سایر منابع:
سایر خبرها
زیارت امام هشتم برایم ماجراجویی عاشقانه بود
. محمد رضا: دکتر گفت، اینجا نمی توانم جراحی کنم و باید در بیمارستان زارع باشد و روز عمل را مشخص کرد، به زخم بستر اهمیتی نمی دهم، خیلی وقت است که این زخم بستر را دارم. پدرش در ادامه سخنان او با تسنیم می افزاید: کمیسیون درمانی برای محمدرضا تشکیل شده و اعلام کرده اند که مدت زیادی است که در آی سی یو مانده است و هر ماه که تسویه حساب می کنم از تامین اجتماعی قائم شهر باید استعلام
سیب سیاه مرگ
از آن به بعد چندین سال کتاب نخواندم چون ترسیدم افکار دیگران روی من تاثیر بگذارد. یعنی می ترسید با خواندن کتاب های تاثیرگذار استقلال فکری تان از بین برود؟ دقیقا. من نمی خواهم ایده های دیگران را وارد کارم کنم. به همین دلیل است از دوسال قبل سبک خیلی ایرانی و شبیه به نیمه ناییو را مثل جنگ ها و عروسِ های ایرانی و.... وارد کارهایم کرده ام یا الان تعدادی از مجسمه های معروف دنیا را به عنوان
پایان 70سال جدایی
دیگرم 3/5کیلومتر. بعد از آن اتفاق هرگز مادرتان را ندیدید؟ نه متاسفانه. دست تقدیر من را یک سال دیر به برادرانم رساند و اگر زودتر این اتفاق می افتاد می توانستم مادرم را ببینم. برادرانم می گویند مادرم تا اواخر عمرش چشم به راه من بود و می گفت نصرت الله یک روز می آید. من بعد دیدن برادرانم به بهشت رضا بر سر مزار مادرم رفتم.
دلم برای سریال هایمان می سوزد
های بچه های نسبتاً بد ، بانویی دیگر که این روزها در نقش کاملاً متفاوت با سن و سال خودش مجدداً جلوی دوربین بیژن بیرنگ برای سریال خانگی عشق تعطیل نیست رفته است، سینما را با فیلم سینمایی سفر پر ماجرا ، آتش بس 2 و... تجربه کرد. البته او امسال با فیلم دو به کارگردانی سهیلا گلستانی در کنار پرویز پرستویی به جشنواره فجر خواهد آمد. مهرانه مهین ترابی مدام در گفت و گوهای مختلفی که با ما داشته از
وقتی ریالی پول به خانه پا نمی گذارد
ماهی 40هزار تومانش زندگی می کند و مقداری کمک از افراد، بیشتر اوقات اگر وعده غذایی داشته باشند، چیزی جز یک قرص نان با لیوانی شیر نیست. چهل آدرس را سر می زنیم، بینوایانی که گوشت ها را می گیرند، راحت به زن گل فروش اعتماد می کنند و دقایقی با او حرف می زنند. تک و توک او را به خانه می برند و با چای جوشیده از شب مانده یا چای کمرنگ بی جانی از او پذیرایی می کنند. گل فروش تکبر نمی کند و دست شان را
وقتی پسرم زنده می شود!
. انگار خیلی وقت است کسی از آنها چیزی در مورد سعید نپرسیده است. حاج مسلم، برادر شهید می گوید یک سال منتظر این روز هستیم. همه بچه ها همینطورند. دی ماه که می شود همه پیگیرند که مراسم چه روزی است. یاد و خاطره شهدا حال و هوای ما را عوض می کند، به اندازه یک سال به ما انرژی می دهد. می گویند مگر نه اینکه آقا فرمودند فرهنگ مهم است. ما می خواهیم در محله خودمان فرهنگ شهادت را زنده کنیم. حاج مظاهر، برادر دیگر
کارمند آسمان هستم
افتاده ساکن می شد و زمانی هم که آنها به بیجار آمدند، برنامه زندگی اش را طوری تنظیم کرد که هم به بچه ها و زندگی اش برسد، هم به دانش آموزانش در مناطق محروم، هم ادامه تحصیل دهد و از همه مهم تر 18کتاب بنویسد. خانم معلم برای آنکه به همه کارهایش برسد از ساعت 4صبح بیدار می شود ناهار بچه هایش را آماده می کند، بعد به سراغ نانوایی می رود و با تهیه صبحانه ای مفصل بچه هایش را روانه مدرسه کرده و خودش سوار بر
خانه بر باد؛ داستان تلخ کوچ اجباری
بصورت ثبت نشده انجام می شوند و از طرف دیگر آژانس باز هم تأکید کرده است که کمک های این نهاد تنها شامل نیازهای اولیه است و در نتیجه پناهندگان تحت پوشش این سازمان احتمالاً به چیزی بیش از حداقل هایی برای زندگی دسترسی ندارند. آیول دنگ ، یکی از آن پنج و نیم میلیون پناهنده است که کشورش سودان جنوبی در چند سال گذشته آبستن ناآرامی های مختلفی بوده است و به عنوان یکی از تازه ترین کشورهای بوجود آمده
داستان های خواندنی از زبان مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی
/> *حلالم کن یکی از علما چند شب در هیأتی منبر رفت. شب آخر، پاکت چند شبی را که منبر رفته بود از صاحب مجلس گرفت. شخصی جلوی عالم را گرفت و گفت: حاج آقا! بی زحمت یک دعا در گوش من بخوانید . آن عالم دعا را خواند. بعد آن شخص گفت: آقا! من را حلال کنید . حاج آقا گفت: حلالت کردم . چند دقیقه بعد آن عالم رفت تا برای خانه اش خرید کند. وقتی خواست پول اجناس را به صاحب مغازه بدهد، دست کرد داخل جیبش و دید
69 سارق و زورگیر دستگیر شدند
دست داشتند که اصلا نمی دانم چطور شد که در عرض 15ثانیه باری که پشت موتورم بسته بودم را دزدیدند و پا به فرار گذاشتند. وی افزود: بعد از سرقت راهی اداره پلیس شدم و به طرح شکایت پرداختم. خوشبختانه امروز متوجه شدم که پلیس به این سرعت همه آنها را دستگیر کرده است. تنها زن دستگیر شده زن جوان متولد سال 70 است. وی عضو یکی از باندهای سرقت بود که سحرگاه روز گذشته دستگیر شد. وی تنها زن
زلزله رضایت بخش/ مریم بهنام که بود و چه کرد؟
سالی در بمبئی و کراچی گذشت اما شرایط خانواده تغییری نکرد و سخت گیری ها همچنان پابرجا بود. اجازه نداشتیم در باغ بگردیم. فقط مردها می توانستند آزادانه در باغ بگردند. چند سالی گذشت تا پافشاری و اصرار مریم نتیجه داد و به او اجازه دادند در پانزده سالگی به مدرسه برود. سه سال بعد در هجده سالگی عروس شد. خیلی زود دریافتم ازدواجم از روز اول شکست بود. پس از هفت سال زکریا، که در افریقا با زن دیگری
همه چیز دربارۀ سریال هزار دستان و علی حاتمی (+عکس)
نداشته ام، ابایی از این ندارم که حالا بگویم حاجی واشنگتن یک فیلم بزرگ است . گلمکانی شش سال بعد به نوشته سایت تاریخ ایرانی ،این قیاس و تشبیهات در حالی است که ایناریتو در آثارش خط سیر فیلم خودش و داستانی که روایت می کند را شکسته و با پس و پیش کردن آن ها، به ساختارشکنی در فُرم یا روایت غیرخطی روی می آورد، اما کاری که حاتمی می کند شکستن روایت خطی تاریخ یک کشور است و برخلاف
عشایر زاده ای که گنج جوانرود شد/شهیدی که توسط شهید همت نامش تغییر کرد
در برابر بلندای قامتش رنگ می باخت.در آِینه چشمانش صدها غزل می جوشید و هیبت مردانه این مرد سه فصل از شاهنامه ای بود که هنوز سروده نشده است. چهارده ساله بود که هفت طواف دل کرد وهفت وادی معرفت را طی هفت شهر عضق را تجربه کرد تا سرانجام در سال 1364 به درجه رفیع شها دت نائل آمد در پنج سالی که در منطقه جوانرود بود،جوانمردی را به رنگ خون رقم زد و آن چنان در دل های مردم آن دیار جا کرده بود
این روایت ها را جای دیگری پیدا نمی کنید/ خوابی که مادر شهید ارمنی برای آقا تعریف کرد + بخشهایی از کتاب
ضدامنیتی ا ست ! بعد از یک دقیقه، حضرت آقا از راه پله ها بالا می آیند و با مادر شهید هم احوالپرسی گرمی می کنند . پسرک نوجوان که هنگام ورود ما، پیراهنِ ورزشی رکابی پوشیده بود، با شنیدن سروصداها، سریع از اتاق بیرون می آید. این بار گرمکنی آستین بلند پوشیده. البته این کار را به تشخیص خودش انجام داده، نه به توصیه ی ما؛ ما به عنوان تیم حفاظت، هیچ وقت در پوشش خانواده ها دخالتی نداشته
بولتن سینما ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (23 دی)
برگزاری جشنواره در استان ها در دو مورد هزینه دربر دارد؛ هزینه برگزاری جشنواره که معمولا در خود استان ها انجام می شود و دیگر هزینه ای که بابت نمایش فیلم به تهیه کنندگان پرداخت می شود. موسوی اضافه کرد: جشنواره فیلم فجر هیچ سالی راسا خودش پولی نداشته است. همچنان که اشاره کردم، سال گذشته هم وزارت کشور همکاری کرد و امسال هم اگر بدهی قبلی را بپردازند ، شورای عالی تهیه کنندگان آماده همکاری برای
تدریس اقتصادسیاسی به کودکان در انیمیشن لگو+تصاویر
هستیم. حتی نقطه ورودی این شهر هنگام طی مسیر به سمت خورشید می باشد که به نظر می رسد تداعی کننده اوتوپیای شهر خورشید کامپانلا باشد. او در روایت داستان شهر ایده آل خویش، مالکیت خصوصی را از بین می برد، ساعات کار در روز را به چهار ساعت تقلیل می دهد و هر کس اندازه نیازش کار و اندازه نیازش به او مزد داده می شود و زمان باقی مانده هم برای بازی و سرگرمی به کار گرفته می شود. در مجموع یک جامعه بی
بولتن تئاتر ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (23 دی)
دلیل کمبود مکان و وقت ابتدا 48 اثر و نهایتا 12 اثر برای حضور در این بخش انتخاب شد. بخش نسل نو این دوره از جشنواره به 30 ساله ها اختصاص دارد و اعتقاد دارم که سی ساله های امروز تئاتر پشتوانه 60 سال آینده این هنر هستند. برگزیدگان بخش مناطق، بخش خیابانی، بخش تولید متون نمایشی، بخش مرور، بخش مهمان، بخش بین الملل، رادیو نمایش، بخش عکاسی تئاتر، بخش کارگاه های آموزشی و سمینارها از دیگر بخش های این دوره از
شکست هایی که نردبان پیشرفت شد
بودم که ازدواج کردم با مردی که 18 سال از خودم بزرگتر بود. محمد، مردی بسیار بسیار مهربان است و من در کنار او خوشبخت ترین زن دنیا هستم، 11 سال است که در کنار هم زندگی می کنیم و هیچ وقت بین ما مشکل یا قهری پیش نیامده است. ما در خانه پدر و مادر همسرم زندگی می کردیم. خانواده همسرم از بزرگان روستا بودند به همین خاطر رفت و آمدهای خانه ما زیاد بود، هرشب به بهانه ای مهمان داشتیم، همین مهمانداری های وقت و بی
مردم باید در رفتار روحانیت نشانه هایی از پیامبر(ص) را ببینند
؟ چرا در ده سالگی مبعوث نشد؟ پیامبر اکرم وجود قدسی است که بیست سالگی ایشان با شصت سالگی شان فرقی نمی کند. ولی چرا چهل سالگی؟ برای اینکه پیامبر هم در چهارچوب زندگی طبیعی بشر رسالت خودش را انجام می دهد. یک سنت ها و قوانینی در زندگی پیامبر جاری است. پیامبر هم اگر امین دانسته نشود نمی تواند رسالت الهی را ابلاغ کند. چهل سال طول می کشد که مردم به پیامبر امین بگویند. بعد از همه این ها ایشان می فرماید
ارتباط دستمزد کارگران با اجناس چینی
/> اصغر ابراهیمی، 52 ساله که در این روز سرد زمستانی زیر کرسی داغ خود نشسته می گوید: تولید دیگر به صرفه نیست و تقریبا فروش محصولات به همان نرخ تولید انجام می شود و چاره ای هم نداریم، باید پس از فروش بلافاصله چک های خود را پاس کنیم. این فروشنده که 10 سال در این صنف فعالیت می کند، درباره مالیات سالانه گلایه هایی دارد و رفت وآمدهای زیاد به اداره مالیات را مانعی برای ورود سرمایه گذار می
ماجرای ملاقات با متکی در پارکینگ سالن رقص
در تماس بودیم. ماه نوامبر آن ها را به دفتر خودم در وزارت امور خارجه دعوت کردم تا بتوانیم حضوری هم دیگر را ببینیم. ماه ها طول کشید تا سفیر سوئیس در تهران بتواند برای ملاقات با سه آمریکایی، وارد زندان بدنام اوین شود. آن ها را ماه ها بدون تفهیم اتهام رسمی و یا دسترسی به وکیل در بازداشت نگه داشته بودند. مادران کوه نوردها اندکی بعد از روز مادر و با کمک سوئیس، توانستند ویزای سفر به ایران دریافت کنند
گپی با اکبر سینمایی ایران!
به گزارش افکارنیوز ،با چهره کودکانه و منعطفش سال ها پسر شیرین سینمای ایران (تعبیری که زنده یاد علی حاتمی در باره اش به کار برده بود. از همان زمان که نقش های کوتاهش در مثل آباد (رضا ژیان) دیده شد و با محله برو بیا (بیژن بیرنگ، مسعود رسام) به همراه گروهی از مستعدترین بازیگران همه نسلش (مثل آتیلا پسیانی و حمید جبلی) گل کرد و زمانی که بازم مدرسم دیر شد روی آنتن رفت، دیگر بازیگر محبوبی بود که خیلی زود
فریبا کوثری: مادر سخت گیری دارم
از هم دور نبود وقتی به او گفتم دوست دارم وارد عرصه بازیگری شوم او از این تصمیم من حمایت کرد تنها به من گفت یاد باشد که اصول را نباید زیر پا نگذاری و باید مراقب خودت باشی. پس از همان دوران پای مراقبت از خود در زندگی شخصی و حرفه ای شما به میان آمد؟ بله باخنده ولی دور از شوخی، فکر می کنم این بهترین اصل در زندگی است شما تصور کنید هر کسی بخواهد مراقب خودش باشد آن وقت دیگر هیچ مشکلی
جواد یساری: فقط به من مجوز نمیدهند!
18سال، امسال عید فقط ایران بودم. هر سال برای اجرا می روم. من کار خودم را می کنم. دو سال پیش یک آلبوم بیرون دادم. اما واقعیت اش را بخواهید، خیلی خرج دارد. که چی بشود؟ من اصلا نمی روم ارشاد که بخواهم درباره مجوز کارم حرف بزنم. چون نتیجه اش را می دانم. من حتی اگر قتل هم انجام داده بودم، باید بعد از 30 سال آزاد می شدم. من نه سیاسی بودم و نه مثل دیگران کارهای آنچنانی انجام دادم. من توی این خط ها نبودم
بولتن موسیقی ؛ مجله خبری روزانۀ موسیقی (22 دی)
که من اولین شاگرد ایشان بودم. او بسیار شاگرد داشته، شاید از 1000 تجاوز کند و من اولین شاگرد بودم. یعنی از همان سنین هر چه را می آموخت، چون از من بزرگ تر بود و زود تر مدرسه رفته بود، می آمد و برای من می گفت. و باید اینجا اضافه کنم که ما مادر بسیار خوبی داشتیم. آنچه شما می بینید و می شنوید و موهبت الهی است از مادر به ما ارث رسیده است. از شهریور بیست به بعد که پدرمان را از دست دادیم، سرپرست خانواده
کوچکترین پدر و مادر ایرانی از زندگی و بچه داری می گویند!/ پدر 13 ساله مادر 15 ساله!
این سن کم ازدواج کنی؟ چرا اما فکر کردم بهتر از این است که معتاد شوم. ول شوم. آخر همه جوان ها اینجا معتاد هستند. گفتم بروم دنبال زندگی ام و سر و سامان بگیرم. کار کنم. درآمدت ماهانه چقدر است؟ ماهانه نیست. روزی است. روزی 30هزارتومان اما یک روز است، 10روز نیست. با این درآمد می توانی هزینه های پسرت را تامین کنی؟ کم است اما پدر و مادرم کمک می کنند
وعده بزرگ کریم باقری/علی دایی را آشتی می دهیم
مناسب است؟ در مورد این مبلغ کارشناس ها باید نظر بدهند و این جوری نیست که قیمتی همین جوری اعلام شود. پرسپولیس بدهی های زیادی دارد که باید تکلیف آنها هم روشن شود. راستی چرا شما مثل علی کریمی در تمرینات پرسپولیس شرکت نمی کنید؟ خب من تا حالا به تمرین پرسپولیس دعوت نشده ام و از من نخواستند که بروم سر تمرین. به هر حال تمرینات پرسپولیس هم نظم و انضباط خاص خودش را دارد و
راه مجاهدت باز است
جواب داد: 20 روز پیش حدوداً. و بعد یک خواهش کرد از رهبر: آقا توی نماز شب هاتون علیرضا را دعا کنید، برای صبرش! و رهبر قول داد. مادر مصطفی هم رفت پیش رهبر و آرام گفت: آقا دعا کنید خدا به من صبر بده. من تا حالا عیان گریه نکردم. آقا گفتند: نه؛ گریه کنید. مادر شهید گفت: نه گریه نمی کنم نمی خوام اونها خوشحال بشن. آقا ابرو در هم کشیدند و گفتند: غلط می کنند خوشحال می
ادبیات داستانی پر شده از شبه نویسنده ها؛ انتشارات ها خاک گرفتند
نیاز دارد، بشویم. نه اینکه ادبیات به گونه ای وارد بشود که ما می گوییم. باید به اینجا برسیم که آن ما چه کسی است؟ یعنی سعید تشکری بعد از 40 سال نوشتن به جایی اشاره بکند که آن دوست حتی یک کتاب او را هم نخوانده است. من با این مجموعه ها برخورد کردم، مجموعه ای که هیچ کدام از آثار ما و آثار سید مهدی شجاعی را نخوانده اند. اصلا نمی دانند. بعد می گوید ما می خواهیم چنین کاری را انجام بدهیم، خوب چگونه پیشینه
مغزهای پول زا
، مزیت خاصی دارد؛ یکی به دنبال شناخته شدن بین مردم ایران است اما شرکت دیگر خیلی وقت است که مرزهای ایران را رده کرده و این نمایشگاه فرصت خوبی است تا بخش صادرات و واردات خودش را قوی تر کند.در نمایشگاه خشکبار امسال، ما هم مانند سایر مخاطبان نمایشگاه، پایمان را فراتر از خرید پسته و بادام گذاشتیم و سراغ سود، درآمد و کارآفرینی در این صنعت بزرگ را گرفتیم. برای همین با چند نفر از صاحبان شرکت های این عرصه