سایر منابع:
سایر خبرها
تبیین چیستی نیکوکاری و انفاق از منظر آیت الله جوادی آملی
مقوله ای عام و فراگیر؛ بدیهی است انفاق نباید محدود به مال باشد، بلکه علم، عقل، قدرت، جاه و جان نیز مورد انفاق است؛ زیرا همه این ها از مصادیق رزق الهی است که به بنده خود عطا کرده است، و از این رو خداوند در بخشی از آیه سوم از سورۀ بقره فرمود: مما رزقناهم و نفرمود: من اموالهم . بنابراین، متقین نه تنها از مال، که از هر چه خدای رزاق روزیشان کرده انفاق می کنند و چنین انفاقی است که زمینه بهره گیری از
سیداحمدخمینی: آقای منتظری! بدون امام شدید و تنها ماندید/ پس از رنج نامه تهمت ها از هر طیف آسوده ام نمی ...
/> عالیقدر چیزی برخلاف موضع حضرت امام باشد. " حضرت آیت الله: یادتان هست من می گفتم اینها برای شما به دروغ نامه می نویسند و مطالب خود را به عنوان نامه های رسیده از مردم القاء می کنند، شما باور نمی فرمودید، و شاید اکنون نیز باور نفرمایید که اصحاب همان تفکر در کنار شمایند. وقتی آقای هادی هاشمی در سر داعیه جدایی شما از نظام و امام را داشت غیر از آنچه
برگزیده سرمقاله های روزنامه های امروز
رسانه های رسمی است. مردم سالاری:گامی مهم در توافق نهایی گامی مهم در توافق نهایی عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم جواد گیاه شناس است که در آن می خوانید؛خبرگزاری رویترز با انتشار بخش هایی از بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای گزارش داد: رهبری ایران نامه سناتورهای آمریکایی را که در آن تهدید کرده بودند هر توافقی میان ایران و واشنگتن می تواند بعد از پایان دوره
برای رسیدن به توافق یا ما باید شیطان شویم و یا آمریکا باید از راهی که رفته برگردد/ محدود کردن توانمندی ...
اربابی آمریکا را بپذیریم، به منافع کشور ما ضربه خواهد خورد. وی در ادامه با شاهد مثال آوردن از دو رویداد تاریخی در فضای داخلی و خارجی کشور، ذهن ما را نسبت به نتیجه اعتماد یا بی اعتمادی نسبت به آمریکایی ها روشن کرد و بیان داشت: من برای شما از تاریخ چند مثال می زنم؛ چرا امیرکبیر را در حمام فین کاشان کشتند؟ چون می خواست استقلال کشور را حفظ کند؛ اما قدرت های بزرگ نمی گذاشتند. اما آیا چون
شما آدم معتدلی هستید؟
ضروری حیات، ابراز میل می کند. بنابرآنچه گفته شد، گویا آدمی خواهد که با اعتراض بگوید: پس چه فرقی بین آدم معتدل و آدم عاقل هست؟ گوییم؛ اعتراض وارد است، و هر آدم معتدل، حتماً عاقل است، ولی با عقلی که آن عقل، در حد ابتدایی استاست و برای صیانت نفس و بیداری نفس و سلامت خواهی نفس، کار می کند، و حد فراتر را با علم مکتبی و تبعیت از عقلای اهل حق می تواند، بشناسد و می تواند حرکت غایتی خود را به سوی آن غایت، تداوم بخشد. در آدم معتدل، حزن او، و رأفت او نیز بجا است. فرهنگ نیوز ...
عالم برزخ چقدر با دنیا فاصله دارد
دنیا اگر همان مسیری که قرآن و عترت بیان کردند را عمل نمود از عالم دنیا فراتر می رود و به تدریج می تواند عالم برزخ را درک کند؛ درک عالم برزخ برای اولیای الهی و ائمه اطهار (ع) مسئله رایجی بود چنانچه قرآن کریم در سوره مبارکه تکاثر می فرماید: .. لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقین، لَتَرَوُنَّ الْجَحیمَ ؛ اگر شما علم یقین به آخرت داشتید جهنم(برزخی) را در همین جهان با چشم دل مشاهده می کردید.
اسلام حداقلی یا حداکثری؟!
اسلام حداقلی یا حداکثری؟! عنوان یادداشت روز روزنامه رسالت به قلم سیدباقر پیشنمازی است که می توانید آن را در ادامه بخوانید: مهلتی که خداوند به ابلیس داد، آمیخته با حکمت است. این امهال نه تنها مزاحمتی برای امر ربوبیت و پروردگاری ایجاد نمی کند که در بسیاری از موارد، مکمل مسئله اختیار انسان برای اعتلا است، تا سرنوشت خود را با "انتخاب” مبتنی بر عقل و فطرت و راهنمایی پیامبران، یا تبعیت از شیطان، ترسیم
برگزیده سرمقاله های روزنامه های امروز
؟! عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم سیدباقر پیشنمازی است که در آن می خوانید؛مهلتی که خداوند به ابلیس داد، آمیخته با حکمت است. این امهال نه تنها مزاحمتی برای امر ربوبیت و پروردگاری ایجاد نمی کند که در بسیاری از موارد، مکمل مسئله اختیار انسان برای اعتلا است، تا سرنوشت خود را با "انتخاب” مبتنی بر عقل و فطرت و راهنمایی پیامبران، یا تبعیت از شیطان، ترسیم کند. آنچه که شیطان بر بعضی قلب ها "القا” می کند برای
بررسی آیات ظاهر در نفی عصمت حضرت ابراهیم(علیه السلام)
/> قوم حضرت ابراهیم(علیه السلام) به جای خدای یکتا ستارگان را می پرستیدند و حضرت خواست تا آنها را به تدریج به سوی حق دعوت نماید. ازاین رو با منطق عقل و فطرت و با مدارا و آرامش به سوی ایشان رفت و منتظر شد تا شب فرا رسید و تاریکی زمین را فراگیرد. سپس ستاره ای را دید که مردم آن را می پرستیدند و بنا بر قول و پندار ایشان فرمود: هذا رَبِّی ، و هنگامی که آن ستاره افول نمود و در افق پنهان گشت، عقول مردم را
راویان احادیث مهدویت و حامیان مقام ولایت
، چنین خیال کرد که او نیز مثل ساده لوحان دیگر به سهولت مسخّر رأی وی و از پیروانش خواهد شد و با فریفتن ابوسهل، بر دیگران تسلط خواهد یافت. بدان جهت که ابوسهل در نفوس مردم نفوذ داشت و در علم و ادب، دارای مقامی شامخ بود. حلاج، در نامه ای به ابوسهل، نوشت: من وکیل حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه هستم و این، اولین عنوانی بود که بدان جهال را می فریفت. سپس قدم فراتر گذاشت و ادعا کرد: من، از طرف امام
حضرت آیت الله جوادی آملی تشریح کرد: انفاق انسان را در دنیا استوار و محکم می کند
و گوش خود را به چیزهایی اختصاص دهند که علم نافع است، برابر آنچه حضرت امیر (ع) بیان کرده است و وقفوا اسماعهم علی العلم النافع لهم مردان الهی درسی می خوانند که به دردشان بخورد. این کف و پایین ترین مرحله است مرحله بعدی فعالیت در بخش عقل نظری است و در نهایت شهود است یعنی جایی که انسان می تواند پرده را کنار بزند و واقعیت هستی را خودش ببیند. انسان زمانی که واقعاً فقر ذاتی خود به خداوند را مشاهده کند
آقازاده ای که شاعر شد
کرده اید. شما چون فرزند آیت الله هستید به قولی آقازاده محسوب می شوید وضع آقازاده های قدیم بهتر بود یا آقازاده های جدید؟ - بستگی به نوع آقازاده اش داره. به مدلش هم؟ - بله به مدلش هم بستگی داره. البته ما خیلی از آقازادگی بهره نبردیم همچنان که پدرم خیلی از آیت اللهی خودش بهره نبرده بود. دلیلش هم اینکه وقتی فوت شد خود مردم لنگرود سه روز عزای عمومی اعلام کردند. معلوم شد
رهبر انقلاب فرمودند: اون نامرد را هم نگویید!
است؛ نگاهی همراه با تفکر و توجه. هم خوب مشاهده می کند و هم خوب تفکر می کند. این توجه و تفکر عبرت هایی را برای انسان صورت می دهد. قرآن میفرماید شما نگاه کنید، سفر کنید، توجه کنید برای آنکه از این نشانههای الهی عبرت بگیرید، البته نه هرکسی، کسانی که صاحب عقل و عمیق هستند و از ظاهر به باطن عالم عبور کرده و فهم دقیق و کاملی از توحید و معاد به دست می آورند. وقتی قدرت خدا برای احیاء
نگرش معرفت شناسانه به تحویل سال (خوان حکمت)
کَدْحاً فَمُلاقِیه (1). و می توانید حرکت کنید و به دور حق هم حرکت کنید. اگر وجود مبارک حضرت امیر (ع) مَعَ الحَقّ بود، یَدُورُ مَعَهُ حِیثُ مَا دار(2) بود؛ بالأخره ما هم حق محور باشیم. اگر ما علم محور، حق محور، عدل محور، عقل محور بودیم؛ ما حرکت می کنیم. معنای حقیقی عمر شایسته برای انسان آنوقت عمر پیدا می کنیم، عمر ما مورد قسم خدا قرار می گیرد. خدای سبحان به عمر پیغمبر (ص) قسم یاد کرد، فرمود
چرا برای شهادت معصومین (ع) گریه می کنیم؟
شادمانی بکند. سیرهٔ انسان ها همین بوده. طبیعی هست و اگر کسی برخلاف این باشد اگر طرف دیوانه نباشد، قطعا فعلش مورد تایید عموم نیست. مثال می زنم. یک نفر را در نظر بگیرید پدرش فوت شده، حالا بیاید. مراسم شادی برگزار کند. آیا این شادی او مورد تایید است؟ قطعا نه. نه تنها تایید نمی کنند بلکه مردم می گویند نگاه به این فرد فوت شده بکنید، آنقدر ارزش نداشت که حتی فرزندش هم برایش ناراحت باشد