سایر منابع:
سایر خبرها
گفتگویی خواندنی با فحاشان شبکه های مجازی
شود. رفتاری که در یک روند صعودی چنان ویروسی که در حال انتشار است، رشد می کند و تاکنون برای آن چاره ای یافت نشده. خطر شاید اینجاست که اگر این فحاشی ها در فضای مجازی و با هویت های جعلی رخ ندهد انفجاری از خشم عصیانگر، این بار در فضای واقعی جامعه رخ دهد. خشمی که چنان با اشخاص فحاش عجین شده است که ساحت مقدس خانواده طرف مقابل را مورد اهانت قرار می دهند. راستی اما آیا آنچه با
متولد شد ،خماری کشید، مُرد!
همراه آخرین روزهای رؤیا، نوزاد معتاد. او که چند روز قبل در 4 ماهگی به خاطر اوردوز مرد. او که زهرا آرزو داشت 20 سال بعد در جایی زنده و سلامت ببیندش. اسمش را هم پرستارها رویش گذاشتند. کسی نبود تا کنار سطل زباله بیمارستان، همان جایی که پیدایش کردند، نامی رویش بگذارد. اسمش را گذاشتند رؤیا! با اعتیاد شدید متولد شد. مادر معتادش هیچوقت سراغش را نگرفت. اصلاً چه کسی می داند مادرش هنگام تولد او به
گفتگو با محیط بانانی که تا پای چوبه دار رفتند
صاحب یک دختر شدم و مرد. یکی دیگر هم آمد اما او هم مرد. یک شب که سه تا حیوان زده بودم خواب دیدم توی ارتفاعاتم و از یک شکاف پیرزن خیلی وحشتناکی می آید و می گوید غلامحسین خالدی کیست؟ گفتم من غلامحسین خالدی هستم گفت با تو کاری ندارم ولی دخترت را می گیرم. چند روز بعد دخترم هم مرد. من دیگر دست کشیدم. حقیقتاً دست کشیدم و دو سال و نیم هم برای محیط زیست کار افتخاری کردم. او با یادآوری اینکه یک
چرا بهنوش بختیاری همه جا هست؟
صحبت های خود به هفت صبح گفته بود: سال گذشته وقتی من برای جشنواره فیلم فجر کاندیدا شدم یک دوستی که من فکر می کردم خیلی نازنین است پشت سرم گفته بود بهنوش نه استعداد دارد نه بازی بلد است فقط دیدند که فالوئرهای اینستاگرامش زیاد است کاندیش کردند!... من می دانم که از جانب مدیران صدا و سیما رصد می شوم اما آن ها هم می دانند که شیله پیله ای ندارم. من چند وقت پیش برای شکایتی به پلیس امنیت رفته بودم و
بیک زاده: فعلا سر نخواستن ما دعواست!
پر فراز و نشیب شانس حضور در جام جهانی را پیدا کند. یک حسی داشتم که به تیم ملی می رسم در تمام مدتی که به تیم ملی دعوت نمی شدم حسی درونی به من می گفت تو تلاشت را انجام بده و ناامید نشو چون اگر حقت باشد حتما دعوت می شوی. به همین خاطر چه روزهایی که در صبا بازی می کردم چه روزهایی که در ذوب آهن بودم نهایت تلاشم را انجام می دادم و خوشحالم که دوباره نظر مساعد کارلوس کی روش و دستیارانش را
قتل هولناک درپی پیشنهاد بی شرمانه
کرده ای درحالی که من اصلا در جریان سرقت چک نبودم. او درباره نحوه آشنایی اش با امیر گفت: برادر من مستأجر امیر بود و در رفت وآمدهایی که با برادرم داشتم، با امیر آشنا شدم و رابطه دوستانه ای با هم برقرار کردیم و با هم رفت وآمد داشتیم، اما مدتی بعد او مرا متهم به دزدی کرد. وقتی مأموران موفق شدند رد تلفن همراه مقتول را پیدا کنند، به مردی افغان رسیدند که تلفن دست او بود. این مرد گفت نمی دانست
آنها که می گویند مدافعان حرم برای پول به سوریه می روند چرا نشسته اند، بسم الله!
الله بگیری فرقی با زنان کوفه نخواهی داشت. من راضی بودم اما پیش از رفتن پدر و مادرش را فرستاد کربلا بعد خودش راهی سوریه شد. چه مسئولیتی داشت؟ در محل کارش مسئول عملیات بود، اما در سوریه کمک تیربارچی بود. از لحظات سخت جدایی برایمان بگویید. لحظات آخر جدایی بسیار برایم دشوار بود. اولین بار و آخرین بار رفتن اسماعیلم بود و من می دانستم این رفتن را دیگر بازگشتی نیست. موقع
مهاجری: سیاه جامگان با وفاق در لیگ برتر ماند نه مسائل فنی
به گزارش ورزش 11، محمدرضا مهاجری، سرمربی تیم پدیده در نشست خبری این باشگاه گفت: خوشحالم که دوباره در کنار همکاران همشهریم هستم و این تنها در حرف نیست، زیرا هر بار با شما مواجه شدیم باعث شدید که سختی ها را فراموش کنیم. سال سختی را به لحاظ مشکلات مالی پشت سر گذاشتیم، اما با درایت مدیریت باشگاه و امنیتی که حاصل شده بود، با تلاش مضاعفی که صورت گرفت، به نتیجه نسبتاً مناسبی دست یافتیم، ولی
بهرام رادان؛ ستاره جسور دو دهه اخیر سینمای ایران (عکس)
و ایده های بسیار زیادی داشتم. موقعیت که با کیوان هنرمند سر فیلم گاوخونی دوست شدم، این ایده ها را ارزیابی کردیم و به خاطر فعالیت های کاری ام به طور مقطعی روی این قطعات کار می کردیم و هر بار یکی دو تِرَک می ساختیم. من 6 سال بعد از ساخت فیلم سنتوری آلبوم ام را منتشر کردم تا این شائبه ها از بین برود چون می خواستم یک کار دلی انجام بدهم. می خواستم همه کارهایی را که در کلیپ جیغ کردم روی استیج
پایان کار خطرناک ترین مرد کرمان
جرایم را در پرونده تبهکاری خود ثبت کرده است. در مدت این 20 سال از هیچ خلافی نگذشته و لحظه لحظه زندگی اش را با جرم گذرانده است. آریا مهم ترین فعالیت مجرمانه اش قاچاق موادمخدر بوده و چندین بار نیز به همین اتهام بازداشت شده اما باز هم فرار کرده است. این شرور خطرناک کرمان پس از 20 سال سابقه تبهکاری درنهایت در دام ماموران پلیس گرفتار شد. این مرد در ماموریت سخت و ویژه پلیس گرفتار قانون شد. او آخرین جرم
پرستویی،قهرمان گمشده کیمیایی بود
به گزارش جام جم سیما ، او در گفت وگو با خبرنگار جام جم از این نخستین همکاری با پرستویی و فیلم قاتل اهلی ساخته جدید پدرش، مسعود کیمیایی می گوید. پرستویی، قاتل اهلی ِ کیمیایی شد سرانجام قرار است اتفاق بیفتد: بازی پرویز پرستویی در فیلمی از مسعود کیمیایی. با این که پرستویی سال ها با فیلم های کیمیایی و قهرمان هایش زندگی کرده بود و برای تمرینات بازیگری اش در ابتدای راه، آنها را اتود می زد، اما به دلایل مختلفی این همکاری تاکنون به تاخیر افتاده و پیش نیامده بود که پرستویی را در قامت قهرمان های کیمیایی ببینیم. پرستویی دو سال پیش در مصاحبه ای اشاره کرده بود که سه بار قرار بود با کیمیایی کار کند، اما نتوانسته با فیلمنامه های پیشنهادی ارتباط برقرار کند. او گفته بود: همچنان منتظرم آقای کیمیایی یک سناریوی خیلی خوب بنویسند تا من از آن استقبال کنم. ظاهرا فیلمنامه قاتل اهلی آن قدر خوب بوده که بازیگر سختگیر و گزیده کاری چون پرستویی حاضر شد بازی در آن را بپذیرد.این در حالی است که پیشتر عزت الله انتظامی از بازی در این پروژه انصراف داد و اظهار کرد: باعث افتخارم است در فیلمی از مسعود کیمیایی بازی کنم، اما فیلمنامه قاتل اهلی خوب نیست و در آن حضور ندارم. اما گویا فیلمنامه تغییرات مثبتی نسبت به متنی پیدا کرده که آقای بازیگر خوانده و کیمیایی، 12 بار فیلمنامه را بازنویسی کرده است. به هرحال پرستویی از نسخه نهایی خوشش آمده و بتازگی با حضور در دفتر تهیه کننده فیلم قاتل اهلی ، برای بازی در تازه ترین اثر مسعود کیمیایی قرارداد بست. سرانجام فیلمی که مدتی پیش تولید آن متوقف شده بود، از سر گرفته شد و قرار است پس از انتخاب دیگر بازیگران و عوامل، فیلم قاتل اهلی به تهیه کنندگی منصور لشکری قوچانی تا چند هفته دیگر در تهران کلید بخورد. فیلمی که تاکنون حضور بازیگرانی چون پرویز پرستویی، پولاد کیمیایی، بابک حمیدیان و مینا ساداتی در آن قطعی شده است. قاتل اهلی قصه جوانِ یقه سفیدِ تازه به دوران رسیده ای را روایت می کند که می خواهد یکشبه پولدار شود. درباره همکاری کیمیایی و پرستویی همکاری پدرم و آقای پرویز پرستویی قرار بود خیلی زودتر از اینها اتفاق بیفتد، اما بنابه دلایلی پیش نیامد و حتما تقدیر نبوده است. با این حال خوشحالم که این اتفاق سرانجام با فیلم قاتل اهلی افتاد و حتما شکل گیری این همکاری در این مقطع زمانی هم حکمت خودش را دارد. در ضمن این اولین همکاری من هم با آقای پرستویی محسوب می شود که واقعا افتخاری برایم است. معتقدم پرویزخان پرستویی یکی از قهرمان های گمشده کیمیایی بود. به نظرم با این که ایشان به عنوان قهرمان فیلم های آقای حاتمی کیا شناخته می شود و با کارگردان های مختلفی کار کرده، اما جنس بازی و نوع نگرش ایشان خیلی به سینمای کیمیایی نزدیک است. بازگشت عطا در گشت ارشاد2 خیلی از تماشاگران فکر می کنند، شخصیت عطا در پایان فیلم گشت ارشاد ساخته آقای سعید سهیلی مرده است، اما این طوری نیست و این شخصیت که به کما رفته بود، دوباره برمی گردد. بنابراین در گشت ارشاد2 باز هم در کنار کاراکترهایی که حمید فرخ نژاد و ساعد سهیلی آنها را بازی می کنند، حضور خواهم داشت. این فیلم الان در مرحله پیش تولید است و بزودی فیلمبرداری آن شروع می شود. زوج هنرمند در فیلم کیمیایی یکی از نکات قابل اشاره فیلم قاتل اهلی ، حضور زوج بازیگر، بابک حمیدیان و مینا ساداتی در ترکیب بازیگران آن است؛ این دو پیش از این در فیلم هیهات با یکدیگر همکاری کرده بودند، فیلمی که هنوز اکران عمومی نشده است. آن طور که پولاد کیمیایی گفته، انتخاب دیگر بازیگران فیلم همچنان ادامه دارد و برای یکی از نقش های مهم فیلم هم با چند چهره سرشناس مذاکره شده که درصورت مشخص شدن انتخاب، رسانه ای می شود. یک نقش متفاوت در قاتل اهلی ، نقش متفاوتی را بازی می کنم و شخصیتی که از من خواهید دید به دیگر نقش هایم در فیلم های کیمیایی شباهتی ندارد. همواره سعی کرده ام در همه نقش هایی که در سینمای کیمیایی بازی کرده ام، چه قهرمان و چه شبه قهرمان (فردی در حاشیه قهرمان)، تفاوت را در بازی ام لحاظ کنم تا تماشاگر یاد قهرمان قبلی نیفتد. مثلا نقشم در رئیس یک جوان مدعی، ناپخته، کمی شیطان و شوخ است و در جرم یک آدم تلخ و تنها و زخم خورده هستم. این تفاوت و تغییر نقش در این اثر جلوه دیگری پیدا می کند و اساسا طبقه شخصیت با آنچه پیشتر از من در فیلم های پدرم دیده اید، فرق می کند و جنس بازی دیگری می طلبد. این بار هم مثل همیشه تلاش می کنم باتوجه به ویژگی های خودم به عنوان پولاد کیمیایی بازی کنم، نه براساس نگاهی کپی وار به قهرمان های پیشین سینمای مسعود کیمیایی. انتظاری که به پایان رسید (بخشی از یک مصاحبه تصویری با پرستویی، منتشرشده در آذر 93) سه بار قرار بود با آقای کیمیایی که خیلی هم برای من قابل احترام است، همکاری کنم، اما نتوانستم با کارشان ارتباط برقرار کنم. خودم هم تاسف خوردم، چون سینمای کیمیایی را خیلی دوست دارم. با سینمای کیمیایی و از قیصر به بعد، بدعتی در بازیگری سینمای ایران گذاشته شد. آن موقع که هنوز وارد فضای حرفه ای نشده بودم و به عنوان بازیگری جوان در تئاتر کار می کردم، نقش قهرمان های سینمای او را اتود می زدم. منتظر می مانم که همکاری من و ایشان برای کار بهتری اتفاق بیفتد. ممکن است ایشان حرف مرا بشنود، اما امیدوارم به ایشان برنخورد. من حتی پس از دیدن متروپل ، نتوانستم با موضوع ارتباط برقرار کنم و به صورت غیرمستقیم به ایشان رساندم که شما را به خدا این کار را نکنید و از این فیلم ها نسازید. چون ما یک کیمیایی داریم. من همچنان منتظرم ایشان یک سناریوی خیلی خوب بنویسند تا من از آن استقبال کنم. با پرویز ...
اعتکاف بدون برنامه زیان آفرین است/ اعتکاف به مثابه یک بیمارستان معنوی
زندگی جوان می شود مهدی شریف، طلبه جوان و فعال کاشانی که پایه گذار و احیاکننده سنت نبوی اعتکاف رمضان در کاشان است، جریان تحول زندگی اش در اثر اعتکاف را این گونه روایت می کند: من برای اولین بار از طریق مسجد محله مان با اعتکاف آشنا شدم. آن زمان نه اهل مسجد رفتن بودم و نه چندان در فضای مذهبی بودم. مسجد ما از معدود مساجدی بود که نوجوانان زیر 16 سال را هم ثبت نام می کرد و امام جماعت باذوق و
مدافع حرمی که شش ماه بعد از شهادت جنسش جور شد +عکس
می شد و از رشادت های جوانان و نوجوانانی می گفت که شاید هیچ کدام از آنها را ندیده بود. به من همیشه می گفت من تو را، محمد را و همه زندگی ام را از همین شهدا گرفته ام و این تنها خدمتی است که من برایشان انجام می دهم ، که با روایتگری یاد و خاطره شهدا را زنده نگه دارم و شرط اولیه ازدواجمان هم همین بود که در این مسیر همراهش باشم، نه اینکه مانع باشم و من در همه سفرها همراهش بودم. اگر بخواهم
از نظم قرآن تا نظم تاریخ ایران
نام فامیلی ام را به کوشان تغییر دادم. متولد 1320 در اردبیل هستم. 9ساله بودم که به مدرسه رفتم. آن زمان پدرم اجازه نمی داد در مدارس دولتی درس بخوانیم. بالاخره اسم من را در یک مدرسه نوشت و توانستم سال 43 دیپلم بگیرم و وارد سپاه دانش شوم. سال 45 هم استخدام آموزش و پرورش شدم و به عنوان آموزگار کار کردم. 3سال بعد تشکیل خانواده دادم. همسرم دخترخاله ام است. او معلم بود و وقتی بچه دار شدیم دیگر سر کار نرفت
چهره ها در شبکه های اجتماعی (274)
هیچ وقت فرهاد مجیدی نمیشد، نهایتش میشد رضا عنایتی! البته آقا رضا هم چند عمل ناموفق روی بینی مبارک داشته که در مقابل کلِ ماجرا، نوعی شوخی بحساب می آید! نمایشِ عینک به بهانه مادر! آرزوی سلامتی داریم برای بانو رویا تیموریان. آرش برهانی پس از نه سال از تیم محبوبش کنار گذاشته شده است و حال و روزش همانند کودکی است که عزیزی را از دست داده، لذا هی دارند دورش را شلوغ می
قبل از ماه رمضان غذا برای خوردن نداشتیم/ روزه گرفتن برایمان سخت نیست
سوی خیابان گفت: اونم داداشمه؛ چون بزرگتر از منه ماه رمضون زود منو میفرسته خونه تا اذیت نشم. گفتم تشنگی و گرما اذیتت نمی کنه؟ گفت: مادرم بهم یاد داده که اگه تشنه شدم چند بار آب به صورتم بزنم؛ اینجوری خوب میشم. بعد از جدا شدن از دخترک در کل مسیر ذهنم مشغول زندگی آن کودک بود که چرا سن ملاک بزرگی افراد نیست، این دختر کوچک مطالبی را به من یاد داد که در سر هیچ کلاس و درسی آموزش نمی
نمونه ای بارز از شکوفایی اقتصاد مقاومتی
منظور زمانی که از کار در نانوایی فارغ شدم به فکر کسب و کار جدید با سرمایه اندک برآمدم و در تولید چند واحد نظیر لیوان یک بار مصرف و جوراب بافی تحقیق کردم تا در نهایت به فکر ایجاد کارگاه کوچک تولید پلاستیک و نایلکس دسته دار افتادم. س- آورده اولیه شما در کارگاه چه میزان بود و چقدر تسهیلات بانکی دریافت کردید؟ ج- این طرح کارشناسی شده و عملی بود که از یک طرف موجب اشتغالزایی و از طرف دیگر
اظهارنظر شماری از ملی پوشان کشتی آزاد پس از بازگشت به کشور
گرفت و برای نخستین بار به تیم ملی کشورش دعوت شده بود و قصد داشت شایستگی های خود را نشان دهد. محمدی در خصوص آسیب دیدگی خود گفت: بعد از مسابقات انتخابی تیم ملی در فروردین 95 مصدومیتم به حدی بود که نمی توانستم راه بروم که خوشبختانه پزشکان تیم ملی کمک بسیاری برای درمان من کردند و روز به روز روند درمانی ام بهتر شد. دارنده مدال نقره و برنز پیکارهای قهرمانی جهان ادامه داد: اگر کادر فنی برای
در همین نزدیکی تهران از هوای عالی لذت ببرید
آسمان میشود خود آسمان؛ آبی آسمانی. در ادامه با ما همراه باشید تا با هم سری به جاهای دیدنی طالقان بزنیم. در مسیر به اطراف خوب نگاه می کردم تا محلی مناسب برای عکاسی پیدا کنم. به هر طرف که می نگریستم طبیعت بکر و زیبایی را می دیدم که سوژه های نابی بودند برای عکاسی ولی متاسفانه امکان توقف را نداشتم و به ناچار به راه خود ادامه دادم. از اقبال خوش، جاده ای خاکی سر راه خود دیدم که به تپه ای سرسبز می
زخمی فتنه88و جاویدالاثر مدافع حرم
بیمارستان بستری شد آن زمان بعد از ساعت کاری ملاقات دوستش می رفت. پیش می آمد تماس می گرفتم که ناهار منتظریم می گفت من میروم پیش دوستم گاهی گله می کردم که شما فکر و ذکرتان شده است دوستتان، می گفت دوستم تنها است خانواده اش خبر ندارند. ** با این وجود یک بخشی از کار ایشان در خانه ام برعهده شما بود. بله همینطور است، من هم بعضی مواقع از دست بچه ها خسته می شدم و حرفی می زدم ایشان فقط
مربی قرآنی کودک ونوجوان در گفتگوبا"دریا":قرآن را باقصه گویی،بازی و کاردستی آموزش می دهم
شیرینی قرآن آشنا شدم و رده ی سنی که در آن برهه از زمان کار کرده بودم برای سنین راهنمایی تا دبیرستان بودو حدود دو سال در این زمینه و به طور همه جانبه فعالیت داشتم. بعد از آن با قرار گرفتن در یک دوره ی آموزشی چند روزه که باحضور آقای "فاضلی "که ایشان از اساتیدکشوری هستند، برگزارشددوجرقه ی کار قرآنی من برای کودک و نونهالان از آنجازده شد و من به صورت تخصصی وارد کار قرآنی با کودک شدم.استارت کار من همکاری با
ما با بقیه هیچ تفاوتی نداریم
شنیده بودم که دختران میل و رغبتی برای گزارش گیری ندارند، اما من باید کارم را انجام می دادم.دخترانی از هفت سال پیش تا الان در این خانه مانند خواهر با هم زندگی خوب و راحتی داشتند و حالا در این مدت یک نفر آمده است تا از آنها بپرسد چه مشکلاتی دارید. برایشان غیر قابل هضم بود که من برای پرسشگری در کنار آنها باشم. نام آنها را نپرسیدم و این برای آنها هم بهتر بود که گمان نکنند قرار است وضعیت آنها رسانه ای
پسر هندی در دام 2 زورگیر خشن تهرانی
یکی از شهرستان های غرب کشور به تهران آمده بودم اما ناخواسته وارد بازی شدم. همدستم که تنها چند ساعتی از آشنایی مان می گذشت مرا اغفال کرد که چند گوشی سرقت کنم و بعد به شهرستان برگردم. من هم وسوسه شدم که با او همکاری کنم . چرا او را با چاقو زخمی کردید، فکرش را نکردید که شاید جانش را بگیرید و اتهام قتل گردنتان بیفتد؟ من نمی خواستم بلایی سرکسی بیاورم. همدستم میلاد سرم فریاد کشید
راز 2 جنایت هولناک در سینه مسافرقاتل
در یک قهوه خانه مشغول به کار شدم. در ادامه جلسه تحقیق، وقتی قاضی جنایی از او پرسید که این تنها سرقت مرگباری بود که مرتکب شده ای؟ متهم راز جنایت دیگری را فاش کرد و گفت: فقط 2سرقت انجام دادم که هردو به جنایت ختم شد. قتل دیگری را در سال 88در همان شهرستان خودمان انجام دادم که بعد از مدتی شنیدم جسد قربانی در بیابان های حاشیه شهر کشف شده است. این جنایت هم مشابه قتلی بود که سال
نمی خواهم قهرمان نقش جهان باشم
رسیدن به سطح ایده آل فاصله داریم. زمانی که از محیط دانشگاهی به محیط ورزش آمدید، فکر می کردید وارد چنین فضای پرتنشی شوید؟ پیش از مدیر کلی، سابقه اجرایی در حوزه ورزش داشتید؟ در مورد سابقه اجرایی باید بگویم که چند سال معاون دانشکده تربیت بدنی و مدتی هم مدیر تریت بدنی دانشگاه اصفهان بودم. به مدت سه سال نیز مسوولیت هیات ورزش های دانشگاهی را داشتم. فدراسیون ورزش دانشگاهی تنها فدراسیونی
خسارت 24 میلیون دلاری قاچاق سالانه صوت به اقتصاد کشور
بتازگی معاون وزیر ارتباطات با ارائه آماری قابل تامل، عنوان کرد، حدود 15 درصد مکالمات ورودی بین الملل به کشور قاچاق می شود. محمدجواد آذری جهرمی به مهر توضیح داده که سرقت صوت، ضرر مالی دو میلیون دلاری در هر ماه و 24 میلیون دلاری در هر سال به دولت وارد می کند. به گفته این مقام مسئول، قاچاق صوت در حوزه مکالمات ورودی به کشور رخ می دهد و ضرر این اقدام به صورت مستقیم شرکت ارتباطات زیرساخت را
بنیاد در آینه مطبوعات
من را متقاعد کرد و رضایت من و خانواده اش را گرفت.هفت دی ماه سال 92 برای نخستین بار اعزام شد، بار اولی که رفت 40 روزدر سوریه بود که از ناحیه کتف مجروح و به ایران منتقل شد و مدتی در بیمارستان بقیة ا... تهران بود، بعد به مشهد منتقل شد؛ هنوز دوره درمانش تمام نشده بود که به سوریه بازگشت. حسینی گفت: سید زیاد اهل خاطره تعریف کردن نبود و از خطرات و مسائلی از این دست صحبت نمی کرد؛ شاید به خاطر اینکه
2 دقیقه برای قتل سعید کافی بود
در پارک از او دفاع کرده بود، الان به جرم کشتن یک جوان دیگر در زندان است. او شاهد ماجرا بود. پس از سکوتی لحظه ای، سرباز زندان دستبند مهدی را باز کرد و او پشت جایگاه ایستاد. متهم این بار برخلاف بازجویی ها، منکر قتل شد: آن شب مست بودم. وقتی با سعید دست به یقه شدم او روی زمین افتاد و با پا به من ضربه زد. من هم با چاقویی که حسن داده بود، چند ضربه به پایش زدم. بعد حسن آمد و با قمه ضربه دیگری
آیه ای از قرآن که مرتبط با برجام است
من با همسرم توسط مادربزرگم بود، به این دلیل که خانواده همسرم مجالس روضه ای را در ماه صفر و در منزلشان برپا می کردند، ایشان در مجالس روضه شرکت می کردند و همان جا بود که همسرم را به ما معرفی کردند. از دیدارتان با مقام معظم رهبری در چند روز اخیر برایمان تعریف کنید. در دیداری که در روز اول ماه مبارک رمضان انجام شد، در پایان این جلسه قرآنی ایشان من را صدا کردند و بعد از حال و
آژیر نزنید،این سرقت مسلحانه است!
بازسازی صحنه جرم سرقت بانک سینا نیز گفت: آن روز ترسیده بودم چون وقتی به بیرون از بانک نگاه کردم، مصطفی را ندیدم. در سرقت از این بانک ناکام مانده بودم که از محل فرار کردم. مردم به دنبالم می دویدند، جلوی پرایدی را گرفتم و قصد داشتم به زور سوار آن خودرو شوم ولی راننده که به شدت ترسیده بود، پدال گاز را فشرد. در این لحظه چشمم به مصطفی افتاد که جلوتر ایستاده بود، سوار موتورسیکلت شدم و برای آن