدن گلوب 2015
/> بهترین فیلمنامه: هتل بزرگ بوداپست دختر گمشده مرد پرنده ای پسر بچگی بازی تقلید پیش بینی ها: بعد از مرد پرنده ای، هتل بزرگ بوداپست و پسربچگی در رتبه های بعدی قرار دارند. بهترین موسیقی متن: الکساندر دسپلا- بازی تقلید یوهان یوهانسن- تئوری همه چیز ترنت رزنر و آتیکوس رز- دختر گمشده آنتونیو سانچز- مرد پرنده ای هانس زیمر- در میان
گروگانگیری اعضای خانواده از سوی پدر
اورژانس نیز در محل حضور یافتند که در بررسی های پلیس مشخص شد پدر خانواده همسر و سه فرزندش را به گروگان گرفته و دیگران را تهدید می کند که اگر وارد خانه شوند آنها را خواهد کشت. این فرد همچنین تهدید کرده بود که در صورت مداخله مأموران انتظامی فرزند خود را از پنجره به بیرون خواهد انداخت. در ادامه ماموران پلیس با به کارگیری شگردهای مخصوص و کمک دیگر دستگاه های امدادی پسر این خانواده
گروگانگیری اعضای خانواده از سوی پدر
به گزارش افکارنیوز ، در ساعت 11 روز 15 دی ماه مأموران کلانتری 106 نامجو از طریق تماس شهروندان با مرکز فوریت های پلیسی 110 از وقوع یک فقره گروگان گیری در آدرس خیابان نامجو مطلع شدند و برای بررسی صحت و سقم این موضوع به محل اعزام شدند. با عنایت به حساسیت موضوع مراتب به سرعت به سرکلانتری اعلام شد و عوامل آتش نشانی و اورژانس نیز در محل حضور یافتند که در بررسی های پلیس مشخص شد پدر خانواده
راکی ایران ویلچرنشین شد
. او واقعا مرد بود که بدون هیچ هزینه ای حتی وسایل گچ گرفتن را هم خودش خرید و این کار را انجام داد. جا دارد از او تشکر کنم. قرار است بعد از آن که از خارج برگشت دوباره من را معاینه کند. در مورد نیکی کردن صحبت می کند و در مورد بذل و بخشش هایی که داشته می گوید و به سراغ و یک خاطره از پدرش رفت و گفت: نیکی باقی می ماند. یک روز همراه پدرم به کنار جاده آمدیم که سوار تاکسی شویم یک جوان معتاد
پیرمرد حلب ساز در مغازه چوبی
گرانی ها و سختی روزگار از عهده خرج و مخارج دوا و دکترم برنمی آیم'. خواستم کمی به او نزدیکتر شوم، پرسیدم پدرجان چند تا فرزند داری؟ در حالی که حلبی را برای ساخت کندوک آماده می کرد (کندوک ظرفی برای جوش کردن آب استفاده می شود) به مهربانی پاسخ داد 'چهار دختر و چهار پسر'، وقتی کلمه پسر را گفت ناخودآگاه اشک در چشمانش حلقه زد. به آرامی رو به من کرد و گفت 'یک پسرم فوت شده، از تعداد نوه ها و
داستان چادری شدن یک دختر
بودم؛ با اینکه پوششم تغییر کرده بود و محجوب تر شده بودم. دوستم که روز به روز با او صمیمی تر می شدم، آدمی مذهبی و معتقدی بود. به من گفت: دوست دارم دوستی که دارم، شبیه خودم باشه . دوستش داشتم و به راهی که می رفت، اطمینان پیدا کردم و با راهنمایی های حاج آقای مدرس، حرف های دوستم برایم به اثبات رسید. (صحبت های پیش نماز مدرسه مون بعد از هر نماز) تصمیمم را گرفتم. از پول توجیبی های خودم یک چادر
پرونده سیاه این جنایت پای چوبه دار با رضایت مادر بسته شد
. نمی خواست باور کند به آخر خط رسیده است. همه آن روزها مثل یک فیلم مقابل چشمانش قرار گرفتند. فیلمی که باید با قصاص او پایان می گرفت. همه بدنش می لرزید و پاهایش توان حرکت نداشت. با خود می گفت کاش آن روز به محل قرار نرفته بودم و کاش سلاح سرد همراهم نمی بردم. مأموران زندان او را داخل حیاط بردند. سکوت همه محوطه را فرا گرفته بود. خوب می دانست داغ فرزند کمر یک پدر را خم می کند و دوست نداشت امروز یک پدر دیگر
خون جدید در رگ های خبر تلویزیون
افرادی بودم که با نمره 17 یا 18 پاس کردم اما ترم بعد کلاس عملی خبرنویسی یا کارگاه داشتیم خورده بودم به اوج دوران مسئولیتم در مدیرکلی وزارت رفاه و تامین اجتماعی درآغاز طرح هدفمندی یارانه ها که باید شماره حساب ها را می گرفتیم و پول به آنها می ریختیم کلاس ها را یکی درمیان می رفتم یا دیر می رفتم البته همیشه هم ازش عذرخواهی می کردم او هم با بزرگواری مرا به حضور می پذیرفت و البته درجاهایی هم برای کارمان در
گفت و گوی با پزشکی که به خاطر نوجوان سرطانی موهایش را تراشید
موهای سرم را تراشیدم و صبح روز بعد در حالی که کلاه روی سر گذاشته بودم، به بیمارستان رفتم. وقتی وارد بخش شدم، یکی از کودکان بستری در بخش با دیدن من خندید و خواهش کرد تا کلاهم را بردارم. چهره خندان بچه ها را هیچ وقت فراموش نمی کنم. همکارانم با تعجب به من نگاه می کردند، به شوخی گفتم مأموران من را اشتباهی به جای یک سرباز فراری گرفتند و موهای سرم را تراشیدند. وقتی حجت مرا با سر تراشیده دید، از تعجب فقط
ببعی به تلویزیون می آید
خبرگزاری ایسنا: کلاه قرمزی و دوستان عروسکی اش جمعه، 19 دی از ساعت 11 با شیرین کاری های جالب و دیدنی به خانه مخاطبان شبکه دو می آیند. در بخش اول گزیده این هفته همه عروسک ها به جز پسر خاله حضور دارند، آنها درباره هدیه ای که آقای مجری برای رفتن به میهمانی دوستش خریده کنجکاوی می کنند و ... در آیتم دوم کلاه قرمزی، پسر عمه زا، فامیل دور و ببعی مشغول درست کردن کاردستی هستند، غافل
درد دل های ملکه رنجبر
/> هیچی. پسرم مرا پیش چند دکتر برده است همه گفته اند هیچ مشکلی ندارم فقط افسردگی گرفته ام. افسردگی چرا؟ چرا باید به این مسایل فکر کند. شما که همیشه مورد توجه مردم بوده اید و همیشه همه دوستتان داشته اند و حالتان را پرسیده اند. - اصل کار الان است دخترم. آن زمان که جوان بودم بله همه حال مرا می پرسیدند و حتی درخواست های زیادی داشتند که در نمایش ها بازی کنم اما الان مهم است. وقتی کارت
ظریف: تا 15 سالگی سینما نرفتم
آن خانه برای مادرم مشکل شد. در شش سالگی، چند ماهی به اصفهان رفتیم و من در دبستان کار مشغول شدم اما خیلی زود به تهران بازگشتیم و با آغاز سال تحصیلی بعد من به دبستان علوی رفتم. فکر می کنم کلاس دوم دبستان بودم که اولین سخنرانی ام را در روز عید غدیر انجام دادم. این شد که از همان ابتدا به نوشتن متن و سخنرانی عادت کردم. پدرتان در چه سالی به رحمت خدا رفت؟ پدرم در سال
مرتضی احمدی: پرسپولیس چیز دیگری است
را اجرا کنم که آن ها من را هو کنند تا دیگر سراغ این کار نیایم. فکر کردم چه جوری پیش پرده بخوانم که مردم خوششان بیاید. پس لباس یک فروشنده دوره گرد را پوشیدم و روز پنج شنبه با یک ارکستر به رهبری استاد حسن رادمهر تمرینکردم و روزی که روی صحنه رفتم و پیش پرده را خواندم به خاطر سنتی بودنش خیلی مورد استقبال قرار گرفت. همان شب با من قرارداد بستند! در سال 1322 ماهی 100 تومان، خیلی پول
داستان های خواندنی؛ کباب غاز (1)
کباب بره ی ممتاز و دو رنگ پلو و چندجور خورش با تمام مخلفات رو به راه شده است. در تختخواب گرم و نرم و تازه ای که از جمله ی اسباب جهاز خانم است لم داده و به تفریح تمام مشغول خواندن حکایت های بی نظیر صادق هدایت بودم. درست کیفور شده بودم که عیالم وارد شد و گفت جوان دیلاقی مصطفی نام آمده می گوید پسرعموی تنی تو است و برای عید مبارکی شرفیاب شده است. مصطفی پسرعموی دختردایی خاله ی مادرم می شد
تایید حکم قصاص دو محیط بان / گروگانگیری اعضای خانواده از سوی پدر +تصاویر
به گزارش گروه اجتماعی مشرق ، مهمترین اخبار حوادث به شرح زیر است: مهمترین اخبار حوادث 17 دی گروگانگیری اعضای خانواده از سوی پدر در ساعت 11 روز 15 دی ماه مأموران کلانتری 106 نامجو از طریق تماس شهروندان با مرکز فوریت های پلیسی 110 از وقوع یک فقره گروگان گیری در خیابان نامجو مطلع و برای بررسی صحت و سقم این موضوع به محل اعزام شدند. با عنایت به حساسیت موضوع
شکار پلنگ ایرانی توسط یک اسپانیایی با رشوه 500 میلیون تومانی/ فتوای عجیب و غیر اخلاقی یک شیخ سعودی
ها را تقویت می کند، اقدام نادرستی که نتایج نامناسبی برای ورزش کشور به خصوص این فدراسیون دارد. عکس/ علی دایی در گالری جواهری اش علی دایی را در جواهری نور می بینید. دختر و پسر سوری در استانبول/عکس شمار قابل توجهی از سوری ها پس از آغاز بحران در این کشور به دلیل اقدامات گروه های تروریستی مجبور به ترک خانه خود شده و در کشورهای همسایه مانند ترکیه آواره شده اند.هر از گاهی
فیلم های 10 شبکه تلویزیونی برای آخر هفته
مرخصی بگیرد اما ... ** شبکه چهار سیما - فیلم سینمایی شکارچیان ذهن به کارگردانی ری هارلین، محصول سال 2004 کانادا و آمریکا، پنج شنبه 18دی ماه ساعت 15 از شبکه چهار سیما بازپخش می شود. یک تیم حرفه ای از افسران جوان برای آموزش های بیشتر و یک رقابت نظامی به یک جزیره منتقل می شوند. آنها با دنیای بیرون ارتباطی ندارند. اما ناگهان یکی از آنها به طرز مشکوکی کشته می شود، آنها
سینما24 ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (17 دی)
تری مورد توجه قرار بگیرد. طباطبایی نژاد تصریح کرد: سال هاست که سینمای مستند در حوزه باستان شناسی فعالیت می کند، اینکه یک تعامل معنادار و علمی و سنجیده در این حوزه اتفاق افتاده و مبانی آن ترمیم شده باشد پیش نیامده است. در واقع این نخستین گردهمایی حمایت معاونت پژوهش مرکز و موزه، پژوهشگاه میراث فرهنگی است که امیدوارم همواره امتداد داشته باشد. و هر ساله بتوانیم این گردهمایی را دایر کنیم
تئاتر24 ؛ مجلۀ خبری روزانۀ تئاتر (17دی)
تاکید دبیر جشنوارۀ تئاتر فجر بر جدی گرفتن بخش زیر 30 ساله، واکنش کانون کارگردانان خانه تئاتر به تغییرات مجله تئاتر، اعلام موجودیت انجمن صنفی هنرمندان تئاتر شهر تهران ، افتتاح پردیس تئاتر خاوران همزمان با برگزاری سی وسومین جشنواره تئاتر فجر، تخفیف ویژۀ مرکز تئاتر مولوی به دانشجویان، آماده شدن تئاتر وُو برای فجر، به صحنه رفتن نمایش اقدام علیه لعنت دهم در یاسوج، اعلام زمان پایان دو نمایش تئاتر شهر و بلاخره آتش سوزی در تئاتر لندن و به خیابان ریختن بینوایان سرخط مهمترین اخبار و رویدادهای تئاتری ایران و جهان بود. ...
تعادل زمامداری آیت الله رفسنجانی از نگاه محمدرضا لطفی+عکس های منتشر نشده
زمان از اشخاصی مانند نورعلی برومند، عبدالله دوامی، سعید هرمزی نیز بهره جست. در سال 1343 جایزه نخست موسیقی دانان جوان را نیز کسب کرد. در سال 1354 در جشنواره موسیقی جشن هنر شیراز به همراه محمدرضا شجریان و ناصر فرهنگ فر به اجرای راست پنجگاه پرداخت که بسیار مورد توجه قرار گرفت. در اجرای ردیف آوازی توسط عبدالله دوامی با ساز تار وی را همراهی کرد. در سال 1353 به عضویت گروه علمی دانشکده موسیقی درآمد و در
زورگیری مسلحانه در تاریکی شب/ طراحی نقشه سرقت های سریالی در زندان
به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران ، چندی پیش زن جوان با مراجعه به پلیس اهواز در شکایتی به ماموران گفت: دیشب از محل کارم به خانه ام می رفتم که ناگهان در خیابان خلوت دو مرد موتور سوار به سمت من آمدند. آنها اسلحه را به طرفم گرفتند و هرچه پول و طلا و مدارک داشتم با خودشان بردند. با اعلام این شکایت موضوع در دستور کار ماموران قرار گرفت و تلاش در این خصوص آغاز شد. در حالیکه تجسس ها در
چه کسانی برای اولین بار کشف حجاب کردند
برای زنان عشایری، تغییر لباس سنتی و تبدیل آن به لباس اروپایی بود. برای بررسی و تحلیل دقیق تر واکنش زنان در برابر کشف حجاب لازم است واکنش دستجات مختلف زنان را به صورت جداگانه مورد توجه قرار داد. الف) واکنش زنان امراء، رجال سیاسی و اشراف جز خانواده سلطنتی، زنان اشراف، امراء و رجال سیاسی در فراهم ساختن زمینه های کشف حجاب نقش چندانی نداشتند. در واقع، روز 17 دی ماه 1314، بانوان
تختی به چه چیزی افتخار می کرد/ شاه به تختی گفت: دیگر نباید کشتی بگیری!
را چنین برجسته و ماندگار کرد؟ نقاط بارز آن کدامند؟ بسیار جوانمرد و پرتلاش بود. ما سال ها در اردوهای متفاوت با هم بودیم و ندیدم ایشان حتی لحظه ای دست از تلاش بردارد. چند سالی از ایشان کوچک تر بودم. گاهی من و سیف پور و بچه های جوان تر شلوغ می کردیم و به اصطلاح توی سر و کله هم می زدیم و حتی گاهی دعوا هم می کردیم، ولی ایشان با همه فرق داشت و نصیحتمان می کرد که با هم دوست باشیم و وقت خود را
کجا می ری حاج آقا؟
همه خرمنی از مو روی سرشان است و گویی از همان بدو تولد نه تنها تار مویی از سر مبارک کم نشده که روزبه روز بر کثرتش افزوده می شود؛ ژن های اینجانب به سمت عموهایم کشیده است و در همان عنفوان جوانی از گیسو محروم شدم. در ضمن اکثر اوقات مرا با انبوهی از ریش می دیدند؛ سنتی که سال ها قبل از طلبگی برای خودم گذاشته بودم و هنوز هم ادامه دارد. به این موارد قد 185سانتی متری و وزن چند کیلویی بیشتر از 110را هم