سخنی کوتاه درباره کتاب تازه منتشرشده"سراپرده خورشید"
سایر منابع:
سایر خبرها
فال حافظ / ای خونبهای نافه چین خاک راه تو - غزل شماره 409
ای خونبهای نافه چین خاک راه تو خورشید سایه پرور طرف کلاه تو نرگس کرشمه می برد از حد برون خرام ای من فدای شیوه چشم سیاه تو خونم بخور که هیچ ملک با چنان جمال از دل نیایدش که نویسد گناه تو آرام و خواب خلق جهان را سبب تویی زان شد کنار دیده و دل تکیه گاه تو با هر ستاره ای سر و کار است هر شبم از حسرت فروغ رخ همچو ماه تو یاران همنشین همه از هم جدا شدند ماییم و آستانه دولت پناه تو حافظ طمع مبر ز عنایت که عاقبت آتش زند به خرمن غم دود آه تو تعبیر غزل شماره 409 حافظ: راهی که رفته اید با روحیه شما سازگار نیست، انسان آرام و دوستدار صلح هستید اما در مسیری قدم گذاشته اید که سراسر جنگ و تنش و خونریزی است. از راه رفته بازگردید. مدتی است حسرت چیزی داشتن چیزی را می خورید. مراد دل در چند قدمی شما قرار دارد و انشالله به زودی به آن دست پیدا می کنید. ...
فال حافظ / ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس - غزل شماره 267
ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلام پرصدای ساربانان بینی و بانگ جرس محمل جانان ببوس آن گه به زاری عرضه دار کز فراقت سوختم ای مهربان فریاد رس من که قول ناصحان را خواندمی قول رباب گوشمالی دیدم از هجران که اینم پند بس عشرت شبگیر کن می نوش کاندر راه عشق شبروان را آشنایی هاست با میر عسس عشقبازی کار بازی نیست ای دل سر بباز زان که گوی عشق نتوان زد به چوگان هوس دل به رغبت می سپارد جان به چشم مست یار گر چه هشیاران ندادند ...
فال حافظ / برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز - غزل شماره 265
برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز بر امید جام لعلت دردی آشامم هنوز روز اول رفت دینم در سر زلفین تو تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز ساقیا یک جرعه ای زان آب آتشگون که من در میان پختگان عشق او خامم هنوز از خطا گفتم شبی زلف تو را مشک ختن می زند هر لحظه تیغی مو بر اندامم هنوز پرتو روی تو تا در خلوتم دید آفتاب می رود چون سایه هر دم بر در و بامم هنوز نام من رفته ست روزی بر لب جانان به سهو اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز در ازل داده ست ما را ساقی لعل لبت جرعه جامی که من مدهوش آن ...
فال حافظ / آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست - غزل شماره 57
آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست چشم میگون لب خندان دل خرم با اوست گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی او سلیمان زمان است که خاتم با اوست روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست خال مشکین که بدان عارض گندمگون است سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست دلبرم عزم سفر کرد خدا را یاران چه کنم با دل مجروح که مرهم با اوست با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست حافظ از معتقدان است گرامی دارش زان که بخشایش بس روح مکرم با اوست تعبیر ...
فال حافظ / ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل - غزل شماره 308
ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل سلسبیلت کرده جان و دل سبیل سبزپوشان خطت بر گرد لب همچو مورانند گرد سلسبیل ناوک چشم تو در هر گوشه ای همچو من افتاده دارد صد قتیل یا رب این آتش که در جان من است سرد کن زان سان که کردی بر خلیل من نمی یابم مجال ای دوستان گر چه دارد او جمالی بس جمیل پای ما لنگ است و منزل بس دراز دست ما کوتاه و خرما بر نخیل حافظ از سرپنجهٔ عشق نگار همچو مور افتاده شد در پای پیل شاه عالم را بقا و عز و ناز باد و هر چیزی که باشد زین قبیل تعبیر غزل شماره 308 حافظ: معشوق دور است و بین شما فاصله هاست، برای وصال یار و رسیدن به مراد دل باید صبر و شکیبایی به خرج دهید و زود ناامید نشوید. عشقی در سر دارید، برای رسیدن به او باید از یاس حذر کرده و تمام تلاش خود را در این راه بکنید. صداقت داشته باشید و با صبوری و توکل به خدا قدم بردارید. ...
فال حافظ / به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم - غزل شماره 354
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم جهان پیر است و بی بنیاد از این فرهادکش فریاد که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی که سلطانی عالم را طفیل عشق می بینم اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز ...
فال حافظ / الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها - غزل شماره 1
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها به بوی نافه ای کاخر صبا زان طره بگشاید ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل ها مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم جرس فریاد می دارد که بربندید محمل ها به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل کجا دانند حال ما سبک باران ساحل ها همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل ها حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو ...
فال حافظ / زان یار دلنوازم شکریست با شکایت - غزل شماره 94
آفتاب خوبان می جوشد اندرونم یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت این راه را نهایت صورت کجا توان بست کش صد هزار منزل بیش است در بدایت هر چند بردی آبم روی از درت نتابم جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت تعبیر غزل شماره 94 حافظ: شکایت کردن از کاری که برای خدا و در راه رضای او انجام داده اید، نفس عمل تان را ضایع خواهد کرد. دل به او بسپارید که اجر کار صواب شما را خواهد داد. برای دستیابی به مقصود باید صداقت پیشه کنید و ایمان داشته باشید. فرد دانایی درس های خوبی به شما خواهد داد و مسیرتان را روشن می کند اما برای رسیدن به سرمنزل مقصود راه زیادی را باید طی کنید. ناامید نباشید و ترس به دل خود راه ندهید. دست از گناه بردارید که عاقبت خوشی ندارد. ...
فال حافظ / از دیده خون دل همه بر روی ما رود - غزل شماره 220
از دیده خون دل همه بر روی ما رود بر روی ما ز دیده چه گویم چه ها رود ما در درون سینه هوایی نهفته ایم بر باد اگر رود دل ما زان هوا رود خورشید خاوری کند از رشک جامه چاک گر ماه مهرپرور من در قبا رود بر خاک راه یار نهادیم روی خویش بر روی ما رواست اگر آشنا رود سیل است آب دیده و هر کس که بگذرد گر خود دلش ز سنگ بود هم ز جا رود ما را به آب دیده شب و روز ماجراست زان رهگذر که بر سر کویش چرا رود حافظ به کوی میکده دایم به صدق دل چون صوفیان صومعه دار از صفا رود تعبیر غزل شماره 220 حافظ ...
فال حافظ / ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی - غزل شماره 433
ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی لطف کردی سایه ای بر آفتاب انداختی تا چه خواهد کرد با ما آب و رنگ عارضت حالیا نیرنگ نقشی خوش بر آب انداختی گوی خوبی بردی از خوبان خلخ شاد باش جام کیخسرو طلب کافراسیاب انداختی هر کسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت زان میان پروانه را در اضطراب انداختی گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما سایه دولت بر این کنج خراب انداختی زینهار از آب آن عارض که شیران را از آن تشنه لب کردی و گردان را در آب انداختی خواب بیداران ببستی وان گه از نقش خیال تهمتی بر شب روان خیل ...
فال حافظ / بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی - غزل شماره 464
بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی در وهم می نگنجد کاندر تصور عقل آید به هیچ معنی زین خوبتر مثالی شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی چون من خیال رویت جانا به خواب بینم کز خواب می نبیند چشمم به جز خیالی رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت شد شخص ناتوانم باریک چون هلالی حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی تعبیر ...
تفسیر غزل شماره 288 حافظ: کنار آب و پای بید و طبع شعر + خوانش صوتی
اساتید ادبیات فارسی، می شنوید. متن غزل شماره 288 حافظ کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش الا ای دولتی طالع که قدر وقت می دانی گوارا بادت این عشرت که داری روزگاری خوش هر آن کس را که در خاطر ز عشق دلبری باریست سپندی گو بر آتش نه که دارد کار و باری خوش عروس طبع را زیور ز فکر بکر می بندم بود کز دست ایامم به دست افتد نگاری خوش شب صحبت غنیمت دان و داد خوشدلی بستان که مهتابی دل افروز است و طرف لاله زاری خوش میی در کاسه چشم است ساقی را بنامیزد که مستی می کند با عقل و می بخشد ...
فال حافظ / گر دست دهد خاک کف پای نگارم - غزل شماره 325
نتواند که برد باد غبارم حافظ لب لعلش چو مرا جان عزیز است عمری بود آن لحظه که جان را به لب آرم تعبیر غزل شماره 325 حافظ: در دوستی از جان مایه می گذارید و هرچه بتوانید برای دوستان انجام می دهید، اما لازم است از یکرنگ بودن آن ها نیز مطمئن شوید که آیا در همه لحظات با شما همراهی می کنند یا فقط شریک شادی و خوشی این روزها هستند. دست به خیر داشته باشید تا بعد از مرگ نیز نام نیک شما به جا بماند. از یاد خدا غافل نشوید و او را عبادت کنید که آرامش دل نزد اوست. ...
فال حافظ / زان می عشق کز او پخته شود هر خامی - غزل شماره 467
زان می عشق کز او پخته شود هر خامی گر چه ماه رمضان است بیاور جامی روزها رفت که دست من مسکین نگرفت زلف شمشادقدی ساعد سیم اندامی روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد که نهاده ست به هر مجلس وعظی دامی گله از زاهد بدخو نکنم رسم این است که چو صبحی بدمد در پی اش افتد شامی یار من چون بخرامد به تماشای چمن برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی آن حریفی که شب و روز می صاف کشد بود آیا که کند یاد ز دردآشامی حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد ...
فال حافظ / شراب بی غش و ساقی خوش دو دام رهند - غزل شماره 201
ادب که سالکان درش محرمان پادشهند جناب عشق بلند است همتی حافظ که عاشقان ره بی همتان به خود ندهند تعبیر غزل شماره 201 حافظ: با اراده راسخ در جهت دستیابی به اهداف خود قدم بردارید. سعی کنید اطرافیان را با دقت بیشتری شناخته و دوستان با صداقت انتخاب کنید. با یار خود سختگیری کرده اید و باعث آزار و رنجش او شده اید، فخرفروشی و کنایه های شما کار را خراب تر می کند. مراقب باشید که از راه عدالت خارج نشده و دچار گناه نشوید. حیله و فریبکاری شما را از هدف دورتر می کند. قبل از هرکاری خوب جوانب آن را سنجیده و از ساده لوحی بپرهیزید. ...
فال حافظ / بیا که رایت منصور پادشاه رسید - غزل شماره 242
بیا که رایت منصور پادشاه رسید نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت کمال عدل به فریاد دادخواه رسید سپهر دور خوش اکنون کند که ماه آمد جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسید ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن قوافل دل و دانش که مرد راه رسید عزیز مصر به رغم برادران غیور ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسید کجاست صوفی دجال فعل ملحدشکل بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید صبا بگو که چه ها بر سرم در این غم عشق ز آتش دل سوزان و دود آه رسید ز شوق روی تو شاها بدین اسیر ...
فال حافظ / عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام - غزل شماره 309
دانی بذله گو چون حافظ شیرین سخن بخشش آموزی جهان افروز چون حاجی قوام هر که این عشرت نخواهد خوشدلی بر وی تباه وان که این مجلس نجوید زندگی بر وی حرام تعبیر غزل شماره 309 حافظ: به تازگی شرایطی فراهم شده تا بتوانید توانایی های خود را به اطرافیان به اثبات برسانید. از این فرصت بهره برده و با عقل و اندیشه همه چیز را به دست آورید. پروردگار همیشه یاور شماست و مقام و پول و عشق به شما داده است اما آیا شما هم شکرگزار خداوند هستید و ارزش نعمت های زندگی خود را می دانید؟ ...
فال حافظ / آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند - غزل شماره 191
آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی وان گه به یک پیمانه می با من وفاداری کند دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او نومید نتوان بود از او باشد که دلداری کند گفتم گره نگشوده ام زان طره تا من بوده ام گفتا منش فرموده ام تا با تو طراری کند پشمینه پوش تندخو از عشق نشنیده است بو از مستیش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند چون من گدای بی نشان مشکل بود یاری چنان سلطان کجا عیش نهان با رند بازاری کند زان طره پرپیچ و خم سهل است ...
فال حافظ / دست از طلب ندارم تا کام من برآید - غزل شماره 233
دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر کز آتش درونم دود از کفن برآید بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان هر جا که نام حافظ در انجمن برآید تعبیر غزل شماره 233 حافظ: برای دستیابی به مراد دل و رسیدن به وصال یار باید همت ...
فال حافظ / دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما - غزل شماره 10
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون روی سوی خانه خمار دارد پیر ما در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم کاین چنین رفته ست در عهد ازل تقدیر ما عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی آه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش رحم کن بر جان خود پرهیز کن از ...
فال حافظ / در خرابات مغان گر گذر افتد بازم - غزل شماره 335
جز تیغ غمت نیست کسی دمسازم گر به هر موی سری بر تن حافظ باشد همچو زلفت همه را در قدمت اندازم تعبیر غزل شماره 335 حافظ: بسیار غمگین و اندوهگین هستید و دوست قابل اعتماد و رفیق شفیق پیدا نمی کنید تا با او درد دل کرده و خود را خالی کنید به همین دلیل افسرده شده اید. از ناامیدی و خودخوری دست کشیده و به توانایی های خود اعتماد کنید. اعتماد به نفس خود را افزایش دهید و با ایمان به هدف به تلاش و کوشش خود ادامه دهید.
فال حافظ / گوهر مخزن اسرار همان است که بود - غزل شماره 213
گوهر مخزن اسرار همان است که بود حقه مهر بدان مهر و نشان است که بود عاشقان زمره ارباب امانت باشند لاجرم چشم گهربار همان است که بود از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح بوی زلف تو همان مونس جان است که بود طالب لعل و گهر نیست وگرنه خورشید همچنان در عمل معدن و کان است که بود کشته غمزه خود را به زیارت دریاب زان که بیچاره همان دل نگران است که بود رنگ خون دل ما را که نهان می داری همچنان در لب لعل تو عیان است که بود زلف هندوی تو گفتم که دگر ره نزند سال ها رفت و بدان سیرت و سان است که بود ...
فال حافظ / گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی - غزل شماره 475
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی شیرینتر از آنی به شکرخنده که گویم ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی گویی بدهم کامت و جانت بستانم ترسم ندهی کامم و جانم بستانی چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند بیمار که دیده ست بدین سخت کمانی چون اشک بیندازیش از دیده مردم آن را که دمی از نظر خویش برانی تعبیر غزل شماره 475 حافظ: بخت و ...
فال حافظ / در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود - غزل شماره 218
در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود تا ابد جام مرادش همدم جانی بود من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار گفتم این شاخ ار دهد باری پشیمانی بود خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش همچو گل بر خرقه رنگ می مسلمانی بود بی چراغ جام در خلوت نمی یارم نشست زان که کنج اهل دل باید که نورانی بود همت عالی طلب جام مرصع گو مباش رند را آب عنب یاقوت رمانی بود گر چه بی سامان نماید کار ما سهلش مبین کاندر این کشور گدایی رشک سلطانی بود نیک نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار خودپسندی جان من برهان نادانی ...
فال حافظ / شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد - غزل شماره 101
شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد گره ز دل بگشا و از سپهر یاد مکن که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ از این فسانه هزاران هزار دارد یاد قدح به شرط ادب گیر زان که ترکیبش ز کاسه سر جمشید و بهمن است و قباد که آگه است که کاووس و کی کجا رفتند که واقف است که چون رفت تخت جم بر باد ز حسرت لب شیرین هنوز می بینم که لاله می دمد از خون دیده فرهاد مگر که لاله بدانست بی وفایی دهر که تا بزاد و بشد جام می ز کف ننهاد بیا بیا که ...
مستی رویا...؛ ماندگارترین عاشقانه ابوالحسن ورزی با صدای بهشتی استاد غلامحسین بنان و ساز جادویی علی ...
پاشیده شان را آغاز کردند و استاد در این مقطع از زندگی اش این غزل زیبا و در برخی جراید منتشر ساخت و بدین وسیله همه کسانی که تلاش کردند آرامش روزهای رفته را به زندگی اش بازگردانند فهماند که دیگر همسرش، آن همسر سابقش نیست با این حال غزل جاودانه بار دیگر بخش تازه از آزردگی های روحی و احساسات لگد مال شده خود را بیان کرد و از سردی بوسه ها و نگاه های بی نوازش و آغوش بدون مهر او، شکوه و شکایت سرداد و چنین سرود: متن شعر آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود چشمِ خواب آلوده اش را مستی رویا نبود نقش عشق و آرزو از چهرۀ دل شسته بود عکس شیدایی در آن آیینۀ ...
عاشقانه ترین آواز استاد شجریان با شعری از فروغی بسطامی، صدایی که دل هر عاشقی را می لرزاند / دلم از نرگس ...
از همه طرارتر است گر نشانند به یک دایره عیاران را چشم مردم فکنت از همه عیارتر است گر گشایند بتان دفتر مکاری را بت حیلت گر من از همه مکارتر است عقل پرسید که دشوارتر از کشتن چیست عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است تیشه بر سر زد و پا از در شیرین نکشید کوه کن بر در عشق از همه پادارتر است در همه شهر ندیده ست کسی مستی من زان که مست می عشق از همه هشیارتر است دوش آن صف زده مژگان به فروغی می گفت که دم خنجر شاه از همه خون خوارتر است سر شاهان جوان بخت ملک ناصردین که به شاهنشهی از جمله سزاوارتر است غزل شمارهٔ 67 ...
ویژه 27 شهریور؛ زیباترین پیام های تبریک روز شعر و ادب پارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار / از عاشقانه ...
به گزارش سرویس مجله خانواده ساعدنیوز، 27 امین روز از شهریورماه روز گرامیداشت ادیبان و شاعران فارسی زبان است. شهریار ملک ادب ایران سید محمدحسین بهجت تبریزی متولد خطه آذربایجان چشم از جهان فروبست و روز شعر و ادب فارسی به یادگار در تاریخ قلم خورد. وی که متولد تبریز بود اشعار زیادی به زبان فرسی و ترکی به یادگار گذاشته و در مقبره الشعرای دیار تولدش به خاک سپرده شد. هرساله در این روز یاد و آثار همه شاعران فارسی زبان که تک تک آنان سهم بسزایی در غنای ادبیات زبان فارسی دارند گرامی و ارج نهاده میشود. متن و عکس نوشته تبریک روز شعر و بزرگداشت استاد شهریار روز بزرگداشت مقام شاعر ...
مال دنیا آتش آرام سوزی بیش نیست / عجیب ترین غزل واعظ قزوینی با شعرخوانی جاودان رشید کاکاوند؛ کلمه به ...
! از رخ خوبان، دگر کوتاه کن دست نگاه این گل بیرنگ و بو، چیدن ندارد این همه مرگ نبود عمر من، غیر از حیات تازه یی از حیات تازه ترسیدن ندارد این همه نام مردن برده واعظ پیش طبع نازکت گفته حرفی راست، رنجیدن ندارد این همه غزل واعظ قزوینی شمارهٔ 561 غزلیات شاعر به موضوع ناپایداری و فانی بودن دنیا می پردازد. او به زیبایی و فریبندگی ظاهری دنیا اشاره می کند و بیان می کند که ثروت و مال تنها باعث آرامش موقتی هستند و در نهایت بی ارزشند. شاعر تأکید می کند که آرزوها و خواسته های دنیوی ما نه تنها ارزشی ندارند، بلکه ما را از ...
عاشقانه افسانه ای حسین منزوی با شعرخوانی دلنشین استاد کاکاوند که مشابهش سروده نشده/ زیباترین تصویر از یک ...
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعد نیوز، حسین منزوی یکم مهرماه 1325 در زنجان در خانواده ای فرهنگی به دنیا آمد. وی از سنین جوانی سرودن شعر را آغاز کرد و در سال 1346 به عنوان شاعر خود را مطرح کرد و غزل های او مورد توجه غزل سرایان قرار گرفت. منزوی در سال 1346 وارد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد. اما این رشته را رها کرد و به جامعه شناسی رو آورد، او این رشته را نیز ناتمام رها کرد و در سال 1350 مجموعه شعر حنجره زخمی تغزل را منتشر کرد. این کتاب در بخش شعر جهان جایزه فروغ فرخزاد؛ که در آن دوران جزو معتبرترین جوایز ادبی ایران بود، را به دست آورد. پس از انتشار این کتاب در صدا و سیما مشغول به کار شد و در ...