می پریده به اون شاخه درخت. بچه محل ها ازش پرسیده بودن چرا با دمت گردو می شکنی؟ گفته بود پدرم رفته برام خواستگاری کنه. پدربزرگ قهقهه می زند در 70سالگی: 20سالم بود. عروسی شان را همینجا گرفته بودند. همان موقع که با شتر یک هفته می کوچیدند تا به اوبا برسند. پیرزن روسری را از جلو دهانش کنار می کشد. هوا به تاریکی رو می کند. چراغ پیک نیکی را روشن می کنند. پیرزن یاد روز عروسی می کند: دو دست عاشق
هم نمی گذارد و خیره به در ورودی اتاق 451 بیمارستان نگاه می کند؛ مبادا حاج احمد متوسلیان از راه برسد و او خواب باشد... پله های بیمارستان را بالا می روم و با خودم تکرار می کنم اتاق 451! مادرت چشم به راه توست و من در را می زنم. خجالت می کشم... مرا که می بیند، سلام می کند و احوالپرسی اما بعد ملافه سفید بیمارستان را روی صورتش می کشد و می گوید: می خواهم کمی بخوابم... . می خواهم بخوابم یعنی نمی خواهم
به گزارش جام جم سیما به نقل از شبکه رادیویی ایران، هر سحر مستند یکی از شهدای مدافع حرم پخش می شوداز اول ماه مبارک رمضان تا امروز مستند شهدای حرم رسول خلیلی، عبدالرشید رشوندی، محمدتقی ارغوانی، سردار تقوی پخش شده است. فردا سحر قرار است مستند شهید حاج اسماعیل حیدری در بخش از تبار حبیب پخش شود.در این مستند مهدیه پهلوانی گزارشگر با همسر و فرزند این شهید مدافع حرم گفتگو کرده است. این مستند توسط زهرا قائدی وحسین معصومی تهیه شده است. این مدافعانی که مستندهای آنها از رادیو ایران پخش می شود، از کشورهای مختلف اسلامی همچون ایران، عراق و افغانستان هستند و گروه برنامه ساز قرار بی قراران به دیدار خانواده های آن شهدا می رود و ضمن اهدای لوح تقدیر رادیو ایران که سپاس کوچکی است از حماسه های این شهدا با خانواده های آنها به گفتگو می پردازد و این شهدا را به مخاطبان رادیو ایران معرفی می کند. ویژه برنامه قرار بی قراران از گروه فرهنگ و اندیشه رادیو ایران هر سحر ساعت 2:30 تا 4:30 با کارشناس مجری گری محمد نصر آبادی، تهیه کنندکی حسین معصومی و گویندگی مهدی طهماسبی از آنتن رادیو ایران پخش می شود. ...
از جمله شهدایی بود که مهدی علاقه زیادی به ایشان داشت. یا شهید مهدی زین الدین فرمانده لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) قم، از شهدایی بود که مهدی خیلی به مزارش می رفت و درباره زندگی اش مطالعه می کرد. در کل پسرم زیارت گلزار شهدا را خیلی دوست داشت و با آنها حال می کرد! برای اینکه بخواهید روحیات مهدی را درک کنید، همانطور که خودتان هم اشاره کردید، یک بچه بسیجی حزب اللهی را در ذهنتان تجسم کنید. از آن دست جوان
آن روبوسی ها که انگار 20 سال است همدیگر را می شناسیم. بعد از نماز، همسر شهید در برابر اصرارهای ما که نیازی به پذیرایی نیست می گوید: مگر ما آملی ها را نمی شناسید؟! ما خیلی هوای مهمان را داریم. حاج خانم از سفره های افطار قبل ترها می گوید. این که شوهرش همیشه مهمان به خانه می آورده و اهل سفره داری بوده. این که اسماعیل عزیز تا چندساعت بعد از این که سفره جمع می شد، می نشست و با بچه ها و
یکسال قبل از برادرش یعنی در تاریخ 13 اردیبهشت سال 1361 در عملیات فتح المبین به شهادت رسید. شهید محمدرضا موحد دانش در حالی به شهادت رسید که معاون گردان سلمان فارسی تیپ 27 محمد رسول الله(ص) بود و فرمانده اش در آن برهه زمانی، سردار حسین قجه ای بود که دو روز بعد از معاونش در واقعه محاصره گردان سلمان به شهادت رسید. خبرگزاری دفاع مقدس در نظر دارد در ایام ماه مبارک رمضان مهمان سفره شهدا باشد