سایر منابع:
سایر خبرها
چنین نبود که خداوند تو را برای هستی خلق کند بلکه هستی به افتخار تو آمد
! خانواده او می گفتند اگر او یتیم است، پس مادر و جد او باید چه کنند؟ اما زنانی که همراه ما بودند، رفتند و هیچ کس حاضر نشد محمد را برای شیر دادن بپذیرد. هنگام بازگشت، من به شوهرم گفتم: به خدا سوگند من از این که در میان همراهان با دست خالی نزد خانواده ام بازگردم نگرانم، به خدا سوگند باید همین کودک یتیم را بگیرم و شیر بدهم! شوهرم گفت: ایرادی ندارد، امید است خداوند او را مایه برکت برای ما قرار
ناشنیده هایی از زندگی خصوصی ظریف
شما مصادف با کدام تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران بود؟ - من در خانه تنها فرزند بودم و هیچ هم بازی ای نداشتم. از طرفی خانواده ما به شدت محافظه کار بودند. * به لحاظ سیاسی؟ - از همه لحاظ. ما در منزلمان تلویزیون و رادیو نداشتیم. پدرم رادیو را در کمدی می گذاشت و در آن را قفل می کرد. فقط برای شنیدن دعای سحر ماه مبارک رمضان از آن استفاده می کرد. * با اینکه توان مالی خرید
چهره ها در شبکه های اجتماعی (63)
عزیز دل! این سلفی هم مربوط به کنسرت رضا یزدانی است که الیکا خانم یادشان رفته بود همان روز آپلود کنند و با چند روز تاخیر پست کردند. عکس زیبای احسان خواجه امیری از آقا ارشان که مشخص است تازه از خواب بیدار شده است. عکسی که رکورد کامنت "قربان صدقه" را در اینستاگرام شکست! هوتن قلعه نویی و امیرخان و خاطرات سفر آمریکا. یادش بخیر، چه روزگاری بود در کوچه باغ های نیویورک
شعر ولادت حضرت رسول(ص)
انبیا با هم تو امشب آدم و نوح و خلیل دیگری زادی ذبیح و خضر و داوود و کلیم برتری زادی مسیحا نه مسیحای مسیحا پروری زادی تو امشب بر همه پیغمبران پیغمبری زادی رسل در تحت فرمانش کتب یک جمله در شانش هزاران خضر عطشانش صد اسماعیل قربانشمبارک ای گرامی مادر پیغمبر اکرم زمین مکه دیشب غرق در نور محمد بود چراغ آسمان لبخند زن
نتانیاهو تحریک کنندۀ ضدیهود و بزرگترین خطر برای یهودیان جهان است
گروه بین الملل ، نخست وزیر رژیم صهیونستی نتانیاهو در جلسه کابینه خود در تاریخ 7 دی ماه 1393 به تهدید سفیر فلسطین در تهران پرداخته و ایشان را به تحریک افکار عمومی علیه کشور عبری و دعوت به نابودی آن متهم کرد. نتانیاهو خواستار ترور صلاح زواوی (سفیر دولت فلسطین در تهران) شده و از سازمان ملل متحد خواست تا اظهارات وی را محکوم کند. به گزارش بولتن نیوز ، صلاح زواوی نیز در گفت و گویی با روزنامه ایرانی (عرب زبان) الوفاق به تهدیدات نتانیاهو پاسخ
ناشنیده هایی از زندگی محمدجواد ظریف در روز تولدش
. * دوران کودکی شما مصادف با کدام تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران بود؟ من در خانه تنها فرزند بودم و هیچ هم بازی ای نداشتم. از طرفی خانواده ما به شدت محافظه کار بودند. * به لحاظ سیاسی؟ از همه لحاظ. ما در منزلمان تلویزیون و رادیو نداشتیم. پدرم رادیو را در کمدی می گذاشت و در آن را قفل می کرد. فقط برای شنیدن دعای سحر ماه مبارک رمضان از آن استفاده می کرد.
جهان پهلوان در آئینه تصاویر تاریخی
ابن بابویه شهرری *زندگی نامه غلامرضا تختی در روز 5 شهریور 1309 در خانواده ای متوسط در محلهٔ خانی آباد در تهران به دنیا آمد. رجب خان (پدر تختی) غیر از وی دو پسر و دو دختر دیگر نیز داشت که همهٔ آنها از غلامرضا بزرگ تر بودند. حاج قلی ، پدر بزرگ غلامرضا، فروشندهٔ خواربار و بنشن بود. از قول رجب خان، تعریف می کنند که حاج قلی در دکانش بر روی تخت بلندی می نشست و به همین سبب در میان
خواندنی ها با برترین ها (11)
افتخار به ترجمه ی آن پرداخته و به تحسین و مهارت و استادی همتای ایتالیایی خود نشسته است. در کمدی قهوه خانه دن مارتزیو، اشراف زاده ی خسیس و فضول، چشمش همیشه دنبال این وآن است و ید طولایی در شایعه پراکنی دارد و اوجبینو، تاجر خوش گذران، به رغم علاقه ای که به همسرش دارد، چشمش دنبال دیگران است و روزگارش را در بازی خانه ی پاندولیو می گذراند و هست و نیستش را از دست می دهد. ریدولنو، قهوه چی
سناریوی عجیب فروش کودک از سوی پدر شیشه ای
قطرات اشک امانش نمی داد حرف بزند. سن و سالی ندارد اما از روز نخست زندگی سختی های زیادی کشیده است. سفره دلش را با صدای بغض گرفته باز کرد. بچه بودم که مادرم را از دست دادم. من ماندم با پدرم و سه خواهر قد و نیم قد! بعد از دو سال پدرم ازدواج کرد. فکر می کردم با حضور عاطفه مشکل زندگی ما حل می شود اما او نتوانست جای خالی مادر را برایمان پر کند. بناچار من به عنوان بزرگ خانه مسئولیت نگهداری
هیچ زنی نابارور نیست!
متولد شد چراکه رحم پیوندی، مانند رحم معمولی تحمل فشار زایمان طبیعی را ندارد. پزشکان، این مهمان کوچک و شیرین را 10 روز در دستگاه نگهداری کردند و بعد هم راهی خانه شد و حالا کنار والدینش، روزهایی خوش را برای آنها رقم زده است. می توانید پشیمان شوید اگر همه چیز خوب پیش برود، مادرانی که رحم های پیوندی را دریافت می کنند می توانند بیش از یک فرزند به دنیا بیاورند همان طور که مادر
در دعواهای زناشویی حرف آخر را بزنید
یادتان باشد کسی که با او بحث می کنید نه دشمن است نه غریبه. بلکه شریک زندگی و پدر یا مادر فرزندانتان است. در هر دعوایی یادتان باشد زندگی تان را دوست دارید و خیر و صلاح همسرتان را می خواهید. درست است که احتمالا حق با شماست و او اکنون در نقطه مقابل تان ایستاده اما فراموش نکنید که در هر جنگی چیزهایی به دست می آیند ولی چیزهای باارزش دیگری نیز از دست می روند. برای اینکه حرف، حرف شما
خواندن تاریخ باید هدفمند باشد وگرنه لغو است
فراغت مال آنهایی است که همه کارهایشان را انجام داده اند. مومن، یعنی مومن به خدا و قیامت، چاره ای جز استفاده از لحظه لحظه هایش ندارد. لذا خداوند در همین ابتدای سوره مومنون می فرماید: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿1﴾ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿2﴾ وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ﴿3﴾ ؛ آن چیزی که هیچ شکی در آن نیست این است که فقط مومنون هستند که رستگار می شوند؛ همان هایی که
مسئولیت ناپذیری پیامد هویت نیافتگی اجتماعی
: در قبال چه مسئولیم؟ و اصلا چرا مسئولیم؟ ما مسئولیم در قبال خودمان، استعدادها، خواسته ها، نیازها و همه آنچه در قالب جسم و روان ما قرار دارد مسئولیم در قبال خانواده مان؛ اجتماع کوچک دوست داشتنی ما و در نهایت، در قبال جامعه چرا؟ به حال بازگردیم با سوالی دیگر:آیا هنوز هم انتظار داریم فرزندان و نسل بعد از ما مسئول آنچه بشوند که ما می خواهیم؟ یا مسئول آنچه بشوند که مطابق توانمندی
کدام حرف ها را نباید به شوهرتان بگویید
دادن خود، او را به وجد بیاورید. شاید یک زن همه چیز تمام، بسیاری از زحمت ها و خستگی های همسرش را کم کند اما چنین زنی لذت افتخار کردن به خود و سوپرمن بودن را هم از همسرش می گیرد؛ لذتی که اگر در زندگی مشترک وجود نداشته باشد، سنگ روی سنگ بند نمی شود. گوش مردها کلمات را مثل شما نمی شنود 1. برای مردها یک جمله فقط یک جمله نیست! بلکه تفسیری است برای کل روزهایی که با هم
33 فیلم سینمایی، تلویزیونی و انیمیشن در آخرهفته
. به همین خاطر همسرش در صدد جدا شدن از حسن است، به خاطر اینکه وی همه چیز را فراموش کرده و فقط و فقط به رفتن به جام ملت های آسیا فکر می کنند. مادر حسن نیز از رفتارها و کارهای وی در عذاب است و ... شبکه دو سیما انیمیشن مینا و پلنگ به کارگردانی محمد کوچکی، محصول سال1390 مرکز پویا نمایی صبا، پنجشنبه 18دی ماه ساعت 9 صبح در قالب برنامه سینما صبحانه از شبکه دو سیما پخش می شود.
کودکی یتیم که دُرّ یتیم خلقت شد...
اهل بادیه و از بنی سعد بن بکر بن هوازن تا کودک در بادیه پرورش بیابد و از هوای ناسالم شهر در امان بماند. 4 ساله و به بعضی از روایات 5 ساله بود که او را نزد مادر باز آوردند. در 6 سالی یا چندی پس از آن بود که آمنه بنت وهب هم وفات یافت. چندی بعد جدش عبدالمطلب بن هاشم را نیز که عهده دار تربیت وی بود از دست داد. کودک یتیم که 8 سال بیش نداشت به عمویش ابوطالب سپرده شد و او در نگهداشت
داستان روزنامه نگاری که دوبار سرطان را شکست داد
زیادی دارد و بر زبان دلم سنگینی می کند اما چاره ای ندارم جز اینکه اینجا زیاد تر یادش کنم؛ از زمانی که در خانه ما را زد هر لحظه را به کابوس تلخ تبدیل کرد که از تصور خارج است. غصه ای که در چشمان پدر بود وقتی موهایم را از ته کوتاه می کرد؛ نخستین تصویری که از چهره مادر بعداز شنیدن خبر بیماری ام در حافظه ام ثبت شده یا دلسوزی های اغراق شده اطرافیان. اما همین کابوس ها باعث شد دستم را محکم تر به زانو
مجری طرح گردشگری آشوراده: فقط 3سال زمان می خواهم/فعالان محیط زیست: آشوراده باید دست نخورده بماند
از سرزمین مان را بدون هیچگونه دستکاری حفظ کنیم. آشوراده ارزش است یک مساله معنوی است که نمی شود با عدد یا رقم استدلال بیان کرد. مثل عشق به فرزند است که نمی توان ارزش مادی برایش در نظر گرفت. مگر در سال چند توریست می آید تا جام مارلیک را در موزه نگاه کند چقدر درآمد داریم اما اگر آن را به موزه دیگری بفروشیم تا پول بیشتری به دست آوریم این بهتر نیست؟ از نظر مادی بهتر است ولی نباید این کار را بکنیم. من
درخواست طلاق به خاطر اصرارهای فرزندان
وجدانشان اجازه می دهد که من فرزندم را بدون پدرش بزرگ کنم. این زن در جلسه دادگاه به گریه افتاد و شوهر وی تحت تاثیر قرار گرفت که بعد از آن قاضی عموزادی از پسران مرد 55 ساله خواست تا دست از دخالت بردارند و اجازه دهند که آن ها به زندگی در کنار هم برگردند. پسران وی وقتی گریه پدر و نامادریشان را در جلسه دادگاه دیدند تصمیم گرفتند دخالتی در زندگی آن ها نداشته باشند. به همین خاطر زن وشوهر در جلسه دادگاه آشتی کردند و راهی خانه خود شدند. "مخاطبان گرامی می توانید از طریق آدرس اینترنتی havades@yjc.ir مشکلات انتظامی خودتان را برای ما ارسال کنید." انتهای پیام/ ...
معرفی نامزدهای جشنواره ی فیلم عمار
مهدی، پسر را ببین، پدر را تصور کن، بهجت انقلاب، امینه، اسیر در زنجیر دروغ، رو در رو با شیطان، اتاق جنگ، شکوفه های زمستان، بدون مرز، چریک پیر، مثل پروانه عاشق، روزهای خرداد، قرآن های بر نیزه، گرم ترین روز زمستان، ختم فتنه، معصومیت از دست رفته نامزدهای بخش مستند جنگ نرم: مدرسه شاداب، تاکسی مدرسه، جنگ اطلاعاتی، 7 دقیقه تا تل آویو، من مرگ می شوم، اهل سنت ایران، داستان یک مرد
هفت کتاب کودک با موضوع مهارت های زندگی در سروش منتشر شد
سالی نگاهی تسلی بخش و واقع گرایانه و سرشار از نکات مثبت و مؤکد بر زندگی ارزانی می دارد و کودک را یاری می کند تا بتواند از عهده اندوه فقدان عزیزانش برآید. این کتاب به خوبی راه های درست و قابل اطمینان برای رشد و برخورد با غم و اندوه را ارئه می کند. در کتاب " خدانگهدار خانه قدیمی! سلام خانه جدید" آمده است: تقریباً برای همگی ما پیش آمده که مجبور شویم محل زندگی مان را تغییر دهیم. همه ما حال و
راکی ایران ویلچرنشین شد
هم به اعتقاد خودش دست بسیاری را گرفت حالا درگیر مشکلات زیاد زندگی و گذران امور است. هماهنگی برای مصاحبه و رفتن به خانه "راکی"سخت و مشکل است چرا که او علاوه بر بیماریهای سرطان پروستات،سرطان مثانه و دیابت، دچار عارضه آلزایمر است و از همه مهمتر اینکه به خاطر مشکلات جسمی که دارد نمی شود زیاد تلفنی با او صحبت کرد. سرانجام بعد از یک ماه موفق می شویم همراه حسین نهرودی مدیر تیم های ملی بوکس و از
پرونده سیاه این جنایت پای چوبه دار با رضایت مادر بسته شد
: وقتی او به پای من افتاد یک لحظه احساس کردم محمد خودم اشک می ریزد. من مادر هستم و نمی توانم داغ مادر دیگری را ببینم. در آن لحظه از خدا کمک خواستم به من توان بدهد تا بتوانم او را ببخشم. به او گفتم تو را بخشیدم و به خدا التماس کن تا تو را ببخشد. خورشید صبح روز پنجشنبه از بالای زندان در حال طلوع بود. مرد و زن در حالی که لبخند رضایتی بر لب داشتند عکس محمد را در آغوش گرفته و از زندان خارج شدند./
کمند امیر سلیمانی: خانواده ام از هنر مهم تر است
روز در خانه با خودم تئاتر بازی می کردم. یک روز مادرم به پدر گفت که کمند واقعا عاشق بازیگری است و هر روز در خانه برای خودش تئاتر بازی می کند. این شد که پدر هم پذیرفتند و من وارد دنیای بازیگری شدم. پدرتان تا چه حد در انتخاب نقش ها و فعالیت هنری تان نقش داشتند؟ همیشه پدر بر فعالیت هایم یک کنترل نامحسوس داشتند تا مسیری را اشتباه طی نکنم. حالا هم که خودم ترجیح می دهم برای همه
گفت و گوی با پزشکی که به خاطر نوجوان سرطانی موهایش را تراشید
اش را بهبود کودکان بیمار می داند و می گوید: وقتی کودکی از بیماری مهلک سرطان یا تالاسمی نجات پیدا می کند، بهترین لحظه زندگی ام رقم می خورد و همیشه از این لحظات عکسی به یادگار می گیرم. این بچه ها پس از بهبودی به زندگی عادی بازمی گردند و وقتی پس از چند سال آنها را دوباره می بینم، خیلی خوشحال می شوم. زندگی یعنی لبخند کودک و شادی پدر و مادر او و همیشه از خدا خواسته ام به همه کودکان بیمار سلامتی و به
لذت تماشای پسربچگی را از دست ندهید
پرداخت منطقی و شخصیت پردازی فوق العاده و توجه درست به جزییات ،اثری جلوی روی ما میگذارند که میشود آن را تمامی زندگی نامید. لینکلتر در این کار ما را با مفاهیم و مضامین متفاوت و گوناگون و در عین حال درگیر کننده ی زیادی مواجه میکند: به طور مثال در لحظه بودن دقیقا چه معنایی دارد؟ آیا ما لحظه را تصاحب می کنیم؟ یا لحظه مارا؟ ..پرداخت به معضلات بلوغ در دوسکانس به یاد ماندنی: پدر خانواده که بعد
اینستالوژی ریما رامین فر
نشان داده که می خواهد در این محیط هم، همان هما ی پایتختب باشد، اصلا شاید هما شبیه همان ریما بوده است که خوب از آب درآمده است. همای پایتخت، زنی ایرانی، آرام اما فعال و اجتماعی است که هم مادر است، هم دانشجو هم همسری همیشه در کنار خانه و خانواده. تحلیل عکس پیوند ریما- هما این شده است که در اینستای او هم می توان عکس هایی از تک پسر خانواده ریما، امیر جعفری یعنی آئین دید
درد دل های ملکه رنجبر
این باعث شد چند وقتی در بیمارستان و منزل مجبور به استراحت شود؛ چند ماه پیش نیز دوباره به بیمارستان رفت در این فاصله حالش بهتر شده و به خانه آمده است. گفتگوی ما با وی طبق روال عادی گفتگوها که سوال پرسیده شود و پاسخ دهد پیش نرفت. رنجبر بیشتر از یک گفتگو علاقه داشت خاطراتش را برای ما ورق بزند و همان ابتدا برایمان آلبوم های عکسی را آورد و از عکس ها و خاطرات پدر، خانواده و همکارانش صحبت کرد
ظریف: تا 15 سالگی سینما نرفتم
آن خانه برای مادرم مشکل شد. در شش سالگی، چند ماهی به اصفهان رفتیم و من در دبستان کار مشغول شدم اما خیلی زود به تهران بازگشتیم و با آغاز سال تحصیلی بعد من به دبستان علوی رفتم. فکر می کنم کلاس دوم دبستان بودم که اولین سخنرانی ام را در روز عید غدیر انجام دادم. این شد که از همان ابتدا به نوشتن متن و سخنرانی عادت کردم. پدرتان در چه سالی به رحمت خدا رفت؟ پدرم در سال
بغض کشتی گیر روستایی شکست: می خواستم قهرمان شوم نه چوپان
همه از آن مطلع شدند هم باز هیچ کدام سراغی از من نگرفتند. آن ها نمی خواستند که یک روستایی موفق شود و کشتی گیران شان را شکست دهد. نمی دانم چرا دو سال محرومم کردند. شاید هم لج و لجبازی در کار بوده است. وقتی محروم شدم آن ها را به دست خدا سپردم چرا که خوردن حق یک روستایی مظلوم و بی پشتوانه هنر نیست. پدرم وقتی فهمید که دو سال محرومم کردند فقط یک کلمه گفت نگران نباش. ما هم خدایی داریم. * پیش