سایر منابع:
سایر خبرها
رابطه شرم آورمادرم با مرد همسایه زندگیم را تباه کرد
خدا در حال کتک خوردن و گریه کنان می گفت:"اشتباه می کنی مرد! خیانت کدومه؟ تو خیالاتی شده ای. من همواره عاشق تو و دخترمون بوده و بسیار زندگی مشترک مون رو دوست دارم!" پدرم با شنیدن این سخن مادرم کمی آرامتر شده و چند روزی زندگی مان رنگ مهر و محبّت به خود می گرفت تا این که بار دیگرهمه چیز از نو آغاز می شد. چون پدرم چند باری مادرم را هنگام صحبت کردن با مرد همسایه دیده بود، به همین دلیل به او
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (273)
. تنها برنامه ای که تو ایران کاپی نیست برنامه ماه عسل احسان علیخانیه اونم چون هیچ جای دنیا برنامه نمیسازن گریه مردم رو در بیارن. 10. این مجریای برنامه های ورزشی حال میکننا، میشینن فوتبال نگاه میکنن پول میگیرن. 11. رفتم قهوه خونه گفتم قهوه چی دوتا استکان مرام و معرفت بیار که همه بدونن تو این ملک هنوز جوونمردی زنده س. اومد لپمو کشید گفت چه سفید شدی امروز. 12. تو گیم آو
چرا دهه شصتی ها اینقدر معروف شدند؟!
افزایش 55/717/000 1369-1379 کمتر از 10میلیون افزایش 65/620/000 بچه های در گیر این دهه-بیش از سایر دهه ها در گیر مشکلات سیاسی فرهنگی اجتماعی شدند. بیشتر از همه از همون روز های کودکی در گیر مشکلات اقتصادی شدند -سهمیه بندی شدن خیلی از اقلام و تشویق به افزایش جمعیت خانواده هایی که چیزی برای خودشونم نداشتند باعث شد که خیلی از بچه های اون زمان تو یه جور حسرت بزرگ شن خیلیاشون
کاهش قیمت اینترنت با پای مرغ و ملخ
اون هفته فقط پای مرغ وسط قیمت اینترنت کشیده نشده بود که اونم با حرفای یکی از مدیرای وزارت ارتباطات به وسط اومد. اینترنت مدیر عامل جدید شرکت زیرساخت برای اونکه یک خبرنگار رو قشنگ شیرفهم بکنه که چرا قیمت اینترنت تو ایران گرونه و مثلا تو یه کشور دیگه ارزون، به ارزان قیمت بودن پای مرغ در ایران و گرانی آن در کشور چین پرداخته و گفته: این موضوع به جریان عرضه و تقاضا در کشور برمی
دولت ؛ دوخت آخر و امید...
رفت و کار روبه جلو بود و دیگر اینکه با خوردن یک چیزی که توی یخچال بود شکمم سیر یا لبم تر می شد. حالا بعد از سی و اندی سال که این روزها خبرها حاکی از بگیر و بکش ها بر سر واقعی یا کذب بودن خبر تعطیلی یک کارخانه لوازم خانگی سازی است به کارگاه ننه جون برمی گردم. یک بار دیگر حروف روی یخچال را که کلی ازش خاطره خوش داشتم، سر هم می کنم، واژه ارج نمایان است. با خودم می گویم حالا که ارج تعطیل شد
بدون گناه هم می توان خوشبخت بود
حرف او تمام نشده بود که طوفان تندی آمد و همه جا را تاریک کرد جز یک گوشه ای که پرده ای درآن قرار داشت و تمام زندگی مرا نمایش می داد. خدایا چقدر قسم دروغ خوردم! چقدر رشوه گرفتم! این همان پیرزنی است که پول نداشت کارش را بایگانی کردم. این همان است که اشک می ریخت و می گفت: من دو تا بچه بیمار دارم خدا رو خوش نمی آید از من رشوه بگیری. ولی من خندیدم و به او گفتم پس برو خدا کارت رو انجام بده و حالا کم کم
جوک ماه رمضان
/> 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 خُب...خُب ... حالا هر کی هر عددی رو که انتخاب کرده؛ باید ماه رمضان تو اون روز منو افطاری دعوتم کنه! جوک ماه رمضان بهترین قسمت ماه رمضان اونجاییه که... سفره پهن میکنن افطاری بدن! حال معنوی عجیبی داره! جوک خنده دار ماه رمضان هرچی داریم به
اس ام اس طنز زناشویی
خدایا به من عشق بده تا شوهرم رو درک کنم، صبر بده تا اون رو بپذیرم ، اما قدرت نده که می زنم لهش میکنم ___________________________ مرد: زن! تو چرا رفتی باز سه دست لباس نو خریدی، آخه نمی گی من از کجا پولشو بیارم؟ زن: عزیزم، می دونی من اصلاً آدم فضولی نیستم! ___________________________ مرد : راهی برای زندگی طولانی وجود داره؟
سوغات اقتصادی رونق مسکن
نیست متقاضی واقعی اگه یکم شعورداشته باشه یکم هم ازطمعکاری ونزولخوری سودبانکی دست برداره صاحبخونه میشه شما مثل اینکه اصلا خبر از روزگار ندارید قربان. دولت پس از استقراض گسترده داخلی که امکان ادامه ندارد رو به استقراض خارجی آورده تا بتواند هزینه های سنگین اداره کشور را فراهم کند و هم اکنون از عهده حداقل بهره ها و هزینه های این استقراض ها بر نمی آید. سازندگان مسکن و کارخانه های
نزول قیمت مسکن ادامه دارد
نشود میخ دیگریست بر تابوت مسکن با تخریب بزرگترین سرمایه اجتماعی که اعتماد مردم است . امید به خدا رونق بدون افزایش قیمت و تورم ایجاد شود تا چرخ زندگی هر ایرانی به خوشی و عزت بچرخد . زرشک، از همین سه ماه پیش تا الان 20 درصد گرون شده تو زرشک فروشی که از قیمتش خبر داری؟ آقای کارشناس خواب دیدی خیر باشه...حساب دو دوتا چهارتاست کارگر وبنا 20درصد رفته روش هزینه های شهرداری
سومین هم نشین
ای؟ دوزبان از تحقیرهای ببر سخت خشمگین شد، لیکن خشم خود را فرو خورد و گفت: سرور من از اینکه اسباب تفریح و خوشی شما شده ام بسیار مسرور و خشنودم، لیکن چون در برابر بزرگان سخن جز به راستی نباید گفت می گویم که هنوز چنین اشتباهی که شما می گویید نکرده ام. تیزدندان دهانش را تا بناگوش به خمیازه باز کرد و گفت: اما من به یقین می دانم که چنین پیش آمدی برای تو روی خواهد داد. به هر حال، تو، من و
"بگذار کز دامان شب فردا برآید"
بگو بیاید اینجا فلانی با تو کار دارد. وقتی که بعداز مدتی من به مشهد رفتم و سری هم به حجازی زدم، گفت: بیا برویم استاد شریعتی با تو کار دارد! رفتیم خدمت ایشان و سلام و دستبوسی. در کانون نشر حقایق اسلامی، یادم هست که ایشان رو به من کرد و گفت: خواستم شما را ببینم و نصیحت و حرفی داشته باشم. گفتم بفرمایید. گفت: از شعر شما بوی چپ میآید! گفتم: چپ هستم، اما تودهای نیستم و هیچوقت هم عضو حزب توده
سه نادانی
تو احتیاج به ورزش و گردش داری. آنگاه رو به ملکه کرد و گفت: عقیده ی شما چیست؟ چون ملکه در دادن پاسخ تعلل نمود، طاووس بزرگ به گفته ی خود چنین افزود: می خواستم از شما درخواست کنم که لطف بفرمایید و در قفس مرا باز بگذارید تا اگر از پرواز کردن خسته شدم، بتوانم خود را زودتر به قفسم برسانم و بیاسایم. همچنین تقاضا دارم به آشپز دستور فرمایید برای بازگشت من غذایی خوب و مقوی آماده کند. خاصه دانه را
بسته خبری سفیر شنبه 22 خرداد ماه 1395
بود)، موقع بیرون آمدن، خداحافظی کردیم. ایشان گفتند که آقا سیدعلی آقا با شما کاری داشتم، آقای سیدعلی خامنه ای آنجا ماند و بقیه آمدیم بیرون. بعد حاج آقا بیرون آمدند. آن موقع یک برافروختگی در سیمای آقای خامنه ای مشاهده کردم. گفتم: سید! آقا چه فرمودند؟ گفتند والله ایشان یک چیزی فرمودند که من در خودم یک چنین مسأله ای را نمی بینم، ایشان به من فرمودند: خودت را بساز، یادت باشد تو یک روزی در
9 رسم ویژه مردم خراسان جنوبی در ماه رمضان
شود و به انتهای کوچه ختم می شود . در انتهای کوچه سرگروه سرش را به دیوار می گذارد و هر یک از بچه ها که رد می شوند با دست به پشتش می زنند و می گویند : روزه خوار تپ تپو ، روزه خوار خصم تو بود مراسم کفچلزی (کفگیرزنی ) مراسم کفچلزی ( کفگیرزنی ) یکی از مراسم هایی است که در شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان در خراسان جنوبی (مصادف با شب قصاص ابن ملجم مرادی) انجام می شود .
سونامی بیکاری با تعطیلی صنایع در راه است
... ریشه دار و اگر قرار است مقصر اصلی تعطیلی ارج شناخته شود باید این مولفه ها در نظر گرفته شود. دبیر انجمن علمی اقتصاد شهری ایران با تاکید بر اینکه باید از منظر اقتصاد شهری به تعطیلی ارج به عنوان یک آسیب جدی نگاه کنیم که می تواند نتایج منفی داشته باشد، گفت: تعطیلی یک بنگاه بزرگ اقتصادی می تواند شغل های مستقیم و غیرمستقیم متعددی را در سطح شهر از بین ببرد و ضمن دامن زدن به بیکاری به تشدید
راهکار مردم برای مدیریت حقوقی مدیران
. چون هر قانونی شما بگذارید یک راه دررویی وجود داره .مثلاً اگر قانونی بگذارید مالیات سنگین کم بشه درآمد رو میارن در قسمت هایی که مالیات بهش تعلق نگیره. یا اعلام می کنند تصمیم هیئت مدیره هست و قانونی بوده. به نظرم مثل کشورهای دیگه باید درآمد ها و قوانین شفاف و بدون راه گریز باشه.مثلاً در فیش حقوقی فقط یکسری آیتم ها مشخص باشه و بر اساس آن پرداخت بشه و سقف مشخص کنند برای حقوق *مالیات بر حقوق
شهید جاویدالاثر حاج محمدرضا حبیب اللهی
نداشتی مگه؟ و فقط تونستم به مادر بگم که نمی خوام زیر پرچم رژیم پهلوی باشم. به نظرم رفتن به سربازی تو این شرایط و موقعیت درست نیست. یک سال بیشتر تا پیروزی انقلاب نمونده ... برنامه ریزی واسه تظاهرات مردم علیه رژیم پهلوی و هماهنگی برای تحصن منزل آیت الله خادمی باعث شد که ساواک منو شناسایی کنه. تو خیابان مسجد سید، نزدیکی های خونه بهم شلیک هم کردند، اما به لطف خدا تیرشون به خطا رفت. تعطیلی دانشگاه ها سبب
بگذار ببخشمت!
یکی از دوستام که توی تولیدی کفش کار می کرد، حرف زدم و قرار شد کفش ها رو بیارن خونه ما و من نگین کفش براشون بچسبونم. برای هر جفت کفش 250 تومن می گرفتم... دوقلوها که به دنیا اومدن، دیگه واقعا خرج نمی گذشت، آن قدر غذا نمی خوردم که شیرم خشک شد. یکی از قل ها که تنها دخترم بود هم یه بار مریض شد و چون پول نداشتیم ببریمش دکتر، بعد هشت ماه مرد... . سمیه می گوید: پسرم که به دنیا اومد، حتی ناصر
مرثیه سرایی دهه شصتی ها برای یاهو!
ساختن اون موقع در تقبیح یاهومسنجر و اینکه همه اونجا گول می خورن دختر فراری می شن، معتاد می شن، بزهکار می شن. هشتگ خاطره هم به بحث کاربران اضافه شده. اینکه آیدی منو از کجا آوردی؟ یا آن شو کارت دارم دیالوگ های مخصوص یاهو مسنجر است. یاهو گفته یاهو مسنجر رو می خواد ببنده. اگه این متن رو 1000 نفر منتشر کنن ازین تصمیم منصرف می شه... یادتونه؟ این یکی از جمله دیالوگ های آلوده به خرافات و شایعه
نوازنده ی هنرمند و گاودار ممسک
: آسوده باش، من به موقع آن را به تو یادآوری می کنم. موسیقی دان اندرز زنش را به کار بست و چون در ساعت معین همسایگانش به عادت پیشین به خانه ی او آمدند و از او خواستند که آهنگی باب طبعشان بنوازد، نوازنده گفت: من خواهش شما را انجام می دهم، اما شما نیز باید، در عوض، از آنچه می سازید و یا خرید و فروش می کنید چیزی به من بدهید. اما موسیقی دان از این تدبیر طرفی نبست و چیزی به دست نیاورد و روزگارش
لباس آخرت جیب ندارد
به گزارش گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان، لقمه اول صبحانه را که در دهان گذاشتم، مادرم مثل چهار ماه قبل حرفش را تکرار کرد: بهنام خودت می دونی که پدر خدا بیامرزت از یک ماه قبل از مرگش" انگار که بهش الهام شده بود سفر آخرت رو باید بره " با همه حسابش را صاف کرد. آقا جبار میوه فروش سر چهار راه در مجلس هفتم پدرت می گفت، آقای قومی یک هفته قبل از مرگش آمد توی مغازه و یک تراول صدهزار تومانی
غریبم ولی آشنای شمایم
بوق... حتی یه بخاری برقی خراب هم افتاده یه گوشه که انگار مال یکی از پادشاهان هخامنشی بوده (!)... بس که کهنه س... برای همین هم مرد جوون وقتی ناامید از همه جا اومد به این مغازه ، تردید کرد که مرد سبیلو (با اون همه کار تعمیری )، وقت تعمیر سشوار ش رو داشته باشه... و حالا که بیست و چهار ساعتی سشوارش تعمیر شده، ناباوره. مرد سبیلو هم فقط گفته: مشتری هام می دونن که توی مغازه من، کار مسافران زائر آقا
حکایت آنچه که روی سرش انداخته بود!
شبیهش بود، اصلا کپی برابر اصل! آخه مگه انقدر شباهت ممکنه؟؟ نکنه این همون پریسا است ؟! همه ی این فکرا توی یه لحظه تو سرم چرخید، طاقت نیاوردم. رفتم جلو سلام کردم، سرشو که آورد بالا، تا منو دید لبخند زد و شروع کرد خیلی گرم سلام و احوالپرسی کردن... فهمیدم خودشه، پریسا بود اما هنوز متعجب بودم از چادری که سرش بود. – پریسا خودتی؟ مثل همیشه پر انرژی جواب داد: بععععله، خود خودمم
دلنوشته دروازبان پرسپولیس پس از جدایی+عکس
میکنم به همه هوادارای پرسپولیس کبیر روز اولی که داشتیم پای قراردادپرسپولیس امضاءمیکردم جوهره قرمزو گذاشتن جلوم امامن خواستم که با خون خودم امضاء رو تکمیل کنم.... اوایل فکر میکردم پرسپولیس فقط یه باشگاهه، هرچی میگذشت واسم خیلی چیزاروشن میشد فهمیدم پرسپولیس فقط یه باشگاه نیست،آدما تو پرسپولیس از بزرگ و پیشکسوتا گرفته تا من حقیر وقتی وارد میشن خیلی چیزارو فراموش میکنن از خیلی چیزا
اسم اعظم بکند کار خود...
.... یه کاغذ زرد رنگه. روش ذکر نوشته. می گه اینو اون آقاهه داده. سید اولاد پیغمبره. بگیر امضاش کن تا شبای احیا بیای اینجا!؟ شبای احیا کی می شه ؟! کجا باید برم تا شبای احیاء کاغذ زرد رنگ رو امضا می کنم درست زیر اذکارو... مامان بهم یه گردنبند می ده و زمزمه می کنه : اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش ... بوی تنباکوی نهاوند تو خونه پخش می شه... دلم آشوب می شه ... ولو می شم روی تخت ... آواجی خانوم بیدارم می کنه پاشو مادر وقت افطاره ... برق می یاد... توجه توجه علامتی که هم اکنون می شنوید اعلام وضعیت سفید بوده و معنا و مفهوم آن .... ...
اینک می توان از عشق سخن گفت!
انتخاب خبر- حمیدرضا نظری: اینجا شهر است و اینک شب؛ شبی از شب های مهربان ترین ماه خدا و مردمانی که در انتظار بانگ اذان صبح، لحظه شماری می کنند تا به میهمانی حضرت دوست بروند و سپس کار و تلاش و کسب روزی حلال، تا رسیدن به افطاری دیگر و... ... اینک در زیر سقف آبی آسمان، به چشمک ستاره ها لبخند امید می زنم. پرنده های عاشق از کنار پنجره دلم به پرواز در می آیند و خوش و سرمست، نغمه شادمانی سر می
طنز روزنامه قانون درباره پخش گاز اشک آور در برنامه خندوانه
اجرا کرد. مثلا قلعه نوعی زنگ بزنه به فردوسی پور بگه: دلم میخواد بیام نود، دعوتم کن بزرگوار بعد که رفت نود، موقع پخش زنده پیسسس تو صورت عادل . همین الگوی جذاب سازی برنامه رو میشه در قالب تبادل نظر بین مایلی کهن و علی دایی هم انجام داد. یعنی برنامه اینجوری باشه که اول چراغا خاموش باشه بعد یکی یکی لامپ ها روشن بشه و این دو عزیز در حالی که پشت به هم واستادن با سوت داور پیس هرکی زودتر چشم اون یکی رو
اینتل یا AMD؛ آنچه شما گفتید
شرکت AMD پیشرفت های خیلی خوبی داشته... اما نمی دونم چرا پردازنده های اینتل هنوز طرفدارهای خیلی زبادی داره. شاید به خاطر سابقه طولانی مدتش تو این زمینه باشه. در هر حال حتی اگر پردازنده های اینتل قوی تر از AMD باشه شرکت AMD نشون داده برای قدرت بالا نیازی به هزینه ی هنگفت نیست!!! ولی بسیاری معتقد هستند اینتل در همه حال بهتر است برخی از کاربران هم معتقد هستند که پردازنده های اینتل
برای نشان دادن حقیقت باید صبور بود و فعال/جوانی که بیکار ماند دنبال خیلی از معضلات راه می افته
چند خانم کامیونهایی پر از جنس برای جبهه آوردند . دوست داشتند خودشان آنها را به دست رزمندگان برسانند . آمدن پیش ما . منم بردمشون جلو . عکس همه این کارها را دارم . از اقصی نقاط ایران دسته دسته به چایخانه می آمدند و کار می کردند ومی رفتند . حالا نامی از آنها نیست . ***این خانم های شهرستانی هم گمنام هستند در شهراشون ؟ اونا که کلا گمنام گمنامند . فقط بچه هایی که تو اهواز با هم