سایر منابع:
سایر خبرها
روایت خواندنی سیدرضا میرکریمی از مجنون
بارید و بچه ها از پشت هی می گفتند ول کن بیا توی سنگر. بالاخره بی خیال اسلحه شدم اما همه چیز آن قدر به همه جا گیر کرده بود که نمی توانستم بلند شوم. نخ ها و ریسمان ها و اتصال ها و آویزها را با مکافات باز کردم و پریدم داخل سنگر. حواسم که جا آمد، دیدم نانوا و فرمانده و آرپی جی زن و کمکش هم برگشته اند. دیدم خیلی از بچه هایی که آخرین بار مجروح دیده بودم شان، شهید شده اند. دیدم پیرمردی در سنگر دراز کشیده و
چرا مسلمانان آفریقای مرکزی قتل عام شدند؟+ تصاویر
/> حقیقت آن است که تحت کنترل نگاه داشتن چنین کشوری بسیار ساده است. فقط کافیست مردم را در فقر نگاه دارید. سرژ ماگنا، یکی از رهبران این کشور می گوید: این کشور از نبود رهبران مردمی رنج می برد. مشکل اساسی اینجاست که همه گروه های سیاسی فقط به دنبال منافع خودشان هستند. به همین دلیل هم هست که جوانان سیاست مداران را قبول نمی کنند. سیاست مداران ما عمدا کشور را در فقر نگاه می دارند. باورهای غلط را
بخش دوم مصاحبه محمد دادگان/کفاشیان شرمنده مردم نیست؟/ شیر و بز افغانستان هم آنها را نمی خواهد از قرارداد ...
/> خب باید این را خدایی بگویم که آقای احمدی نژاد حداقل دو بار و شاید سه بار ما نمی خواستیم آقای دادگان برود. حتی در برنامه زنده تلویزیونی که آقای حیدری مجری اش بود به اسم گفت ما نمی خواستیم رئیس فدراسیون را عوض کردیم. آقای علی آبادی کرد، جوابش را هم خودش باید بدهد. دیگر رئیس جمهور نمی آید در پخش زنده واضح بگوید که خدایی گفت. به ما هم نامه داد که آقای دادگان اینها را ببین.پس نشان می دهد که با
گزارش کنسول آلمان در تبریز از نسل کشی ارامنه
واحدهای ترک و دسته های راهزن روی داده بود. بنا به نوشتۀ لپسیوس ساکنان ارمنی زیتون کاری با دسته های راهزن نداشتند، در عوض ارامنه و مسلمانان فراری از ارتش موجب تقویت این دسته ها شده بودند. در روز 25 ماه مارس 1915 بین 10 تا 20 هزار ارمنی ساکن شهر زیتون به سوی صحرای عربی رانده شدند. ارمنی ها دورتیول در سواحل کیلیکیه به سوی حلب رانده شدند، 4058 ارمنی سودیجه توانستند به کمک یک کشتی فرانسوی به اسکندریه پناه
ماجرای عکس یادگاری 23 اسیر ایرانی با صدام چه بود؟
هنوز با ما کار داشت. گفت: حالا دخترم، هلا، گل های سفیدی را به نشانة صلح و دوستی میان شما تقسیم می کند. این را که گفت، افسری با ظرفی بلوری، پر از غنچه های سفید، از راه رسید و ظرف را داد به هلا. دخترک بلند شد، دور میز چرخید، و ما هر یک غنچه ای رز سفید برداشتیم و در جیب گذاشتیم. کار هنوز تمام نشده بود. صدام دستور داد همه پشت سرش جمع شویم. گفت: حالا می خواهم با شما عکس یادگاری بگیرم. این
گفتگوی دوستانه با کبری احمدی بانوی کارآفرین
متوالی که باید در ستاد حضور داشتیم، برنامه گذاشته بودیم و به صورت یک روز در میان به ستاد می رفتیم. یک روز بچه ها پیش من می ماندند و همه کارهایشان و نگهداری و پخت غذا و... را انجام می دادم و روز دیگر دوستم از بچه ها مراقبت می کرد و من به ستاد می رفتم. در زمان هایی هم که امکان بردن بچه ها به ستاد بود آن ها را همراهمان می بردیم. یادم هست که در آن جا خانم ها لباس های رزمنده ها را می دوختند.بعد از دوخت هم
نامه قیصر امین پور به دخترش و خاطرات دیگر
انجام دهید، پسر خوب است هم تحصیلات عالی دارد، هم عفیف و نجیب است، هم ... و او راضی شد که دخترش را به تو بدهد. روز عقد، وقتی که همه برای مراسم شما جمع شده بودند دور سفره و تو و زیبا زیر توری از براده های کله قندی بودی، اذان زد. راستش یک جورهایی شاید زشت می بود این که بلند شوی و ... اما تو بلند شد. کاری بود مهمتر از عقد تو که بایستی انجامش می دادی. آستین هایت را بالا زدی و وضو گرفتی بعد هم
از مزرعه تا سفره نیازمند نظارت هستیم
جامعه - به ویژه اقشار آسیب پذیر جامعه مانند کودکان و نوجوانان، مادران باردار و شیرده و سالمندان - از غذاهای برخی از اصناف یا رستوران هایی استفاده می کنند که سازمان غذا و دارو کنترل و نظارتی بر عملکرد این دسته از اصناف ندارد؛ ولی اداره کل بهداشت بر فعالیت این واحدها نظارت می کند. این اداره کل در بازدیدهای دوره ای که به شکل تصادفی انجام می شود، بر فعالیت شان نظارت می کند. چندی پیش موضوعی ذهن
ماجرای لو رفتن یک جاسوس قدیمی اسرائیل
و غریب وی را نمی توان نظرات حماس دانست. با هم قسمت پانزدهم را می خوانیم: الان می فهمم (و فقط الان است که می فهمم) که من خیلی شکننده ام، درست مثل یک تکه گِل خشک. یا بهتر بگویم: شبیه روند صلح [سازش] در خاورمیانه. کسی هستم که بعد از بدبختی هایی مستمری که بر سرش آمده، پس از ربع قرن، در نهایت شکنندگی است. بله، الان می فهمم شیشه ی مدرسه ام (که با رنگ آبی رنگش کرده بودند) از من قوی تر بود
ماجرای گم شدن یک شهید در هور
مطبوعاتی و ضبط و دوربین، گریزان بود. اما این که چطور شد این گرامی مرد در تله مصاحبه ای طولانی گرفتار آمد؛ پاسخ آن را باید سردار شهید حاج سعید جان بزرگی به شما بدهد! آخر مصاحبه گیرنده، همین هنرمند بسیجی بود. از زمان ضبط این گفت وگوی خواندنی، قریب به 18 سال سپری شده، اما هنوز هم خاطرات دلنشین و زیبایی که شهید سعید سلیمانی آنها را با شهید سعید جان بزرگی در میان گذاشت، طراوت و جذابیت شان را حفظ
افراد سلامتی شان را کف کوچه و خیابان رها کردند/ مردم در سبد خانوار مبلغی برای سلامتی خود اختصاص دهند
غذا از مزرعه تا سفره” است این شعار جهانی است. از سیاست های دکتر هاشمی و معاونین شان است که آمدند کاردرستی کردند گفتند برای اینکه ما فرصت این را داشته باشیم که برنامه های هفته سلامت را به درستی انجام و پیاده کنیم به یکم تا هفتم اردیبهشت این هفته را منتقل می کنیم و به هفته اول اردیبهشت هفته ملی سلامت می گوییم که شعارش هم در کنار شعار جهانی که ایمنی غذا از مزرعه تا سفره است امسال شعار
رضاشاه از تولد تا 16 سالگی
می کنند و از رودخانه تلار می گذرند و به سمت الاشت می آیند. خانه اصلی عباسعلی خان (پدر رضاشاه) در منطقه سیتاق الاشت قرار داشت. ناگفته نماند که این خانه ی بسیار بزرگ در ابتدا به مرادعلی سلطان پدر عباسعلی تعلق داشت. خانه چراغعلی خان برادر عباسعلی خان پدر رضاشاه نیز در پاهلون خیل قرار داشت و دور از خانه برادر کوچکتر بود. پدر و مادر نوش آفرین اهل قفقاز بودند. از همین رو نوش آفرین
بنیاد در آینه مطبوعات
داشت؛ شاگرد اول دانشگاه تورنتو بود از نخبگان جنگ زیاد شنیده بودم . کسانی که به عنوان بسیجی و با یک لباس ساده همه چیزشان را گذاشتند و رفتند، اما وقتی با سرگذشت شهید حسن آقاسی زاده آشنا شدم برایم تکان دهنده بود . شهیدی که در رده نخبگان جهانی قرار داشت طوری که روزنامه های آن روز خارج از کشور هم مدام از او یاد می کردند. کسی که پروژه های میلیاردی را در زمان خودش با خاک جبهه عوض کرد و با شهادتش مهر
راز و رمزهای بارداری و تناسب اندام از زبان ماه چهره خلیلی
زوج موفق و پر از انرژی مثبتی که 25 فروردین ماه امسال اولین سالگرد ازدواج شان را جشن گرفتند و شادی دیگری را هم تجربه می کنند. تولد پسرشان... می گوید: زندگی روزهای خوب و بد دارد، بالا و پایین دارد و اتفاق های خوشحال کننده و غم انگیز می تواند برای همه بیفتد، اما مهم این است که در این میان یک نفر را داشته باشی تا در همه این لحظات کنارش باشد. ما کنار هم آرامش داریم. خودش و همسرش ابراهیم
حاجی زاده از تولید موشک می گوید
ولی به هر حال امکانات را آوردیم. موقعی که رسیدیم، همه بچه ها بسیج شدند تا توانستیم دوباره موشک را راه بیندازیم ولی خب مشکلاتی هم داشتیم. 2 سال بود که بچه ها از تجهیزات دور بودند، تمرین و رزمایش نکرده بودند و اساسا موشکی شلیک نشده بود. لیبیایی ها تجهیزات را ناقص کرده بودند و کار بسیار سخت بود. امکاناتی که ما از کره شمالی آمده بود، کپی سازی کرده بودند ولی با
ماجرای دعوای دو فرمانده و شهادت در کنار یکدیگر/ سخت ترین درگیری جنگ پشت کانال ماهی بود
محسن نیا مسئول لجستیک تماس می گرفت برای رساندن مهمات و آذوقه. انفجار پی در پی خمپاره ها و توپ ها و تیرهای مستقیم مجال نمی داد بچه های لجستیک به موقع وسایل را برسانند به خط. خلیل مسئول اطلاعات بود و فرکانس همه را داشت. من گوش می دادم که با محسن نیا تماس گرفت و بر سر اینکه امکانات به خط نرسیده بحث شان شد. خلیل عصبانی شد و گوشی را قطع کرد. راه افتادم سمت خط و دیدم راننده وسایل را آورده اما سی متری خط
تبعات حذف صبحانه از وعده غذایی
فرآورده های غذایی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی سازمان غذا و دارو با تاکید بر اینکه صبحانه مهمترین وعده غذایی است، نسبت به تبعات حذف آن از برنامه غذایی شهروندان هشدار داد. وی با اعلام اینکه نخوردن صبحانه آسیب جدی به سلامت فرد وارد می کند، گفت: خوردن صبحانه علاوه بر تامین انرژی روزانه، باعث نشاط و شادابی فرد می شود. حسینی با تاکید بر اینکه خوردن صبحانه برای بچه ها از اهمیت ویژه ای
فداکاری در آتش زندگی
روز بدتر شود و من شرمنده زن و بچه ام شوم. آنها به خاطر من خط بطلانی به بسیاری از آرزوهایشان کشیده اند و در تمام این مدت تنها لبخند زدند و دعا کردند تا من قوت قلب بگیرم. سفری به کربلا یک سال و نیم از این ماجرا گذشته بود و کمی حال حمید صبری بهتر شده بود که ناگهان اتفاقی عجیب در زندگی شان رخ داد. همسر راننده فداکار می گوید: زمانی که این اتفاق برای همسرم رخ داد، او نمی توانست دست