سایر منابع:
سایر خبرها
10 دقیقه تا ابد/ آرزویی که به دل دخترها ماند
تو نمی خواهم! *آرزوی زندگی آرام خیلی به او وابسته بودم. با اینکه اغلب اوقات تنها بودیم و به ناچار کارهایم را خودم انجام می دادم، اما این ها از وابستگی من به او کم نکرده بود! شاید همیشه امید این را داشتم که روزی همه این سختی ها تمام می شود و ما هم زندگی آرامی خواهیم داشت... 12 روز بعد از رفتنش به شهادت رسید، 21 دی ماه! *خداحافظی عجیب با اینکه مرتضی
قرائت جزء، مناجات و دعای روز دهم ماه مبارک رمضان
) قدمتی دیرینه دارد و کسانی که نیت و حاجت مشترکی دارند، حنا را بین زایران تقسیم می کنند. تهیه و توزیع شله زرد و انواع حلوا تهیه و توزیع شله زرد، انواع حلوا و خوراکی های دیگر بویژه در مواقع افطار، از دیگر رسمات و آیین های ماه مبارک رمضان در استان چهارمحال و بختیاری است که با نزدیک شدن به نیمه ماه مبارک رمضان و همچنین شبهای پرفیض قدر، بیشتر می شود. سنت حسنه افطاری دادن
بیانات در دیدار مسئولان نظام
حقوق اجتماعی همه شان یکسانند امّا از لحاظ ارزشی به هیچ وجه یکسان نیستند؛ آن جوانی که کار میکند، تلاش میکند، وقت خودش را، نیروی خودش را، گاهی اوقات پول ناچیز خودش را -که این را هم سراغ داریم- صرف هدفها میکند، صرف مجاهدت میکند، خب معلوم است اینها یک جور نیستند. بنده از آنها همیشه حمایت کرده ام، بعد از این هم حمایت خواهم کرد. خب حالا تذکّرات. دو نکته را من میخواهم تذکّر دهم: یکی مسئله ی
آل پاچینو از زبان آل پاچینو
کارنامه ات پشیمانی؟ در زندگی بابت هیچ کاری پشیمان نیستم. شاید بعضی از فیلم ها را کمتر دوست داشته باشم، اما پشیمان نه. حس می کنم مثل همه، جاهایی اشتباه کرده ام. من هم می توانم فیلمی را اشتباه انتخاب کرده یا کاراکتری را اشتباه تحلیل کنم. اما این مهم است که هرکاری که می کنی، بخشی از تو می شود و در عوض چیزی هم به تو می دهد. چند تا از اشتباهاتت را می گویی؟ خیلی سال پیش ترنس
حمایت جواد خیابانی از سرهنگ علیفر
می کنند ، بهترین فکر دنیاست ؟ نه عزیزان ... اگر آقای علیفر تلاش می کند که خودش را تقویت کند نه تنها تمسخر آمیز نیست بلکه باید از ایشان ممنون باشیم که به ما احترام میگذارد و وقت خود را برای بیشتر لذت بردن ما از این مسابقات جذاب فوتبال صرف می کند ، البته شمایی که جز تمسخر حتی رییس جمهور کشورت و یا حتی فیلسوف جامعه شناس سرزمینت کار دیگری نمیدانی و خودت را داناترین موجود جهان میدانی بلد نیستی از این فوتبال لذت ببری چون در درونت عقده هایی وجود دارد که همه دارایی ذهنی و اندیشه و وجدانت را مثل خوره خورده و نابود کرده است ..شما لازم نیست دیگران را اصلاح کنی همینکه مراقب فساد فکری خودت باشی کافی است .... ...
چرا مردان کمتر از زنان به پزشک مراجعه می کنند؟
می کند نباید با جمله ای مثل خودت را لوس نکن! مواجه شود؛ چراکه در این صورت بیش از پیش در خود فرو می رود و گاهی برای این که قدرت خود را به رخ اطرافیانش بکشد جسم خود را ناتوان تر و ضعیف تر می کند. این در حالی است که استفاده از مجلات و پوسترهای مورد علاقه مردان و ایجاد محیطی دوستانه در مراکز درمانی، نقش زیادی در پیگیری آن ها برای دریافت مراقبت های جسمانی شان دارد. انتهای پیام/ 930610
محیط بانانی که به اعدام محکوم شدند!/ دیگر نمی خواهم محیط بان باشم
کتابی به نام لاله های واژگون نوشته یادآوری می کند: من سیزده روز بود که عقد کرده بودم و می خواستم ازدواج کنم، بعد با گذشت سه ماه از حادثه حکم اعدام گرفتم. خودت می دانی از یک فضای باز و پر از گل و آبشار و از معاشرت با آدم های با فرهنگ محیط زیست بروی به زندانی که هرچند همه شان بد نیستند اما بالاخره خلافکارها را آن جا نگه می دارند یعنی چه. واقعاً زندان جای بدی است. اولین جایی که رفتم پاسگاه
علی امینی انقلاب را پیش بینی نکرد/چرا جبهه ملی از علی امینی حمایت نکرد؟
رود و می خواستند با نوعی رفرم،مانع از این واقعه شوند؟ انقلاب نه، اما فکر می کردند از موقعیتی که ممکن است ایجاد شود، روس ها سوء استفاده خواهند کرد. انقلاب را تا شش ماه قبل از انقلاب هم پیش بینی نمی کردند! *شاید نگاه شان این بود که دخالت های بی رویه شاه در همه امور، نارضایتی ها را زیاد می کند و باید یک نفر باشد که بتواند این رویکرد شاه را تعدیل کند،اینطور نیست؟ بله
مصائبی که بر این محیط بان گذشته است/برخی محیط بانان خیانت می کنند
کتابی به نام لاله های واژگون نوشته یادآوری می کند: من سیزده روز بود که عقد کرده بودم و می خواستم ازدواج کنم، بعد با گذشت سه ماه از حادثه حکم اعدام گرفتم. خودت می دانی از یک فضای باز و پر از گل و آبشار و از معاشرت با آدم های با فرهنگ محیط زیست بروی به زندانی که هرچند همه شان بد نیستند اما بالاخره خلافکارها را آن جا نگه می دارند یعنی چه. واقعاً زندان جای بدی است. اولین جایی که رفتم پاسگاه
تازه های نشر مروارید در عرصه شعر
ارزش گفت این را سرِ نذریِ تو، یک بابایی من ولی پاسخ او یک تنه خالی بستم : که تو تا آخر این هفته خودت می آیی این دروغ الکی را تو خودت راست بکن روی حسّم نزنی مرحمت دمپایی عشق این است اگر، خاک به سر من شده ام آه اگر از پس امروز بود فردایی! رباعی 22: می شد که به جای این همه تنهایی با گربه ماده ای روم یک جایی بی ایدزی من نشانه ی عشق من است این قدر نزن به حسِ من دمپایی
دیدار بسیج دانشجویی و دانشگاهیان دانشگاه هنر اصفهان با خانواده ی شهید پاسدار مدافع حرم "علی شاه سنایی"
وقته که میگه مامان بگذارید منم بروم بهش میگم مامان یکم صبر کن داغ این داداشت کم بشه بعد... یک بارقبل از رفتنش عروسم اومد بهم گفت مامان ،علی آقا یک ماهه تو خونه غذا نمیخوره و همش غصه داره، سینه میزنه و زیر لب میگه یا زهرا، شهادت...یا زینب، شهادت... بهشون اجازه بدین که بروند . همه ی همکاراش میگفتند خانومش نمیذاره بره ولی خدا شاهده عروسم اومد و برا رفتن علی آقا منو راضی کرد...
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (274)
نوشته ها را در اختیار شما قرار دهیم که امیدواریم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد. ****** 1. نتایج ارشد اومد، تاکسیرانی قبول شدم. پسرخالم سربازی قبول شده، دختر عمم هم شوهرداری. 2. وقتی از دستتون ناراحته بهش پیام بدید: تو اگه با من قهری من که آشتی ام. گل هر شهری عمری کاشتی ام. با صدای حسن شماعی زاده. جواب میده. 3. پانتومیم بازی میکردیم دختره میخواس گودزیلا رو
نگرانی احمدی نژاد از نفوذ در تیم رسانه ای خود
مهمانی خداوند است؟ آیا کسی چیزی غیر از نعمت های الهی چه فکری و چه جسمی در طول سال استفاده می کند؟ به نظرم ماه مبارک رمضان یک لطف ویژه خداوند است. خدا انسان ها را دوست دارد و حتی نمی خواهد یک نفر از او جدا شود و به مسیری دیگر برود. اگر می خواست صد و بیست و چهار هزار پیامبر( ص) نمی فرستاد. خدا می خواهد همه انسان ها آیینه وجودی او بشوند. مثل یک معلم که در کلاس دلسوز است و دلش نمی خواهد که حتی یک
خانواده شهید مومنی در قلب تهران مفقودالاثرند
. دوباره تشکر می کنیم. دوستم از اینکه موقع ورودمان مادر با وجود دردپا از پله ها پایین آمد و از ما استقبال کرد، عذرخواهی می کند. مادر می گوید ما هیچوقت مهمانی برایمان نمی آید. خیلی خوشحالمان کردید که به ما سر زدید. وسایلمان را برمی داریم. طوبی هم دفترش را در کیف می گذارد. کارنامه اش را که از بالای کمد آورده، می خواهم سرجایش بگذارم اما قبول نمی کند. می گوید خودم می گذارم. آن را از دستم می گیرد و با یک
کاوه آفاق: در کنار استاد - ناصر پلنگی - تجربه جدیدی از هنر را دارم
قرار گرفتند و به خواست خدا راهنمایی های خیلی خوبی شدم و رشد من بهتر شد و حالا می خواهم در کنار یک پیشکسوت بزرگ تجربه جدیدی داشته باشم و فکر می کنم موفق بشوم. * تو همیشه سعی بر این داشتی که وجه های مختلف هنری ات از قبیل بازیگری، تئاتر و نقاشی که از سال های قبل داشتی را زیاد جلوی ویترین کاری ات نیاوری و بیشتر خواننده بیشتر در معرض دید عموم قرار بگیرد. تمایل شخصی خودت است که بیشتر روی خوانندگی
همه آنچه که یک ناشناس را برنده کرد/ جادوی صدا به دنبال پخش زنده
هم می دهند که هیچ تعریفی نمی توان برایش قائل بود. شرایط مسابقه با استودیو خیلی متفاوت است. حضور استادانی برجسته که نظراتشان برای تو مهم است و ممکن است انتقادات سنگینی به تو داشته باشند استرس آور است و شرایط را سخت تر می کرد چون می بینی که در جا با رای شان 2 نفر حذف می شدند و یک نفر بالا می آمد. از طرفی دوبله زنده فشار مضاعفی برما وارد می کرد. همه چیز بی تکرار بود و فقط یکبار فرصت داشتی خودت را
بچه های زرنگ حاج رضا
، بوی علی ام رو می دی. خودت هم نگی، بچه ها بهم می رسونند... . بعد من می خندم و می گویم: حاج خانم سلامت رو رسوندم. نگفتم، چون با پا دردی که داری اذیت می شدی اگه می خواستی بیایی. حرفی نمی زنی. مثل همیشه با حجب و حیایی. به خودش قسم راضی ام ازتو زن! خدا خیرت بدهد. علی تازه 15سالش شده بود. یک روز آمد و گفت: آقاجان! سر کلاس حواسم به درس نیست. همه ش فکرم پیش جبهه است. اجازه می دید برم آقاجان
اشعار آیینی ویژه وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها
محبوب می رسیم کاری بکن که پیش همه برملا شوم از لحظه های بی هدف زندگی من من را بگیر تا که کمی با خدا شوم ده شب گذشت و فاصله فرقی نکرده است حتی مسیر قافله فرقی نکرده است یک ماه پیش بی تو و امروز بی خدا پایان این معامله فرقی نکرده است این شهر قبل زلزله _ این شانه ی نحیف با شهر بعد زلزله فرقی نکرده است
روشنفکری دینی و اصلاح طلبی سیاسی
رابطه با نحوه ی تعامل و برخورد با مردم به مالک می فرماید: و أشعر قلبک الرّحمه للرّعیّه ، و المحبّه لهم ، و اللّطف بهم ، و لا تکوننّ علیهم سبعا ضاریا تغتنم أکلهم، فإنّهم صنفان إمّا أخ لک فی الدّین ، أو نظیر لک فی الخلق ، یفرط منهم الزّلل ، و تعرض لهم العلل ، و یؤتی علی أیدیهم فی العمد و الخطأ فأعطهم من عفوک و صفحک مثل الّذی تحبّ أن یعطیک اللّه من عفوه و صفحه...” (نهج البلاغه، نامه 53). یعنی: و
اگر عکس های خانوادگی گم شود چه اتفاقی می افتد؟
کرده و از هم جدا شدند. در کشاکش طلاق، اسباب و اثاثیه زندگی خانوداگی مثل اسباب بازی ها، کتاب ها، لوازم مدرسه و صفحات گرامافون دور انداخته، فروخته یا گم شد. آنوقت ها یک چمدان پر از عکس های معمول عروسی، جشن تولد و سفر داشتیم. وقتی جمع خانگی ما از هم پاشید به این دلیل که ما دیگر یک خانواده نبودیم و این ماجرا همه ما را مجبور کرد که برای چند دهه در خانه های اجاره ای غیر قابل تحمل زندگی کنیم
حضرت خدیجه (س)؛ الگوی اعتقادی و اسوه مدیریت اقتصادی
ایران اسلامی در خصوص زندگی این بانوی بزرگ بسیار محدود و در اندازه شأن این بزرگوار نیست. در یک نگاه می توان گفت: حضرت خدیجه (س) 68 سال قبل از هجرت به دنیا آمد. خانواده ای که خدیجه را پرورش داد، از نظر شرافت خانوادگی و نسبت های خویشاوندی، در شمار بزرگترین قبیله های عرب جای داشت. این خاندان در همه حجاز نفوذ داشت. آثار بزرگی و نجابت و شرافت از کردار و گفتار خدیجه (س) پدیدار بود. خدیجه (س
خانم همسایه
کمی خیس شد. اما مطمئن نیستم. کمی از خودم، درسم و زندگی ام می پرسد. من هم همه را مو به مو و با اشتیاق جواب می دهم. انگار که منتظر بودم تا کسی از راه برسد و بگوید: یکم از خودت بگو . من هم ذوق کنم و تلافی این همه حرف نزدن هایم را سرش در بیاورم. او هم می گوید. از خودش و خانواده اش و دخترهایی که در به کار بردن اسمشان، جان از کلامش جدا نمی شود؛ سمیرا جان و سهیلا جان.صحبتمان گل کرده است. حالا دیگر از
آیا موسیقی سنتی ایران برای فرار از فراموشی به سمت پاپ شدن می رود؟
ساکن ها و چرخه هایی که در گیتار به آن می گوییم آکوردهای سردست یا در موسیقی پیانو می گوییم آکوردهای ساده و سالم، چرخه آکوردهایی که 5، 6 تا تغییر می کند مثل لامینور، رِمینور، سول ماژور، فاماژور و... اینها در موسیقی پاپ خیلی بیشتر اتفاق می افتد تا موسیقی جز و بلوز یا موسیقی ایرانی که اگر به سمت چندصدایی رفته باشد، جنبه کنتوانتیک گرفته است. اینها معیارها و مترهایی است که من برای خودم موسیقی پاپ را با
جلالی هم عربده می کشید اما منعکس نمی شد!
صلاحیت های لازم برای ریاست جمهوری نیست. اما اینکه آن را عملیاتی کنند، هزار و یک مسأله دیگر را در آن می بینند و مصلحت های دیگر را در نظر دارند. ولی این مورد به شکل سؤال از رئیس جمهوری درباره آقای احمدی نژاد تجربه شد. برای اینکه آن موقع همه کانون های قدرت و ثروت و ایادی آنها در مجلس عزم شان را جزم کردند که این کار را بکنند ولی در اینجا نه. کسی که قرار بود بی کفایتی اش مطرح
رگبار همراه با تاریکی، مثل کسی که به ظاهر دم از ایمان می زند/ وقتی نفاق از کفر هم بدتر است
را تاریک کند [بر جای خود] بایستند و اگر خدا می خواست شنوایی و بینایی شان را برمی گرفت که خدا بر همه چیز تواناست (20) خطرهایی که در پی شیوع نفاق متوجه جامعه است، بسیار است. قرآن کریم در این آیات از آنها به خطرهایی سه گانه تعبیر می کند: افساد و سفاهت و استهزا. فساد: قرآن درباره فساد می گوید: و چون به آنان گفته شود در زمین فساد مکنید می گویند ما خود اصلاح گریم (11) بهوش باشید که
بزرگ و پنهان، مثل صدای مهیب گردش زمین/ نویسنده "کافه سینما" برای سالگرد درگذشت آقای نیکلاس ری: میزانسن ...
امروز سالگرد درگذشت نیکولاس ری است. سینماگری مولف، که بسیاری از بزرگان سینما از میزان تاثیر او بر خود سخن گفته اند ولی شاید واضح ترین تعریف از او را گدار سینماگر فرانسوی ارائه می دهد که می گوید: "سینما یعنی نیکلاس ری و اگر روزی سینما وجود نداشته باشد نیکلاس ری این احساس را در انسان به وجود می آورد که توان اختراع دوباره این صنعت را دارد." نویسنده کافه سینما در ادامه می نویسد: تماشای یکجا و پشت سر هم فیلم های این غول سینم
نقدی بر سکوت رسانه های خبری استان
شده ، به طوری که حرفه خبر نگاری از آن وجاهت و شأنیت تبدیل به بده بستان با مدیران و ادارات و رفع کمبودهای شخصی با خبر های جهت دار عمومأ بر مدار تعریف و تمجید و نه نقد و بررسی و ارزیابی پدید آمده و خود سایتها هم از حالت فراگیر و عمومی به ارگان یک شخص و جریان تبدیل شده اند و در جریان رویدادها و حوادث و انتخابات هم که رنگ” زر” و” بوی شله زرد سفره ها” مست شان می کند و کاملأ در سمت چپ می غلطند ؟؟!!!
گفت و گو با اولین بانوی ایرانی فاتح اورست و لوتسه
تمدد اعصاب شروع کردم، فقط به این دلیل که راه فراری باشد برای دور شدن از رشته ی مورد علاقه ام و در جایی قرار گیرم تا به یک آرامش برسم و بتوانم بهتر تصمیم بگیرم. ولی وقتی به سراغ کوه پیمایی رفتم، متوجه شدم واقعا به همان چیزی که می خواستم رسیده ام. یک محیط آرام که جز خودت و طبیعت کسی در آن نیست و هر کاری که دل بخواهد می توانی انجام دهی. در کوه برخلاف بدمینتون مسابقه و ر قا بتی وجود نداشت و کسی تو را
ماجرای خونین خواهر و برادری که همدیگر را در پارتی شبانه دیدند
به گزارش گلستان ما به نقل از جام نیوز "، کدوم گوری بودی تا حالا؟! این جمله را "فرهام" در حالی که عصبانیّت از سرو رویش می بارید گفت و سپس صدای برخورد دستش با صورتم سکوت خانه را شکست. مادرم هراسان از آشپزخانه بیرون آمد و میان من و فرهام ایستاده و خطاب به او چنین گفت :"رفته بود جشن تولد دوستش و از من اجازه گرفته بود. تو رو خدا نصفه شبی سرو صدا راه نندازید و..." هنوز حرف مادر تمام نشده بود
وقتی سخنان امام فراموش شود، متوسلیان ها هم از یاد می روند/ هنوز چوب اعتماد به لیبرال ها را می خوریم + ...
رفته ام و صحبت کرده ام اما خبرش روی لاین دهم هم نمی آید. اما آنچه که آنها می گویند و می خواهند می آید و دیده می شود. این سوال دیکته شده و در گوشه ذهن شان جا گرفته، طوری که اگر 50 سال دیگر هم سعید قاسمی را ببیند می گوید چرا در قصه فائزه ریش خود را نزدی، به این می گویند رسانه! ما مطالب اصلی داریم و الان یک سال است که داریم آنها را فریاد می زنیم اما همه جا بایکوت است. *ماجرای