سایر منابع:
سایر خبرها
عشق سیاه درحلقه دار!
آگاهی خراسان رضوی با صدور دستورات ویژه ای از سوی قاضی سید جواد حسینی به ردیابی های اطلاعاتی پرداختند و بدین ترتیب همسر مقتول را به همراه امید در تهران دستگیر کردند. زن خیانتکار که دیگر همه راه های فرار را بسته می دید از عشق سیاه خود سخن گفت و به قتل همسرش با همدستی امید اعتراف کرد سپس کارآگاهان و مقام قضایی پس از 6 ساعت جست و جو در بیابان های روستای گونجوک،موفق شدند جسد جوان 29 ساله را در
باهنر: عارف با فشار کنار رفت/کاندیداتوری مجدد به صلاح احمدی نژاد نیست
مدیریت کلی کشور بالاخره با تجربه بیست و هفت، هشت ساله ای که داریم یک ایده هایی داریم. من دولت یازدهم که روی کار آمد خودم برای خودم جستجو کردم و احساس کردم دولتی که بخواهد دولت مصلحی باشد و کار کند، 10 کار زمین مانده در کشور دارد که کارهای کاملا کلانی هستند. از این10 کار دو سه تا رو هستند و همه می دانند. مثل رونق و تورم که باید کنترل شود. یا اشتغال که باید راه بیفتد. حدود شش هفت کار هست که
روحانی دوردوم شکست میخورد/ هاشمی را آنچنان زدند تا پنچرکردند
کند که اگر می تواند کمک یا پیگیری بکند، انجام بدهد. یک سری بحث های سیاسی مان در تشکیلات و جاهای دیگر هست که مساله بازسازی، ارتقا و تحکیم اتحاد و همبستگی و ... کار می برد و برایش جلسه می گذاریم. یک سری هم در مسائل مدیریت کلی کشور بالاخره با تجربه بیست و هفت، هشت ساله ای که داریم یک ایده هایی داریم. من دولت یازدهم که روی کار آمد خودم برای خودم جستجو کردم و احساس کردم دولتی که بخواهد دولت
غنیمت مادر مدافعان حرم از فتنه "شام"/ ماجرای جالب سجاده رهبر انقلاب/ مدافعان حرم 2 میلیارد پول می گیرند!
خندید . وقتی خواهرم را راهی کردم به برادرم زنگ زدم و گفتم : شما با پدر مصطفی بروید خواستگاری حرف های اصلی را بزنید من وسایل نامزدی مثل شاخ و نبات و ... را آماده می کنم می آیم . همه کارها در دور تند بود. خلاصه من هم رسیدم خانه خواهرم تا بعد از صحبت دختر و پسر و موافقتشان مراسم را برگزار کنیم . الحمدالله مشکلی نبود و مراسم را در خانه برادرم گرفتیم. یادم هست یک دبه آوردند که به جای
آن طرف هیچ خبری نیست، وطن را عشق است
آقای پیردوست مدتی ست کم کار شده اید و چهره شما را کمتر در سینما و تلویزیون می بینیم؟ باید بگویم که همه کم کار شده اند، در واقع شرایط برای همه همینطور شده است. از قدیم گفته اند نو که بیاد به بازار کهنه میشه دل آزار، به قول معروف ما دیگه الکمون را آویزان کردیم و آردامون رو ساییدیم دیگه دوره جوانها است، اتفاقا باید هم نیروهای تازه و خلاق بیایند اما این گونه نباشد که پیشکسوت ها فراموش شوند. بگذریم، کارجدید چه خبر؟ شنیدیم در کار تازه آقای کیمیایی نقش آفرینی می کنید؟ بله، آخرین کاری که در دست دارم کار آقای مسعود کیمیایی است که نامش قاتل اهلی است و چند روزی ست که فیلمبرداری اش آغاز شده است. باز جای شکرش باقی ست که قدیمی ها هوای همدیگر را دارند و عصای دست هم هستند. خدای نکرده شما که قصد ندارید مهاجرت کنید، بروید این شبکه های بیگانه؟ به هیچ وجه، آن طرف هم خبری نیست، من بعد هفت دهه عمری که از خدا گرفتم گوشه ای از خاک وطنم را به غریبه ها نمی دهم، با وجود همه فشارهای زندگی و کم کاری ها باز هم همین جا را عشق است، من همیشه به همکارانم هم گفته ام که والا بلا وطن یک چیز دیگر است، حتی اگر سالهای دیگر هم در این شرایط باشم و عمری خدا بدهد باز هم در وطن خودم زندگی خواهم کرد چون به مملکت خودمان عرق و تعصب داریم. گفت و گو از: اعظم سادات سیدبرقی ...
احمد نجفی : مهاجرت بازیگران بدعت خوبی نیست
اکران من یک ایرانی هستم در آبان ماه احمد نجفی در پاسخ به نخستین پرسش ما درباره وضعیت آخرین فیلمش که این بار در مقام تهیه کننده آن ظاهر شده است، می گوید: من یک ایرانی هستم بالاخره پس از طی مراحل مختلف تولید در خارج از کشور و پایان کارهای فنی به شورای پروانه نمایش ارائه شده است و منتظریم تا آنها نظرشان را اعلام کنند. او درباره این که خودش دوست دارد این فیلم چه زمانی در سینماها اکران شود، توضیح می دهد: این فیلم موضوعی مهم و خانوادگی دارد، دوست دارم کمی از بازشدن مدارس بگذرد، مثلا آبان ماه فکر می کنم زمان مناسبی برای اکران آن باشد و دانش آموزان و دانشجویان هم می توانند از آن بهره ببرند. مهاجرت ناخواسته جالب است که موضوع فیلم تازه نجفی که نگارش فیلمنامه آن را هم بر عهده داشته است، به نوعی مهاجرت ناخواسته است، وقتی از او می پرسم با توجه به سفرهای متعددش هیچ وقت وسوسه نشده تا در کشوری به غیر از ایران زندگی کند، با قدرت می گوید: من یک تکه از خاک ایران را با هیچ جا عوض نمی کنم، نجفی با همان صدای خاص خودش تاکید می کند: بخدا مملکت خوبی داریم، مردم خوبی داریم، من اینجا را دوست دارم و هر وقت وسوسه می شوم که جای دیگری زندگی کنم بلافاصله عشق و علاقه به وطن با قدرت آن وسوسه را سرکوب می کند. فقط باید همه کمک کنیم تا بتوانیم بهتر زندگی کنیم. مهاجرت بازیگران بدعت خوبی نیست از کارگاه علوی می پرسم، نظرش درباره موج حضور برخی بازیگران در خارج از کشور چیست، او می گوید: هرکس زندگی خودش را دارد، فارغ از این که استعداد و توانایی آنها در سینما و تلویزیون ایران چقدر بوده است، من این را می دانم که این موضوع بدعت خوبی نیست، البته خیلی از این رفتن ها ریشه های اقتصادی دارد نه ریشه های فرهنگی و اعتقادی، ما باید بنشینیم با هنرمندان مان حرف بزنیم، نباید بگذاریم فعالان این عرصه بی خود و بی جهت بروند کشور دیگری، راه حل پیدا کنیم، این راه حل پیدا کردن که می گویم یک اقدام کوتاه و یک شبه نیست، بلند مدت است اما بالاخره از یک جایی باید شروع شود. او ادامه می دهد: این اقدام بخشنامه ای و آیین نامه ای و .. نیست، ما مشکل زیاد داریم، بیمه، مسائل درمانی و پزشکی، بیماری های دشوار که متاسفانه هر روز هنرمندان بیشتری را درگیر خودش می کند، بزرگان ما الان دچار مشکل هستند، بزرگانی که باید عزت و حرمت آنها را حفظ کنیم اما متاسفانه قدر نمی دانیم، فکر می کنیم مثل شهاب حسینی فراوان است، درحالی که برای پیدا شدن و تربیت یک شهاب حسینی باید کلی هزینه شود. نجفی تاکید می کند: راه حل آن این است که بنشینیم با هم مهربانانه حرف بزنیم، مشکلات را از ریشه حل کنیم، امید بدهیم و در کنار هم برای هدف های متعالی مان برنامه ریزی کنیم. محاسن و دشواری های تولید فیلم خارج از ایران احمد نجفی در بخش دیگری از این گفت وگو درباره تجربه اش از تولید فیلم من یک ایرانی هستم در کشور اوکراین هم می گوید: کار در خارج از کشور از جهاتی سخت تر است و از جهاتی بهتر، او ادامه می دهد: طرف شما بخش خصوصی ست و تمام کارها را انجام می دهد و شما وقتی مجوز پلیس را می گیرید دیگر هیچ مشکلی نخواهید داشت، از طرفی بازیگران خوب با قیمت های مناسب می توانید انتخاب کنید، البته مشکلاتی هم وجود دارد، مثل گران بودن تجهیزات، مشکل انتقال وجه و کارهای بانکی، تفاوت های فرهنگی مانند مساله پوشش که من برای همین مساله حجاب و پوشش، فصل زمستان را انتخاب کردم چون سرمای 20، 30 درجه زیر صفر خودش باعث می شود تا خود به خود مردم پوشیده باشند و از این نظر دچار مشکل نشویم. حتی خود تهیه غذا برای تیم ایرانی در طولانی مدت مشکل است، ذائقه های غذایی بالاخره متفاوت است. این هنرمند خوب کشورمان در ادامه با انتقاد از شرایط نامساعد برای تولید فیلم های مشترک بین المللی توضیح داد: ما می گوییم برویم سراغ تولید مشترک، خب من در مقام تهیه کننده می خواهم فیلم تولید کنم، چند صد هزار دلار پول در میان است یا گاهی بیشتر، انتقال این پول باید چگونه باشد؟ من اگر بخواهم بیشتر از 5 هزار دلار با خودم ببرم می شود قاچاق، آن طرف سیستم گردش مالی شان کاملا مشخص است، نمی شود با چمدان پول برد، مسائل مرتبط با بانک و زیرساخت ها واقعا فیلمسازی در کشور دیگر را اذیت می کند، تا زمانی که این مسائل حل نشود نمی توان حرف از تولید فیلم مشترک زد. بازگشت به تلویزیون در این گفت وگو احمد نجفی که روزگاری مجری برنامه پرمخاطب صندلی داغ هم بوده است، خبری دست اول را هم اعلام می کند، او می گوید: با یکی از شبکه های تلویزیون در حال مذاکره و گفت وگو هستم تا برنامه ای را داشته باشم. نجفی ادامه می دهد: این برنامه گفت وگو محور است و شباهت هایی به همان صندلی داغ دارد اما جزئیات بیشترش را بگذارید وقتی نهایی شد اعلام خواهم کرد. ...
کودکی که دعا می کرد موشک به خانه امام نخورد
فرزند دختر بود. به دلیل مأموریت خطیر همسرش به زاهدان هجرت کرد و در مورخه 10 مهر ماه 1366 در جاده خاش، همراه با همسر و فرزندانش، هدف رگبار اشرار واقع شدند و به شهادت رسیدند. * شاید من شهید شوم شهیده ربابه رستمی معروف به فاطمه در سال 1341 در منطقه درونکلای بابل پا به عرصه هستی گذاشت، در کنار خانواده با مسائل دینی آشنا شد و با رسیدن به سن ازدواج با فردی مؤمن و متدین از
روزنامه های شنبه
زن، معرفت دینی، اندیشمندان معاصر 28 تیرماه در مرکز همایش های بین المللی کتابخانه ملی برگزار شد. این نشست میزبان دکتر علیرضا بهشتی، پسر شهید بهشتی، ملوک السادات بهشتی، دختر شهید بهشتی، دکتر فرشاد مؤمنی و دکتر صدیقه قاسمی بود. شهید بهشتی به عنوان یک عالم نواندیش که در قواعد و اسلوب علمی و اسلامی صاحبنظر بود، پیرامون زن و ضرورت حضور مؤثر او در جامعه دارای دیدگاه های قابل تأملی است. متن ویرایش و
ماجرای طلاق فرهاد ظریف از همسرش + عکس همسر سابق و دخترش
شب قبل پسر 10 ساله اش را کشت و دختر 12 ساله اش را مورد تجاوز قرار داد.به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران؛ همسر فردی به نام جاناتان اولیت 35 ساله که یکی ... افشای رسوایی جنسی تونی بلر این خبر در تاریخ 28خردادماه92 به نقل از منبع ذکر شده، در پرتال خبری ممتاز نیوز منتشر گردیده است شیری بلر همسر اول وزیر سابق انگلیس از خبرها منتشره دربارهٔ رسوایی اخلاقی همسرش به شدت خشمگین است. به گزارش گروه
احمد نجفی : مهاجرت بازیگران بدعت خوبی نیست
اکران من یک ایرانی هستم در آبان ماه احمد نجفی در پاسخ به نخستین پرسش ما درباره وضعیت آخرین فیلمش که این بار در مقام تهیه کننده آن ظاهر شده است، می گوید: من یک ایرانی هستم بالاخره پس از طی مراحل مختلف تولید در خارج از کشور و پایان کارهای فنی به شورای پروانه نمایش ارائه شده است و منتظریم تا آنها نظرشان را اعلام کنند. او درباره این که خودش دوست دارد این فیلم چه زمانی در سینماها اکران شود، توضیح می دهد: این فیلم موضوعی مهم و خانوادگی دارد، دوست دارم کمی از بازشدن مدارس بگذرد، مثلا آبان ماه فکر می کنم زمان مناسبی برای اکران آن باشد و دانش آموزان و دانشجویان هم می توانند از آن بهره ببرند. مهاجرت ناخواسته جالب است که موضوع فیلم تازه نجفی که نگارش فیلمنامه آن را هم بر عهده داشته است، به نوعی مهاجرت ناخواسته است، وقتی از او می پرسم با توجه به سفرهای متعددش هیچ وقت وسوسه نشده تا در کشوری به غیر از ایران زندگی کند، با قدرت می گوید: من یک تکه از خاک ایران را با هیچ جا عوض نمی کنم، نجفی با همان صدای خاص خودش تاکید می کند: بخدا مملکت خوبی داریم، مردم خوبی داریم، من اینجا را دوست دارم و هر وقت وسوسه می شوم که جای دیگری زندگی کنم بلافاصله عشق و علاقه به وطن با قدرت آن وسوسه را سرکوب می کند. فقط باید همه کمک کنیم تا بتوانیم بهتر زندگی کنیم. مهاجرت بازیگران بدعت خوبی نیست از کارگاه علوی می پرسم، نظرش درباره موج حضور برخی بازیگران در خارج از کشور چیست، او می گوید: هرکس زندگی خودش را دارد، فارغ از این که استعداد و توانایی آنها در سینما و تلویزیون ایران چقدر بوده است، من این را می دانم که این موضوع بدعت خوبی نیست، البته خیلی از این رفتن ها ریشه های اقتصادی دارد نه ریشه های فرهنگی و اعتقادی، ما باید بنشینیم با هنرمندان مان حرف بزنیم، نباید بگذاریم فعالان این عرصه بی خود و بی جهت بروند کشور دیگری، راه حل پیدا کنیم، این راه حل پیدا کردن که می گویم یک اقدام کوتاه و یک شبه نیست، بلند مدت است اما بالاخره از یک جایی باید شروع شود. او ادامه می دهد: این اقدام بخشنامه ای و آیین نامه ای و .. نیست، ما مشکل زیاد داریم، بیمه، مسائل درمانی و پزشکی، بیماری های دشوار که متاسفانه هر روز هنرمندان بیشتری را درگیر خودش می کند، بزرگان ما الان دچار مشکل هستند، بزرگانی که باید عزت و حرمت آنها را حفظ کنیم اما متاسفانه قدر نمی دانیم، فکر می کنیم مثل شهاب حسینی فراوان است، درحالی که برای پیدا شدن و تربیت یک شهاب حسینی باید کلی هزینه شود. نجفی تاکید می کند: راه حل آن این است که بنشینیم با هم مهربانانه حرف بزنیم، مشکلات را از ریشه حل کنیم، امید بدهیم و در کنار هم برای هدف های متعالی مان برنامه ریزی کنیم. محاسن و دشواری های تولید فیلم خارج از ایران احمد نجفی در بخش دیگری از این گفت وگو درباره تجربه اش از تولید فیلم من یک ایرانی هستم در کشور اوکراین هم می گوید: کار در خارج از کشور از جهاتی سخت تر است و از جهاتی بهتر، او ادامه می دهد: طرف شما بخش خصوصی ست و تمام کارها را انجام می دهد و شما وقتی مجوز پلیس را می گیرید دیگر هیچ مشکلی نخواهید داشت، از طرفی بازیگران خوب با قیمت های مناسب می توانید انتخاب کنید، البته مشکلاتی هم وجود دارد، مثل گران بودن تجهیزات، مشکل انتقال وجه و کارهای بانکی، تفاوت های فرهنگی مانند مساله پوشش که من برای همین مساله حجاب و پوشش، فصل زمستان را انتخاب کردم چون سرمای 20، 30 درجه زیر صفر خودش باعث می شود تا خود به خود مردم پوشیده باشند و از این نظر دچار مشکل نشویم. حتی خود تهیه غذا برای تیم ایرانی در طولانی مدت مشکل است، ذائقه های غذایی بالاخره متفاوت است. این هنرمند خوب کشورمان در ادامه با انتقاد از شرایط نامساعد برای تولید فیلم های مشترک بین المللی توضیح داد: ما می گوییم برویم سراغ تولید مشترک، خب من در مقام تهیه کننده می خواهم فیلم تولید کنم، چند صد هزار دلار پول در میان است یا گاهی بیشتر، انتقال این پول باید چگونه باشد؟ من اگر بخواهم بیشتر از 5 هزار دلار با خودم ببرم می شود قاچاق، آن طرف سیستم گردش مالی شان کاملا مشخص است، نمی شود با چمدان پول برد، مسائل مرتبط با بانک و زیرساخت ها واقعا فیلمسازی در کشور دیگر را اذیت می کند، تا زمانی که این مسائل حل نشود نمی توان حرف از تولید فیلم مشترک زد. بازگشت به تلویزیون در این گفت وگو احمد نجفی که روزگاری مجری برنامه پرمخاطب صندلی داغ هم بوده است، خبری دست اول را هم اعلام می کند، او می گوید: با یکی از شبکه های تلویزیون در حال مذاکره و گفت وگو هستم تا برنامه ای را داشته باشم. نجفی ادامه می دهد: این برنامه گفت وگو محور است و شباهت هایی به همان صندلی داغ دارد اما جزئیات بیشترش را بگذارید وقتی نهایی شد اعلام خواهم کر ...
داریوش فرضیایی :در 13 سالگی متوقف مانده ام
تقریبا 21 ساله بود که گذرش به رادیو افتاد. تیپ های گل پسر و ننه بلقیس یادگارهای او در رادیو است، اما چیزی نگذشت که با برنامه ما و شما تلویزیونی شد. بچه های ایران از آن پس، او را در برنامه های تورنگ و پورنگ ، شبکه بی طرف ، یکی و تکی ، باز باران با طراوت ، هزار و شصت و شونزده ، کتابخانه عموپورنگ ، محله گل و بلبل و بسیاری دیگر با همراه دوست داشتنی خود یعنی امیرمحمد تماشا کردند. عموپورنگ برنامه های کودک، روز گذشته 43 ساله شد. آخرین باری که گریه کردم یک رسالتی را در درون خود حس می کنم و آن شادکردن و خنداندن بچه هاست. سعی می کنم به این رسالتم مومن و متعهد باشم و اگر بخواهم برای بچه ها کم بگذارم، خود را مدیون آنها می بینم. همه فکر می کنند عموپورنگ همیشه می خندد و شاد است، من غم هایم را در درون خود پنهان می کنم، اما وقتی می خواهم گریه کنم و سبک شوم، به دنبال بهانه ای می گردم. برای من بهترین بهانه برای سبک شدن و گریستن رفتن به بیمارستان و ملاقات بچه های بیماری خاص است. به کنار این بچه ها می روم و آنها را می خندانم و برخی مواقع با آنها بغض می کنم و گریه می کنم. آخرین باری که گریه کردم، ماه گذشته بود. ماه رمضان امسال به بیمارستان رفتم و وقتی متوجه شدم بچه ای را که سال گذشته دیده بودم و کلی سر به سرش گذاشته بودم، مدتی است که دیگر نیست، گریه کردم، یا همان شب بچه ای را دیدم که بسختی گریه می کرد، اما نه اشکی در چشم داشت و نه صدایی در گلو و تنها با دهان باز، درد می کشید. من حتی گریه هایم را با بچه ها شریک می شوم. من و کودک درونم امروز براساس شواهد موجود در شناسنامه 43 ساله شدم، اما خودم چنین احساسی ندارم. فکر می کنم بین 13 تا 17 سالگی متوقف شدم و هنوز کودک درونم بسیار سرحال است و میل زیادی به شیطنت و شلوغی دارد. هنوز هم اشعار و داستان های کودکانه می خوانم و می نویسم. خیلی ها فکر می کنند که من کاراکتر کودک را بازی می کنم، اما شخصیت واقعی من، همانی است که جلوی دوربین و بین بچه هاست. هنوز با کودک درونم رفیق و همراه هستم. کودک درونم نمی گذارد به این راحتی ها به دنیای بزرگ ترها وارد شوم. هرازگاهی که می خواهم احساس بزرگی کنم، کودک درون سر می رسد و مرا به کوچه های دوران بچگی، محله جوادیه، پشت ریل راه آهن و آن کوچه بن بست و آن خانه کلنگی می برد. مدتی قبل کودک درونم ابتکار جالبی کرد و مرا به دبستانی برد که 36 سال قبل در آن خانم جم نژاد با مهربانی یادم داد که چگونه مداد سیاه را در دست بگیرم و او هم که اکنون هفتاد و چند سال دارد و بتازگی عمل قلب داشته، بخوبی به یاد دارد که داریوش کوچک چگونه دست او را هنگام مداد گرفتن بوسید. دبستان ده سالی است به علت کهنگی، خالی از هیاهوی بچه ها شده، اما من و کودک درونم که روی سکوی حیاط نشسته بودیم، صدای همهمه بچه ها را می شنیدیم و با هم گریه کردیم. از بچه ها انرژی می گیرم دنیای بچه ها دنیایی معصومانه، بی ریا و عاری از هرگونه بدی است. در دنیای آنها شکل های واقعی و تخیلی زیادی وجود دارد. رنگ ها شادند و عروسک ها و عکس ها با آدم حرف می زنند. خانه ها همه اندازه قصر بزرگ و نقاشی یک گلدان گل، کم از باغ بهشت ندارد. شادی من وقتی است که بین بچه ها هستم، این شادی وقتی بیشتر می شود که احساس می کنم بچه ها مرا بین خود پذیرفته و اعتماد کرده اند. برای این که بتوانم یک برنامه زنده آن هم با 50 بچه را کنترل و اجرا کنم، تقریبا نیم ساعت قبل از شروع برنامه به میان آنها می روم. آن لحظه، بچه ها سرشار از انرژی و فریاد هستند بنابراین با کشیدن لباس من و جیغ زدن و بالا و پایین پریدن، بخشی از انرژی خود را تخلیه و بلکه به من منتقل می کنند. در این موقع است که با انرژی که گرفته ام برنامه را شروع کنم. برنامه سازی کودک سخت است برنامه سازی برای بچه ها خیلی سخت تر از برنامه سازی برای بزرگسالان است. بزرگسالان دارای شخصیتی تثبیت شده و شکل گرفته هستند و رفتارهای من نمی تواند برای آنها الگوسازی کند، اما بچه ها به عموپورنگ به عنوان یک الگوی رفتاری و اخلاقی و آموزشی نگاه می کنند. هرکلام و رفتار من چنانچه ناروا و ضعیف باشد، روی بچه ها اثر می گذارد. در متن ها و نمایش ها و اشعار کودکانه اگر آموزش مناسبی در کار نباشد، بچه ها آسیب می بینند. در برنامه بزرگسالان می توانی منظور و پیام برنامه را مستقیم با مخاطب در میان بگذاری، اما بچه ها را نباید مستقیم امر و نهی و نصیحت کرد، بلکه باید به صورت داستان آموزشی و شعر و آن هم به صورت غیرمستقیم عمل کرد. بخصوص بچه های امروز که به بچه های عصر سایبر معروفند از قدرت یادگیری بسیار بالاتری نسبت به والدین خود برخوردارند. بچه های امروز بهتر از بزرگ ...
پایان مرگبار عشق آتشین به دختر خاله(عکس)
وکیل ملت: پسر 23 ساله برای رسیدن به دختر خاله اش، همسر 48 ساله او را با ضربات چاقو به قتل رسانده و جسدش را در بیابان های ورامین به آتش کشید.
حسین محب اهری + تصاویر حسین محب اهری
پا، چشم، بوی عطر گل ها و دیدن کوه ها... . حیف است که اینها را از دست بدهیم... قدر لحظات تان را بدانید. فیلم شناسی حسین محب اهری نام فیلم سال قشنگ و فرنگ 1394 ساکن طبقه وسط 1392 فرزند چهارم 1391 خوابم می آد 1390 گل چهره 1389 بیداری 1387 پسر آدم، دختر حوا 1387 وقتی همه خوابیم 1387
هنرمندانی که با بیماری مبارزه می کنند
، چاق و لاغر، پایتخت، معمای شاه، اسپاگتی در هشت دقیقه، وقتی همه خواب بودیم، پسر آدم دختر حوا و. . . نیز بازی کرده است. او حدود 15 سال است که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می کند، اما باید با او همکلام شد تا متوجه عمق امیدواری او به زندگی شویم؛ امیدی که ریشه در توکل به خدا و تسلیم در برابر مشیت او دارد. او درباره بیماری خود گفته است: حق ندارم به خدایی که به من زندگی داده و مرا خلق کرده