سایر منابع:
سایر خبرها
روزهای ماه رجب را دریابید!
/> مفسر برجسته قرآن کریم با اشاره به آیه فَلَنُذِیقَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا عَذَابًا شَدِیدًا وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿27﴾ ، بیان کرد: در جریان عذاب ذائق، مذوق را هضم می کند، اما یک وقت است انسان آب گوارا را هضم می کند و یک وقت آب تلخ و گدازنده را هضم می کند، اگر انسان یک بار عذاب بچشد، نظیر مرگ تمام می شود اما وقتی که عذاب مستمر و مانند آن است، این ها دائما در حال هضم
اصل بقاء کار وسرمایه
، بکلی این اصل - آزادی- را کنار گذاشته در صورتیکه هرچیزی که از آن سوء استفاده شد نباید آنرا کنار گذاشت بلکه باید جلوی سوء استفاده را گرفت ومثلاً در همین مورد راهی را که اسلام پیشنهاد نموده توجه دادن انسانهابه فطرت، کرامت انسانی ودر یک کلام مبدأ و معاد! و اینکه زندگی در این جهان بخشی از زندگی کلی انسان است همانطور که قسمت مرئی نور بخشی از نور است که از امواج رادیوئی - باطول موج بسیار بلند که ابتدا
مراسم گرامیداشت استاد دکتر عبدالحسین جلالیان
حسین معلم، معلم و نویسنده درود بر منتقد سرشناس یزدی، آقای محمدرضا شوق الشعرا! به دلیل وجدان معلمی و باورهای معلمی ناگزیرم چند کلامی در رابطه با گرامیداشت استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" به آگاهیتان برسانم: در جریان تالیف کتاب "حافظ به زبان ساده" برای جوانان و صحبت های پیاپی با استاد دکتر "جلالیان" و نشست های پیاپی در جمع شاعران (انجمن شعر حافظ) که پایه گذارش خود دکتر است... و نیز مطالعه، بررسی و وارسی بسیاری از آثار (از جمله آثار استاد بهاءالدین خرمشاهی، دکتر محمد معین، دکتر قاسم غنی، دکتر محمد استعلامی، دکتر سعید حمیدیان و...) و نیز آثار متعدد دکتر "جلالیان" (از جمله آخرین اطلاعات ناب و منحصر به فردشان در مورد فرخی یزدی و وحشی بافقی...) متوجه شدم که ایشان برجسته ترین و سرآمد شاعران معاصر فارسی زبان جهان است! (اینجا منظورم از معاصر در قید حیات است) و حتی از نامدارانی که به دلیل پرهیز از اصطکاک معذورم نامشان راببرم بزرگ تر، برتر و در سرودن و شناخت شعر به ویژه غزل چیره تر و قوی تر است. توضیح: 1-...ایشان به هیچ وجه حاضر نبوده و نیست که کسی برایش مراسم گرامیداشت بگیرد (حال چه طور شده که به او قبولانده اند! خودم هم نمی دانم؟! و این که چرا سرانجام پذیرفته است بسیار شگِفت زده ام؟!) 2- استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" از آن یزدی های اصیل (میبدی) است که ذاتا دل در گرو بالندگی فرهنگ و ارتقای انسان ها دارد و با زحمات طاقت فرسا و مغزسوز خود به باورش جامه عمل هم پوشانده است... . 3- استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" بدون آن که به قول خودت اَدا درآورد و بخواهد فقط نمایشش را بدهد، خیرخواه، دلسوز، دل بزرگ و لوتی صفت است (به طوری که مثلا اگر کوچکی چون این جانب هم به سراغش برود و هر بار وقتش را بگیرد تا چیزی یاد بگیرد، کتابی هم هدیه می گیرد) منظورم این است که هم برای یادگیرنده احترام قایل می شود، هم برای امر مقدس یاددهی- یادگیری ارزش قایل است. رفتارش هم آن چنان که پیش از این اشاره کردم ساختگی، باسمه ای و تصنّعی نیست... . (تنها موردی که می ماند برخی- و اگر دقیق تر بگویم؛ تعداد بسیار اندکی مصراع - از شعرهای کتاب "پله های سنگی" است که قضاوت پیرامون آن ها وقت، گفتار و نوشتار گسترده می طلبد... و فعلا به هیچ وجه نمی توان تلگرافی و پیامکی در موردش قضاوت نمود و حکم صادر کرد.) اما! الف- تا آن جا که این کوچک آگاه هستم در حال پالایش، بازنویسی و نیز کامل کردن اشعار همین کتاب بحث برانگیز است... . ب- چنانچه حکم هم صادر کنیم و فرض کنیم این چند مصراع بدِ بدِ بد هم هست! خب! حتی در این صورت هم خردمندان و منطقیون می گویند: اصلاح باید شود، نه تخریب!؟ به سخن ساده تر: نادیده گرفتن تمام زحمات و تخریب کل آثار و به تبَع آن تخریب یک شخصیت زحمت کش، شریف، مستقل، آزاده و دانشمند که افتخار دیار است کار عاقلان نیست . 4- ایشان انسانی بسیار سالم و درستکار است: نه سیگاری است، نه تریاکی! (نه صیغه ای، نه دوده ای...) نه بیکاره و مفتخور. کوچک ترین ناهنجاری و بزهکاری نه داشته، نه اکنون که بیش از 80 سال دارد، دارد. همیشه در این دیار نجیب و سرفراز، زحمت کشیده و برادرانه و پدرانه، گمنام و فروتنانه دلسوزانه در خدمت پزشکی و درمان دردمندان بوده است و هیچ چشم داشت مادی یا غیرمادی از کسی نداشته است. و آن چنان که اشاره کردم هرگز در پی مراسم و گرامی داشت و خودنشان دادن و خودنمایی و... نبوده، تا چه رسد به آن که بخواهد الگو برای کسی شود (و این در حالی ست که شوربختانه کسانی در این دیار زحمتکش الگوی مردم عامی، جاهل و بی سواد شده اند- حتی الگوی برخی به اصطلاح باسوادها و مدرک ستانده ها- که در تمام عمرِ دروغ و فریبِ خود، حتی یک روز قصابی، بقالی، نجاری، کارگری... نکردند و شوربختانه تر این که؛ الگو هم شده اند و برایشان گرامیداشت ها هم برگزار شده است!؟ 5- شرح دیوان حافظ را که استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" نوشته اند، بارها خوانده و با بسیاری از شرح های دیگر که پیشتر اشاره ای کردم مقایسة تطبیقی کرده ام. و خدا را گواه می گیرم که راست می گویم: شرح ایشان اگر نگویم از تمام شرح ها بهتر است، که قطعاً کامل تر است. مثلاً در مورد بیتِ: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مساله آموز صد مدرّس شد حتّی برجسته ترین و مشهورترین حافظ شناس و حافظ پژوه؛ استاد بهاءالدّین خرمشاهی در موردش سکوت کرده اند!؟ ولی استاد جلالیان ضمن توجّه به فرمایش تمام صاحب نظران پیش از خود، قاطعانه در موردش اظهار نظر کرده و تکلیف همه را روشن نموده است. *آشکار است که اشاره ام به سرور ارجمندم استاد بهاءالدّین خرمشاهی و حافظ نامه ی ایشان اصلا و ابدا زبانم لال کوچک کردن آن فرهیختة دین باور نیست و صرفاً خواستم شاهد مثال آورده باشم (وگرنه استاد بهاءالدّین خرمشاهی حق پدری و معلّمی بر این کوچک دارند و حتّی رفت و آمد خانوادگی داریم و همه می دانند که حرف اوّل و آخر را در مورد حافظ ایشان می زنند...). برادر فاضل، هوشیار و منتقد دردمند، جناب شوق الشعرا! تردید ندارم که بهتر از این کوچک(معلّم) می دانید؛ در دیاری که مثلاً به جای گرامیداشت علّامه دهخدا و فردوسیِ بزرگ مراسم گرامیداشت برای دیگرانی بسیار بسیار ناچیزتر برگزار می شود، نه افتخار که مایه ی افسوس و شوربختی ست. ...در دیار نجیب یزد هم باید دست کم نام مراکز درمانی اش نام"ابوعلی سینا" یا "زکریای رازی ، یا مجیبیان ، هراتی ، و مرتاض باشد که بحمدلله برخی هست یا باید به نام دکتر"عبدالحسین جلالیان" باشد... . جناب شوق(عزیز دل!) آهنگم از نوشتن این چند سخن چیزی جز پروردگار و در دیدگاه پروردگاربودن، نبود(بر این باورم که اگر نمی گفتم و نمی نوشتم به روز رستاخیز برای سکوت خود پاسخی نداشتم). ختم کلام! جناب محمدرضا شوق الشعرا! بارها در حضورتان و در غیابتان گفته و نوشته ام که؛ دست کم بخشی از ارزش ها و خوبی های یزد مدیون جرأت، جسارت، همّت، دقّت و قلم پرتوان شماست (خدای شما هم شاهدم بوده است که هر از گاهی به مسوولان خُرد و کلان شهر از جمله فرماندار گفته ام که باید از شما تجلیل و قدردانی نمایند). اکنون هم به عنوان برادری کوچک از شما درخواست دارم با قلم خود به یکی، دو نفر که نادانسته(و صرفاً به خاطر چند مصراع) به انتقاد نه که سرزنشِ استاد جلالیان می پردازند چند نکته را یادآور شوید: مرحوم علامه دهخدا در امثال و حکم ضرب المثلی دارد که می گوید: اومد لب بوم قالی تکون داد، قالی خاک نداشت خودشو نشون داد! به سخن ساده تر؛ به این یکی دو نفر بفرمایید درست نیست که نود و نه درصد خوبی ها را نادیده بگیرید و سبکسرانه یک درصد کاستی را بزرگنمایی کنید و با همین مستمسک به یکی از خدمتگزاران سالم، آزاده، مستقل و اندیشمند دیار بتازید(اگر این یک درصد کاستی این قدر شما را برآشفته، چرا آن نود و نه درصد تکانتان نداده است؟!) خوب به یاد دارم که روزی یکی از دانش آموزانم پیامکی برایم فرستاده بود، نزدیک به این مضمون: اگر آجری در دیواری شکسته است، باید با دقت و ظرافت آن آجر را تعویض کرد. تخریب کلّ دیوار ابلهی ست! اگر کسانی دوست دارند در رسانه های امروزی که به برکت تکنولوژی کافرها!! به دیار ما هم رسیده است، به انتقاد بپردازند، اوّلاً یادآور شوید که؛ انتقاد به معنی تخریب و سرزنش نیست، به معنی بیان خوبی ها و بدی هاست...، ثانیاً؛ در همین روز و روزگار و در همین دیار کم دردهای آزاردهنده است که می توان از آن انتقاد کرد؟! چه طور شده که همه را رها کرده و بر موج سوار شده و یقة یکی از افتخارات دیار را چسبیده اند؟! (مثلاً شورای شهر که از صدر تا ذیلش انتقاد دارد، یعنی از زمانی که حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی از میان دیگر اصل های معطّل ماندة قانون اساسی این اصل را صرفاً برای پیشبرد مسائل سیاسی و حزبی خودش بیرون کشید و آش شله قلم کاری پخت که چند وجب روغن روی ان است...، یا عملکرد معاون سیاسی امنیتی استاندار در بیرون راندن افغانستانی ها...، یا شناسایی و دستگیری دزدان و ادمکشان همچون قاتل پزشک نجیب، زحمت کش و برجستة یزدی دکتر محمّد بامشاد که سال ها، بله سال ها! از قتلش می گذرد و به قول معروف دَمش را در نمی آورند؟؟...) جناب شوق! عزیزم! آزادی بیان و انتقاد، حتی انتقاد از استاد جلالیان اشکالی ندارد و دست کم خود شما خوب می دانید که خود من هم 20 سال پیش از برخی کاستی های ایشان انتقاد کرده ام(روزنامه اش هنوز موجود است) امّا! این هم خیلی بد است که ندانسته و نا آگاهانه صرفاً از روی توهّم و یا حداکثر از روی برخی کاستی های جزئی کل را زیر پرسش ببریم. آیا کل را به خاطر جزء زیر پرسش بردن در شآن انسان(بما هو انسان) است؟! آرزو دارم پروردگار بخشاینده و مهربان تک تک ما را یک آن به خود وامگذارد. و به تک تکمان (و از جمله این کوچک) ادب، تربیت، انصاف، منطق، بزرگواری، گذشت، جنبه، ظرفیت، جوانمردی، راز داری و عیب پوشی، قدردانی، چشم و رو داشتن، احترام بزرگتر و کوچکتر نگه داشتن و همشهری دوستی هدیه کند . دلخش باشی عزیزم(غزلی از حافظ هم برای پایان خوش): منم که شُهره شَهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافری ست رنجیدن به پیر میکده گفتم که چیست راهِ نجات؟! بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن ز خط یار بیاموز مِهر با رخ خوب که گِرد عارض خوبان خوش است گردیدن مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن ...
گفته ها و ناگفته های شنیدنی فیلم محمد(ص)-ناگفته های شنیدنی آهنگساز فیلم محمد(ص) و خبرهای مرتبط با فیلم ...
ناگفته های شنیدنی آهنگساز فیلم محمد(ص) آی.آر. رحمان ،آهنگساز هندی فیلم سینمایی محمد رسول الله به کارگردانی مجیدی مجیدی ، همکاری با مجیدی را پرچالش ترین پروژه کاری خود دانسته و در این باره گفت: فقط 6 ماه طول کشید تا متوجه شوم که مجیدی از من چه می خواهد. به گزارش مشرق، آی. آر. رحمان ، آهنگساز برنده اسکار و گرمی سینمای هند که فیلم های موفقی چون میلیونر زاغه نشین ، 127 ساعت و الیزابت: دوران طلایی را در کارنامه کاری خود دارد، همکاری با مجید مجیدی در پروژه محمد رسول الله را یکی از خاطره انگیزترین، پرچالش ترین و سخت ترین پروژه کاری خود می داند. رحمان در این باره گفت: تمام کارگردانانی که من تاکنون با آنها کار کرده ام با سبک کاری من آشنا هستند و حدود 25-20 سال از آشنایی ماها می گذرد...ولی مجیدی آنچه را که انجام می دادم را متوجه نمی شد و در واقع هیچ چیز راجب به من نمی دانست. وی افزود: به همین خاطر اگر چیزی می نواختم، این سؤال برایش پیش می آمد که این دیگر چیست؟ این مسئله حدود دو فصل طول کشید تا اینکه من بالاخره متوجه شوم که او چه انتظاری از من دارد. سپس از او پرسیدم که دیگر چه دوست دارد، به همین خاطر از او خواستم که به آثار دیگران گوش دهد و بر همین اساس یک فهرست از اولویت های مورد نظر او برای خود ساخت و اینگونه شد که سرانجام پس از 6 ماه توانستم به ذائقه او و آنچه که خواسته اوست پی ببرم. وی متذکر شد: عاشق کار با مجیدی هستم و کار با او رویای من برای کار در سینمای ایران را محقق کرد. همیشه شیفته سینمای ایران بودم، در حقیقت این علاقه را نسبت به هر سینما دیگری خارج از مرزهای هند هم دارم چون آنها علی رغم محدودیت های موجود، چنین آثار زیبایی را خلق می کنند. همیشه می خواستم که در ایران کار کنم ولی خوب متاسفانه مشغله کاری اجازه چنین کاری را به من نمی داد. رحمان در ادامه این مصاحبه درباره موسیقی مجبوبش در میان نامزدهای اسکار امسال گفت: موسیقی متن فیلم ضربه شلاق را خیلی دوست داشتم، چون موسیقی آن یک موسیقی جاز بود، نوعی از موسیقی که تعداد اندکی از مردم با آن در ارتباطند. به گزارش فارس، این آهنگساز 48 ساله در مصاحبه چند هفته پیش خود با روزنامه تایمز آف ایندیا، نیز عنوان کرده بود که استاندارهای فیلم محمد (ص) بسیار بالاست و همکاری با مجیدی برای او تجربه فوق العاده ای بوده است. وی در این مصاحبه گفت: علی رغم استرس های زیادی که داشتم، در نهایت مجیدی از موسیقی فیلم راضی و خوشحال بود، رضایت او به حدی بود که مرا در آغوش کشید و به من تبریک گفت. حقیقتا تجربه بسیار تکان دهنده ای بود. بنا بر این گزارش، آی.آر. رحمن با نام دیلیپ کومار در خانواده ای هندو متولد شد ولی در سنین جوانی به دین مبین اسلام گروید و نام خود را به الله راخا رحمان تغییر داد. رحمن از 16 سالگی وارد عرصه موسیقی شد و پس از چند سال در سال 1990 ساخت آهنگ برای فیلم را آغاز کرد. نتیجهٔ بیش از ده سال فعالیت مداوم در صنعت فیلم سازی هند و جهان برای ای. آر. رحمان فروش بیش از صد میلیون نسخه موسیقی فیلم و بیش از دویست میلیون آلبوم از آثار او است که او را در زمره پرفروش ترین هنرمندان موسیقی جهان قرار می دهد. مجلهٔ تایم در سال 2009 رحمان را در لیست تایم 100 به عنوان یکی از صد فرد تأثیرگذار در جهان معرفی کرده است. او تاکنون برنده جوایز بسیاری چون چهار جایزه ملی فیلم هند، یک جایزه بفتا، یک جایزه گلدن گلوب و دو جایزه اسکار شده است. جلیل رسولی توضیح داد: جلیل رسولی توضیح داد: مجید مجیدی فیلم محمد(ص) را به امام رضا(ع) تقدیم کرد غبطه سید محمود رضوی به عوامل فیلم محمد رسول الله(ص) هفت دلیل برای رکورد شکنی فروش فیلم محمد کمبود آثار هنری پیرامون زندگی پیامبر (ص)، نیاز مخاطبین به دانستن بیشتر در این رابطه را بیش از پیش دامن زده است؛ چه آنکه سال ها از تولید و نمایش فیلم محمد رسوال الله ساخته ی مصطفی عقاد به عنوان تنها اثر سینمایی پیرامون زندگی رسول خاتم می گذرد و این حس نیاز دانستن درباره ی زندگی ایشان، به افزایش مخاطب این فیلم کمک خواهد کرد. به ویژه که مجیدی دست روی مقطعی گذاشته که در فیلم عقاد اصلاً به آن اشاره نمی شود. به گزارش مشرق، با اکران پنج فیلم نوروزی از چهارشنبه هفته گذشته، اکران سینمایی سال 94 رسماً آغاز شد. اکرانی که به نظر اکثر صاحب نظران، با توجه به تعدد آثار ضدمخاطب و بی قصه در جشنواره ی سی و سوم، چندان افق روشنی ندارد؛ اما در این میان، یک فیلم هست که می تواند معادلات سینمای ایران در سال 94 را تغییر دهد. چند روزی است که زمزمه ها حکایت از تکاپوی مدیران سینمایی و عوامل فیلم محمد مجید مجیدی (ص) برای اکران این فیلم دارد. چه آنکه عده ای از قطعی شدن اکران عظیم ترین فیلم تاریخ سینمای ایران در عید فطر خبر داده اند و برخی نیز، از تلاش بنیاد مستضعفان برای تجهیز سینماها جهت اکران فیلم محمد با سیستم پخش D خبر داده اند. زمزمه هایی که گمانه زنی پیرامون میزان فروش این فیلم را داغ تر از همیشه کرده است و باعث طرح یک سوال مهم شده است: آیا فیلم محمد می تواند رکوردهای فروش سینمای ایران را جابجا کند؟ از همین رو، گرچه هنوز کمی زود به نظر می رسد، اما بر آن شدیم تا در واپسین روزهای سال 93، این گمانه را که آیا اکران فیلم مجیدی می تواند مهم ترین اتفاق سال 94 را رقم بزند، بررسی کنیم. چه آنکه به نظر می رسد آخرین دستاورد سینمای مجیدی به دلایل زیر قابلیت فروش بسیار بالا و جذب مخاطب در حد رکوردشکنی را داراست: محمد بر خلاف غالب فیلم ها و سریال های تاریخی، روایتگر یک داستان بکر و کمتر شنیده شده است. چرا که مقطع کودکی رسول الله (ص) از آن برهه های تاریخی مهمی است که معمولاً در روایت های تاریخی جا می افتند. حکایت گروهی از اهل کتاب که زودتر از تولد پیامبر آخر مطلع می شوند و در صدد تدبیر و چاره جویی برمی آیند در کنار همه ی فراز و نشیب های زندگی پیامبر خاتم (ص) در کودکی. به خصوص که این بخش دوم با سکانس های درخشانی چون سکانس رم کردن شتر در بازار و نحوه ی آشنایی حلیمه (دایه ی پیامبر) با آمنه (مادر پیامبر) همراه شده است که چه از حیث حسی و چه از حیث تکنیکی، یکی از نقاط عطف فیلم به شمار می رود. فارغ از این، کمبود آثار هنری پیرامون زندگی پیامبر (ص)، نیاز مخاطبین به دانستن بیشتر در این رابطه را بیش از پیش دامن زده است؛ چه آنکه سال ها از تولید و نمایش فیلم محمد رسوال الله ساخته ی مصطفی عقاد به عنوان تنها اثر سینمایی پیرامون زندگی رسول خاتم می گذرد و این حس نیاز دانستن درباره ی زندگی ایشان، به افزایش مخاطب این فیلم کمک خواهد کرد. به ویژه که مجیدی دست روی مقطعی گذاشته که در فیلم عقاد اصلاً به آن اشاره نمی شود. 2-آخرین فیلم مجیدی ، از حیث بصری و تکنیکی، جذابیت های فوق العاده ای دارد و استانداردهای سینمای ایران را از هر حیث ارتقا داده است؛ چه آنکه به جز سکانس های بخش ابرهه و ماجرای اصحاب فیل ، جلوه های ویژه ی فیلم، دیدنی و جذاب از آب درآمده است و به طور مثال، در سکانس هایی مثل شهر ساحلی ، فیلم از حیث تکنیکی چیزی از فیلم های روز هالیوود کمتر ندارد. علاوه بر این، قاب بندی های مجیدی در فیلم، در قامت سینمای ایران بی نظیر است. تک تک سکانس های این فیلم به یک قاب نقاشی می مانند که انگار کارگردان همچون نقاشی چیره دست، آن ها را طراحی کرده است. از همین رو، فیلم با هیچ فیلم دیگری در سینمای ایران قابل مقایسه نیست و به فیلم های درجه یک هالیوودی پهلو می زند. شاعرانگی فیلم نیز که تناسب درستی با نقطه نظر کودکانه ی پیامبر در داستان برقرار کرده است، تا حدی محصول همین قاب بندی های زیبا و واجد حس است. 3-فیلم قابلیت آن را دارد که بسیاری از اقشار قهر کرده با سینما و مخاطبین خاموش سینمای ایران را چه به واسطه ی عظمت ساختاری و تکنیکی و چه از حیث ارزش های مضمونی، به سینما بیاورد که البته این دومی، قطعاً مهم تر از اولی است. فیلم مجیدی در صورت اکران درست و تبلیغات صحیح، به راحتی قادر است مردمی را که سال هاست به دلیل بیراهه رفتن آثار داخلی از ارزش های دینی و مضمونی، به سینما نرفته اند، دوباره با سالن های سینمای وطنی آشتی دهد. به خصوص خانواده های ایرانی که حالا کمتر از هر وقت دیگری، سینما رفتن را به عنوان یک تفریح پیش روی خود می بینند. تاثیر این خیزش مخاطبین خاموش را در همین اکران سال 93، در مورد فیلمی مثل شیار 143 به وضح می توان دید؛ فیلمی که با وجود اکران در آبان ماه، توانست 4 میلیارد تومان فروش کند و با وجود مولفه های روستایی و غیرکمیک و عدم بهره گیری از ستاره های بفروش، از بسیاری از آثار پرمدعای سینمای ایران در گیشه موفق تر ظاهر شود. 4-فیلم مجیدی به معنای حقیقی کلمه سینماست. از آن دست فیلم هایی که دیدن آنها روی پرده به شدت با دیدن شان در پلیرهای خانگی توفیر می کنند. آن هم در میانه ی اکران فیلم های سال 94 که غالباً آنها رامی توان با سه ویژگی مینی مال، آپارتمانی و شخصی توصیف کرد و احتمالاً دیدن آنها روی پرده تفاوت چندانی با تماشای آنها در خانه ندارد. اما قاب بندی های فکر شده و چشم نواز فیلم مجیدی ، عظمت سپاه وحوش انسان نمای ابرهه، حس هیجان سکانس شهر ساحلی و زیبایی حیرت انگیز فصل سفر به یثرب این فیلم را جز در سینما نمی توان درک کرد. به همین دلیل، احتمالاً این عامل باعث حضور جمع بیشتری از مخاطبین در سینماها خواهد شد. 5- محمد بر خلاف ظاهر عظیم و صرفاً تکنیکی اش، فیلمی مملو از حس است؛ تا جایی که بسیاری از سکانس های فیلم قابلیت آنکه احساس مخاطب را تحریک کند و او را به گریستن وادارد، داراست. عاملی که در جوامع احساسی چون ایران، همیشه موجب فروش بالای فیلم ها شده است. 6- زمانه ی وقوع رویدادهای فیلم محمد گرچه مربوط به زمانه ی جاهلیت عربی در صدر اسلام است، اما با این حال، کارگردان نسبت درستی با زمانه ی حال و وضعیت حاضر جهان اسلام و به خصوص ایران برقرار می کند و با پیوند زدن تاریخ اسلام به عصرحاضر، فیلم را از تاریخ محض شدن نجات می دهد؛ به خصوص که آغاز و پایان فیلم با فرازهای مربوط به شعب ابی طالب و تحریم کفار و نیز نقش تقابلی صهیونیست های موعودگرا در وقایع دوران کودکی پیامبر (ص) (که به درستی در فیلم از یهودیان راستین تفکیک شده اند)، در زمانه ی تحریم ایران و اوج تقابل ایران و رژیم صهیونیستی در صحنه ی بین الملل، باعث شده تا فیلم امکان تأویل و تفسیرهای فرامتنی برای مخاطب خاص را نیز فراهم کند. 7-دلیل هفتم یک دلیل فرامتنی است؛ زیرا هیچ فیلم ایرانی تا همین امروز از نخستین مراحل تولید تا مراحل پخش و ساخت، به اندازه ی فیلم محمد در جوامع بین المللی حساسیت برانگیز نبوده اند و مورد بحث و بررسی رسانه ای به خصوص از جانب کشورهای عربی قرار نگرفته اند. به ویژه که از همین حالا، علمای الازهر تحت تأثیر فضاسازی رسانه ای و خبرهایی مبنی بر نمایش تصویر پیامبر در این فیلم، فتاوایی در حرمت تماشای این فیلم صادر کرده اند. علاوه بر این، پیش بینی می شود که با آغاز اکران احتمالی این فیلم در جشنواره های بین المللی و دیده شدن اثر، حواشی پیرامونی عظیم ترین فیلم تاریخ سینمای ایران دوچندان گردد. حواشی و حرف و حدیث هایی که معمولاً در ایران به فروش فیلم ها کمک می کنند. از طرفی در ایران نیز، بعد از چند نمایش محدود فیلم، محمد حامیان و مخالفان جدی و دوآتشه ای پیدا کرده است که بدیهی است با نزدیک تر شدن به تایم نمایش فیلم، این جبهه بندی گسترده تر شود و فضای رسانه ای پیرامون این فیلم را داغ تر خواهد کرد. به خصوص که احتمالاً جدال رسانه ای پیرامون هزینه های فیلم و کیفیت فیلمنامه، همین حالا هم به بستر بحث های جدی درباره ی این فیلم تبدیل شده است و این امکانی است که هر فیلمی از آن بهره مند نخواهد شد. اما با همه ی این ها باید صبر کرد و منتظر شد؛ به ویژه که نوع مواجهه ی مسئولان با این دستاورد ملی سینمای ایران در مهیا کردن امکان اکران آن، در تحقق فروش بالای این فیلم ارزشمند تاثیرگذار خواهد بود. کمیته اکران فیلم محمد رسول الله تشکیل میشود کمیته اکران فیلم محمد رسول الله در شرکت سینمایی نور تابان تشکیل می شود تا بهترین شرایط را برای نمایش این اثر فراهم کند. آنها اظهار امیدواری کردند با توجه به عزم وی در تکمیل حرکت قبلی بنیاد مستضعفان مبنی بر استمرار توجه فرهنگی به حوزه سینما که با دستور سعیدی کیا برای اکران مناسب فیلم سینمایی محمد رسول الله (ص) صورت گرفته از کمک های بنیاد مستضعفان به حوزه زیرساخت فرهنگ و مخصوصاً سالن های سینما که قرار است به زودی انجام شود، قدردانی کردند. آنان همچنین از تلاش برای اکران مناسب داخل و خارج فیلم که همچنان با پشتیبانی صادقیان معاون هماهنگی بنیاد سیاستگذاری و برنامه ریزی بنیاد صورت خواهد گرفت، خبر دادند و اضافه کردند بناست کمیته اکران این فیلم در شرکت سینمایی نور تابان که علاوه بر مالکیت و تهیه کنندگی، پخش فیلم را هم به عهده دارد تشکیل و پیش بینی های لازم را انجام دهند. کارگردان و مدیر پروژه فیلم محمد رسول الله (ص) در پایان سال فرصت را مغتنم دانستند تا از مجموعه بنیاد مستضعفان و فروزنده و سعیدی کیا و صادقیان به جهت تلاش ها و کمک هایشان تشکر کنند. این خبر در حالی به دست رسانه ها رسید که ایمیلی از شرکت نور تابان نیز به رسید که در آن تاکید شده بود منبع رسمی همه اخبار مربوط به پروژه سینمایی محمد رسول الله این شرکت است. در ایمیل رسیده آمده است: نظر به مصاحبه جناب آقای حیدریان مدیر محترم پروژه فیلم سینمایی محمد(ص) در خصوص اکران این فیلم در عید سعید فطر و ضرورت اطلاع یافتن اصحاب محترم رسانه و افکار عمومی از زمان دقیق اکران این فیلم سینمایی فاخر، به اطلاع می رساند همان گونه که سابقا بعرض رسید مرجع انتشار کلیه اخبار رسمی و موثق این فیلم شرکت سینمایی نور تابان بعنوان تهیه کننده رسمی این فیلم سینمایی است و هرگونه انتشار و نشر اخبار توسط سایر دست اندرکاران عزیز این فیلم فاقد اعتبار است. سنگ تمام سیدمهدی شجاعی برای فیلم محمد(ص) سید مهدی شجاعی یادداشتی بر فیلم محمد(ص) ساخته مجید مجیدی نگاشته است، او در یادداشت خود مجیدی را آغازگر یک حرکت یا تحول در سینمای دینی می داند و می نویسد: فیلم پیامبر، بدون شک، کاری سترگ، تأثیرگذار و ماندگار است. فیلم پیامبر، بدون شک، کاری سترگ، تأثیرگذار و ماندگار است. مجیدی و تیم همراهش برای این کار، تمام دقت، خلاقیت، تجربه و توان خود را در طبق اخلاص نهاده اند و این ظرف اخلاص است که به همه عناصر فیلم، هویت و برکت بخشیده است. مهمترین هنر این فیلم پاسخ گفتن به یک نیاز یا خلاء تاریخی است. و آن خلاء در یکی – دو جمله این است: یک روایت صحیح و صادقانه از پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم، روایتی که از اغراض و امراض و تحریف ها به دور باشد و با حقیقت نسبتی درست برقرار کرده باشد. روایتی که در عین پای بندی اش به مستندات، از زبان و بیانی بلیغ و هنرمندانه بهره برده باشد. جای چنین نگاه و روایتی در مورد پیامبر خاتم، در تاریخ سینمای ایران و جهان خالی بوده است. در ساختمان هنر در همه رشته ها و شاخه های آن هر آجر تازه ای، بر آجرهای قبلی قرار می گیرد و استوار می شود و هیچ اثر هنری را نمی توان معلق میان زمین و آسمان تصور کرد. یا ارتباط و اتصالش با تجربه های پیشین را منکر شد. ولی برخی از آثار هنری در مسیر تکوین خود به نحو متداول و مرسوم قدم برنمی دارند، انگار که چند پله را با یک جهش پشت سر می گذارند. و فیلم محمد (ص) به گمان من اثری از این دست است. فیلم هایی که سینمای جهان با محتوای تاریخ و سیره پیامبران، در آرشیو خود دارد، عموماً آمیخته به تحریف یا لااقل برداشت های نادرست، از اندیشه و سیره و سلوک انبیاست. مقصود من بخش های تخیلی نیست، دخالت های هنری سناریست و کارگردان نیست، دراماتیزه کردن روایت های تاریخی هم نیست. مقصودم اساس اندیشه و بنیان جهان بینی در این آثار است. مقصودم فقدان درک صحیح از جهان بینی توحیدی و رسالت انبیاست. بروز اشکال محتوایی در فیلم ها و سریال های ایرانی به گونه دیگری است. شاید تعبیر سطحی نگری و سهل انگاری بر آنچه تا امروز اتفاق افتاده انطباق داشته باشد. متاسفانه این دو خصیصه یا نقطه ضعف در همه شئون آثار خودش را نشان می دهد. در تحقیق و پژوهش، در تألیف و نگارش، در کارگردانی، در طراحی صحنه، در گریم، در فیلمبرداری، در موسیقی و حتی در تدوین و صداگذاری، آنچه فیلم محمد (ص) را نسبت به آثار پیشین متمایز می کند، تأمل و دقت بر تمامی این وجوه و عناصر است. در تمام این موارد، ممکن است کسانی اختلاف نظر یا اختلاف سلیقه داشته باشند ولی کسی نمی تواند منکر تأملات و دقت های وسواس آمیز در مورد تک تک این وجوه و عناصر بشود. به عبارتی در این فیلم، هیچ حرکتی را نمی شود گفت که بی فکر و فلسفه صورت گرفته. جدی ترین اشکالی که تا به حال در مورد این فیلم مطرح شده، گران تمام شدن آن است، یعنی هزینه زیادی که صرف تولید آن شده. این اشکال تا چه حد وارد است؟ اولاً باید دید که این کم و زیاد یا گران و ارزان بودن، بر چه اساسی و با چه قیاسی مطرح می شود؟ اگر گفته شود که در قیاس با دیگر تولیدات داخلی سینما در ژانر تاریخی مذهبی، عرض می کنم که کدام وجه از این فیلم، قابل قیاس با تولیدات داخلی است که این وجه آن قابل قیاس باشد!؟ نمی شود که شما عزمتان را برای یک سفر خارجی جزم کنید ولی برآورد هزینه ها و تدارکاتتان را برمبنای سفر داخلی داشته باشید. اگر گفته شود که در قیاس با دیگر فیلم های تاریخی در عرصه های جهان و بین الملل عرض می کنم که فقط یک فیلم را در این سطح، نام ببرند که با کمتر از چند برابر هزینه این فیلم، ساخته شده باشد. و اگر گفته شود که در قیاس با مجموعه بودجه فرهنگی و هنری کشور، عرض می کنم که با آنچه فقط در سال های اخیر از بودجه فرهنگی و هنری نفله و حیف و میل شده، ده فیلم دیگر با همین اشل و هزینه می توانسته ساخته شود و نشده، پولهایی که ردّشان را در هر کجای عالم می توان گرفت جز عالم فرهنگ و هنر و سینما. و اگر گفته شود که در قیاس با بودجه هایی که صرف دیگر افتخارات ملی می شود، مثل فوتبال و... عرض می کنم که ... از شدت شرمساری چیزی نمی توانم عرض کنم. بگذریم. ثانیاً: سخیف ترین نوع برخورد با یک اثر هنری فاخر، بخصوص در ساحت دینی، ارزیابی سمسارگری یا بساز و بفروشی نسبت به آن است. درست مثل این است که شما بخواهید مسجد شیخ لطف الله یا مسجد گوهرشاد را با محاسبه قیمت مصالح و گچ و سیمان، ارزیابی کنید یا هزینه و منفعت آن را با مدل آپارتمان سازی بسنجید. در مواجه با آثار فاخر دینی، تنها مسأله ای که باید مورد ارزیابی قرار بگیرد، این است که آیا اثر در انجام رسالت خود موفق بوده یا نه. اگر اثر چنان که باید و شاید از کار در آمده باشد و مأموریتش را درست به سرانجام رسانده باشد و به ارتباط مطلوبش با مخاطب رسیده باشد، مسأله کم و زیادی هزینه یا ارزانی و گرانی، جایی برای طرح ندارد. ولی اگر کار به اهلش سپرده نشده باشد، اگر خالق اثر، اهلیت لازم برای خلق اثر را نداشته باشد و اگر به هردلیل اثر در انجام مأموریتش موفق نشده باشدء هر مقدار بودجه ای که صرف شده- ولو کمترین مقدار ممکن- هدر رفته و تباه شده. اشتباه نشود. اسراف و تبذیر یعنی صرف هزینه در غیر جای خود، همیشه و در هرکاری مذموم است. ولی هزینه ای که به اعتلای اثر کمک می کند، بر شکوه و فخامت اثر می افزاید، هزینه ای که تأثیرش در کار به چشم می آید، هرچقدر که باشد قابل نکوهش نیست. ثالثاً و فارغ از بحث هنر و سینما و متعلقات آن، صرفاً در فضای معرفتی و عقیدتی بعضی از حرکات و اتفاقات هست که با هیچ معیار مادی قابل سنجش نیست. به عنوان مثال زدودن گرد و غبار تحریف از چهره ملکوتی حضرت ابوطالب علیه السلام- مطلبی نیست که بشود ...
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
جامعه برطرف خواهد شد. شما اگر همین دو بیت سعدی را درست تفسیر کنید می توانید اتفاقاتی که این روز ها در یمن، مصر، سوریه، عراق می افتد را درک و خنثی کنید. تقریبا 50 درصد نقاط استراتژیک جهان که پر از منابع نفت و گاز است دست مسلمانان قرار دارد اما همیشه دچار جنگ و خونریزی هستند. هر چند ممکن است بگوییم وسوسه جنگ از طرف کشور های سلطه گر که به آنها شیطان هم می گوییم است، اما به نظر بنده باز هم می توان به
در سوگ حضرت امام هادی(ع)
عبّاس) سرپرست جنگ و عهده دار نماز در مدینه بود، در مورد امام هادی(ع) نزد متوکّل عبّاسی (دهمین خلیفه عبّاسی) سعایت و بدگویی کرد و تعمّد داشت که آن حضرت را بیازارد. امام هادی(ع) از سعایت و بدگوییهای او نزد متوکّل آگاه شد، نامه ای به متوکّل نوشت و در آن نامه، آزاررسانی و دروغ بافی عبدالله بن محمّد را متذکّر شد و خواستار رسیدگی گردید. وقتی که نامه به دست متوکّل افتاد، پاسخ نامه را نوشت و در
کن در اندیشه جدایی
پرسش های عمدتا سیاسی، پاسخ هنری دهد. امسال هم زمان با شصت وهشتمین دوره جشنواره کن، باز هم ایران نماینده ای در بخش اصلی ندارد و از این رو فاصله سینمای ایران با نخل طلای کن بیشتروبیشتر می شود. همه اینها در حالی اتفاق می افتد که جشنواره کن یکی از بزرگ ترین و مهم ترین رویدادهای سینمایی جهان است. به باور برخی، مدیریت نادرست فرهنگی به ارث رسیده از سال های گذشته، سبب شده سینمای ایران نماینده ای در این رخداد
طبیعت برون و درون به روایت سعدی
! حرم در پیش است و حرامی از پس. اگر رفتی، بردی و اگر خفتی، مردی، خوش ا ست زیر مغیلان به راه بادیه خفت / شب رحیل، ولی ترک جان بیاید گفت. سعدی در حکایتی دیگر که بیشتر به خاطره می ماند، این گونه گزارش می دهد: وقتی در سفر حجاز، جماعتی جوانان صاحبدل، همدم من بودند و همقدم، وقت ها زمزمه ای بکردندی و بیتی محققانه بگفتندی و عابدی در سبیل، منکر حال درویشان و بی خبر از درد ایشان تا برسیدیم به نخله
روایت زندگی زن یهودی آمریکایی که اسلام آورد
بیابم. وقتی بچه بودم چنان زیاد از مرگ می ترسیدم، به ویژه از فکر مرگ خود، که پس از کابوس های شبانه در این باره نیمه شب والدینم را بیدار نموده و گریه می کردم. وقتی از آنها می پرسیدم که چرا باید بمیرم و پس از مرگ چه اتفاقی برای من می افتد، تمام پاسخی که به من می دادند این بود که باید این سرنوشت اجتناب ناپذیر را بپذیرم اما تا آن زمان راه درازی باقی است و از آنجا که علم پزشکی پیوسته در حال پیشرفت است
انتقاد صفار هرندی از هاشمی/ طلاق 100 طلبه به خاطر تلویزیون/ وزارت بهداشت حاضر شدخسارت بدهد اما در حاشیه ...
داعش و النصره به اردوگاه یرموک به کمک به شاخه مسلح آن یعنی اکناف بیت المقدس دعوت کرده است. حماس بار دیگر هرگونه ارتباط با گردانهای اکناف بیت المقدس را در اردوگاه آوارگان یرموک در جنوب دمشق تکذیب و تأکید کرد هیچ گونه تشکیلات نظامی در سوریه ندارد. قالیباف را به مجلس راه ندادند یک عضو هیأت رئیسه مجلس با اشاره به لغو جلسه روز گذشته شهردار تهران با نمایندگان مجلس بدلیل برخی
خاطرات و مخاطرات
گوید، از یمین و یسار بر او می تازند و با سند و بی سند سعی می کنند گفته هایش را زیر سوال ببرند؟ آیا این تایید ها و تکذیب ها برای تاریخ است یا برای سیاست یا برای تسویه حساب با آیت الله؟هر چه هست خاطره گویی آیت الله هاشمی در حال تبدیل شدن به یک سنت جدید است؛ سنتی که نسل سومی ها را بیش از پیش علاقه مند به گذشته انقلاب کرده تا آنان بخواهند بدانند وارث چه مردان و چه اتفاقاتی هستند. حالا معلوم می شود که چرا
مهم ترین جنبه های فکری بلومنبرگ فیلسوف دشوارنویس آلمانی چیست؟/فرانتس یوزف وتس پاسخ می دهد
متفکر ژرف اندیش معاصر آلمانی کتاب حاضر به فارسی برگردانده شد که در حال حاضر بهترین کتاب راهنما در این زمینه بوده است. فرانتس یوزف وتس، مؤلف کتاب درآمدی بر اندیشه ی هانس بلومنبرگ به رغم اندیشه دشوار فهم بلومنبرگ، سخت نویسی، مغلق گویی، ذکر نقل قول های پیاپی، تداعی های آزاد ذهن سیال بلومنبرگ و به تبع آن، هجوم بی امان افکار مختلف در نوشته هایش، تمام سعی خود را کرده تا از هزارتوی نوشته های
صدای گوش نواز طبل حلبی گونتر گراس
گونتر گراس یک داستان نویس تجربی ست. او مثل ارنست همینگوی در جنگ جهانی دوم شرکت کرده و آنقدر خاطره و تجربه دارد که برای همیشه ی نویسندگی اش کافی ست. او مثل مارکز یا بورخس یا دیگر نویسنده های آمریکای جنوبی نیست که از خیالات یا افسانه ها تغذیه کند. او از تجربه و عینیت می نویسد. او مثل نویسندهء هم عصر و هم وطنش، “هاینریش بل” با آلمان بعد از جنگ روبروست که زندگی طبقهء بورژوا در بحران معنا با یک عامل مهم
سهراب؛ نقاش واژه های اطلسی
می رسد دست به سقف ملکوت گاه در بستر بیماری من حجم گل چند برابر شده است سهراب در رهگذر آشنایی با ادیان و فلسفه های مطرح جهان به خود آگاهی دینی رسید و آثاری مانا و جاودان از خود برجای گذارد. **مجموعه آثار سهراب سپهری وی دارای آثاری چون اشعار مرگ رنگ،زندگی خواب ها ،آوار آفتاب ،شرق اندوه،صدای پای اب ،مسافر،حجم سبزو ما هیچ ما نگاه است. فراموش نکنیم شاعر بودن یعنی انسان بودن و سهراب سپهری انسانی شایسته است که نام او تا هنگامی که انسان بر روی کره خاکی است مانا خواهد بود. دانلود فایل مرتبط با خبر : ...
ذکر خفی و قلبی؛وسیله نیل به مقامات معنوی
عقیق :مراسم بزرگداشت حاج حسن ارضی، پیرغلام اهل بیت (ع) شامگاه یکشنبه سی ام فروردین ماه 1394 با حضور پیرغلامان، مداحان و شعرای آیینی در حسینیه فاطمه الزهرای تهران برگزار شد. در این مراسم، آیت الله سیدمحمدحسین حسینی زابلی، استاد اخلاق حوزه با بیان اینکه همه چیز به اذن خدا انجام می پذیرد، خاطرنشان کرد: همه امور جهان و انسان در ید قدرت پروردگار متعال است؛ چه بدانیم و چه ندانیم.
پاراگراف کتاب (32)
هستیم، فراموش کنیم تا بتوانیم کسی باشیم که واقعا هستیم...! ... گفت گذشته ام همواره همراهم می ماند، اما هر چه خودم را از وقایع آزادتر کنم و بیش تر بر احساسات متمرکز بشوم، بیش تر می فهمم که همیشه، در لحظه اکنون فضای عظیمی هست، نه عظمت استپ، که می توان با عشق بیش تر، شوق زندگی بیش تر، پُرش کرد...! زهیر/ پائولو کوئلیو / مترجم: آرش حجازی بسترم صدف خالی یک تنهایی ست
12 خاطره جنجالی آیت الله
آیت الله هاشمی رفسنجانی از معدود سیاستمدارانی است که توانسته با وجود موقعیت بالای سیاسی و مشغله فراوان خود، فرصتی برای نگارش خاطرات روزانه خود اختصاص دهد. تدوین و انتشار این یادداشت های روزانه، نشان دهنده نظم فکری و کاری در زندگی ایشان و دغدغه جدی برای انتقال اطلاعات صحیح به آیندگان است. خاطرات انتشار یافته فرصت ارزشمندی در اختیار پژوهشگران و تاریخ نگاران قرار داده است تا از زبان یکی از تاثیرگذارترین شخصیت های سیاسی سه دهه اخیر، بی واسطه تلاش جمعی انسان مسلمان و آرمانخواه را برای ایجاد جامعه اسلامی دریافت کنند. ...
سوگندنامه تان را مرور کنید...
لزوم وجود دستور العمل هایی برای رعایت نهایت دقت و تعهد در انجام اقدامات تاثیرگذار در مشاغل مهمی مانند پزشکی احساس می شود. امروزه شاید ایران در روش های درمانی هیچ چیز از سطح علم پزشکی دنیا کم نداشته باشد و حتی در مواردی نسبت به برخی کشورها پیشگام باشد؛ متاسفانه خطاهای پزشکی به عنوان یکی از عوامل مرگ مادران در کشورهای در حال توسعه مطرح می شود. چندروز گذشته نیز شاهد مرگ تکان
کتاب تاریخ جهان منتشر شد
، همچنین آموزنده و قابل فهم؛ به چالش بکشد بی آنکه خصومت آمیز باشد؛ صمیمانه باشد بی آنکه بیزارکننده شود. تاریخ به انتها نرسیده است. این کتاب می خواهد بگوید دنیا چگونه شد که چنین شد، رویارو شدن با مسائل فعلی و چشم اندازهایی برای آینده – که در واقع صرفا گذشته ای است که هنوز اتفاق نیفتاده است. نویسنده در این کتاب تلاش کرده در هر فصل به هر قاره نظری بیاندازد. هر فصل به مضامینی از دو داستان سترگ کره ارض
ما هفتصد سال است به زبان سعدی سخن می گوییم
به گزارش خبرگزاری مهر، یکشنبه، 30 فروردین ماه، دومین روز همایش سعدی و متنبی با حضور غلامحسین ابراهیمی دینانی، شکوه حسینی و علی رضا منوچهریان در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد. در این همایش موضوعات مرد را راه به حق، عقل نماید یا عشق؟ ، فراخوانی متنبی در شعر معاصر عرب و متنبی، شاعر عشق و فلسفه طرح و بررسی شدند. در میانه این نشست تعدادی از حکایات و غزلیات سعدی خوانده شد. متنبی در جامه ی
ریشه یابی جامعه شناختی و روان شناختی بدحجابی
ی مأموران ما آن است که جوانان را به عشق بازی و روابط جنسی نامشروع با زنان تشویق کنند و بدین وسیله فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهند. [2] بر این اساس، ریشه یابی و درمان معضل بدحجابی را می توان از جهات متفاوتی حائز اهمیت دانست و این اهمیت عمدتاً در گرو ماهیت اجتماعی این مسئله است. در حقیقت، بدحجابی ، افزون بر آثار و تبعات فردی مانند افزایش مزاحمت ها، آزارها وخشونت های جنسی؛ دارای
درد مشترک
برخوردارند. مرگ یکی از ایده هایی است در این داستان ها بدان توجه زیادی شده است، به ویژه جهان پس از مرگ و تصورات فراواقعگرایانه. چنان که از نام این کتاب (زمان در گذر است) پیداست، زمان نیز یکی از مقوله های محوری در این داستان هاست. بخش عمده زندگی اغلب شخصیت های این داستان ها نه در آینده که در گذشته خلاصه و خاطره هایی از گذشته آن ها تداعی می شود، خاطرات تلخ و شیرین و گاه رازهایی که سال های سال
کندوکاوی درباره دلایل تضعیف بنیان های خانوادگی/ عشق را به خانه بیاوریم
خانواده ها با آن مواجهیم، این است که در گام نخست، چه کسانی باید مورد آموزش قرار بگیرند؟ دکتر امید علی احمدی جامعه شناس، درباره ضرورت های نظری و عینی آموزش خانواده ها می گوید: در مورد خانواده ها به موضوع هایی می رسیم که جای خالی آموزش در آنها احساس می شود، مانند اختلافات زناشویی، ناتوانی در حل و فصل مشکلات اعضای خانواده و ناهماهنگی آنان. حال آن که با مجموعه ای از آموزش ها می توان حجم قابل
ژیل پرو و تکه های گم شده تاریخ، به بهانه تجدید چاپ مجموعه داستان وعده گاه شیر بلفور
تنها هیچ ردی از حسرت یا پشیمانی در آن وجود ندارد بلکه از گذشته اش دفاع هم می کند. بازگشت بیبندوم با همان شکل و شمایل نشان می دهد که جهان بعد از جنگ، هنوز خالی از شر نیست و شر به شکلی دیگر همچنان در این جهان پرسه می زند و انگار بخشی جداناشدنی از آن است. داستان سوم مجموعه با عنوان سالگرد ، تصویری دیگر از موقعیت انسان های درگیر جنگ به دست می دهد. عشق های پنهان، قهرمان های ترس خورده، نیازهای جسمانی
اس ام اس عاشقانه و احساسی سری پنجم
چه قدر دردناک است این مشکل که همیشه برای فرار از دست یک آدم به آدم دیگری پناه برده ایم ... اعتیاد به آدم ها بدترین نوع اعتیاد است ___________________ حتی اگر حرفی نبود شماره ام را بگیر و فقط بخند ... وقتی می خندی زمان می ایستد و در زیر پوست ام انگار پرنده ایست که برای رهایی پرپر می زند ... ___________________
نامه های جاودانه
نامه های شهداست. 8 – سفارش در مورد پیروی از امام خمینی (ره): تأکید بر الگو پذیری از امام، اطاعت از امام، تداوم راه امام، حمایت از امام، خط امام، دعا به امام، عشق و ارادت به امام، قدر دانی و ادای دین نسبت به امام، امام به عنوان نایب امام زمان (عج) (رفیعی، 1379،: 1)؛ 9 – پیام ها و سفارش ها: هدف اصلی از نوشتن وصیت، مکتوب کردن پیامی است که خون یک شهید می تواند برای همه انسان ها
رمزگشایی از اسرار گنج دره جنی
زمانه و آدم هایش کتابی است درباره داستان های ابراهیم گلستان. آن گونه که از کتاب برمی آید، نویسنده معتقد است داستان های گلستان هریک به گونه ای تصویری از تحولات انسان و جامعه ایرانی را در دوره معاصر بازتاب می دهند. مسئله مهم برای گلستان نفسِ داستان نوشتن نیست؛ آنچه برای او مهم است، ارائه تصویری هنری از زمانه و آدم هایش در قالب داستان است. به همین دلیل وقایع مهم تاریخ معاصر ایران، گرایش های مختلف
سبک زندگی در خانواده 5 شهید سجادیان
'' می نامد. جورد روستای سادات است و شهیدان این روستا نیز اکثراً بچه های حضرت زهرایند. سال 90 مراسم یادمان شهیدان این محله شهادت و جهاد برگزار شد. بچه های نسل سوم وچهارم جورد با همت بلند خود یادنامه ای وزین، خواندنی و پربار برای شهدایشان تدارک دیده بودند. باز هم جورد پیشتاز شده بود. باور کنید توی این چند سال گذشته یادنامه ای به این زیبایی در میان روستاها و شهرهای منطقه ندیده بودیم. از همه زیباتر
پل طبیعت چگونه جهانی شد؟
به آن توجه کرده اند، اما روح زندگی در شهرها با نمادهایشان عجین است. میدان آزادی تا سال ها به نشانه آزادی خواهی مردم این مرز و بوم نماد شهری پایتخت بود. در روزگار معاصر نیز برج میلاد نشانه دستاوردهای فنی ایرانیان است و باور و خود اتکایی. اکنون پلی در هم تنیده با طبیعت در دل تپه های عباس آباد احداث شده است که توانسته باز هم رتبه ای دیگر در عرصه جهانی کسب کند؛ پلی که بیش از هر چیز بیانگر
فرمانده سازمان بدر عراق : مقلد آیت الله خامنه ای هستم
کنم از شما از اینکه اجازه دادید در این هفت روز از خطوط مقدم جبهه بازدید و با رزمندگان باحالی که ما را به یاد هشت سال دفاع مقدسمان انداخت به گفت وگو بنشینیم. اولین سوال بنده در خصوص علت کناره گیری تان از مسئولیت وزارت راه در دولت است و دیگر اینکه شما حتی سال گذشته در انتخابات مجلس عراق پیروز شدید ولی بر کرسی مجلس تکیه نزدید، چرا؟ – سقوط استان نینوا توسط داعش بحران بسیار بزرگی در وضعیت